توضیحات
ارائهی فایل پاورپوینت کامل گستره وظایف مردان درخانواده – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل گستره وظایف مردان درخانواده شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل گستره وظایف مردان درخانواده:
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل گستره وظایف مردان درخانواده به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل گستره وظایف مردان درخانواده به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل گستره وظایف مردان درخانواده با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل گستره وظایف مردان درخانواده با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل گستره وظایف مردان درخانواده با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل گستره وظایف مردان درخانواده را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل گستره وظایف مردان درخانواده :
یا اَیُها النّاس اتَقُوا رَبَکُم الذّی خَلَقَکُم مِنْ نَفْسٍ واحدهٍ و جَعَلَ مِنْها زَوْجَهْا وبَثَّ مِنهُما رِجالاً کَثیرا و نساءً فَاتقواللّه (۱)
یگانه خالق حکیم در کلام جاودانه وحی با خطابی فراگیر، طی اعلامیه ای جهانی به بشریت اینگونه می فرماید:
ای انسانها! حضور خود را در محضر پروردگار بنده نواز دریابید؛ و آنگونه که شایسته ی عبودیت است، در مقابل خالق خویش، خود را به زیور و جلای تقوا بیارائید. پروردگاری که تمامی شما انسانها را از یک نفس و حقیقتی واحد آفرید، و از همان گوهره و حقیقت واحد همسران و ازواج شما را پدیدار نمود، و به واسطه ی این زوجیت و اصل تکثر و ازدیاد در جهان طبیعت، پیوسته نسل بشر را چه از مردان و چه از زنان به گونه ای مبسوط بر عرصه ی پهناور زمین گسترانید. پس تقوای الهی پیشه سازید و از نگرشهای آلوده به انحطاط و شرک و کفر بپرهیزید.
در بخش اول از این گفتار در ترسیم نمادی از خانواده و روابط حاکم بر آن در فرهنگ اسلامی و دستورات قرآن، به بررسی بنیانهای اخلاقی و حقوقی در خانواده پرداختیم و نسبت به استخراج اصولی چند، چون اصل «کرامت انسان»، اصل «حاکمیت مودت و رحمت بر پایه ایمان»، اصل «معروف در خانواده و تأکید قرآن بر تحقق آن»، اصل «تراضی و مشورت در مسائل مشترک بین زوجین»، اصل «عفو و گذشت در بروز مشکلات و معضلات»، اصل «صلح در هنگامه اختلافات» و سایر اصول اساسی که خانواده بر محوریت آنها شکل گرفته، و مبین حق محوری و واقع نگری در شریعت اسلام است، اهتمام نمودیم.
اکنون در ادامه بحث به نکات دیگری از حقوق و وظایف متقابل زوجین و به شرح موارد خروج از وظیفه، و به تعبیری دیگر ترسیم آنچه موجبات نشوز را از سوی زوجین فراهم می سازد، خواهیم پرداخت.
با این ورود که در فرهنگ اصیل و غنی اسلامی، آنچه محور همه قوانین (اوامر و نواهی) می باشد، حق مداری و اصول گرایی برخاسته از آن و حقیقت جویی است؛ لذا در این فرهنگ، حاکمیت مطلقه در ابعاد مختلف زندگی و قانونگذاری و سلطنت و مالکیت حقیقی از آن خداست، و در عرصه زندگی ظاهری همه ی بهره وری ها، اعتباری بوده، هیچکس اجازه ی سلطه و سلطنت و اعمال قدرت و حاکمیت ندارد، مگر در طول قدرت و حاکمیت او، بنابراین، اساس زندگی بر محوریت حق سالاری است، نه مردسالاری یا زن سالاری، و نه آن گونه که در نظامهای به اصطلاح دموکراسی به عنوان مردم سالاری مطرح است، بلکه عالم، همه هویتی از اویی و به سوی اویی دارد و انسان که به عنوان خلیفه اللّه و حقیقتی ماسوای این طبیعت خاکی دارد، شایسته است در فاصله بین «اِنا للّه ِ وَ اِنّا الیه راجعون»، همسو و هم جهت با سایر موجودات هستی حرکت و از خودمحوری جدا شود، و حق مداری پیشه سازد تا سیری صعودی و کمال گرا را طی کند و الّا به مصداق آیه «وَمَنْ اَعرَضْ عَن ذِکْری فَاِنَّ لَهُ مَعیشهً ضَنکا»(۲) حیات مادی خود را هم تباه می سازد.
در تفکر و منش های غیر الهی، حقیقت انسان، تنها پیکره ی مادی اوست، و چون این پیکره و شکل ظاهری در دو جنس مخالف و شکل متفاوت متجسّم است، در تعیین حقوق و حدود آن دو، در عرصه حیات دچار مشکل می گردد.
چنانچه در مسأله رفع تبعیض از زنان و سعی در برقراری تساوی هر چه بیشتر، به یکسان نگری و همسان سازی همت می ورزد، و در رفع مشکلات و مظالم از زنان آنها را به هماوردی و مقابله ی رویاروی با مردان وامی دارد؛ و حال آنکه در مکاتب الهی، انسان حقیقت واحده ای است که هدف از تعلیم و تربیت، حیات و ممات، تزکیه و تحلیه ی او، ارتقاء و کمالِ نفس انسانی و روح الهی او است. آنطور که گاه در مرتبه صعود آنچنان اوج می گیرد که ملایک در برابرش خاضع و امر به «اُسْجدوا لِادم»(۳) می شود، و گاه در مرحله هبوط به «اولئک کالانعام بل هم اَضلّ»(۴) منتهی و سقوط می نماید، و هر دو مرحله به اراده و اختیار اوست.
براین اساس در خطابات انبیا، به گونه ای اعم، و در قرآن، آنجا که سخن از ارزشها و کمالات است، مخاطب، این پیکر نیست، بلکه به اعتبار جان آدمی، خطاب به صورت «یا ایها الناس» و «یا بنی آدم» و «یا ایها الذین آمنو» و …. است، و هر دو به طور یکسان مورد خطاب یا حکم اند؛ مانند: «مَنْ عَمِلَ صالحا مِن ذَکَرٍ اَوْ اُنْثی فَلَنُحْیِیَّهُ حیاهً طَیِّبه»(۵)، اشاره به اینکه انسانیت انسان، نقش اصلی در ایفا و ابقای حیات طیبه – بر پایه حاکمیت ارزشها- را بر عهده دارد و جنسیت عامل تعیین کننده نیست، بلکه هویت انسانی است که منشأ اثر است. او که ملهم فجور و تقواست، و با اراده و اختیار مسیر زندگی را برمی گزیند، حامل ارزشها و ضد ارزشها می شود، و مقر عزت و ذلت، سعادت و شقاوت، فضیلت و رذیلت، حق و باطل، صدق و کذب، اطاعت و عصیان، تمرد و انقیاد، امانت و خیانت می گردد و بر اساس درجات خود، شئون مختلفی پیدا می کند.
لذا همان طور که می دانیم عقل نظری که مبداء کسب معارف و کمالاتی، چون علم و تفکر است فارغ از جنس پذیری است و نیز در احکام عقل عملی، اوصافی چون: اراده، خلوص، ایمان، تهذیب، توکل، ایثار، نوع دوستی، استقامت و … جنسیت فاقد اثر می باشد؛ همچنین در مختصات انسانی جنسیت مطرح نیست. بلکه مذکر و مؤنث بودن این کالبد ظاهری از مشترکات انسان با سایر موجودات عالم ماده است و قانون زوجیت به عنوان یک اصل کلی حاکم بر طبیعت، در تمامی اجزاء و پیکره ی جهان مادی، سریان و جریان دارد؛ قرآن کریم این کلام زنده بر فراز تاریخ بشر در ۱۴ قرن قبل پرده از این راز خلقت برمی دارد و می فرماید: «سُبْحانَ الّذی خَلَقَ الازواجَ کُلَّها ممّا تُنْبتُ الارضَ وَ مِنْ اَنفسهم وَ مما لا یَعلَموُن»(۶) شایسته تسبیح و تعظیم، و بایسته حمد و ستایش اوست که سیطره خلق و قدرتش همه را در بر گرفته، و قانون زوجیت را نسبت به اجزاء عالم ماده مستقر ساخته است.
آری ماهیت حیات مادی و شاکله ی طبیعی موجودات بر ذکوریت و انوثیت استوار است و در گردونه منظم آن، هر موجودی رسالتی در جهت کمال متناسب خوبش و وظیفه ای در همسو شدن و هماهنگی با نظام هستی دارد. بر همین اساس، زوجیت، نقش تعیین کننده ای در رهنمون سازی طبیعت به سوی کمال مطلوب و موزون دارد، و تشکیل خانواده توسط انسان عالیترین وجهه ی این رسالت است. آنجا که زوجین با پیمان الهی بنای وحدت می گذارند و با ترکیب دو نقش به تأسیس یک واحد پویا می پردازند؛ قهرا قوام، سلامتی و آراستگی این واحد نیز،مرهون همدلی، همکاری و هماهنگی دو عنصر اصلی آن یعنی زن و مرد، در همه شئون می باشد.
اسلام برای تقویت و تشدید مبانی و جلوگیری از بروز هرگونه خلل و سستی در آن، دقیق ترین برنامه را در بستر تعیین اوامر و نواهی و تبشیر و تنذیر اخروی و بازدارنده هایی دنیوی مقرر فرموده تا از سیر صواب فاصله نگیرند و همواره بر اصول و انجام وظایف و رعایت حقوق یکدیگر پایدار بمانند.
حال با توجه به این مبانی و اصول ارزشی، ادامه ی کلام را در زمینه حقوق و وظایف متقابل زن و مرد و بیان موارد تخلف هر یک از زوجین ادامه می دهیم.
در معنای نشوز:
در اصطلاح شریعت، تخلف هر یک از زوجین نسبت به وظایف محوله که از سوی شارع تعیین گردیده، موجب نشوز و عصیان و نافرمانی است؛ و در کتابهای حقوقی ناشز به مردی گویند که حقوق ناشی از نکاح را که برای زوجه حاصل گردیده استیفا ننماید، پس با این اعتبار شرعی، می توان گفت که نشوز حقیقت شرعیه دارد، و به صورت معنای عرفی و یا لغوی آن در آیات و روایات استفاده نمی گردد.
صاحب جواهر در این زمینه می فرماید: «چه بسا از کتب لغت این گونه برمی آید که اسم نشوز لغتا بر معنای عرفی آن اطلاق می گردد، و نشوز زن عرفا بر موردی حمل می شود که نسبت به مرد عصیان نماید، و یا او را خشمگین سازد و نشوز مرد موقعی است که زن را مورد ضرب و شتم و جفا قرار دهد….» سپس او در تحلیل این معنا می فرماید: «وَ هو خلاف ما فی الشرع مِن کونه الامتناع من خصوص الحق الواجب علیه او علیها»
این معنای عرفی از نشوز، خلاف تعریفی است که در شرع می باشد، که آن امتناع از حقوق واجب الهی از سوی مرد یا زن است، لذا طبق این تعریف بی پروایی زن، شامل نشوز نمی گردد، اگر چه گناه محسوب می شود و مستحق تأدیب است و یا امتناع از خدمت شوهر و برآوردن نیازهای او در غیر امر زناشویی نشوز نیست زیرا برآورده ساختن این گونه امور جزء وظایف الزامی زن نیست.»(۷)
بنابراین، آنچه که طبق بعضی از روشهای عرفی، وظیفه ای را بر زن تعیین یا تحمیل می نماید، جزء وظایف او محسوب نمی شود. مثل: خدمت به همسر و فرزندان در انجام تمامی کارهای منزل؛ در این گونه امور اگر زن خدمتی انجام دهد، یا از باب همراهی و همکاری و مؤانست با شوهر است، و یا اینکه می تواند در مقابل انجام آنها تعیین مزد نماید، و این به علت موقعیتی است که اسلام برای مادر و همسر قایل است تا از هر گونه تعرض و فشار و ضرری مصون باشد.
چنانچه در سفارش امیرالمؤمنین در نهج البلاغه به فرزندشان آمده است که: «وَ لا تُمَلِّکِ المراهَ مِنْ اَمْرِها ماجاز نَفْسَها فَاِنَّ المَرْاهَ رَیْحانَهٌ وَ لَیْسَتْ بِقَهرِمانه»(۸) کاری را که در توانمندی زن نیست، بر او تحمیل مگردان، زنان چون گل بهاری هستند، نه پهلوان سخت کوش و پرتوان؛ لذا اسلام کارهای دشوار را از دوش زنان برداشته و در مقابل کارهای کلیدی تری را چون تربیت و تعلیم، تأمین سکونت و امنیت خانواده را به او واگذار کرده است، تا در رسالت مربی گری، مادری و همسری به خوبی نقش خود را ایفا نماید. از سوی دیگر حسن معاشرت با همسر را در سایه اصل مودت و رحمت بر زوجین واجب نموده، تا خانه و خانواده که محل نشو و نمای آدمی است، مهد صفا و آرامش باشد، لذا تخلف از حسن معاشرت و رفتار غیرمعروف برای زن و مرد، نشوز و عصیان محسوب می گردد.
اکنون جای این سؤال باقی است که چرا نگرشهای غلط و به خطا رفته ی بعضی از منتقدین و مغرضین، آنان را بدانجا رسانده که خشونت را به قوانین اسلام نسبت دهند، یا اینکه نظام حقوقی اسلام را عامل تبعیض ببینند. و این نکات ارزشمند و ارفاقاتی را که در نظام حقوقی زن در اسلام مطرح است نادیده انگارند.
تتبع در آیات قرآن کریم محققا وجدان سلیم بشری را وادار به این اعتراف می کند که در این کتاب حیات بخش و هدایت آفرین بیش از هر مکتب و نظام حقوقی توصیه و سفارش نسبت به رعایت حقوق زنان و مصونیت ایشان از مظالم و حفظ شخصیت و منزلت ایشان گردیده.
«نگاهی به سوره مجادله و دفاع از حقوق زن در خانواده»
گستره ی حقوقی زن در قرآن به گونه ای است که چهارده قرن قبل در دورانی که به رغم انقلاب عظیم و نهضت رسول اللّه صلی الله علیه و آله هنوز بقایای فرهنگ جاهلی در رفتار عده ای، مشهود و سایه سنتهای غلط بر زندگی آنان حاکم بود، سوره ای از قرآن کریم به نام مجادله در دفاع از حقوق زن و رفع بیدادگری و تظلم از او نازل می گردد، و غرامت و جریمه ی سنگینی را برای مردی که به خاطر غرور و خودخواهی حکم ظهار را بر همسر خود جاری می نماید، و با گفتار و رفتاری نادرست می خواهد او را از حقوق انسانی خویش محروم نماید، قرار می دهد.
در ابتدای سوره می فرماید: «قَدْ سَمِعَ اللّه قَوْلَ الَّتی تُجادِلُکَ وَ تَشْتَکی اِلی اللّه ِ وَ اللّه ُ یَسْمَعُ تَحاوُرَکُما اِنَّ اللّه سَمیعٌ بَصیر»(۹) خداوند سخنان آن زنی را که به علامت شکایت و دادخواهی به خدا و رسولش پناه آورده بود و از شوهر خویش شکایت داشت، شنید. سپس از باب تأکید می فرماید: «اِنَّ اللّه سمیع عَلیم» اشاره به اینکه چون خداوند مرجع تظلم بندگان است و سمیع و بصیر نسبت به آنهاست، هرگز در دشواریها بندگان را رها نمی سازد و در تمامی احوالات فریادرس ایشان است، و آنگاه که آهی از سینه مظلومی بیرون می آید، برای ملکوتیان سخت و دردناک است، و خداوند این تظلم را بدون دادخواهی نمی گذارد.
بر این اساس قرآن کریم، ظهار را که یکی از مصادیق ظلم به زن است، و یک نوع رفتار زشت جاهلی است مردود و مذموم می شمارد، و این نوع از طلاق را که مرد بدان توسل می جست، تا زن را در یک بلاتکلیفی و عسرت قرار دهد – نه آزاد می شد و نه حکم همسر را داشت – به عنوان گفتاری منکر و رفتاری زورمدارانه از سوی مرد معرفی می کند؛ و می فرماید: «اِنَّهم لِیقُولُونَ مُنْکَرا مِن القولِ و زورا»(۱۰) و این همسر آزاری و به تشویش کشاندن خانه و خانواده را برای مرد، زشت و منکر می شمارد، لذا بر این گفتار نادرست و رفتار جاهلی کفاره و غرامت سنگینی قرار می دهد و با بیان «تِلْکَ حُدُودُ اللّه »(۱۱) و یا «ذلِکُمْ تُوعَظُونَ بِهِ»(۱۲) آنان را به حفظ معاشرت و سلوکی عادلانه دعوت می نماید.
شأن نزول آیه بر اساس تفاسیر اینگونه بوده که همسر «اوس بن صامت» که از انصار و طایفه خزرج بود همسری تندخو و سریع التأثیر داشت، و در یک مشاجره که بین او و همسرش واقع شد، تصمیم به جدایی بواسطه حکم ظهار گرفت، و با گفتن «اَنْتَ عَلّی کَظَهْرِ اُمّی» تو نسبت به من مانند مادرم هستی، و با این روش می خواست همسر را در یک حالت بدِ روانی و قرین با نگرانی روحی قرار دهد، که در اینجا همسر به علامت دادخواهی به محکمه عدل و رحمت نبوی می آید، و از او چاره اندیشی می نماید، در اینجا آیات ابتدای سوره ی مجادله نازل می گردد، و در مقام هشدار به تمامی کسانی که بخواهند بر اساس مقاصد و هواهای نفسانی کانون گرم زندگی و امنیت و آرامش همسر و فرزندان را به مخاطره افکنند، از یک طرف آنان را متوجه عقوبت تلخ و دردناک اعمالشان می سازد، و از سویی با قرار دادن کفاره در صدد تربیت و اصلاح نفوس آنان بر می آید، تا اینگونه رفتارهای جاهلانه، زورمدارانه و غیر منطقی از خانه و خانواده رخت بربندد.
«مسؤولیت پذیری و ضوابط آن»
اسلام همانگونه که در واگذاری هر مسئولیتی، بر صلاحیت فکری و اخلاقی فرد مسئول تأکید دارد، در مسأله سپردن ریاست خانواده هم به مرد تأکیدات، تمهیدات و حتی تهدیداتی دارد، که او را بر صراط مستقیم و مرز عدالت قرار دهد. بنابراین اگر می فرماید: «الرجال قَوّامون علی النساء»(۱۳) و مردان را کارگزاران و قوام و کسانی که کمر همت بر امور خانواده بسته اند معرفی می نماید، در کنارش با دعوتهای لطیفی چون «کُونُوا قَوّامینَ بِالقِسطِ»(۱۴) و یا «عاشروهُنَّ بِالمعروف»(۱۵) و یا «لا تُضارُوّهُنَّ لِتُضَیّقوا عَلَیْهِنَّ»(۱۶) و یا «وَأتَمِرُوا بَیْنَکُمْ بِالمَعْرُوف»(۱۷) وَ «قُلْ اَمَرَ رَبّی بِالقِسْطِ»(۱۸) آنان را به بسط عدالت و معاشرت احسن و بر حذر بودن از هر گونه اِضرار و تعدی، فرا می خواند، و بر سازش بر اساس معروف، و رفتار شایسته نسبت به بندگان خدا که به سبب همسری و فرزندی در کفالت او هستند، تأکید و سفارش فراوان می نماید.
از آنجا که احکام، تابع مصالح و مفاسد است خدای حکیم بدون رعایت مصالح، امور خانواده را به مرد واگذار نمی کند، در تقسیم بندی وظایف پدر در کانون خانه و خانواده پیوسته در جایگاه نوعی قضاوت و شهادت است، بنابراین بیش از هر کس به رعایت عدالت و تقوی سزاوارتر می باشد.
و از سویی چون ریشه های عدالت اجتماعی در خانواده شکل می گیرد، والدین در ترسیم و تحکیم بنای عدالت بیشترین نقش را در نظام تربیتی دارند. و همچنین از مفاهیم بسیاری از آیات تأکید بر این دادگستری ملموس است. لذا مرد حق حاکمیت دارد ولی حق تحکّم ندارد، و در حاکمیت نه تنها بایستی رعایت عدالت نماید بلکه باید رعایت اصل «عفو» را به سبب «وَ اَنْ تَعْفُوا اَقْرَبُ للتّقوی»(۱۹) و اصل «فضل» را در روابط خانواده به واسطه «لا تَنْسُوا الفَضْلَ بَیْنَکُمْ»(۲۰) پیوسته مورد توجه و نظر داشته باشد، که این همان تأکید بر اخلاق و تلطیف در حقوق است.
«صیانت و حمایت متقابل در قوانین خانواده»
چه زیبا و لطیف قرآن می فرماید که در نظام همسرداری لازم است رعایت «هُنَّ لباسَ لَکُمْ وَ اَنْتُم لِباسٌ لَهُن»(۲۱) بر اساس حفظ احترام متقابل و توجه به کرامت انسانی از سوی زوجین بشود. و هر دو در جهت حفظ و حمایت از هم بکوشند، در این محدوده ریاست، از قبیل رابطه ی رئیس و مرئوس نیست بلکه هر چه هست گستره چتر مودت و رحمت و حفاظت و هدایت است، و همانگونه که لباس پوششی است بر عیوب و اسرار، زن و مرد هم نسبت به یکدیگر، شایسته است که اینگونه باشند.
شأن دیگر لباس محافظت از سرما و گرما است، این دو هم در فراز و نشیبهای زندگی و در گرمی و سردی حوادث روزگار باید حامی یکدیگر بوده؛ و از خودنگری و منافع شخصی بپرهیزند، و همچون لباس و پوششی گرانقدر و ارزشمند موجب زینت یکدیگر باشند.
اکنون با توجه به این نکات دقیق و رموزی که مورد توجه اسلام نسبت به مسایل خانواده است، آیا جایی برای تبلیغات مدعیان حمایت از حقوق بشر و راهزنان فکر و فرهنگ جوامع اسلامی باقی می ماند که از اسلام به عنوان دینی تبعیض گر یاد کنند و یا قوانین آن را موجب خشونت بدانند؟ و آیا نظامهای قانونمند ساخته و پرداخته دست بشر توانسته است به خانواده با این دقت و ظرافت سر و سرمان بخشد یا خیر؟
اخبار و گزارشات در این زمینه نشان از ناکارآمدی آنها دارد:
بنابر گزارش واشنتگتن پست / چهارم آگوست ۱۹۹۵ میلادی «سالانه سه تا چهار میلیون نفر از زنان آمریکایی در کانون خانوادگیشان مورد ضرب و جرح قرار می گیرند، و در ۴۴ درصد از مواردی که زنان در این کشور به قتل می رسند قاتل همسر یا معشوقه آنهاست.»
در گزارش دیگر از اشترن آلمان ۲۴ نوامبر / ۱۹۹۴ اینگونه آمده: «در هیچ کجای آلمان مثل درون چهاردیواری خانه کسی را خفه نمی کنند، نمی زنند، و یا با چاقو بدنش را سوراخ سوراخ نمی کنند. گذراندن یک شب در جمع خانواده اغلب خطرناکتر از گشت زدن در محلهای خطرناک و فاسد فرانکفورت و هامبورگ است.» تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.
نشوز و تخلف زوجین در قرآن:
عمده ترین آیاتی که مورد استناد فقها در این زمینه قرار گرفته و تصریح دارد آیات ۳۴ و ۱۲۸ سوره نساء است که ما در این بخش ابتدا به بحث از نشوز زوج و موارد تخلف از وظایف و حکم و در خاتمه به ضمانت اجرایی آن در قانون می پردازیم.
«وَ اِنْ امرأهٌ خافَتْ مِنْ بَعلِها نُشُوزا اَوْ اِعراضا فَلا جناحَ عَلَیْهِما اَن یُصْلِحا بَیْنَهُما صُلْحا وَ الصْلُحُ خَیْرٌ وَ اُحْضِرَتِ الأنْفُسُ الشُحَّ وَ اِن تُحْسِنوا و تَتَّقوا فَاِن للّه َ کانَ بِما تَعْمَلُونَ خبیرا»(۲۲)
«هرگاه زنی در اثر طغیان و نافرمانی شوهر، و یا بی رغبتی و اعراض او را نسبت به خود احساس نمود، مانعی ندارد که طرفین بین خود نسبت به پاره ای از حقوق صلح برقرار نمایند، و به خاطر مصالح خانواده و رجحان آن بر مصالح شخصی از بر آشفتن و بر هم زدن کانون خانه جلوگیری نمایند، که حاکمیت اصل صلح بر فضای خانه افضل و بهتر است. اگر چه در این گونه موارد بخل نفس و حبّ ذات و مصالح شخصیه مانع از نگرش صحیح نسبت به مصالح خانواده می شود، و شما ای بندگان حق اگر در مرامتان احسان و گذشت و تقوی را پایه عمل و رفتار خویش قرار دهید، پس خدای مهربان – کار شما را بدون پاداش نمی گذارد و – از آنچه انجام می دهید آگاه است.»
«ارزیابی نکات عمده در آیه مربوط به نشوز مرد»
در هر کلمه از این آیه روح کمال گرایی و مصلحت اندیشی، چون دیگر قوانین اسلامی، کاملاً مشهود است و احترام به شخصیت انسانی و رعایت حقوق متقابل و بنای روابط بر اساس موازین اخلاقی و انسانی به خوبی آشکار و ما در اینجا بعضی از مواردی را که آیه بدان اشاره دارد ذکر می کنیم.
۱- حکم نشوز فقط از برای زن نیست و در صورت تخلف مرد، زن نیز می تواند مطابق با قوانین سازنده اسلام او را به اصلاح و قانونگرایی و حق پذیری دعوت کند و وادار نماید.
۲- قبل از اینکه برخوردهای سرد و بی روح و تخلفات زوج یا زوجه، کیان خانواده را به خطر افکند هر یک از زوجین باید در صدد اصلاح ساختار خانواده برآیند و جلوی از هم پاشیدن و گسستن آن را بگیرند. لذا هم در آیه مربوط به نشوز مرد و هم نشوز زن لفظ «خوف» آمده و می فرماید: «وَاللاتی تَخافُونَ نُشُوزَهنَّ» زنانی که خوف نشوز و عصیان بر آنان می برید، و یا می فرماید: «و اِن اِمرأهٌ خافَت مَن بَعْلِها نشوزا …» اشاره به اینکه به محض احساس دلسردی و تخلف از سوی زن یا مرد نسبت به دیگری، باید درصدد علاج برآمد و قبل از تشدید به اصطلاح آن پرداخت.
۳- گاه نافرمانی و عدم رعایت حقوق زن از سوی مرد موجب بروز مشکل در روابط خانواده می شود، و گاهی اعراض و بی اعتنایی نسبت به رسالتی که در برقراری مودت و رحمت و مصاحبت و مجالست همسر و یا به عنوان پدر خانواده دارد، موجب اختلال در نظام خانواده می شود، که هر دو مورد را آیه نظر دارد، و در صدد اصلاح و صلح برمی آید.
۴- حقوق متقابلی را که اسلام برای زوجین جهت اصلاح ساختار خانواده تعیین نموده، جنبه «حق» دارد نه «حکم»، بنابراین طرفین می توانند در موارد اختلاف بر حسب موقعیت بوجود آمده از بعضی از حقوق خود چشم پوشی کنند، و در مصالحه بین خود، عوض صلح را «اسقاط حق» قرار دهند، و یا یکی به نفع دیگری در این مصالحه عمل نماید.
۵- در هنگام بروز کشمکش و اختلاف، رعایت اصل صلح و برقراری صفا و دوستی با طبع سلیم انسان سازگارتر و نسبت به دوام و قوام خانواده اولی تر است.
۶- منشأ بسیاری از مصائب و مشکلات بشر، بخل ورزی و منفعت طلبی های فردی است، لذا اسلام در مسایل اجتماعی اعم از خانواده و یا جامعه، اولویت را به مصالح عامه می دهد، و در تزاحم بین منفعت و مصلحت شخص، با مصالح خانواده و یا اجتماع، بر رعایت مصلحت جمعی تأکید فراوان دارد نه اینکه فقط رعایت منافع مرد به تنهایی شود و یا برعکس.
۷- گرایش به احسان و رعایت تقوی برای حفظ ارکان خانواده و استحکام آن و پرهیز از بی عدالتی و خودمحوری، از عمده ترین اصولی است که در زندگی زناشویی بایستی مورد توجه طرفین باید قرار گیرد. اگر چه مفسرین، مخاطب آیه را مردان قلمداد کرده اند.
«تبصره ای اخلاقی در آیه»
مرحوم علامه طباطبایی می فرماید: «واِنْ تُحْسِنُوا وَ تَتَقُوا فَاِنَّ اللّه َ کانَ بِما تعمَلُونَ خبیرا» «این موعظه ای است برای مردان که از راه احسان و تقوی پا فراتر نگذارند و در معاشرت ظلم نکنند و متذکر می شود که خداوند از هر کاری که می کنند، با خبر است و اگر چه زنان می توانند [در صلح [از حق خود بگذرند ولی مردها نباید ایشان را مجبور کنند که آنان حقوق خود را لغو نمایند.»(۲۳)
«دیدگاه فقه در زمینه نشوز مرد»
صاحب کتاب ارزشمند جواهر الکلام در زمینه نشوز زوج با استفاده از آیه، اینگونه می فرماید: «و امّا اذا ظَهَرَ مِنَ الزّوج النشوز بمنع حقوقها الواجبه مِن قَسْم و نفقهٍ وَ نحوها فلها المطالبه بها وَعَظَها اِیّاه، و اِلّا رَفَعَتْ اَمْرَها اِلَی الحاکم، و کان للحاکم اِلزامُهُ بها و لَیْسَ لَها هجرهُ و لاضربه»(۲۴) «و اما زمانی که نشوز از زوج ظاهر شود، به واسطه منع نمودن حقوق واجب همسر از حق قَسم و بیتوته نزد همسر و یا نفقه و مانند اینها، پس در اینجا با زن است که این حقوق را مطالبه نماید و نیز – از باب امر به معروف – شوهر را نسبت به ادای حقوقش موعظه نماید؛ و اگر تمرد کرد رجوع به حاکم نماید و احقاق حق کند، و حاکم باید شوهر را به ادای حقوق ملزم نماید، امازن نباید او را ترک کند، و نه اقدام به ضرب نماید.»
در ادامه این مطلب می فرماید: «نعم اِن عرف الحاکم ذلک باطلاع او اِقرار او شهود مطلعین علیهما نهاه عن فعل ما یحرم و أمره بفعل ما یحب فان نفع و الّا غزّره بمایراه، و له ایضا الانفاق من ماله مع امتناعه من ذلک و لو ببیع عقاره اِذا توقف علیه» «بلکه اگر حاکم بواسطه اطلاع یا اقرار زوج یا شاهدانی که اطلاع از وضعیت این زن و شوهر دارند، بداند که مرد از حقوق زن امتناع ورزیده، او را نهی می کند، و امر به وظیفه اش می نماید، و اگر باز هم امتناع کرد او را بر حسب استحقاق تعزیر می کند. اگر مرد نسبت به این وظیفه امتناع بورزد حاکم بایستی از مال مرد نفقه زن را بدهد و اگر چه پرداختن نفقه متوقف بر فروش زمین و خانه باشد.»
سپس مرحوم صاحب جواهر می فرماید: «اما اگر مرد دچار اعراض باشد به این صورت که نه از حقوق واجب امتناع ورزد، و نه فعل حرام انجام دهد، بلکه تنها به سبب پیری یا بیماری زن از مصاحبت با او اعرا
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
فایل پاورپوینت کامل همه محزون شدیم!
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.