توضیحات
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل چالش اندیشه دینی وسکولار در عصر رضاشاه، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل چالش اندیشه دینی وسکولار در عصر رضاشاه شامل 120 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل چالش اندیشه دینی وسکولار در عصر رضاشاه:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل چالش اندیشه دینی وسکولار در عصر رضاشاه را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل چالش اندیشه دینی وسکولار در عصر رضاشاه توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل چالش اندیشه دینی وسکولار در عصر رضاشاه :
مقدّمه
تبیین رخدادها و حوادثی که طی سال های ۱۳۰۰۱۳۲۰ به وقوع پیوست، از نقاط عطف در تاریخ معاصر به شمار می رود. ناکامی در نهضت مشروطیت و سپس حاکمیت دوره ای از هرج و مرج زمینه را برای ظهور کودتا، که توسط رضا خان رخ داد، مهیا ساخت. اسناد منتشر شده گویای دخالت انگلیسی ها در شکل گیری کودتا بود. دولت کودتا به رغم ایجاد امنیت ظاهری، اما به لحاظ فرهنگی معضلات شایانی برای جامعه ایرانی به همراه داشت. به نظر می رسد رضاخان با پیوندهایی که با جریان غربزده نظیر افرادی چون تقی زاده، فروغی، داور و تیمور تاش برقرار کرده بود؛ در پی اعمال سکولاریسم از بالا به پایین و با استفاده از زور و اختناق بود. در مقابل، به علت نفوذ اندیشه شیعی در میان ایرانیان، واکنش های گوناگونی در خلال حاکمیت رضاخان ظهور یافت که مردم را به مقاومت در مقابل حاکمیت سکولاریسم فرامی خواند.
تجدد و سکولاریسم سیاستی بود که در کشور همسایه ایران نیز از سوی آتاتورک اجرا و اعمال گردیده بود، اما تمایز دو کشور ایران و ترکیه در آن بود که سکولاریسم در ترکیه موفق گردید و همه مقاومت ها را از میان برداشت، ولی در ایران با توفیق قرین نشد. در این زمینه می توان عوامل مختلفی را برشمرد که مجال دیگری می طلبد.
به طور کلی، از دوران مشروطیت تا کودتای رضاخانی و پس از آن شاهد جریان های فکری مختلفی بودیم. نهضت مشروطیت کانون تلاقی سه جریان فکری بود که در نهایت منجر به موفقیت جریان منوّرالفکری گردید.
شکست نهضت مشروطیت و عدم دستیابی جامعه به اهداف اولیه نهضت از یک سو و دامنه جنگ جهانی اول در ایران زمینه را برای کودتای رضاخانی مهیا کرد. قیام ها و شورش های منطقه ای که پیش از جنگ اول جهانی رخ داد، سرانجام با کودتای ۱۹۲۱ (سوم اسفند ۱۲۹۹) رضاخان و سپس استقرار سلطنت پهلوی در سال ۱۳۰۴ (۱۹۲۶) به یک ثبات نسبی انجامید.
ویژگی اصلی تحولات ایران در عصر رضاخان، مبتنی بر اعمال سیاست هایی در جهت نوسازی است. نوسازی در این دوران در قالب سکولاریسم (جدایی دین از سیاست) صورت گرفت. این امر شامل تشکیل دادگاه های مدرن، قوانین مدنی جدید، نظام آموزشی نوین، تشکیل ارتش مدرن، کشف حجاب زنان و… بود. این اقدامات نشان دهنده تلاش رضاشاه برای بازسازی ایران بر مبنای تصویری بود که از غرب در ذهن داشت. علی رغم تلاش های رضاخان در توسعه و رشد اقتصادی، ساختار سیاسی حکومت رضاشاه همچنان سنتی باقی ماند. جامعه فاقد
۲
نهادهای سیاسی دمکراتیک بود و مجلس ملی در آن نقش صوری داشت و احزاب و گروه ها در آن نقشی نداشتند و همچون دوران قاجاریه حکومت ایران حکومت شخصی بود. در بخش اجتماعی نیز علی رغم تلاش در جهت توسعه صنعتی، دگرگونی عمده ای در جامعه رخ نداد. در پایان این دوره بخش روستایی، عشایری بدون تغییر عمده ای ۷۷% جمعیت و بخش شهری ۲۳% از جمعیت را شامل می شدند.(۱)
با توجه به آنچه گفتیم هدف ما در این نوشتار تبیین این پرسش اساسی است که: عامل اصلی ناکامی رضاخان در اعمال سکولاریسم در ایران چیست؟
و در پاسخ به پرسش یادشده، فرضیه نوشتار عبارت است از اینکه «رواج اندیشه شیعی در ایران عامل اساسی ناکامی سکولاریسم در ایران توسط رضاشاه است.»
در راستای بررسی فرضیه تحقیق ضروری است در سه محور اساسی، مباحث را پی بگیریم:
الف. اندیشه شیعی در ایران، شاخصه ها و کار ویژه ها؛
ب. سکولاریسم، مفهوم، روند شکل گیری و ویژگی های آن؛
ج. سیاست های رضاخان در اعمال سکولاریسم و واکنش اندیشه وران شیعی در قبال آن.
ویژگی اندیشه شیعی
اسلام آیینی بود که بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در سال ۶۱۰ م نازل گردید. آن حضرت ۱۳ سال در مکه و سپس ۱۰ سال در مدینه آیین اسلام را منتشر ساخت. با هجرت پیامبر اکرم به مدینه، حکومت اسلامی شکل گرفت، اما پس از رحلت آن حضرت میان پیروان حضرتش در امر زمامداری جامعه اختلاف رخ داد. بنا به اعتقاد شیعیان امر امامت و رهبری جامعه در امامان معصوم، که بر اساس حدیث جابر ۱۲ تن می باشند، متجلی می گردید. در حالی که بنا به عقیده اهل سنت امر خلافت و رهبری به خود مردمان واگذار گردیده بود. البته در مقام عمل امامت شیعه به جز در مدتی اندک هیچ گاه تحقق عینی نیافت. در ادامه اندیشمندان شیعه براین باور بودند که در عصر غیبت رهبری جامعه اسلامی به فقها واگذار گردیده است. شایان ذکر است که عالمان دینی در اصل ولایت فقیه هم عقیده اند، اما در گستره و شئون آن اختلاف دارند.(۲)
در تاریخ معاصر حاکمیت استبداد و حضور محسوس غربیان موجب اهمیت یافتن مباحث سیاسی در میان مسلمانان گردیده است. این امر بدان معنی نیست که شیعیان در گذشته نسبت به مسائل سیاسی و سرنوشت خود بی تفاوت بودند، بلکه چنانچه مرحوم عنایت نیز اشاره می کند، مسائلی گوناگونی نظیر حضور غربی ها در جهان اسلام، مسئله انرژی و خطر سلطه بیگانگان موجب ذهنیت بیش از پیش سیاسی مسلمانان گردیده است.(۳) این نوشتار درصدد بررسی ابعاد اندیشه سیاسی اسلام در تاریخ معاصر و به ویژه عصر رضاخان می باشد. مهم ترین ویژگی های اندیشه شیعی را می توان در محورهای ذیل برشمرد:
۱. بازگشت به اسلام و پیرایه زدایی از دین
از ویژگی ها بارز اندیشه سیاسی در تاریخ معاصر، تلاش در جهت احیای دین در عرصه اجتماعی است. به تعبیر هشام شرابی در تاریخ معاصر مهم ترین پرسش، پیوند میان ملت های مسلمان و راه های تقویت وحدت و یگانگی میان آنان بوده است.(۴) در حالی که تجدد و امواج سکولاریسم فضای اجتماعی کشورهای اسلامی را فرا گرفته بود، جنبش های اصلاحی، با ظهور سید جمال و همزمان با وی مصلحانی در جهان اسلام نظیر شاه ولی اللّه در هند، سنوسی در لیبی و احمد مهدی در سودان، ضمن دعوت به اصلاح، بر بازگشت به اسلام تأکید کرده اند.(۵) مارسل بوازار حلقه مشترک جنبش های اسلامی در قرن حاضر را در طرد و انکار ارزش های مادی غرب و بازگشت به ارزش های اسلامی از طریق نوسازی نهادهای اجتماعی برمی شمرد.(۶) از دیدگاه شهید مطهری نیز خاستگاه اصلاح طلبی و مبارزه با بدعت ها اندیشه اسلامی است. وی تأکید می کند که هر مسلمانی بایستی اصلاح طلب و یا طرفدار آن باشد. وی اصلاح طلبی را شأن پیامبران دانسته است.(۷)
رسوخ خرافه ها در اندیشه اسلامی یک عامل اساسی در جهت عقب ماندگی جهان اسلامی است؛ چرا که سابقه تاریخی جهان اسلام
۳
نشانگر آن است که اسلام در سده های نخست در حالی که غرب در جاهلیت قرون وسطی به سر می برد، تمدنی عظیم را در سده چهارم و پنجم به وجود آورد. عبده نیز ضمن تأکید بر نقش خرافه ها در عقب ماندگی مسلمانان در تاریخ، به این پرسش که اگر اسلام دین عقلی و یگانگی است چرا مسلمانان دچار پراکندگی اند، ضمن ارائه تشبیهی به روشنگری می پردازد. وی مشکل جهان اسلام را به پزشکی تشبیه می کند که در گذشته دردهای دیگران را درمان می کرد، اما امروزه خود به مرضی دچار شده که از آغاز درمان آن را داشت، اما نمی خواهد از دارویی که در دسترس دارد شفا جوید، بلکه چشم به راه اجل و یا معجزه است.(۸) کواکبی نیز استبداد را بزرگ ترین دشمن اسلام تلقّی و عامل انحطاط را در تقلید کورکورانه، متروک شدن اجتهاد و تعقل دینی می داند و معتقد است مسلمانان به نهضتی نیازمندند که اسلام را به جایگاه اولیه خود بازگرداند.(۹)
۲. اجتهاد
انسان ها همواره در گذر تاریخ، آنگاه که پای بند به دین، به ویژه اسلام، باشند، نیازمندند که در مقابل مسائل و موضوعات تلقّی و نگاه دین را دریابند. اما از آنجا که مسائل و موضوعات گاه دچار تغییر و تحول می شوند، نیازمند پاسخ های گوناگون در هر شرایطی از سوی دین می باشند، در این رهگذر است که اجتهاد مطرح می گردد. اجتهاد کوششی عقلانی در تبیین دین در مسائل مستحدثه بر اساس ماهیت دین اسلام است.(۱۰) پاسخ بسیاری از مسائل جدید که هیچ سابقه ای در تاریخ گذشته اسلام ندارد تنها به مدد اجتهاد روشن می شود. اجتهاد تلاش کارشناسانه بر اساس منابع است که از سوی متخصصان در فقه صورت می پذیرد و بر اساس قواعد و یکسری کلیات احکام جزئی و فرعی استنباط می گردد.
در عرصه حیات اجتماعی اجتهاد عامل اساسی تنظیم جامعه است که برای اوضاع متحول و شرایط دایم در حال تغییر جامعه، کارکردهای متناسب با زمان را ارائه می کند. اجتهاد در زمان ائمه اطهار علیهم السلام به شکلی نظام مند طرح گردید و از آغاز عصر غیبت (۳۲۹ ه.ق) از سوی عالمان واجد شرایط به اجرا درآمد. در برخی قرون به علت موانعی برای حضور فقه در عرصه حیات اجتماعی، فقیه تنها در عرصه حیات فردی پاسخگوی مسائل بود، ولی در برهه هایی که شرایط سیاسی، اجتماعی مهیا گردید(۱۱) فقه در عرصه های گوناگون خود را عهده دار پاسخ گویی به مسائل می دانست.
در تاریخ معاصر بسیاری از مصلحان اهل سنت با توجه به نیازمندی های جهان معاصر و ضرورت موضع گیری دین در قبال آن و نبود پیشینه برای آن رخدادها، لزوم به کارگیری مکانیسم اجتهاد را گوشزد نموده اند. اقبال لاهوری به تعبیر شهید مطهری، اجتهاد را موتور حرکت اسلام برمی شمرد و از تز اجتهاد دفاع می کرد.(۱۲) عبده نیز از اصل اجتهاد پشتیبانی می کرد.(۱۳)
۳. جامعیت دین
متفکران اسلامی بر این باورند که اسلام آیینی است که از جامعیت برخوردار است. منظور ما از جامعیت آن نیست که اسلام حتی در علوم دقیقه نیز حضوری فعال دارد، بلکه مراد آن است که با توجه به هدف خلقت انسانی، که همان قرب به خداوند است، تمامی بایدها و نبایدهایی که فرد و جامعه را به کمال و معنویت نزدیک می کند بیان کرده است. رسالت دین بیان نظام ارزشی و خوب و بدهاست. دین در علوم توصیفی سخن ندارد. البته در جهان بینی و نوع نگرش فرد به پدیده ها تأثیرگذار است. جامعیت دین به تعبیر علامه طباطبائی مستلزم پاسخ گویی دین به مسائل و معضلات در تمامی زمان ها و مکان ها است. محدودیت سیره و سنت پیامبر و ائمه اطهار و همچنین محدودیت وحی اقتضا می کند که قواعد و اصول کلی در شریعت بیان شود و تبیین مسائل فرعی به فقها در طول تاریخ واگذار گردد.(۱۴)
امام خمینی در تبیین جامعیت دین معتقد است که اسلام برای همه مسائل موردنیاز جامعه پاسخ دارد. وی در این باره معتقد است: «آن روز که در غرب هیچ خبری نبود و در جهان اثری از قانون نبود، خدای تبارک و تعالی به وسیله پیامبر اکرم قوانینی فرستاد که انسان از عظمت آن ها به شگفت می آید؛ برای همه امور قانون و آداب آورده است. همان طوری که برای وظایف عبادی قانون دارد برای امور اجتماعی و حکومتی قانون و راه و رسم دارد. حقوق اسلامی یک حقوق مترقی و متکامل و جامع است. هیچ موضوع حیاتی نیست که اسلام برای آن تکلیفی مقرر نداشته و حکمی درباره آن نداده باشد.»(۱۵) بنا به عقیده شیعه، اسلام علاوه بر جامعیت از جاودانگی و جهانشمولی نیز برخوردار است. خطابات قرآنی عام بوده و مربوط به گروه و قوم خاص نیست. اسلام برای بشر آمده و خطاب های قرآنی نیز عمومی است.(۱۶)
با توجه به آنچه گفته شد می توان نتیجه گرفت:
۱. اسلام دینی جامع است؛ به تعبیر حضرت امام دعوتش به خصوص معنویات یا مادیات نیست، بلکه هر دو را در برمی گیرد و هدف از اسلام ساختن انسان در تمامی ابعاد وجودی اش است.(۱۷)
۲. شبهات مختلفی ممکن است به جامعیت دین وارد شود؛ یک شبهه، ناکارامدی دین در حل
۴
معضلات و مشکلات است. استدلال این افراد با توجه به تجربه تاریخی آیین مسیحیت و کلیسا در قرون وسطی است که مدعی اند تحمل معضلات و مسائل را ندارد. در مقابل، اندیشه وران دینی همین انتقاد را به تفکر سکولاریستی وارد کرده اند که علی رغم حاکمیت چندین قرن در اروپا هنوز نتوانسته مسئله هویت های مختلف علمی را حل کند و نظام ارزش بنیادینی را پی ریزی کند.(۱۸) البته باید به این نکته نیز اشاره کرد که تجربه ناکارامدی دین مسیحیت در قرون وسطی قابل تعمیم به همه ادیان نیست و ناکارامدی دین در قرون وسطی معلول عوامل متعددی است.
۴. سازگاری علم و دین
مصلحان اجتماعی از سید جمال تا امام خمینی رحمه الله و به طور کلی اندیشمندان مسلمان بر سازگاری علم و دین تأکید کرده اند. علاوه بر آن، سیدجمال مسلمانان را به اقتباس علم و فناوری از تمدن غربی فرا می خواند و با بی خبری و بی سوادی مبارزه می کند. به تعبیر شهید مطهری، در عین حال وی مخالف اقتباس اصول تفکر و جهان بینی غربی بود.(۱۹) در این زمینه سید جمال اعزام دانشجو به خارج و اخذ تنظیمات و ایجاد سازمان های نوین قضایی و آموزشی به سبک غرب از سوی دولت عثمانی را مایه آشفته تر شدن اوضاع کشور عثمانی ارزیابی می کند.(۲۰) در آیات و روایات، علم و دانش آموزی مورد ستایش قرار گرفته و مسلمانان به یافتن دانش و معرفت دعوت شده اند. از همین روست که متفکران اجتماعی معاصر بر این باورند که ایمان دینی با خرد و دانش بشری مخالف نیست.
۵. پیوند دین و سیاست
یکی از مسائل مورد تأکید در تاریخ معاصر، که در عصر رضاخان نیز مورد توجه قرار گرفت، پیوستگی ارتباط میان دین و سیاست است. اگرچه هدف این نوشتار بررسی ابعاد این مسئله نیست، ولی بی تردید تبیین آن در گام نخست در گرو ارائه مفهومی روشن از مفهوم دین و سیاست و تبیین قلمروشناسی دین اسلام می باشد. به نظر می رسد برخی سوء تفاهم ها در این باره ناشی از فقدان درک درست در مسئله یادشده می باشد. مثلاً، یکی از اندیشه وران معاصر در تبیین رابطه دین و سیاست معتقد است که اگر دین در بردارنده مسائل و ارزش هاست، که متضمن هدایت انسان ها است، و سیاست در اسلام در بردارنده تعالی و حفظ کرامت انسانی است، در این صورت این دو از یکدیگر جدا نیستند؛ زیرا هدایت متضمن رشد است و رشد انسانی در گرو کرامت اوست. و حفظ کرامت در گرو اجرای عدالت است. چنین سیاستی در صورت تحقق عین دیانت است؛ زیرا دین هماره سخن از رشد و تعالی عدالت زده است.(۲۱)
در قلمروشناسی دین نیز برخی بر این باورند که دین صرفا یک سلسله تعلیمات اخلاقی و پند و اندرز است. در حالی که اندیشمندان اسلامی معتقدند که دین مجموعه ای از قوانین حیات و برنامه فراگیری است که بر تمامی ابعاد زندگی پرتو افکنده که هدف اساسی آن اقامه قسط(۲۲) و گسستن زنجیرهای اسارت و تأمین آزادی بشر است.(۲۳) و طبعا نیل به این اهداف تنها در گرو حکومت اسلامی است. بر اساس این رهیافت، دین و سیاست غیرقابل تفکیک اند و بر اساس معارف قرآنی پیامبرانی که توفیق تشکیل حکومت داشته اند در نشر دعوت خود موفقیت بیشتری در مقایسه با پیامبرانی که در این امر موفق نبوده اند داشته اند.(۲۴)
درباره رابطه دین و سیاست به طور خلاصه توجه به نکات زیر مناسب است:
۱. اگر اسلام را دربردارنده اصول و فروع بدانیم، اصول اعتقادی شیعه با سیاست در هم آمیخته است. در این باره توجه به جایگاه امامت ضروری است. در حدیثی آمده است که: «ان الامامه منزله الانبیاء و وارث الاوصیاء. ان الامامه خلافه اللّه و خلافه الرسول ان الامامه زمام الدین و نظام المسلمین و صلاح الدین و عز المؤمنین.»(۲۵) نتیجه آنکه، رفتار انسانی نشأت گرفته از باورهای قلبی است؛ نمی توان از سویی دم از مسلمانی زد و معتقد به اصول بنیادین اسلامی بود و از سوی دیگر، در منش و رفتار، قوانین حقوقی و انجام معاملات از دین تبعیت نکرد.(۲۶)
۳. گیپ، از مستشرقین معاصر، جلوه های عملی جدایی دین از سیاست را در گذشته تاریخی و دوران حاکمیت بنی امیه جست وجو می کند. وی حاکمیت معاویه را مظهر و نماد این اندیشه دانسته و معتقد است که وی در حکومت داری از سنّت های یونانی روم شرقی الهام می گرفت. وی در ادامه حاکمیت قدرت نظامی در قرن چهارم هجری را موجب جدایی عملی این دو می داند.(۲۷) مرحوم عنایت نیز بر این نکته تأکید می کند که مسلمانان در بخش اعظم تاریخشان تحت حکومت رژیم هایی به سر برده اند که پیوند ناچیزی با آن هنجارها داشته و شریعت را فقط تا حدی رعایت می کرده اند که قدرت آن ها در چشم مؤمنان مشروع جلوه کند.(۲۸)
سکولاریسم
خاستگاه سکولاریسم مغرب زمین است. تبیین مقوله سکولاریسم در گرو روشنگری درباره مفهوم گذار تاریخی و بنیان های فکری آن می باشد.
الف. مفهوم سکولاریسم
واژه Secularism و یا معادل فرانسوی آن Secularise و یا Laicite در زبان فارسی به معنای ناسوتی، بشری، زمینی، دنیوی، عرفی، این جهانی، گیتیانه آمده است.(۲۹) به رغم کاربردهای فوق و کابرد شایان توجه واژه سکولاریسم، می بایست به این نکته اشاره کرد که در زبان فارسی واژه ای که مبین ابعاد گوناگون سکولاریسم باشد ارائه نشده است و محققان ترجیح می دهند از همان واژه سکولاریسم بهره برند. در عربی از سکولاریسم به «علمانیه» تعبیر شده است. محمدیحیی، اندیشمند معاصر مصری، در این باره چنین می نویسد:
«نخستین مغالطه علمانیه در نامی است که بدان شهرت یافته است و به غلط به علم که نیرومندترین قدرت قرن بیستم است انتساب پیدا کرده است. این کلمه که معمولاً به کسر عین تلفظ می شود ترجمه ناروایی است که یکی از مسیحیان سوریه در برابر کلمه سکولاریسم قرار داده است و حال آنکه تلفظ صحیح آن عَلَمانیه به فتح عین و لام است.»(۳۰)
این در حالی است که عزیزالعظمه، دیگر نویسنده معاصر عرب، ضمن اشاره به ابهام اشتقاق واژه علمانیه، در نهایت ترجیح می دهد علمانیه به کسر عین و مرتبط با واژه علم قلمداد گردد.(۳۱) وبر سکولاریسم را به معنای جدایی جامعه دینی از جامعه سیاسی می داند، به گونه ای که دولت حق اعمال قدرت در امور دینی را ندارد و کلیسا نیز نمی تواند در امور سیاسی دخالت کند.
با توجه به تعریف مزبور در تبیین مفهوم سکولاریسم، توجه به نکات ذیل مناسب است:
۱. از سکولاریسم تعاریف گوناگونه ارائه شده است که می توان گفت:
الف. برخی تعاریف ناظر به نتایج و مقاصد سکولاریسم است. مثلاً، یکی از اهداف سکولاریسم رهایی از سلطه کلیسایی در شئون سیاسی جامعه است؛ یعنی حاکمیت سیاسی از تأثیر مستقیم و غیرمستقیم کلیسا به دور می باشد.(۳۲)
ب. برخی دیگر از تعاریف ناظر به مبانی و مقومات فکری سکولاریسم است. رفعت السعید، نویسنده معاصر عرب، معتقد است که سکولاریسم به کار بستن عقل است در فهم پدیده ها و برخورد با آنچه که محیط پیرامون ما را در برگرفته است.(۳۳) و حلیم برکات مهم ترین شاخصه های سکولاریسم را چنین برمی شمرد:
الف. جدایی دین از دولت؛
ب. طرد قوم گرایی و طایفه گرایی سیاسی؛
ج. برقراری مساوات میان افراد ملت به رغم اختلاف دینی؛
د. تساوی میان زن و مرد در قانون احوال شخصیه؛
ه . جامعه منشأ قانون گذاری است که بر اساس نیازها و مشکلات آن را وضع می کند؛
و. منشأ مشروعیت حکومت و حاکمیت ملت است؛
ز. منزلت داشتن فرهنگ علمی و عقلانی؛
ح. به رسمیت شناختن حقوق مذاهب و قومیت های دینی مختلف؛
ط. آزادی دین از سیطره دولت و دولت از سیطره دین.(۳۴)
با تأمّل در تعریف سکولاریسم می توان به دیدگاه های نویسندگان مختلف اشاره کرد که هریک در تبیین مفهومی سکولاریسم بر یکی از ویژگی های سکولار و یا جوامع سکولار یعنی علم گرایی،(۳۵) اومانیسم(۳۶) و آزادی(۳۷) تأکید کرده اند.
ج. گاه برخی تعاریف بیانگر secularization و تا روند شکل گیری سکولاریسم می باشد. ادیب صعب در این رابطه مدعی است که سکولاریسم یک سلسله تدابیر قانونی و نظام مند است که ناشی از درگیری شدید و طولانی سیطره دینی و دنیوی در اروپا است و در پی جدایی دو حوزه دین و سیاست و استقلال دولت از دین می باشد و دولت از اینکه رهبران دینی عقاید خود را به نام دین در جامعه منتشر کنند جلوگیری می کند.(۳۸)
۲. رابطه سکولاریسم و الحاد چیست؟ آیا سکولاریسم با الحاد لزوما همسویی دارد؟ به نظر می رسد سکولاریسم بیانگر یک طیف معنایی و به دیگر سخن، ذومراتب و تشکیکی است که یک
۶
سر طیف آن الحاد و دیگر سوی آن صرفا جدایی دین از سیاست است. از این رو، عادل ضاهر، از نویسندگان معاصر عرب، در رویکردی کلی سکولاریسم را بر دو بخش ملایم و خ
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.