تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل گفتمان اسلام سیاسی در انقلاب اسلامی ایران – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل گفتمان اسلام سیاسی در انقلاب اسلامی ایران شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل گفتمان اسلام سیاسی در انقلاب اسلامی ایران:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل گفتمان اسلام سیاسی در انقلاب اسلامی ایران به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل گفتمان اسلام سیاسی در انقلاب اسلامی ایران به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل گفتمان اسلام سیاسی در انقلاب اسلامی ایران با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل گفتمان اسلام سیاسی در انقلاب اسلامی ایران با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل گفتمان اسلام سیاسی در انقلاب اسلامی ایران با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل گفتمان اسلام سیاسی در انقلاب اسلامی ایران را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل گفتمان اسلام سیاسی در انقلاب اسلامی ایران :

مقدمه

اسلام سیاسی از مهم ترین جریان های اسلامی در جوامع اسلامی به شمار می آید، ولی به جز در ایران پس از انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷، اسلام گرایان نتوانسته اند حکومتی قدرت مند و مبتنی بر آموزه های اسلام سیاسی بنا کنند. اسلام سیاسی در ایران بر مذهب شیعه به عنوان دال برتر هویت ایرانی و سامان دهنده اصلی حیات سیاسی و اجتماعی جامعه تأکید می کند. اسلام سیاسی به آن دسته از جریان های اسلامی گفته می شود که اسلام را دینی، سیاسی می داند؛ و به ضرورت تأسیس حکومت اسلامی باور دارند (فوزی، ۱۳۸۸: ۶۲). اصطلاح اسلام سیاسی، اصطلاحی جدید است که در برابر اسلام سنتی پدید آمده است و بیشتر برای توصیف آن دسته از جریان های سیاسی اسلام به کار می رود که خواستار ایجاد حکومتی بر مبنای اصول اسلامی هستند. بنابراین اسلام سیاسی را می توان گفتمانی به حساب آورد که گرد مفهوم مرکزی حکومت اسلامی نظم یافته است (سعید، ۱۳۷۹: ۲۰).

اسلام سیاسی در ایران شامل گفتمان های مختلفی می شده که پس از انقلاب اسلامی ایران در زمینه دو محور ارزشی جمهوریت و اسلامیت ونیز در زمینه ایده های سه گفتمان اسلام سیاسی روشنفکر لیبرال، چپ و اسلام سیاسی فقاهتی در مقابل یکدیگر قرار گرفتند.

براساس آنچه گفته شد، پرسش اصلی فراروی این پژوهش عبارت از این است که :

گفتمان اسلام سیاسی درانقلاب اسلامی ایران چگونه بوده است؟ برای این که به پرسش بتوان پاسخ داد، سئوال های فرعی زیر مطرح می شود:

۱. فایل پاورپوینت کامل گفتمان اسلام سیاسی در انقلاب اسلامی ایران بر چه مبنایی تأکید داشتند؟

۲. فایل پاورپوینت کامل گفتمان اسلام سیاسی در انقلاب اسلامی ایران از چه ایده هایی برخوردار بوده اند؟

۳. چه حوادثی منجر به پیدایش چپ و راست در اسلام سیاسی فقاهتی شده است؟

پرسش های فوق را می توان با این فرضیه دنبال کرد که: گفتمان اسلام سیاسی فقاهتی با توجه به ایده ها و محتوای آن، تنها گفتمان قابل ارائه در انقلاب اسلامی ایران است و رویدادهای تأثیرگذار بر آن هر چند منجر به انشعاب های درونی آن شده اند، اما همچنان در انقلاب اسلامی ایران فقط می توان از این گفتمان دفاع کرد.

فایل پاورپوینت کامل گفتمان اسلام سیاسی در انقلاب اسلامی ایران در هر سه انشعاب ، دارای مبانی مشترکی هستند. این مبانی را می توان چنین برشمرد:

۱. فراگیری دین اسلام و جدا ناپذیری دین از سیاست

اسلام سیاسی به آن دسته از جریان های اسلامی گفته می شود که اسلام را دینی، سیاسی – اجتماعی معرفی می کند( فوزی، ۱۳۸۸، ۶۲). و بر تفکیک ناپذیری دین و سیاست تأکید کرده و مدعی است اسلام از نظریه ای جامع درباره دولت و سیاست برخوردار است و به دلیل تکیه بر وحی از دیگر نظریه های سیاسی متکی بر خرد انسانی، برتر است (حسینی زاده، ۱۳۸۵: ۱۷). در واقع هدف نهایی اسلام سیاسی، بازسازی جامعه بر اساس اصول اسلامی است و در این راه به دست آوردن قدرت سیاسی ، مقدمه ای ضروری تلقی می شود (دارابی، ۱۳۸۸: ۳۵).

۲. تشکیل دولت مدرن اسلامی

اسلام سیاسی بر این «ایده» پای می فشارد که اسلام دارای نظریه ای جامع درباره دولت و سیاست است. از این رو از مفهوم ها و تعبیرهای اسلامی برای تبیین و توضیح وضعیت موجود جامعه های اسلامی استفاده می کنند و بازگشت به اسلام را برای درمان آسیب ها و بحران های جامعه معاصر خواستارند. اسلام سیاسی تشکیل حکومت اسلام را مقدمه ای ضروری برای ایجاد جامعه ای سراسر اسلامی تلقی می کند و چنین حکومتی را مناسب ترین شکل حکومت در جامعه های مسلمان دانسته و آن را از تمامی مفاسد و نواقص حکومت های موجود برکنار می بیند. اسلام سیاسی در پی ایجاد نوعی جامعمدرن است که در کنار بهره گیری از دستاوردهای مثبت تمدن غرب از آسیب های آن به دور باشد (حسینی زاده، ۱۳۸۵: ۱۸).

اسلام سیاسی بر خلاف بنیادگرایان و سنت گرایان، مدرنیته را به طور کامل نفی نمی کند بلکه می کوشند تا اسلام را با جامعه مدرن سازگار نشان دهد. البته اینان جنبه های سکولار تمدن غرب را نفی کرده و مشکلات جامعه های معاصر را به دوری از دین و معنویت نسبت داده و راه رهایی از آنها را توسل به ارزش های دینی و بازگشت به اسلام می دانند (حسینی زاده، ۱۳۸۵: ۱۸).

۳. غرب عامل عقب ماندگی مسلمانان

اسلام گرایان عقب ماندگی سیاسی مسلمانان را زاییده استعمار جدید غرب می دانند و به این وسیله با دست گذاشتن بر حساسیت های امت اسلام، می خواهند به عقب ماندگی مسلمانان پاسخ گویند (الیویه، ۱۳۷۸: ۲۳). اسلام سیاسی در ایران با توجه به مبانی فوق در سه گفتمان پس از انقلاب اسلامی قابل بررسی است که در گفتار زیر به آن می پردازیم.

۳. ۱. اسلام سیاسی روشنفکری لیبرال

تلفیق دین – اسلام یک دین سیاسی است – با دمکراسی، تأکید بر شورا، قانون و آزادی سیاسی، مهم ترین «ایده» این روند گفتمانی به شمار می آید (بشیریه، ۱۳۸۲: ۳۲). این جریان با تأکید بر آزادی و دمکراسی و با تفسیر لیبرال از متون شیعی، به دنبال یاری گرفتن از مذهب در رویارویی با استبداد کهن ایرانی، و ایجاد حکومتی دموکراتیک مبتنی بر فرهنگ و ارزش های اسلامی است.

نهضت آزادی و حزب جمهوری خلق مسلمان ، را می توان دو حزب اصلی این گفتمان دانست. این گفتمان به حکم امام خمینی (ره)، دولت موقت را در اختیار داشت و تبعیت از امام وموفقیت این دولت می توانست به افزایش محبوبیت مردمی این گفتمان کمک کند؛ ولی «رویداد»های پی در پی و ناکامی های دولت موقت و تشدید جو انقلابی و آمریکا ستیزی در ماه های پس از انقلاب، جامعه ایران را از دولت و گفتمان اسلام گرای لیبرال دور کرد. حزب جمهوری خلق مسلمان نیز، که در رقابت با حزب جمهوری اسلامی و با رهبری معنوی آیت الله سید کاظم شریعتمداری شکل گرفته بود، به رغم موفقیت های اولیه در نواحی آذری نشین نتوانست در برابر محبوبیت گسترده امام و اختلاف های داخلی مقاومت کند و سرانجام پس از درگیری های فراوان منحل شد (بشیریه، ۱۳۸۲: ۳۲).

اسلام گرایان روشنفکری در ابتدای انقلاب اسلامی ایران به جمهوری دموکراتیک اسلامی تمایل داشتند. پس از اصرار و پافشاری امام برخی از شخصیت های برجسته جبهه ملی، از جمله کریم سنجابی ، علی اصغر حاج سید جوادی و داریوش فروهر، جمهوری اسلامی را پذیرفتند و اعلام کردند به آن رای می دهند ولی به قید اسلامی علاقه ای نداشتند.

با این حال برخی از ملی گرایان، مانند عبد الکریم لاهیجی، آشکار ا از عدم امکان آشتی بین اسلام و جمهوری سخن می گفتند (بازرگان، ۱۳۴۲، ۳۱). در طرح جمهوری دموکراتیک اسلامی از سوی اسلام گرایان روشنفکر، بیشتر عنوان دمکراتیک مورد تأکید بود (بازرگان، ۱۳۷۷، ج ۲، ۸۱).

با این حال تا قبل از دهه ۷۰ اسلام سیاسی روشنفکری، اسلام را به عنوان یک ایدئولوژی الهی در نظر می گرفت (بازرگان، ۱۳۴۲: ۳۱). ایدئولوژی که حاوی هدف، مکتب برنامه و نوعی معیار فکری حاکم بر اعمال اجتماعی است (بازرگان، ۱۳۷۸، ج ۸: ۲۳۶). بازرگان به عنوان مهم ترین نظریه پرداز اسلام سیاسی لیبرال بیان می کند: «حکومت از خود اصالت واختیار نداشته و مامور اجرای احکام و اوامر الهی از یک طرف و نماینده مردم در مباشرت امور و اموال آنها از طرف دیگر می باشد و مادام که این دو وظیفه را درست انجام دهد اطاعت از او واجب است و اگر سرپیچی کند تقویت وطاعت او و حتی گاه سکوت در مقابل او، معصیت به شمار می رود.» (بازرگان، ۱۳۷۸، ج ۸: ۳۰۲). از این رو بازرگان ادامه می دهد«در اسلام وجود حکومت و دخالت در سیاست واجب و حتی مقدم بر نماز و روزه، شمرده و ارتباط صمیمانه بین حکومت و مردم و سخت گیری نسبت به وظایف حکومت در زمینه اجرای عدالت و سنت و احقاق حقوق و اداره امور و صلاحیت و تقوا از مهم ترین خواسته های اسلام در امر حکومت است.» (بازرگان، ۱۳۷۸، ج ۸: ۳۰۶).

آنچه در سال های پایانی دهه ۷۰ جلب توجه می کند، بازگشت اسلام سیاسی روشنفکر با چهره ای دیگر است. سخنرانی مهدی بازرگان در سال ۱۳۷۲ که با عنوان « آخرت ، خدا، هدف بعثت انبیاء» ایراد شد، نقطه عطفی در این گفتمان به شمار می آید. بازرگان در متن سخنرانی و مقاله ای که بر اساس آن نوشته شد، آخرت و خدا را هدف انحصاری بعثت تلقی کرده است ( بازرگان، ۱۳۷۷: ۷۵ و ۸۹). او در این سخنرانی با باز سازی اندیشه های خود، اندیشه دین برای دنیا را نفی کرد و اشتیاق به دموکراسی را با نوگرایی دینی پیوند زد و زمینه های جذب سکولاریسم دینی را در گفتمان نوگرایان دینی فراهم آورد. از این منظر پذیرش حکومت از سوی پیامبر یک امر استثنایی بوده است. و اگر در عصر غیبت، حکومت دینی به دست مؤمنان تشکیل شد، نباید در دین و ایمان مردم دخالت نماید (بازرگان، ۱۳۷۷: ۸۸).

این نگرش ولایت فقیه را، به عنوان یک اصل قانون اساسی می پذیرد اما در تئوری و نظر آن را رد می کند. آنها استدلال می کنند که لفظ التزام عملی در قانون اساسی مد نظر است نه التزام نظری در غیر این صورت بسیاری از شهروندان ایرانی به ویژه اقلیت های مذهبی را شامل نمی شود (یوسفی اسکندری، ۱۳۷۳: ۳۲). اسلام سیاسی روشنفکر در مرامنامه خود می نویسد: «ما نه اعتقاد داریم و نه قبول می کنیم که ولی فقیه را خداوند برگزیده و او خلیفه خدا است. بلکه ما می گوئیم در قانون اساسی، ارگانی به نام رهبری وجود دارد و رهبر از سوی مجلس خبرگان که اعضای آن از سوی مردم انتخاب می شوند برگزیده می شود و اختیارات ولی فقیه در قانون اساسی، مشخص شده است»( الحیات، ۱ / ۵ / ۷۹).

۳. ۲. اسلام سیاسی چپ

اسلام سیاسی چپ، به نوعی حکومت اسلامی اعتقاد دارد که سیاست های سوسیال دمکراتیک را در پیش بگیرد (نخشب، ۱۳۸۱: ۱۷۷). از این منظر در حکومت اسلامی، رهبری دارای اهمیتی بنیادین است و انسانی مافوق به شمار می آید که از شایستگی هوایت جامعه بشری برای نیل به کمال برخوردار بوده و پیروی از او ضروری دانسته می شود (نکوروح، ۱۳۷۷: ۶۶۰.). این گفتمان، دمکراسی اصیل را اجرای شورا و حق حاکمیت مردم می داند (نکوروح، ۱۳۷۷: ۲۲۴). از این منظر بسیاری از کشورها دمکراسی را فقط برای اعمال نفوذ بر مردم تعریف می کنند و این دموکراسی، دموکراسی فریبنده است (نخشب ، ۱۳۳۱: ۱۸۳).

تأثیرپذیری از مارکسیسم، به گفتمان اسلام سیاسی چپ جنبه ای رادیکال، برابر طلب، ضد سرمایه داری و ضد لیبرالیستی داد. ضدیت با آمریکا به عنوان نماد اصلی سرمایه داری برجسته بود. همچنین به نظر می رسد بی اعتنایی به دمکراسی و اصالت دادن به رهبری در این گفتمان نیز متأثر از مارکسیسم روسی باشد (حسینی زاده، ۱۳۸۵: ۲۲۳).

اسلام سیاسی چپ را بیشتر با نهضت خداپرستان سوسیالیست به رهبری محمد نخشب و«سازمان مجاهدین خلق اولیه» می شناسند. نهضت خداپرستان سوسیالیست در اواخر دوره رضاشاه به صورت پنهانی فعالیت خود را آغاز کرد و پس از سقوط رضا شاه به رهبری «محمد نخشب» فعالیت خود را علنی نمودند. علی رغم انشقاق هایی که در این جریان به وجود آمد تا سال ۱۳۵۵ که نخشب وفات یافت، ادامه پیدا کرد.

از مهم ترین نماینده این جریان می توان به چهار نام اشاره داشت. ابوالقاسم شکیب نیا، که مباحث و مکاتب اقتصادی به ویژه اندیشه مارکسی و دیگر متفکران سوسیالیست را مطرح می کرد، مهندس جلال الدین آشتیانی که مکاتب فلسفی و مبانی فلسفی اسلام را توضیح می داد و کاظم یزدی که مباحث فقهی و کلامی را مطرح می کرد. و خود نخشب هم که دیدگاه های خود را در مورد سوسیالیسم مبتنی بر خداپرستی بیان و در جزوات مختلفی منتشر می ساخت ( مرتضی، ۱۳۸۳: ۲۳). نخشب بر این باور بود که دمکراسی، فاقد سوسیالیسم و سوسیالیسم فاقد دمکراسی، نمی توانند نه خصوصیات دمکراسی و نه مزایا و محسنات سوسیالیسم را داشته باشند (نخشب، ۱۳۸۱: ۳۴۱). از این زاویه نخشب به دمکراسی غربی و سوسیالیسم مسکو می تازد. و معتقد بود دمکراسی غربی، دمکراسی پولی است یعنی هر کس پول دارد از آزادی های دمکراسی غربی برخوردار است و هر کس فاقد پول است آزاد است که بار تحقیر را به دوش کشد (نخشب، ۱۳۸۱: ۳۴۰).

نخشب در مقابل دمکراسی غربی و سوسیالیسم مسکو راه سومی را انتخاب کرد و بیان می نمود اگر دمکراسی غربی را تز و سوسیالیسم مسکو را آنتی تز آن بدانیم به طور قطع آینده دنیا، سنتزی خواهد بود که بر اساس طرز تفکری که احیاء کننده ارزش های انسانی باشد و دمکراسی و سوسیالیسم را برای توده های بشری تأمین نماید، استوار است (نخشب، ۱۳۸۱: ۳۴۱). در حقیقت، سوسیال دمکراسی او مبنی بر افکار حق طلبانه و عدالت خواهانه و رشد فکری و اخلاقی اجتماع سوسیال است (نخشب، ۱۳۸۱: ۲۹۴). خداپرستی ضلع سوم سوسیال دموکراسی اوست.

شعبه مشهد این جریان (خداپرستان سوسیالیست) توسط دکتر شریعتی و کاظم سامی تشکیل شد (جعفریان ، ۱۳۸۳: ۹۱). بر این اساس سازمان مجاهدین خلق ایران ، جنبش انقلابی مردم ایران ( جاما) در سال ۵۷ به رهبری کاظم سامی، جنبش مسلمانان مبارز به رهبری حبیب الله پیمان ، سازمان اسلامی شورا را می توان از حزب ها و سازمان های این گفتمان دانست.

به جز سازمان مجاهدین خلق که پس از انقلاب به بازسازی خود پرداخت و اعضای جدیدی را جذب کرد، بقیه این گروه ها کوچک و محدود بودند و نتوانستند در جامعه انقلابی آن روزگار نفوذ چندانی به دست آوردند. سازمان مجاهدین نیز، که گویا خاطره مارکسیست شدن رهبران آن در سال ۵۴ هنوز از یادها نرفته بود، نتوانست اعتماد جامعه مذهبی ایران را جلب کند.

با این حال باید شریعتی را در دهه ۳۰ از تأثیرگذارترین و مهم ترین نظریه پردازان اسلام سیاسی چپ دانست. وی از یک سو علاقه زیادی یه اسلام سیاسی داشت ؛ و می کوشید تا اسلام را به عنوان یک ایدئولوژی جامع و انقلابی معرفی کند و برتری های آن را نسبت به ایدئولوژی هایی نظیر مارکسیسم و لیبرالیسم بیان کند (شریعتی، ج اول: ۲۹).

از سوی دیگر شریعتی اسلام سیاسی چپ را مورد تأکید قرار می داد. وی در مقاله ای در روزنامه خراسان در سال ۱۳۳۴ نوشت که اسلام به لحاظ فکری، حد واسط ماتریالیسم و ایدئالیسم و به لحاظ سیاسی حد واسط کمونیسم و کاپیتالیسم است (رهنما، ۱۳۸۰: ۹۸).

علایق شریعتی در دهه ۳۰ به جنبش خداپرستان سوسیالیست، سبب شد تا وی به ترجمه کتاب «جوده السعاده» درباره ابوذر غفاری بپردازد. کتابی که از ابوذر شخصیتی سوسیالیست ارائه کرده بود. شریعتی نام کتاب را «ابوذر خداپرست سوسیالیست» گذاشت که نشانگر گرایش فکری او در این دوره است ( جعفریان ، ۱۳۸۳: ۹۲)و این علاقه را تا پایان حفظ کرد. وی سوسیالیسم توام با ایمان دینی را بعنوان یک فلسفه زندگی ستایش و از بسیاری مفاهیم مارکسیستی استفاده کرد و آنها را پذیرفت. شریعتی از مارکسیسم مفاهیم و دال های نکوهش سرمایه داری، استبداد، استعمار، امپریالیسم و نژادپرستی، دیالکتیک ، منازعه طبقاتی، جبر تاریخ، زیربنا و روبنا، طبقه ، حزب، نقش روشنفکر، انقلاب به شیوه مارکسیستی، از خود بیگانگی و. را آموخت و سعی در اسلامی کردن این مفاهیم کرد به عبارتی از این مفاهیم در بازسازی مفاهیم اسلامی سنتی استفاده کرد؛ به طور مثال دیالکتیک که از دال های کلیدی در گفتمان مارکسیسم است. این مفهوم، از دال های اصلی گفتمان اسلام سیاسی شریعتی نیز بود. شریعتی، دیالکتیک را ویژگی موجود در اسلام بر می شمرد. تفکر شریعتی با دیالکتیک شکل گرفته است، برای مثال وی به وفور اصلاح تضاد طبقاتی را بکار برد و با الهام از داستان هابیل و قابیل، هابیل را نماینده طبقه مستضعف و محکوم جامعه و قابیل را نماینده طبقه حاکم و مالک در جامعه دانست. به عقیده شریعتی در طول تاریخ دو طبقه بیشتر وجود نداشته است: مستضعفان قربانی استعمار و ظالمان استثمارگر (رهنما، ۱۳۸۰: ۴۱۷). البته وی تشیع را به عنوان اسلام طبقه محکوم ستایش می کند و آن را روبنایی نمی داند. وی همچنین با تفسیری مارکسیستی از مفهوم قسط، آن را مربوط به سهمی بر می شمرد که هر فرد از جامعه دارد و برای رسیدن به آن باید زیربنای اقتصادی جامعه را تغییر داد. بسیاری از شاگردان شریعتی، پس از درگذشت وی و در جریان انقلاب، به پیروان امام خمینی (ره) پیوستند و مفاهیم و اندیشه های او را در نیز به گفتمان اسلام سیاسی فقاهتی وارد نمودند که در گفتار بعد به آن می پردازیم.

۳. ۳. اسلام سیاسی فقاهتی

گفتمان اسلام سیاسی فقاهتی مبتنی بر «ایده ها» و اندیشه های امام خمینی و بر ولایت فقیه، فقه و روحانیت به عنوان مفسر اصلی شریعت تأکید می کند. نظارت بر مطبوعات نیز از نشانه ها و «ایده های» دیگر این گفتمان بود. نقطه عزیمت این گفتمان در همه شاخص ها، آموزه های فقهی است. براین اساس این گفتمان ، آزادی را تنها در چارچوب احکام فقهی و قانون های شریعت معنا می کرد و آزادی لیبرال و غرب را بی بند و باری و هرج و مرج می دید و با آن میانه ای نداشت. از این رو می توان گفت در عمل برای نظارت و کنترل، بهایی بسیار قایل بود. به همین دلیل از نخستین ماه های پس از انقلاب طرفداران اسلام فقاهتی بر لزوم کنترل مطبوعات و نظارت کارشناسان دینی بر کار آنها تأکید می کردند.

حزب جمهوری اسلامی، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، جامعه روحانیت مبارز تهران، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، جمعیت موتلفه اسلامی وحزب توحید، از تشکل های معروف این گفتمان بودند. در کنار این ها تشکل های مردمی خودجوشی وجود داشت که بیشتر در قالب هیأت های مذهبی از وفاداران به این گفتمان به شمار می آمد.

اسلام سیاسی فقاهتی با توجه به نشانه ها، ایده ها و محتوای این گفتمان، به عنوان یک گفتمان غالب، پس از انقلاب اسلامی ایران در حال شکل گیری بود. منتهی «رویداد»هایی برتثبیت این گفتمان تأثیرگذار بود. رویدادهایی از قبیل تعیین نوع نظام سیاسی بر اساس جمهوری اسلامی، عامل مهمی در موفقیت اسلام فقاهتی در تثبیت محتوای خود و طرد گفتمان های دیگر بود (میر سلیم، ۱۳۸۴: ۱۴۴). فرایند گفتمان طرد و مقاومت، تا پاییز سال ۱۳۶۰، با رویداد اشغال سفارت آمریکا- استعفای دولت موقت و حاشیه رفتن اسلام سیاسی لیبرال – انقلاب فرهنگی – تعطیلی دانشگاه ها و شروع انقلاب فرهنگی در بهار سال ۵۹، شروع جنگ، اعلان جنگ مسلحانه از سوی سازمان مجاهدین خلق (۳۰ خرداد ۶۰)، و عزل بنی صدر، ادامه پیدا کرد (میر سلیم، ۱۳۸۴: ۱۴۴). با رویداد اعلان جنگ مسلحانه از سوی گروه های مارکسیستی، ارتباط جاسوسی حزب توده با «کا. گ. ب» شوروی، و دستگیری کیانوری و دیگر رهبران حزب توده و فدائیان که در تدارکات فرار بودند (بهمن ۶۱)، گفتمان مارکسیستی نیز از میدان منازعه گفتمانی ایران خارج شدند (طبری، ۱۳۶۶، ۷۰). با انحلال حزب توده آخرین حلقه تثبیت گفتمان اسلام سیاسی فقاهتی تکمیل شد. اما پس از مدتی اسلام سیاسی فقاهتی به دو جناح بزرگ چپ و راست تقسیم شد.

در خصوص ریشه یابی این مسئله پس از پیروزی انقلاب اسلامی باید گفت تا پیش از برکناری بنی صدر از ریاست جمهوری اسلامی ایران در تاریخ اول تیر ۱۳۶۰ جناح های سیاسی در نظام جمهوری اسلامی به دو جریان “اسلامی ” و “ملی ” تقسیم می شدند. اما پس از برکناری وی جناح های جدیدی مشهور به چپ و راست در درون جریان اسلامی (اسلام سیاسی فقاهتی) شکل گرفت که از اوایل سال ۱۳۶۱ این جناح بندی ها به دولت و سپس مجلس شورای اسلامی تسری یافت. جناج بندی ها عمدتا حول محور مسائل اقتصادی بود؛ و بر اساس آن گروه های داخل نظام به دو دسته طرفدار اقتصاد دولتی و اقتصاد بازار آزاد تقسیم شدند. این اختلاف به طور مشخص در سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در حزب جمهوری اسلامی تجلی کرد و نهایتا به انحلال هر دو تشکل انجامید. از آن زمان گرایش ها و جناح های مخالف با یکدیگر، به چپ و راست تقسیم شدند، و این اصطلاح به تدریج محور تقسیم بندی های سیاسی قرار گرفت.

در دوره نخست وزیری مهندس موسوی نیروهای موسوم به چپ اکثریت یافتند. این گروه که بعدا به چپ سنتی موسوم شدند، انقلابی، تندرو و رادیکال ، ضد آمریکا و اسرائیل، اصول گرا، طرفدار ولایت مطلقه فقیه، و خواهان اقتصاد بسته و دولتی بودند. در مجلس سوم اکثریت با این جناح بود. عمده ترین گروه های طرفدار این جناح را مجمع روحانیون مبارز، اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، و دفتر تحکیم وحدت تشکیل می دادند. در مقابل این جناح، طیفی از نیروهای سیاسی، به راست موسوم شدند. این گروه ابتدا در حوزه اقتصاد و سپس در سایر حوزه ها با جناح چپ اختلاف پیدا کردند. طیف راست مخالف اصلاحات ارضی ، و سهمیه بندی کالاها و ناراضی از دولتی شدن تجارت خارجی، و اصولا مخالف دخالت گسترددولت در اقتصاد بود؛ و در همین زمینه ها با دولت مهندس موسوی اختلاف داشت. این گروه در مجلس چهارم و پنجم اکثریت را به دست گرفتند. عمده ترین گروه هایی که آنها را به نحوی جزو یا جانبدار راست به حساب می آورند عبارتند از: جامعه روحانیت

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *