توضیحات
با فایل فایل پاورپوینت کامل کلیت تمدن جدید مخالف اسلام است، متفاوت ارائه دهید
فایل فایل پاورپوینت کامل کلیت تمدن جدید مخالف اسلام است شامل 80 اسلاید آماده است که میتواند محتوای شما را به شکلی حرفهای، منسجم و چشمنواز به مخاطبان منتقل کند.
برتریهای فایل فایل پاورپوینت کامل کلیت تمدن جدید مخالف اسلام است در یک نگاه:
- طراحی منحصربهفرد
- فایل پاورپوینت کامل کلیت تمدن جدید مخالف اسلام است با بهرهگیری از اصول زیباییشناسی و ترکیب رنگهای مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما میدهد.
- راهاندازی فوری
- فایل فایل پاورپوینت کامل کلیت تمدن جدید مخالف اسلام است نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
- وضوح عالی
- اسلایدها به گونهای طراحی شدهاند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.
همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل کلیت تمدن جدید مخالف اسلام است هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهاییشده و تستشده ارائه میشود.
توصیه مهم: نسخههایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل کلیت تمدن جدید مخالف اسلام است اما خارج از منبع رسمی منتشر میشوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.
همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل کلیت تمدن جدید مخالف اسلام است :
گفت وگو با مهدی نصیری
بینش سبز، ش ۶ و ۷
چکیده: درباره ی نسبت ما با غرب و مقوله ی «تجدد» ، برخی غربی شدن را بدون قید و شرط پذیرفته اند و برخی با تفکیک میان وجه مادی و تکنولوژیک تجدد با وجه فرهنگی و اخلاقی آن، وجه مادی، ابزاری و ساختاری غرب را مفید، بلکه لازم می دانند . اما دیدگاه ما این است که تمدن جدید غرب کلیتی با روح و جان واحد است و بین اسلام و تجدد، تعارض کلی و ماهوی وجود دارد . نفی انفعال روحی و فکری در مقابل غرب و تجدد، و ابطال پندار عقب ماندگی و نیز در پیش گرفتن راهبرد «اقدام و انتظار» ، مهم ترین دست آوردهای نظری و عملی این دیدگاه است .
آقای نصیری، کتاب اسلام و تجدد شما اخیرا وارد بازار شده است . مضامین کتاب نفی کامل و مطلق تمدن جدید بشری را در بر دارد و اسلام را مخالف و معارض با آن معرفی می کند . پیش از هر پرسشی، توضیح دهید چه سیری را طی کرده اید تا به چنین دیدگاهی رسیده اید؟
تقریبا از سال ۱۳۷۰ به این سو با این اندیشه آشنا شدم که غرب جدید – یعنی غرب پس از رنسانس – کلیتی تجزیه ناپذیر است و نمی توان در مقام نقد و داوری، آن را به بخش ها و اجزای پذیرفتنی و ناپذیرفتنی تقسیم کرد; برای نمونه نمی توان از علم و تکنولوژی خوب غربی و اخلاق و ایمان بد غربی سخن گفت . این دیدگاه – که ظاهرا اولین بار از سوی مرحوم دکتر سید احمد فردید طرح شد و بعضی از شاگردان و متاثران از آرای او، آن را دنبال کردند – نقد غرب جدید را نه از اخلاق و آداب غربی، بلکه از فلسفه ی جدید غرب و کلان نگری های آن، که از قرن های پانزدهم و شانزدهم دچار دگرگونی هایی اساسی شد، آغاز می کند و در یک تحلیل و نگاه عمیق تر، ریشه های غرب جدید را در یونان و فلسفه ی آن جست وجو می کند . مارتین هایدگر، متفکر برجسته ی آلمانی، از سرآمدان چنین دیدگاهی است و مرحوم فردید نیز با آرای ایشان کاملا آشنا بوده و خود ایشان نیز مایه های قوی علمی و حکمی داشته است .
خود فردید آثار مکتوب چندانی ندارد . این دیدگاه در آثار چه کسانی منعکس است؟
تفکر فردید در آثار برخی از شاگردان و مرتبطان با ایشان مطرح است و بنده از آنها استفاده های فراوان کرده ام . کتاب فلسفه در بحران آقای داوری، که مجموعه ای از مقالات و گفت وگوهای ایشان است، یکی از منابع بسیار غنی در این زمینه است . هم چنین بعضی از آثار دکتر سید حسین نصر، مانند کتاب جوان مسلمان و دنیای متجدد، دربردارنده ی چنین نگاهی است . کتاب آسیا در برابر غرب دکتر شایگان، از خواندنی ترین و پرنکته ترین کتاب ها در این باره است; هرچند ایشان اکنون از این نگاه فاصله گرفته است . در میان آثار خارجی ترجمه شده، بحران دنیای متجدد رنه گنون فرانسوی و انسان تک ساحتی هربرت مارکوزه بسیار پربار است . هم چنین چند اثر از نیل پستمن که دکتر سید صادق طباطبایی آن ها را ترجمه کرده است، مثل تکنوپولی و زندگی در عیش، مردن در خوشی، اجزایی مهم از این دیدگاه را توضیح می دهند و مدلل می سازند .
در این جا باید از غرب شناس بزرگ معاصر، شهید سید مرتضی آوینی نام ببرم که از پیش تازان چنین نگاهی بعد از انقلاب بوده است . عموم آثار قلمی ایشان در این باره، قابل استفاده است و بهترین آنها کتاب توسعه و مبانی تمدن غرب است . افراد دیگری چون آقایان یوسفعلی میرشکاک و شهریار زرشناس نیز از شارحان خوب این تفکرند .
از دغدغه های این جانب ظرف سه – چهار سال اخیر، رجوع به منابع اصیل دین (کتاب و سنت)، و تفحص در میزان انطباق چنین نگاهی با مبانی دینی است، و البته مطلوبیت این نگاه آن گاه مسجل می شود که مورد تایید کتاب و سنت قرار گیرد . در کتاب اسلام و تجدد، کلیت این نگاه و بسیاری از جزئیات و زوایای آن بر اساس آیات و روایات، مدلل و مستند شده است .
عصاره ی حرف های شما در این کتاب چیست؟
از آغاز ارتباط و تعامل ما با غرب، عمدتا دو دیدگاه درباره ی نسبت جامعه ی ما با «تجدد» مطرح بوده است: یکی غربی شدن بدون قید و شرط، که از سوی روشن فکرانی چون تقی زاده پیش نهاد شد، و دیگری دیدگاه «تفصیل و تفکیک » بین وجه مادی و مکانیکی تجدد با وجه فرهنگی و معنوی آن . دیدگاه اخیر اخذ وجه مادی و ابزارها و ساختارهای معیشتی تمدن غرب را مفید و بلکه لازم می داند; اما وجه اعتقادی، فرهنگی و اخلاقی آن را مردود می شمارد . سید جمال الدین اسدآبادی آغازگر چنین تفکری بود و امروز نیز عموم متفکران و اندیشمندان مسلمان، بر آن پای می فشارند .
اما علاوه بر دو دیدگاه یاد شده، تلقی دیگری از تمدن جدید وجود دارد که در مقام تحلیل نظری، قائل به تفکیک و تجزیه ی تمدن جدید نیست و آن را کلیتی با روح و جان واحد می بیند و تخطئه ی برخی وجوه و تصویب وجوهی دیگر از تجدد را غیر واقعی و اشتباه می داند . این دیدگاه، نسبت بین «اسلام » و «تجدد» را تعارض به نحو کلی و ماهوی می بیند و صرف وجود تشابه جزئی در پاره ای از امور را دلیل وحدت و حتی تفاهم نسبی بین آن دو نمی داند . نگارنده ی این دفتر، در پی دفاع از دیدگاه اخیر، و نقد نظریه ی غالب، با استناد به کتاب و سنت است و چکیده ی مدعایش از این قرار است:
تجدد و تمدن جدید با همه ی ابعاد و ره آوردهایش، محصول خودبنیادی بشر غربی و انحراف تمام عیار او از آموزه های وحیانی است و با فرض حضور حاکمیت دین، به معنای جامع و حقیقی آن، هرگز تمدنی از نوع تمدن جدید، ظهور نمی کند و بقا نمی یابد . به بیان روشن تر، اگر حاکمیت اسلام با حضور معصوم علیه السلام و بسط ید او، تحقق و تداوم پیدا می کرد و حاکم اسلامی در مقام تمدن سازی بر می آمد، محصول آن، تمدنی از نوع تمدن جدید و مشابه آن نبود; همان گونه که با ظهور حضرت بقیه الله الاعظم و استقرار حاکمیت صالحان، نشانی از این نوع تمدن باقی نخواهد ماند .
دلایل شما در اثبات این سخن چیست؟
اولین سنگ بنای بحث این است که نظریه ی ترقی و تکامل تاریخ را (به این معنا که بشر، تاریخ خود را با صباوت و جهالت آغاز کرد و، به تدریج، بر اساس تجربه ی شخصی و جمعی، مسیر پیش رفت را طی کرد و اعصار حجر و مفرغ و آهن را پشت سر گذاشت و با یک جهش تکاملی به دوران اتوماسیون و تمدن جدید رسید) رد می کنیم و نشان می دهیم که این نظریه ی ساختگی از قرن هفدهم ظهور و بروز پیدا کرده است و هیچ سابقه ی قابل توجه تاریخی ندارد . با رد این نظریه، مهم ترین دلیل ضرورت تحول ابزاری و بسط و توسعه ی تمدنی، بر اساس تجربه ی مستقل بشری، نفی می شود و این نظر که تمدن جدید نیز حلقه ای از تکامل تدریجی تاریخ و تمدن بشری است، بی اعتبار می گردد .
در گام بعد، به تبیین نظریه ی تاریخی اسلام می پردازیم که بر اساس آن، اصل همه ی انسان ها به آدم و حوا – که خود از خاک خلق شده اند – برمی گردد . از آغاز آفرینش انسان، خداوند با تعلیم همه ی علوم و فنون مادی و معنوی به حضرت آدم علیه السلام، معیشت انسان را سامان داد و تمدنی متعادل را که بستری برای عبودیت انسان باشد، از طریق انبیا رقم زد . بر این اساس، آنچه تمدن ساز بوده، تعالیم انبیا و القای علوم و فنون از سوی ایشان به انسان ها بوده است; نه تجربه ی شخصی انسان ها در یک سیر خطی و تدریجی رو به پیش رفت . خداوند همان گونه که هدایت تشریعی و معنوی انسان ها را از طریق انبیا عهده دار شده است، هدایت مادی و معیشتی آنان را نیز به خودشان وا نگذاشته و به انبیا سپرده است، و انبیا در تامین مصالح دنیوی انسان ها، همانند مصالح دینی و اخروی آنان، ذره ای کوتاهی نکرده، آگاهی ها، فنون و ساز و کارهای لازم را، به طور کامل، در اختیار جوامع بشری قرار دادند، و اگر از تعلیم پاره ای علوم و فنون به بشر خودداری کردند، از آن روست که در سعادت دنیوی و اخروی بشر مدخلیتی نداشته و بر خلاف مصالح وی بوده است .
اما مدعای ما در این باب در همین جا به پایان نمی رسد، بلکه بالاتر از آن معتقدیم اساسا انسان ها قادر نبوده اند با اتکا به تجربه ی شخصی و به طور مستقل از تعالیم انبیا، نظام معیشتی خود را سامان دهند و تمدن سازی کنند; یعنی قوای ادراکی انسان فاقد چنین توانایی ای بوده است . از همین رو، تمام علوم و فنون معاش جنبه ی توقیفی دارد; یعنی از ناحیه ی خداوند و وحی الاهی، با واسطه ی انبیا، به انسان ها تعلیم داده شده است و اگر جز این بود، تداوم حیات برای انسان ها ممکن نبود . البته با دست مایه قرار دادن علوم و فنون تعلیمی انبیا، انسان ها قادرند دست به اکتشاف و اختراع بزنند و به آگاهی ها و توانایی های جدیدی، فراسوی آنچه انبیا ارائه کرده اند، دست یابند; همان گونه که در تمدن جدید این امر واقع شده است . اما چنین اقدامی امری خودسرانه محسوب شده و خارج از مدار مصلحت و سعادت دنیوی و اخروی انسان هاست; و به دلیل آن که قوای ادراکی انسان، از درک همه ی ابعاد، زوایا و پیامدهای کشفیات و اختراعات، و نیز مصالح و مفاسد فرد و جامعه ناتوان است، این امر در نهایت به زیان وی تمام خواهد شد، و این دقیقا همان چیزی است که در دوران جدید و با ظهور تمدن جدید رخ داده است .
در گام بعد، نوبت به طرح این مبحث می رسد که بر خلاف ذهنیت مشهور و رایج از قرآن و سنت، مطلوبیت علوم و فنون جدید را نمی توان استنباط کرد . آیاتی که به تفکر و تدبر در طبیعت و خلقت توصیه کرده اند، به مطالعه ی آیه ای طبیعت برای وصول به اصولی چون توحید و معاد نظر دارند; نه تفکر و تدبر برای کشف قوانین طبیعت و اکتشاف و اختراع علوم و فنون برای تصرف در آن . علوم مورد توصیه ی قرآن و روایات، ناظر به خضوع و خشوع در برابر خداوندند; نه آن گونه که در تلقی جدید از علم وجود دارد، معطوف به کسب قدرت برای تصرف و تملک طبیعت .
هم چنین از آیاتی که طبیعت را مسخر انسان می شمارند نمی توان استنباط کرد که جهان به مثابه مجموعه ای از منابع و قوا و مواد خام شکل ناگرفته ای است که بشر باید با اکتشافات و اختراعات هر روزه اش، به سراغ آن برود و از آن بهره برداری کند . بنابراین نه با آیات تدبر و تفکر در طبیعت و نه با آیات تسخیر نمی توان مطلوبیت علوم و فنون جدید را اثبات کرد .
پس از این، به بحث رابطه ی دین و دنیا می پردازیم . با این توضیح که پرداختن به آبادانی و توسعه ی دنیا از منظر اسلام تا آن جا مجاز است که در خدمت بندگی و تعالی انسان برای وفود به محضر خداوند باشد که بدان «دنیای بلاغ » گفته می شود; اما اگر آبادانی و توسعه اصالت یابد و به انگیزه ی ساخت بهشت زمینی و ارضای حس میل به خلود در دنیا و تفاخر و برتری طلبی باشد، به ویژه آن گاه که با تخریب طبیعت و اسراف و تبذیر و تعمیق شکاف بین فقر و غنا صورت گیرد، یک پارچه مذموم و مطرود است، و بدان «دنیای ملعون » می گویند .
اسلام نه با رهبانیت و عزلت از دنیا و فقر و ناداری موافق است و نه با تجمل گرایی و توسعه ی تعلق به مظاهر مادی و دنیاگرایی اصیل . در یک کلمه، دنیا باید کشتگاه آخرت و بستری برای انجام تکلیف عبودیت، به معنای وسیع آن، باشد .
اکنون این سؤال مهم مطرح می شود که نحوه ی تعامل حضرت مهدی با تمدن جدید گونه خواهد بود؟ پاسخ این است که حضرت حجت به هنگام ظهور، از ساز و کارهای تمدن جدید استفاده نخواهد کرد و همین طور در تاسیس حکومت و تمدن صالحان از آنها بهره نمی گیرد . تمدن امام زمانی از نوع تمدن طبیعی خواهد بود; نه تمدنی صناعی و تکنولوژیک همانند تمدن جدید . البته در این تمدن، توانمندی های خارق العاده و شگفتی وجود خواهد داشت که از نوع توانمندی های تمدن جدید نیست; بلکه اموری است که با اعجاز و دانش های تعلیمی از سوی حضرت محقق خواهد شد .
به نظر بنده، ما تا این جا مدعای خود را، در ارتباط با تعارض کامل اسلام با تجدد ثابت کرده ایم; اما علاوه بر این، استنادات و ادله ی دیگری را به شرح زیر مطرح می کنیم:
۱ . اصل حرمت تغییر در آفرینش خداوند;
۲ . مذمت امور محدث و جدیدی که ریشه در سنن الاهی و تعالیم انبیا و معصومان علیهم السلام ندارد;
۳ . حرمت تشبه به کفار و بیگانگان;
۴ . قاعده ی لاضرر و اصل حرمت القای نفس در هلاکت .
در ادامه به آیاتی می پردازیم که برای اثبات مطلوبیت علوم جدید، نمی توان به آنها استناد کرد; آیاتی نظیر «یمعشر الجن و الانس ان استطعتم ان تنفذوا من اقطار السمو ت و الارض » (رحمان: ۳۳)، «یخلق ما لا تعلمون » (نحل: ۸)، و «و خلقنا لهم من مثله ی ما یرکبون » (یس: ۴۲) و روایاتی چون «تولید برق از آب » و «علم ۲۷ ح
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.