تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل یاد معاد و قناعت از ضروریات زندگی حیات طیبه، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل یاد معاد و قناعت از ضروریات زندگی حیات طیبه شامل 92 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل یاد معاد و قناعت از ضروریات زندگی حیات طیبه:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل یاد معاد و قناعت از ضروریات زندگی حیات طیبه را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل یاد معاد و قناعت از ضروریات زندگی حیات طیبه توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل یاد معاد و قناعت از ضروریات زندگی حیات طیبه را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل یاد معاد و قناعت از ضروریات زندگی حیات طیبه :

نهج البلاغه امام علی علیه السلام دارای کلمات گهربار و مضامین بسیار بلندی است. حضرت در کلمات حکیمانه چهل و سوم که در ذکر و وصف خبّاب بن أرت مسائلی را فرمود در ذیل آنها این چنین فرمود؛ برخی ها این کلمه را ذیل همان وصف خبّاب بن أرت ذکر کردند، برخی از نسخه ها این را جداگانه ذکر کردند. حضرت فرمود: «طُوبَی لِمَنْ ذَکرَ الْمَعَادَ وَ عَمِلَ لِلْحِسَابِ وَ قَنِعَ بِالْکفَافِ وَ رَضِی عَنِ اللَّهِ»؛ طیب بودنِ زندگی برای این گروه است. در سوره «نحل» فرمود اگر کسی حُسن فاعلی داشت؛ یعنی معتقد بود به معارف و حُسن فعلی داشت؛ یعنی عامل بود به احکام الهی، از حیات طیبه برخوردار است: فَلَنُحْیینَّهُ حَیاهً طَیبَهً. از وجود مبارک امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) سؤال کردند که حیات طیبه چیست؟ حضرت اثری از آثار پر برکت حیات طیبه را فرمود: «هِی الْقَنَاعَه»، اما در این گونه از روایات، تفصیل بعد از اجمال، یا شرح آن متن است که حیات طیبه برای کسی است که به یاد معاد باشد و برای روز قیامت کار کند و قانع باشد به زندگی حلال و طیب و طاهر و از احکام و حِکَم الهی راضی باشد. فرمود: «طُوبَی لِمَنْ ذَکرَ الْمَعَادَ وَ عَمِلَ لِلْحِسَابِ وَ قَنِعَ بِالْکفَافِ وَ رَضِی عَنِ اللَّهِ».

معاد از مهم ترین عامل تربیتی ماست. مشرکان حجاز گرچه مسئله الله را می پذیرفتند که خدایی هست و خالق آسمان و زمین است، ولی گرفتار ربوبیت های جزئی بودند، ارباب متفرّق را می پذیرفتند و مانند آن. مشکل اساسی جاهلیت انکار معاد است؛ یعنی خیال می کنند انسان که می میرد می پوسد. دین آمده بگوید انسان که می میرد از پوست به در می آید و برای ابد زنده است و یک موجود محدودی نیست؛ نظیر فلان ستاره که چند میلیارد سال عمرش باشد. نه متزمّن است و نه متمکن. نه زمان دار است ما بگوییم انسان عمرش پنج میلیارد یا شش میلیارد است، نه در مکان خاص می گنجد که بگوییم در فلان گوشه آسمان است. کلّ زمان و زمین رخت برمی بندد و انسان در معاد زنده است. یک موجود ابدی است. این موجود ابدی می تواند خلیفه موجود ابدی بالذات باشد. برای چنین موجود ابدی کالای ابدی لازم است، رهتوشه ابد لازم است، راحله ابد لازم است.

اینکه در سوره «بقره» فرمود: تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیرَ الزَّادِ التَّقْوَی اگر کسی یک روز بخواهد در یکجا بماند، یک سفره غذایی یکروزه کافی است. اگر سه ماه بخواهد به یک منطقه ییلاقی سفر کند، غذای سه ماهه لازم است. اگر بخواهد یک میلیارد سال زندگی کند غذای یک میلیاردی لازم است؛ اما اگر بخواهد تا ابد زندگی کند، آن ابد که دیگر در زمان و زمین نمی گنجد. خالِدینَ فیها أَبَداً، مربوط به انسان است. فرمود به یاد معاد بودن، چند اثر مهم دارد؛ یکی اینکه انسان نه بیراهه می رود و نه راه کسی را می بندد. تمام مشکلات جامعه ما، فراموشی معاد است، خیال می کنیم کار تمام می شود.

در بحث های قبلی هم ملاحظه فرمودید دین می گوید حرفی که آدم زد، کاری که کرد، قدمی که برداشت این در خط تولید می افتد. هیچ یعنی هیچ! به نحو سالبه کلّیه، هیچ موجودی از بین نمی رود که بشود عاطل. این کاری که کردیم این حرفی که زدیم، در چیزی اثر می گذارد. فعلاً خودش نیست، آن اثر در دومی اثر می گذارد، آن در سومی اثر می گذارد، بعد از بیست سال می بینید که سند درمی آید انسان رسوا می شود. مگر حرفی که آدم زد، اصلاً شدنی است که یک موجود از بین برود؟ اینکه در روایات دارد دروغگو به هر حال رسوا می شود، یا فلان شخص رسوا می شود، یا فلان تبهکار رسوا می شود، برای اینکه کار «قولاً أو فعلاً» همین که از انسان صادر شد، می افتد در خط تولید. حالا یا بیست سال بعد نتیجه می دهد، یا سی سال بعد نتیجه می دهد. بعضی از درختان هستند که بعد از بیست سال باید ثمر بدهند، رشد بکنند؛ بعضی از درخت ها هستند که زود ثمر می دهند. هیچ ممکن نیست کار از بین برود، حرف از بین برود.

وجود مبارک حضرت امیر فرمود «طُوبَی» برای کسی است که به یاد ابدیت خود باشد. وقتی که وجود ابدی را پذیرفت کار ابدی می کند. کار ابدی با آن نیت است؛ مثلاً کسی مدرسه می سازد، مسجد می سازد بیمارستان می سازد اینها ابدی نیست، برای اینکه بیمارستان بر فرض صد سال بماند؛ اما «اخلاص العمل لله» ابدی است. «قربه الی الله» ابدی است، چون این مربوط به روح است، روح که نمی میرد. اگر چیزی در دایره آسمان و زمین بود می پوسید؛ اما چیزی که وَ نَفَخْتُ فیهِ مِنْ رُوحی، به «الله» ازلی ابدی مرتبط است که از بین رفتنی نیست. عمده اینکه گفته شد: «إِنَّمَا الْأَعْمَالُ بِالنِّیات وَ لِکلِّ امْرِئٍ مَا نَوَی»، [۶] و امثال آن، برای آن است که این جان وقتی برای جانان کار کرد می شود ابدی و همیشه آثارش هست.

شما ببینید وجود مبارک خضر به موسی(سلام الله علیهما) بعد از آن سؤال و درخواستی که موسای کلیم کرد، عرض کرد که ما از راه دور آمدیم خسته ایم، اینجا هم که مسافرخانه ندارد، این مردم هم که ما را نمی شناسند، ما هم که شناخته شده نیستیم: فَأَبَوْا أَن یضَیفُوهُمَا؛ اینها هم که ما را به عنوان ضیف و میهمانی قبول نکردند. شما در چنین شرایطی به من دستور می دهی که با شما همکاری کنم این دیوار مخروبه را بچینم، برای چه؟ رازش چیست؟ فرمود رازش این است که این دیوار برای دو تا بچه یتیم بود زیرش گنج بود، حالا گفتند این گنج کتاب های علمی است، در تفسیر گنج مطالبی گفتند؛ وَ أَمَّا الْجِدارُ فَکانَ لِغُلامَینِ یتیمَینِ فِی الْمَدینَهِ وَ کانَ تَحْتَهُ کنْزٌ لَهُما، اما موسی بدان: وَ کانَ أَبُوهُما صالِحاً؛ پدرشان آدم خوبی بود، خدا مرا امر کرد بیایم زندگی این دو تا کودک یتیم از بین نرود.

مرحوم امین الاسلام و دیگران نقل کردند منظور از این پدر، جدّ هفتم یا هفتادم بود. حالا یا هفتادم یا هفتصدم، این درست است. کاری که انسان کرد، خضر راه همیشه هست. مأموران الهی همیشه هستند. انسان نمی داند که از کجا دارد خیر می بیند! این چنین نیست که این «قضیهٌ فی واقعه» باشد، اگر «قضیهٌ فی واقعه» بود که قرآن اصرار نداشت این معارف را برای ابد نقل کند. فرمود خضر همیشه در راه است، کار خیر همیشه هست. هرگز ممکن نیست کسی آدم خوب باشد، بچه های او بمانند در راه. دلیلی که خضر آورد این است، چون کانَ أَبُوهُما صالِحاً، خدا مرا امر کرده که این کار را انجام بدهیم. مگر کار از بین می رود؟! بدنه کار آن رُفت و روی کار بله مادی است، کسی مدرسه ای ساخت یا بیمارستانی ساخت، این مدتی می ماند؛ اما «قربه الی الله» که از بین رفتنی نیست.

وجود مبارک حضرت فرمود طیب و طاهر کسی است که به یاد معاد باشد و مستحضرید طیب شدن جامعه نتیجه خون شهداست. این زیارتنامه ها درست است ثواب دارد؛ اما همه اینها مدرسه است. به ما می گویند کنار قبرستان بروید زیارت بکنید، زیارتنامه بخوانید، اینها درس است، اینها اگر قوی تر از رسائل و مکاسب نباشد، علمی تر از رسائل و مکاسب نباشد، از آنها کمتر نیست. می بینید در این زیارت به این ذوات مقدس شهدا می گوییم: «طِبْتُمْ وَ طَابَتِ الْأَرْضُ الَّتِی فِیهَا دُفِنْتُمْ»؛ زمینی که شهید در آن زمین بیارمد طیب و طاهر است. بعضی از آلودگی ها مثل خون و اینها را باران پاک می کند؛ اما باران آن عُرضه را ندارد که استکبار را، استعمار را، اینها را پاک کند. باران فقط می تواند آلودگی ها را پاک کند، همین! اما کشوری که استکبارزده است، استعمارزده است، تحت سلطه دیگری است، این آلودگی ها را چه چیزی باید پاک بکند؟ این را خون شهید پاک می کند: «طِبْتُمْ وَ طَابَتِ الْأَرْضُ الَّتِی فِیهَا دُفِنْتُمْ». مدینه با خون شهید پاک شد، مکه با خون شهید پاک شد، ایران با خون شهید پاک شد. کشورهای شهید داده به وسیله خون شهید از استکبار نجات پیدا کردند. آن آلودگی را باران پاک نمی کند. این آلودگی ها را مستحضرید وقتی که خون شهید کشوری را طیب و طاهر کرد، قرآن می فرماید کشور طیب و طاهر مثل سرزمینی است که شیار شده آبیاری شده بذرافشانی شده حالا باید میوه بدهد. میوه اش را قرآن بیان می کند که وَ الْبَلَدُ الطَّیبُ یخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ؛ خیلی از کشورها هستند که مرتّب میوه های مرتّب دارند، آن را که قرآن این قدر تعریف نمی کند. فرمود کشوری بود، منطقه ای بود که از دو طرف آن میوه های فراوان بود ما بساطش را جمع کردیم. اما کشوری که شهید در آن بیارمد با خون شهید تطهیر بشود این بلد طیب است صغرای قیاس استدلال را روایت بیان می کند، کبرای قیاس استدلال را ثقل اکبر که قرآن کریم است بیان می کند، فرمود: وَ الْبَلَدُ الطَّیبُ یخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ.

داشتن دانشگاه خوب، حوزه خوب، بازار خوب، مردم خوب، زنان خوب، باعفّت، باایمان، با قدرت، اینها میوه طیب یک مملکت است. وجود مبارک حضرت امیر فرمود طیب بودن مختص به اینهاست که به یاد معاد دارند به سر می برند؛ یعنی کارها را فقط «لله» انجام می دهند، نه برای اینکه نام ما را ببرند یا این لقب را بدهند، آنکه خسارت است. فرمود: «طُوبَی لِمَنْ ذَکرَ الْمَعَادَ».

در بحث های قبلی هم این بیانات نورانی از آنها ذکر شده، فرمود که خدا معاد را خلق کرده در جای خودش قیامت و بهشت و اینها هست، عده ای گویا «کأنّ» یعنی «کأنّ»! «أنّ» یعنی «أنّ»! بعضی «کأنّ» بهشت را می بینند این در همان خطبه «همّام» است که فرمود: «فَهُمْ وَ الْجَنَّهُ کمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِیهَا مُنَعَّمُونَ وَ هُمْ وَ النَّارُ کمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِیهَا مُعَذَّبُون». اینها مقام «کأنّ» است که مربوط به مادون اهل بیت است. یک مقام «أنّ» است؛ یعنی این «کأنّ» نیست: «لَوْ کشِفَ الْغِطَاءُ مَا ازْدَدْتُ یقِیناً»، برای من قیامت مثل کف دست من شفاف است، من «کأنّ» بهشت را ببینم نیست. در مقام ولایت آنها تقسیم کردند که بعضی به مقام «کأنّ» رسیدند، این اصطلاح مقام «کأنّ» از همان روایتی است که از وجود مبارک پیغمبر(علیه و علی آله آلاف التّحیه و الثّناء) سؤال کردند که احسان چیست؟ مستحضرید احسان یک معنای لغوی دارد، یک معنای فقهی دارد، یک معنای اخلاقی دارد و یک معنای عرفانی هم دارد. معنای اخلاقی و فقهی و حقوقی اش روشن است که «أحسن»؛ یعنی «فعل فعلاً حسناً» نسبت به خود. «أحسن»؛ یعنی مشکل دیگری را حلّ کردن. «أحسن»؛ یعنی دارای اخلاق حسنه است. اینها معانی احسان است که همه ما می دانیم. اما وقتی از وجود مبارک پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) سؤال کردند که «الإحسان ما هو»؟ که شما می گویید به مقام احسان رسید! حضرت فرمود: «الْإِحْسَانُ أَنْ تَعْمَل للِّهِ کأَنَّک تَرَاهُ فَإِنْ لَمْ تَکنْ تَرَاهُ فَإِنَّهُ یرَاک»؛ مقام احسان این است. طرزی در قبال حضرت به نماز بایستی که گویا خدا را می بینی این امانت الهی را داری تقدیم می کنی و بدانی که اگر تو او را نمی بینی او تو را می بیند. یک کلمه «لَا تَنْقُضِ الْیقِینَ أَبَداً بِالشَّک» در لسان ائمه(علیهم السلام) آمده، چندین رساله درباره آن نوشتند، الآن شما شاید سی چهل رساله درباره همین یک خط نوشتند. بعد از حذف مکرّرات! بزرگان حوزه ها در طی این سال ها برای همین یک خط چندین رساله نوشتند. در بحث های شهود و عرفان و اینها هم چنین چیزهایی هست، وقتی از پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) سؤال کردند که احسان یعنی چه؟ اینها را خواص از اصحاب سؤال می کردند. این طور نبود که آنها ندانند احسان چیست، یعنی آن معنای عرفانی احسان چیست؟ حضرت فرمود احسان این است که انسان به مقام «کأنّ» برسد. آنکه به مقام «أنّ» رسید می شود «ولی الله» که «مَا کنْتُ أَعْبُدُ رَبّاً لَمْ أَرَه»، آنکه به مقام «کأنّ» رسید مقام احسان است، «الْإِحْسَانُ أَنْ تَعْمَل للِّهِ کأَنَّک تَرَاهُ فَإِنْ لَمْ تَکنْ تَرَاهُ فَإِنَّهُ یرَاک». آن وقت در آن خطبه نورانی «همّام» که حضرت فرمود: «فَهُمْ وَ الْجَنَّهُ کمَنْ قَدْ رَآهَا »، یعنی مقام احسان. «فَهُمْ وَ الْجَنَّهُ کمَنْ قَدْ رَآهَا. . . هُمْ وَ النَّارُ کمَنْ قَدْ رَآهَا»، این هم مقام احسان است. به هر حال حضرت فرمود ما تنها این چنین نیست که مقام «کأنّ» باشد، این یک؛ این چنین نیست که به مقام «أنّ» باشیم که قیامت را می بینیم، نه «کأنّ» ببینیم. ما از قیامت آمدیم، این چیزهایی است که حالا برای ما قابل فهم نیست. فرمود ما از آنجا آمدیم. از آنجا آمدیم یعنی چه؟ در بعضی از تعبیرات نورانی حضرت در نهج البلاغه هست که «لِکلٍّ مِنْهُمَا بَنُونَ فَکونُوا مِنْ أَبْنَاءِ الْآخِرَهِ وَ لَا تَکونُوا مِنْ أَبْنَاءِ الدُّنْیا»؛ دنیا فرزندانی دارد، آخرت هم فرزندانی دارد، شما فرزندان آخرت باشید. آن مقداری که ما می فهمیم یعنی عمل صالح بکنیم برای قیامت. اما بیش از این درکش مقدور ما نیست. اما وجود مبارک حضرت می فرماید ما اینها را نقل می کنیم و واقعاً نمی فهمیم. حضرت فرمود: «إِنَّ الرَّائِدَ لَا یکذِبُ أَهْلَه»، فرمود ما از قیامت که خبر می دهیم ما پیشرو هستیم. رائد «راء و الف و همزه و دال»، آن پیشرو را می گویند. اینها که برای بعثه و غیر بعثه کاروان های حج می روند مکه هتل ها را می بینند مکان ها را می بینند زمان را می بینند اجاره می کنند، اینها را می گویند پیشرو که می روند آنجا خبر می دهند و تهیه می کنند که کجا جای مناسب است بعد بیایند. قبلاً هم همین طور بود، حالا قبلاً هتل نبود بیابان ها می خواستند چادر بزنند قبلاً یک عده را می فرستادند به عنوان رائد، آنها خبر می دادند که «إِنَّ الرَّائِدَ لَا یکذِبُ أَهْلَه »، از آنجا آمد. فرمود ما از بهشت آمدیم، از بهشت شما را خبر می دهیم. ما خبر غیبی نداریم، ما رائد شما هستیم پیشرو شما هستیم، رفتیم و آمدیم و دروغ نمی گوییم، «إِنَّ الرَّائِدَ لَا یکذِبُ أَهْلَه».

این است که شناخت اینها واقع مقدور ما نیست؛ اما «این قدر هست که بانگ جرسی می آید». فرمود به یاد معاد باشید، به طیب و طاهر بودن می رسید. کشور را هم همین یاد معاد طیب و طاهر می کند. باران خوب است، برف خوب است، تگرگ خوب است، خاک خوب است، خاک می تواند وَلوغ سگ را پاک کند؛ اما ولوغ استعمار را، استکبار را، این ولوغ ها را نه آب

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *