توضیحات
با فایل فایل پاورپوینت کامل گذری بر اشعار و خطبه های زبان رسای علوی، عمار یاسر (سماع عشق در اشعار و خطبه های عمار یاسر)، متفاوت ارائه دهید
فایل فایل پاورپوینت کامل گذری بر اشعار و خطبه های زبان رسای علوی، عمار یاسر (سماع عشق در اشعار و خطبه های عمار یاسر) شامل 103 اسلاید آماده است که میتواند محتوای شما را به شکلی حرفهای، منسجم و چشمنواز به مخاطبان منتقل کند.
برتریهای فایل فایل پاورپوینت کامل گذری بر اشعار و خطبه های زبان رسای علوی، عمار یاسر (سماع عشق در اشعار و خطبه های عمار یاسر) در یک نگاه:
- طراحی منحصربهفرد
- فایل پاورپوینت کامل گذری بر اشعار و خطبه های زبان رسای علوی، عمار یاسر (سماع عشق در اشعار و خطبه های عمار یاسر) با بهرهگیری از اصول زیباییشناسی و ترکیب رنگهای مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما میدهد.
- راهاندازی فوری
- فایل فایل پاورپوینت کامل گذری بر اشعار و خطبه های زبان رسای علوی، عمار یاسر (سماع عشق در اشعار و خطبه های عمار یاسر) نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
- وضوح عالی
- اسلایدها به گونهای طراحی شدهاند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.
همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل گذری بر اشعار و خطبه های زبان رسای علوی، عمار یاسر (سماع عشق در اشعار و خطبه های عمار یاسر) هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهاییشده و تستشده ارائه میشود.
توصیه مهم: نسخههایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل گذری بر اشعار و خطبه های زبان رسای علوی، عمار یاسر (سماع عشق در اشعار و خطبه های عمار یاسر) اما خارج از منبع رسمی منتشر میشوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.
همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل گذری بر اشعار و خطبه های زبان رسای علوی، عمار یاسر (سماع عشق در اشعار و خطبه های عمار یاسر) :
مقدمه:
شخصیت بزرگ و زندگی پرفراز و نشیب عمار در عرصه عمل در دوره ای پرآشوب و فتنه، شخصیت ادبی او را از دیدگان پنهان داشته و کمتر به توانمندی وی در عرصه سخن و در میدان امارت کلام و بیان شعری، توجه شده است. این مقال در پی آن است که پرده از رخ کلمات و میدان داری عمار در ساخت خطبه و اشعار برکشد و خواننده را مهمان تماشاگه زیبای ادب او نماید و جای خالی شعر عمار و دیگر مردان عرصه عمل و ادب را در بررسی شعر دوره اسلامی، پر سازد.
زندگی عمار:
وی که نامش عمار بن یاسر بن عامر بن مالک بن کنانه بن قیس (ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۱۱، ص ۲۳۵) بن عنس (در ابن عبدالبرالنمری، الاستیعاب، ج ۲، ص ۴۸۰، بنام عانس آمده است) که عنس خود همان زیدبن مالک است که نسب وی به مذحج بن أدوبن زید بن شیجب بن عریب بن زیدبن کهلان بن سبأ (، جمهره أنساب العرب، ص۴۰۵، ۳۲۹) ابن شعیب بن یعرب بن قحطان می رسد. (الخطیب البغدادی، تاریخ بغداد، ج ۱، ص۱۵۰).
یاسر پدر عمار، عربی قحطانی و اصیل از تیره مذحج و هم پیمان و مولای بنی مخزوم با رابطه ضمانت جریره با رابطه ضمانت جریره بود. (عزالدین ابن اثیر الجزری، أسد الغابه فی معرفه الصحابه، ۱۹۷۱م، ج ۴، ص ۴۳).
پیامبر(ص) درباره اش فرمود:
عامه مسلمانان به منزلت و جایگاه بلند عمار معترف بودند، از ابوالمسعود البدری و طایفه ای از خدیفه نقل شده که، بهنگام احتضار پیامبر خدا، از ایشان در باره فتنه و آنکه بگاه فتنه به چه کسی مراجعه کنند سؤال شد، پاسخ فرمودند: «علیکم بابن سمیّه، فانّه لایفارِقُ الحقَّ حتی یموُتُ» یا آنکه فرمودند: «فانّه یزول معَ الحقِ حیثُ زال» (ابن عبدالبر النمری القرطبی، الاستیعاب فی معرفه الأصحاب، مصر، بلاتا، ج ۲،ص۴۸۰).
او با زبانی سرخ و استدلالی منطقی و قلبی لبریز از یقین و اطمینان، به دفاع از علی (ع) و حق غصب شده و میراث غارت گشته وی پرداخت و در این عرصه، خطیبی چیره دست و سخنوری زبان آور بود که خطبه های زیبایی از وی بجا مانده است(ابوبکر الجوهری البصری البغدادی، السقیفه وفدک، ۱۴۰۱ ه، ص ۹۰).
آنچه که در زندگی پربار عمار، کمتر بدان توجه شده، وجهه ادبی و ذوق شعری اوست. حوادث حساس و بسیار خطیری که عمار از سرگذراند، باعث ظهور و بروز استعدادها و ظرفیت بالای سیاسی، اجتماعی، نظامی، فکری و، ادبی او گردید. طبیعی است که هر کسی از این شأن و منزلت، برخوردار نیست و اگر ظرفِ وجود کسی، لبریز از ایمان و یقین و معرفت شود و دلش مالامال از محبّت به خدا گردد، قطعا زبان وی به فصاحت و رسایی در دفاع از این عقیده، گشوده خواهد شد و انتخاب او، انتخابی یقینی، به صلاح و براساس حق خواهد بود(المدنی الشیرازی، الدرجات الرفعیه، ص ۲۶۰).
در روایتی از امام علی (ع) آمده است: «رِحَم اللهُ عمّارا یوم یبْعَثُ ورَحم الله عمارا یَومَ یُسأل… اِنَّ عمارا قد وَجَبتْ له الجنهُ فی غیرِ موطن ولا موطنین و ثلاث، فهنیئا له الجنهُ، فقد قتلِ مع الحق و الحقُ مَعه و لقد کان الحق یدور معه حیث دار، فقاتِلُ عمار و سالبُ عمار و شاتم عمار فی النار» (محمد بن سعد الزهری، الطبقات الکبری، بلاتا، ج ۳، ص ۲۶۲).
آنچه از اشعار عمار رسیده است ابیاتی کوتاه و اندک است. چه بسا برخی از اشعار او به زمان ما نرسیده باشد. همانگونه که از شعر سعد بن ابی وقاص در زمانی که از بیعت امتناع ورزید، جز ابیاتی از آغاز آن، چیزی به ما نرسیده است و این سرنوشت بسیاری از شعرهای صدر اسلام و شاعرانی است که در فتوحات و جنگهای اسلامی شعر سروده اند. اشعار وی به مناسبتهای مختلف:
در باره بلال حبشی و رنجهای او در ساخت مسجد مدینه به همراه پیامبر(ص)، درباره احد، و جنگ با مرتدشدگان، درباب شورا و دسیسه آن، در جمل، صفین و مهمترین حوادث عصر خود، شعر سروده است. بخشی از ابیات او اشعار رجزی درباره عشق شهادت است. هر چند ادیبان و سیره نویسان به جنبه ادبی شعر عمار و برجستگی او در سرودن رجز توجه نکرده اند، اما شخص گرامی پیامبر اسلام (ص)، از جمله کسانی بود که وقتی عمار رجزی را با شروع «نحن المسلمون نبتنی المساجدا» می خواند، با وی زمزمه می کرد.
آنچه می تواند بر روح شعر و ذوق شعری عمار، دلالت نماید، آنست که عمار خود روحیه سرودن شعر داشت و به شعرای متعهد علاقه مند بود و جلسات شعری را حتی در شرایط سخت، تشکیل می داد. چندان که در جنگ خونین صفین چنین کرد. در روایتی از عبدالله بن سلمه آمده است که گفت: در صفین نزد عمار بودیم و شاعری نزد او، شروع به سرودن و خواندن هجایی درباره معاویه و عمروعاص نمود. عمار از او خواست تا متعرض برخی دیگر از مخالفان ولایت علوی شود. مرد به او گفت: آیا در حالی که شمایان یاران پیامبر خدا و مردان بدر هستید در نزد شما شعر گفته می شود؟ عمار گفت: زمانی که مشرکان ما را هجا می گفتند، ما شکایت نزد پیامبر خدا بردیم و ایشان فرمود «قولوا کما یقولون لکم، و ما آن سان به کنیزکان مدینه آن هجاها را می آموختیم» (احمد بن یحیی البلاذری، انساب الأشراف، ۱۹۹۶ م، ج ۱، ص ۱۹۲).
گرچه حرفه و پیشه عمار شعر و شاعری نبود، اشعار او رنگ و بوی اسلام دارد و بسیار ساده و بی تکلف و خالی از الفاظ غریب و نامأنوس می باشد و غالبا از کلمات خداوند در هر آن، بهره گرفته است و از ایقاع صوتی و موسیقایی برخوردار می باشد.
نمونه زیر از اشعار اوست: (ابوالفضل نصربن مزاحم المنقری، صفین، ۱۳۸۲ ه، ص ۳۲۰)
«صدقَ اللهُ وَ هُو لِلّصدقِ أهلٌ
و تعالی رَبِّی و کانَ جَلیلا
رَبِّ عَجِّلْ شَهادَهً لِی بقَتْلٍ
فی الذّی قَدْ أحَبَّ قتْلاً جمیلا
مُقْبِلاً غَیْرَ مُدْبِرٍ، اِنَّ لِلْقَت
سلِ عَلی کُلِّ مَیْتَهٍ تَفْضیلا
اِنَّهُمْ عِنْد رَبِّهمْ فِی جِنانٍ
یَشْرَبوُنَ الرَّحیقَ والسَلْسَبِیلا
مِنْ شَراب الأبْرارِ خالَطَهُ الْمسْ
ک وَکَأسا مِزاجُها زَنْجَیِلا
در این اشعار که، حرف رَویّ آن «لام» می باشد و از کلمات «جلیلا، جمیلا، تفضیلا، زنجیلا، سلسبیلا، استفاده گردیده است، کاربرد الفاظ «ربّی»، «الله»، «شراب»، «الابرار» و عباراتی چون «کاسا مزاجها زنجبیلا» که غالبا کلماتی قرآنی هستند، به چشم می خورد. این کلمات با کشیدگی و هماهنگی الفاظ، یک مجموعه منظم، آهنگهای، روان و موسیقایی را ایجاد کرده که به راحتی بر گوش دل می نشیند و در آن که از «بحر خفیف» است، آیات ۲۵ و ۲۶ سوره مطففین و آیه ۱۷ و ۵ سوره دهر، به زیبایی اقتباس گشته اند.
عمار علاوه بر شعر، از قدرت ایراد خطابه نیز برخوردار بود. در عرصه خطابه کمتر خطیبی به گرد عمار می رسد. میراث اسلامی ما آکنده از خطبه ها و کلمات و استدلالهای اوست. که ای کاش به صورت یک مجموعه گردآوری می شد».
خطبه های عمار، لبریز از عبارتهای فصیح و روشن و گنجینه اندیشه ها و افکار عالی و گوهرهای بلاغی است. و بیانگر آنست که چگونه مردان عرصه تدبیر و سیاست و جنگ و کشورداری، مسلمانانی فقید، عابد و عارف و در میدان سخن و کلام، پرندگانی سبک روح بوده اند. از جمله خطابه های او خطابه ای است به خلیفه اول (شیخ صدوق، الخصال، ص ۴۶۴)، خطابه ای در جنگ صفین که خطبه ای مشتمل بر تعابیری منحصر به فرد و جدید و تحلیل هایی دقیق است که در آن مردمان را به استواری و تعهد در راه حق دعوت می کرد (ر.ک به: المنقری، صفین، ص ۳۱۹).
همچنین عمار در روز چهارم فوت خلیفه دوم، که خلافت عثمان به وسیله عبدالرحمن بن عوف تثبیت و اعلام شده بود، با مقداد به خانه امام علی (ع) رفت و در بحر سریع اشعاری را سرود با مطلع زیر: (ابن ابی الحدید المعتزلی، شرح نهج البلاغه، ۱۹۶۵م، ج ۹، ص ۵۵).
یا نایحیَ الاسلام، قمْ فَانْعَهُ
قَدْ ماتَ عُرْفٌ وبدا مُنْکَرٌ
مَا لِقُرَیشٍ لاعَلا کَعْبُها
منْ قَدَّموا الیومَ وَمنْ أخَّروا؟!
مِثْلُ عَلیٍّ قَدْ خفی أمرُهُ
علیهُمُ والشمسُ لاتُسْتَرُ
ولَیْسَ یُطْوی عَلَمٌ بَاهِرٌ
سامٍ، یدُاللّهِ لَهُ تَنْشُرُ
حَتیّ یُزیلوا صَدْعَ مَلْمُومَهٍ
والصَّدْعُ فی الصَّخْرهِ لایُجْبَرُ
کَبْشُ قُرَیشٍ فی وَغی حَربُها
فاروقُها، صِدِّیقُها الأکبرُ
وکاشِفُ الکَرْبِ اِذا خُطَّهٌ
أعْیا عَلی واردِهَا المَصدرُ
کبَّرَ لِلّهِ وصَلّی و مَا
صَلیّ ذَوُواللعَیْب ولاکَبَّروا
تدبیرُهُمْ اَدّی اِلی مَا أتَوْا
تَبَّا لَهُمْ یا بِئسَ مَادَبَّروا
در این ابیات وی «کعب القناه» به معنی میله نیزه را مجازا به معنای مجد و شرف به کار برده است. هم چنین عبارت پوشیده نشدن خورشید را به دو معنا و جامع متضاد و به معنای شدت وضوح شأن و منزلت علی (ع) یا از شدت اختفای کارش، به کار برده است.
در اشاره به علم بودن علی (ع) از تلمیح استفاده نموده است که به حدیثی اشاره دارد با مضمون: «اِنَّ علّیا رأیه الهدی».
در خطبه ای دیگر عمار، در دفاع از علی (ع) در شوری می گوید:
«معاشرَ المسلمین، اِنا قدْ کنَّا و مَا نستطیعُ الکلام قلهً و ذلّهً، فاعزَّ نا اللهُ بدینه و أکرمنا برسوله، فالحمدُلله ربِّ العالمین. (ابوبکر الجوهری البصری، السقیفه و فدک، تقدیم د. محمد هادی الامینی، مکتبه نینوی الحدیثه، طهران، ۱۴۰۱ ه، ص۹۰).
وی در این خطبه، بلندای اندیشه و دوربینی سیاسی خود را به نمایش می گذارد و مسلمانان را به دورنمای خطرناکی که در پی ضایع سازی حق ولایت و سلب حق از صاحبان حقیقی آن، هشدار داده و سرنوشت مصیبت باری راکه در پی تن دادن به چنان تصمیم نابخردانه ای پیش بینی می کند، باز می نمایاند. چنانکه بر طبق برآورد و دوراندیشی متعهدانه او، خلافت چنان بازیچه دست فرزندان بنی امیه گردید که سابقه نداشت.
در خطبه ای دیگر که در معیت امام حسن (ع) بود گفت: «… پس امیر مؤمنان علی بن ابیطالب که خداوند او را حفاظت کرده و عزیزانه پیروزمندش گرداند و امر استواری را برای وی تثبیت و مستحکم سازد مرا با فرزندش به سوی شما فرستاده است و به شما فرمان می دهد تا به سوی او حرکت کنید. پس به سوی او حرکت کنید و تقوای خداوند متعال را پیشه سازید. به خدا سوگند، اگر می دانستم که در روی کره زمین انسانی داناتر از او به کتاب خداوند و سنت پیامبرش وجود دارد، شما را تشویق و گسیل به سوی او نمی کردم و در مرگ باوی بیعت نمی نمودم.
ای جماعت کوفه، خدا را، خدا را، در جهاد بکوشید و به خدا سوگند اگر کارها جز به علی محول گردد، هر آینه به سوی بلایی عظیم محول می گردد و خداوند آگاه است که من شما را نصیحت نمودم و به آنچه خود در آن به یقین رسیده ام، شما را بدان خواندم. (شیخ محمد بن محمد بن النعمان مفید، الجمل، تحقیق سید علی میر شریفی، دفتر تبلیغات اسلامی، قم، ۱۴۱۳ ه، ص ۲۶۲).
عمار به عنوان یکی از دوازده تن هواداران علی (ع) پس از ماجرای غمبار و اسف انگیز سقیفه زمانی که ابوبکر برای ایراد خطبه بر منبر بالا رفت خطبه ای چنین خواند: «ای قریشیان و ای مسلمانان! اگر از جریانها آگاهید که آگاه هستید؛ و اگر آگاه نیستید، اینک آگاه شوید: خاندان پیامبر(ص) شما به مقام رهبری مقدمتر هستند و به ارث پیامبر (ص) سزاوارتر می باشند و در امور دین استوارتر بوده و برای مؤمنان و ملت اسلام امین تر و نگهبان ترند و نصیحت و خیر خواهی آنها درباره امت، از دیگران بیشتر است. نزد صاحب خودتان بروید و حق را به صاحبش واگذارید، قبل از آنکه رشته وحدت شما از هم بگسلد و پیوندتان ضعیف گردد و از هم پراکنده شوید و در چنبره فتنه و آشوب قرار گیرید و در درّه هولناک اختلاف بیفتید و دشمن به شما دست طمع دراز کند (طبرسی، احتجاج، ج ۱، ص۹۸، ۱۰۲).
وی چنان این کجروی را در ا نحرافات آینده مسلمانها، مؤثر می دانست که در حادثه تلخ و مصیبت بار جنگ صفین، پیوسته می گفت: «از نخست در رابطه با علی(ع) راه را کج کردند، از این رو این راه تا آخر، راست نخواهد شد. ریشه اصلی آن همه حوادث تلخ در عصر خلافت امیر مومنان (ع) همان انحراف بعد از رحلت رسول خدا (ص) بود و از همانجا آغاز گشت»(ابن أبی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۵، ص۱۸۲).
این پیر سالخورده اسلام، در مناظره ای که میان او و عمروعاص در جبهه صفین در گرفت، چندان رسا که از علی (ع) دفاع کرد. عمرو عاص گفت: «ای أبوالیقظان! چرا به من ناسزا می گویی…»؟(علامه امینی، الغدیر، ج ۱، ص ۲۰۲).
معاویه چنان از زبان الماس گونه و برنده عمار در هراس بود که می گفت: «سوگند به خدا، ا گر کشتن عثمان، بر اساس رأی این برده سیاه باشد، همه عرب در خطر هلاکت قرار می گیرند»(ناسخ التواریخ، ج ۲، ص ۲۵۷ / الغدیر، ج ۹، ص ۱۱۳).
وی در صفین در حالی که «رجز» می خواند، بر دشمن یورش برده رجز با مطلع زیر را خواند:
صدقَ اَللهُ و هوللصدق اهلٌ (بحر خفیف)….
(این شعر در اول این مقاله آمده است).
او در یکی از مناجاتهای خود در جبهه صفین از خدا چنین درخواست کرد: «خدایا تو می دانی که اگر می دانستم که رضایت تو در آن است که لبه تیز شمشیرم را در شکم خود بگذارم و سپس روی لبه تیز آن خم شوم به گونه ای که شمشیر از پشتم بیرون آید حتما اینکار را انجام می دادم.
«خدایا از آنچه به من آموخته ای، می دانم که من کار نیکی را امروز انجام نمی دهم که در پیشگاه تو، پسندیده تر از جهاد با این فاسقان (معاویه و سپاهش) باشد. و اگر امروز من می دانستم که کاری پسندیده تر از جهاد با این فاسقان در پیشگاه تو هست، همان کار را انجام می دادم(ابن أبی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۵، ص ۲۵۲، ۲۵۳ / مجلسی، بحار، ج ۳۲، ص ۴۹).
در صفین عمار این رجز را می خواند (ابن ابی الحدید، ج ۳، ص ۱۷۹):
سیروا الی الأحزاب أعداءِ النبی
سیروا فخیرُ الناس أتباعُ علیّ
هذا أوانٌ طابَ سَلُّ المَشرِفیّ
وقُودُنا الخَیْلُ وهَزُّ السَّمهریْ
حرکت کنید به سوی دسته هایی که دشمنان پیامبرند (ص)، حرکت کنید که بهترین انسانها، یاران و پیروان علی (ع) هستند».
«اکنون وقت کشیدن شمشیرهای مشرفی (منسوب به یکی از روستاهای حوران) از نیام و تاراندن اسبها به سوی میدان جنگ و پرتاب نیروهای بلند می باشد.
این مرد مظهر ولایت، مردی آهنین، گرچه چندان لاغر و رنجور بود که در اثر لاغری، هرگاه بر اسب بر می شد در میان زین اسب فرو می رفت (بحار، ج ۳۳، ص ۲۰، ۲۱) و فریادهای آسمانی او کالبدهای مرده را جان بخشیده و وجود نورانیش، جانهای در تردید را، از ظلمات شک و جهالت بیرون می کشید.
از دیگر رجزهای عمار ابیات زیر در بحر رجز می باشد (ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۸، ص ۲۷):
کَلّا وَ رَبَّ البیتِ لا أبْرَحُ أجِی ء
حَتّی أموتَ أوأری مَا أشتهی
لا أفنَأ الَدْهْرَ، أحامی عن علیّ
صِهرِ الَّرسولِ ذی الأمانات الَوقِّی
یَنْصُرُنَا رَبُّ السماواتِ العلیِّ
وَ یَقْطَعُ الْهامَ بِحَدِّ المَشْرَفیِّ
یَمْنَحُنَا النَّصْرَ عَلی مَنْ یَبْتَغی
ظُلْما عَلَیْناَ جَاهِدا مَایَأتَلِیْ
«نه هرگز؛ سوگند به خدای کعبه! پیاپی به سوی شما می آیم، تا در این راه بمیرم یا پیروزی را بنگرم.
و همواره تا روزگار باقی است، از حریم علی (ع) دفاع می کنم. دفاع از کسی که داماد رسول خدا (ص) و صاحب امکانات کامل و بسیار است.
خداوند آسمانهای بلند، ما را یاری کند و سران دشمن را با تیزی شمشیر مشرقی، نابود خواهد کرد و پیروزی ما را بر کسانی که بر ما ستم می کنند و منکر و لجبازند، به ما عطاء خواهد کرد».
در صفین برای رفتن او به میدان، امام منقلب شد و گریست و پس از سخنانی چند، عمار رو به سوی میدان نهاد (علامه مجلسی، بحار، ج ۳۳، ص ۱۹). عمّار در میدان چنین خواند (بحر رجز، الاختصاص، ص ۱۴):
نَحْنُ ضَرَبناکُمْ عَلی تَنزْیلهِ
فالْیَوْمَ نَضْرِبُکُمْ عَلی تَأویله
ضَرْبا، یُزیلُ الهَامَ عَنْ مَقِیْلهِ
وَیُذْهِلْ الخَلیِلَ عَنْ خَلِیلهِ
أو یَرْجِعَ الحَقَّ اِلی سَبِیلهِ
یَا رَب اِنّی مُؤمِنٌ بِقْیلهِ
آخرین سخن او در جنگ صفین این بیت بود: (بحر مجتَثّ)
الجَّنهُ الجنهُ
تَحت الأسِّنهِ
(ابن عساکر، تاریخ دمشق، ج ۴۳، ص ۴۶۹)
الیومَ ألقی الأحبَّه
مُحمّدا وحِزْبَه
(محسن امین، اعیان الشیعه، ج ۸، ص
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.