توضیحات
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل چیستی و چگونگی وحی؛ بررسی دیدگاه آیتالله جوادی و ابن عربی؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل چیستی و چگونگی وحی؛ بررسی دیدگاه آیتالله جوادی و ابن عربی با 120 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل چیستی و چگونگی وحی؛ بررسی دیدگاه آیتالله جوادی و ابن عربی:
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل چیستی و چگونگی وحی؛ بررسی دیدگاه آیتالله جوادی و ابن عربی به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل چیستی و چگونگی وحی؛ بررسی دیدگاه آیتالله جوادی و ابن عربی با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل چیستی و چگونگی وحی؛ بررسی دیدگاه آیتالله جوادی و ابن عربی تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل چیستی و چگونگی وحی؛ بررسی دیدگاه آیتالله جوادی و ابن عربی :
مقدمه
دربار چیستی وحی و چگونگی نزول آن دیدگاههای گوناگونی مطرحاند و با توجه به اینکه برخی روشنفکران معاصر آن را تا حد شعر و شاعری فروکاسته و محصول خیالات انبیا دانستهاند (سروش، مصاحبه با مجله ZemZem)، شایسته است که در اینباره پژوهشهای بیشتری انجام پذیرد. اهمیت این پژوهش آنگاه روشن میشود که با برخی نظرات روشنفکران معاصر در باب حقیقت وحی روبهرو میشویم که معتقدند قرآن تجرب باطنی و درونی پیامبر است؛ ازاینرو روحیات و حالات آن حضرت بر این تجربه (قرآن) اثر گذاشته است. از دیدگاه ایشان پیامبر خود فاعل و قابل وحی است و در آن موضوعیت دارد، نه طریقیت. لذا ایشان وحی را در مواجهه با مسائل مربوط به این جهان و علوم روز و جوامع انسانی خطاپذیر میدانند. آنان الفاظ وحی و قرآن را ساخت شخص پیامبر و وحی و نبوت را مقولهای بسیار عام میپندارند که در نزد اصناف مختلف آدمیان یافت میشود و این ادعای خود را برگرفته از نظر عرفا دربار وحی میدانند (همان). ازاینرو برای اینکه درستی یا نادرستی این ادعا روشن شود در این نوشتار دیدگاه دو تن از عرفا دربار چیستی وحی و کیفیت نزول آن بهصورت تطبیقی بررسی میشود: یکی دیدگاه ابنعربی که نقش برجستهای در عرفان نظری دارد و دیگری نظر آیتالله جوادی آملی که هم در باب عرفان نظری متبحر است و هم با آیات و روایات در اینباره آشنایی کامل دارد و از سویی مباحث ایشان ناظر به دیدگاههای روشنفکران نیز هست. مسئل اصلی این مقاله تحلیل چیستی وحی و چگونگی نزول آن است.
دربار تحلیل عرفانی وحی بهصورت یک اثر منسجم به سه مقاله از آقایان عبدالله نصری، (نصری، ۱۳۸۷) احمد بهشتی و محمدحسن یعقوبیان (بهشتی و یعقوبیان، ۱۳۸۷) و محمدحسن قدردان قراملکی (قراملکی،۱۳۸۱) دست یافتیم که به تحلیل وحی از نگاه عارفان پرداختهاند؛ اما آنچه ما در پژوهش حاضر بدان پرداختهایم و در آثار دیگران یا کلاً مورد توجه قرار نگرفته و یا به اختصار بدان پرداخته شده، دو نکته دربار وحی است: یکی دربار چگونگی نزول وحی است که بهصورت مفصلتری بدان پرداختهایم و دیگری دربار چگونگی الهی بودن الفاظ وحی قرآنی. البته آیتالله جوادی آملی خود در کتاب الوحی و النبوه با تفصیل به مسئل وحی پرداختهاند که در این پژوهش علاوه بر مطالب این کتاب، از آثار دیگر ایشان نیز استفاده، و نظرات ایشان را با دیدگاههای ابنعربی تطبیق کردهایم.
تعریف وحی از دیدگاه ابنعربی
ابنعربی وحی را چنین تعریف میکند: وحی «اشارهای» است که جانشین عبارت میشود. عبارت پلی است که مخاطب از آن گذر میکند تا بهمعنای مقصود برسد؛ به همین خاطر به آن عبارت میگویند؛ ولی در وحی عبور از چیزی به چیز دیگر نیست؛ بلکه اشاره عین مشارٌالیه و مقصود است و چون بهسرعت روی میدهد، فهم و افهام و مفهوم از آن، یک حقیقت است، و وحی درواقع همان مفهوم اول و افهام اول است (ابنعربی، ۱۴۰۵ق، ج۱۲، ص۳۲۹). وی در جای دیگر دربار نخستین وحیای که بر انبیا میشود میگوید: «وحی، انزال معانی مجرد عقلی – در خواب یا در بیداری- در قالبهای حسیای است که مقید در مرتبه خیال است و از مدرکات حس در مرتبه محسوس و مرتبه خیال میباشد (همان، ص ۱۸۴)».
همانگونه که از عبارات مزبور برمیآید وحی نوعی اشاره یا انزال است که بهموجب آن معارفی برای شخص حاصل میشود؛ بنابراین یک طریق معرفتی در کنار راههای دیگر شناخت همچون طریق عقلی و حسی و تجربی بهشمار میآید (واژه «وحی» دو کاربرد دارد: گاهی مراد از وحی همان محتوا و معارفی است که به انبیا داده میشود؛ گاهی نیز مراد، ابزاری معرفتی است که انبیا از طریق آن به معارفی دست مییابند. در اینجا وحی در معنای دوم به کار رفته است). برای آنکه با حقیقت وحی از دیدگاه ابنعربی بیشتر آشنا شویم به بیان چند نکته دربار حقیقت این اشاره و انزال میپردازیم.
۱. درک معارف وحیانی از طریق وحی از سنخ علم حضوری است که منزه از هرگونه خطا و اشتباه است؛ ازاینرو ابنعربی وحی را «اشارهای» میداند که جانشین عبارت میشود؛ با این تفاوت که در عبارت گذر از لفظ به معنا مطرح است، ولی در وحی اساساً عبور از چیزی به چیز دیگر مطرح نیست بلکه اشاره عین مشارٌالیه و مقصود است. بهعبارت دیگر، خود معلوم بدون واسطه نزد عالم حاضر میشود و چون بهسرعت روی میدهد، فهم و افهام و مفهوم از آن، یک حقیقت است. بنابراین وحی از دیدگاه ابنعربی برخوردار از عصمت، و خطاناپذیر است؛
۲. همانگونه که گفته شد، وحیای که بر انبیا نازل میشود، در برههای انزال معانی مجرد در قالبهای حسی است. حقیقت این انزال از دیدگاه ابنعربی از دو جهت درخور بررسی است: یکی از جهت وحیکننده و دیگری از جهت وحیشونده. از جهت وحیکننده، او معتقد است که وحی درواقع همان تجلی ذاتی پروردگار است. به همین دلیل در هنگام وحی، ملائکه مدهوش «إنّ اللهَ اذَا تَکَلَّمَ بِالوَحی، کَاَنَّهُ سِلسِلَه عَلَی صَفوَانٍ صَعِقَت المَلَائِکَه» (ر.ک: مجلسی، ۱۴۰۴ق، ج ۵۶، ص ۲۰۹)، کوه متلاشی «فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَکًّا» (اعراف: ۱۴۳) و حضرت موسی(ع) بیهوش «وَ خَرَّ مُوسى صَعِقا» (همان) میشود (ابنعربی، ۱۴۰۵ق، ص۳۳۰). بنابراین حقیقت انزال از ناحیه وحیکننده، تجلی است؛ اما از ناحیه وحیشونده، ترقی روحی(حسنزاده آملی، ۱۳۷۸، ص ۲۳۰-۲۳۳) و تلقی وحی از طریق قوای ادراکی (ابنعربی، بیتا، ج۲، ص۳۷۵-۳۷۶) اوست. لذا فاعل وحی خود خدای سبحان است و وجود پیامبر محل تجلی و بازتابدهنده آن در عالم ماده میباشد و هیچگونه فاعلیتی ندارد که توضیح این مطلب در ادامه خواهد آمد؛
۳. این معانی مجرد عقلی که در مرتبه عقل، فارق از هر گونه صورت ذهنی، لفظ و صوت است، با عبور از مرتبه خیال بهصورت مفهوم و صورت ذهنی ظهور میکنند و سرانجام با رسیدن به عالم ماده بهصورت صوت و لفظ و حروف و کلمات ظاهر میشوند ( همان، ج۳، ص۱۰۸). بنابراین قوای پیامبر نیست که سازند الفاظ وحی است؛ بلکه ویژگی وحی این است که در هر مرتبهای از وجود، متناسب با آن مرتبه تجلی و ظهور مییابد؛ لذا در مرتب مادی پیامبر اکرم(ص) در قالب صوت و لفظ بروز و ظهور پیدا میکند؛
۴. وحی و انزال معانی مجرد هم در خواب و هم در بیداری امکانپذیر است و به اعتقاد ابنعربی شروع وحی با رؤیاست و آغاز وحی به پیامبر اکرم(ص) طبق روایتی که از عایشه نقل شده است (مجلسی، ۱۴۰۴ق، ج۱۸، ص۱۹۴) در شش ماه نخست رسالت آن حضرت از طریق رؤیا بود. سزاوار هم این است که آغاز وحی با رؤیا باشد؛ زیرا وحی در آغاز باید بهگونهای باشد که با حس متناسبتر است و سپس به امور مجرد و خارج از حس ارتقا یابد. البته مراد از وحی در اینجا وحی تشریعی است (ابنعربی، ۱۴۰۵ق، ج۱۲، ص۱۸۷-۱۸۹).
۵. وحی رسالتی است ویژه انبیا. ازاینرو برای کسانی که به آن مقام راه نیافتهاند، قابل درک نیست؛ زیرا اختصاصی الهی است که از راه تلاش و عمل و مکاشفه کسب نمیشود؛ بلکه فضلی است که پروردگار به برخی بندگان خود عطا کرده است. ابنعربی در اینجا سخنی دارد که نقل آن خالی از لطف نیست. او در اینباره میگوید کسی که در نبوت تشریع (ابنعربی نبوت را بهمعنای وحی و کلام الله به کار میبرد. ابنعربی، ۱۴۰۵ق، ج۲، ص۳۷۵-۳۷۶) و در رسالت، وی را ذوقی نیست، سخن گفتن از آن بر وی حرام است؛ بنابراین چگونه من و امثال من و کسانیکه به مقام شریعت و رسالت بار نیافتهاند، از مقامی که به آن نرسیدهایم و حالی که نچشیدهایم سخن گوییم؟ (همان، ج۱۱، ص۳۹۲)
وی در جای دیگر میگوید: وحی از جانب خداوند است نه از جانب نفس انبیا و یا از افکارشان و از ساختار ایشان؛ چنانکه خداوند میفرماید: تنزیل من حکیم حمید (فصلت: ۴۲) و نیز فرمود: لا یاتیه الباطل من بین یدیه ولا من خلفه (فصلت: ۴۲) و این بهخاطر آن است که کتابی که بر پیامبر وحی شده از جانب خداوند است نه از جانب انسان و اندیشهاش (همان، ج۴، ص۲۶۹). بنابراین فاعل و قابل وحی دو شخصاند؛ از سوی یکی انزال و تجلی است و از سوی دیگری ترقی و محل تجلی شدن است. البته این تجلی و انزال در هر مرتبهای از مراتب هستی متناسب با همان مرتبه ظهور و بروز مییابد و ظهور آن در عالم ماده در قالب اصوات و الفاظ است. بنابراین کلمات وحی نیز از سوی خداوند است (همان، ج۳، ص۱۰۸).
تعریف وحی از دیدگاه آیتالله جوادی آملی
نگرش آیتالله جوادی آملی به وحی از دو زاویه است: یکی از جهت فاعل و وحیکننده و دیگر از جهت قابل و دریافتکننده. وحی از جهت فاعلی که کلمه و فعل الهی است، عبارت است از گونهای القای خفی که طی آن خداوند، علم و جزم و یا عمل و عزمی را به بندهاش القا میکند (جوادی آملی، ۱۳۸۷، ص۱۴۵ـ۱۵۲). از این جهت وحی دارای ویژگیهایی است:
۱. وحی تجلی ذاتی حقتعالی است: «لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلی جَبَلٍ لَرَأَیْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْیَهِ اللَّهِ…» (حشر: ۲۱). اینکه کوه توان تحمل قرآن را ندارد، برای آن است که قرآن تجلی ذاتی خداوند است؛ همچنانکه در ماجرای درخواست رؤیت خداوند از سوی حضرت موسی(ع) آمده است که هنگام تجلی خداوند بر کوه، کوه متلاشی شد: «فَلَمَّا تَجَلَّی رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَکًّا وَ خَرَّ مُوسی صَعِقاً» (اعراف: ۱۴۳) (جوادی آملی، ۱۳۸۹ب، ص ۲۴-۲۷) ایشان برای تأکید بر این مطلب به دو روایت از ائمه معصومین(ع) نیز تمسک کرده است: یکی از امیرالمؤمنین(ع) که میفرماید : «فتجلّی لهم سُبحانه فى کتابه من غیر أن یکونوا رأوه» (نهجالبلاغه، خ ۱۴۷)؛ خدای سبحان در کتابش برای مردم تجلی کرد، بدون آنکه بتوانند او را ببینند؛ و روایت دیگر از امام صادق(ع) است که فرمود: «لقد تجلّی الله لخَلْقه فى کلامه ولکنّهم لا یُبصرون» (مجلسی، ۱۴۰۴ق، ج ۸۹، ص۱۰۷)؛ خداوند در کلام خود برای خلقش تجلی کرده است، ولی آنها نمیبینند (جوادی آملی، ۱۳۸۹ب)؛
۲. حقیقت این بُعد از وحی بنابر بیان امیرالمؤمنین(ع) فارق از هرگونه صوت و لفظ است. آن حضرت در این باره میفرماید: «یَقُولُ لِمَنْ أَرَادَ کَوْنَهُ کُنْ فَیَکُونُ لَا بِصَوْتٍ یَقْرَعُ وَلَا بِنِدَاءٍ یُسْمَعُ وَ إِنَّمَا کَلَامُهُ سُبْحَانَهُ فِعْلٌ مِنْهُ أَنْشَأَهُ وَ مَثَّلَهُ» (نهجالبلاغه، خ ۱۸۶). قول خداوند، فعل اوست که منزه از صوت کوبیدهشده و مبرای از ندایی است که شنیده شود. کلام خداوند افاض هستی است، که با نزول به عالم ماده، بهصورت تورات ملفوظ یا قرآن عربی تجلی میکند. بنابراین حقیقت قرآن که در مقام لدن بر پیامبر اکرم نازل شده، مبرا از صوت و لفظ است؛ ولی وقتی در مرتب وجود مادی قرار میگیرد، بهصورت صوت و لفظ ظاهر میشود. (جوادی آملی، ۱۳۸۹ب، ص۵۷-۶۹)؛
۳. حقیقت وحی که خدای سبحان آن را نازل میکند، پیش از تنزل به عالم ماده، حقیقتی بسیط و منزه از هرگونه کثرت و تفصیل است: «کِتابٌ أُحْکِمَتْ آیاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَکیمٍ خَبیر» (هود: ۱)؛ «وَ لَقَدْ جِئْناهُمْ بِکِتابٍ فَصَّلْناهُ عَلى عِلْمٍ هُدىً وَ رَحْمَهً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ» (اعراف: ۵۲). آنچه از این آیات بهدست میآید این است که قرآن در مرتب اعلای خود که مقام لدن و ام الکتاب است، امری بسیط و فارق از هرگونه تفصیل و ترکیب است و ترکیب آن از کلمات و آیات و سور در عالم طبیعت بر اثر تنزل، عارض بر قرآن شده است «إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ*وَ إِنَّهُ فی أُمِّ الْکِتابِ لَدَیْنا لَعَلِیٌّ حَکیمٌ» (زخرف: ۳-۴) (جوادی آملی، ۱۳۶۹، ص۷۱). اما وحی از جهت گیرنده عبارت است از مشاهده حضوری همه حقایق و معارفی که در تأمین حیات معقول انسانی مؤثرند و نیز ادراک کامل آنها پس از تنزل بهصورت مفهوم و مسموع با علم حصولی. بنابراین حقیقت وحی همان شهود حقایق، و یافت معارف به علم حضوری است (جوادی آملی، ۱۳۶۹، ص۲۸۸). تعریف وحی از این بعد نیز دربردارنده ویژگیهایی است:
نخست اینکه ادراک وحی از سنخ ادراک حضوری است؛ ازاینرو از هرگونه خطا و اشتباه و زیادت و نقصی مبراست؛ دوم اینکه شهود این معارف مجرد عقلی منوط به ترقی روحی مخاطب است، که توضیح آن خواهد آمد؛ سوم اینکه همین معارف عقلی پس از نزول بهصورت علم حصولی و مفاهیم ذهنی و الفاظ و حروف و کلمات ظاهر میشود؛ چهارم اینکه این بعد از وحی درباره وحی نبوی، پس از نزول و ظهور در قالب الفاظ و کلمات نیز مبرا از هرگونه زیادت و نقص است: «عالِمُ الْغَیْبِ فَلا یُظْهِرُ عَلى غَیْبِهِ أَحَداً إِلاَّ مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ یَسْلُکُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَداً لِیَعْلَمَ أَنْ قَدْ أَبْلَغُوا رِسالاتِ رَبِّهِمْ وَأَحاطَ بِما لَدَیْهِمْ وَأَحْصى کُلَّ شَیْءٍ عَدَدا» (جن: ۲۶ـ۲۸).
تمایزها و تشابههای دو دیدگاه
تا بدینجا چیستی وحی و برخی از ویژگیهای آن را از دیدگاه هر دو اندیشمند بیان کردیم. در این بخش با تطبیق آن دو، برخی وجوه شباهت و تفاوت آنها را بیان میکنیم.
۱. در هر دو دیدگاه ادراک وحی از سنخ ادراک حضوری است که مدرک وحی، بدون واسطه لفظ و مفهوم به آن دست مییابد. درواقع در وحی، ادراک و مدرَک و یا علم و معلوم یکی است، و این معنا را میتوان در کلمات ابنعربی یافت که حقیقت وحی اشارتی است که جانشین عبارت میشود. لذا میتوان نتیجه گرفت که اشاره عین مشارالیه و مقصود است. آیتالله جوادی آملی نیز به این نکته تصریح میکند و حقیقت وحی را شهود حقایق غیبی و یافت معارف به علم حضوری میداند. البته ابنعربی در کیفیت نزول وحی تشریعی سخنی دارد که میتوان از آن برداشت کرد گاه وحی بهصورت علم حصولی دریافت میشود. او معتقد است که وحی تشریعی تنها از طریق فرشت وحی دریافت میشود و از سویی کیفیت نزول فرشته را به دو صورت میداند و میگوید فرشته یا وحی را بر قلب پیامبر فرو میفرستد و یا بهصورت جسدی در خارج ظاهر میشود و وحی را بر چشم و گوش پیامبر القا میکند. (ابنعربی، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص ۳۵۶-۳۵۷). برای نوع دوم میتوان وحیای را که بهصورت الواح بر برخی انبیا نازل شده مثال بزنیم که امری مادی و جسمانی بوده و طبیعتاً درک آن نیز باید از طریق علم حصولی بوده باشد؛ مگر اینکه بگوییم همین قسم از وحی نیز نخست بهصورت حضوری و سپس بهصورت حصولی درک میشود؛ گرچه از تقسیم ابنعربی که بهصورت «یا … یا» آمده برمیآید که گاه فقط بهصورت حضوری، و گاه تنها بهصورت حصولی است؛
۲. دو اندیشمند اتفاقنظر دارند که وحی پیش از نزول دارای بساطت و مجرد از هرگونه کثرت است. همین امر بسیط در طی فرایند وحی و نزول در عالم محسوسات و در دستگاه ادراکی پیامبر بهصورت مفاهیم و الفاظ و علم حصولی ظاهر میشود. ابنعربی در اینباره معتقد بود که در فرایند وحی معانی مجرد عقلی در قالبهای حسی ریخته میشوند و با گذشتن از عالم خیال در نشئه عنصری ـ در سمع و بصر مخاطب ـ ظهور میکنند (ابنعربی، بیتا، ج۲، ص۳۷۵ـ۳۷۶). بدیهی است که آنچه در قالبهای حسی نازل و توسط حس، ادراک و در گوش و چشم مخاطب القا میشود، از سنخ علم حصولی است. از نظر آیتالله جوادی آملی نیز معارف وحیانی پیش از نزول امری بسیط و فارق از هرگونه کثرت و مفهوم و لفظاند، ولی پس از تنزل بهصورت لفظ و مفهوم و مسموع با علم حصولی درک میشوند؛
۳. در هر دو دیدگاه، وحی از آن جهت فاعلی، تجلی ذاتی پروردگار دانسته میشود و از جهت قابلی، محل تجلی و ظهور است؛
۴. بنابر هر دو دیدگاه، وحی، فعل الهی است. ابنعربی وحی را همان خطاب، اخبار الهی یا کلام الله میداند (همان) که «تَنْزِیلٌ مِنْ حَکِیمٍ حَمِیدٍ» (فصلت،۴۲) است و ساخته و پرداخته ذهن و افکار و خیالات بشر نیست (ابنعربی، ۱۴۰۴ق، ج۴، ص۲۶۹)؛ ازاینرو خداوند میفرماید: «لا یَأْتِیهِ الْباطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ» (فصلت: ۴۲). آیتالله جوادی آملی نیز وحی را کلمه و فعل الهی میداند که خود او افاضه فرموده است؛
۵. بهاعتقاد ابنعربی نخستین وحیای که بر پیامبر نازل میشود، در عالم رؤیا حاصل میشود که با حس متناسبتر است و سپس به امور مجرد ارتقا مییابد؛ اما از نظر آیتالله جوادی آملی دریافت حقیقت وحی از سوی پیامبر در عالم لدن صورت میگیرد؛ زیرا در غیر این صورت پیغمبر از باطن و تأویل وحی آگاه نخواهد بود؛ درحالیکه از مجموع آیات برمیآید که آن حضرت، عالم به باطن و تأویل آیات قرآن بوده است.
کیفیت نزول وحی از دیدگاه ابنعربی
فرشتگان جز به امر خدای سبحان نازل نمیشوند. البته نه به این معنا که خداوند آنان را از مرتبه خطاب، به انزال و فرود آمدن امر فرماید؛ بلکه هنگامی که خدای سبحان میخواهد وحی را برای انسان فرو فرستد آن را در نفس فرشتگان القا میکند. آنگاه آنان خود را شایسته وحیای که به نفسشان القا شده است، نمییابند و پی میبرند که باید نازل شوند و آن حقیقت را به بشر القا کنند. آنگاه صورت کسی را که قرار است بر او نازل شوند در قالب صورتهایی میبینند و از آن صور، صاحب صورت را در زمین میشناسند و بر او فرود میآیند و آنچه را به آنها القا شده است، به او القا میکنند که از این القا به شرع و وحی تعبیر میشود. این نوع از وحی مختص بشر است؛ پس اگر به خداوند به حکم صفت نسبت داده شود، قرآن و فرقان و تورات و زبور و انجیل و صحف نامیده میشود و اگر به خداوند به حکم فعل نسبت داده شود، حدیث و خبر و رأی و سنت نام میگیرد. البته فرشتگان گاه نیز از مرتب خطاب به امر خداوند نازل میشوند. سخن جبرئیل به پیامبر اکرم(ص) از قول خدای سبحان که فرمود: «وَما نَتَنَزَّلُ إِلَّا بِأَمْرِ رَبِّکَ لَهُ ما بَیْنَ أَیْدِینا وَما خَلْفَنا وَما بَیْنَ ذلِکَ وَما کانَ رَبُّکَ نَسِیًّا» (مریم: ۶۳) متضمن هر دو وجه تنزل فرشتگان است (ابنعربی، بیتا، ج۲، ص۶۳۸). البته نزول فرشت وحی بر انبیا به دو صورت انجام میشود: یا فرشت وحی، وحی را بر قلب انبیا نازل میکند و یا بهصورت جسدی از خارج فرود میآید و آنچه را آورده به گوش او القا میکند و پیامبر آن را میشنود؛ و یا بر چشمش (بهصورت الواح) القا میکند و پیامبر آنرا میبیند و محصول این دیدن همانند محصول شنیدن است و همینطور ممکن است که بر دیگر قوای حساس نبی وحی را القا کند. البته این روندی است که خداوند با رسول مکرم اسلام آنرا ختم کرد و لذا هیچ شریعتی پس از شریعت اسلام نازل نمیشود، و حضرت عیسی(ع) نیز که در آخرالزمان میآید به شریعت اسلام حکم میکند (ابنعربی، ۱۴۰۵ق، ج۲، ص ۳۵۶ـ۳۵۷).
بهاعتقاد ابنعربی، انبیا نخستین ظهور مبادی وحی را در حضرت خیال (خیال واسطه بین عالم حس و مثال مطلق است) و پس از آن در عالم بالاتر درک میکنند؛ ازاینرو نزول وحی (مراد از وحی در اینجا همان تشریع شرایع است) بر نبی مکرم اسلام نیز با رؤیا آغاز میشود؛ زیرا وحی در آغاز باید چنان باشد که با حس متناسب است و سپس به امور مجرد و خارج از حس ارتقا یابد (ابنعربی، ۱۴۰۵ق، ج۱۲، ص۱۸۷-۱۸۸). لذا آن بزرگواران باید دارای خیال منور باشند تا بتوانند فرشت وحی را در خیال و سپس در مثال مطلق مشاهده کنند (حسنزاده آملی، ۱۳۷۸، ص۲۳۰ـ۲۳۳). (ابنعربی وجود را به پنج مرتبه تقسیم میکند که یکی از مراتب آن مرتب خیال یا مرتب مثال است. از نظر او عالم مثال، عالمی حقیقی است که صور اشیا در آن بهگونه حد وسطِ میان روحانیت محض و مادیت صرف وجود دارد. این عالم همان عالم مثال مطلق یا مثال منفصل است. البته عالم مثال قسم دیگری هم دارد که از آن به مثال مقید یا مثال متصل یاد میکند که همان عالم خیال انسانی است) (ابنعربی، بیتا، ص ۷۴).
ابنعربی منشأ اموری را که به خیال انسان میآیند به دو دسته تقسیم میکند: گاه آنچه به خیال انسان میآید از خیال خود شخص سرچشمه میگیرد و ساخته و پرداخت خیال شخص است؛ گاهی نیز از امری خارجی نشأت گرفته، که در قالب یک تمثل روحانی یا تجلی (آنچه نزد عرفا معروف است) بر خیال شخص وارد میشود. بنابراین به اعتقاد او وحی و فرشتهای که بر انبیا نازل میشود، حقیقتی خارج از خیال نبی است؛ ازاینرو هنگامی که فرشته وحی بر پیامبر نازل میشد تا حکم یا خبری را به او برساند، بر اثر برخورد روح انسانی و صورت ملکی ـ که هر دو از نورند و یکی شنونده و دیگری القاکننده است ـ حتی بدن آن حضرت نیز تأثیر میپذیرفت و حرارت بدنش بالا میرفت و اثرش در چهر آن حضرت نمایان میشد. از این وضع به «حال» تعبیر میشود که شدید و دشوار است؛ به همین خاطر پیامبر عرق میریخت تا آنکه وحی از او منقطع شود و فرشته بازگردد. البته این حالت در صورتی است که تنزیل بر قلب و بهصورت روحانی باشد (ابنعربی، بیتا، ج۳، ص ۳۹).
البته در مقام دریافت وحی، همانگونه که باید وحی نازل شود، نفس نبی نیز باید عروج و ت
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
فایل پاورپوینت کامل نامه رهبری، چه باید کرد؟ چه نباید کرد؟
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.