تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل کاوش های مقایسه ای در انقلاب بهمن ۱۳۵۷ ایران و انقلاب ژانویه ۲۰۱۱ مصر یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل کاوش های مقایسه ای در انقلاب بهمن ۱۳۵۷ ایران و انقلاب ژانویه ۲۰۱۱ مصر شامل 120 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل کاوش های مقایسه ای در انقلاب بهمن ۱۳۵۷ ایران و انقلاب ژانویه ۲۰۱۱ مصر را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل کاوش های مقایسه ای در انقلاب بهمن ۱۳۵۷ ایران و انقلاب ژانویه ۲۰۱۱ مصر با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل کاوش های مقایسه ای در انقلاب بهمن ۱۳۵۷ ایران و انقلاب ژانویه ۲۰۱۱ مصر بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل کاوش های مقایسه ای در انقلاب بهمن ۱۳۵۷ ایران و انقلاب ژانویه ۲۰۱۱ مصر با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل کاوش های مقایسه ای در انقلاب بهمن ۱۳۵۷ ایران و انقلاب ژانویه ۲۰۱۱ مصر وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل کاوش های مقایسه ای در انقلاب بهمن ۱۳۵۷ ایران و انقلاب ژانویه ۲۰۱۱ مصر با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل کاوش های مقایسه ای در انقلاب بهمن ۱۳۵۷ ایران و انقلاب ژانویه ۲۰۱۱ مصر مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل کاوش های مقایسه ای در انقلاب بهمن ۱۳۵۷ ایران و انقلاب ژانویه ۲۰۱۱ مصر :

طرح مسئله

روش مقایسه ای و انقلاب سیاسی مفاهیم دوگانه کلیدی مقاله حاضراند که بررسی اجمالی هریک از آنها زمینه های درک ذهنی پیام و ایده این مقاله را فراهم می آورد، علاوه بر آن، بررسی های مفهومی به سه دلیل پرهیز از اشتراک لفظی (مانند کلمه شیر)، آگاهی از تحول مفهومی (مانند تغییرات معنایی کلمه سیاست در طول تاریخ) و دوری از اشتباه ناشی از چرخش های زبانی در قاموس مدرنیسم اجتناب ناپذیر است. (گلدستون، ۱۳۸۷: ۹۴)

الف) روش مقایسه ای: مطالعه تطبیقی، یکی از مرسوم ترین راه ها برای بررسی رویدادهای سیاسی است که در آن پژوهشگر با کنار هم قراردادن موارد مشابه و متفاوت یک یا چند حادثه، درپی سنجش اعتبار و یا درستی مؤلفه های سازنده هریک است البته، مقایسه در حوادثی میسرتر است که نه چندان از هم دور و نه چندان به هم نزدیک یا به بیانی دیگر، نه کاملاً بیگانه از هم و نه کاملاً مشابه به هم اند. چنین مطالعاتی سابقه دراز در شرق (مانند شیخ طوسی در کتاب الخلاف) و غرب (مانند مونتسکیو در روح القوانین) عالم دارد از آن رو که کاوش های تطبیقی در سیاست و جامعه به مفهوم اشتراک گذاری تجربیات سیاسی یک فرد یا گروه یا جامعه به افراد، گروه ها و جوامع دیگر است و آن، امکان شناخت دقیق حوادث و وقایع و پرهیز از محدودنگری و تک بعداندیشی را فراهم می آورد، براین اساس، تطبیق یا مقایسه دو انقلاب بهمن ایران و انقلاب ژانویه مصر تنها در صورتی به ما در شناخت آن دو مدد می رساند که مقایسه آن دو در چند بخش زمینه ها، فرایند، ماهیت و برآیند صورت گیرد. (قوام، ۱۳۷۳: ۴۳)

ب) مفهوم انقلاب: در قرن شانزده میلادی، کلمه انقلاب، نخست در علم اخترشناسی به کار رفت که در آن، به معنای حرکت دورانی منظم و قانون مند ستارگان بود اما از قرن هفده میلادی به بعد، واژه انقلاب، به معنای دگرگونی سیاسی مورد استفاده قرار گرفت که البته برخی این نوع دگرگونی ها را نامشروع (مانند ماکیاولی) و عده دیگر آن را مشروع (چون لاک) می دانستند اما زمانی که انقلاب به معنای انتقال از عصر کشاورزی به دوره صنعتی به کار رفت، به عنوان پدیده ای مشروع پذیرفته شد (آرنت، ۱۳۶۱: ۳۶) و این معنا از انقلاب، خود را در انقلاب فرانسه و پس از آن، تثبیت کرد. هگل نیز، انقلاب را پدیده ای می دانست که خیرش، بیش از شرش است. مارکس با طرح ماتریالیسم تاریخی، انقلاب را حاصل پیروزی نیروهای در حال رشد بر گروه های کهنه قلمداد کرد که به زعم مارکسیست ها، این مفهوم از انقلاب، در انقلاب ۱۹۱۷ روسیه به بار نشست. (کاپلان، ۱۳۷۵: ۳۱۵) تعریف امروزی از انقلاب را می توان بر پایه دو تعریف از ساموئل هانتینگتون و شهید مرتضی مطهری توضیح داد. هانتینگتون تغییر سریع و بنیانی در ارزش های مسلط، نهادهای سیاسی، ساختارهای اجتماعی، قالب های رهبری، فعالیت های حکومتی توأم با خشونت را انقلاب دانسته است. (هانتینگتون، ۱۳۷۰: ۷۶) این تعریف، بر تغییر خشونت آمیز نظام سیاسی، اجتماعی و… از سوی مردم در درون مرزهای یک کشور تأکید دارد. مطهری انقلاب را یک مفهوم اجتماعی می دید که معنای دگرگون شدن جامعه از بیخ و بن را تصویرسازی می کند. این دگرگونی برای درهم ریختن نظم حاکم، با شدت، سرعت و خشونت قرین است. ازاین رو، انقلاب با برخورداری از ویژگی هایی چون ارادی، متعالی و انکاری، وضع و نظم موجود را برای نیل به وضع و نظم مطلوب، خراب می کند. (مطهری، ۱۳۸۲: ۱۱۰)

ج) مفهوم اسلام: دو کشور ایران و مصر مسلمان اند و در پرتو عقاید اسلامی در پروسه های انقلابی قرار گرفتند. اسلام در اصطلاح به چهار معنا به کار می رود: اول: هر فردی که وحی الهی را بپذیرد، مسلمان است و این عمل او، اسلام است، خواه آن فرد، یهودی باشد یا مسیحی و یا زرتشتی. مسلمان در این معنا، انسانی است که با عقل و اختیار خویش، یک شریعت وحیانی را پذیرفته است. (نصر، ۱۳۸۲: ۳۱) دوم: اسلام به معنای تسلیم همه مخلوقات هستی در برابر شریعت و قوانین الهی است. این قوانین، تخلف ناپذیرند و در اصطلاح، قوانین طبیعت خوانده می شوند. سوم: اسلام، عمل انسانی است که همانند طبیعت، همه لحظات زندگی شان را بر طبق ناموس و قوانین الهی به سر می برند اما آگاهانه و به اختیار خویش چنین می کنند. چهارم: به معنایی خاص تر، اسلام آخرین شریعت الهی است که در حدود چهارده قرن پیش به وسیله پیامبر اکرم’ به مردم ابلاغ شد. (طباطبایی، ۱۴۱۷: ۱۶ / ۱۹۳) اسلام در این معنا، اسلام، بر شریعت پیامبر خاتم’ اطلاق می شود. (ابراهیم، ۱۹۹۸: ۱ / ۱۰۲)

علامه طباطبایی با قائل شدن مراتبی برای اسلام، به گونه ای دیگر، اسلام را در اصطلاح معنا بخشیده است. مرتبه اول، پذیرفتن ظاهر اوامر و نواهی خدا است که به معنای جاری کردن شهادتین است چه در قلبش بپذیرد یا نه.عدم پذیرش این مرتبه، موجب کفر است. (حجرات / ۱۴) امام صادق(ع) فرموده اند: «اسلام آن است که به زبان شهادت دهی که معبودی جز خدا نیست، و نیز، نبوت و رسالت رسول خدا’ را تصدیق نماید». (کلینی، ۱۴۰۱: ۲ / ۲۵) مرتبه دوم، تسلیم و انقیاد قلبی نسبت به خواست خدا و رسولش است «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أُولَئِک هُمُ الصَّادِقُونَ: مؤمنان تنها آنهایند که به خدا و رسولش ایمان آورده و سپس، تردید نکردند و با اموال و نفوس خود، در راه خدا جهاد نمودند، اینها، همان هایی هستند که در دعوی خود صادقند ». (حجرات: ۱۵) مرتبه سوم، به معنای آدمی است که چنان خدا را بندگی می کند، که گویی او را می بیند و یقین دارد که خدا او را می بیند. مرتبه چهارم، انسان درحالی که تسلیم خدا است، عنایت ربانی شامل حال او می گردد و برای او مشهود می شود که ملک، تنها برای خداست و غیر او، مالکی نیست.

مقایسه انقلاب های ایران و مصر

ایران و مصر دو کشور مسلمان اند اما یکی شیعه و دیگری سنی. به تجربه آموخته ایم مؤلفه ها و شاخصه های انقلابی در عالم تشیع و تسنن متفاوت اند، بخشی از این تفاوت ها به امام و حاکم جامعه برمی گردد. درواقع، مخرج مشترک صفات حاکم اسلامی در دو اندیشه شیعی و سنی، علم و عدالت است ولی تفاوت های بنیادی هم در این زمینه بین آن دو به چشم می خورد. از نگاه ابن جماعه از اندیشمندان به نام اهل سنت، هرگاه زمانه از امام واجد شرایط خالی باشد و کسی که واجد شرایط رهبری و حاکمیت نیست، به زور و به وسیله سربازان و بدون بیعت به قدرت دست یابد، امام است و اطاعتش لازم. شاید ابن جماعه این اندیشه اش را از عبدالله، پسر خلیفه دوم، به عاریت گرفته که می گفت: «ما همواره در کنار شخص غالب هستیم (نحن مع من غلب)». اهل سنت حتی پا را از این فراتر می نهند و می گویند: «هرکس زور و قدرتش بیشتر، اطاعتش واجب تر است (من اشتدت و طاعه وجبت طاعته)» چون در این صورت است که حاکم و رهبری می تواند نظم را در میان مسلمانان استوار سازد اما چه اتفاقی افتاده است که مسلمانان سنی مصر دست به انقلاب زده اند؟ واقعیت آن است که: طی یک قرن اخیر، به پیشگامی سیدجمال الین و امام خمینی(ره) از اندیشمندان شیعه و چهره هایی چون عبده و سید قطب از اهل سنت، اندیشه سیاسی سنی در زمینه های مختلف به اندیشه سیاسی شیعی نزدیک تر شده است. مثلاً، اهل سنت دیروز، اجتهاد را نمی پذیرفت و عمل به سنت را برای اداره جامعه کافی می دید ولی امروز، لزوم توجه به اجتهاد در اندیشه سیاسی اندیشمندان متأخر سنی به چشم می خورد که عوامل مهم در انقلابی گری شده است. (داستانی پیرکی، ۱۳۸۵: ۵۶)

۱. رهبری واحد و فرهمند: رهبری، شاخصه ای بی بدیل در انقلاب اسلامی از شکل گیری و پیروزی تا تثبیت و تداوم آن بوده است. بی هیچ تردیدی نارضایتی شدید مردم از رژیم پهلوی، آرزوی مردم برای تأسیس حکومت (جمهوری) اسلامی و آمادگی آنان برای فداکاری و ایثارگری، بدون رهبری بسیج گر امام خمینی(ره) منجر به انقلاب اسلامی نمی شد. امام خمینی(ره) نقش های متفاوت و در عین حال مکملی را در بسیج منابع در سه مرحله نهضت اسلامی، انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایفا کرده است.رهبری او براساس معنای لغوی کلمه رهبری از چند خصلت راهنمایی، هدایت گری، پیشوایی و بسیج گری برخوردار بود، وی مصداق بارز کسی بود که گروهی را در راستای دستیابی به اهداف مشترک هدایت کرد و از قدرت جهت دهی و بسیج دیگران به منظور دستیابی به هدف خاص بهره داشت. (نای، ۱۳۸۷: ۱۵) رهبری امام خمینی(ره) بر پایه قواره مفهومی رهبری در انزوا شکل نگرفت؛ بلکه او همواره پیروان آشکاری را بسیج کرده است و رابطه عاطفی – معنوی ویژه ای که از جایگاه مذهبی او حکایت می کرد، بین او و هوادارانش وجود داشت به گونه ای که پیروان او با رغبت و انگیزه کامل، اجرای فرامین و دستوراتش را برخود واجب می دانستند. در اسلام وجود این رابطه، رهبر را مستحق مقام و منصب امام و ولی می کند. منشأ این ولایت یا مشروعیت الهی موجب می شد پیروان در اطاعت از ولی به مثابه تکلیف و وظیفه دینی تبعیت کنند و به او عشق بورزند. (مطهری، ۱۳۷۲: ۷۰)

تاریخ معاصر ایران شهادت می دهد که روحانیونی توانسته اند راهبری مردم را با توفیق و پیروزی همراه سازند که از دو صفت مرجعیت مذهبی و مرجعیت سیاسی برخوردار شده اند. مرجعیت مذهبی و سیاسی یعنی دستیابی به عالی ترین مقام مذهبی و سیاسی و پذیرش قلبی آن توسط اکثریت مردم، از این حیث، رهبران روحانی تاریخ معاصر، سه دسته اند. رهبرانی که تنها به مرجعیت مذهبی اکتفا کردند و گامی برای احراز مرجعیت سیاسی برنداشتند یا ناتوان در دستیابی به آن بوده اند و یا میلی به نیل بدان از خود نشان ندادند. آیت الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی و آیت الله بروجردی دو مثال برجسته از این دسته اند. این به آن معنا نیست که آنان اعتقادی به دخالت در سیاست نداشته اند بلکه شرایط را برای ورود به سیاست مناسب تشخیص نداده اند.گروه دیگر از روحانیون، بدون دستیابی به مرجعیت مذهبی، تنها مرجعیت سیاسی را در اختیار گرفتند. آیت الله مدرس و آیت الله کاشانی چهره های برجسته این بخش اند اما تنها روحانیونی توانسته اند به موفقیت های چشمگیری دست یابند که به مرجعیت سیاسی و مذهبی دست یافتند. آیت الله آخوند خراسانی در درجات پاین تر و امام خمینی(ره) در عالی ترین سطح به هر دو مرجعیت دست یازید. (باقی، ۱۳۸۳: ۷۸)

شجاعت یا صلابت در عین بصیرت که حاصل جمع آن، سازش ناپذیری است از دیگر ویژگی های امام خمینی(ره) در راهبری انقلاب اسلامی است.معظم له در سال ۱۳۲۲ و در شرایط اشغال ایران توسط کشورهای متفق، با صدور اعلامیه ای مردم را به قیام علیه پهلوی دعوت کرد. یک سال بعد و با تحریر کشف الاسرار نوع جدیدی از حکومت تحت اشراف فقها را پیشنهاد داد که در نوع خود بکر و تازه بود. تلاش امام برای ممانعت از اعدام نواب صفوی در شرایط اختناق پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ شگفتی بسیاری را برانگیخت. با تبیین روشن تر حکومت دینی در کتاب بیع و تحریر الوسیله تصمیم خود را برای تغییر نظام سیاسی نشان داد. در سال ۱۳۴۱ و پس از وفات دو عالم روحانی (آیت الله بروجردی و آیت الله کاشانی) دور جدید و جدی تر خود را در مبارزه علیه شاه هویدا کرد.بی شک سخنرانی امام علیه شاه در جریان لوایح شش گانه و علیه آمریکا در جریان کاپیتولاسیون سازش ناپذیری وی را علی رغم حبس (۱۳۴۲) حصر (۱۳۴۳) و تبعید (۱۳۴۴) بار دیگر به رخ کشید. تبعید سه گانه (ترکیه، عراق و فرانسه) او را از مبارزه شجاعانه باز نداشت، دوره ای که علی رغم فشارهای دولت عراق به تربیت سیاسی طلاب و تبیین روشن تر تِز حکومتی و ارائه صورت سیاسی اسلام پرداخت. با وصف همه خطراتی که در حمله به هواپیمای حامل او به ایران داشت. بی توجه به تهدیدهای احتمالی، به ایران آمد و شجاعانه حکومتی را پایه گذاری کرد که به سلطه گری آمریکا در ایران خاتمه داد.

رهبری امام واجد ویژگی های دیگری نیز هست، ازجمله: اسلام ناب را در مرکز مبارزه علیه شاه قرار داد و به این وسیله مبارزه گروه های شبه اسلامی یا غیراسلامی را پس از چند دهه فعالیت سیاسی و حتی نظامی برای اصلاح یا براندازی رژیم به بن بست کشانید. به علاوه، مشروعیت و مقبولیت امام خمینی(ره) در مقام رهبر ایدئولوگ، رهبر عمل کننده و رهبر ارشادکننده، مانع از آن شد که گروه های سیاسی بتوانند قبل و حتی پس از پیروزی، انقلاب را مصادره و از مسیری که آمده بازگردانند یا آن را با ابهام و تزلزل مواجه کنند.امام خمینی(ره)، انقلاب اسلامی و نقش رهبری در آن را به صورت الگوی الهام بخش درآورد که از سوی نخبگان و گروه های مبارزاتی برای رفع سلطه اجانب و وابستگان به آن به کار آمد. درحقیقت این شکل از مبارزه به مثابه الگویی در متحد ساختن ملل اسلامی برای سروری بخشیدن به اسلام در جهان مورد استفاده قرار گرفت، خلاصه اینکه او مردی بود «که شاه را به زیر کشید، به سنت ۲۵۰۰ ساله سلطنت در ایران پایان داد، به سه دهه حاکمیت مطلق ایالات متحده در ایران خاتمه بخشید و به مدت ۱۰ سال رهبر بلامنازع ایران بود». (اسپوزیتو و وال، ۱۳۹۰: ۱۲۸) این ویژگی ها و ویژگی های ناگفته در رهبری امام خمینی(ره) در انقلاب مصر عموماً غایب بود.

آنچه در مصر روی داد بیش از آنکه به انقلاب شبیه باشد، شبیه به جنبش های اجتماعی بود. درواقع، یکی از تفاوت های جنبش های اجتماعی با انقلاب های اجتماعی، فقدان رهبری در اولی و حضورش در دومی است. درحقیقت، جنبش اجتماعی، فاقد رهبری واحد یا حزب پیشرو است. در جنبش های اجتماعی، رهبری به صورت صفتی جمعی در یک فرد خاص جمع نمی شود، به این معنا که این گونه جنبش ها، به جای جمع شدن مردم اطراف یک فرد یا حزب، حول یک یا چند خواسته و مطالبه جمعی مانند آزادی، برابری، دموکراسی و… گرد می آیند (دلاپورتا و دیانی، ۱۳۹۰: ۵۸) این همان وضعیتی است که در انقلاب مصر و تونس مشاهده کرده ایم لذا می توان آنچه در مصر روی داد را به جای انقلاب اجتماعی، جنبش اجتماعی نامید اما در این پژوهش حرکت یا جنبش اجتماعی مردم مصر را به تسامح، انقلاب نامیده ایم. از علت های دیگر فقدان رهبری واحد در انقلاب مصر، به عقاید سیاسی در اندیشه سیاسی اهل سنت برمی گردد. اگرچه در قرن اخیر اندیشه سیاسی اهل سنت به ویژه در جوان ترها به اندیشه سیاسی شیعه در ابعاد مختلف ازجمله لزوم رهبری، نزدیک شده است اما همچنان اندیشه سیاسی اهل سنت به سنت های گذشته وفادار مانده است که برپایه آن، قیام و انقلاب علیه نظم مسلط، هرچند ظالمانه ممنوع است. (شیرودی، ۱۳۹۰: ۸۷)

در انقلاب مصر برخلاف انقلاب ایران، نه از رهبری واحد خبری است و نه از رهبری فرهمند! مراد از رهبری واحد آن است که انقلابی چون مصر از تعدد تصمیم گیران بری باشد البته صرف وجود رهبران متعدد بی خطر است اما چنانچه رهبران متعدد از وزن یکسان یا تقریباً یکسان برخوردار باشند، حرکت رو به جلو جنبش اجتماعی یا حرکت انقلابی کند یا متوقف می شود اما رهبری فرهمند که اغلب در شخصی واحد تجلی می کند از ویژگی های شخصیتی ویژه ای برخوردار است، به گونه ای که چنان تأثیری بر بخش وسیعی از مردم می گذارد که آنان را وامی دارد با کمترین چون وچرا و با علاقه مندی از فرامین و سخنان وی پیروی نمایند در عوض در مصر، با نوع خاصی از رهبری جمعی مواجه بودیم که در فضای مجازی به وسیله جوانان صورت می گرفت. «نیروی محرک بسیج انقلابی مصر، جنبش جوانان یا اقشار اجتماعی متشکل از دانشجویان و فارغ التحصیلانی بودند که از اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور راضی نبودند». (المدینی، ۲۰۱۱: ۱۱) علی رغم اینکه رژیم حسنی مبارک کوشیده بود قشرها و طبقات خطرزا را از همدیگر دور نگاه دارد، جوانان توانستند میان خواسته های مختلف مردم پل بزنند و نقش رهبری آنان را برعهده بگیرند (قبانچی، ۲۰۱۱: ۲۵) جوانانی که با استفاده از ابزارهای رسانه ای، دولت سرکوب گر حسنی مبارک را وادار به عقب نشینی کردند. اینترنت، شبکه های اجتماعی، وسایل ارتباط جمعی و تلفن همراه ازجمله ابزارهای مجازی و ارتباطی است که جوانان انقلابی مصری برای سازماندهی مردم از آن سود بردند به گونه ای که توانایی آنها، فعال سازی و سرعت بخشی به انقلاب مصر را در بازه زمانه کوتاهی بسیار افزایش داد لذا با ظهور جوانانی مواجه شدیم که فارغ از دانش آکادمیک نظریه پردازی انقلاب و تنها با کمک شیوه های جدید محصول غرب، رهبری قیام را به دست گرفته و حیرت نخبگان و مفسران سیاسی را برانگیختند، از ویژگی اینان برخاستن از مردم، دوری از ایدئولوژی های متعارف، میهن گرایی بدون تعصب و… بود درحالی که رهبری انقلاب اسلامی تنها با کاربست ابزارهای رسانه ای سنتی تر به میدان آمده بود. (شعبان، ۲۰۱۱: ۶۵)

فقدان رهبری فرهمند یا واحد و حتی متعارف در انقلاب مصر آن را در برابر عناصر آشوب سازی چون دخالت های قدرت های خارجی و دخالت های داخلی وابسته و غیردینی آسیب پذیر کرد و این امر باعث شد انقلاب مصر به سرعت به نفع مخالفان مصادره گردید و نیز از این حیث، آسیب پذیری آن را در مقایسه با انقلاب اسلامی که از رهبری واحد قدرتمند دینی – سیاسی برخوردار بود، افزایش داد. فهمی هویدی در یادداشتی با عنوان «در باب مصادره بهار عربی» نوشته است: «کشورهای غربی و در رأس آن ایالات متحده، زمانی که دریافتند دو انقلاب مصر و تونس بدون رهبری است، به سرعت کوشیدند کلیه راه های بهره گیری از وضعیت موجود برای تحقق منافع خود را در پیش گیرند». (هویدی، ۱۳۹۳: ۲) این موضوع، پیامدهای انقلاب مصر در مقایسه با انقلاب ایران را متزلزل کرد تا حدی که انقلاب به دست نظامیان مخالف افتاد و رابطه با آمریکا و اسرائیل از سر گرفته شد (شیرودی، ۱۳۹۱ الف: ۹۱) درحالی که ابن فراء حنبلی چهار شرط قریشی بودن، برتری در علم و دین، کفایت سیاسی و نظامی و داشتن صفات موردنظر در قاضی را از شرایط اساسی حاکم یا رهبر اسلامی شمرده است. ابوالحسن ماوردی شماره این شرایط را به هفت صفت عدالت، اجتهاد، سلامت حواس، سلامت اعضاء، تدبیر سیاسی، شجاعت و شوکت و نسب قریشی رساند، صفات و شرایطی که در رهبری انقلاب مصر اندک بود. (جهان بین، ۱۳۸۵: ۲۰)

۲. ایدئولوژی اسلامی – انقلابی: ایدئولوژی ابزار مؤثری در اقدام سیاسی و بسیج منابع علیه رژیم پهلوی و متحدین منطقه ای و بین المللی آن بوده است.درواقع، ایدئولوژی انقلاب اسلامی در پیوند با رهبری، انقلابی را پدید آورد که به نام اسلام جنگید «و شعار مرکزی آن الله اکبر، نماد اصلی و ایدئولوژی آن انقلاب گری شیعی، و رهبر آن به دست علمای اسلامی بود». (اسپوزیتو و وال، ۱۳۹۰: ۱۲۸) شیعیان و سنی ها از کاربست چنین ایدئولوژی ای سخت شادمان بودند، زیرا از ورود آنان به دوره ای خبر می داد که به ظهور نشانه های آشکار از اعاده اندیشه و قدرت اسلامی در جهان تحت سلطه ابرقدرت های بیگانه خبر می داد.در این معنا، ایدئولوژی رنگی است که به همه اقدامات در اقدام سیاسی زده می شود و ماهیتی است که همه چیز را هستی تازه می بخشد.

ایدئولوژی انقلابی امام خمینی(ره) زمانی سربرآورد که ایدئولوژی ملی گرایی مصدق و ایدئولوژی سوسیالیستی طبری به بن بست رسیدند. درحقیقت، دهه ۱۳۲۰ دوره اوج دو ایدئولوژی چپ کمونیست و راست ناسیونالیست بود که در دو حزب توده و جبهه ملی ظهور کرد. این دو، علی رغم موفقیت های نسبی در مبارزه علیه رژیم شاه، به دلیل عدم همراهی با عقاید مذهبی مردم، سرانجام با شکست مواجه شدند حتی کسانی که در دهه ۱۳۳۰ کوشیدند افول نسبی دو ایدئولوژی چپ و راست را با ایجاد ایدئولوژی های ترکیبی یا التقاطی جبران کنند نیز راه به جایی نبردند. مردم بار دیگر پس از یک وقفه بیش از بیست ساله بعد از حادثه گوهرشاد مشهد به ایدئولوژی اسلامی البته این بار با تفسیر انقلابی امام خمینی(ره) از آن، روی آوردند.این ایدئولوژی در مصاف با شاه و آمریکا همه موانعی را که سایر ایدئولوژی های غیراسلامی را متوقف کرده بود از سر راه برداشت.ایدئولوژی انقلابی امام خمینی(ره) حتی با ایدئولوژی گروه های اسلامی چون حزب ملل اسلامی و نهضت آزادی که به ترتیب بر مبارزه مسلحانه و مبارزه سیاسی علیه رژیم تأکید داشت متفاوت بود از آن رو که تنها بر مبارزه فکری – فرهنگی استوار بود.امام بر آن بود که با اصلاح یا ایجاد افکار انقلابی می توان مبارزه علیه شاه را سامان داد و به نتیجه رساند البته نباید این نکته را از یاد برد که هدف در چنین ایدئولوژی مبارزه نیست بلکه ادعای تکلیف و وظیفه است. (شیرودی، ۱۳۹۴: ۱۰۴)

ایدئولوژی انقلابی امام خمینی(ره) پیوندهای نزدیکی حتی با مصری های مبارز برقرار می کرد.دولت های مصر تا انورسادات، مخالف موجودیت اسرائیل بوده اند و البته پس از صلح ننگین کمپ دیوید نیز، مردم مصر تا انقلاب آن کشور و حتی پس از آن با بقای اسرائیل مخالف اند ازاین رو، در انقلاب مصر، جلوه های ضدصهیونیستی بسیاری ظاهر شد اما بعدها با انحراف در این انقلاب، صهیونیست ها نفس راحتی کشیدند. درواقع، مبارزه با اسرائیل غاصب بیش از هر چیزی مدیون ایدئولوژی انقلابی امام خمینی(ره) است که به حق و بر پایه مستندات تاریخی پایه گذار مبارزه با اسرائیل بوده است. افزایش رابطه ایران پس از مصدق و مصر پس از ناصر با صهیونیست ها، احیای ایدئولوژی انقلابی را تشدید کرد. اسرائیل به گونه دیگر و البته ناخودآگاه در تقویت ایدئولوژی انقلابی مؤثر شد و آنکه: پیروزی اسرائیل در جنگ های چندگانه با دول و ملل عربی – اسلامی، این باور را تقویت کرد که پیروزی اسرائیل ناشی از ماهیت دینی آن است. البته نباید فراموش کرد که بر پایه همین ایدئولوژی انقلابی، شاه ایران و رئیس جمهور مصر، خائن به کشور و اسلام به شمار می آمدند و مبارزه با آنان ازاین رو، وجه دینی می یافت. خیانت های پی در پی صهیونیست ها حتی با رژیم های ایران و مصر که از حامیان اسرائیل به شمار می رفتند درستی ایدئولوژی انقلابی را نشان می داد که بر آن بود که صهیونیست ها، خطری بزرگ برای انسانیت و بشریت اند. (کدی، ۱۳۷۹: ۴۵)

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، روابط دو دولت ایران و مصر به سردی گرائید و این امر ناشی از مسائل بسیار، ازجمله پناه دادن به شاه و البته بیشتر ناشی از مخالفت ایران با انعقاد قرارداد کمپ دیوید و حمایت دولت این کشور از آن بوده است. به علاوه، دولت مصر بی توجه به ابعاد تأثیرگذار ایدئولوژی انقلابی انقلاب اسلامی که ضمن سرنگون کردن شاه، تحولی عظیم در احیای اسلام و عزت ازدست رفته مسلمانان پدید آورده بود، به مخالفت با انقلاب اسلامی پرداخت، شاید ازاین رو که انقلاب اسلامی، رؤیای رهبری جهان اسلام توسط مصر را در هم ریخته بود. نباید این نکته را نادیده گرفت که جبهه واحد مصر، آمریکا و اسرائیل در دور شدن مصر از ایران انقلابی مؤثر بوده است.حمایت گروه های انقلابی مصری از انقلاب اسلامی و تأثیر انقلاب اسلامی در شکل گیری گروه های انقلابی تر مصری که از ایدئولوژی انقلاب اسلامی برمی خاست، بی تردید در سردی روابط دو کشور مؤثر واقع شد. مشی انقلابی جمهوری اسلامی بر پایه قانون اساسی در حمایت از حرکت های آزادی بخش شمال آفریقا، مصر را دچار وحشت جایگزینی ایران به جای مصر در یکی از مهم ترین مناطق استراتژیک دنیا می ساخت. جنگ عراق علیه ایران که با هدف نابودسازی عقاید انقلابی ایران شکل گرفت، مصر را در جنگ عرب علیه عجم قرار داد درحالی که انقلاب اسلامی فارغ از جدال های قومی و نژادی به ایجاد امت واحد می اندیشید. محمد عماره، حمله آمریکا به صدام در سال ۲۰۰۳ را مصیبتی بزرگ برای اعراب و مسلمانان می داند، زیرا: سرانجام به افزایش نفوذ ایران در عراق انجامید، لذا مصری ها را بیش از گذشته از ایران و عراق با حاکمیت شیعه دور ساخته است. (عماره، ۱۳۹۱: ۶۲)

ایدئولوژی مبارزان مصری تحت تأثیر آرا و اندیشه های نویسندگانی چون ابن تیمیه، ابن جوزیه، محمدبن عبدالوهاب، سیدجمال و عبده قرار دارد. این اندیشه یا ایدئولوژی در فضای ضداستبدادی و ضداستکباری ناشی از شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی و شعار نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی با ایدئولوژی انقلاب اسلامی، احساس قرابت و نزدیکی می کرد اما به تدریج با هویدا شدن اختلاف اساسی بین ایدئولوژی سلفی و شیعی، فاصله بین انقلابیون دو کشور مصر و ایران تشدید شد. بعدها انقلابیون اخوانی مصر با ترویج اندیشه سلفی و حمله به شیعیان مصری و قرار گرفتن در کنار عربستان سعودی حامی اندیشه ها

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *