توضیحات
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل کارکردهای تفسیری استنادهای قرآنی در خطبه های حضرت زهرا علیها سلام، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل کارکردهای تفسیری استنادهای قرآنی در خطبه های حضرت زهرا علیها سلام شامل 120 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل کارکردهای تفسیری استنادهای قرآنی در خطبه های حضرت زهرا علیها سلام:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل کارکردهای تفسیری استنادهای قرآنی در خطبه های حضرت زهرا علیها سلام را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل کارکردهای تفسیری استنادهای قرآنی در خطبه های حضرت زهرا علیها سلام توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل کارکردهای تفسیری استنادهای قرآنی در خطبه های حضرت زهرا علیها سلام :
طرح مسئله
بینامتنی،[۱] یکی از رویکردهای نقد ادبی معاصر است که روابط بین متون را مورد بررسی قرار می دهد (ر.ک: مفتاح، ۲۰۰۵: ۱۲۱) براساس این نظریه هیچ مؤلفی خالق اثر خویش نیست، بلکه اثرش باز خوانشی از آثار پیشینیان یا معاصرانش است (مختاری و ابراهیمی، ۱۳۹۲: ۴؛ نیز ر.ک: گراهام، ۱۳۸۵: ۱۲۹) هدف بینامتنی روشمند کردن تعامل متن با دیگر متن ها است، اما باید گفت، روابط بینامتنی تنها به کشف معانی پنهان متن خلاصه نمی شود. با توجه به حدیث ثقلین که به اقتران قرآن و عترت تصریح دارد، پیوند ناگسستنی اهل بیت(ع) با قرآن، ضرورت رجوع به سخنان آنان را در تبیین آیات الهی به عنوان اصیل ترین مرجع در فهم معارف قرآنی به وجود می آورد، از این رو، کلام این بزرگواران از منابع مهم در علم تفسیر محسوب می شود.
استنادهای قرآنی خطبه های حضرت زهرا(ع)، می تواند به عنوان منبع تفسیر نقلی مورد استفاده قرار گیرد و از این طریق دامنه تفسیر نقلی توسعه یابد. حضرت زهرا(ع) در طول زندگانی خویش دو خطبه مهم ایراد نموده است که در این مقاله کارکردهای تفسیری استنادهای قرآنی آنها مورد بررسی قرار می گیرد.
شیوه عمومی مفسران تفسیرهای روایی که از قرون اولیه اسلامی تاکنون رایج بوده، نوعاً این گونه است که در ذیل هر آیه اگر روایتی از معصومان(ع) وجود دارد، آن را به عنوان تفسیر آیه ذکر می کنند. درحالی که اگر به روابط بینامتنی که از آیات قرآن در خطبه ها و دعاها و سایر سخنان صادره از معصومان(ع) صورت گرفته است، توجه شود، مشاهده می شود که در بسیاری از این روابط بینامتنی، تفسیری از آیات نیز صورت گرفته است. حضرت زهرا(ع) به سان سایر معصومان در خطبه های خویش به آیات قرآن استشهاد نموده که به نوعی تفسیری از آن آیات را ارائه می دهد.
با جستجوی آیات مورد استناد حضرت زهرا(ع) در تفاسیر شیعی به ویژه تفاسیر مأثور، به بخشی از سخنان حضرت(ع) به همراه استنادهای قرآنی ایشان اشاره شده است، ازجمله استناد حضرت زهرا(ع) درباره مسئله ارث به آیات ۵ و ۶ سوره مریم (کاشانی، ۱۳۳۶: ۵ / ۳۸۱؛ حویزی، ۱۴۱۵: ۳ / ۳۲۴؛ و نیز ر.ک: حسینی شاه عبدالعظیمی، ۱۳۶۳: ۸ / ۱۴۵؛ طباطبایی، ۱۴۱۷: ۱۴ / ۲۲؛ مکارم شیرازی، ۱۳۷۴: ۱۳ / ۱۰)، آیه ۷۵ سوره انفال (حویزی، ۱۴۱۵: ۲ / ۱۷۲؛ قمی مشهدی، ۱۳۶۸: ۵ / ۳۸۱-۳۸۰)، آیه ۱۱ سوره نساء (عیاشی، ۱۳۸۰: ۱ / ۲۲۵؛ بحرانی، ۱۴۱۶: ۲ / ۳۳؛ قمی مشهدی، ۱۳۶۸: ۳ / ۳۴۵)، آیه ۱۶ سوره نمل (حویزی، ۱۴۱۵: ۴ / ۷۵؛ قمی مشهدی، ۱۳۶۸: ۹ / ۵۳۷) و آیه ۱۸۰ سوره بقره (همان: ۱ / ۱۵۹؛ همان: ۲ / ۲۳۲) همچنین حضرت(ع) در زمینه سنت الهی مرگ میان انبیا و پدرش به آیه ۱۴۴ آل عمران استناد کرده است (حویزی، ۱۴۱۵: ۱ / ۴۰۱-۴۰۰)
تنها اثری که پیرامون خطبه های حضرت زهرا(ع) با قرآن نگاشته شده است، مقاله «خطبه فدکیه تفسیری بر آیات قرآن کریم» از معصومه ریعان که در فصلنامه بانوان شیعه، شماره چهار، تابستان ۱۳۸۴به چاپ رسیده است. در این مقاله صرفاً آیاتی که به صراحت در این خطبه استفاده شده مورد بررسی قرار گرفته است و به کارکرد تفسیری این آیات اشاره ای نشده است، از این رو، این پژوهش بر مبنای خطبه فدک و عیادت، کارکردهای تفسیری استنادهای قرآنی خطبه های حضرت زهرا(ع) را مورد بررسی قرار می دهد و درصدد پاسخ گویی به پرسش های ذیل است:
۱. انواع کارکردهای تفسیری استنادهای قرآنی در خطبه های حضرت زهرا(ع) چگونه است؟
۲. فراوانی هر یک از این کارکردها به چه میزان است؟
گونه های تفسیری در خطبه های حضرت زهرا(ع)
روابط بینامتنی خطبه های حضرت زهرا(ع) با قرآن، به اشکال مختلفی می تواند عهده دار شرح آیات قرآن و بیان و مراد الهی باشد، به عبارتی، حضرت(ع) در بسیاری از موارد مضمون آیه را بازمی گشاید و با شرح و بسط آن، کارکردی تفسیری و یا بیان مصداقی خاص بدان می بخشد. این تشریح ممکن است در قالب های مختلفی باشد. در این بخش در حد توان این کارکردهای تفسیری بررسی می شود.
الف) تبیین معنا
این گونه از کارکرد تفسیری، دربردارنده سخنانی است که ناظر به تبیین مفاد آیات است. بخش عمده ای از خطبه های حضرت زهرا(ع) از این نوع است که به تبیین عبارت ها و آیات قرآن و رفع ابهام از آنها اختصاص دارد و به نوعی حضرت تفسیری جدید از آیه را ارائه می دهد. این ابهام زدایی و ایضاح به انحاء مختلفی صورت گرفته است:
۱. تبیین تفسیری عبارات و آیات
بخش عمده ای از خطبه های حضرت زهرا(ع) در مقام تفسیر عبارت های قرآنی است؛ یعنی حضرت مدلول الفاظ قرآن را برای تفسیر موردنظر خویش قرار داده است.
۱. حضرت زهرا(ع) بعد از آنکه فلسفه احکام مختلف الهی را بیان می کند در پایان آن به عنوان نتیجه گیری از مباحث قبل می فرماید: «اِتَّقُوا اَللّهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلاّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ» (آل عمران / ۱۰۲) وَ «أَطِیعُوا اللهَ فِیمَا أَمَرَکمْ بِهِ وَ نَهَاکمْ عنْهُ فإِنهُ «یَخْشَى اَللّهَ مِنْ عِبادِهِ اَلْعُلَماءُ». (فاطر / ۲۸)
کارکرد تفسیری: در این فراز از خطبه فدک، تفسیر «حَق تُقاتِهِ» در آیه اول و تفسیر «العلماء» در آیه دوم بیان شده است. جمله «وَ أَطِیعُوا اللهَ فِیمَا أَمَرَکمْ بِهِ وَ نَهَاکمْ عَنْهُ» عطف تفسیری برای آیه ۱۰۲ آل عمران که توسط حضرت زهرا(ع) اقتباس شده، می باشد. حضرت(ع) با بیان این جمله فرموده است که منظور از «حق تقوای الهی» این است که به دستورهای الهی عمل شود؛ آنچه که دستور به انجام آن داده شده است، عمل شود و آنچه که دستور به ترک آن داده شده است، ترک شود. در این فراز از خطبه، آیه ۲۸ فاطر به عنوان تعلیل جمله قبل آمده است و این را می فهماند که هر کس که به دستورهای خدا عمل کند، به عنوان عالِم شناخته می شود، هرچند این فرد تحصیلات مکتب و مدرسه ای نداشته باشد و در ظاهر جزو افراد عامی باشد.
به خوبی ملاحظه می شود که مفاد کلام حضرت تفسیر معنای «حَق تُقاتِهِ» و «العلماء» است. این برداشت، در روایتی از امام صادق(ع) به گونه ضمنی تبیین شده است که می فرماید: «منظور از علما کسانی هستند که اعمال آنها هماهنگ با سخنان آنها باشد کسی که گفتار و کردارش هماهنگ نباشد عالم نیست». (عیاشی، ۱۳۸۰: ۱ / ۱۹۴؛ و نیز: ر.ک: فیض کاشانی، ۱۴۱۵: ۴ / ۲۳۷؛ بحرانی، ۱۴۱۶: ۱ / ۶۶۷)
۲. حضرت زهرا(ع) در ضمن بیان اوصاف پیامبر|، به گذشته اعراب و حاضران در مسجد اشاره می کند و می فرماید:
وَ کُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَهٍ مِنَ اَلنّارِ (آل عمران / ۱۰۳)
مذْقَهَ الشارِبِ وَ نَهْزَهَ الطامِعِ وَ قَبْسَهَ الْعَجْلَانِ وَ مَوْطِئَ الْأَقْدَامِ تَشْرَبُونَ الطرْقَ وَ تَقْتَاتُونَ الْقِد أَذِلهً خَاسِئِینَ «تَخافُونَ أَنْ یَتَخَطَّفَکُمُ اَلنّاسُ. (انفال / ۲۶)
مِنْ حَوْلِکمْ فَأَنْقَذَکمُ اللهُ تَبَارَک وَ تَعَالَی بِمُحَمد| بَعْدَ اللتَیا وَ التِی وَ بَعْدَ أَنْ مُنِی ببُهَمِ الرجالِ وَ ذُؤْبَانِ الْعرَبِ وَ مَرَدَهِ اهل الْکتَابِ «کُلَّما أَوْقَدُوا ناراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اَللّهُ (مائده /۶۴)
کارکرد تفسیری: حضرت(ع) در این فراز از خطبه، عبارت «وَ کُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَهٍ مِنَ اَلنّارِ» را تفسیر نموده است. حضرت مقصود از «لبه و پرتگاه آتش» را اوضاع گذشته جزیره العرب می داند و آن را این گونه بیان می کند: «به خاطر ضعف و ناتوانی شما، هر کس از راه می رسید، می توانست شما را نابود کند، همچون جرعه ای برای تشنه و لقمه ای برای خورنده و شکار هر درنده و لگدکوب هر رونده و پایمال هر رهگذری می شدید. از آب گندیده و ناگوار می نوشیدید و از پوست جانور و مردار سد جوع می کردید. پست و ناچیز بودید و از هجوم همسایه و همجوار در هراس». (مجلسی، بی تا: ۸۲۹)
در ادامه خطبه، حضرت مصداق بارز عبارت «فَأَنْقَذَکُمْ مِنْها» از آیه ۱۰۳ آل عمران را، حضرت محمد| می داند. بیان این مصداق مطلبی است که در روایتی از امام صادق(ع) بیان شده است (طبری، ۱۴۱۲: ۴ / ۲۵؛ و نیز ر.ک: سیوطی، ۱۴۰۴: ۲ / ۶۱؛ فیض کاشانی، ۱۴۱۵: ۱ / ۳۶۶؛ بحرانی، ۱۴۱۶: ۱ / ۶۷۳) بی شک عبارت «فَأَنْقَذَکُمْ مِنْها» با توسعه مفهومی که دارد می تواند فاعل متعددی نظیر خدای متعال، پیامبر| و جبرئیل را شامل شود، اما حضرت روی یک فاعل که طبعاً معیار نجات عرب جاهلی است، تأکید دارد. همچنین عبارت «فَأَنْقَذَکُمْ مِنْها» به صورت مجمل و کلی بیان شده است و ادامه کلام حضرت تبیین آن است که می فرماید:
در چنین حالی خدا محمد| را به سوی شما گسیل داشت. او پس از آن همه رنج ها و سختی ها که کشید، شما را از ذلت رهایی بخشید. رزم آوران ماجراجو، سرکشان درنده خو، جهودان دین به دنیا فروش و ترسایان دور از حق از هر سو به او تاختند و با او به مخالفت برخاستند. «چون هر زمان آتش اخگر به هیزم و هیمه فتنه افکندند، خدا آن را خاموش ساخت» و هر گاه شاخ شیطان نمایان می گشت و یا مشرکی دهان به یاوه گویی می گشود، او برادرش علی(ع) را در کام آن می افکند. علی(ع) هم در مقابل تا آن زمان که بر مغز و سر مخالفان نمی کوبید و بینی آنها را به خاک مذلت نمی مالید، ترک امر نمی نمود. (مجلسی، بی تا: ۸۲۹)
۳. حضرت(ع) در توصیف پیامبر| و روش دعوت او می فرماید:
ثم قالت: اَیهَا الناسُ! اِعلَمُوا اَنی فاطِمَهُ وَ اَبی مُحَمد، اَقُولُ عوْداً وَ بدْءاً، وَ لا اَقولُ ما اَقُولُ غَلَطاً، وَ لا اَفْعَلُ ما اَفْعَلُ شَطَطاً، «لَقَدْ جاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُفٌ رَحِیمٌ» (توبه / ۱۲۸) فاِنْ تعْزُوهُ وَتَعْرِفُوهُ تَجِدُوهُ اَبی دُونَ نِسائِکُمْ، وَ اَخَا ابن عَمی دُون رِجالِکُمْ، وَ لَنِعْمَ الْمَعْزِی اِلَیهِ صَلی اللهُ عَلَیهِ وَ الِهِ. فَبَلغَ الرسالَهَ صادِعاً بِالنذارَهِ، . …
کارکرد تفسیری: سیاق آیه ۱۲۸ سوره توبه، در هر دو متن درباره وصفِ عملکرد پیامبر| در تبلیغ رسالتش است. اصل واژه «حرص» در لغت به معنای شدت علاقه به چیزی است و حریص کسی است که رغبت شدید و مفرطی که توأم با فعالیت است، داشته باشد (مصطفوی، ۱۴۳۰: ۲ / ۲۲۷) مقصود از «حرِیصٌ علَیکمْ» این است که پیامبر| با حرص کوشش می کند تا مردم ایمان بیاورند. سعی و تلاش حضرت| در حد حرص، آن است که می کوشد مردم به کمال ایمانی خود برسند (ر.ک: جوادی آملی، ۱۳۸۵: ۸ / ۲۹۰-۲۸۹) مفاد کلام حضرت زهرا(ع) بعد از ذکر آیه، تبیین عبارت «حَرِیصٌ عَلَیکمْ» است و آن را چنین بیان می کند:
پس پیامبر| رسالت خود را ابلاغ کرد، درحالی که مردم را انذار می نمود، و به طریق مشرکان پشت پا زده و بر کمر آنان زده و گلوگاه آنان را گرفته است، این در حالی بود که پیامبر مردم را به وسیله حکمت و موعظه نیکو به راه پروردگارش دعوت می کرد، او بت ها را می شکست و با دست خود به سرهای مشرکان ضربه وارد می کرد تا اینکه شب کنار رفت و صبح آشکار شد و حق از آن موضع خالصش ظاهر شد و زعیم و رهبر دین به سخن درآمد و حنجرهای دهان آن شیطان ها لال گشت و جمعیت نفاق هلاک شدند و گره های کفر و شقاق باز شدند و همه شما به کلمه اخلاص و توحید سخن گفتید.
این تفسیر چیزی است که در کتب تفسیری یافت نمی شود و تفسیری است که حضرت(ع) در این فراز از خطبه ارائه داده است.
۴. حضرت زهرا(ع) در توبیخ انصار فرموده است:
وَ أَطْلَعَ الشیطَانُ رَأْسهُ منْ مَغْرَزِهِ هاتِفاً بِکمْ فَأَلْفَاکمْ لِدَعْوَتِهِ مُسْتَجِیبِینَ وَ لِلْعِزهِ فِیهِ مُلَاحِظِینَ ثُم اسْتَنْهَضَکمْ فَوَجَدَکمْ خِفَافاً وَ أَحْمَشَکمْ فَأَلْفَاکمْ غضَاباً فوَسَمْتُمْ غیرَ إِبِلِکمْ وَ وَرَدْتُمْ غَیرَ مَشْرَبِکمْ.
کارکرد تفسیری: حضرت زهرا(ع) جریان سقیفه را دنباله رو و پاسخ به ندای شیطانی دانسته است. مضمونی که قرآن در آیه ۲۲ سوره ابراهیم در معرفی شیطان به تصویر می کشد. سیاق در دو متن متفاوت است. سیاق در کلام حضرت مربوط به توبیخ و سرزنش انصار است اما سیاق آیه مربوط به سخن شیطان به پیروانش در روز قیامت است.
در این فراز حضرت(ع) مفهوم عبارت «لِدَعْوَتِهِ مُسْتَجِیبِینَ» (اجابت دعوت شیطان) را به زیبایی در ادامه کلامش تفسیر می نماید و می فرماید:
شما سبکبار در پی او دویدید و به آسانی در دام فریبش خزیدید و او آتش انتقام را در دل هاتان برافروخت. آثار خشم در چهره شما نمایان گردید و سبب شد که بر غیر شتر خود داغ نهید و در غیر آبشخور خود وارد شوید (مجلسی، بی تا: ۸۳۰ – ۸۲۹)
مقصود از این جملات آن است که، شیطان برای اینکه کسی دعوتش را اجابت کند ابتدا توخالی و خفیفش می کند. حضرت(ع) نیز می فرماید: «شیطان وقتی دریافت شما توخالی و سبک هستید از شما درخواست کرد برخیزید و دنبالش بروید» (تهرانی، ۱۳۹۱: ۹۳) سپس شیطان به طرف غضب تحریکتان کرد و دید آدم های غضبناکی نسبت به امامت امام علی(ع) هستید (ر.ک: طبرسی، ۱۴۰۳: ۱ / ۱۰۱) و از حریم خودتان تجاوز کردید و به امری دست یازیده اید تعیین خلیفه که در شأن شما نیست. این گونه است که دعوت شیطان را اجابت کردید.
۵. حضرت زهرا(ع) در تبیین وقایع پس از رحلت پدرش می فرماید:
«وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ اَلْإِسْلامِ دِیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی اَلْآخِرَهِ مِنَ اَلْخاسِرِینَ». (آل عمران / ۸۵) ثُم لَمْ تَلْبَثُوا إِلا رَیثَ أَنْ تَسْکنَ نَفْرَتُهَا وَ یسْلَسَ قِیادُهَا ثُم أَخذْتُمْ تورُونَ وَقْدَتَهَا وَ تُهَیجُونَ جَمْرَتَهَا وَ تَسْتَجِیبُونَ لِهُتَافِ الشیطَانِ الْغوِی وَ إِطفَاءِ أَنوَارِ الدین الْجَلِی وَ إِهْمَالِ سنَنِ النبِی الصفِی.
کارکرد تفسیری: سیاق آیه فوق، تأکید و تحفظ دین اسلام به عنوان نقطه محوری همه ادیان الهی است و پذیرش غیر اسلام را باطل و بی اثر برمی شمارد (جوادی آملی، ۱۳۸۹: ۱۴ / ۷۲۹) حضرت(ع) از این سیاق جهت تبیین تصدی ناحق اهل سقیفه نسبت به منصب امامت استفاده نموده و عمل آنان را عین خروج از اسلام و گردن نهادن به دینی غیر از اسلام دانسته است (حسینی زنجانی، ۱۳۹۰: ۵۳۱) هدف حضرت از بیان این آیه در کلامش تفسیر مفهوم جدید از آن بوده؛ یعنی ایشان آیه را آورده و در ادامه تفسیری هم سو با هدف و سیاق کلامش ارائه نموده است؛ بدین گونه که مفهوم آیه را با عبارت «إِطْفَاءِ أَنْوَارِ الدینِ الْجَلِی وَ إِهْمَالِ سُنَنِ النبِی الصفِی» تفسیر می کند؛ زیرا خاموش کردن انوار دین و از بین بردن سنت های نبوی مستلزم پذیرش دینی غیر از اسلام است. در حقیقت، حذف امامت امام علی(ع) دینی غیر از اسلام طلبیدن است. این تفسیر در روایتی از امام صادق(ع) نیز اشاره شده است. (ر.ک: مجلسی، ۱۴۰۳: ۶۵ / ۲۹۱؛ ابن شهر آشوب مازندرانی، ۱۳۷۹: ۷ / ۲۸۳)
۶. حضرت زهرا(ع) در خطبه عیادت درباره پندار باطل اهل سقیفه فرموده است:
اسْتَبْدَلُوا وَ اللهِ الذنَابَی بِالْقَوَادِمِ وَ الْعَجُزَ بِالْکاهل فَرَغْماً لِمَعَاطِسِ قوْمٍ «یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعاً». (کهف / ۱۰۴)
کارکرد تفسیری: سیاق آیه درباره مشرکان است که می پنداشتند در عمل خود راه یافته اند. حضرت(ع) این آیه را درباره قوم خویش استفاده می کند که تصور می کردند در تعیین خلیفه عمل خوبی را انجام دادند. حضرت(ع) با عبارت «استَبْدَلُوا وَ الله الذنَابَی بِالْقَوَادِمِ وَ الْعَجُزَ بِالْکاهل» مقصود از آیه «یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعاً» را بیان می کند؛ یعنی مقصود از پندار باطلشان را، انتخاب ناسزا در رهبری و رها ساختن سزاوار دانسته است. (ر.ک: قزوینی، ۱۳۸۶: ۵۹۸)
۲. تمسک به تقیید آیه
گاه برخی از آیات قرآن به صورت مطلق بیان شده اند و روایات معصومان(ع) به آنها قید می زنند. در میان خطبه های بررسی شده از حضرت زهرا(ع)، موارد معدودی به این نوع کارکرد تفسیری اختصاص دارد. حضرت(ع) درباره پیمان شکنی انصار فرموده است:
فَأَنی حزْتُمْ بعْدَ الْبَیانِ وَ أَسرَرْتُمْ بَعْدَ الْإِعْلَانِ وَ نَکصْتُمْ بَعْدَ الْإِقْدَامِ وَ أَشْرَکتُمْ بَعْدَ الْإِیمَانِ بُؤْساً لِقَوْمٍ «نَکثُوا أَیمانَهُمْ» مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ «وَ هَمُّوا بِإِخْراجِ اَلرَّسُولِ وَ هُمْ بَدَؤُکُمْ أَوَّلَ مَرَّهٍ أَ تَخْشَوْنَهُمْ فَاللّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَوْهُ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ». (توبه / ۱۳)
کارکرد تفسیری: خطاب در کلام حضرت(ع) به انصار است اما خطاب آیه به مشرکان مکه است که می خواستند رسول اکرم| را از میان خود اخراج کنند (ر.ک: سیوطی، ۱۴۰۴: ۳ / ۲۱۵؛ فیض کاشانی، ۱۴۱۵: ۲ / ۳۲۵) سیاق کلام حضرت(ع) درباره خارج کردن امام علی(ع) از صحنه امامت است. مقصود ایشان این بوده که علی(ع) را از خلافت دور کردن در حقیقت حضرت رسول اکرم| را از صحنه خارج کردن است (تهرانی، ۱۳۹۱: ۱۳۶) زیرا پیغمبر| او را از ناحیه خدا برای خلافت معرفی داشته بود.
حضرت(ع) قید «منْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ» را برای «نکثُوا أَیمانَهُمْ» قائل شده است، به این معنا که خیانت اهل سقیفه بعد از عهد بستن با پیامبر| صورت گرفته است. همچنین در این فراز از خطبه، حضرت پیمان شکنی انصار را این گونه تفسیر می کند: «اکنون پس از آن همه زبان آوری چرا دم فرو بستید؟ و حقایق را پس از آشکار شدن مکتوم می دارید؟ آن هم برابر مردمی که پیمان خود را شکستند؟ و پس از قبول ایمان راه شرک پیشه کردند». (مجلسی، بی تا: ۸۳۲)
از منظر دیگر، به نظر می رسد حضرت مسئله خیانت مشرکان را بر جریان سقیفه تطبیق می دهد و خیانت اهل سقیفه را نظیر همان خیانت مشرکان می داند.
۳. تبیین مجملات
«المجمل هو ما کان غیر ظاهر الدلاله علی المقصود» (معارف، بی تا: ۲۲۴؛ و نیز ر.ک: مدیر شانه چی، ۱۳۸۸: ۱۰۴) در مقابل مجمل، مبین است. «المبین و هو ما اتضحت دلالته و ظهرت» (همان) وضوح سخن، با قوانین حاکم بر محاوره های عرفی افرادی که با زبان واحدی سخن می گویند، تناسب دارد؛ زیرا در این حالت است که تفاهم، حاصل شده و افراد آن زبان با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند، بنابراین بهترین تعریف مجمل عبارت از لفظی است که معنای آن واضح و روشن نیست. لفظی که مطابق قوانین قابل استعمال نزد اهل یک زبان شأن آن وضوح و عدم ابهام است. (همان) تبیین آیات مجمل به وسیله قرآن و سنت و روایات صورت می گیرد. حضرت زهرا(ع) در کلامش گاه آیه ای یا عبارتی را مجمل ذکر می کند و در ادامه با ذکر آیه ای دیگر و یا کلامش اجمالش را تبیین می کند.
۱. حضرت(ع) در مقام تهدید به اهل سقیفه فرموده است: «لِکل نَبَإٍ مُسْتَقَر وَ سَوْفَ تعْلَمُونَ»، «منْ یأْتِیهِ عَذابٌ یخْزِیهِ وَ یحِل عَلَیهِ عَذابٌ مُقِیم».
کارکرد تفسیری: عبارت «لِکل نَبَإٍ مُسْتَقَر وَ سَوْفَ تَعْلَمُونَ» اقتباس از آیه ۶۷ سوره انعام است که تهدید صریحی از وقوع عذابی حتمی در دنیا و آخرت برای مشرکان است (طوسی، بی تا: ۴ / ۱۶۴؛ و نیز ر.ک: طباطبایی، ۱۴۱۷: ۷ / ۱۳۹) کلام حضرت(ع) نیز در مظان تهدید به عاملان سقیفه است اما این تهدید به صورت مجمل است و حضرت آیه «منْ یأْتِیهِ عَذابٌ یخْزِیهِ وَ یحِل عَلَیهِ عَذابٌ مُقِیم» (هود / ۳۹) را به کلامش منضم ساخته و اجمال آیه قبل را تبیین نموده است. این آیه درباره قوم نوح است که به عذاب دنیوی و اخروی دچار شدند. حضرت(ع) اهل سقیفه را به قوم نوح تشبیه نموده همان گونه که قوم نوح گرفتار عذاب دنیوی و اخروی شدند، آنان نیز افزون بر عذاب الهی که روز قیامت گرفتارش می شوند، در دنیا نیز ذلت خواهند داشت. بدین ترتیب آیه دوم تفصیلی برای اجمال آیه نخست است.
۲. حضرت(ع) در توبیخ به حاضران در مسجد فرموده است:
فَالْتَفَتَتْ فاطِمَهُ(ع) إِلَی الناسِ وَ قَالَتْ مَعَاشِرَ الْمُسْلِمِینَ الْمُسْرِعَهَ إِلَی قِیلِ الْبَاطِلِ الْمُغْضِیهَ عَلَی الْفِعْلِ الْقَبِیحِ الْخَاسِرِ «أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ اَلْقُرْآنَ أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُها» (محمد / ۲۴) کلا بَلْ رَانَ عَلَی قُلُوبِکمْ مَا أَسَأْتُمْ مِنْ أَعْمَالِکم فأَخَذَ بسَمْعِکمْ وَ أَبْصَارِکمْ وَ لَبِئْسَ مَا تَأَولْتُمْ وَ سَاءَ مَا بِهِ أَشَرْتُمْ وَ شَر مَا مِنْهُ اغْتَصَبْتُمْ.
کارکرد تفسیری: حضرت(ع) مضمون «مَا أَسَأْتُمْ مِنْ أَعْمَالِکمْ» را از «ما کانُوا یکسِبُونَ» اخذ کرده و مفهوم التزامی آیه را در نظر داشته است؛ یعنی الفاظ متن قرآن بر چیزی خارج از معنای انجام اعمال زشت دلالت دارد[۲] و بدین صورت بین سخنش و متن قرآن خوانشی آگاهانه و عمیق برقرار ساخته است. کارکرد تفسیری این دلالت آن است که حضرت(ع) عبارت «ما کانُوا یکسِبُونَ» به معنای آنچه به دست می آوردید، که در آیه به صورت مجمل و کلی آمده با عبارت «ما أَسأْتُمْ مِنْ أَعْمَالِکمْ» به معنای آنچه که از اعمال زشت و سوء انجام می دادید، تبیین کرده است.
افزون بر این، عبارت «کلا بَلْ رَانَ عَلَی قُلُوبِکمْ مَا أَسَأْتُمْ مِنْ أَعْمَالِکمْ» اقتباسی از آیه «کَلاّ بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما کانُوا یَکْسِبُونَ» (مطففین / ۱۴) است که با اندکی تغییر در ساختار آیه در خطبه آمده است. با توجه به فضای صدور این فراز از خطبه فدک که بعد از بیان سخنان ابوبکر و اعتراض حضرت به سکوت مردم است (تهرانی، ۱۳۹۱: ۱۷۴) حضرت با بهره گیری از استناد قرآنی، علت باطل گرایی مردم را عدم تدبر در قرآن و یا بی توجهی به قرآن در اثر قفل خوردن بر قلوب شان دانسته است و با مستندسازی کلامش به قرآن قصد دارد مردم در اعمال شان تجدید نظر کنند و میان دوگانگی صدق و کذب حاکم بر جامعه، حقیقت را تشخیص دهند.
ب) استشهاد به آیات قرآن
در پاره ای از فرازهای خطبه فدک، حضرت(ع) موضوعی را بیان و آیه قرآن را به عنوان شاهدِ دیدگاه خود ذکر نموده است؛ یعنی، مطلبی بیان شده و برای قانع ساختن مخاطب و یا تعلیم چگونگی استفاده از قرآن در احتجاج، مستند قرآنی آن مطلب بازگو شده است (غلامی، ۱۳۹۲: ۷۷) بیشتر سخنان حضرت(ع) در استشهاد به قرآن، مربوط به مسائل اعتقادی است تا در برخورد با غاصبان خلافت بتواند آنان را اقناع سازد:
۱. حضرت(ع) درباره سنت الهی مرگ انبیا و پدرش فرموده است:
أَ تَقُولُونَ ماتَ مُحَمد| فَخَطْبٌ جَلِیلٌ. .. حُکمٌ فَصْلٌ وَ قَضَاءٌ حَتْمٌ «وَ ما مُحَمَّدٌ إِلاّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ اَلرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ اِنْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِکُمْ وَ مَنْ یَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اَللّهَ شَیْئاً وَ سَیَجْزِی اَللّهُ اَلشّاکِرِینَ». (آل عمران / ۱۴۴)
کارکرد تفسیری: سیاق و فضای حاکم بر هر دو متن یکسان است. مقصود آن است مرگ سنت خداست؛ یعنی همه بندگان خدا، اعم از پیامبر و غیرپیامبر، باید شربت مرگ را بنوشند. پایه استدلال حضرت به این آیه چنین بود که مرگ حضرت محمد| مسئله عجیبی نیست، بلکه در این مطلب سنت الهی جاری گردیده است؛ اما معنای این سخن چنین نیست که اگر رسول خدا| از دنیا رفت، شریعت و دین او نیز باید از بین برود و شرافت و حرمتش هتک گردد (ر.ک: قزوینی، ۱۳۸۶: ۵۲۵-۵۲۴) در حقیقت حضرت واپس گرایی و ارجاع به گذشته را با مرگ پدرش ممنوع می داند.
در این فراز از خطبه حضرت(ع) آیه ۱۴۴ سوره آل عمران را به عنوان دلیل سخن خویش در مرگ پدرش می آورد تا کلامش با مستند قرآنی مخاطبان را قانع سازد.
۲. حضرت(ع) درباره عاقبت غصب فدک فرموده است: فَبِعَینِ اللهِ مَا تَفْعَلُونَ «وَ سَیَعْلَمُ اَلَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ». (شعراء / ۲۲۷)
کارکرد تفسیری: متن قرآنی با توجه به سیاق سوره در مقام تهدید مشرکان است که با اشعار و سخنان خود مسلمانان را مورد اذیت قرار می دادند (ر.ک: ابن عاشور، بی تا: ۱۹ / ۲۱۵؛ طباطبایی، ۱۴۱۷: ۱۵ / ۳۳۲) با توجه به فضای صدور خطبه، کلام حضرت نیز در مظان تهدید به غاصبان خلافت و فدک است و در این فراز از خطبه آنان را «ظالم» می نامد. آیه ۲۲۷ سوره شعراء عطف بر عبارت «فَبِعَینِ اللهِ مَا تَفْعَلُونَ» است تا دلیلش را معین کند، یعنی ستمکاران به زودی می دانند چه عاقبتی دارند؛ زیرا خدا همه اعمال آنان را می بیند و هیچ چیز از او مخفی نیست و اعمال شما (اهل سقیفه) در محضر او انجام می پذیرد (قزوینی، ۱۳۸۶: ۵۳۹) بنابراین حضرت با استشهاد به آیه فوق دلیل محکم و بدیعی را برای کلامش می آورد.
۳. حضرت زهرا(ع) درباره دلیل رویگردانی اهل سقیفه از حکم خدا در مسئله فدک فرموده است: کلا «بَلْ سَوَّلَتْ لَکُمْ أَنْفُسُکُمْ أَمْراً فَصَبْرٌ جَمِیلٌ وَ اَللّهُ اَلْمُسْتَعانُ عَلى ما تَصِفُونَ». (یوسف / ۱۸)
کارکرد تفسیری: متن قرآن رد صریح حضرت یعقوب(ع) در برابر سخن دروغین برادران یوسف است. حضرت(ع) به مثابه قرآن عمل سقیفه را نظیر برادران یوسف دانسته، همان طور که غالب شدن هواهای نفسانی شان باعث شد یوسف را به چاه بیندازند، اهل سقیفه نیز به دلیل گرفتار شدن به تسویل، نفسشان ظلم را عدل و باطل را حق جلوه داد. با توجه به سیاق خطبه فدک، به نظر می رسد حضرت(ع) آیه فوق را به عنوان دلیل رویگردانی خلیفه و غاصبان از حکم خدا درباره ارث حضرت و امامت علی(ع) آورده است.
همچنین از منظر دیگر حضرت با تطبیق دادن اهل سقیفه با داستان برادران یوسف یکی از مصادیق پنهان آیه را آشکار کرده؛ زیرا این مصداق ورای مصداق ظاهر آنکه خبر از ماهیت برادران یوسف است، می باشد.
ج) گسترش مصداقی و مفهومی آیات
یکی از کارکردهای تفسیری استنادهای قرآنی خطبه های حضرت زهرا(ع)، گسترش موضوعاتی است که در قرآن به کار رفته است؛ بدین معنا که کاربرد عرفی و لغوی آن در محدوده ای از معنا و موضوع است و در کا
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.