توضیحات
فایل پاورپوینت کامل چمران مبارزی که به حکمت رسید؛ انتخابی هوشمند برای ارائههای حرفهای
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل چمران مبارزی که به حکمت رسید، محتوای خود را در قالب 83 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟
- چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل چمران مبارزی که به حکمت رسید با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را بهخوبی درگیر محتوا میکند.
- صرفهجویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل چمران مبارزی که به حکمت رسید آمادهی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچگونه ویرایش.
- نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل چمران مبارزی که به حکمت رسید بهگونهای است که در هر صفحهنمایشی عالی بهنظر میرسد.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پاورپوینت کامل چمران مبارزی که به حکمت رسید ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل چمران مبارزی که به حکمت رسید، کیفیت تضمینشده دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل چمران مبارزی که به حکمت رسید :
زندگینامه
شهید دکتر مصطفی چمران در سال ۱۳۱۱ هجری شمسی در شهر قم دیده به جهان گشود و از یک سالگی در تهران بزرگ شد. دوران دبستان را در مدرسه انتصاریه نزدیک پامنار طی کرد و سپس به دبیرستان دارالفنون راه یافت و دو سال آخر را به صورت رایگان در دبیرستان البرز گذراند. در طول این دوران همواره شاگرد ممتاز بود. وی روحی بسیار حساس و لطیف داشت.
در سال ۱۳۳۲ به دانشکده فنی دانشگاه تهران در رشته مهندسی برق راه یافت و از آن رو که دوران دانشجوییاش مقارن با دوران کودتا بود در مبارزات سیاسی – مردمی آن روزگار و همه تظاهرات خطرناک علیه رژیم شاه حضور فعال مییافت. او با وجود مشکلات فراوان و حضور در عرصههای پرتنش سیاسی – اجتماعی آن دوران، در سال ۱۳۳۶ با معدل و نمراتی ممتاز و با رتبه اول از دانشکده فنی فارغ التحصیل شد، به گونهای که سالها زبانزد استادان و دانشجویان آن دانشکده بود.
از پانزده سالگی در درس تفسیر قرآن مرحوم آیت الله طالقانی در مسجد هدایت حاضر میشد و در دوره دانشجویی در جلسات درس فلسفه و منطق استاد شهید مطهری شرکت می کرد.
بعد از کودتای ۲۸ مرداد و تشکیل نهضت مقاومت ملی، او نماینده دانشکده فنی در آن نهضت بود.
در حادثه ۱۶ آذر ۱۳۳۳ دانشکده فنی که سه تن از دانشجویان در اعتراض به ورود نیکسون رئیس جمهور امریکا (بانی اصلی کودتا) به شهادت رسیدند او نیز جراحت مختصری برداشت، و بعدها مقاله ای مفصل در مورد این واقعه نوشت.
پس از فراغت از تحصیل در پایه لیسانس، به عنوان دانشجوی ممتاز، برای ادامه تحصیل تا مقطع دکترا به وی بورس تحصیلی خارج از کشور تعلق گرفت. پس از پشت سر گذاشتن دوره فوق لیسانس مهندسی برق با درجه ممتاز در دانشگاه تگزاس امریکا، برای تحصیل در دوره دکترا به دانشگاه برکلی راه یافت و این دوره را نیز با بهترین درجه علمی، در میان برجسته ترین دانشجویان از سراسر دنیا و زیر نظر مشهورترین اساتید در رشته الکترونیک و فیزیک پلاسما (مهندسی گرافت هسته ای) در ظرف زمانی ۳ سال به پایان رساند.
در دوران تحصیل همواره در فعالیت ها و مبارزات سیاسی و اعتقادی شرکت داشت و به همین علت ساواک بورسیه تحصیلی او را قطع کرده.
نخستین حرکت مهم سیاسی وی و دوستانش، بدست گرفتن کنترل سازمان دانشجویان ایرانی در سال ۱۳۴۰ در امریکا بود. او همچنین یکی از شکل دهندگان فدارسیون های دانشجویی ایران در امریکا بود. اما بعدها به علت دسته بندی شدیدی که بین چپی ها و ملیون در کنفدراسیون بوجود آمد، تمام همت خود را بر تقویت انجمن اسلامی دانشجویان مقیم آمریکا متمرکز کرد. البته وی علاوه بر فعالیت در انجمن اسلامی با سایر تشکل های ضدرژیم نیز همکاری می کرد که از آن جمله به حضور در جبهه ملی سوم، انتشار ماهنامه اندیشه جبهه، بولتن خبری جبهه و سخنرانی در جمع ها و محافل دانشجویی و انتشار مقالاتی با نام مستعار یا اصلی مثل «انقلاب»، «حکومت علی» و «مانیفست دموکراسی» می توانیم اشاره کنیم.
در راهپیمایی ۹۰ کیلومتری در دوران «کندی» از شهر «بالتیمور» تا «واشنگتن» حضور فعالانه داشت. در اعتصاب غذایی که داخل عبادتگاه سازمان ملل متحد به مناسبت دستگیری و محاکمه آیت الله طالقانی و یاران او ترتیب داده شد، شرکت کرد. در تظاهرات گسترده دانشجویان ایرانی مقیم آمریکا، پس از کشتار ۱۵ خرداد ۴۲ و در تظاهراتی که در سال ۴۳ هنگام مسافرت شاه به آمریکا برگزار شد به نحو موثری حضور داشت.
در دوران تحصیل وی در دانشکده فنی، در نظرسنجی که یکی از استادان سر کلاس درس و با رأی مخفی در مورد «محبوبترین دوست»، از دانشجویان به عمل آورد، او برگزیده شد و در ایام تحصیل در امریکا نیز تکامل روحی و عرفانی وی چنان مشهود و معروف بود که از سوی دوستانش به وی لقب «خدای عشق» دادند.
پس از قیام ۱۵ خرداد با این باور که مبارزات قانونی و پارلمانی شکست خورده است به همه مظاهر مادی پشت کرد و همراه بعضی از دوستان هم فکر خود برای فراگیری فنون جنگ های پارتیزانی رهسپار مصر شد و به مدت دو سال همراه با اعضاء نهضت مقاومت فلسطین سختت رین دوره های چریکی و جنگ های پارتیزانی را آموخت و سپس، خود مسئولیت آموزش چریکی مبارزان ایرانی را به عهده گرفت.
در این ایام موج ملی گرایی در کشورهای عربی و اسلامی جایگزین اتحاد شده بود، لذا وی که اعتقاد داشت ملی گرایی منهای مکتب عقیدتی اسلامی باعث ایجاد تفرقه بین مسلمین می شود با این مسئله به مخالفت برخاست و در نهایت، همین درگیری ها و مرگ عبدالناصر، سبب شد که مبارزان ایرانی پایگاه خود را به لبنان منتقل کنند.
در سال ۴۶ دکتر چمران برای مدتی از مصر به امریکا بازگشت و مقدمات هجرت خود به لبنان را فراهم کرد. اواخر سال ۴۹ بنا به دعوت امام موسی صدر رهبر شیعیان لبنان وارد این سرزمین شد. در دست نوشته های وی میخوانیم:
«من در امریکا زندگی خوشی داشتم، از همه نوع امکانات برخوردار بودم. ولی همه لذات را سه طلاقه کردم و به جنوب لبنان رفتم، تا در میان محرومین و مستضعفین زندگی کنم، با فقر و محرومیت آنها آغشته شوم، قلب خود را برای دردها و غم های این دل شکستگان باز کنم. دائماً در خطر مرگ، زیر بمباران های اسرائیل به سر آورم، لذت خود رادر آب دیده قرار دهم، تنها آسمان را در سکوت و ظلمت شب، پناهگاه آه های سوزان خود کنم…..
می خواستم که در این دنیا، با سرمایه داران و ستمگران محشور نباشم، در جو آنها نفس نکشم، از تمتعات حیات آنها محفوظ نشوم و علم و دانش خود را در قبال پول و لذات زندگی خوش به آنها نفروشم.»
در لبنان مدیریت مدرسه صنعتی حبل عامل را برعهده گرفت و در این هنرستان به آموزش فرزندان یتیم شیعی همت گماشت. این هنرستان در نزدیکی مرز لبنان و اسرائیل بود و افرادی در آن تربیت شدندکه بعدها کادر اصلی صف مقدم مقاومت شیعی در مقابل اسرائیل از میان آنها بیرون آمدند.
با همکاری امام موسی صدر حرکت المحرومین و شاخه نظامی آن امل را پایه گذاری کرد. پس از درگیریهای داخلی لبنان و ربوده شدن امام موسی صدر در ۲۹ شهریور ۱۳۵۷ در کشور لیبی زندگی در لبنان برایش غیرقابل تحمل شد.
با اوج گرفتن انقلاب اسلامی ایران پانصد نفر از چریک های آموزشدیده امل را آماده کرده بود تا برای مبارزه مسلحانه با ارتش پهلوی وارد ایران کند اما پیروزی زودهنگام انقلاب اسلامی ایران این برنامه را ناتمام گذاشت.
وی پس از انقلاب در رأس یک هیأت بلندپایه ۹۲ نفره لبنانی اعم از علمای شیعه و سنی و نمایندگانی از رزمندگان انقلابی لبنان برای دیدار امام خمینی(ره) به ایران سفر کرد. در این مقطع چمران پس از ۲۲ سال هجرت و تبعید به وطن بازگشت.
وی اولین دوره های آموزشی سپاه پاسداران را راه اندازی و خود شخصاً مبادرت به تربیت کادر کرد. پس از آن در سمت معاون نخست وزیر در امور انقلاب مشغول حل و فصل مسائل نقاط بحرانی کشور شد.
رشادت های چمران و یارانش در کردستان یکی از خواندنی ترین صفحات تاریخ انقلاب اسلامی ایران است؛ از پاکسازی سرو و پاوه گرفته تا فتح نوسود و مریوان و بسطام و بانه و سردشت.
وی در سردشت بود که خبر وفات آیت الله طالقانی انتشار یافت. او که دشمن را تا داخل مرزهای عراق تعقیب کرده بود به محض شنیدن این خبر به تهران آمد و با همان لباس رزم در بهشت زهرا برای تشییع و به خاکسپاری ابوذر انقلاب اسلامی حاضر شد.
چمران که تا آن روز در میان مردم ایران ناشناخته بود، به علت مبارزات کردستان، به یک چهره محبوب و اسطوره برای جوانان انقلابی تبدیل شد. همین موضوع، سبب دروغ پردازی ها و شایعه پراکنی های گروه های چپ و روزنامه های وابسته به آنها را علیه چمران فراهم کرد. متاسفانه این موج تبلیغاتی باعث شد که دولتمردان از او بخواهند مبارزات کردستان را رها کند و بقیه کار را به عهده ژاندارمری آن روز واگذار نماید.
دراین مقطع نیروهای نظامی به پادگان ها بازگشتند و نیروهای داوطلب نیز منطقه را ترک کردند و فضا مناسب ظهور دوباره نیروهای ضدانقلاب شد. خیزش دوباره ضدانقلاب با تبلیغات وسیع و مظلوم نمایی در سطح ملی و ارعاب و تهدید در منطقه همراه بود. راهها را دوباره بستند، به مردم، سربازان و پاسدارن حمله کرده وعدهای را به شهادت رساندند، و حتی عدهای را در ملاء عام سر بریدند.
در این زمان پیشنهاد کنندگان سپردن امنیت کردستان به ژاندارمری به اشتباه خود پی برده و تصمیم گرفتند دوباره ارتش و نیروهای نظامی را وارد عمل کنند. که چمران دوباره وارد کردستان شد و در منطقه سردشت ضربات مهلکی بر دشمن وارد کرد. در پی این عملیات دشمن از حیل مذاکره و گفت و گو استفاده کرد تا بتواند تجدید قوا کند. چمران که امیدی به مذاکرات آغاز شده نداشت منطقه را ترک کرد. این در حالی بود که هنوز هم جنایت و خونریزی و یورش وحشیانه به مردم در منطقه ادامه داشت. مذاکرات به نتیجه نرسید و وضعیت نابهنجار کردستان تا اوایل جنگ و برخی مناطق مانند سردشت تا اواسط سالهای جنگ ادامه داشت. برخی مناطق مانند نوسود نیز تا آزادی حلبچه همچنان در اختیار ضدانقلاب بود.
چمران پس از بازگشت به تهران به پیشنهاد شورای انقلاب و به فرمان امام خمینی در ۱۶/ ۸/ ۱۳۵۸ به وزارت دفاع منصوب شد.
در اولین دوره مجلس شورای اسلامی به صورت منفرد شرکت کرد و علی رغم جو تبلیغاتی مسمومی که علیه وی وجود داشت بدون داشتن ستاد تبلیغاتی با یک میلیون رأی بر کرسی نمایندگی نشست.
در ۲۰/ ۲/ ۵۹ و هنگام تشکیل شورای عالی دفاع توسط امام خمینی به نمایندگی و مشاورت ایشان در این شورا برگزیده شد.
در اولین دور انتخابات ریاست جمهور، علی رغم اصرار دوستان و اطرافیان از نامزدی ریاست جمهوری سرباز زد.
وی با توجه به شناختی که از ارتش آن زمان که هنوز زنگارهای دوران شاهی برآن سنگینی میکرد، پیدا کرده بود، پیش از آغاز جنگ تحمیلی و تشکیل نهاد بسیج مستضعفین، پیشنهاد تشکیل لشگری ده هزار نفری از نیروهای مردمی را داد و قانونی را به تصویب شورای انقلاب رسانید.
در روزهای بحرانی سقوط خرمشهر، شهید بهشتی که در سفری برای دیدار از مناطق عملیاتی به اهواز رفته بود در ملاقاتی با شهید چمران به وی گفت: «امروز حس می کنم چرا شما آن همه برای تصویب و تشکیل لشگر ده هزار نفری حرارت به خرج می دادید، که اگر آنها را داشتیم، خرمشهر را هم داشتیم!»
پس از حمله ارتش صدام به مرزهای ایران، چمران با گرفتن اجازه از امام به همراه آیت الله خامنه ای (نماینده دیگر امام در شورای عالی دفاع) به اهواز رفت و همان شب بعد از ورود، اولین حمله چریکی را علیه تانک های دشمن که تا چند کیلومتری شهر در حال سقوط اهواز، پیشروی کرده بودند، آغاز کرد.
سپس با سازماندهی گروهی از رزمندگان داوطلب، ستاد جنگ های نامنظم را در اهواز تشکیل داد. یکی دیگر از کارهای مهم و اساسی دکتر چمران در اهواز، ایجاد هماهنگی بین ارتش و سپاه و نیروهای داوطلب مردمی بود.
در همین ایام در عملیاتی که در منطقه سوسنگرد انجام داد پای چپ اش تیر خورد و پس از نبرد ۱۵ دی ماه ۵۹ که منجر به شهادت فاجعه آمیز جوانان داوطلب دانشجو در منطقه هویزه شد، با تعدادی از رزمندگان داوطلب تصمیم گرفت با چند چرخبال به پشت نیروهای دشمن نفوذ کند اما به علت آتش سنگین دشمن چرخبال ها نتوانستند از هویزه بگذرند.
در ۳۱ اردیبهشت ۱۳۶۰ با یک طراحی، تپه های الله اکبر فتح شد که پس از پیروزی سوسنگرد بزرگترین پیروزی تا آن زمان بود. پس از فتح این تپه ها، طرح تسخیر دهلاویه را ریخت و با همراهی فرمانده جان برکف و همراه خود «ایرج رستمی» موفق به فتح دهلاویه شدند. فتح دهلاویه نخستین پیروزی پس از عزل بنی صدر بود.
در سحرگاه سی و یکم خرداد شصت، ایرج رستمی فرمانده منطقه دهلاویه به شهادت رسید. وی که از این حادثه به شدت افسرده و ناراحت شده بود یکی از فرماندهان را انتخاب کرد تا با خود به جبهه دهلاویه ببرد و به جای شهید رستمی معرفی کند.
در دهلاویه همه رزمندگان را در کانالی جمع کرد، شهادت فرماندهشان، ایرج رستمی را به آنها تبریک و تسلیت گفت و با صدایی محزون و گرفته گفت: «خدا رستمی را دوست داشت و برد و اگر ما را هم دوست داشته باشد می برد.»
سخن تمام شد. پس از معرفی فرمانده جدید به همه سنگرها سرکشی کرد و در خط مقدم پشت خاکریزی ایستاد تا منطقه را شناسایی کند. به رزمندگان تاکید کرد که از نقطه ای که او ایستاده جلوتر نروند، زیرا دشمن به خوبی و با چشم غیرمسلح دیده می شد.
در همین لحظه آتش خمپاره باریدن گرفت و همه در حالی که مأوا گرفته بودند شاهد شهادت فرمانده دلاور خود شدند. حضرت امام خمینی پس از دریافت خبر شهادت دکتر مصطفی چمران، در یک تیرماه ۱۳۶۰، پیامی بدین شرح صادر کردند:
بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون
شهادت انسان ساز سردار پرافتخار اسلام و مجاهد بیدار و متعهد راه تعالی و پیوستن به ملاء اعلی دکتر چمران را
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.