تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل پیدایی شخصیت علمی حضرت زینب سلام الله علیها در واقعه ی عاشورا و رخدادهای پس از آن – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل پیدایی شخصیت علمی حضرت زینب سلام الله علیها در واقعه ی عاشورا و رخدادهای پس از آن شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل پیدایی شخصیت علمی حضرت زینب سلام الله علیها در واقعه ی عاشورا و رخدادهای پس از آن:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل پیدایی شخصیت علمی حضرت زینب سلام الله علیها در واقعه ی عاشورا و رخدادهای پس از آن به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل پیدایی شخصیت علمی حضرت زینب سلام الله علیها در واقعه ی عاشورا و رخدادهای پس از آن به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل پیدایی شخصیت علمی حضرت زینب سلام الله علیها در واقعه ی عاشورا و رخدادهای پس از آن با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل پیدایی شخصیت علمی حضرت زینب سلام الله علیها در واقعه ی عاشورا و رخدادهای پس از آن با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل پیدایی شخصیت علمی حضرت زینب سلام الله علیها در واقعه ی عاشورا و رخدادهای پس از آن با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل پیدایی شخصیت علمی حضرت زینب سلام الله علیها در واقعه ی عاشورا و رخدادهای پس از آن را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل پیدایی شخصیت علمی حضرت زینب سلام الله علیها در واقعه ی عاشورا و رخدادهای پس از آن :

۱. مقدمه

آخرین فرستاده ی الهی و خاندان پاکش به عنوان مهم ترین افراد جامعه ی اسلامی، در طول دوره های متمادی همواره در کانون توجه مسلمانان قرار داشته و به مناسبت های مختلفی از آن ها سخن به میان آمده است. در این میان، یکی از شخصیت هایی که بسیاری از بزرگان و عالمان اسلامی اعم از شیعه و اهل سنت از سیره و تاریخ زندگی ایشان یاد کرده اند، حضرت زینب بن علی سلام الله علیهما هستند. بیشتر افراد یادشده، بخش اندک، اما پراهمیت زندگی این بانوی بزرگ اسلام را ورق زده اند که در واقع، همان دوره ی سفر ایشان به همراه برادر بزرگوارشان یعنی حضرت امام حسین علیه السلام در حادثه ی جان سوز کربلا و رخدادهای پس از شهادت سیدالشهداء در کوفه و شام است. از این رو، درباره ی زندگانی و شخصیت حضرت زینب سلام الله علیها، بیشتر به جنبه های عاطفی و گزارش های تاریخی وقایع پیرامون قیام و نهضت حسینی پرداخته شده، و هرچند زندگانی ایشان با آن حوادث الفتی جدایی ناپذیر یافته، اما متأثر از این امر، دیگر زوایای زندگی ایشان مانند شخصیت علمی حضرت مورد غفلت واقع شده و یا کم تر و به گونه ای گذرا از آن سخن به میان آمده است. نوشتار پیش رو در پی آن است تا شخصیت علمی عقیله ی بنی هاشم سلام الله علیها و ظهور و بروز این علم در جریان عاشورا و رخدادهای پس از آن را گزارش و سپس مورد کنکاش و تحلیل قرار دهد، و از این نظر، می تواند نگاهی نو به شمار آید.

۲. علم زینبی از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام

حضرت زینب سلام الله علیها از بانوان بزرگواری است که مورد ستایش اهل بیت علیهم السلام بوده و از ایشان به عنوان بانویی خردمند، با کرامت، صبور و فداکار یاد شده است. در فرهنگ اسلامی القاب فراوانی به حضرت نسبت داده شده است که برخی از آن ها به سان «عالمه غیر معلمه»، «فهمه غیر مفهمه»، «عقیله الطالبیین»، «عقلیه القریش»، «عقیله النبوه»، «عقیله الوحی»، «عقیله خدر الرساله »، «سیده العقائل»، «عقیله النساء»، «فاضله»، «رضیعه ثدی الولایه»، «رضیعه الوحی»، «موثقه»، «المعصومه الصغری»، «ولیده الفصاحه »، «فصیحه » و «بلیغه» (رک به: الجزائری، ۱۴۲۵ق: ۵۲-۵۳)، نمایان گر ابعاد گوناگون علمی ایشان هستند. شماری از این موارد از سوی معصومین علیهم السلام و برخی دیگر، از سوی بزرگان، محققان و نویسندگان اسلامی بر ایشان اطلاق شده است.

بی تردید، بهترین سخنی که می توان درباره ی مقام علمی زینب کبری سلام الله علیها از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام از آن یاد کرد، فرموده ی حضرت امام سجاد علیه السلام درباره ی ایشان در کوفه است که ایشان را دانای بی آموزگار و فهمیده ی بی تفیهم گر خطاب می کند:

أنْتِ بحمْد اللّهِ عالِمَهٌ غَیرَ مُعَلّمَهٍ وَ فَهِمَهٌ غَیرُ مُفَهَّمَهٍ (طبرسی، ۱۴۰۳ق، ج۲: ۳۰۵؛ مجلسی، ۱۴۰۴ق، ج۴۵: ۱۶؛ مقرم، ۱۴۲۶ ق: ۳۲۸-۳۲۹).

این فرموده از ناحیه ی کسی صادر شده است که خود دارای مقام عصمت بوده و هرگز داشتن علم خدادادی را به گزاف و یا برای خشنودی عمه ی گرامی اش به زبان نمی آورد. بنابراین، این فرموده ی امام، پرده از علمی الهی و متفاوت با سنخ علم عادی برمی دارد که از ناحیه ی پروردگار به حضرت زینب سلام الله علیها ارزانی داشته شده است. خداوند متعال هرگز چنین عطایی را نسبت به هر کسی روا نداشته و تنها افرادی را شامل این عنایت می فرماید که زمینه ی این لطف را در خود به وجود آورده باشند. طبیعی است زینب سلام الله علیها که در دامان پدر و مادری بلندمرتبه و نیز در خانه ی وحی رشد یافته بود، توانست چنین ظرفیتی را در خود ایجاد نماید تا مشمول رحمت ویژه ی الهی گردد. از نمونه های بارز وجود چنین ظرفیتی در ایشان، جریانی درباره ی سنین کودکی حضرت است که به پدرشان، امام علی علیه السلام می فرماید که آیا او را دوست دارد؟ امام علیه السلام در پاسخ، فرزندان را جگرگوشه های خود دانستند. پس از این جواب، زینب کبری سلام الله علیها فرمود: دو محبت در سینه ی مؤمن جمع نمی شود؛ اما به هنگام ناچاری باید نسبت به فرزندان مهربان بود و محبت را تنها نسبت خداوند متعال اظهار کرد (خوارزمی، ۱۴۲۳ق، ج۱: ۱۷۹).

سخن دیگری که در باب حضرت زینب کبری سلام الله علیها گفته شده و از مقام و شخصیت علمی والای او حکایت دارد، فرموده ی امام حسن مجتبی علیه السلام است که خطاب به خواهر خویش در سخنی می فرماید که شما به حق از درخت نبوت و معدن رسالت هستی (القزوینی، ۱۴۲۰ق: ۵۸۱؛ سراج، [بی تا]: ۳۲).

هم چنین زینب کبری سلام الله علیها از همان شجره ی طیبه ای بوده که در قرآن کریم از آن یادشده (ابراهیم/۲۴-۲۵) و در کانون رسالت و علم الهی پرورش یافته است. در روایتی از پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله و سلم نقل شده است که همواره می فرمودند:

نحن أهل بیت طهرهم اللّه، من شجره النبوه و موضع الرساله و مختلف الملائکه و بیت الرحمه و معدن العلم (ابن ابی حاتم، ۱۴۱۹ ق، ج۹: ۳۱۳۳؛ سیوطی، ۱۴۰۴ق، ج۵، ۱۹۹).

نوه ی گرامی ایشان، حضرت زینب سلام الله علیها نیز در میان اهل بیتی بالیده است که خداوند متعال آن ها را پاک گردانیده و معدن علوم قرار داده و دخت گرامی بتول سلام الله علیهما نیز از این برکه ی معرفت سیراب شده است. با این توصیف، در ادامه، به برخی از ابعاد شخصیت علمی رضیعه ی وحی و پیدایی آن در حوادث پیرامون نهضت حسینی علیه السلام، به تفکیک اشاره خواهد شد.

۳. ابعاد گوناگون علمی زینب کبری سلام الله علیها

اندیشه ورزی

تعقل و اندیشه ورزی از مهم ترین ویژگی های علمی بانوی کربلاست که بیشتر در لقب «عقیله» تبلور یافته است. «عقیله» در لغت به معنای گرامی ترین، بزرگوارترین و شایسته ترین چیز، فرد یا بانوست (فراهیدی، ۱۴۰۹ق، ج۱: ۱۶۰؛ ازهری، ۱۴۲۱ق، ج۱: ۱۶۱؛ صاحب، ۱۴۱۴ق، ج۱: ۱۷۲؛ ابن فارس، ۱۴۰۴ق، ج۴: ۷۲)؛ هم چنین این لقب برای بانوان خردمند و عاقل و دارای جایگاهی بلند استفاده می شود (بیضون، ۱۴۲۷ق، ج۲: ۶۵۴). عقیله، عنوانی است که هاشمیان در یادکرد از حضرت زینب سلام الله علیها از آن استفاده می نمودند؛ چنان که ابن عباس هنگامی که می خواست از ایشان حدیثی نقل کند، حضرت را «عقیله ی ما» خطاب می کردند (الاصفهانی، [بی تا]: ۹۵).

اندیشمندان متعددی از اهل سنت در تأکید بر جنبه ی شاخص علمی عقیله ی بنی هاشم، ایشان را بانویی عاقل، خردمند، دارای اندیشه و دلیر معرفی کرده اند (برای نمونه رک به: ابن اثیر، ۱۴۰۹ق، ج۶: ۱۳۳؛ ابن حجر، ۱۴۱۵ق،ج۸: ۱۶۶؛ الزرقانی، ۱۴۱۱ق، ج۳: ۱۲۸) و به شماری از رفتارهای مهم زینبی اشاره نموده، آن ها را دلیل روشنی بر علم او دانسته اند (ابن اثیر، ۱۴۰۹ق، ج۶: ۱۳۳؛ ابن حجر، ج۸: ۱۶۷). برای نمونه، به سخنان زینب کبری سلام الله علیها در مجلس یزید اشاره کرده اند که ایشان در پاسخ به مردی شامی که از یزید می خواست دختر امام علیه السلام را به کنیزی بگیرد، فرمودند: خطا کردی و پستی نشان دادی؛ زیرا این نه حق توست و نه حق یزید. حضرت به یزید فرمود: این حق برای تو نیست، مگر این که از دین ما که اسلام است، خارج شده باشی (مفید، ۱۴۱۳ق، ج۲: ۱۲۱). نکته اینجاست که در جنگ میان دو گروه مسلمان، زنان طرف مقابل به کنیزی گرفته نشده و چنین حقی برای دو طرف که مسلمان زاده هستند وجود ندارد؛ اما یزید و آن مرد شامی به آن آگاه نبوده یا انگیزه ای نامشروع داشته اند که این اتفاق در هر صورت، با شجاعت، درایت و علم عقیله ی هاشمیان منجر به شرمندگی یزید در برابر دیگران گردید.

علم به معارف قرآنی و تفسیر آن

توانایی علمی و تسلط بر معارف قرآنی و تفسیر کلام الهی، از نکات برجسته ای است که می توان به عنوان یکی از ابعاد علمی صدیقه ی صغری سلام الله علیها از آن یاد کرد. در این باره گزارش شده است:

در روزگار حضور امیرمؤمنان علیه السلام در کوفه، زینب سلام الله علیها در مجلسی زنانه در خانه ی خود، قرآن را تفسیر نموده و معنای آن را برای ایشان بیان می کرد. روزی در حال تفسیر آیه ی «کهیعص» بود که ناگاه امام علی علیه السلام به خانه ی او آمده و فرمود: ای نور چشمانم، شنیدم که برای زن ها (کهیعص) را تفسیر می کنی؟ زینب سلام الله علیها گفت: آری، دخترت به قربانت. حضرت امیر علیه السلام فرمود: روشنی دیدگانم! این رمز و نشانه ای است برای مصیبت و اندوهی که به شما عترت و فرزندان رسول خدا صلی الله علیه وآله روی می آورد. سپس برخی از مصائب و اندوه هایی که به زودی بر آن ها وارد می شد را یادآوری نمود. پس آن گاه زینب صلوات الله علیها با صدای بلند گریه کرد (الجزائری، ۱۴۲۵ق: ۶۸-۶۹؛ النقدی، ۱۳۶۲ش: ۳۶).

از این گزارش روشن می شود که حضرت زینب سلام الله علیها در شهر کوفه مجلس تفسیر و تبیین معارف قرآنی برای بانوان داشته است. بدیهی است که مقدمه ی برگزاری چنین مجلسی، توانایی و تسلط علمی بر معانی آیات و معارف آن بوده است، وگرنه برگزاری این گونه جلسات معنایی نداشت.

نکته ی دیگری که درباره ی علم قرآنی حضرت باید بدان اشاره نمود، بهره گیری و استنادات متعدد به آیات الهی در خطبه های ایشان در کوفه (۴ آیه) و شام (۶ آیه) است؛ استفاده هایی که به جا و به مناسبت، کلام فصیح و بلیغ زینب سلام الله علیها را زینت بخشیده و به زیبایی و مهارت چشم گیری با سخنان او آمیخته شده است. برای نمونه، ایشان در ابتدای خطبه ی روشنگر خود در کوفه، خطاب به آنها می فرماید:

یا أهلَ الکوفَهِ، ویا أهلَ الخَتلِ وَ الخَذلِ، فَلا رَقَأَتِ العبرَهُ، و لا هدَأَتِ الرَّنَّهُ، فَما مَثَلُکم إلّا «کالَّتِی نَقَضَتْ غَزْلَهَا مِن بَعْدِ قُوَّهٍ أَنکثًا تَتَّخِذُونَ أَیمَنَکمْ دَخَلَا بَینَکمْ (نحل/۹۲). (ابن اعثم، ۱۴۱۱ ق، ج۵: ۱۲۱؛ مفید، ۱۴۱۳ق (ب): ۳۲۲؛ طوسی، ۱۴۱۴ ق: ۹۲؛ خوارزمی، ۱۴۲۳ق، ج۲: ۴۶؛ ابن طاووس، ۱۳۴۸ش: ص۱۴۶)

و یا در قسمتی دیگر از همین خطبه در چند فراز پایانی، از سه فراز قرآنی بهره برده و اظهار می دارند:

وَیلَکم، أتَدرونَ أی کبِدٍ لِمُحَمَّدٍ فَرَیتُم؟ وأی دَمٍ لَهُ سَفَکتُم؟ وأی کریمَهٍ لَهُ أصَبتُم؟ «لَّقَدْ جِئْتُمْ شیئا إِدًّاً تکادُ السمَاوَاتُ یتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَتَنشَقُّ الْأَرْضُ وَتَخِرُّ الْجِبَالُ هَدًّا» (مریم/۸۹ -۹۰)، ولَقَد أتَیتُم بها خرقاءَ شَوهاءَ، طِلاعَ الأَرضِ وَالسَّماءِ. أفَعَجِبتُم أن قَطَرَتِ السَّماءُ دَما! «وَلَعَذَابُ الْأَخِرَهِ أَخْزَی » (فصلت /۱۶)، فَلا یستَخِفَّنَّکمُ المهَلُ، فإِنَّهُ لا یحَفِّزُهُ البِدار، ولا یخافُ عَلَیهِ فَوتُ الثّأرِ، کلّا «إِنَّ رَبَّک لَبِالْمِرْصَادِ» (فجر/۱۴). (همان)

چنین تسلطی بر آیات قرآن و استفاده ی متعدد و به جای آن در فرازهای مختلفی از دو خطبه ی کوفه و شام، حکایت از تسلط این بانوی بزرگ بر کلام الهی و پیوستگی به منبع اصیل وحی و آشنایی با آن دارد.

روایت حدیث

از دیگر زوایای نشان دهنده ی علم حضرت زینب سلام الله علیها، مقام روایت احادیث است. روایات مهمی به واسطه ی ایشان نقل شده که شاید بتوان مهم ترین آن ها را خطبه ی فدکیه ی حضرت فاطمه سلام الله علیها دانست. این خطبه که گویای مسائل خطیری در صدر اسلام و دوره ی پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله است، در سنین کودکی عقیله ی وحی ایراد گردیده، و نیز برخی رخدادهای پس از آن مانند جریان شِکوه و گلایه ی صدیقه ی طاهره سلام الله علیها پس از عدم اجابت درخواستشان از سوی خلیفه ی اول و ندبه ای که به صورت اشعاری خطاب به پیامبر صلی الله علیه وآله انجام گرفت، از عقیله ی بنی هاشم نقل شده است (برای نمونه بنگرید به: ابن طیفور، [بی تا]: ۲۶-۳۱؛ صدوق، ۱۴۱۳ق، ج۳: ۵۶۷-۵۶۸؛ مفید، ۱۴۱۳ق: ۴۰؛ طبری، ۱۴۱۳ق: ۳۰-۳۹؛ مجلسی، ۱۴۰۴ق، ج۲۹: ۱۰۷).

روایات دیگری هم وجود دارند که جناب زینب کبری سلام الله علیها در برخی از آن ها در نقش راوی (روایت گر) و در شماری دیگر به عنوان مروی (روایت شده از او) مطرح شده است. افرادی چون امام سجاد علیه السلام (ابن قولویه، ۱۳۵۶ش: ۲۶۵-۲۶۶؛ خزاز قمی، ۱۴۰۱ق: ۱۹۴)، فاطمه بنت الحسین علیهماالسلام (مفید، ۱۴۱۳ق (الف)، ج۲: ۱۲۱)، ابن عباس (الأصفهانی، [بی تا]: ۹۵)، جابر بن عبدالله انصاری (صدوق، ۱۴۱۳ ق، ج۳: ۵۶۷) و محمد بن عمرو (مفید، ۱۴۱۳ق (ب): ۴۰) در زمره ی راویان اخبار از عقیله ی قریش هستند. هم چنین خود حضرت از پدرشان امیرمؤمنان علیه السلام (ابن قولویه، ۱۳۵۶ ش: ۲۶۶)، مادرشان صدیقه ی طاهره سلام الله علیها (طبری، ۱۴۱۳ق: ۶۸؛ طبرسی، ۱۴۰۳ق: ۲۰۴) و ام ایمن (ابن قولویه، ۱۳۵۶ش: ۲۶۶) نقل حدیث کرده اند.

با نگاهی به متون عاشورایی، مقام راوی بودن حضرت زینب سلام الله علیها در حوادث عاشورا نیز آشکار می گردد. برای نمونه، ایشان پس از دیدن آثار شدید ناراحتی و غم در چهره ی امام سجاد علیه السلام در روز شهادت پدر بزرگوار و یاران با وفایش، حدیث ام ایمن را برای امام روایت کرد و نکاتی را از آینده و عهد میان رسول خدا صلی الله علیه وآله با جد، پدر و عمویش علیهم السلام بیان داشت تا موجب آرامش خاطر و دلگرمی فرزند برادرش شود (ابن قولویه،: ۲۶۰-۲۶۲).

۴. تفقه در دین و نیابت خاصه از سوی امام معصوم

مطلب دیگری که باید درباره ی بانوی خردمند بنی هاشم به آن اشاره کرد، تفقه ایشان در دین اسلام و معارف الهی است. دکتر عائشه عبدالرحمن بنت الشاطی (۱۹۹۸ م)، اندیشمند زن مصری و یکی از نویسندگان زندگانی حضرت در نگاشته ی خود با یادکرد از تفسیر قرآن توسط ایشان می نویسد:

بنا بر آن چه بعضی از روایات می گویند، زینب علیهاالسلام مجلس علمی مهمی داشته که گروهی زنان دانش پژوه و بانوانی که می خواستند در دین خدا تفقّه پیدا کنند، در آن مجلس شرکت می کردند. و هم چنین برای زینب فراهم آمد آن چه برای هیچ زن دیگری از زنان طایفه ی او فراهم نیامد (بنت الشاطی، ۱۴۰۶ق: ۵۳).

امیرالمؤمنین علی علیه السلام سه مورد از کمال یک مسلمان را تفقه در دین، صبر بر بلایا و مصیبت ها و معاش و زندگیِ همراه با محاسبه و احتیاط معرفی می کند (صدوق، ۱۳۶۲ ش، ج ۱: ۱۲۴)؛ حضرت باقر علیه السلام نیز همین موارد را از نشانه های مؤمن شمرده است (طوسی، ۱۴۰۷ق، ج۷: ۲۳۶)؛ هم چنین امام صادق علیه السلام می فرماید که اگر خداوند خیر بنده ای را بخواهد، او را دانشمند (فقیه) در دین می گرداند (کلینی، ۱۳۶۲ش، ج۱: ۳۲). سیری در زندگانی جناب زینب سلام الله علیها نشان می دهد که ایشان دارای تمام این ویژگی ها بوده است. وی علاوه بر صبر در مصیبت ها و داشتن یک زندگی مدبرانه، تا جایی دانای در امر دین بود که حضرت امام حسین علیه السلام برای مدت کوتاهی پس از عاشورای سال ۶۱ هجری، ودیعه ی امامت را به او سپرد تا به امام زین العابدین علیه السلام برساند (المسعودی، ۱۴۲۶ ق: ۲۷۲).

شیخ صدوق (۳۸۱ق) و شیخ طوسی (۴۶۰ق) در این باره از احمد بن ابراهیم گزارش کرده اند که وی اظهار داشته است:

در سال ۲۶۲ هجری بر حکیمه [خاتون]، دختر امام جواد علیه السلام وارد شدم. از پشتِ پرده با او سخن گفتم و از دینش پرسیدم. او همه ی کسانی را که امامِ خود می دانست، نام برد و حتی نام [کوچک] حجت بن الحسن را نیز بر زبان آورد. به او گفتم: خدا، مرا فدای شما کند، آیا او را دیده ای یا خبر داری؟؛ گفت: این را از نامه ای (وصیتی) که ابومحمد (امام حسن عسکری علیه السلام) به مادر خود نوشته، می دانم. به او گفتم: آن کودک، کجاست؟؛ گفت: پنهان است. گفتم: شیعه به چه کسی پناه ببرد؟؛ گفت: به مادربزرگش، مادر ابومحمد. به او گفتم: به کسی اقتدا کنم که وصیتش به زنی است؟؛ گفت: به حسین بن علی علیه السلام اقتدا کن که در ظاهر، به خواهرش زینب دختر علی علیه السلام وصیت کرد و هر دانشی از سوی علی بن الحسین علیه السلام بیرون می آمد، به زینب منسوب می شد؛ اما این برای پنهان داشتن علی بن الحسین علیه السلام بود (صدوق، ۱۳۹۵ق، ج۲: ۵۰۷؛ طوسی، ۱۴۱۱ ق: ۲۳۰).

بی گمان، اگر زینب سلام الله علیها زمینه ی ادای چنین وظیفه ای را از گذشته در خود ایجاد نکرده بود، دیگران انتظار شنیدن چنین سخنانی از ایشان را نداشتند و در نتیجه، هیچ گاه مقصود امام حسین علیه السلام از وصیت به خواهرش و پنهان داشتن فرزندش، امام سجاد علیه السلام محقق نمی گردید و درست آن بود که سیدالشهداء علیه السلام این بار سنگین را بر دوش خواهر بزرگوارش قرار ندهد. این ها همه، بیان گر مقام والای علمی حضرت زینب کبری سلام الله علیها و جایگاه بلند تفقه و خردمندی ایشان در امر دین بوده و عمل معصوم یعنی امام حسین علیه السلام در این جا، درستی این ویژگی ها درباره ی خواهرشان را روشن تر ساخته است.

۵. احتجاج معصوم به عمل زینب سلام الله علیها

یکی از مسائلی که در بحث های اصولی شیعه از آن سخن به میان می آید، مسأله ی ارجاع به سنت یعنی قول، فعل و تقریر معصوم است که می توان در مسائل مختلف فقهی و اعتقادی به آن ها استناد ورزید و مطابق با آن عمل نمود (برای نمونه بنگرید به: مظفر، ۱۳۷۵ش، ج۲: ۶۱). اگر چه برخی افعال و اقوال حضرت زینب سلام الله علیها را حجت دانسته اند (حسینی، ۱۴۲۸ق، ج۲: ۵۹)، اما بسیاری از فقیهان بر این باورند که سنت، ویژه ی شخص معصوم بوده و نسبت به غیر او منشأ حکمی فقهی یا اعتقادی نخواهد بود؛ اما در حدیثی از امام صادق علیه السلام، ایشان در مسأله ی حکم گریبان دریدن در مصیبت پدر، مادر، برادر و یا دیگر نزدیکان، برای جواز در برخی موارد مانند مصیبت برادر، به فعل فاطمیات که در رأس آن ها حضرت زینب کبری سلام الله علیها قرار داشت، استناد می جوید. در قسمتی از این خبر از جانب امام آمده است:

خراشیدن صورت کفاره ای جز استغفار و توبه ندارد؛ فاطمیات بر [مصیبت] حسین بن علی [علیهما السلام] گریبان دریده و صورت خراشیدند و بر امثال کسانی چون حسین [علیه السلام] است که صورت ها خراشیده و گریبان ها دریده می شود (طوسی، ۱۴۰۷ ق، ج۸: ۳۲۵؛ عاملی؛ ۱۴۰۹ق، ج۲۲: ۴۰۲).

مرحوم صاحب جواهر (۱۲۶۶ ق) پس از نقل این خبر، حضور دختران و خواهران امام حسین علیه السلام در میان فاطمیات را امری واضح و آشکار می شمرد (نجفی، [بی تا]، ج۴: ۳۷۰). طبری و ابن اثیر نیز در شرح ماجرای قیام حسینی علیه السلام در شب عاشورا و گفتگوی میان سید شهیدان و خواهرشان گزارش کرده اند که حضرت زینب سلام الله علیها هنگامی که برادرش را تحت فشار فراوان دید، به صورت زده، گریبان چاک کرد و بیهوش شده، به زمین افتاد (طبری، ۱۳۸۷ق، ج۵: ۴۲۰؛ ابن اثیر، ۱۳۸۵ق، ج۴: ۵۹). این گزارش تاریخی، شمول حضرت در میان بانوان فاطمی را تأیید می نماید. روشن است که استناد یادشده از امام صادق علیه السلام به گونه ای عام، حکایت گر جایگاه والای عقیله ی بنی هاشم است، وگرنه هیچ گاه چنین استنادی از جانب معصوم علیه السلام صورت نمی پذیرفت.

۶. فصاحت و بلاغت

بُعدی دیگر از شخصیت علمی بانوی دانای بی آموزگار، فصاحت (گویایی) و بلاغت (رسایی) ایشان در سخن است که اندیشمندان بسیاری به آن اذعان داشته و بی نظیرش دانسته اند (برای نمونه بنگرید به: امین، ۱۴۰۶ق، ج۷: ۱۳۷؛ قاسم، ۱۹۳۴ م: ۳؛ مطهری، ۱۳۷۵ش: ۵۹). بیشتر این افراد با عنایت به خطبه های حضرت زینب سلام الله علیها پس از واقعه ی بزرگ عاشورا در دوره ی اسارت در کوفه و شام، زبان به تمجید و تحسین ایشان گشوده اند. نمونه ای از این افراد، حَذلَم بن سَتیر است که به هنگام ایراد خطبه در کوفه، چنان محو فصاحت و بلاغت گفتار زینبی گردید که اظهار داشت: گویا زینب سلام الله علیها از زبان علی علیه السلام سخن می گوید (ابن اعثم، ۱۴۱۱ ق، ج۵: ۱۲۱؛ مفید، ۱۴۱۳ق (ب): ۳۲۱-۳۲۳؛ طوسی، ۱۴۱۴ق: ۹۲-۹۳؛ ابن حمدون، ۱۴۱۷ق، ج۶: ۲۶۴).

«فصاحت» به معنای بیان و سخن گفتن شیوا با استفاده از واژه های مأنوس و در عین حال، وزین و بدون پیچیدگی های لفظی و معنوی است (بنگرید به: ابن سیده، ۱۴۲۱ق، ج۳: ۱۶۴؛ ابن اثیر، ۱۳۶۷ش، ج۳: ۴۵۰؛ المراغی، ۱۴۱۴ق: ۱۵-۳۵). معنای «بلاغت » نیز رسابودن کلام به مقتضای حال گوینده و شنونده است که گوینده به بهترین شکل از لحاظ زبان و لغت، و مطابق با حقیقت، مقصود خود را به مخاطب انتقال می دهد (بنگرید به: راغب اصفهانی، ۱۴۱۲ق، ج۱: ۱۴۵؛ المراغی، ۱۴۱۴ق: ۳۵-۳۶). ادیبان، علم بلاغت را در سه شاخه ی معانی، بیان و بدیع پی جویی کرده و آرایه های ادبی مختلفی را در خلال آن ها مطرح می سازند؛ اما از آنجایی که در این مقال، مجالی برای بررسی همه ی این موارد در سخنان دختر امیر بیان علیهماالسلام وجود ندارد، تنها به بیان برخی از آن ها به مقتضای نوشتار پیش رو بسنده می شود.

زینب کبری سلام الله علیها در فرازهای متعددی از خطبه های کوفه و شام، از علم معانی بهره برده است. برای نمونه، در چند مورد به سان «و هَل رَأیک إلّا فَنَدٌ، وأیامُک إلّا عَدَدٌ، وجَمعُک إلّا بَدَدٌ؟» (ابن طاووس، ۱۳۴۸ش: ۱۸۶؛ ابن نما، ۱۴۰۶ق: ۱۰۲) و «أفَعَجِبتُم أن قَطَرَتِ السَّماءُ دَماً؟» (مفید، ۱۴۱۳ق (ب): ۳۲۳؛ طوسی، ۱۴۱۴ ق: ۹۳)، آرایه ی «استفهام» را به کارگرفته است. «نداء» عنصر دیگری است که ایشان در ابتدای خطبه ی کوفه با عبارت «یا أهلَ الکوفَهِ، و یا أهلَ الخَتلِ وَ الخَذلِ» (خوارزمی، ۱۴۲۳ق، ج۲: ۴۶؛ ابن طاووس، ۱۳۴۸ش: ۱۴۶) از آن بهره برده است. «ایجاز» به کار رفته در جملاتی چون «فَتَعساً و نُکساً» (همان) و «فَمَهلاً مَهلاً» (ابن طاووس، ۱۳۴۸ش: ۱۸۶؛ ابن نما، ۱۴۰۶ق: ۱۰۱) نیز بر بلاغت سخن وی افزوده است. نکته ی بلاغی دیگر در علم معانی، استفاده از یک عامل و عطف چند معمول به یکدیگر است که در عبارت «و یتَصَفَّحُ وُجوهَهُنَّ القَریبُ وَ البَعیدُ، وَ الدَّنی وَ الشریفُ» (همان) ظهور یافته است. هم چنین «تجاهل العارف» (خود را ناآگاه نشان دادن) یعنی اظهار تردید گوینده از امری یقینی، برای تأکید سخن خویش و افزودن به توجه مخاطب (المراغی، ۱۴۱۴ ق: ۱۴۰) در فرموده ی شجاعانه ی زینبی «أمنَ العدلِ، یابنَ الطُّلَقاءِ، تَخدیرُک إماءَک ونِساءَک وسَوقُک بَناتِ رَسولِ اللّه صلی الله علیه و آله سَبایا؟» (ابن طاووس، ۱۳۴۸ش: ۱۸۱؛ مجلسی، ۱۴۰۴ق: ج۴۵: ۱۶) به چشم می خورد.

بانوی کربلا در علم بیان نیز از آرایه هایی چون «تشبیه » و «کنایه» استفاده کرده است. ایشان کوفیان را با یاری از قرآن، به آن زنی تشبیه می کند که با دست خود رشته می تابید و پس از محکم کردنش، آن را از هم باز می کرد: «فَما مَثَلُکم إلّا «کالَّتِی نَقَضَتْ غزْلَهَا من بعْدِ قوَّهٍ أَنکثًا تَتَّخِذُونَ أَیمَنَکمْ دَخلَا بینَکمْ»» (خوارزمی، ۱۴۲۳ق، ج۲: ۴۶؛ ابن طاووس، ۱۳۴۸ش: ۱۴۶). در واقع، حضرت به کوفیان اعلام می دارد که شما پس از این که به امام حسین علیه السلام نامه نوشته و به او اعلان وفاداری نمودید، عهد خود را شکستید. زینب سلام الله علیها عبارت «فلَقَد خابَ السَّعی، و تَرِبَتِ الأَیدی، و خَسِرَتِ الصَّفقَهُ» (همان) را به ظاهر، در کنایه از ناکامی کوفیان و سران آن ها در دشمنی با سیدالشهداء علیه السلام مطرح ساخته است که به اهداف دنیوی و وعده هایی که به آنان داده شده بود، هیچ گاه دست نیافتند.

هم چنین وجود آرایه هایی چون «جناس» و «سجع» در صورت های مختلف آن دو، نشان از آگاهی کامل زینب سلام الله علیها از این فنون ادبی و تسلط فراوان در بهره گیری از آن هاست. نمونه هایی از جناس تام در «و لَم تَکن قُلتَ ما قُلتَ، و فَعَلتَ ما فَعَلتَ» (خوارزمی، ۱۴۲۳ق، ج۲: ۷۲-۷۳؛ ابن طاووس، ۱۳۴۸ ش

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *