تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل یهود و یهودیان در عصر ظهور، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل یهود و یهودیان در عصر ظهور شامل 120 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل یهود و یهودیان در عصر ظهور:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل یهود و یهودیان در عصر ظهور را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل یهود و یهودیان در عصر ظهور توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل یهود و یهودیان در عصر ظهور را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل یهود و یهودیان در عصر ظهور :

مقدمه

با نگاهی به تاریخ بعثت پیامبران و مروری بر مبارزات آنها با هدف نابودی ظلم به روشنی در می یابیم که مبارزه با استکبار بزرگترین و مهمترین گام در راه رسیدن به هدف برای هر مصلح الهی است. بنابر این مهمترین نکته در سیر مطالعات وقایع پس از ظهور حضرت مهدی(ع) به عنوان بزرگترین مصلح و منجی بشریت، سیر مبارزات ایشان است که باید مورد مطالعه قرار گیرد. در بررسی روایی مبارزات حضرت در زمان ظهور، مهمترین و بزرگترین نبرد ایشان، نبرد با یهود عنوان شده است و تاکید روایات بر مبارزات حضرت(ع) با یهود گویای حضور موثر یهود در زمان ظهور بوده و این مطلب چنان اهمیت دارد که آیاتی نیز در سوره اسراء به این مطلب اختصاص پیدا کرده است. بنابر این، بررسی چگونگی حضور یهود و فتنه انگیزی آنان از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

در این نوشتار سعی کردیم با استفاده از آیات و روایات شیعه و اهل سنت نحوه حضور فرهنگی و نظامی یهود را با دو رویکرد بررسی کنیم:

۱- چگونگی مقابله یهود با امام و فتنه انگیزی ایشان در زمان ظهور

۲- تدابیر کلی امام برای سرکوبی و مقابله با آنان از زمان ظهور تا نابودی کامل آنان به دست حضرت(ع)

بقای یهود

اگر چه با توجه به گستردگی حضور و نقش صهیونیست یهودی در کل وقایع جهان امروز تردید در عدم بقای آنها در زمان ظهور دور از تصور است و بقای یهود مانند دیگر ادیان تا زمان ظهور امری بدیهی می باشد اما برای تاکید بر بقای یهود و حضور آنها در زمان ظهور به روایاتی استناد می کنیم. «عن کعب قال: إنما سمی المهدی لأنه یهدی إلی أسفار من أسفار التوراه یستخرجها من جبال الشام، یدعو إلیها الیهود فیسلم علی تلک الکتب جماعه کثیره، ثم ذکر نحوا من ثلاثین ألفا؛ جز این نیست که مهدی نامیده شد چون او هدایت می کند به قسمت هایی از توراتی که آن را از کوه های شام خارج کرده است، و یهود را به سوی آن دعوت می کند پس جماعت زیادی بر آن کتب تسلیم می شوند که سی هزار نفر ذکر شدند.» ( عبد الرزاق:۱۱/۳۷۲.) «عن سلیمان بن عیسی قال: بلغنی أنه علی یدی المهدی یظهر تابوت السکینه من بحیره طبریه حتی تحمل فتوضع بین یدیه ببیت المقدس، فإذا نظرت إلیه الیهود أسلمت إلا قلیلا منهم؛ سلیمان بن عیسی می گوید: به من خبر رسید که به دست مهدی تابوت سکینه از بحیره طبریه ظاهر می شود و(آن را) حمل می کند و در بیت المقدس قرار می دهد، پس هنگامی که یهود به آن نظر می کنند اسلام می آورند مگر اندکی از آنان.» (ابن حماد:۱/۳۵۵ و ۳۶۰)

با استناد به دو روایت بالا حضور یهودیان هر چند اندک در حکومت حضرت امری مسلم بوده و جایی برای تردید در حضور آنان با پایبندی به آئینشان باقی نمی ماند. همچنین روایاتی که اجرای عدالت درباره صاحبان ادیان در زمان ظهور حضرت را طبق آئین خودشان بیان می دارد، دلیلی بر حضور آنان را در زمان حضرت می باشد. «عن عمر بن شمر عن جابرقال: دخل رجل علی ابی جعفرالباقر(ع)…..ثم قال اذا قام القائم اهل البیت قسم بالسویه وعدل فی الرعیه فمن اطاعه فقد اطاع الله ومن عصاه فقد عصی الله وانما سمی المهدی مهدیا لانه یهدی الی امر خفی ویستخرج التوراه وسائر کتب الله عز وجل من غار انطاکیه ویحکم بین اهل التوراه بالتوراه وبین اهل الانجیل بالانجیل وبین اهل الزبور بالزبور وبین اهل القرآن بالقرآن؛ عمر بن شمر از جابر نقل می کند که مردی بر امام باقر علیه السّلام وارد شد….سپس فرمودند: هنگامی که قائم اهل بیت قیام کند میان مردم به عدل رفتار می نماید پس کسی که از او اطاعت کند پس خدا را اطاعت نموده وکسی که از او نا فرمانی کند، از خدا نافرمانی نموده و بدرستی که صاحب امر، مهدی نامیده شده زیرا که به امری پنهان هدایت شده است و تورات و سایر کتاب های آسمانی خدای عز وجل را از غاری که در انطاکیه واقع شده خارج می کند و بین اهل تورات به تورات و اهل انجیل به انجیل و اهل زبور به زبور و اهل قرآن به قرآن حکم خواهد کرد.» (نعمانی:۲۳۷) «عن کعب قال: یستخرج تابوت السکینه من غار بأنطاکیه فیه التوراه التی أنزل اللّه تعالی علی موسی و الإنجیل الذی أنزل اللّه عز و جل علی عیسی، یحکم بین أهل التوراه بتوراتهم و بین أهل الإنجیل بإنجیله؛ کعب می گوید: تابوت سکینه را از غاری در انطاکیه خارج می کند؛ توراتی که خداوند متعال بر موسی نازل کرد و انجیلی که خداوند متعال بر عیسی نازل کرد در آن قرار دارد، بین اهل تورات با توراتشان و بین اهل انجیل با انجیلشان حکم می کند.» (ابن حماد:۱/۳۵۵)در اینجا برای اثبات بقای یهودیان در زمان ظهور به بیان این روایات اکتفا می کنیم زیرا تمام روایات مطرح شده در ادامه این مقاله نشان دهنده حضور آنها در حکومت حضرت و ایجاد فتنه و فساد در حکومت ایشان است.

چگونگی مواجهه یهود با امام

برای ترسیم سیر نبرد امام با یهود باید از طرفی نقش یهود در مواجهه با امام از لحظه ظهور ایشان تا پیروزی کامل اسلام بررسی شود و از طرف دیگر تدابیر امام برای کنترل این قوم جنگ افروز بیان شود. اگر چه جدا کردن تدابیر حضرت از اعمال فساد انگیز یهود امری غیر ممکن است و قطعا حضرت برای هر فتنه انگیزی از جانب آنها تدبیری اندیشیده و فتنه آنها را خنثی می کند اما به دلیل عدم بیان جزئیات وقایع در احادیث مشکل است که هر کدام از تدابیر حضرت را به صورت جزئی در جای آن مطرح کنیم بنابراین، احادیثی که تاثیر مستقیم و غیر مستقیم یهود را در فتنه های پس از ظهور امام بیان می کند جدا کرده و تدابیر کلی امام در ارتباط با یهود را در بخش دیگر مطرح می کنیم. قبل از بررسی سیر نبرد یهود با امام در روایات، به آیات قرآن استناد می کنیم. آیات متعددی در قرآن به یهود، اعتقادات و اعمالشان اختصاص پیدا کرده است. بیشتر این آیات، شرح وقایع زمان حضرت موسی(ع) و چگونگی برخورد ایشان با قوم بنی اسرائیل می باشد. همچنین آیاتی نیز به فتنه انگیزی یهودیان در وقایع زمان اسلام اشاره دارد اگر چه دقت در تمام این آیات، در شناخت افکار و اعمال این قوم و چگونگی مقابله آنها با فرستادگان الهی لازم بوده و برای آگاهی از نحوه برخورد آنها در زمان ظهور لازم است اما برای پرهیز از اطاله کلام تنها به عنوان نمونه به ذکر آیاتی اکتفا می کنیم که بیانگر فتنه انگیزی و فساد آنها می باشد. خداوند در سوره مائده می فرماید: «وَ قالَتِ اَلْیهُودُ یدُ اَللّهِ مَغْلُولَهٌ غُلَّتْ أَیدِیهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ یداهُ مَبْسُوطَتانِ ینْفِقُ کیفَ یشاءُ وَ لَیزِیدَنَّ کثِیراً مِنْهُمْ ما أُنْزِلَ إِلَیک مِنْ رَبِّک طُغْیاناً وَ کفْراً، وَ أَلْقَینا بَینَهُمُ اَلْعَداوَهَ وَ اَلْبَغْضاءَ إِلی یوْمِ اَلْقِیامَهِ، کلَّما أَوْقَدُوا ناراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اَللّهُ وَ یسْعَوْنَ فِی اَلْأَرْضِ فَساداً وَ اَللّهُ لا یحِبُّ اَلْمُفْسِدِینَ؛ و یهود گفتند: دست خدا بسته است. دستهایشان بسته باد و به خاطر این سخن از رحمت الهی دور شوند بلکه هر دو دست«قدرت» او گشاده است؛ هر گونه بخواهد می بخشد ولی این آیات که از طرف پروردگارت بر تو نازل شده بر طغیان و کفر بسیاری از آنها می افزاید و ما در میان آنها تا روز قیامت عداوت و دشمنی افکندیم. هر زمان آتش جنگی افروختند، خداوند آن را خاموش ساخت و برای فساد در زمین، تلاش می کنند. و خداوند مفسدان را دوست ندارد.» (المائده:۶۴) عبارت (یوم القیامه) در این آیه بر نهایت کار دلالت می کند -همانطور که در آیات(اسراء/۵۸؛ آل عمران/۵۵؛ مائده/۶۴؛ اعراف/۱۶۷؛ اسراء/۶۲؛ قصص/۷۱و۷۲؛ احقاف/۵؛ قلم/۳۹) به معنی غایت و نهایت آمده- که بیانگر جنگ افروزی مداوم یهود بوده و ماضی بودن فعل «اوقدوا» مانع نمی شود که اعمال آنها در آینده چنین نتایجی نداشته باشد و قطعا چنین اعمالی در زمان ظهور حضرت نیز ادامه خواهد داشت. همچنین خداوند می فرماید: «وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّک لَیبْعَثَنَّ عَلَیهِمْ إِلی یوْمِ اَلْقِیامَهِ مَنْ یسُومُهُمْ سُوءَ اَلْعَذابِ إِنَّ رَبَّک لَسَرِیعُ اَلْعِقابِ وَ إِنَّهُ لَغَفُورٌ رَحِیمٌ؛ و هنگامی را که پروردگارت اعلام کرد: تا دامنه قیامت، کسی را بر آنها مسلط خواهد ساخت که همواره آنها را در عذاب سختی قرار دهد؛ زیرا پروردگارت مجازاتش سریع است و در عین حال آمرزنده و مهربان است.». (الأعراف:۱۶۷) عبارت «مَنْ یسُومُهُمْ سُوءَ اَلْعَذابِ» که در ادامه «الی یوم القیامه» آمده به تحت سلطه بودن و رنج و سختی مداوم یهود اشاره دارد و روایات زمان ظهور نیز این مطلب را تایید می کند. در بررسی روایات مربوط به مقابله یهود با حضرت(ع) تعداد زیادی از روایات از نبرد نظامی و نابودی کامل یهودیان به دست حضرت حکایت می کند. «عن ابن عمر أن رسول اللّه صلی اللّه علیه و آله قال: یقاتلکم الیهود فتسلطون علیهم حتی یقول الحجر: یا مسلم هذا یهودی ورائی فاقتله؛ پیامبر(ص) می فرماید: یهود با شما نبرد می کنند پس شما بر آنها مسلط می شوید تا جاییکه سنگ می گوید: ای مسلمان این یهودی پشت سر من است پس او را بکش.» (عبد الرزاق:۱۱/۳۹۹) آنچه در این روایت از اهمیت ویژه ای برخوردار است شروع این نبرد توسط یهود است که با پیروزی مسلمانان و نابودی یهود به پایان می رسد و اگر چه این احادیث حکایت از نابودی تمام یهودیان نداشته اما قدر مسلم، نابودی یهودیان شرکت کننده در نبرد می باشد که با توجه به برخی روایات، فرماندهی این نبرد را حضرت عیسی(ع) به عهده داشته و همانطور که از حدیث زیر به دست می آید ایشان با استفاده از دو نوع تدبیر فرهنگی و نظامی به مقابله با دجال پرداخته که بالاخره منجر به نابودی کامل او می شود. «و بروایه أخری عن عبد اللّه بن عمرو قال: ینزل عیسی بن مریم فإذا رآه الدجال ذاب کما تذوب الشحمه، فیقتل الدجال و یتفرق عنه الیهود، حتی أن الحجر لیقول: یا عبد اللّه المسلم هذا عندی یهودی فتعال فاقتله؛ عیسی بن مریم نازل می شود پس هنگامی که به دجال نظر می کند، دجال مانند ذوب شدن چربی ذوب می شود. پس دجال را می کشد و یهود متفرق می شود تا اینکه همانا سنگ می گوید: ای بنده مسلمان خدا این یهودی نزد من است پس بیا و او را به قتل برسان.» (عبد الرزاق:۱۱/۳۹۹)اگر چه بیان شد که این احادیث دلالت بر نابودی همه یهودیان ندارد اما با توجه به اختصاص وصف (اشد الفتن) به این نبرد و همچنین تحقق ظهور کامل اسلام بعد از نزول حضرت عیسی(ع)، که در احادیث زیر بیان می شود، باید نزول ایشان را پایان بقاء یهود دانست که اولا با تدابیر نظامی و شکست یهودیان و ثانیا با تدابیر فرهنگی در قالب روشنگری و هدایت آنان به اسلام، انجام می پذیرد. «عن مجاهد، فی قوله عز و جل: حَتّی تَضَعَ اَلْحَرْبُ أَوْزارَها قال: یعنی حتی ینزل عیسی بن مریم فیسلم کل یهودی و کل نصرانی و کل صاحب مله، و تأمن الشاه الذئب و لا تقرض فأره جرابا، و تذهب العداوه من الأشیاء کلها، و ذلک ظهور الإسلام علی الدین کله؛ از مجاهد درباره قول خداوند حَتّی تَضَعَ اَلْحَرْبُ أَوْزارَها می گوید: تا اینکه عیسی بن مریم (ع) نازل شود پس هر یهودی و نصرانی و هر صاحب ملتی مسلمان شود و گوسفند از گرگ ایمن شود و موش از گربه و دشمنی از همه امور دور شود و این ظهور کامل اسلام است.» (البیهقی:۹/۱۸۰،)«أخرج سعید بن منصور، و ابن المنذر، و البیهقی فی سننه عن جابر فی قوله: لِیظْهِرَهُ عَلَی اَلدِّینِ کلِّهِ، قال: لا یکون ذلک حتی لا یبقی یهودی و لا نصرانی و لا صاحب مله إلا الإسلام؛ جابر در قول لِیظْهِرَهُ عَلَی اَلدِّینِ کلِّهِ،می گوید: این امر واقع نمی شود تا زمانی که یهودی و نصرانی و صاحب ملتی به غیر از اسلام باقی نماند.» ( البیهقی:۹/۱۸۰ حرعاملی:۳/۵۶۶، و مجلسی:۵۱/۶۱.به نقل از کنزجامع الفوائد وتاویل الآیات الظاهره)«عن حذیفه بن الیمان عن النبی صلی اللّه علیه و آله:. … و یصلی عیسی معهم، ثم ینصرف الإمام و یعطی عیسی الطاعه، فیسیر بالناس حتی إذا رآه الدجال ماع کما یمیع الملح و یمشی إلیه عیسی فیقتله بإذن اللّه تعالی و یقتل معه من شاء. ثم یفترقون و یختبؤن تحت کل شجر و حجر حتی یقول الحجر: یا عبد اللّه یا مسلم تعال هذا یهودی ورائی فاقتله، و یدعو الشجر مثل ذلک غیر شجره الغرقده شجره الیهود لا تدعو إلیهم أحدا یکون عندها. قال رسول اللّه صلی اللّه علیه و آله. إنما أحدثکم هذا لتعقلوه و تفهموه و تعوه و اعملوا علیه و حدثوا به من خلفکم و لیحدث الآخر الآخر، و إن فتنته أشد الفتن، ثم تعیشون بعد ذلک ما شاء اللّه مع عیسی بن مریم؛ پیامبر(ص) فرمودند:… عیسی با آنها نماز می خواند سپس امام (زمان ع) (موقتا از فرماندهی)کناره گرفته و رهبری را به عیسی واگزار می کند پس عیسی با مردم میرود تا هنگامی که به دجال نظر می کند دجال از بین می رود همانطور که نمک در آب حل می شود و عیسی به سوی او رفته و به اذن خدا او و هر کسی را که بخواهد می کشد. سپس متفرق می شوند و زیر هر درخت و سنگی پنهان می شوند تا هر سنگی می گوید ای بنده خدا ای مسلمان بیا و این یهودی پشت سر من است پس او را بکش. و درخت نیز همچنین دعوت می کند غیر از درخت غرقده که درخت یهود است به مسلمانان نمی گوید کسی نزد اوست. پیامبر (ص) فرمود: جز این نیست که به شما خبر می دهم تا در آن بیاندیشید و بفهمید و ادراک کنید و بر طبق آن عمل کنید و برای بعد از خود بازگو کنید و نسل به نسل منتقل شود، و همانا فتنه اش شدیدترین فتنه ها است سپس بعد از آن آنطور که خدا خواهد همراه با عیسی ابن مریم زندگی می کنید.» (ابن حماد:۲/۵۶۸)آنچه تا کنون بیان شد رویارویی مستقیم یهودیان به فرماندهی دجال بود که توسط حضرت عیسی (ع) منجر به نابودی کامل آنها شد. اما روایاتی که زمان وقوع فتنه دجال را پس از برقراری نعمت و الفت و ایجاد آرامش می داند دلالت بر فتنه انگیزی غیر مستقیم آنها داشته که ضرورت توجه به وقایع پیش از این نبرد را می رساند. «ستکون فتنه یحصل الناس منها کما یحصل الذهب فی المعدن، فلا تسبوا أهل الشام و سبوا ظلمتهم فإن فیهم الأبدال. و سیرسل اللّه إلیهم سیبا من السماء فیفرقهم حتی لو قاتلتهم الثعالب غلبتهم، ثم یبعث اللّه عند ذلک رجلا من عتره الرسول صلی اللّه علیه و آله فی اثنی عشر ألفا، یقاتلهم أهل سبع رایات لیس من صاحب رایه إلا و هو یطمع بالملک فیقتتلون و یهزمون، ثم یظهر الهاشمی فیرد اللّه إلی الناس إلفتهم و نعمتهم، فیکونون علی ذلک حتی یخرج الدجال؛ به زودی فتنه ای واقع می شود که مردم از آن فتنه حاصل می شوند همانطور که طلا از معدن حاصل می شود پس اهل شام را دشنام ندهید بلکه ظالمین آنها را نفرین کنید زیرا در میان آنها ابدال هستند. بزودی خداوند بلایی از آسمان به سوی آنها می فرستد پس دچار تفرقه می شوند به طوری که اگر روباهها با آنان بجنگند بر آنها غلبه می کنند. سپس خداوند نزد آنان مردی از خاندان رسول الله (ص) را مبعوث می کند با دوازده هزار نفر، اهل هفت پرچم با آنان نبرد می کنند و صاحب پرچمی نیست مگر اینکه در ملکی طمع دارد پس نبرد می کنند و نابود می کنند، سپس هاشمی ظاهر می شود پس خداوند به مردم انس و نعمتشان را بر می گرداند، پس بر آن حال هستند تا دجال خروج کند.» (کورانی۶۱۲-۶۱۳ به نقل از الحاکم)«عن ابن وزیر الغافقی أنه سمع علیا علیه السّلام یقول: یخرج فی اثنی عشر ألفا إن قلوا و خمسه عشر ألفا إن کثروا، یسیر الرعب بین یدیه، لا یلقاه عدو إلا هزمهم بإذن اللّه، شعارهم أمت أمت، لا یبالون فی اللّه لومه لائم، فیخرج إلیهم سبع رایات من الشام فیهزمهم و یملک فترجع إلی المسلمین محبتهم و نعمتهم و قاصتهم و بزارتهم، فلا یکون بعدهم إلا الدجال. قلنا: و ما القاصه و البزاره؟ قال یقبض الأمر حتی یتکلم الرجل بأشیاء لا یخشی شیئا؛ از ابن وزیر غافقی نقل شده؛ شنیدم از علی (ع) که می گوید: خروج می کند با حداقل دوازده هزار نفر و حداکثر پانزده هزار نفر، ترس در مقابلش است، دشمن او را ملاقات نمی کند مگر به اذن خداوند آنها را نابود می کند، شعارشان بکش بکش است، در راه خدا از ملامت ملامتگری نمی ترسند پس خارج می شود به سوی آنها هفت پرچم از شام پس آنها را نابود می کند و مالک می شود پس به مسلمین محبت و نعمت و قاصه و بزارتشان بر می گردد، پس بعد از آن نیست مگر دجال. پرسیدم: قاصه و بزاره چیست؟ گفت امر به گونه ای می شود که انسان بدون ترس از چیزی آنچه را میخواهد می گوید.» ( ابن حماد فی:۱/۳۴۷)

نبردهای بزرگ قبل از نابودی دجال

روایاتی بر پیاپی بودن فتح روم و نابودی دجال دلالت دارد که اگر چه پیاپی بودن دو نبرد وساطت یهود را در پشتیبانی از روم را اثبات نمی کند اما از روایت به دست می آید که روم خط دفاعی یهود بوده و با شکست آنان یهود قدرتش را از دست می دهد. «عن عبد اللّه بن عمرو بن العاص قال: یبلغ الذین فتحوا القسطنطینیه خروج الدجال فیقبلون حتی یلقوه ببیت المقدس، قد حصر هنالک ثمانیه آلاف امرأه و اثنا عشر ألف مقاتل هم خیر من بقی و صالح من مضی، فبینما هم تحت ضبابه من غمام إذ تکشف عنهم الضبابه مع الصبح، فإذا بعیسی بن مریم بین ظهرانیهم، فینکب إمامهم عنه لیصلی بهم، فیأتی عیسی بن مریم حتی یصلی إمامهم تکرمه لتلک العصابه، ثم یمشی إلی الدجال و هو فی آخر رمق فیضربه فیقتله فعند ذاک صاحت الأرض فلم یبق حجر و لا شجر و لا شیء إلا قال: یا مسلم هذا یهودی ورائی فاقتله، إلا الغرقده فإنها شجره یهودیه؛ عبد الله بن عمر بن عاص می گوید: خبر خروج دجال به فاتحان قسطنطنیه می رسد پس به سمت او رفته و در بیت المقدس او را ملاقات می کنند تعداد آنها محدود در هشت هزار زن و دوازده هزار مرد جنگجوی صالح و بهترین آنان که باقی مانده بودند پس آنها در ابری از مه قرار دارند (در حیرت بودند) که این بلا تکلیفی و سردرگمی هنگام صبح از بین می رود. پس عیسی بن مریم جهت احترام و اکرام به آنها میان آنها حضور و اقامه نماز می کند. سپس به سوی دجال می رود در حالی که در آخر رمقش است پس او را می زند پس او را می کشد و در آن هنگام زمین صیحه می کشد پس سنگی و درختی و چیزی باقی نمی ماند مگر بگوید: ای مسلمان این یهودی پشت سر من است پس او را بکش مگر غرقده پس درخت یهود است.» (ابن حماد:۲/۵۷۰)عبارت (و هو فی آخر رمقه) که بیانگر حمله نظامی دجال با نیروی اندک به مسلمانان است، وساطت دجال در نبرد روم و حتی نبردهای دیگر را اثبات می کند. برخی احادیث نیز بر وقوع دو نبرد با روم دلالت دارد.«عن محمد بن الحنفیه قال: ینزل خلیفه من بنی هاشم بیت المقدس یملأ الأرض عدلا، یبنی بیت المقدس بناء لم یبن مثله، یملک أربعین سنه تکون هدنه الروم علی یدیه فی سبع سنین بقین من خلافته ثم یغدرون به، ثم یجتمعون له بالعمق فیموت فیها غما، ثم یلی بعده رجل من بنی هاشم، ثم تکون هزیمتهم و فتح القسطنطینیه علی یدیه، ثم یسیر إلی رومیه فیفتحها و یستخرج کنوزها و مائده سلیمان بن داود علیهما السّلام ثم یرجع إلی بیت المقدس فینزلها و یخرج الدجال فی زمانه و ینزل عیسی بن مریم علیه السّلام فیصلی خلفه؛ محمد بن حنفیه می گوید: خلیفه ای از بنی هاشم در بیت المقدس نازل می شود زمین را پر از عدل می کند، در بیت المقدس بنایی می سازد که مثل آن قبلا ساخته نشده، چهل سال حکومت می کند صلحنامه با روم در هفت سال باقی مانده از خلافتش است سپس پیمان شکنی می کنند سپس بر علیه او توطئه دسته جمعی می کنند و با حالت اندوه می میرد سپس مردی از بنی هاشم بعد از او می آید و فتح قسطنطنیه به دست او صورت می گیرد و آنان در مقابل ایشان فرار می کنند سپس به سمت روم می رود و آنجا را فتح می کند و گنج های آن و مائده سلیمان بن داود را استخراج می کند و به بیت المقدس بر می گردد و در آنجا منزل می گزیند و دجال در زمانش خروج می کند و عیسی بن مریم(ع) نازل می شود و پشت سرش نماز می خواند.» (ابن حماد:۱/۳۹۹) احادیث دیگری نیز دلیل پذیرش بیعت روم با امام و امضای پیمان نامه را شکست سفیانی و بیعتش با حضرت(ع) می داند که بیانگر دلیل موفقیت حضرت(ع) در تسلط بر جهان در طی هشت ماه می باشد. «عن حذیفه: إن المهدی یبایع بین الرکن و المقام و یخرج متوجها إلی الشام و جبرئیل علی مقدمته و میکائیل علی ساقته، یفرح به أهل السماء و أهل الأرض و الطیر و الوحش و الحیتان فی البحر؛ حذیفه می گوید: همانا مهدی بین رکن و مقام بیعت می کند و به سمت شام خروج می کند و جبرئیل پیشاپیش او و میکائیل بر پشت سر اوست، اهل آسمان و زمین و پرندگان و درندگان و ماهیان در دریا به واسطه او شادمان می شوند» (العرف الوردی ۱۶۳) «عن علی علیه السّلام قال: إذا بعث السفیانی إلی المهدی جیشا فخسف بهم بالبیداء و بلغ ذلک أهل الشام، قالوا لخلیفتهم: قد خرج المهدی فبایعه و ادخل فی طاعته و إلا قتلناک فیرسل إلیه بالبیعه، و یسیر المهدی حتی ینزل بیت المقدس و تنقل إلیه الخزائن و تدخل العرب و العجم و أهل الحرب و الروم و غیرهم فی طاعته من غیر قتال، حتی تبنی المساجد بالقسطنطینیه و ما دونها. و یخرج قبله رجل من أهل بیته بأهل المشرق یحمل السیف علی عاتقه ثمانیه أشهر، یقتل و یمثل و یتوجه إلی بیت المقدس فلا یبلغه حتی یموت؛ امام علی (ع) فرمودند: هنگامی که سفیانی سپاهی به سوی مهدی(ع) فرستاد پس سپاه در سرزمین بیداء فرو رفت و خبر به اهل شام رسید، آنها به خلیفه شان گفتند: مهدی خروج کرده پس با او بیعت کن و تحت فرمان او باش و گر نه تو را می کشیم پس بیعت نامه ای به سوی او فرستاد. و مهدی مسیرش را طی می کند تا در بیت المقدس منزل گزیند و خزائن را به آنجا منتقل می کند و عرب و عجم را در آن داخل می کند و اهل جنگ و روم و غیر آنها را بدون جنگ در اطاعتش داخل می کند تا جایی که مساجدی در قسطنطنیه و اطراف آن بنا می کند و قبل از او مردی از اهل بیتش از اهل مشرق خروج می کند و هشت ماه شمشیر را بر گردنش حمل می کند جنگ می کند و می کشد و متوجه بیت المقدس می شود پس به آنجا نرسیده میمیرد.» (ابن حماد:۲/۵۷۰، المقدسی الشافعی /۱۲۹، و السیوطی:۲/۷۰) «عن عیسی الخشاب قال قلت للحسین بن علی علیهما السّلام: أنت صاحب هذا الأمر؟ قال: لا، و لکن صاحب الأمر الطرید الشرید الموتور بأبیه، المکنی بعمه، یضع سیفه علی عاتقه ثمانیه أشهر؛ عیسی خشاب می گوید: به امام حسین (ع) گفتم شما صاحب این امر هستید؟ فرمود: نه ولی صاحب این امر (رهبر با قدرتی که) دشمنان را رانده و فراری می دهد و خونخواه پدرش، ملقب به لقب عمویش است که شمشیر را هشت ماه به طور مداوم حمل می کند.» (ابن بابویه: ۱/ ۳۱۸ و حر عاملی: ۳/ ۴۶۶، و مجلسی: ۵۱/ ۱۳۳به نقل از کمال الدین)بنابر این دلالت احادیث که بر تداوم جنگ در مدت هشت ماه، به نبردهای ابتدایی حضرت بعد از ظهور اشاره کرده و منافاتی با نبرد های بعدی در جهت گسترش عدالت در دراز مدت ندارد. روایاتی نیز که به زمانمند بودن اصلاحات و گسترش عدل دلالت دارد، این مطلب را تایید می کند.

«قال رسول اللّه صلی اللّه علیه و آله: یخرج رجل من أمتی یعمل بسنتی، ینزل اللّه له البرکه منه السماء، و تخرج له الأرض برکتها، یملأ الأرض عدلا، کما ملئت جورا، یعمل سبع سنین علی هذه الأمه، و ینزل بیت المقدس؛ رسول الله (ص) فرمودند: مردی از امت من خروج می کند به سنت من عمل می کند، خداوند برای او برکتی از آسمان نازل می کند، و زمین برکتش را برای او خارج می کند، زمین را از عدل پر می کند همانطور که از ظلم پر شده است، هفت سال بر این امت اعمال (نفوذ) می کند و در بیت المقدس نازل می شود.» (المقدسی الشافعی السلمی/۴۱، و/۱۵۶، و أبی نعیم/۱۵۱ و السیوطی:۲/۶۲، و اربلی۲/۹۷۲ و حرعاملی:۵/۲۲۵ و مجلسی:۵۱/۸۲ به نقل از کشف الغمه)عبارت (یملا الارض عدلا کما ملئت جورا) از لفظ(کما) استفاده شده است و نوعی مقایسه کمی بین گسترش عدل در آینده و ظلم در گذشته را می رساند و در صورتی که دلیل این مقایسه را بیان کیفیت بدانیم و معتقد شویم که منظور روایت تاکید بر تحقق حد اعلای عدالت بوده، باید بپذیریم که چنین هدفی جز در سایه گذشت زمان امکان پذیر نمی باشد. بنابر این اگر منظور حدیث از لفظ (کما) را مقایسه کمی یا کیفی بین گسترش عدل در آینده و ظلم در گذشته در نظر بگیریم، زمانمند بودن اصلاحات توسط حضرت در این حدیث را نمی توان نادیده گرفت.

تدابیر امام با یهودیان

تدابیر کلی حضرت

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *