توضیحات
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل چهل پرسش از علّامه طباطبایی (بخش دوّم)؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل چهل پرسش از علّامه طباطبایی (بخش دوّم) انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 77 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل چهل پرسش از علّامه طباطبایی (بخش دوّم):
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل چهل پرسش از علّامه طباطبایی (بخش دوّم) آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل چهل پرسش از علّامه طباطبایی (بخش دوّم) با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل چهل پرسش از علّامه طباطبایی (بخش دوّم) از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل چهل پرسش از علّامه طباطبایی (بخش دوّم)، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل چهل پرسش از علّامه طباطبایی (بخش دوّم) :
در سال ۱۳۸۳ هجری قمری هر یکی از دانشمندان ایرانی مقیم نیویورک (آمریکا) پرسش های گوناگونی در زمینه های مختلف اسلامی از استاد علامه حضرت آقای طباطبائی نموده بود که معظم له پاسخ همه آنها را نوشته و یک جا به آن دانشمندان ایرانی فرستادند. پایگاه اطلاع رسانی حوزه نت خوانندگان خود را به مطالعه این سئوال و پرسش ها جلب می کند.
۲۱. می گویند حضرت محمد صلی الله علیه و آله سفارش کرد اگر کسی را به فرزندی قبول کردید عیناً مثل فرزند حقیقی با او باشید، صحیح است یا نه؟
۲۲. در این صورت چرا او مایل بود با زنِ طلاق گرفته پسری که او را به فرزندی قبول کرده بود، ازدواج کند؟
۲۱ و ۲۲. هرگز چنین سفارشی از آن حضرت صادر نگردیده است، بلکه تهمتی است که مخالفین اسلام و به خصوص مسیحیان غرب به ایشان می زنند و ازدواج آن حضرت با زن پسرخوانده خود روی همین اصل بود که این رسم ناستوده را ابطال و بطلان آن را اعلام کند. چه در غالب کشورهای آن روز سنت الحاق فرزند از یک خانواده به خانواده دیگر و معامله خویشاوندی حقیقی با وی دایر بود و آیات چند در قرآن کریم در سوره احزاب در این باره داریم.
۲۳. چرا حضرت محمد صلی الله علیه و آله که یک معلم بزرگ برای تربیت بشر به مقام بزرگ آدمیت بود و باید اعمالش سرمشق انسان های دیگر باشد در اوان پیری (تقریباً) با دختر نه ساله ای ازدواج کرد؟
ازدواج زن جوان با مرد پیر اگر عیبی داشته باشد همین خواهد بود که آمیزش با شوهر پیر برای زنی جوان لذت بخش نمی باشد یا این که به واسطه عدم تعادل و تقارب سن عادتاً شوهر پیش از سن پیری زن می میرد و زن در سن جوانی بیوه می ماند ولی روشن است که مقاصد ازدواج به این دو مقصد منحصر نیست و از این روی هیچ دلیلی بر ممنوع بودن این رویه نداریم، چه بسا مقاصد دیگری بسیار مهم تر از مقاصد نامبرده بالا مقارن ازدواج گردد و مرجح چنین ازدواجی شود.
چند سال پیش که آیزنهاور رئیس جمهور آمریکا بود، در نشریه ها خواندیم که از نشریه های کثیرالانتشار آمریکا این سؤال را مطرح کرده و از دوشیزگان کشور پرسیده بود که: «دوست دارید با که ازدواج کنید»، اکثریت دوشیزگان آمریکا در پاسخ خود آیزنهاور را ذکر کرده بودند، در حالی که نه جوان بود و نه قیافه زیبایی داشت. راجع به ازدواج پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله کسی که از تاریخ زندگی آن حضرت کم و بیش اطلاع دارد می داند که وی مردی هوسران و خوش گذران نبود و کارهایش روی اساس تعقل بود نه احساس، و چنین کاری از آن حضرت برای بیان جواز بوده و در پیشرفت دعوتش تأثیر بسزا داشته است.
۲۴. درباره امر صیغه که اهل تسنّن مخالف آن هستند، چه نظر دارید و مقصود از این عمل چیست؟
۲۵. فکر نمی کنید که این امر برخلاف قوانین انسانی است و زن را (یک انسان اگر قبول دارید) به صورت چیزی درمی آورد که به راحت مرد می افزاید؟
۲۴ و ۲۵. مشروعیت نکاح متعه در قرآن کریم، سوره نساء، آیه ۲۴ تثبیت شده است و شیعه به مخالفت اهل تسنّن اعتنا نمی کند، زیرا این عمل در قرآن کریم ثابت و در طول زمان حیات پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و دوران خلافت خلیفه اول و چندی از زمان خلافت خلیفه دوم معمول بوده است و پس از آن خلیفه ثانی منعش کرد و واضح است حکم قرآنی را تنها قرآن می تواند نسخ کند و حکومت اسلامی حق ندارد در مورد قوانین شایسته (شریعت) اظهار نظر نماید.
مقصود از نکاح متعه ازدواج موقت است و مشروعیت آن از نظر اسلام چنان که در بالا گفته شد بی تردید است. از نظر فلسفه احکام مشروعیت طلاق نشان می دهد که ازدواج می تواند موقت بشود. در صورتی که ازدواج موقت از حیث آثار طوری تنظیم شود که محذورات و مضاری به دنبال خود نداشته باشد، دلیلی ندارد که ممنوع گردد و این که گفته شده: «این عمل زن را به صورت چیزی درمی آورد که به راحتی مرد می افزاید» زورگویی است، زیرا زن این عمل را به اختیار می پذیرد نه به اجبار و مقاصدی که در این عمل برای مرد می توان فرض کرد، در جانب زن نیز می توان فرض کرد. اگر مصاحبت است و اگر لذت است و اگر تهیه اولاد است و اگر سایر بهره برداری های زندگی است، در هر دو طرف وجود دارد، بنابراین دلیلی ندارد که یکی از دو طرف را بازیچه دیگری بشمارید. گذشته از آن، اگر به نظر عمومی و وسیعی به جهان انسانی نگاه کرده، دقت نمایید، عیاناً مشاهده خواهید کرد که آمیزش جنسی جامعه بشری را به نکاح و ازدواج دائمی نمی توان محدود ساخت و هرگونه آمیزش دیگری را غیرقانونی شمرد و هرگز دایر بودن ازدواج دائمی نمی تواند این غریزه جنسی را ارضا نموده، پاسخ کافی دهد.
دولت های رسمی در هیچ یک از کشورهای جهان متمدن و نیمه متمدن با هیچ وسیله ای نتوانسته اند از شیوع آمیزش های موقتی جلوگیری نمایند و در همه شهرهای بزرگ مراکزی آشکارا یا پنهانی برای این عمل وجود دارد. در این صورت مذهبی که می خواهد آمیزش جنسی را محدود به ازدواج نماید و مطلقاً از زنا جلوگیری نماید، ناگزیر است ازدواج موقتی را با شرایط خاصی که مفاسد زنا را رفع می کند در قانون خود بگنجاند تا پاسخ کافی به اقتضای این غریزه عمومی بدهد.
در کلام حضرت امیرالمؤمنین است: «اگر خلیفه دوم ازدواج موقت این نکاح متعه را ممنوع نمی کرد، تنها کسانی زنا می کردند که از گمراهی مشرف به هلاکت بودند» و از این جا روشن می شود که این امر را خلاف قوانین انسانی شمردن چه اندازه از حقیقت دور است.
البته مراد از قوانین اسلامی قوانین باستانی پیش از اسلام مانند قوانین روم قدیم و قانون حمورابی نیست، زیرا در این قانون با زن، معامله حیوانی و یا معامله اسیر می شد، بلکه مراد قوانین غربی است. ما جهان انسانی را همان جهان غرب و جامعه بشری را جامعه غرب و انسان را همان غربی ها می دانیم و تحت تأثیر هرگونه اوامری بوده (واقع بینی، تلقین، تقلید، تبلیغ و خطا) فعلًا تنها این فکر در مغز بی قید و شرط حکومت می کند ولی باید دید که این انسان های پرافتخار در بیرون محیط ازدواج، در معاشرت های عمومی و مختلطشان به جای این امر خلاف قوانین انسانی (!) چه گذاشته اند و در کشورهای متمدن مخصوصاً آنها که از همه متمدن ترند، در میان زنان و مردان و پسران و دوشیزگان و در میان خود مردان و جوانان چه می گذرد؟ و کمبودی که از راه ازدواج دائم لازم می آید از چه راه تأمین می شود و آمار حیرت آوری که دراین باره منتشر می شود از چه حکایت می کند؟
۲۶. غربی ها معتقدند که اسلام دینی است که فقط برای مردم ساده و زارع و صحرانشین و آنها که با تمدن ماشینی امروز جلو نرفته اند می باشد و می بینیم که حتی یکی از کشورهای مسلمان جزو کشورهای مترقّی پیشرفته نیست و اسلام در کشورهای ماشینی و متمدن اصلًا پیشرفت نکرده است. دلیلش چیست؟ آیا فکر می کنید قوانین اسلامی را می توان طوری تغییر داد یا ترجمه کرد که قابل قبول برای افراد تحصیل کرده باشد و با علم وفق دهد؟
در این که کشورهای اسلامی جزو کشورهای مترقّی و پیشرفته نیستند تردید نیست ولی باید دید که در کدام یک از این کشورهایی که نام کشور اسلامی دارند قوانین اسلامی اجرا می شود؟ و بیشتر از این که اسم دین اسلام روی اینها گذاشته شده، از مسمای اسلام چه بهره ای دارند؟ و جز این که برخی از مردم این کشورها پاره ای از عبادات اسلامی را مانند نماز و روزه و حج به صورت و از روی عادت دیرین به جا می آورند، از قوانین فردی و اجتماعی و جزائی و حقوقی اسلام کدام را زنده نگه داشته اند. در این صورت آیا مسخره نیست که انحطاط کشورهای اسلامی را به گردن اسلام بگذاریم؟
ممکن است گفته شود که اگر اسلام دینی مترقی بود و قوانینش عرضه و لیاقت اصلاح و اداره جامعه را داشت، برای خود در جامعه جایی باز می کرد و متروک نمی شد!
ولی این پرسش پیش می آید که اگر عدم پیشرفت در جامعه گواه انحطاط قوانین اسلام است، چرا روش دموکراسی مترقّی غربی که بیشتر از نیم قرن است در این کشورها پذیرفته شده، جایی برای خود باز نکرده و کمترین تأثیری در پیشرفتشان ننموده و جز صورت سازی اثری نداده است؟ و چرا شرقی ها مانند غربی ها نمی توانند از این روش مترقّی بهره برداری نمایند؟ و چرا همین رژیم انسانی (دموکراسی) پس از آن که سالیان دراز در مهد انسانیت (غرب) برای خود جا باز کرده بود و به جای خون در شرائین جمعیت جریان داشت، نتوانست زمزمه کمونیستی را خاموش کند تا کار به جایی کشید که در کمتر از نیم قرن رژیم کمونیستی تقریباً نصف جمعیت کره را فراگرفت و حتی در قلب اروپا و آمریکا نفوذ کرد و هر روز سنگر تازه ای از دست همین انسان های مترقّی (غربی ها) می گیرد. آیا با همین دست آویز می توان نظر داد که رژیم و قوانین کمونیست مترقی با رژیم و قوانین دموکراسی منحط و روش صحرانشینان می باشد.
گذشته از این همه، انحطاط و عقب افتادگی تنها نصیب کشورهای اسلامی نیست تا به گردن اسلام بسته شود، بلکه سایر کشورهای آسیایی و آفریقایی نیز که در میان آنها همه مذاهب از برهمنی و بودایی گرفته تا مسیحیت و اسلام که از آن یاد می شود دچار این سرنوشت شوم می باشند و همانا گناه دو قاره ثروت خیز آسیا و آفریقا این است که در برابر غرب و مطامع بیکران آن واقع اند. تا این دو قاره بی نیاز می توانند انبار مواد اولیه زیرزمینی و روی زمینی برای صنعت های غرب و بازار محصولات بی کران کارخانه های غرب و زادگاه بردگان بی چون و چرای غرب نیازمند باشند، هرگز کشورهای آنها جزو کشورهای مترقّی (یعنی غربی) قرار داده نشده است و هرگز اهالی آنها اعم از مسلمان و غیرمسلمان به آقایان خود ملحق نخواهند شد و چنان که تاکنون دیده ایم روزی به نام استعمار و روزی به نام استملاک و روزی به نام اشتراک منافع و روزی به نام کمک های اقتصادی سوار ما خواهند بود و آنچه در ذیل سؤال گفته شده که «آیا اسلام را می توان طوری تغییر داد یا توجیه کرد که قابل قبول برای افراد تحصیل کرده باشد و با علم وفق دهد» چنان که گفته شد، معارف اسلامی که کتاب و سنّت متضمن آن است به تصریح همین کتاب و سنّت قابل تغییر نبوده و تأویل بردار نیست و چنانچه اسلام دین حق است، نیازی به قبول طبقه تحصیل کرده ندارد بلکه طبقه نامبرده به حق و واقع بینی نیازمند می باشد. خدای تعالی می فرماید:
«در دین اجباری نیست و راه راست روشن است» (بقره، آیه ۲۵۶) و باز باید گفت که بهتر بود برای اثبات مخالفت اسلام با علم نمونه چندی ذکر می شد تا مستدل شود و به دعوی خالی «اسلام با علم مخالف است» قناعت نمی شد.
۲۷. آیا قبول دارید که حضرت محمد صلی الله علیه و آله و حضرت علی علیه السلام هر دو متذکر شده اند که یک انسان ارزشش بسته به اعمال خودش است نه این که اولاد کیست و یا از کدام خانواده است و چه رنگی دارد؟
۲۸. در این صورت چرا شیعه، اولاد حضرت علی علیه السلام یا حضرت محمد صلی الله علیه و آله را تا هر نسلی که ادامه پیدا کند بهتر و پاک تر از دیگران می داند؟
۲۷ و ۲۸. از نظر اسلام همه در برابر قانون و عدالت برابرند و از این جهت فرقی میان شاه و گدا و غنی و فقیر و قوی و ضعیف و زن و مرد و سیاه و سفید، حتی میان پیغمبر و امام که معصوم اند و سایر مردم نیست و با استثنا و هیچ امتیازی نمی توان علیه کسی اعمال نفوذ کرد و آزادی قانونی را از وی سلب نمود. ریشه اصلی احترام سادات آیه ای است در قرآن کریم که به موجب آن خدای تعالی به پیغمبر خود امر می کند که از مردم بخواهد با خویشاوندان وی معامله دوستی و مودت نمایند (قرآن کریم، سوره شوری، آیه ۲۳) و سرّ این درخواست پس از رحلت پیغمبر اکرم روشن شد و مردم با اولاد آن حضرت معامله ای کردند که در تاریخ با نسل هیچ رهبر و پیشوایی نشده است. پس از رحلت قرن ها سلسله سادات هیچ گونه تأمینی نداشتند، کشته می شدند، سرهای بریده ایشان را به عنوان ارمغان از شهری به شهری می بردند، آنان را زنده زنده در زمین دفن می کردند، دسته دسته در پس ساختمان ها و در لای دیوارها می گذاشتند، سال ها در قعر
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.