تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل یاران امام (ع)؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل یاران امام (ع) شامل 32 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل یاران امام (ع) را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل یاران امام (ع) با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل یاران امام (ع) با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل یاران امام (ع) تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل یاران امام (ع) را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل یاران امام (ع) :

پس از سخنان عباس بن علی سرانجام دشمنان پاسخ امام را گفتند و آن شب را به حضرت
مهلت دادند.نزدیک شبانگاه بود که حسین ع یاران خویش را فراهم آورد.امام زین العابدین ع می گوید : من نزدیک شدم که ببینم پدرم به
آنان چه می گوید.در آن هنگام من بیمار بودم.شنیدم پدرم با یاران خود می گفت، سپاس
می گویم خدای را به بهترین سپاسها، و او را بر گشایش و سختی حمد می کنم.بارالها تو
را حمد گویم، که ما را به پیمبری گرامی داشتی و قرآن را به ما آموختی و به کار دین
دانا کردی.گوش و چشم و دلمان بخشیدی.پس ما را از سپاسگزاران قرار ده.اما بعد یارانی
باوفاتر و بهتر از یارانم نمی شناسم و خاندانی از خاندان خودم نیکوتر و نسبت به
خویشان مهربانتر ندیده ام.خدایتان از جانب من پاداش نیک دهد.بدانید که می دانم فردا
روزمان با این دشمنان چه خواهد شد.بدانید که من اجازه تان می دهم.شما همگی آزاد
هستید.با رضایت من می توانید بروید.من بیعت خود را از شما برداشتم و حقی بر شما
ندارم .اینک شب فرا رسیده است.آن را وسیله رفتن کنید و هر یک از شما دست یکی از
مردان خاندان مرا بگیرد و در این تاریکی شب به هر سو که می خواهید پراکنده شوید.این
قوم با من کار دارند و بس.وقتی به من دست یافتند، دیگران را فراموش می کنند به آنها
کاری نخواهند داشت .

پس برادرانش و پسران و برادرزادگانش و فرزندان عبد الله بن جعفر گفتند: چرا چنین
کنیم؟ برای آنکه پس از تو بمانیم؟ خداوند هرگز چنین روزی را نیاورد.این گفتار را
نخست عباس بن امیر المؤمنین آغاز کرد.سپس دیگر یاران وی این سخن و امثال آن را به
زبان آوردند .حسین ع رو کرد به پسران عقیل و گفت: شهادت مسلم برای شما کافی
است.بروید که اجازه تان دارم، آنان در پاسخ حضرت گفتند: سبحان الله، مردم درباره ما
چه خواهند گفت؟ می گویند : بزرگ و سرور و فرزندان عمویمان را که بهترین عموها بود
رها کردیم و با آنها یک تیر رها نساختیم و یک نیزه و یک ضربت شمشیر نزدیم و
ندانستیم با دشمن چه کردند.نه، به خدا ما هرگز چنین کاری نخواهیم کرد.جان و مال و
کسان خود را فدای تو خواهیم کرد و همراه تو می جنگیم، تا به هر جا درآمدی سرانجام
خود را فدایت سازیم.خداوند زندگی بعد از تو را سیاه گرداند.

در این اثنا مسلم بن عوسجه اسدی از جا برخاست و گفت: آیا از تو دست برداریم.در
حالی که این دشمنان از هر طرف شما را احاطه کرده اند.آن وقت در پیشگاه خدا چه عذری
خواهیم داشت؟ به خدا سوگند از دامان تو دست برنمی دارم تا با نیزه ام سینه های این
قوم را سوراخ کنم، و تا آنگاه که شمشیر در دست دارم و بتوانم نبرد کنم از تو جدا
نخواهم شد، و اگر سلاحی در دست نداشته باشم با سنگ خواهم جنگید و هرگز تو را تنها و
بی یار نخواهم گذاشت، تا آنکه در رکاب تو کشته شوم.پس از او سعید بن عبد الله حنفی
برخاست و گفت: ای فرزند رسول الله به خدا تو را رها نمی کنیم تا معلوم گردد که پس
از پیامبر ص حرمت رسول خدا ص را نگه داشته ایم. به خدا اگر بدانم کشته می شوم سپس
دوباره زنده شده و می سوزم و خاکسترم به باد می رود و هفتاد بار با من چنین کنند از
تو جدا نشوم تا در راه تو جان دهم.پس چرا چنین نکنم که یک بار کشته شدن است و سپس
کرامتی که هرگز پایان نمی پذیرد .

آنگاه زهیر بن قین گفت: به خدا سوگند ای فرزند پیمبر دوست دارم هزار بار کشته
شوم و دوباره زنده گردم و آماده هستم که خدای تعالی مرگ را از تو و این جوانان و
فرزندان و خاندان تو دور سازد.

گروهی دیگر از یاران وی سخنانی گفتند که همانند یکدیگر بود و اغلب آنها سخنشان
چنین بود: به خدا از تو جدا نمی شویم.جانهای ما به فدایت باد.دست و صورت تو را حفظ
می کنیم، و چون کشته شدیم تکلیف خویش را ادا، و تنها در برابر پروردگار خود انجام
وظیفه کرده ایم .در همین موقع بود که به محمد بن بشیر حضرمی اطلاع رسید، پسرت در
مرز ری اسیر شده.گفت : می دانم و پای خدا حسابش می کنم و جان خود را نیز، هرگز دوست
نداشتم که پسرم اسیر باشد، و من زنده بمانم.حسین ع که این خبر را شنید، گفت، خدا تو
را رحمت کند.بیعتم را از تو برداشتم.برو و برای نجات پسرت کوشش کن.ابن بشیر گفت:
چنانچه من از شما جدا شوم بهتر است که درندگان مرا بدرند و زنده زنده بخورند.حسین ع
جامه هایی از برد به وی بخشید و گفت: ای پنج عدد برد را که ارزش آن هزار دینار است
به وسیله فرزند خود بفرست تا در رهایی برادرش بکوشد.وی این امر را پذیرفت و جهت
آزادی فرزندش توسط برادرش ارسال داشت.در این موقع حسین ع به یاران خود دستور داد که
خیمه های خویش را نزدیک یکدیگر نصب، و طنابها را در هم کنند و ما بین خیمه ها باشند
چنان که همگی در برابر دشمن قرار گیرند و همه راهها از راست و چپ را زیر نظر گیرند
تا در جهتی که ممکن است دشمن از آنجا حمله کند آماده باشند.

ابو مخنف از علی بن الحسین زین العابدین ع آورده است: که گفت: شبی که فردای آن پدرم به

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *