تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل چگونگی محاصره و شکست حصر آبادان – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل چگونگی محاصره و شکست حصر آبادان شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل چگونگی محاصره و شکست حصر آبادان:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل چگونگی محاصره و شکست حصر آبادان به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل چگونگی محاصره و شکست حصر آبادان به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل چگونگی محاصره و شکست حصر آبادان با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل چگونگی محاصره و شکست حصر آبادان با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل چگونگی محاصره و شکست حصر آبادان با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل چگونگی محاصره و شکست حصر آبادان را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل چگونگی محاصره و شکست حصر آبادان :

مهمترین هدف صدام حسین از آغاز جنگ با ایران، لغو معاهد مرزی و تسلط کامل بر اروندرود بود. برای تحقق این موضوع، دولت عراق نیاز داشت تا شهرهای خرمشهر و آبادان را به تصرف درآورده و بر شبه جزیر آبادان مسلط شود تا دسترسی ایران به اروندرود را غیرممکن سازد. بنابراین یکی از محورهای اصلی حمل ارتش عراق به خوزستان حرکت از محور شلمچه و پیشروی در ساحل ایرانی اروندرود بود تا بتواند بین رودخانه های بهمنشیر و اروند به طور کامل مستقر شود. اگر ارتش عراق موفق می شد به این هدف کلیدی دسترسی پیدا کند در کنار دو مانع طبیعی کارون و بهمنشیر قرار می گرفت و شاید می توانست ایران را از بازپس گیری آنها نا امید کند. بنابراین قبل از آنکه حتی خرمشهر را به تصرف درآورد، نیروهای خود را از شمال این شهر عبور داد تا بتواند هر چه سریعتر به شبه جزیره آبادان رسیده و شهر پرآوازه آبادان را به اشغال خود درآورد.

زمانی که جنگ آغاز شد، آبادان یکی از معروف ترین و فعال ترین شهرهای استان خوزستان و دارای هزار نفر جمعیت بود. در آن زمان، جمعیت آبادان از اهواز که مرکز استان خوزستان است بیشتر بود و به دلیل وجود فرودگاه بین المللی و بزرگترین پالایشگاه جهان، شهر زنده و فعالی بود. آبادان که در کیلومتری جنوب اهواز واقع است، قبل از پیروزی انقلاب، مرکز سیاسی تأثیرگذار بر صنعت نفت بود و با وجود دانشکد نفت، فعالیت های سیاسی در آبادان بر خانواد صنعت نفت ایران نیز اثر می گذاشت. توسع آبادان حول محور نفت و پالایشگاه بزرگ آن صورت گرفته بود. پالایشگاه آبادان با هزار کارمند و ظرفیت تولید روزانه هزار بشکه از یکصد نوع فرآورد نفتی، سهم با ارزشی را در تامین نیازهای سوختی ایران داشت. در زمان آغاز جنگ، این پالایشگاه روزانه هزار بشکه انواع فرآورده های نفتی از جمله بنزین و نفت سفید و نفت گاز تولید می کرد. در روز شروع جنگ به میزان میلیون لیتر انواع فرآورده های نفتی در مخازن پالایشگاه آماد توزیع بود.[۱]

در مجموع مخزن نفت و فرآورده متعلق به پالایشگاه آبادان وجود داشت که با خط لوله، فرآورده های نفتی را به بندر امام خمینی در کیلومتری آبادان جهت صدور ارسال می کردند. مخزنگاه اصلی پالایشگاه در بوارده در جاده خسروآباد بود که مخزن داشت و در طول جنگ بارها بمباران شد. پالایشگاه آبادان اسکله داشت و ظرفیت بارگیری بندر آبادان هزار تن بود و در طول سال فروند انواع کشتی های نفتی به آبادان تردد می کردند. در شب بهمن ماه که انقلاب در حال پیروزی بود و ژاندارم ها پاسگاه های مرزی را تخلیه و رها کرده بودند، رئیس سازمان امنیت بصره به جزیر مینو آمد و بین مردم عرب جزیره، انواع سلاح ها از جمله کلت کمری، کلاشینکف، آرپی جی و مین های انفجاری توزیع کرد.[۲]

از حدود ماه قبل از آغاز جنگ، عراق در اروند رود به قایق های عرب های حاشی اروندرود از طریق کشتی اسلحه می داد. با توجه به وجود رابط خویشاوندی و دوستی بین عرب های ایرانی و عراقی در دو سوی اروند رود، رفت و آمد عراقی ها از شهریور به منازل اقوام ایرانی خود در این سوی اروند گسترش یافت. عراق با توجه به این فرصت، جاسوس هایی را از اروند رود به روستای شلحه در کیلومتری جنوب ذوالفقاریه اعزام می کرد که باعث اولین درگیری ها در فروردین بین سپاه آبادان و این جاسوس ها شد. انفجار لوله های خطوط انتقال نفت، شرکت ایران گاز و نیز بازار روز آبادان توسط عوامل عراق در ماه های قبل از شروع جنگ، موجب توسعه و گسترش سپاه آبادان شد به طوری که این سپاه در زمان شروع جنگ حدود پاسدار رسمی و پاسدار غیر رسمی داشت. تعداد زیادی از اعضای سپاه از عرب های حاشی اروندرود بودند که خیلی خوب در مقابل جاسوس های عراق ایستادگی کردند.[۳]

قبل از شروع جنگ نفر بر اثر درگیری با عوامل عراق در جزیر آبادان شهید و نفر نیز مجروح شدند. در این درگیری ها از عوامل عراق هم نفر کشته شدند. از نیم دوم شهریور احتمال وقوع جنگ در شهرهای آبادان و خرمشهر احساس می شد ولی ابعاد آن معلوم نبود. با این وجود فعالیت طبیعی در آبادان جریان داشت و حتی در ساعت صبح روز شهریور که جنگ آغاز شد یک هواپیمای مسافربری از تهران در فرودگاه آبادان بر زمین نشست و پس از تخلی سرنشینان خود فرصت سوار کردن مسافرین آبادانی را نیافت و به تهران بازگشت.

چگونگی محاصره آبادان

با آغاز جنگ در روز شهریور پالایشگاه آبادان در چندین نوبت و در مجموع با حدود فروند جنگنده عراقی بمباران و دچار آتش سوزی شد و از کار افتاد. از آنجا که ارتش عراق در حمله به خرمشهر با مقاومت مردمی جدی، کم نظیر و مثال زدنی مواجه شد و از تصرف فوری این شهر مأیوس گردید، در مهر ماه سال در حالی که همچنان تلاش می کرد تا به خرمشهر وارد شود، به لشکر زرهی مأموریت داد خرمشهر و آبادان را محاصره کند تا امکان اشغال این دو شهر با هم فراهم شود. بدین منظور این لشکر با نصب یک پل پی ام پی ساخت شوروی بر روی رودخانه کارون در منطقه مارد واقع در کیلومتری آبادان، با تیپ زرهی سازمانی و تیپ زرهی لشکر و عناصری از تیپ نیروی مخصوص، ظرف یک شب از رودخانه کارون عبور کرد. ارتش عراق پل دیگری را هم روی رودخان کارون در سلمانیه واقع در کیلومتری آبادان نصب کرد. با عبور از رودخان کارون، ارتش عراق بخشی از جاد آبادان ـ اهواز و نیز حدود ده کیلومتر از جاده آبادان ـ ماهشهر را به تصرف خود در آورد. این تهاجم در حالی صورت گرفت که ایران هیچ نیرویی در شرق رودخان کارون نداشت. با تصرف بخشی از جاده، ارتش عراق حدود نفر از مردمی را که از جاد اهواز ـ آبادان تردد می کرند به اسارت درآورد. سپاه آبادان در مهر یک حمل کوچک علیه مواضع نیروهای عراقی در اطراف ایستگاه انجام داد که موجب شد تا نیروهای مهاجم عراقی از این محور به آبادان حمله نکنند زیرا تصور می کردند که رزمندگان اسلام در برابر آنها مقاومت خواهند کرد. در روز چهارم آبان که خرمشهر به اشغال ارتش عراق درآمد،گردان از تیپ قوچان در قالب یک گروه رزمی که دارای یک گردان پیاده و یک گروهان تانک و یک آتشبار توپخانه بود به فرماندهی سرهنگ کهتری از طریق ماهشهر وارد آبادان شد.[۴]

ارتش عراق از روز هشتم و در شب نهم آبان ماه ـ هم زمان با تک در منطق غرب دزفول ـ عبور از پل احداثی بر روی رودخانه بهمنشیر در منطق ذوالفقاری در شمال آبادان را آغاز کرد تا بتواند شهر آبادان را دور بزند. فردی به اسم دریاقلی سورانی که اوراق فروش بود اولین خبر حضور نیروهای ارتش عراق در کوی ذوالفقاری را با فرستادن کارگرش به مقرّ بسیجیان مسجد حضرت رسول(ص) در آبادان رساند. وی گفت نیروهای ارتش عراق نخل های کنار بهمنشیر را که هرکدام بیش از یک شتر قیمت داشت قطع کرده اند و بر روی بهمنشیر در این ناحیه پل زده اند. نظامیان عراقی ساعت بعد از ظهر با سه دستگاه خودروی پل شناور GSP از رودخانه بهمنشیر عبور کردند و ساکنین روستاهای این محور را اسیر کردند و با خود بردند. با اقدام دریاقلی و با حضور سریع مردم و رزمندگان مساجد شهر آبادان، کماندوی ارتش عراق در این ناحیه اسیر شدند. صبح زود فردای آن روز، پل عراق بر روی بهمنشیر هدف بالگردهای کبری قرار گرفت. سرانجام دریاقلی در درگیری های حصر آبادان مورد اصابت آتش توپخانه ارتش عراق قرار گرفت و یک پایش قطع شد. او را به همراه سایر مجروحین به اهواز و سپس به تهران منتقل کردند. اما وی در بیمارستانی در تهران به شهادت رسید. در مقاومت های این منطقه حدود نفر از نیروهای فدائیان اسلام هم به دفاع مشغول بودند ولی علیرغم مقاومت های فراوان رزمندگان، ارتش عراق توانست کوی ذوالفقاری را به تصرف خود درآورد. با این اقدام، شهر آبادان در دهم آبان ماه به محاصره نسبتاً کامل ارتش عراق در آمد. در روز رر جنگنده های پایگاه شکاری بوشهر تعداد پرواز بمباران هوایی در حمایت از رزمندگان جبه آبادان انجام دادند که بر اثر آن خلبان شهید شدند.[۵]

تعداد نیروهای عراقی که از رودخان بهمنشیر عبور کردند حدود نفر و در حد گردان بودند. پس از گذشت مدتی از محاصر آبادان، حدود نفر از نیروهای مردمی در قالب گروهان رزمی سپاه به فرماندهی آقای مرتضی قربانی و معاونت آقای شمگانی به همراه یک گروهان از نیروهای لشکر ارتش به فرماندهی سرهنگ کهتری به نیروهای عراقی در کوی ذوالفقاری حمله کردند و موفق شدند نیروهای عراقی را به آن سوی بهمنشیر عقب برانند و پل های نصب شده توسط ارتش عراق را منهدم کنند. در این عملیات حدود نظامی عراقی کشته و حدود نفر هم به اسارت درآمدند و غنایم زیادی هم گرفته شد.[۶]

در دوران محاصره شهر، رادیو نفت آبادان اطلاعات مربوط به تهاجم ارتش عراق را به طور مرتب برای مردم پخش می کرد و رزمندگان با استفاده از این اخبار در جبهه های مختلف جهت دفاع از شهر بسیج می شدند. در دوران محاصره حدود رزمنده از سپاه و ژاندارمری در آبادان مقاومت می کردند. گرچه آبادان به محاصر ارتش عراق درآمد ولی از طریق رودخانه بهمنشیر و از سمت نخلستان های اروندرود، ارتباط ماهشهر با آبادان تا حدودی برقرار بود. ارتش عراق نزدیک به کیلومتر از کنار رودخان کارون و به همین میزان از رودخانه کارون تا شرق جاده آبادان ـ ماهشهر را به تصرف خود در آورد. در مجموع، ارتش عراق سر پلی به وسعت حدود کیلومتر مربع را در شرق رودخانه کارون و در شمال شهر آبادان به تصرف خود در آورد. البته بعدها با مقاومت نیروهای مسلح و مردم، ارتش عراق از بخشی از منطقه اشغال شده عقب رانده شد و سر پل تصرف شده کوچک تر گردید. بنا برگفته فرمانده تیپ ارتش عراق که درعملیات فتح المبین به اسارت ایران درآمد، ارتش عراق[۷] نیاز به یک لشکر پیاده دیگر داشت تا بتواند جزیره آبادان را به اشغال کامل خود در آورد.[۸]

هدف اصلی عراق از پیشروی به سمت رودخانه بهمنشیر آن بود تا با تصرف شهر آبادان و اشغال تمام سرزمین های شبه جزیره آبادان، رودخانه اروند را به طور کامل در اختیار خود بگیرد. اگر ارتش عراق به این هدف می رسید، می توانست مرز مورد نظر خود در ساحل اروند را بر ایران تحمیل نموده و معاهد را تغییر دهد. نزدیک ترین راه برای تصرف آبادان، عبور از اروندرود باعرض متر درساحل خسروآباد بود ولی ارتش عراق نتوانست از این مانع رودخانه ای عبور کند و بر روی آن پل بزند. بنابراین مجبور شد تا با استفاده از محور شلمچه و عبور از رودخانه های کارون و بهمنشیر با کیلومتر پیشروی، خود را به آبادان برساند و آن را محاصره کند. در زمانی که آبادان محاصره شد بیشتر مردم، این شهر را ترک کردند ولی مردم روستاها در منازل خود باقی ماندند و به کشاورزی ادامه دادند و صیفی جات تازه را در اختیار رزمندگان می گذاشتند. در شهر آبادان هم حدود هزار نفر از مردم از جمله نزدیک به نفر از کارمندان پالایشگاه باقی ماندند و به زندگی در زیر آتش ارتش عراق ادامه دادند.کارمندان پالایشگاه آبادان در طول دوران محاصر این شهر، همچنان به تولید فرآورده های نفتی با روش های ابتکاری ادامه می دادند و سوخت واحدهای مدافع آبادان را تأمین می کردند. آنها همچنین با کمک جهاد سازندگی فارس توانستند بسیاری از قطعات یدکی موجود در این پالایشگاه را که از طریق بندر این پالایشگاه برای سایر پالایشگاه های کشور از کشورهای خارجی وارد می شد تخلیه کنند. در بهار سال یک بار دیگر ارتش عراق به فکر اشغال آبادان افتاد. بدین منظور ارتش عراق، لشکر پیاده و تیپ نیروی مخصوص را از زیر امر سپاه های و خارج و با تکمیل سازمان آنها، مبادرت به تمرین های فشرده در منطقه المسیب استان کربلا نمود. این یگانها در اردیبهشت سال آمادگی لازم را برای حمله مجدد به آبادان کسب کردند ولی با انجام تک های محدود از سوی رزمندگان اسلام در جبهه های جنوب و غرب، این نیروها اجباراً در آن مناطق به کار گرفته شدند و حمله به آبادان منتفی گردید. ایستادگی و مقاومت مردم آبادان در دوران محاصر این شهر مرهون نقش و حضور حجت الاسلام و المسلمین غلامحسین جمی امام جمع این شهر بود و ایستادگی مردم و نیروهای مسلح تأثیر زیادی در آزادسازی این شهر داشت که حدود یک سال بعد انجام گرفت. مقاومت در جبه آبادان، شیوه های چگونه جنگیدن را به رزمندگان ایرانی آموخت و فرماندهان زیادی از سپاه از جمله سرداران حسین خرازی، مرتضی قربانی، جعفر اسدی، مهدی باکری، احمد کاظمی، یدالله کلهر، مهدی کیانی، علی عساکره، بنادری، حسن شفیع زاده، اسحاق عساکره، علی فضلی، مهدی امینی و…. را در خود پرورش داد. شکست ارتش عراق در تصرف آبادان، مشخص کرد که عراق قادر به تأمین حداقل هدف خود در جنگ که مالکیت اروندرود بود، نیست. در مدت روزی که شهر آبادان در محاصره بود تمام ادارات دولتی در این شهر فعال بودند و حدود نفر از مردم به زندگی زیر آتش دشمن ادامه دادند. در تمام این مدت حدود نفر در داخل شهر و روستاهای اطراف ازجمله زن شهید و نفر هم مجروح شدند. هم اکنون شهید گمنام که در روزهای اول جنگ جان خود را از دست دادند در قبرستان آبادان دفن هستند. در طول جنگ نفر از مسئولین شهر آبادان از جمله شهردار و رئیس آموزش و پرورش به شهادت رسیدند. در طول جنگ رزمندگان زیادی از آبادان در جبهه های مختلف حضور یافتند به طوری که آبادان و حومه دارای شهید است که نفر آنها دانش آموز و نفر روحانی هستند. از این تعداد نفر در آبادان دفن هستند. در دوران محاصر آبادان تعداد عملیات مختلف در اطراف شهر برای دور کردن قوای ارتش عراق از آبادان صورت گرفت.

نخستین عملیات ناکام برای شکست حصر آبادان

ادامه محاصر آبادان، انتظار برای شکست حصر آن را افزایش می داد. امام خمینی (ره) از نیروهای مسلح خواسته بودند که مسامحه نشود و این حصر شکسته شود. ایشان در سخنان خود در آبان فرمودند:«من منتظرم که این حصر آبادان از بین برود…… نگذارند اینها بیایند در آبادان وارد بشوند….. حال تهاجمی بگیرند.» در چنین شرایطی، قرار بود عملیات ارتش با نام عملیات توکل، همزمان با عملیات نصر انجام شود ولی به دلیل بارندگی و باتلاقی شدن منطقه شمال آبادان، عملیات در دی ماه به فاصله روز از عملیات نصر در جاد ماهشهر ـ آبادان صورت گرفت. این عملیات از سوی قرارگاه اروند به فرماندهی سرهنگ حسن فروزان به منظور شکستن حصر آبادان و به منظور باز کردن هر دو جاده آبادان ـ اهواز و آبادان ـ ماهشهر و در حد یک گردان، طرح ریزی شد.[۹]

مأموریت گروه رزمی زرهی شیراز، حمله به سرپل دشمن در شرق رودخانه کارون بود و گروهان پیاده از ژاندارمری به آن کمک می کرد. در آن زمان تیپ پیاده لشکر نیز در منطقه مستقر بود. به یگان ها گفته شده بود که بر روی محور ماهشهر ـ آبادان تک کنید، زیرا دشمن فرار کرده است و عملیات، مثل آب خوردن است. در این عملیات رزمندگان سپاه ماهشهر به فرماندهی آقای اسحاق عساکره نیز جناح عملیات را پوشش می دادند.[۱۰]

عملیات در ساعت صبح انجام شد و تا نزدیک ظهر ادامه یافت ولی تعداد تانک و نفربر و یک موشک انداز تاو مربوط به گروه زرهی ارتش[۱۱] از دست رفت و موفقیت چندانی حاصل نشد. این عملیات بدون انجام شناسائی های لازم و بدون بهره گیری از تجربیات عملیات های گذشته و بدون حضور موثر نیروهای سپاه وداوطلبان بسیجی، به مرحله اجرا در آمد. علت شکست عملیات را می توان در «عدم توجیه نیروهای عمل کننده» و «نداشتن طرح مانور مناسب» و «پایین بودن روحی نیروها» دانست. در این عملیات نفر از نفرات ارتش و ژاندارمری و تن از افراد فدائیان اسلام شهید، نفر مجروح و نفر نیز اسیر و مفقود شدند.[۱۲]

عملیات فرماند کل قوا

عملیات دیگری که مقدم شکست حصر آبادان محسوب می شود، عملیات سپاه در دارخوین است. همزمان با کنار گذاشتن بنی صدر از فرماندهی کل قوا، در حالی که فرماندهی کل قوا در صحنه جنگ، هنوز تکلیف روشنی نداشت، پاسداران مستقر در جبه دارخوین، عملیات محدودی را با استعداد نفر یعنی در حدود یک گردان رزمی در تاریخ رر به مرحله اجرا گذاشتند. البته برای انجام این عملیات از حدود ماه قبل بررسی و کار شده بود و مطالعات لازم برای شناسایی وضعیت نیروهای عراقی و طرح ریزی عملیات صورت گرفته بود. تلاش رزمندگان در این عملیات، آن بود تا با پیشروی به سمت پل های قصبه و مارد بر روی رودخانه کارون و در شمال آبادان برای شکست حصر آبادان اقدامی انجام دهند. آنها از ماه قبل کانالی به طول متر بین خط شیر و خاکریز اول نیروهای عراقی کنده بودند تا بتوانند از طریق آن، خود را در دشت صاف و بی عارضه خوزستان به نیروهای عراقی نزدیک کنند. قبل از شروع عملیات آیت الله سید محمد حسینی بهشتی برای رزمندگان سپاهی و بسیجی شرکت کننده در عملیات سخنرانی کرد.[۱۳]

تا روحی آنها بالا رفته و انگیز آنان در جنگ با دشمن و آزادی بخشی از سرزمین های ایران افزایش یابد. این عملیات در ساعت : دقیقه بامداد از سه محور به فرماندهی شهید حسین خرازی و با استعدادی در حدود نفر آغاز شد. رزمندگان اسلام توانستند با پیشروی به سمت مواضع گردان زرهی صلاح الدین جمعی تیپ مکانیزه، خاکریز اول لشکر زرهی ارتش عراق را به تصرف خود در آورند و با خاکریزی که جهاد سازندگی به طول کیلومتر احداث کرد در آنجا پدافند نمایند.[۱۴]

در این عملیات که توپخان ارتش آن را پشتیبانی می کرد، رزمندگان اسلام توانستند با حدود متر پیشروی در مواضع دشمن، نفر اسیر بگیرند و علیرغم بار پاتک دشمن، زمین های آزاد شده از اشغال ارتش عراق را برای اولین بار حفظ کنند.[۱۵]

در این عملیات که به دلیل کنار گذاشته شدن بنی صدر از فرماندهی کل قوا بنا به پیشنهاد فرمانده سپاه خوزستان با نام «فرمانده کل قوا، خمینی روح خدا»، خوانده شد، یکصد نفر از نیروهای عمل کننده که عمدتاً از پاسداران استان اصفهان و قم بودند به شهادت رسیدند و نفر نیز مجروح شدند. در مجموع پاتک های عراق و درگیری ها در این جبهه روز به طول انجامید تا وضعیت تثبیت شد. این عملیات تجرب خوبی برای طرح ریزی عملیات شکست حصر آبادان بود.[۱۶]

انجام این عملیات موجب افزایش روحیه رزمندگان و ایجاد باور به توانایی برای تداوم طرح ریزی و انجام این گونه عملیاتها شد.

لزوم شکست حصر آبادان

در حالی که احتمال اشغال و تصرف شهر آبادان از سوی ارتش عراق می رفت، امام خمینی طی سخنانی در حسینیه جماران در صبح روز آبان سال خطاب به روحانیون حاضر که در آستان ماه محرم به دیدار ایشان رفته بودند، فرمودند: من منتظرم که این «حصر آبادان از بین برود». «باید این حصر شکسته بشود». «مسامحه نشود در آن، حتماً باید شکسته بشود. فکر این نباشند که ما اگر اینها هم آمدند بیرونشان می کنیم. اگر اینها آمدند، خسارات بر ما وارد می کنند. نگذارند اینها بیایند در آبادان وارد بشوند. از خرمشهر، اینها را بیرون بکنند. حال تهاجمی بگیرند»[۱۷]

در این زمان، تعدادی از واحدهای مربوط به سپاه آبادان، نیروهای اعزامی از سایر نقاط کشور، گردان از تیپ تفنگداران نیروی دریایی، ژاندارمری، نیروهای فدائیان اسلام و بسیجیان داوطلب تحت امر قرارگاه اروند، تعدادی از دانشجویان دانشکده افسری و گردان پیاده لشکر از شهر و جزیره آبادان دفاع می کردند و هنوز هیچ لشکر سازمانی از ارتش در این منطقه وجود نداشت. ستاد و مجموعه واحدهای لشکر پیاده خراسان حدود شش ماه پس از آغاز جنگ، در هفته سوم اسفند ماه سال با قطار از مشهد به ماهشهر رسیدند. این لشکر از اسفند ماه، مسئولیت بخش هایی از منطقه را بر عهده گرفت و از فروردین سال ، فرماندهی منطقه عملیاتی خود را تشکیل و عملاً در منطقه، فعال شد.[۱۸]

البته برخی از واحدهای این لشکر قبلاً به این منطقه آمده و مأموریت هایی را نیز انجام داده بودند. با آغاز جنگ و محاصره آبادان، سپاه محورهای عملیاتی خود را در جزیره مینو، فیاضیه، ایستگاه ، تپه های مدن، جاده ماهشهر و دارخوئین تشکیل داد. به دلیل بسته شدن جاده ها و خطوط مواصلاتی، نیروهای رزمنده از طریق دریا و از رودخانه بهمنشیر تردد کرده و تدارک می شدند. جهادسازندگی هم به دنبال احداث راه زمینی در خارج از محدوده اشغالی بود. در این شرایط، بخشی از مردم آبادان به همراه حجت الاسلام و المسلمین غلامحسین جمی امام جمعه این شهر، به مقاومت در برابر دشمن ادامه داده و خانه و زندگی خود را ترک نکردند. در تمام دورانی که آبادان در محاصره قرار داشت، نماز جمعه این شهر به طور مرتب زیر آتش ارتش عراق، به امامت آیت الله جمی[۱۹] برگزار می شد. امام خمینی در تجلیل از این اقدام در رر می فرمایند: «من وقتی جماعت های روز جمعه بعضی از بلاد خوزستان مثل آبادان و اهواز و دزفول را می بینم واقعاً پیش خودم یک مباهاتی می کنم که ما یک همچه جاهایی را داریم. اسلام یک همچه مناطقی را دارد. منطقه ای که هر آنش دارد بمباران می شود، جماعتش به آن قدرت، امام جماعت هایش به آن قدرت صحبت می کنند، جمعه اش به آن طور با عظمت ایجاد می شود. جمعه ای که در بلاد جنگی ایجاد می شود غیر جمعه ای است که در تهران یا قم یا در جاهای دیگر ایجاد می شود. آنجا یک خاصیت خاصی دارد. جمعه های این بلاد جنگی، روحیه به ایران می دهد، روحیه به ارتش می دهد»[۲۰]

عملیات ثامن الائمه

از اوایل سال سپاه، تعدادی طرح عملیاتی را برای شکستن حصر آبادان تهیه کرده بود. ولی به دلیل مخالفت نیروی زمینی ارتش و کمبود نیرو و مهمات، نتوانسته بود هیچ یک از آنها را به اجرا در آورد. در زمان بنی صدر هماهنگی و همکاری بین ارتش و سپاه، مطلوب نبود. بعضی از فرماندهان ارتش، سپاه را به عنوان یک نیروی کارآمد رزمی نمی پذیرفتند. اختلاف نظر هم در مسائل دفاعی و نحوه جنگیدن با قوای دشمن، زیاد بود. برای بررسی طرح عملیات شکست حصر آبادان، حدود جلسه بین فرماندهان سپاه و فرماندهان نیروی زمینی ارتش در سطوح مختلف و طی چندین ماه، برگزار شد. در اکثر این جلسات، اختلاف نظر بین طرفین وج

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *