تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل چالش های اندیشه ای و اقتصادی شیعیان در عصر امام باقر علیه السلام یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل چالش های اندیشه ای و اقتصادی شیعیان در عصر امام باقر علیه السلام شامل 120 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل چالش های اندیشه ای و اقتصادی شیعیان در عصر امام باقر علیه السلام را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل چالش های اندیشه ای و اقتصادی شیعیان در عصر امام باقر علیه السلام با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل چالش های اندیشه ای و اقتصادی شیعیان در عصر امام باقر علیه السلام بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل چالش های اندیشه ای و اقتصادی شیعیان در عصر امام باقر علیه السلام با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل چالش های اندیشه ای و اقتصادی شیعیان در عصر امام باقر علیه السلام وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل چالش های اندیشه ای و اقتصادی شیعیان در عصر امام باقر علیه السلام با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل چالش های اندیشه ای و اقتصادی شیعیان در عصر امام باقر علیه السلام مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل چالش های اندیشه ای و اقتصادی شیعیان در عصر امام باقر علیه السلام :

مقدمه

پژوهش درباره وضعیت شیعیان سده های نخست ، به ویژه در عصر حضور، بیشتر به بررسی اوضاع سیاسی شیعیان، اقدامات، جنبش ها، قیام بر ضد حکومت ها و امثال آن، اختصاص یافته و کمتر به اوضاع اعتقادی و اجتماعی شیعیان در عصر حضور ائمه پرداخته شده است. این نوشتار، در صدد بررسی وضعیت اجتماعی شیعیان در دوره امام باقر و چالش های داخلی و بیرونی آنان است. مقصود از شیعیان در این مقاله ، معنای اعم آن است که شامل همه کسانی میشود که اعتقاد به جانشینی حضرت علی برای پیامبر داشتند و علویان در این نوشتار، با صرف نظر از تحلیل اندیشه ای آنان ، در زمره شیعیان در نظر گرفته میشوند.

شیعیان در جامعه اسلامی از چه جایگاهی برخوردارند؟ میزان مشارکت ایشان در فعالیت های اجتماعی، و نیز مهم ترین چالش های پیش روی آنان چه بوده است؟ در جامعه ای که یک حاکمیت مخالف ائمه، یعنی دستگاه بنی امیه بر آن سیطره داشته، تعامل شیعیان با مردم چگونه بوده است؟ این نوشتار میکوشد به این پرسش ها پاسخ دهد؛ که البته نبود دسته بندی مشخص میان شیعیان، مشخص نبودن حدود و ثغور مذاهب در این دوره، اهداف متعدد شیعیان و آغاز انحرافات و تحرکات فرقه ساز در بین آنان بعد از قیام امام حسین علیرغم اشتراک در یک ریشه اعتقادی (اعتقاد به وصایت امیرالمؤمنین علی)، از دشواریهای این مقاله برای دست یابی به پاسخ این سوالات است. با توجه به سیطره حاکمیت بنی امیه در این دوره زمانی و تبعیت جامعه از حاکمان، به گونه ای که کمتر جرأت تخطی از دستورات خلیفه را از خود بروز میدادند، طبقه حاکم به عنوان نماینده رسمی جامعه اهل سنت تلقی شده، تعامل شیعیان با حاکمان، در زمره تعاملات اجتماعی با اهل سنت به شمار میآید.

۱. اوضاع اجتماعی دوره

نگاهی گذرا به تاریخ تشیع تا دوره امام باقر، یادآور وقایع ناخوشایندی برای پیروان اهل بیت است. واقعه کربلا، که اثرگذارترین واقعه در جهان اسلام به شمار میرود، شاید در کوتاه مدت تأثیر منفی بر شیعیان و علاقه مندان به اهل بیت داشت ، اما به زودی تبدیل به نمادی برای جنبش ها و قیام شیعیان بر ضد حکومت های ستمگر شد.

زمینه های انقلاب فرهنگی امام باقر را باید در اقدامات امام سجاد پی گرفت که با بهره مندی از شیوه اخلاقی فرهنگی، در پرتو دعاهای روح بخش و پرهیز از حرکت نظامی، زمینه های پرورش شیعیان را آماده کرد تا امام باقر با نهضت علمی و فرهنگی خود، مکتب عقلی و الهی تشیع را به کمال برساند. البته در کنار فعالیت های فرهنگی امام و پیروان خاصش، گروهی دیگر از شیعیان، به دنبال سخت گیریهای بیشتر حکام ، اقدامات عملی بر ضد دستگاه حاکم را در دستور کار خود قرار دادند؛ البته چنان که اشاره شد، از آنجا که هنوز شیعه امامیه در معنای اصطلاحی آن در دوره امام باقر شکل نگرفته بود و برخی از شیعیان هنوز به شاخصه های اعتقادی امامیه معتقد نبودند، در این نوشتار واژه شیعه، در معنای حداقلی و عام آن بر همه کسانی اطلاق میشود که به جانشینی امیرالمؤمنین برای پیامبر معتقد بودند.

در دوره امامت امام باقر (۹۵۱۱۴ه. ق)، جهان اسلام به لحاظ گسترش قلمرو، حوادث سیاسی و اجتماعی، مبارزات فکری ، رونق مباحث کلامی و فقهی، موقعیت ویژه ای داشت. شیعیان در دوره امام باقر با ادامه فشارهای خلفای بنی امیه و حکام مناطق مختلف مواجه بودند. عراق که مرکز اصلی شیعه در این دوره به شمار میآمد، بیشتر از سایر نقاط با سیاست های ضدشیعی خلفا مواجه بود. در نتیجه این سیاست ها، ارتباط شیعیان و امام با مشکلاتی همراه بود و به ویژه مردم عراق از رفتن نزد امام باقر در مدینه، نهی شده بودند.[۱] با وجود این محدودیت ها، شیعیان امام باقر در هر فرصت ممکن در صدد ارتباط با آن حضرت بودند؛ مانند مراسم سالانه حج که امکان ارتباط و تماس با امام فراهم بود و شیعیان میتوانستند در مکه و یا در مسیر بازگشت به شهر خود، در مدینه با امام خود دیدار کنند و با بهره وری از این فرصت، پرسش ها و شبهات اعتقادی، فقهی و غیره را با امام در میان گذارند. شیعیانی که از مناطق مختلف قلمرو اسلامی در مدینه به حضور امام میآمدند، از رهنمودهای آن حضرت بهره میبردند. این هدایت گری در قالب نهضت علمی و فرهنگی، به تبیین اندیشه های شیعه در ابعاد مختلف اعتقادی، کلامی، عرفانی و سیاسی منجر شد. اصحاب و شاگردان آن حضرت، این مجموعه های ارزشمند را به صورت روایاتی ثبت کردند که در دوره های بعد، با تدوین جوامع حدیثی به دست علمای شیعه، به عنوان میراث شیعه و اهل بیت باقی ماند.

اعتماد نداشتن امام باقر به شیعیان عراق ، با توجه به عملکرد آن ها در گذشته، از نکات قابل توجهی است که نباید در تحلیل شرایط اجتماعی آن دوره از آن غافل شد؛ به طوری که با وجود ادعای شیعیان کوفه مبنی بر وجود جمعیت زیادی از پیروان امام در کوفه، حضرت فرمود: «آن ها به خون های خود بخیل ترند».[۲] با توجه به سخت گیریهای دستگاه حاکم و هم چنین منسجم نبودن شیعیان ، امام سیاست تقیه و پرهیز از هر گونه اقدام سیاسی را در پیش گرفت و به تبیین اندیشه های دینی و تربیت شاگردان پرداخت.

این سیاست میتوانست آفاتی به همراه داشته و در ظاهر موجب جدا شدن برخی از شیعیان شده باشد مانند عمر بن ریاح که تصریح دارد امام باید اهل خروج باشد[۳] و یا آن چه درباره ملیک و قعنب بن اعین نقل شده که برای مدتی با امام نبودند و پس از گفت و گوی با امام به آن حضرت پیوستند[۴] اما هدف امام را که تبیین اندیشه های شیعی بود، تأمین میکرد. شیعیان عراق در اثر فشار و اختناق موجود، انتظار داشتند که امام به عراق آمده، دست به شمشیر ببرد؛ ولی امام بر شیوه تقیه و پرهیز از اقدام نظامی اصرار داشت. از این رو، برخی از آن ها، درباره امامت آن حضرت دچار تردید شدند و به «زید»، برادر امام گرویدند و بعدها انشعابی را در شیعه به وجود آوردند؛ موارد زیر، نمونه هایی از این دست است:

زیاد بن منذر؛ مکنی به ابی جارود،[۵] که فرقه جارودیه به او منتسب است؛

عمر بن ریاح؛ علت انحراف وی از امام باقر پاسخ متفاوت امام به یک سوال ایشان به دلیل تقیه بود که پس از برگشت از امامت امام، اظهار میدارد امامی که به تقیه فتوا میدهد و آماده برای خروج نیست مورد پذیرش نیست؛ بلکه امام آن است که بر ضد حکومت خروج کند، آمر به معروف و ناهی از منکر باشد. وی سپس به بتریه متمایل شد؛[۶]

یحیی بن سالم فرا؛ از اصحاب امام باقر که نجاشی وی را زیدی میداند؛[۷]

حکم بن عتیبه ؛ که در ابتدای رجال ابن داود از اصحاب امام باقر شمرد شده اما در اواخر کتاب، یک زیدی بتری معرفی شده که احکامی نادرست به امام باقر نسبت داده است و مورد لعن امام صادق قرار گرفت؛[۸]

سالم بن ابیحفصه؛ که در بسیاری از منابع رجالی از اصحاب امام باقر و امام صادق شمرده شده است. ابن داود وی را زیدی بتری دانسته که به امام باقر احادیث جعلی نسبت میداد[۹] و امام صادق او را لعنت کرد.[۱۰]

۲. جایگاه اجتماعی شیعیان

با توجه به دیدگاه مخالف سایر مسلمانان درباره اقلیت شیعه و انحرافی دانستن آنان، غالب حاکمان اهل سنت، در طول تاریخ با شیعه رفتار مناسبی نداشتند که میتوانست متأثر از فرقه انحرافی دانستن شیعه باشد. اگرچه میتوان نمونه هایی از اهل سنت ارائه داد که از سیاست حاکمان دوره های مختلف پیروی نکرده و رفتاری عاقلانه و بر اساس تعامل با شیعیان داشته اند، اما جو غالب بر اهل سنت، ناسازگاری با شیعیان بوده است ؛ مانند آن چه در مکه با محمد حنفیه و دیگر شیعیان در دوره زبیریان صورت گرفت یا در کوفه از سوی حاکمان مختلف اموی، چه در دوره سفیانیان و چه بعد از آن در دوره مروانیان، از سوی حاکمان ضد شیعی آن صورت میگرفت تا آنجا که به اخراج اشعریها و برخی دیگر از شیعیان از کوفه منجر شد. در مقابل، با وجود رفتار ناخوشایند برخی حاکمان در مناطق شیعه نشین، جو غالب بر جامعه شیعه همواره تعامل با اهل سنت بوده است. شایان ذکر است که در این میان، با وجود برخورد نامناسب حاکمان اموی و عباسی، اهل بیت و برخی از علویان از جایگاه اجتماعی شایسته ای در میان مردم برخوردار بودند. محمد بن عمر از عبدالرحمن بن ابیالموال نقل میکند که زید بن حسن را سوار بر اسب در بازار دیدم که مردم همه به سوی او خیره شده بودند و با تعجب از ویژگیهای نیکوی او و اینکه جد او پیامبر اسلام است ، سخن میگفتند.[۱۱]

بنابراین بر خلاف خوارج ، که با مخالفان خویش تعامل نداشتند و آن ها را کافر میدانستند، شیعیان به ویژه پیروان ائمه، رویکرد تعامل با مخالفان را برگزیده بودند.

آن ها در مسائل اجتماعی، ارتباط با همسایگان ، بازار و حتی با حضور در مسجد و مراسم تشییع جنازه ، بر تحقق زندگی مسالمت آمیز در کنار مخالفان اهتمام داشتند. این رویکرد متأثر از توصیه ها و راه کارهای اهل بیت در مواجهه با مخالفان بود. برخی از این روایات به خوبی روابط شیعیان با مخالفان را به تصویر میکشد. زراره نقل میکند که یکی از شیعیان به امام عرض کرد که منزل من در همسایگی مسجد، در میان مردمی [از مخالفان ] است که اگر در نماز جماعت آن ها شرکت نکنم اتهاماتی متوجه من میشود.

امام در پاسخ به این شخص، به فرمایش امیرالمؤمنین استناد کرد که خطاب به فردی که همین سؤال را از ایشان پرسیده بود، فرمود هر کس صدایی را بشنود و بدون علت اجابت نکند، نمازی برای او نیست[۱۲] و او را قانع کرد و فرمود نماز با آن ها را ترک نکن. زاره میگوید پس از خروج آن فرد به امام عرض کردم اجرای این فتوای شما زمانی که آن ها مؤمن (و شیعه شما) نباشند بر من سخت است. امام خندید و فرمود: «فراتر از دستور ما دنبال چه میگردی؟ آیا این دستور ما را نشندیده ای که گفتیم در مسجدهایتان همراه امامان جماعت، نماز بخوانید؟».[۱۳] و یا شخصی از امام درباره اقامه جماعت به امامت مخالفی که حتی نسبت به اصحاب ما بغض دارد میپرسد. امام در جواب فرمود: «شما چه کار به گفته های او دارید؟ حتی اگر چنین باشد، سزاوارتر است که شما بیشتر در مسجد حضور داشته باشید؛ اولین نفری باشید که به مسجد وارد میشود و آخرین نفری باشید که از آن خارج میشود و با حسن خلق و گفتار نیکو رفتار نمایید».[۱۴] این گونه گزارش ها نمایان گر دغدغه های امام و شیعیان برای چگونگی تعامل با مخالفان است و توصیه های امام نشان دهنده ترجیح تعامل مثبت و سازنده با مخالفان و رعایت آن از سوی شیعیان است.[۱۵] این تعامل را میتوان در برخی مناسبات سببی و هم چنین پیمان های قبیله ای پیگیری کرد. برخی از این نمونه ها عبارتند از:

پیوند عقد ازدواج بین: امام باقر با دختر قاسم بن محمد بن ابی بکر؛ عبدالملک با زینب دختر حسن مثنی؛[۱۶] عمر فرزند امام سجاد با دختر زبیر بن هشام ؛ ولید بن عبدالملک با نفیسه دختر زید بن حسن مثنی؛ یزید بن معاویه بن ابی سفیان با ام محمد دختر عبدالله بن جعفر؛[۱۷] دختر عبدالله بن محمد حنفیه با سعید بن عبدالله بن عمرو بن سعید بن عاص؛[۱۸] حسین فرزند امام سجاد با ام خالد دختر حمزه بن مصعب بن زبیر بن عوام؛[۱۹] زید بن حسن بن علی با نفیسه دختر ولید بن عبدالملک؛[۲۰] حجاج بن یوسف با ام کلثوم دختر حضرت زینب که البته عبدالملک به حجاج دستور داد تا او را طلاق دهد.[۲۱]

این ازدواج ها در دوره عباسیان نیز ادامه یافت مانند ازدواج عبدالله بن خالد بن یزید بن معاویه با نفیسه عمه عبیدالله بن حسین بن عبیدالله بن عباس بن علی بن ابی طالب که ولایت مکه و مدینه را در دوره مأمون برعهده داشت؛[۲۲] این جریان نشان از پیوندهای خانوادگی و مشارکت در امور سیاسی نیز دارد که از نسل عباس بن علی بن ابیطالب، ولایت دوره مأمون عباسی را بپذیرد. اگرچه شاید برخی از موارد مطرح شده با اجبار حاکمان و ستم آنان همراه بوده، بسیاری از موارد نشان از تعامل شیعیان با اهل سنت در مناسبات اجتماعی دارد. رفتار مبتنی بر تقیه ائمه در برابر حکومت را شاید بتوان عاملی بر مسامحه شیعیان دانست.

علیرغم وجود مناسبت های ذکر شده و تأکید ائمه بر حفظ سیاست تقیه و تعامل، این روش از سوی برخی شیعیان در اواخر قرن اول و اوایل دوم رو به تغییر گذاشت و بیشتر به سمت مخالفت و اعتراض جهت گرفت. از نمونه های این مخالفت، میتوان به پرسش و پاسخ حمران بن اعین و زراره با امام باقر اشاره کرد؛ وقتی که حمران از حکم شرکت شیعیان در نماز جماعت و اقامه نماز جماعت به امامت حاکمان میپرسد و با پاسخ مثبت امام درباره جواز شرکت شیعیان در نماز جماعت مواجه میشود، این سخن امام را به زراره منتقل میکند. زراره از این سخن تعجب و آن را انکار میکند و بار دیگر با حمران خدمت امام میرسد و سؤال را مجددا میپرسد و امام پاسخ خود را تکرار و این پاسخ را مستند به سیره امام سجاد میکند که آن بزرگوار در مسجد و با حاکمان اموی نماز جمعه میخواند.[۲۳] انکار و تعجب زراره و تکرار سؤال، نشان از فضای فکری و شرایط حاکم بر آن دوره دارد که مبتنی بر تقابل و نفی تعامل با اهل سنت بوده است. این روشن گری امام و روایات متعددی که از آن حضرت و دیگر ائمه وارد شده، با هدف تغییر این فضای اجتماعی حاکم بر شیعیان صورت میگیرد؛ تا آنجا که در منابع فقهی بابی با عنوان «باب عدم کراهه الصلاه فی مساجد العامه اداءً و قضاءً»[۲۴] تدوین شده است.

یکی از عرصه های تعامل شیعیان با اهل سنت، در برگزاری مناسک حج است.

مسلمانان همواره به اقامه این فریضه الهی اهتمام داشته اند و برگزاری آن در شرایط معمولی به تعطیلی نکشیده و بنای شیعه بر تعامل و حضور مسالمت آمیز در این گردهمایی سالانه بوده است. نشانه این تعامل را میتوان در همراهی شیعیان با اهل سنت در برگزاری مراسم حج، حضور در مشعر، عرفات، منی و عدم گزارش جدی درباره درگیری شیعه و سنی در ایام حج دانست. ضمن اینکه موسم حج، بهترین فرصت برای تعامل بیشتر شیعیان با امام و بهره مندی از رهنمودهای ایشان بود.

البته نباید از ارتباطات اجتماعی نه چندان خوب میان خود شیعیان نیز غافل بود. با توجه به اشتراکات فکری و اعتقادی به نظر میرسد که باید این ارتباط همواره مثبت و سازنده باشد، اما گزارش های تاریخی نشان از اختلافات فکری و نزاع های اجتماعی و سیاسی در میان شیعیان در دوره های بعد دارد. در بررسی اجمالی میتوان گفت، بیشترین اختلاف میان فرزندان و نوادگان امام حسن با سایر فرزندان امام علی بوده است.

از جمله میتوان به توصیه های عبدالله بن محمد بن حنفیه به زید بن علی بن حسین و پرهیز دادن وی از قیام اشاره کرد که مانند امام صادق او را از نتیجه قیام و به دار آویخته شدن بر حذر میدارد.[۲۵] موارد بیشتر، به ویژه درباره ارتباط های منفی شیعیان با یک دیگر، در ادامه میآید.

۳. چالش های اجتماعی شیعیان

بررسی اوضاع اجتماعی و سیاسی حاکم بر شیعیان، به ویژه در دوره حکمرانان اموی، نشان از سخت گیری بر شیعیان دارد. ابن ابیالحدید، از شارحان معتزلی نهج البلاغه ، از زبان امام باقر نمونه هایی از این مشکلات شیعیان و سیر تاریخی ظلم حاکمان در حق شیعیان را بیان کرده است.[۲۶] برخی دیگر از اندیشمندان نیز بر این مسأله صحه گذاشته اند.[۲۷] این سخت گیری دستگاه حاکم، چالش هایی را برای شیعیان به همراه داشت که برخی از چالش ها به فضای فکری و رویکردهای اجتماعی شیعیان در تعامل با گروه های غیر هم فکر از شیعیان برمیگردد و برخی دیگر از این چالش ها مربوط به نحوه تقابل شیعیان با مخالفان میباشد. نمونه هایی از این چالش ها در هر دو عرصه تعامل با گروه های داخلی و تقابل با مخالفان در پی میآید.

۳-۱. چالش های اجتماعی اندیشه ای

۳-۱-۱. امامت منصوص و دیدگاه شیعیان

روایاتی در منابع معتبر وجود دارد که به مسأله نص اشاره میکنند و نشان از اصل این اعتقاد در گذشته دارند؛ اما بنا به دلایل مختلف سیاسی، اجتماعی و فردی، برخی از شیعیان و حتی فرزندان ائمه، منکر مسأله نص در امامت ائمه شدند. به عبارت دیگر، عدم پذیرش امامت امام از سوی برادران ایشان و دیگر فرزندان امام پیشین، یکی دیگر از چالش های شیعیان به شمار میآید. ابن سعد روایتی نقل میکند که در آن، عمر و حسین فرزندان امام سجاد نص بر امامت و وجوب اطاعت از امام () را انکار کرده و معتقد به آن را کذاب معرفی نمودند.[۲۸] حتی وقتی سؤال کننده ادامه میدهد که مسأله نص بر امامت، ابتدا از سوی پیامبر برای امیرالمؤمنین و سپس برای امام حسن تا امام باقر ادامه یافت، آن را انکار کرده، قسم یاد نمودند که پدرمان (امام سجاد) از دنیا رفت و چنین وصیتی نکرد.[۲۹] این مسأله و موارد مشابه آن، که در فرزندان ائمه وجود دارد، میتوانست در نگرش دیگر افراد نیز اثر بگذارد.

۳-۱-۲. گرایش به امامت محمد حنفیه

از چالش های مهم این دوره، که ریشه در دوره امام سجاد داشت ، گرایش برخی از شیعیان به امامت محمد بن حنفیه در پی تبلیغات مختار بود.[۳۰] فرزند امام علی و برادر حسنین بودن، جایگاه بالایی برای محمد حنفیه در میان شیعیان فراهم نمود تا آنجا که بعد از شهادت امام حسین و اتخاذ سیاست تقیه از سوی امام سجاد و هم چنین قیام مختار و ادعای او درباره محمد حنفیه، بیشتر شیعیان به سمت او کشیده شدند و امامت محمد حنفیه و مهدویت او مطرح شد. رواج کیسانیه، در قالب اعتقاد به مهدویت و امامت محمد حنفیه و سپس فرزندش ابوهاشم، در دوره های بعد از مختار نیز ادامه یافت.[۳۱] تلاش امام سجاد برای برگرداندن شیعیان، موفقیت اندکی به همراه داشت و گروه کوچکی از شیعیان، مانند ابوخالد کابلی و قاسم بن عوف و چند نفر دیگر، که پیرو ابن حنفیه بودند، او را رها کردند و به سمت امام آمدند.[۳۲] بهره مندی از توان ادبی و اشعار کثیر عزه و سید حمیری و هم چنین طرح اندیشه مهدویت محمد حنفیه و ادعای اینکه او خواهد آمد و شیعه را از وضعیت دشوار نجات خواهد داد، در گسترش مذهب کیسانیه، به ویژه در میان شیعیانی که در فشار و سخت گیری دستگاه حکومت بودند تأثیر زیادی داشت[۳۳] تا آنجا که برخی از شیعیان به مذهب کیسانیه درآمدند. بر این اساس، امام باقر برای جلوگیری از انحراف شیعیان و مقابله با این چالش و ترسیم اندیشه صحیح، به تبیین صحیح مسأله امامت، وظایف امام و وجوب نص بر امامت ائمه از فرزندان فاطمه پرداخت.[۳۴]

۳-۱-۳. شیعیان کوفه و انحرافات اعتقادی

دوران امامت امام باقر با ادامه فشارهای خلفای بنی امیه و حکام آن ها بر ضد شیعیان، به ویژه شیعیان عراق که بزرگ ترین اجتماع شیعی دانسته میشدند، همراه بود. کوشش دستگاه حاکم برای تضعیف شیعیان از راه های مختلف مانند ترویج اندیشه های انحرافی، ایجاد مشکلات اقتصادی و فشارهای اجتماعی و سیاسی صورت میگرفت. اتخاذ سیاست و رهیافتی برای کاهش این فشارها و بر

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *