تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی شامل 82 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی :

اشاره

در جلسات قبل، مباحثی درباره «تزکیه در اسلام» یا «تزکیه نفس»، مفهوم «تزکیه»، اهمیت آن و راه های کلی رسیدن به آن مطرح شد، اینک ادامه این مجموعه را از سخنرانی های استاد پی می گیریم:

الف. مفهوم تزکیه نفس

به طور خلاصه، عرض کردیم که تزکیه یکی از مفاهیم کلیدی در فرهنگ اسلامی و قرآنی است و ما در فارسی، واژه ای که درست معادل این کلمه باشد، نداریم؛ می توانیم با چند واژه، مفهوم آن را توضیح بدهیم: شکوفایی استعدادها، بالندگی، رشد، کمال یافتن و مفاهیمی از این قبیل در معنای تزکیه مندرجند. در مقابل آن، قرآن واژه «تدسیه» را به کار برده که البته مصدر آن در قرآن نیست، اما یکی از مشتقّات آن «دَسّیها» در آیه «قَدْ اَفلَحَ مَن زَکّیها وَ قَد خابَ مَن دَسّیها»(شمس: ۹و۱۰) آمده است. این نقطه مقابل آن مفهوم است؛ یعنی انسان خودش را تنزّل بدهد و موجبات سقوط و پستی و زبونی و در نهایت، هلاکت و شقاوت خود را فراهم کند.

ب. حرکت صعودی روحانی و نزولی جسمانی

این مفهوم به ما القا می کند که حقیقت انسان در یک حرکت تدریجی می تواند رو به رشد و کمال باشد و انسان باید این حرکت را انجام بدهد. همچنین می تواند حرکتی رو به نزول و سقوط داشته باشد که انسان باید آن را بشناسد و از آن پرهیز کند. به عبارت دیگر، انسان در این عالم، دایم در حال حرکت و تغییر است، وضعش ثابت نمی ماند. اما جهت دادن به این حرکت در اختیار خود اوست. ممکن است این حرکت نفسانی و روحانی باشد و انسان خود را رو به رشد قرار دهد، یا رو به نزول و سقوط. حرکت بدن ما یک مسیر طبیعی دارد. به طور طبیعی و تکوینی، چه بخواهیم و چه نخواهیم، از ابتدا رو به رشد می رود؛ مثلاً، اگر نوزاد را در نظر بگیریم، به تدریج، رشد و تکامل جسمانی پیدا می کند تا در دوران بلوغ و عنفوان جوانی. در اوج جوانی، قوای بدنی انسان به کمال رشد خود می رسند. ولی این حرکت به صورت نزولی ادامه پیدا می کند؛ به تدریج که انسان پا به سن می گذارد، پیر می شود، قوایش ضعیف می شوند، رشد بدن او کاهش پیدا می کند، تا آنجا که قرآن کریم می فرماید: «وَ مِنکُم مَن یُرَدُّ الی اَرذلِ العُمرِ لِکَیلا یَعلَمَ مِن بعدِ علمٍ شیئا.»(نحل: ۷۰) قرآن اشاره می کند که وقتی انسان رو به پیری می رود، زندگی اش پست تر می شود: «وَ مَن نُعَمِّرهُ نُنَکِّسهُ فیِ الخَلقِ.» (یس: ۶۸) این یک سیر طبیعی است، ما نمی توانیم جهت آن را تغییر بدهیم؛ نمی توانیم کاری کنیم که بچه رو به کمال نرود، رو به رشد جسمانی نرود، یا پس از جوانی، وقتی رو به پیری می رود، تنزّل نکند، ضعف پیدا نکند، تا آخر همیشه رو به رشد و بالندگی داشته باشد. این یک سیر تکوینی در حرکت بدن است. اما روح انسان، که حقیقت انسانیت او به همان روح است، آن هم حرکتی دارد که خوش بختانه اختیارش دست خود انسان است البته فقط برای کسانی که قدرش را بدانند و آن را در جهت صحیح رشد بدهند.

گفتیم که از دیدگاه قرآنی، واقعا روح انسانی و حقیقت انسانی ممکن است رشد و تکامل پیدا کند و ممکن است تنزّل و ضعف و هلاکت پیدا کند. این ها تعبیرهای شاعرانه نیستند، حقایقی هستند که قرآن از آن ها پرده برداشته و از ما خواسته است که سعی کنیم این حرکت نفسانی، معنوی و انسانی خودمان را به طرف کمال، و جهتش را جهت رشد و تکامل قرار دهیم. بحثی هم کردیم در اینکه این جهت رشد رو به کجاست. چطور اگر روح انسان تغییر کند، این حرکت تکاملی دارد و متقابلاً اگرچه تغییراتی در روح انسان پیدا می شوند، این حرکت نزولی است؟ رشد بدن را می توانیم با کمیّت ها و عوامل جسمانی اندازه گیری کنیم، مثلاً، بگوییم چقدر رشد کرده، وزنش بیشتر شده، توانایی اش بیشتر شده است، اما روح را چگونه اندازه گیری کنیم که آیا کمال پیدا کرده یا تنزّل کرده است؟ این را باید نسبت به یک نقطه نهایی سنجید. باید ببینیم به آن نقطه نزدیک می شود، یا از آن دور می گردد. اگر رو به آن اوج و قلّه کمال پیش می رود، حرکتش تکاملی است. اما اگر از آن هدف اصلی دور می شود، حرکتش نزولی و رو به نقص است.

پس برای اینکه ما تشخیص دهیم چه وقت تکامل روح انجام می گیرد و چگونه انجام می گیرد، باید ببینیم که جهت و سمت و سوی حرکت آن کجاست.

ج. مقام «قرب»

در این زمینه بحثی داشتیم که از دیدگاه قرآن کریم که البته ادلّه عقلی هم آن را تأیید می کنند کمال روح انسان در یک مقام عالی است و حقیقتش را نمی توانیم بشناسیم، ولی می توانیم از آن تعبیری بکنیم؛ یک تعبیر تشریحی مطابق با فهمی که داریم، این است که قرآن برای اینکه ما را به آن حقیقت در حد فهم خودمان آشنا کند، تعبیر «قرب» را به کار برده است؛ قرب به خدا: «وَ مَا نَعبدُهُم الاّ لِیقرِّبُونا الَی اللّه زُلفی»(زمر: ۳) یا «اِبتغاءَ مرضاتِ اللّهِ»(بقره: ۲۰۷) و تعابیری از این قبیل برای کسانی که می خواهند به خدا نزدیک شوند. در آیه آخر سوره علق هم، که آیه سجده است، به همین معنا اشاره دارد. به هر حال، آخرین مقامی را که برای انسان معیّن می کند، مقامی است نزد خدا، نزدیک خدا، در جوار خدا، همسایگی خدا. این ها تعبیرات قرآنی هستند؛ مانند: «فی مقعدِ صدقٍ عندَ ملیکٍ مقتدرٍ»(قمر: ۵۵) یا از قول آسیه، همسر فرعون، می فرماید: «ربِّ ابنِ لی عندکَ بیتا فیِ الجنهِ.» (تحریم: ۱۱) این تعبیرات اشاره به آن دارند که انسان اگر حرکت تکاملی پیدا کند روحش کامل شود، نشانه کمالش این است که به خدا نزدیک می شود.

نزدیک شدن یعنی چه؟ این را هم در یک بحثی تا اندازه ای که فهم ما می رسید، توضیح دادیم که معنای «نزدیک شدن به خدا» یعنی چه. این ها بحث های قبل بودند. بعد هم گفتیم: سؤال می شود: حالا که فهمیدیم انسان باید به کدام سمت حرکت کند (سمت خدا) باید چه کار کند تا این راه را طی نماید؟ اینکه یک مقصد جسمانی نیست که آدم مسیری را پیش بگیرد و با پای جسمانی حرکت کند تا به آنجا نزدیک شود. نزدیک شدن به خدا یک حرکت روحی است، روح باید چه کار کند که به خدا نزدیک شود؟ در این زمینه تحلیلی داشتیم و به این نتیجه رسیدیم که هر کاری که مرضی خدا باشد، می تواند انسان را به خدا نزدیک کند، منتها این کار هم باید خودش صلاحیت نزدیک کنندگی داشته باشد؛ به تعبیر قرآنی، عمل صالح باشد، کار شایسته باشد، و انسان هم آن را به قصد تقرّب به خدا انجام دهد؛ چون اگر کار شایسته را به قصد ریا انجام دهد اثر معکوس می بخشد.

د. عبادت

کاری که خودش فی حد نفسه شایستگی مقرِّبیت داشته باشد یعنی توان این را داشته باشد که انسان را به سوی خدا ببرد و به قصد تقرّب هم انجام بگیرد، این چیزی است که می تواند انسان را به سوی خدا پیش ببرد و به هدف نهایی انسان برساند. در فرهنگ اسلامی و قرآنی، این نوع کار اسمش «عبادت» است.

عبادت تنها آن عبادت های خاص به معنای شرعی که داریم مثل نماز و روزه نیست، هر کاری که برای اطاعت امر خدا و تقرّب به او انجام گیرد و خودش فی حد نفسه کار شایسته ای باشد، آن هم عبادت است. قرآن کریم که می فرماید: «وَ ما خَلَقتُ الجِنَّ و الانسَ اِلاّ لِیَعبدونِ»(ذاریات: ۵۶)، همین معنا را اراده می کند. جن و انس دو موجود مختار هستند. به همین دلیل، این دو را ذکر فرموده، اما ملک و حیوانات را نفرموده است؛ چون آن ها حرکت تکاملی اختیاری ندارند. درباره ملائکه می فرماید: «وَ مَا مِنّا الاّ و له مقامٌ معلومٌ.»(صافات: ۱۶۴) ملک دیگر رشد ندارد، همان مقامی که از اول داشته است، در همان مقام ثابت خواهد ماند. موجودی که رشد و تکامل اختیاری دارد، در دیدگاه قرآن، یکی انس (انسان ها) است و یکی هم جن. از واقعیت و کیفیت کار جن درست خبر نداریم؛ البته چیزهایی در قرآن و روایات آمده، ولی محل بحث ما نیست. ما اول نسبت به خودمان باید ببینیم چه کاره ایم. خدا می فرماید: انس و جن را نیافریدم، مگر برای اینکه مرا پرستش کنند: «اِلاّ لِیَعبدونِ.»این عبارت این معنا را افاده می کند که با اختیار خودشان کاری انجام دهند که آن ها را به خدا نزدیک کند. به عبارت دیگر، ما انسان را خلق کردیم تا خودش راه کمال را بپیماید، اما کمال واقعی قرب به خداست، راهش هم اعمالی است که در لسان شرع، نامشان «عبادت» است. عبادت می تواند نماز و روزه باشد، یا کمک به زیر دستان، تعلیم جاهلان، ارشاد گم راهان و چیزهایی از این قبیل. همه این ها عبادت هستند. چرا؟ برای اینکه خدا به آن ها دستور داده و به این کارها راضی است. ما وقتی این کار را به قصد قربت، یعنی به قصد اطاعت امر خدا انجام می دهیم، ما را به او نزدیک می کند و اصلاً ما آفریده شده ایم برای اینکه به خدا تقرّب پیدا کنیم. عبادت می کنیم قربه الی الله؛ یعنی نیت ما در این کار باید تقرّب به خدا باشد تا اثربخش باشد.

ه . غفلت

بعد به این بحث پرداختیم که انسان ها غالبا صرف نظر از انسان های ممتاز، اولیای خدا و انبیا ابتدا به خاطر اینکه در دامن طبیعت پرورش پیدا می کنند و انگیزه های مادی بر آن ها غالب است، محیط آن ها را به ارضای خواسته های مادی دعوت می کند و این ها باعث می شوند که آدم غافل شود از اینکه هدف اصلی چیست و راه رسیدن به آن هدف کدام است، بیندیشد که اصلاً برای چه آفریده شده است، کجا باید برود، یا از چه راهی باید برود.

از دیدگاه قرآن، عامل اصلی سقوط انسان «غفلت» است. آیاتی را در این زمینه مورد بررسی قرار دادیم که مهم ترین آن ها همان آیه معروفی است که می فرماید: «وَ لَقَد ذَرأنا لِجهنَّمَ کَثیرا مِن الجنِّ و الانسِ لهُم قلوبٌ لا یفقهونَ بها و لهُم اعینٌ لا یُبصرونَ بِها و لهُم آذانٌ لا یَسمَعون بِها اولئکَ کالانعامِ

بَل هُم اَضلُّ اولئکَ همُ الغافلونَ.»(اعراف: ۱۷۹) انسان های غافل، که از حیوان گم راه تر می شوند، از حیوان پست تر هم می شوند، کیانند؟ اهل غفلت آن هایی هستند که نیندیشیده اند برای چه آفریده شده اند، کجا باید بروند، از چه راهی باید بروند. غفلت موجب سقوط آن ها شده و آن ها را به حد حیوانیت، بلکه پست تر از آن تنزّل داده است. پس برای اینکه بتوانیم در مسیر تکامل قرار بگیریم، باید غفلت زدایی کنیم؛ یعنی از حالت غفلت و گم راهی بیرون بیاییم تا بفهمیم چه کسی ما را آفریده، برای چه آفریده است، کجا باید برویم، به کجا باید برسیم. تا زمانی که انسان غرق در التذاذات مادی است و توجهش به این است که شکم و مادون شکم و مافوق شکمش ارضا شود، راه به جایی نمی برد، نهایتش در حد حیوانات است. وقتی از حد حیوانیت خارج می شود و وارد مرز انسانیت می گردد که از حالت غفلت خارج شود، این سؤالات برایش مطرح شوند که اصلاً چه هستم، که هستم، به کجا می روم، برای چه مرا آفریده اند. وقتی این سؤالات برای آدم مطرح شدند، آن وقت باید در صدد جواب آن ها بر بیاید.

و. ذکر

برای خروج از غفلت، آدم باید سعی کند حالت توجه پیدا کند. حالت توجه در اصطلاح قرآن، اسمش «ذکر» است. «ذکر» یعنی توجه دل. ذکر، که یک نوع آن لفظی است، وسیله ای برای توجه قلب است، یا اثری از توجه قلب است. به هر حال، در مقابل غفلت، حالت ذکر، توجه و التفات قرار دارد. این ها تعبیرات ما هستند، تعبیر قرآن همان «ذکر» است. بحث کردیم که اصلاً ذکر چیست، چند مرحله دارد. اولین مرحله اش که برای انسان لازم است تا از حالت غفلت درآید، چیست و چگونه پیدا می شود؟ به این مناسبت، آیه شریفه «الّذینَ یَذکرونَ اللَّه قیاما و قعودا و علی جُنوبِهم»(آل عمران: ۱۹۱) را ذکر کردیم که قرآن می فرماید: سعی کنید همیشه، حتی وقتی در بستر خوابیده اید، به یاد خدا باشید، با یاد خدا بخوابید و با یاد خدا از خواب بیدار شوید. وقتی از خواب برمی خیزید، اول سجده شکر کنید که خدا به ما حیات داده است. سراسر زندگی ما باید سرشار از یاد خدا باشد.

ز. تفکّر

در ادامه آیه مزبور، به تفکّر راهنمایی می کند که هم موجب می شود یاد تقویت شود و هم لوازم یاد تحقق پیدا کند: «َو یتَفکّرونَ فیِ خَلقِ السّمواتِ و الارضِ.»به این مناسبت، درباره تفکر، به عنوان عاملی که می تواند انسان را از غفلت نجات دهد و متوجه کند به آنچه باید بدان توجه پیدا کرد، بحث هایی داشتیم. این حاصل بحث هایی بود که جلسات گذشته به عنوان کلیاتی برای مبحث تزکیه نفس عنوان کردیم.

وظایف انسان در قبال خود و دیگران

اکنون بحث درباره این است که ما چند نوع فعالیت در زندگی داریم؟ انسان یک سلسله رفتارهایی انجام می دهد که مربوط به خودش است، بدون اینکه توجه به ماورای خودش داشته باشد. این رفتارها باید چگونه باشند تا او را به آن هدف نزدیک کنند؟ یک سلسله رفتارهایی است که در ارتباط با خدا انجام می دهد، مربوط به شخص خودش نیست؛ به عنوان کرنش در مقابل خدا و پرستش او این

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *