تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل ارتداد نگاهی دوباره (۱)؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل ارتداد نگاهی دوباره (۱)، محتوای خود را در قالب 98 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل ارتداد نگاهی دوباره (۱) با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ارتداد نگاهی دوباره (۱) آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل ارتداد نگاهی دوباره (۱) به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل ارتداد نگاهی دوباره (۱) ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل ارتداد نگاهی دوباره (۱)، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل ارتداد نگاهی دوباره (۱) را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ارتداد نگاهی دوباره (۱) :

تقریری از مباحث آیت الله موسوی اردبیلی

رمضان ۱۴۲۰

(قسمت اول ارتداد در قرآن)

سید جواد ورعی

مقدمه

بحث ارتداد از مباحث مهمی است که ابعاد گوناگون آن در علم کلام،فقه، تفسیر و تاریخ قابل پیگیری است. این بحث از
سوی فقهای بزرگوار با استناد به روایات فراوانی که از ائمه اطهار(ع) نقل شده، با صبغه فقهی مطرح گردیده و در بسیاری
از کتب فقهی طی قرون متمادی، ثبت و ضبط است. ایراد شبهات و اشکالات گوناگون کلامی با استناد به اصولی که در
قرون اخیر از سوی مکاتب فلسفی غرب مطرح شده و تعارضی که میان احکام ارتداد با مقولاتی چون حقوق بشر، آزادی
عقیده و آزادی بیان با مفهوم غربی آن، احساس می شود، اهمیت بررسی این بحث را در ابعاد مختلف دو چندان
ساخته است. هر چند بسیاری از شبهات مطروحه باید در حوزه مباحث کلامی پاسخ داده شود و مورد تجزیه و تحلیل قرار
گیرد، اما پرداختن به این مساله از نظر فقهی، تفسیری و تاریخی نیز در جهت روشن شدن پاره ای از ابهامات سودمند
است.

آیه الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی از اساتید و فقهای معاصر در ماه رمضان سال جاری با چنین احساسی، بحث
ارتداد راازجنبه فقهی در جمع گروهی از فضلای حوزه علمیه قم مطرح نمودند.

با توجه به اهمیت این مبحث درصدد تنظیم، تنقیح و ارائه این سلسله مباحث برآمدیم تا علاوه بر مخاطبان اصلی این
بحث یعنی فضلای حوزه، سایر علاقه مندان نیز از آن بهره مند شوند.

ملاحظه چنین مباحثی نشان می دهد که فقهای شیعه با چه دقت وموشکافی هایی به فهم کتاب و سنت مبادرت می
ورزند و گاه در فهم روایتی، ساعت ها به تامل می پردازند تا حکم خدا را استنباطنمایند. تلاش کرده ایم نخست متن
سخنان ایشان را تنظیم و ارائه کنیم، سپس توضیحات و ملاحظاتی در پایان بر آن بیفزاییم تاهم تفصیلی بر پاره ای از
مطالب اجمالی و توضیحی بر بعضی ازاشارات درس باشد، و هم نظری بر آن چه که مفسران، فقیهان ومورخان در این
زمینه ابراز کرده اند، افکنده شده باشد،با این امید که خوانندگان را مفید فائده باشد.

این توضیحات در پایان به ترتیب شماره های متن اصلی بحث آمده است. در بخش اول این بحث، استاد محترم ارتداد را از
نظر لغوی و آیات قرآن مورد توجه قرار داده اند

بسم الله الرحمن الرحیم

ما قبلا در کتاب (فقه الحدود والتعزیرات)، بحث ارتداد را مطرح کرده ایم، اما به نظر می رسد که نیاز به بحث بیشتر و
مستوفی دارد، از این رو در این ماه مبارک بار دیگر به این بحث نظری می افکنیم.

بحث ارتداد در کتب گوناگون فقه هم چون کتاب الطهاره، کتاب الحدود و کتاب الزکوه مورد بحث قرار گرفته، هم چنین
بعضی ازفروع آن در کتاب المیراث مورد توجه قرار گرفته، اما تفصیل مباحث آن در سه کتاب یاد شده است.

انگیزه من از انتخاب این بحث، وجود چند نکته در باب ارتداداست:

نکته اول: بحث ارتداد از مباحث دشوار فقهی است، به طوری که نه اجماع و اتفاقی بین علمای اسلام وجود دارد و نه
اجماع و اتفاقی میان علمای امامیه و نه میان علمای اهل سنت; در کیفیت طرح بحث میان آنان اختلاف نظر وجود دارد.

نکته دوم: خوشبختانه یا متاسفانه اشکالات و شبهات متنوع کلامی دربحث ارتداد مطرح شده که تامل و دقت در آنها بر
غنای مبحث ارتداد می افزاید. مثلا آیا احکام ارتداد با تکلیف مالایطاق هماهنگی دارد؟ با آیه مبارکه (لااکراه فی الدین)
چگونه سازگاراست؟ با مسلمات اصول و مبانی دینی ما چگونه سازگار است؟ رابطه آن با آزادی فکر، آزادی قلم، آزادی
بیان که در یکصد سال اخیردر جامعه ما مطرح شده اند، چیست و چه نسبتی با این مباحث دارد؟(۱)

نکته سوم: ارتداد اقسامی دارد، برخی از اشخاص از دین اسلام بازگشته و مرتد می شوند، بعضی از مرتدها از فرق اسلامی
اند مثل مجسمه، مشبهه، خوارج با آن که مرحوم شهرستانی در (ملل و نحل)

از فرق اسلامی شمرده، در عین حال محکوم به ارتدادند، چگونه باآن که مرتدند از فرق اسلامی شمرده شده اند؟

نکته چهارم: بعضی از اشخاص ظاهرا از اسلام بر می گردند ولی قلبابه اسلام معتقدند ومتقابلا بعضی از اشخاص اظهار
اسلام می کنندولی قلبا از اسلام برگشته اند، آیا این دو گروه حکم یکسانی دارند، یا احکامشان متفاوت است؟

نکته پنجم: ارتداد احکام گوناگونی دارد، در بعضی از اقسام ارتداد استتابه صورت می گیرد و در بعضی از اقسام
ارتداداستتابه انجام نمی گیرد. نجاست، محرومیت از ارث، جدایی همسر ومصادره اموال از دیگر احکام ارتداد است.

نکته ششم: در تاریخ اسلام مساله ارتداد مورد سوء تعبیر و سوءاستفاده قرار گرفته است، علمای زیادی از سوی بعضی به
ارتدادمتهم شده اند، بعضی از فرق اسلامی یکدیگر را مرتد شمرده اند،پیروان یک مکتب نیر گاهی یکدیگر را به ارتداد
متهم کرده اند.

نمونه ای از این تکفیرها را که توسط دو تن از علمای اهل سنت نسبت به علمای شیعه صورت گرفته، از کتاب (الفصول
المهمه)

تالیف مرحوم شرف الدین برای شما نقل می کنم:

(قال فی جواب من ساله عن السبب فی وجوب مقاتله الشیعه وجواز قتلهم: اعلم اسعدک الله ان هولاء الکفره والبغاه الفجره
جمعوا بین اصناف الکفر والبغی والعناد وانواع الفسق والزندقه والالحادومن توقف فی کفرهم و الحادهم ووجوب قتالهم
وجواز قتلهم فهو کافر مثلهم.

وسبب وجوب قتالهم وجواز قتلهم البغی والکفر معا، اما البغی فانهم خرجوا عن طاعه الامام خلد الله ملکه الی یوم القیامه
وقد قال الله تعالی: (فقاتلواالتی تبغی حتی تفی ء الی امر الله)

والامر للوجوب فینبغی للمسلمین اذا دعاهم الامام الی قتال هولاء الباغین الملعونین علی لسان سید المرسلین
ان لایتاخروا عنه بل یجب علیهم ان یعینوه ویقاتلوهم معه… فیجب قتل هولاءالاشرار الکفار تابوا اولم یتوبوا ثم
حکم باسترقاق نسائهم وذراریهم.) (۱)

نکته آخر: بحث ارتداد که هم در آیات قرآن مطرح شده، هم درروایات، در کتب فقهای ما به صورت پراکنده مورد توجه
قرارگرفته است، با آن که در آثار فقهی قدما مانند (مبسوط) و(تهذیب) از آثار شیخ طوسی به صورت مستقل تحت عنوان
(کتاب الرده) و در آثار علمای اهل سنت مانند (صحیح) بخاری تحت عنوان(کتاب الارتداد) آمده است. چرا در اعصار
متاخر به صورت پراکنده و به تناسب مباحث مختلف فقهی به احکام آن پرداخته شده است؟

مجموعه نکات فوق ایجاب می کند که بحث ارتداد به صورتی مستقل وبا دقت و تاملی دوباره مورد توجه قرار گیرد.
انگیزه من نیز ازطرح این بحث، نکاتی است که مورد اشاره قرار گرفت.

بحث ارتداد را در چند محور دنبال خواهیم کرد:

ارتداد در لغت، ارتداد در قرآن، ارتداد در سنت، ارتداد دراقوال علمای شیعه و اهل سنت و در نهایت جمع بندی و
نتیجه گیری. قبل از ورود به بحث آن طور که در مباحث فقهی متداول است، مقتضای اصل اولی را بررسی می کنیم. در
مباحث فقهی قبل ازبررسی ادله، اصلی تاسیس می شود تا در صورت فقدان دلیل معتبربه مقتضای اصل عمل شود.

اصل اولی در بحث ارتداد

اصل اولی در مساله ارتداد، (حرمت ترتب آثار ارتداد) است. درمورد هر یک از آثار ارتداد چنان که دلیل معتبری یافت شد،
به مقتضای این اصل نمی توان آن اثر را مترتب کرد. در مورد ارتدادنیز چنان که در ارتداد شخصی شک و تردید داشتیم،
حکم به عدم ارتداد می کنیم، زیرا اسلام شخص مسلم است و بازگشت و ارتدادش از اسلام مشکوک می باشد.

در بحث قصاص نیز شبیه این مطلب وجود دارد. علما در بحث قصاص می گویند: کشتن مسلمان حرام است. ولی از حکم
قتل انسان بماهوانسان و فارغ از دین و آئینش سخن نمی گویند. ما در کتاب (فقه القصاص) بحث را از انسان آغاز کرده ایم
و به گمان خویش ثابت کرده ایم که کشتن انسان بماهو انسان حرام است، چون جواز قتل نیازمند دلیل است و بستگی به
تحقق موضوعاتی چون کفر، محاربه وامثال آن که مجوز قتل می باشد، دارد.(۲)

شخص مرتد یک مرحله بالاتر است زیرا حقیقتا یا حکما سابقه اسلام دارد، از این رو حتما باید ارتداد شخص احراز شود تا
بتوان احکام ارتداد را بر آن مترتب نمود. در موارد مشکوک نیز شخص محکوم به اسلام است زیرا جای تمسک به برائت
عقلی یا برائت شرعی نیست.

ارتداد در لغت

خلیل بن احمد در کتاب العین، قدیمی ترین کتاب لغت پس از اسلام ومربوط به قرن دوم هجری، می گوید:

(والرده مصدر الارتداد عن الدین والرده تقاعس فی الزقن وان کان فی الوجه بعض القباحه ویعتریه شی ء من جمال یقال:
هی جمیله ولکن فی وجهها بعض الرده.)

راغب اصفهانی در (المفردات فی الفاظ القرآن) می گوید:

(الارتداد والرده الرجوع فی الطریق الذی جاء منه لکن الرده تختص بالکفروالارتداد یستعمل فیه وفی غیره قال الله تعالی:
(ان الذین ارتدوا علی ادبارهم) وقال: (یا ایها الذین امنوا من یرتد منکم عن دینه) وهو الرجوع من الاسلام الی الکفر وکذلک
(من یرتدد منکم عن دینه فیمت وهو کافر.)

احمد بن محمد المقری در (المصباح المنیر) می گوید:

(ارتد الشخص رد نفسه الی الکفر والاسم الرده.)

طریحی در (مجمع البیان) می گوید:

(المرتد من ارتد عن الاسلام الی الکفروهو نوعان فطری وملی… والرده بالکسروالتشدید اسم من الارتداد، واصحاب
الرده علی ما نقل کانوا علی صنفین: صنف ارتدوا عن الدین وکانوا طائفتین احدهما اصحاب مسیلمه والاخری ارتدواعن
الاسلام وعادوا الی ما کانوا علیه فی الجاهلیه… والصنف الثانی لم یرتدوا عن الایمان ولکن انکروا فرض الزکوه وزعمواان (خذ
من اموالهم) خطاب خاص بزمانه(ص).)

ارتداد در قرآن

به نظر ما (ارتداد در قرآن) با (ارتداد در روایات) متفاوت است.

ارتداد در زمان پیامبر که آیات قرآن ناظر به آن است، باارتداد در زمان امام باقر و امام صادق و امام رضا(ع) که روایات
ناظر به آن است، تفاوت دارد.

ارتداد در صدر اسلام، ارتداد و بازگشت از دین بود، شخص مسلمانی پس از گرایش به اسلام، مشرک یا مسیحی یا یهودی
می شد، در این دوره ارتداد فکری مطرح نبود، ارتدادها معمولا با انگیزه سیاسی یا اقتصادی یا قومی همراه بود; مثلا
برخی از اشخاص در برابروجوب زکات مقاومت کرده و برای آن که زکات نپردازند، از اسلام بر می گشتند یا به خاطر
خلافی که مرتکب شده بودند; باید قصاص می شدند، برای آن که از حکم قصاص بگریزند، از دین خارج می شدند. یا
رئیس قوم و قبیله ای به یکی از دو انگیزه فوق یاانگیزه دیگری از اسلام خارج می شد، همه افراد قبیله به تبعیت از او از
اسلام روگردان می شدند. قبائل بنوحنفیه، بنو مدلج وبنو اسد به خاطر خروج رئیس قبیله از دین، همگی از دایره
اسلام خارج شدند.(۳)

ابوحمار رئیس بنو مدلج پس از آن که مسلمان شد، ادعای نبوت کردو از اسلام خارج شد، و افراد قبیله به پیروی از او
مرتد شدند.

مسیلمه کذاب رئیس بنوحنفیه با ادعای نبوت از دین خارج شد، وهمه افراد قبیله به تبعیت از او مرتد شدند. بعضی از
افراد هم برای فرار از جهاد مرتد می شدند. به عنوان نمونه:

پیامبر اکرم(ص)، عبدالله بن جحش را به فرماندهی گروهی برای سریه ای اعزام کرد، ولی به او دستور داد حکم ماموریت
را درفلان نقطه مطالعه کن و به هر آن چه در آن نامه آمده،عمل کن.

عبدالله در مکان مورد نظر نامه را باز کرد، مامور شده بود که به اطراف مکه برود، اما اطرافیان خود را برای رفتن
مجبورنسازد، هر که مایل بود با او برود و هر که مایل نبود بازگردد.

عبدالله اعلام کرد که هر کس آماده شهادت است همراه من حرکت کند. از هفت یا نه یا دوازده نفری که به اختلاف نقل
هاهمراهش بودند، جز دو نفر به نام های سعد بن ابی وقاص و ربیعه که بازگشتند، بقیه او را همراهی نمودند.(۴) وقتی آن
دوبازگشتند، آیه مبارکه سوره بقره نازل شد که در بررسی آیات ارتداد نقل خواهیم کرد.

در زمان ابوبکر نیز هفت طائفه زکات ندادند و مرتد شدند.

یک طائفه هم در زمان عمر مرتد شدند.

جریان از این قرار بود که شخصی بنام (جبله) از اعیان و اشراف،لباس احرامی نفیسی خریداری کرد و به مسجدالحرام
آمد.

پس از طواف که در گوشه ای از مسجد نشسته بود، عربی بیابانی هنگام عبور از کنار او بی توجهی کرد و لباس او را آلوده
وکثیف نمود. جبله ناراحت شد و با چوب دستی که در دستش بود، چندضربه به او زد. عرب بیابانی چیزی نگفت و رفت
ولی پس از طواف با خلیفه عمر بن خطاب روبه رو شد و به او شکایت کرد. خلیفه جبله را احضار کرد و ماجرا را جویا شد و
او اقرار کرد که باچوب دستی اش چند ضربه به او وارد کرده است. مرد عرب خواستارقصاص شد و هر چه جبله از او
خواست که از قصاص صرف نظر کند ودر مقابل پولی از او دریافت کند، نپذیرفت. خلیفه نیز حاضر نشداز قصاص صرف
نظر کند مگر آن که مرد عرب رضایت دهد از اجرای قصاص چشم بپوشد. جبله که به سختی ناراحت بود از مرد عرب
برای اجرای قصاص چند روز مهلت گرفت، از این مهلت استفاده کرد و برای گریز از حکم قصاص، به شامات رفت و گفت:
(من دینی را که در آن مرد عرب بیابان گردی جز به قصاص من راضی نشود، نمی خواهم.)

و بدین وسیله از اسلام روگردان شد.(۵)

نمونه دیگر، روزی پیامبر اکرم(ص) هنگام موعظه مردم، از منافقی نام برد. شخصی پشت سر پیامبر گفت: اگر سخن
پیامبر صحیح باشد،من از خر پست ترم. مردی به نام عامر این سخن را شنید و به اوگفت: سخن پیامبر درست است و تو
واقعا از خر پست تری. عامر نزدپیامبر آمده، ماجرا را تعریف کرد. پیامبر او را خواست و از اونیز ماجرا را سوال کرد ولی آن
شخص گفته عامر را انکار کرد.

پیامبر از آنان خواست بر سخن خویش سوگند یاد کنند. آن مرد به دروغ قسم یاد کرد که من پشت سر پیامبر چنین
سخنی نگفته ام.

عامر برای سوگند برخاست و پس از آن ادعا کرد که پروردگارا!

اگر او چنین سخنی را بر زبان رانده، مرا تایید کن. پیامبر واصحاب آمین گفتند.جبرئیل آمد آیه ای نازل شد و عامر را
تاییدکرد و کذب آن شخص برملا شد. پس از رسوا شدن، اقرار کرد ولی توبه نمود و پیامبر توبه اش را پذیرفت.(۶)

خلاصه سخن آن که ارتداد در صدر اسلام، مواردی از این قبیل بوده است، در هیچ یک از آیات ارتداد، احکام ارتداد بیان
نشده وتنها سخن از وعید عذاب آخرت است. بنابراین در پاسخ به پرسش کسانی که می گویند: احکام ارتداد که در فقه
مطرح است، از کدام یک از آیات استفاده می شود؟ می گوئیم: احکام ارتداد از روایات استفاده می شود نه از آیات قرآن. و
سر این که احکام ارتداد درقرآن بیان نشده، ظاهرا همان نکته ای است که یادآور شدیم که ارتداد در قرآن غیر از ارتداد در
روایات است. ارتداد در صدراسلام، ارتداد فکری نبوده بلکه ارتداد سیاسی، اقتصادی یا قومی و قبیله ای بوده است.

بررسی آیات ارتداد

آیه اول:

(…ولایزالون یقاتلونکم حتی یردوکم عن دینکم ان استطاعوا ومن یرتدد منکم عن دینه فیمت وهو کافر فاولئک
حبطت اعمالهم فی الدنیا وال آخره واولئک اصحاب النار هم فیها خالدون.) (۲)

شان نزول این آیه ماجرای عبدالله جحش است که قبلا نقل شد وارتباطی به ارتداد فکری و عقیدتی ندارد.

آیه دوم:

(یا قوم ادخلوا الارض المقدسه التی کتب الله لکم ولاتردوا علی ادبارکم فتنقلبواخاسرین.) (۳)

آیه مبارکه مربوط به قوم موسی(ع) است، وقتی که دستور ورود به سرزمین مقدس به آنان داده شد، تمرد کرده و به
پیامبر خودگفتند:

(یا موسی ان فیها قوما جبارین و انا لن ندخلها حتی یخرجوا منها فان یخرجوا منهافانا داخلون.) (۴)

آیه شریفه آنان را از این که به دوران قبل از بعثت موسی و نجات از سلطه فرعون بازگر

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *