توضیحات
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل چیستی ایمان و تجربه ی دینی؛ گفت وگو با احمد نراقی، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل چیستی ایمان و تجربه ی دینی؛ گفت وگو با احمد نراقی شامل 69 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل چیستی ایمان و تجربه ی دینی؛ گفت وگو با احمد نراقی:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل چیستی ایمان و تجربه ی دینی؛ گفت وگو با احمد نراقی را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل چیستی ایمان و تجربه ی دینی؛ گفت وگو با احمد نراقی توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل چیستی ایمان و تجربه ی دینی؛ گفت وگو با احمد نراقی :
آبان، ش ۱۳۵
چکیده: ایمان از دیدگاه فیلسوفان، اعتقاد به یک گزاره است . اما از نظرگاه عارفان، ایمان یک نوع اعتماد تمام عیار و شورمندانه است به نام «عشق » . برای تشخیص اصالت تجربه ی دینی معیارهایی وجود دارد که بعضی عام و بعضی شخصی اند . تفاوت تجربه ی پیامبران و عارفان در ابلاغ پیام و رسالت است .
تئوری های مختلف در مورد چیستی ایمان کدامند؟ در تئوری های عارفانه نسبت ایمان و عشق و ارتباط میان این دو چگونه است؟
در مورد چیستی ایمان، مدل ها و تئوری های مختلفی وجود داشته است . تلقی فیلسوفانه از ایمان عبارت است از اعتقاد به نوعی گزاره . از نظر حکمای مسلمان، «ایمان به خداوند» یعنی اعتقاد به این که گزاره ی «خدا وجود دارد» صادق است .
در این چارچوب، گویی ایمان عبارت است از نوعی اعتقاد قطعی و مسلم و یقینی نسبت به صدق یک گزاره . اما در تلقی های عارفانه، ایمان عناصری فراتر از عناصر اعتقادی دارد . تعالیم درون دینی نیز به ما همین نکته را می آموزد . از نظر عارفان ما ایمان نوعی اعتقاد نیست; ایمان نوعی اعتماد، توکل ورزیدن و خویشتن را به دیگری سپردن است . بنابراین، در چارچوب مدل دوم، ایمان عبارت است از اعتماد به یک شخص یا یک موجود متشخص; یعنی اولا، یک اعتماد است و ثانیا، موضوع و متعلقش یک شخص است . اما ما هر نوع اعتمادی را هم ایمان تلقی نمی کنیم; بلکه اعتماد باید تمام عیار باشد; یعنی شخصی همه ی وجود خود را، به تمامی، به او می سپارد . نکته ی دیگر، این که اعتمادی که منجر به ایمان می شود، خیلی شورانگیز و شورمندانه است و عواطف انسان را برمی انگیزد . گوهر ایمان، در تلقی عارفانه، همان «عشق » است . اعتمادهای ایمان گونه همچون اعتماد به یک دوست است; نه اعتماد به یک متخصص . اعتماد به یک دوست فقط برای وجود و خود اوست; نه برای استفاده ی ابزاری از او .
بنابراین، در زندگی شخص یک تحول اساسی رخ می دهد و زندگی خویشتن مدارانه ی فرد تبدیل به یک زندگی معشوق مدارانه می شود . این امر دو پیامد دارد:
اول آن که فرد به بیرون از خود رهنمون می شود . انسان به مثابه اتم است و همواره تمایل دارد در خود فرو رود . چند عامل اساسی هست که ما را به سمت بیرون رهنمون می کند: یکی عنصر
sexuality
است که، در واقع، از مهم ترین عواملی است که انسان را به بیرون رهنمون می کند، و البته بدوی ترین نوع انشراح وجودی است; یک بنیان دیگر زبان است; عامل بعدی، که از این دو رفیع تر است، عشق است . البته عشق، هم بنیان
sexul
می تواند داشته باشد و هم بنیان زبانی .
دوم آن که معشوق تمام نیروها و انرژی های متفرق وجود انسان را حول خود سامان می بخشد . عشق های انسانی نیز می توانند این نقش را ایفا کنند و به همین دلیل است که عشق های انسانی در سلوک معنوی و سلوک عرفانی این قدر مهم اند; چنان که عارفان گفته اند: «المجاز قنطره الحقیقه » .
بنابراین، به یک معنا، گویی ایمان در نظر شخص مؤمن عارف، از اعتقادات فارغ است . شما وقتی عاشق کسی می شوید، برای اثبات وجودش، دلیل نمی آورید . فرد عاشق با مکانیسمی که خودش هم چندان به آن آگاه نیست دل از کف می دهد و وقتی که دلش رفت، اصلا ذهنش معطوف به این استدلال ها نیست . به همین دلیل است که عارفان مسلمان، بحث های کلامی و اعتقادی را، که تامل در حوزه ی اعتقادات است، به چیزی نمی گرفتند .
نکته ی مهم دیگر آن است که تجربه های ایمانی در بستر هر نوع نظام اعتقادی شکل نمی گیرد . یعنی نوع اعتقادات فرد، نوع تجربیات فرد را هم مشخص می کند . در تجربه های دینی، تربیت مذهبی خیلی مهم است .
اعتقادات، دست کم، دو نقش مهم برای تحقق ایمان ایفا می کنند: اول این که اگر فرد ایمان دارد، ایمان او را معقول می کنند; نکته ی دوم این است که امتناع های آن ایمان را هم می توانند مرتفع کنند . گرچه نقدهای عقلی آن تجربه های عشقی – ایمانی را منطقا منتفی نمی کنند، ولی می توانند به لحاظ تاریخی نوعی دلسردی برای فرد ایجاد نمایند .
بنابراین، ایمان می تواند مثل تجربه ی عشقی، اوج و فرود و عمق و سطوح متفاوت داشته باشد; ممکن است در اثر مؤانست و ارتباط با خداوند، ظرفیت وجودیش عمق و ژرفای بیش تری پیدا کند . به هر حال، عشق یک هنر است که هرچه فرد در آن ورزیده تر شود، سطح ایمان او هم ارتقای بیش تری خواهد یافت . ایمان واقعه ای نیست که یک بار و در یک سطح و برای همیشه اتفاق افتد; فرآیندی است که فرد می تواند در آن ورزیدگی بیش تری پیدا بکند و، در این امر، اعتقادات می تواند تسهیل کننده باشند .
چه ضوابطی برای تشخیص اصالت دینی وجود دارد؟ آیا این معیارها برای همه ی افراد، در همه ی دین ها مشترک است؟
برای تشخیص اصالت یا عدم اصالت تجربه های دینی چند ضابطه وجود دارد: مجموعه ای از این ضابطه ها عمومی اند و برخی از آنها شخصی . برای مثال، اگر شخصی تجربه ی دینی – ایمانی ای را از سر گذرانید و شخصیت فردی او شکوفا و تلطیف شد، نسبت به زیبایی ها حساس و به لحاظ اخلاقی شریف گردید، آن گاه می تواند آن تجربه را نسبت به تجربه ای که فاقد آن ویژگی هاست، اصیل بداند . هم چنین این که تجربه ی شخص پیامدهای خیلی خوبی در سطح اجتماعی دارد و ساختار اجتماعی و روابط اجتماعی را سالم می کند، نشانه ی اصالت آن تجربه است . همین طور، تجربه ای که با تجربه ی بزرگان آن سنت، هم آهنگی بیش تری داشته باشد و مراجع حجیت دینی، آن را تایید کنند، در مقایسه با دیگر تجربه ها، اصیل تر است .
اما این ضوابط و معیارها عام هستند . شخصی که به یک دین خاص التزام دارد، چند معیار یا قید خاص را نیز در کار خود منظور می کند . برای مثال اگر عارفی مسلمان باشد، مسلمان بودن این عارف، دو شرط یا قید را بر او الزام می کند: قید اول این است که در حیات روحی و معنوی او، شخصیت کانونی، شخصیت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم باشد; یعنی او باید تجربه های خودش را همیشه با تجربه های پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم موزون کند . قید دوم این که قرآن به مثابه ی متن مقدسی که تجلیگاه تجربه های قدسی پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم است، برای او حجیت داشته باشد . بنابراین، فرد مادام که خودش را با این دو کانون، یعنی قرآن و شخصیت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم موزون کند، مسلمان است . در ادیان توحیدی، متن و شخصیت، هر دو، در کانون اند; ولی در ادیانی مثل بودیسم، شخص در کانون است و متون جنبه ی حاشیه ای دارد .
به محض آن که فرد صاحب تجربه، تجربه های خودش را با مراجع حجیت در یک سنت دینی خاص موزون نکرد، از آن سنت بیرون می آید . دین او یک دین شخصی می شود و اگر این فرد تجربه ی خود را به دیگران بباوراند و دیگران را به دین خود معتقد کند، یک دین جدید متولد شده است . بنابراین، فرد ممکن است تجربه هایی تازه به دست آورد و در نتیجه ی این تجربه ها، پاره ای از اعتقادات و سنت پیشین خود را نقد و نفی کند; اما نقد و نفی، گاه به معنای بسط آن سنت است; یعنی فرد هم چنان به کانون های اصلی آن سنت التزام دارد و گاهی هم به معنای گسست از آن سنت و پایه گذاری یک سنت جدید است .
مرز خروج از یک سنت دینی، و به طور مشخص اسلام، چیست؟
ما فرد را تا زمانی مسلمان می دانیم که به وحدانیت خداوند، رسالت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم و ضروریات دین اعتقاد داشته باشد . دو رکن اول ضروری اند و اگر فرد می خواهد مسلمان بماند، باید به این دو رکن گردن نهد; اما رکن سوم به این معناست که فرد محقق باید به هر آنچه ضروری دین می داند، گردن نهد و در برابرش تسلیم شود; یعنی هر چیزی را که فهمید خداوند یا شخص نبی به آن راضی اند، به آن رضایت بدهد و از هر آنچه آنها ناخشنودند، پرهیز کند .
تشخیص این ضروریات به عهده ی محققان است; اما اگر تشخیص داد و عمل نکرد، از چارچوب بیرون آمده است و یا دین شخصی اختیار کرده است .
چه رابطه و چه تفاوتی میان تجربه ی عارفان با تجربه ی پیامبران وجود دارد؟
مطابق مذهب عامه، تجربه ای که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم کسب می کند با تجربه ای که یک عارف از سر می گذراند، تفاوت ماهوی دارد . پیامبر به یک ارتفاعی از تجربه های معنوی و قدسی می رسد که غیر نبی از آن تجربه ها محروم و بی نصیب است . تئوری دیگری هم وجود دارد که می گوید تجربه های وحیانی پیامبر، تفاوت ماهوی با تجربه های عارفان و اولیای الاهی ندارد; تفاوت در «درجه » است; نه در «ماهیت » .
البته معیاری عقلی و تجربی برای داوری وجود ندارد; اما یک نکته قابل توجه و دفاع است: در تجربه های وحیانی پیامبران، سطحی وجود دارد که به عهده عارفان نیست و آن ابلاغ پیام یا «رسالت » است; یعنی هر تجربه ی معنوی و قدسی، با هر درجه ی علو و رفعت، لزوما با رسالت ملازمت ندارد .
حرف هایی که خداوند به موسی می گوید دو سطح دارد: سطح اول این است که خداوند دو پیام اصلی همه ی ادیان توحیدی (یگانگی خداوند و وقوع قیامت) را بیان می کند . در سطح دوم، وقتی این گفت وگو تمام می شود، خداوند با موسی گپ می زند: ای موسی در دست راستت چیست؟ و موسی هم شروع می کند به گپ زدن: «این عصای من است و به آن تکیه می کنم و …» خداوند با بنده اش گل می گوید و گل می شنود . این جا دیگر رسالتی در کار نیست; یک گفت وگوی دوستانه میان محب و محبوب است . اگر سطح اول تجربه ی وحیانی منحصر به پیامبر باشد، دلیلی ندارد که سطح دوم را منحصر به نبی بدانیم .
رسالت و وحی رسالت آمیز خاتمه پیدا کرده است; یعنی خدا آن پیام های اصلی را که برای تامین سعادت انسان یا ایمنی او از شقاوت لازم بوده، گفته است . در واقع خاتمیت به معنای آن است که خداوند حرف های اصلی ای را که می خواست به آدم ها بزند، گفته است و این کار تمام شده است; ولی باب گفت وگو میان انسان ها و خداوند بسته نشده است .
وقتی می گوییم دین کامل شده است، معنایش این است که خداوند آن چیزهایی را که برای تامین سعادت انسان ها و سلامت نفس آنها لازم بوده است، گفته است . البته باید توجه شود که دین برای متوسطین است . در دین آن حدی که برای تامین سلامت متوسطین مورد نیاز بوده، آمده است . ولی عده ای ممکن است در تجربه های معنوی شان سلوک بکنند و به حدود بالاتری هم دسترسی پیدا بکنند و، به یک معنای دیگر، خود دین در بسط تاریخی خودش تکامل پیدا می کند .
آیا، برای عموم، تشخیص ضروریات دین و فهم مقصود شارع میسر و یکسان است؟
فهم مقصود شارع، یک کار مضبوط و روش مند است; اگر چه ممکن است روش ها یا تلقی ما از روش ها با هم م
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.