تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل گفت وگوی اعتقادی امام جواد(ع) با یحیی بن اکثم(۲)؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل گفت وگوی اعتقادی امام جواد(ع) با یحیی بن اکثم(۲) با 43 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل گفت وگوی اعتقادی امام جواد(ع) با یحیی بن اکثم(۲):

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل گفت وگوی اعتقادی امام جواد(ع) با یحیی بن اکثم(۲) به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل گفت وگوی اعتقادی امام جواد(ع) با یحیی بن اکثم(۲) با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل گفت وگوی اعتقادی امام جواد(ع) با یحیی بن اکثم(۲) تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل گفت وگوی اعتقادی امام جواد(ع) با یحیی بن اکثم(۲) را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل گفت وگوی اعتقادی امام جواد(ع) با یحیی بن اکثم(۲) :

معامله جعل حدیث برای سوداگران بازار آن، بسیار سودآور و جذاب بود. اشتهای سیری ناپذیر خریداران احادیث مجعول که در برج عاج خلافت لمیده بودند روز به روز شدیدتر می شد و بر تورم نرخ های افسانه ای می افزود. در بازارکسب و کار، فروشندگان می کوشند که کالاهای خود را به گونه ای عرضه کنند که مشتریان بیشتری به خود جذب نموده، سود بیشتری تحصیل کنند. این رقابت، امری طبیعی است. همین رقابت در میان بازرگانان بی وجدان و بی انصاف و کذّابه حدیث نیز به شدت جریان داشت.

یکی می گفت: خدا نگران است که آیا ابوبکر را از خود خشنود کرده است یانه؟!

دیگری می گفت: ابوبکر و عمر، قائم مقام جبرئیل و میکائیل در روی زمین اند.

سومی می گفت: عمر سرور و سالار پیران بهشت است.

چهارمی می گفت: عمر چراغ اهل بهشت است.

پنحمی از سکون و وقار و طمأنینه عمر یاد می کرد.

ششمی در فکر این که چه بگوید که نوتر و مشتری پسندتر باشد و در عین حال از رقبا جلو بیفتد؟! شعرا هم در میدان مداحی ها، جیره خوارانه سعی می کردند مضامینی نو و نوتر بیاورند و در نزد ممدوح خود، بر رقیبان جلو بیفتند. فرخی سیستانی که در مدیحه سرایی برای غزنویان گوی سبقت را از همگنان ربوده بود، در قضیه فتح سومنات گفت:

فسانه گشت و کهن شد حدیث اسکندر

سخن نو آر که نو را حلاوتی ست دگر

اما سعدی اگر مدح می کرد، موعظه هم می کرد و به ممدوح خود می گفت:

به نوبت اند ملوک اندر این سپنج سرای

کنون که نوبت توست ای ملک به عدل گرای

مداحی و جعل روایات، خلفای جور را که امیرالفاسقین بودند، امیرالمؤمنین کرد و به این که آن ها را خلیفه رسول اللّه (ص) بنامند قانع نشوند، بلکه باید «خلیفه اللّه» خوانده شوند.

سرانجام برخی از جاهلان گفتند: پیامبر خدا(ص) فرموده است:

«لَو لَم أُبعَث لَبُعِثَ عُمَر»[۱]

؛ اگر من مبعوث نشده بودم، عمر مبعوث می شد.

متأسفانه سعدی هم تحت تاثیر این گونه مجعولات می گوید:

غیر از عمر که لایق پیغمبری بود

گر خواجه رُسُل نبدی ختم انبیا

البته او در همان قصیده ای که به مدح خلفا پرداخته، در مدح شاه لافتی و سرور اولیا می گوید:

کس را چه زور و زهره که وصف علی کند

جبار در مناقب او گفت هل اتی

زورآزمای قلعه خیبر که بند او

در یکدیگر شکست به بازوی لافتی

مردی که در مصاف زره، پیش بسته بود

تا پیش دشمنان نکند پشت بر غزا

فردا که هر کسی به شفیعی زنند دست

ماییم و دست و دامن معصوم مرتضی

یحیی بن اکثم نظر جوادالائمه(ع) را درباره حدیث مجعول فوق مورد سؤال قرار داد.

حضرت فرمود: کتاب خدا صادق تر از این حدیث است. خدای متعال می فرماید: «و إذ أخَذنا مِنَ النَّبِیینَ میثاقَهُم و مِنک و مَن نوحٍ و إبراهیمَ و موسی و عیسَی ابنِ مریمَ و أخَذنا مِنهُم میثاقا غلیظا».[۲]

؛ و یاد کن زمانی را که ما از پیامبران برای ابلاغ وحی پیمان گرفتیم و نیز از تو و نوح وابراهیم و موسی و عیسی پسر مریم و از همه آنان پیمانی غلیظ و محکم گرفتیم.

خدایی که از پیامبران اخذ میثاق کرده، چگونه ممکن است که میثاق خود را تبدیل کند و دیگری را به جای آن ها بگمارد؟ پیامبران خدا یک چشم به هم زدن شرک نورزیده و از صراط مستقیم توحید ناب منحرف نشده اند. چگونه ممکن است شخصی به نبوت برانگیخته شود که بیشتر عمرش را به شرک گذرانیده است؟ پیامبر اکرم(ص) فرمود: «نُبِّئتُ و آدم بینَ الرّوح و الجَسِد»[۳]؛ من پیامبر بودم و آدم میانروح و جسد بود.

آری! تأخّر زمانی دلیل بر تأخر در عوالم فوق زمان و مکان نخواهد بود. ملاهادی سبزواری در وصف پیامبر اعظم(ص) می گوید: «المُستَشرِقُ بِنورِ عَقلِهِ الکلّی عُقولُ مَن تأخَّرَ و من تَقَدَّمَ[۴]؛ عقول همه متاخرین و متقدمین به نور عقل کلی او کسب نور کرده اند».

شاعری از قول او می گوید:

و إنّی و إن کنتُ ابنَ آدمَ صورهً

فلی فیهِ معنی شاهدٌ بِأُبُوَّتی

(من اگرچه به صورت ظاهر، فرزند آدمم، برای من در وجود او معنایی است که گواه پدری من است).

گر به صورت من ز آدم زده ام

پس به معنی جدّ جد افتاده ام

امیرالمؤمنین(ع) فرمود:

«کانَ اللّه و لَم یکن شَی ءٌ مَعَهُ فأوَّلُ ما خَلَقَ نورُ حَبیبِهِ محمّدٍ… یقولُ یا عبدی أنتَ المذرادُ و المُریدُ و أنتَ خِیرَتی مِن خلقی و عزَّتی و جلالی لَولاک ما خَلَقتُ الأفلاک».[۵]

خدا بود و با او هیچ نبود. نخستین مخلوق، نور حبیبش محمد(ص) بود… می گوید: ایبنده من! تویی مراد و مرید. تویی برگزیده آفریده های من. به عزت و جلالم سوگند، اگر تونبودی، افلاک را نمی آفریدم.

ای خاتم انبیای مرسل

حلوای پسین و مِلح اول

در وصف تو گفت ایزد پاک

لولاک لما خلقت الأفلاک

چقدر باید دستگاه جعل حدیث، از معارف اسلام بی خبر باشد که بگوید: اگر پیامبر(ص) مبعوث نمی شد، حتما عمر مبعوث می شد. متأسفانه بوده اند و هستند دوستان نادان و حریصان مال و منال و لقمه نان که غلو می کنند و از کاهی کوهی و از ذره ای انبوهی می سازند. مگر نه به خلفای جور، امیرالمؤمین خطاب می کردند؟! آرام آرام به روش غالیان گفتند: خلیفه اللّه و به سلاطین هم گفتند: ظلّ اللّه. در سال های گذشته درباره یکی از رؤسای اجرایی ایران گفتند: اگر بناست در عصر ما پیامبری مبعوث شود، فلان خواهد بود! اگر عقل و وجدان حاکم باشد، افراط و تفریط نخواهد بود.

پیامبر فرضی هرگاه به نماز جماعت می ایستاد، پیش از آن که تکبیره الاحرام بگوید، روی خود را برمی گردانید و اگر کسی در صف اول، اندکی جلوتر یا عقب تر ایستاده بود، او را با تازیانه می زد تا صف اول طراز شود.[۶] بی جهت نیست که گفته اند: «دَرَّهُ عُمَرَ أهیبُ مِن سیفِ الحجّاج[۷]؛ تازیانه عمر از شمشیر حجاج ثقفی ترسناک تر است».

مردم شام از خلافت عمر بیمناک بودند. هنگامی که خبر خلافت او را شنیدند، شخصی را به مدینه فرستادند تا معلوم کند که اخلاقش شیرین است یاتلخ.[۸] با این همه کاستی های وی، بازرگانان حدیث برایش سنگ تمام گذاشتند و هر کدام می کوشیدند که گوی سبقت را از دیگران بربایند و از جیفه مال و منال نامشروع، بیشتر کام بگیرند. معلوم می شود یحیی بن اکثم از چنین وضعی ناراحت بوده و با طرح سؤالاتی از امام جواد(ع) می خواهد در راه پالایش احادیث سره از ناسره گامی بردارد؛ چرا که این گونه روایات مجعول نه تنها با کتاب و سنت اصیل مخالف است، بلکه عقل هم آن ها را برنمی تابد و نباید آن ها را رها کرد. به همین جهت است که وی در ادامه عرض می کند: در روایت آمده است که پیامبر اکرم(ص) فرمود: «ما احتَبَسَ الوَحی عَنّی قَطُّ إلاّ ظَنَنتُهُ قَد نَزَلَ علی آل الخَطّابِ»[۹]؛ هرگز وحی از من قطع نشد مگر این که گمان کردم بر آل خطّاب ناز

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *