تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل بررسی جایگاه اهل بیت در قرآن؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی جایگاه اهل بیت در قرآن با 120 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی جایگاه اهل بیت در قرآن:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی جایگاه اهل بیت در قرآن به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی جایگاه اهل بیت در قرآن با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی جایگاه اهل بیت در قرآن تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی جایگاه اهل بیت در قرآن را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بررسی جایگاه اهل بیت در قرآن :

مقدمه

بنابر حدیثی که در کتب شیعه و اهل سنّت آمده و همه بر صحّت آن اتفاق نظر دارند رسول گرامی اسلام دو امانت بزرگ از خود به یادگار گذاشت. این دو امانت قرآن و اهل بیت او هستند که رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) هدایت مسلمانان را در گرو مراجعه به آنان اعلام فرمود. در هدایت گری قرآن به ویژه برای پرهیزکاران تردیدی نیست، چراکه قرآن بین ابدی پیامبر و راهنمای همیشگی مسلمانان است.

امّا اهل بیت (علیهم السلام) چه کسانی هستند و از نظر سیاسی و معنوی چه شئونی دارند که بر طبق حدیث ثقلین، هدایت قرآن با رهبری آنان گره خورده است. این نوشته بر آن است که با استفاده از قرآن و اخبار معتبری که در شأن نزول یا توضیح آیات قرآن وارد شده است، اطلاعاتی دربار مصادیق اهل بیت به دست دهد و خصوصاً دربار امامت حضرت علی (علیه السلام) و فرزندان او، نظر قرآن را روشن سازد. اهمیت این مباحث وقتی روشن می گردد که در نظر گیریم:

اولاً: امامت، مهم ترین اصل اعتقادی به شمار می رود؛

ثانیا: نام امامان مذهب در قرآن کریم وارد نشده است.

زمین تاریخی سؤال دربار امامان علیهم السلام

مراجعه به برخی از روایات نشان می دهد که بحث در مورد امامان، از دیر باز بین مسلمانان مطرح بوده است. به عنوان مثال کلینی (رحمه الله) در کتاب کافی حدیثی از ابوبصیر نقل کرده ا ست که او گوید: از امام صادق (علیه السلام) سؤال کردم: آی: {أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الأْمْرِ مِنْکمْ}[] دربار چه کسانی نازل گردید؟امام (علیه السلام) فرمود: «این آیه در شأن علی (علیه السلام) و دو فرزندش حسن و حسین (علیهما السلام) نازل گردید.» ابوبصیر گوید: باز سؤال کردم که: مردم می گویند: از چه جهت خداوند نام علی (علیه السلام) و خاندانش را نبرده است؟

امام صادق (علیه السلام) فرمود: «در پاسخ به مردم بگویید: دستور نماز خواندن بر رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) نازل شد، در حالی که سخنی از سه رکعت و چهار رکعت در میان نبود، و این رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) بود که رکعات نماز را تفسیر کرد. دستور پرداخت زکات نازل شد، امّا در آن نیامده بود که از چهل درهم یک درهم بپردازید، و این رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) بود که نصاب زکات را تفسیر کرد. دستور حج نازل شد در حالی که در آن نیامده بود که هفت نوبت طواف کنید، و این رسول خدا بود که مراسم طواف را تفسیر کرد. بر همین پایه فرمان خدا نازل گشت که: «از خدا و رسول خدا اطاعت کنید و نیز از آنان که از بین شما صاحبان امر باشند.» که مصداق آن دربار علی و حسن و حسین (علیهم السلام) ثابت و پابرجا ماند.

زیرا در ارتباط با این دستور بود که رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) فرمود: «هر مؤمنی که من سرپرست و مولای او هستم، علی مولا و سرپرست او خواهد بود.» و باز فرمود: «به شما مؤمنان سفارش می کنم که از کتاب خدا و خاندان من جدا مشوید، که من از خدا خواسته ام که میان قرآن و خاندانم جدایی نیفکند تا قیامت که بر حوض کوثر آنان را به من ملحق می سازد، و خداوند پذیرفت.»… بدانید که اگر رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) لب فرو می بست و خاندان خود را معرّفی نمی کرد، خاندان فلان و بهمان مدّعی می شدند که ما صاحب الامرشماییم.»[]چنانکه ملاحظه می کنید در این حدیث امام صادق (علیه السلام) ضمن پاسخگویی به سؤال ابوبصیر، به مطلب مهمّ دیگری نیز اشاره کرده است و آن اشاره به طبیعت اجمالی قرآن از یک طرف و لزوم مراجعه به تفسیر و سنّت رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) در فهم مجملات قرآن از طرف دیگر است. و باید گفت که این حقیقتی است که نه تنها در عصر رسول خدا و امامان (علیهم السلام) بلکه در هر دوره ای باید مورد توجه قرار گیرد.

سخنی در طبیعت اجمالی قرآن

قرآن کتابی است که در موضوعات مختلف اعتقادی، اخلاقی، تاریخی و… سخن به میان آورده و مطالب مهمی را با مخاطبان خود در میان گذاشته است. و واضح است که سخن قرآن در بسیاری از زمینه ها سخنی کلّی و به اجمال است که باید مورد تبیین وتفسیر قرار گیرد. امّا این مطلب برای قرآن به هیچ عنوان نمی تواند نقیصه به شمار آید.[] زیرا در مورد کتابی که مدّعی است دربردارند تمام حقایق و اسرار آفرینش است، نباید انتظار داشت که در عین حال مطالب خود را به شکل جزیی و تفصیلی طرح کرده باشد. آنچه مهم است درک این مطلب است که در حکمت الهی چه طرحی جهت تبیین حقایق قرآن و مطالب اجمالی آن اندیشیده شده است. اگر جهت یافتن این سؤال به قرآن مراجعه کنیم متوجه طرح قرآن به شکل زیر خواهیم گشت:

ـ خداوند خود نخستین مفسّر و مبین قرآن است.

ـ رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) عامل تبیین قرآن برای مردم است.

در مورد اول خداوند خطاب به رسول خود می فرماید: (فَإِذا قَرَأْناهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ * ثُمَّ إِنَّ عَلَینا بَیانَهُ)[] یعنی: چون قرآن را بر تو خواندیم تو از قرائت آن پیروی کن. سپس بدان که بیان و توضیح آن نیز به عهد ماست. از این آیه به دست می آید که خدای تبارک و تعالی علاوه بر نزول آٍیات قرآن به رسول گرامی، حقایقی هم به عنوان تبیین مطالب قرآنی به آن حضرت وحی کرده است. و از این جهت پیامبر اسلام (صلّی الله علیه وآله) در حدیثی خطاب به مسلمانان فرمود:«الا انّی قد اوتیت القرآن و مثله معه.»[] یعنی: آگاه باشید که به من قرآن و حقایقی مانند آن داده شد.

و امّا در مورد دوم خداوند در سور نحل فرموده است:(وَ أَنْزَلْنا إِلَیک الذِّکرَ لِتُبَینَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیهِمْ)[] یعنی: (ای رسول ما) این ذکر (قرآن) را بر تو فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که نازل شده تبیین نمایی. رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) با قول و فعل خود به تبیین مجملات قرآن اقدام می فرمود. مثلاً آن حضرت در مورد کیفیت انجام نماز به اصحاب خود فرمود: «صلّوا کما رأیتمونی اصلّی.»[] یعنی: به همان گونه که نماز خواندن مرا مشاهده می کنید، نماز بخوانید.

در اینجا فعل رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) در حکم تفسیر«اقیمو الصّلو»است. و در مواردی هم رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) با سخن خود به توضیح مجملات قرآن اقدام می کرد که نمونه های آن در تفاسیر شیعه و سنّی موجود است. آن حضرت به این ترتیب برخی از حقایق قرآن را در زمینه های مختلف از جمله زمینه های سیاسی و اجتماعی ـ که اکنون مورد بحث است ـ با اصحاب و یاران خود در میان می گذاشت.

زمینه های اجتماعی و سیاسی در قرآن

از جمله موضوعاتی که قرآن به طرح آن عنایت فراوانی دارد، مسائل اجتماعی و سیاسی است. قرآن در این خصوص مسائل متنوعی را در باب امر به معروف و نهی از منکر، تعاون و همکاری، اتحاد و برادری مسلمانان، مبارزه و جهاد، امامت و رهبری، دفاع از مظلوم و ظلم ستیزی و… طرح کرده و مسلمانان را با طبقات و گروه های اجتماعی از جمله مؤمنان، منافقان، اهل کتاب و معاندان و نیز ویژگی های اجتماعی و روانی هر گروه آشنا کرده است. بسیاری از زمینه های اجتماعی در قرآن، ترجمانی از تحولات سیاسی عصر رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) است، امّا روش قرآن در طرح این حوادث به گونه ای است که بدون آن که از اشخاص و مسبّبان حوادث نامی به میان آورد، به طرح آن حادثه یا ذکر ویژگی های افراد و جریاناتی پرداخته است که در مسیر آن حادثه دست داشته اند.

به عبارت دیگر آن قدر که در قرآن به شناخت جریانات اجتماعی و به اصطلاح تیپ شناسی توجه شده است، معرّفی افراد و قهرمانان حادثه مورد توجه نیست. و چنانکه می دانیم در بین معاصران پیامبر (صلّی الله علیه وآله) تنها یک نفر با نام و نشان مورد نکوهش قرآن قرار گرفته که همان ابولهب است.اینکه چرا در قرآن کریم معاصران پیامبر (صلّی الله علیه وآله) به شکل مبهم و اجمالی طرح شده اند، این خود دلایلی دارد که در رأس آن می توان از اهداف تربیتی قرآن و نیز حفظ جاودانگی قرآن و عدم تخصیص آیات قرآن به فرد و دور خاصّی اشاره کرد. چنانکه امام باقر (علیه السلام) در این مورد می فرماید:«اگر آن طور باشد که پس از مرگ قومی، آیه ای که در شأن آنان نازل شده نیز بمیرد، از قرآن چیزی باقی نمی ماند، لکن تا آسمان ها و زمین برقرار است، قرآن نیز جاری است و برای هر قوم آیه ای است که آن را می خوانند و از آن بهر نیک و بد دارند.»[]

امّا در عین حال به دلیل ضرورت آشنایی بهتر با تاریخ اسلام و نیز شناخت افراد و عناصری که در مسیر تحولات مربوط به عصر نزول قرآن قرار داشته اند، دانشمندان اسلامی به ویژه مفسّران قرآن هرگز از شناسایی افراد و جریاناتی که آیه یا آیاتی دربار آنها نازل شده غافل نبوده اند. دانشمندان در این خصوص دو علم را پایه گذاری کردند که ریش هر دو علم، نقل و روایت های تاریخی است. یکی از این دو دانش علم مبهمات قرآن[] نام دارد که به معرّفی افراد و شخصیت های موجود در سرگذشت های قرآنی و نیز حوادث واقع در عصر نزول قرآن می پردازد. دانش دیگر، علم اسباب النزول است که در آن، زمینه ها و شرایطی که به نزول آیه یا آیاتی منجر شده است مورد تحقیق و مطالعه قرار می گیرد. طبعاً برای شخصی که به دانستن جزئیات وقایع تاریخی ـ خاصّه از دید قرآن کریم ـ علاقه مند است، پی بردن به مبهمات قرآن و شناسایی با سبب نزول آیات، امری الزامی خواهد بود.

جایگاه سبب نزول در فهم آیات تاریخی

به عقیده دانشمندان علوم قرآنی آیات قرآن از جهت ارتباط با شرایط عصر نزول بر دو دسته تقسیم می گردد که عبارتند از:

الف ـ آیاتی که در پی طرح سؤال و یا وقوع حادثه ای نازل شده اند.

بـ- آیاتی که ابتدائاً به عنوان هدایت مردم نازل شده و طرح سؤال یا وقوع حادثه ای در نزول آنها دخالت نداشته است.

واضح است که پیدایش دانشی موسوم به «اسباب النزول» به دلیل وجود آیات دسته اول است. و در قرآن آیات متعدّدی وجود دارد که وقوع حوادثی موجب نزول آنها شده است. و به همین دلیل این آیات معرّف خوبی در تشریح آن حوادث و نیز شناخت افراد و گروه هایی است که در مسیر آن حوادث قرار داشته اند. چنانکه آگاهی بر آن حوادث می تواند زمین بهتری جهت فهم مضمون و محتوای آیات قرآن در اختیار خواننده قرار داده و آنها را از جنب طرح مسائل فرضی و سمبلیک خارج سازد.

به عنوان مثال با مراجعه به سبب نزول سور کوثر روشن می گردد که شخصی به نام عاص بن وائل در مکه به ملامت و استهزای رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) می پرداخت و به این جهت که فرزندان ذکور آن حضرت زنده نمانده بودند و آن سرور فاقد پسر بود، ایشان را «ابتر» ـ مقطوع النسل ـ می خواند. چنانکه با درک همین سبب نزول است که می توان مصداق «کوثر» را فاطم زهرا (علیها السلام) دانست. زیرا علی القاعده آیات صدر و ذیل این سور کوتاه نمی تواند بدون ارتباط و یا هماهنگی با یکدیگر باشد. به همین گونه مراجعه به سبب نزول بسیاری از آیات دیگر نیز معرفت ویژه ای از شخصیت افراد و جریانات صدر اسلام ـ و نیز جناح بندی های موجود در آن جامعه ـ به دست می دهد.

ناگفته نماند که در بین آیات دسته دوم نیز آیات فراوانی وجود دارد که گرچه سبب نزول ویژه ـ به معنایی که گفته شد ـ ندارد. امّا در ذیل آنها روایاتی از پیامبر (صلّی الله علیه وآله) و یا امامان (علیهم السلام) وارد شده است که خواننده با مقصود آن آیات ـ از جهت انطباق بر برخی از افراد و جریانات ـ آشنا می گردد، مثلاً پس از نزول آی تطهیر، رسول خدا (صلّی الله علیه وآله)، علی، فاطمه، حسن و حسین (علیهم السلام) را فراخواند و با دعا در حق آنان به همگان فهماند که اهل بیت مصداقی جز آنان ندارند. امّا به دلیل اهمیت دانش سبب نزول در فهم صحیح قرآن، علی (علیه السلام) در مقام معرّفی خود می فرماید:«از من بپرسید، سوگند به خدا دربار چیزی از من نخواهید پرسید مگر آن که شما را از آن باخبر سازم. دربار کتاب خدا از من بپرسید. به خدا سوگند آیه ای نیست مگر آن که من آگاهم که در شب نازل شده یا در روز، در دشت نازل شده و یا در کوه.» []

و باز در سخن مشابهی فرمود: «به خدا سوگند آیه ای نیست مگر آن که می دانم دربار چه موضوعی و در کجا نازل شده است.»[]شناخت سبب نزول با هم اهمیتی که دارد، در عین حال موضوعی اجتهادی و سلیقه ای نیست که با حدس و گمان همراه باشد، بلکه چنانکه گفته شد شناخت مبهمات قرآن و پی بردن به سبب نزول آیات، تنها از طریق مراجعه به نقل و روایت تاریخی امکان پذیر است. آن هم نقل و روایت صحیح و اطمینان بخش. زیرا در این حوزه نیز جعل و تحریف راه یافته و موجب پیدایش فضایل ساختگی برای افراد و گروه هایی در تاریخ اسلام شده است. در عین حال محقّقان توانسته اند با استفاده از روایاتی که از سوی امامان شیعه (علیهم السلام) وارده شده و یا سبب نزول های صحیحی که از سوی صحاب پیامبر ـ که خود شاهد نزول آیات بودند ـ نقل شده، بخشی از حقایق مربوط به تاریخ اسلام را روشن سازند. و باید گفته که حسّاس ترین قضی تاریخی در این زمینه، شناخت مقام و موقعیت اهل بیت پیامبر (علیهم السلام) می باشد.

شخصیت اهل بیت (علیه السلام) در قرآن

بدون شک آیات فراوانی در قرآن وجود دارد که ناظر به شخصیت و مقامات اهل بیت (علیهم السلام) است، چنان که آیات متعدّدی نیز دربار دشمنان و مخالفان پیامبر (صلّی الله علیه وآله) و اهل بیت (علیهم السلام) نازل شده است. لکن چنانکه گفته شد مقاصد این آیات وقتی روشن می گردد که به روایات صحیحی که دربار سبب نزول آنها آمده است مراجعه شود و یا در صورتی که توضیح و تفسیری در خصوص مفاد آنها از معصومین (علیهم السلام) وارد شده است، ملاحظه گردد. و به عبارت دیگر حقایق این آیات در پرتو تاریخ صحیح نگریسته شود. با چنین مبنا تعداد آیاتی که ناظر به امامت و وصایت علی (علیه السلام) بوده و یا مقامات و کمالاتی را برای اهل بیت (علیهم السلام) اثبات می کند فوق شمارش است. چنانکه امام باقر (علیه السلام) در حدیثی فرمود: «ثلث قرآن دربارٍ ما و دوستان ما و ثلث دیگر دربار دشمنان ما نازل شده است»[]؛ مثلاً در ذیل آی سور مائده معروف به آی ولایت در تفاسیر آمده است:«پس از آن که علی (علیه السلام) در حال رکوع انگشتر خود را به سائلی عطا نمود، این آیه دربار آن حضرت نازل گردید»،[]

و یا در ذیل آی سور آل عمران یعنی آی مباهله آمده است که: «رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) در جریان مباهله با مسیحیان نجران به اتفاق علی، فاطمه، حسن و حسین، به محل مباهله پا گذاشت و کس دیگری همراه آن حضرت نبود»[]و آیات فراوان دیگر که آشنایی با سبب نزول و یا تفسیر آنها، انسان را در جریان موقعیت سیاسی و معنوی اهل بیت (علیهم السلام) قرار می دهد. لذا بدون این که مطرح کرده باشیم که نام علی و فرزندانش (علیهم السلام) به طور صحیح در آیات قرآن بوده و در نتیج تحریف، حذف شده است، بر این باوریم که مراجعه به توضحیات و یا سبب نزول هایی که در ذیل بسیاری از آیات وجود دارد ما را به خوبی در جریان مقام و موقعیت اهل بیت (علیهم السلام) قرار می دهد، مگر آن که انسان بخواهد با بی اعتنایی به روایات معتبر و به طور کلّی جریانات صحیح تاریخی، به مطالع قرآن روی آورد که آن خود به نوعی زنده ساختن شعار انحرافی «حسبنا کتاب الله» خواهد بود.

در این قسمت به بررسی آیاتی پرداخته می شود که یا سبب نزول آنها مبین فضیلتی برای اهل بیت (علیهم السلام) است. و یا با توجه به روایات معتبر، پس از نزول، انطباقی جز با علی و اهل بیت او (علیهم السلام) نیافته است.

. فداکاری بزرگ در آستان هجرت

{وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ}[]؛« و از مردمان کسی هست که جان خود را در طلب خشنودی خدا می فروشد و خداوند به بندگان مهربان است.»این آیه به مناسبت حادث لیلالمبیت نازل گردید. لیلالمبیت شبی است که در آن علی (علیه السلام) در بستر پیامبر (صلّی الله علیه وآله) آرمید تا آن حضرت با آرامش خاطر از مکه به مدینه هجرت کند. مفسّران شیعه با استناد به روایات منقول از ائمه (علیهم السلام) و یا اظهارات پاره ای از صحابه نزول آی فوق را دربار علی (علیه السلام) مسلّم می دانند. به عنوان مثال عیاشی به نقل از جابر و او از امام باقر (علیه السلام) آورده است که: آی {وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ}، دربار علی بن ابی طالب نازل گردید. و آنگاه که کفار قریش درصدد دستیابی به پیامبر (صلّی الله علیه وآله) و کشتن ا و بودند، علی (علیه السلام) در بستر پیامبر (صلّی الله علیه وآله) خوابید و بدین وسیله جان خود را تقدیم خدا و رسول او نمود.[]

طبرسی به نقل از ابن عباس نوشته است: «این آیه، پس از خروج پیامبر (صلّی الله علیه وآله) از مکه به سوی مدینه و خوابیدن علی (علیه السلام) در بستر آن حضرت، در بین مکه و مدینه نازل گردید.»[]از دانشمندان اهل سنت نیز بسیاری نزول آی لیلالمبیت را در شأن علی (علیه السلام) تأیید کرده اند. از جمله ابن ابی الحدید از قول ابوجعفر اسکافی ـ از علمای قرن سوم ـ نوشته است: «هم مفسران روایت کرده اند که آی {وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یشْرِی…} به مناسبت خوابیدن علی (علیه السلام) به جای پیامبر (صلّی الله علیه وآله) در لیلالمبیت، نازل شده است.»[]

اسکافی همچنین معتقد است که: آی «لیلالمبیت» تناسب خاصی با آی سی ام سور انفال دارد که خداوند در آن می فرماید: «وَ إِذْ یمْکرُ بِک الَّذِینَ کفَرُوا لِیثْبِتُوک أَوْ یقْتُلُوک أَوْ یخْرِجُوک وَیمْکرُونَ وَیمْکرُ اللَّهُ وَاللَّهُ خَیرُ الْماکرِینَ»؛ « به خاطر بیاور هنگامی را که کافران نقشه می کشیدند تو را به زندان بیفکنند یا به قتل برسانند، و یا از مکه خارج سازند، آنها چاره می اندیشیدند و نقشه می کشیدند و خداوند هم تدبیر می کرد و خدا بهترین چاره جویان و تدبیر کنندگان است.»

وی می نویسد: «مکر قریش آن بود که پای هم قبایل را در کشتن رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) به وسط کشند و مکر خداوند نیز از طریق خوابیدن علی (علیه السلام) به جای پیامبر (صلّی الله علیه وآله) ظاهر گردید.»[]ابن ابی الحدید از قول اسکافی این مطلب را هم اضافه کرده است که: «حدیث فراش( خوابیدن علی (علیه السلام) در بستر رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) )، جریان متواتری است که جز دیوانه و یا کافر آن را انکار نمی کند.»[] به دلیل همین فضیلت استثنایی برای علی (علیه السلام)، بعدها معاویه تصمیم گرفت تا با پرداخت چهار صد هزار درهم، سمر بن جندب را راضی کند تا وی ادعا نماید که آی: {وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یشْرِی…} دربار ابن ملجم نازل شده است.[]سمر بن جندب به خواست معاویه تن در داد، اما با توجه به فاصل نزول آیه با شهادت علی (علیه السلام) به دست ابن ملجم، جز افراد ساده لوح و بی خبر، کسی زیر بار روایت سمره نرفت.

ـ اهل بیت رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) در روز مباهله

«فَمَنْ حَاجَّک فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَک مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَأَبْناءَکمْ وَنِساءَنا وَنِساءَکمْ وَأَنْفُسَنا وَأَنْفُسَکمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَی الْکاذِبِینَ» [] یعنی: هرگاه بعد از علم و دانشی که (دربار مسیح) به تو رسید (باز) کسانی با تو به محاجه و ستیز برخیزند، به آنان بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را دعوت کنیم، شما هم زنان خودرا، ما نفوس خود را دعوت کنیم، شما هم نفوس خود را، آنگاه مباهله کنیم و لعنت خدا بر دروغ گویان قرار دهیم.

شرح و توضیح: مباهله در اصطلاح دینی به معنای نفرین کردن دو نفر به یکدیگر است. مراسم مباهله به این صورت است که افرادی که با هم در مطلبی اختلاف نظر دارند و در مقابل دلایل خود قانع نمی شوند در یک جا جمع شده، به درگاه خدا تضرّع کنند و از او بخواهند که دروغگو را رسوا سازد. و امّا جریان مباهله در تاریخ اسلام به این صورت است که: در سال دهم هجری هیئتی از مسیحیان نجران به مدینه آمدند و با رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) ملاقات و گفتگو کردند. در این دیدار بزرگان مسیحی ـ که قائل به الوهیت حضرت عیسی (علیه السلام) بودند ـ تولد آن حضرت بدون داشتن پدر را غیر ممکن اعلام کردند، امّا در پاسخ آنها این آیه نازل گشت که: «مَثَل عیسی نزد خدا همانند آدم است که خداوند او را از خاک آفرید سپس به او فرمود: «موجود باش، و او موجود شد. این حقیقتی از جانب پروردگار تو است، بنابراین از تردید کنندگان مباش (که عیسی آفرید خدا باشد).»

علی رغم این پاسخ روشن، مسیحیان قانع نشدند. در اینجا آی مباهله نازل گشت و پیامبر (صلّی الله علیه وآله) به امر الهی آنها را دعوت به مباهله کرد. طرفین موافقت کردند که روز بعد جهت انجام مباهله در محلی حاضر شوند. فردای آن روز پیامبر (صلّی الله علیه وآله) ـ در حالی که علی، فاطمه، حسن وحسین (علیهم السلام) به همراه او حرکت می کردند ـ به محل مباهله حاضر گشت. امّا گروه مسیحیان به هنگام مشاهد پیامبر (صلّی الله علیه وآله) و همراهان ایشان احساس کردند که در صورت مباهله احدی از آنها زنده نخواهد ماند، لذا به پیشنهاد بزرگ خود از مباهله صرف نظر کردند و مصالحه با پیامبر و پرداخت جزیه را ترجیح دادند.

آنچه در جریان مباهله اهمیت دارد این مطلب است که مطابق آی مباهله علی (علیه السلام) مصداق نفس پیامبر (صلّی الله علیه وآله) بوده و حسن و حسین (علیهما السلام) به عنوان فرزندان رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) قلمداد شده اند. از این رو امامان شیعه ـ بعدها ـ در برخورد با مخالفان خود، همه جا با استناد به آی مباهله خود را پسران رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) نامیده و بر دیگران افتخار کرده اند.جریان مباهله با شرحی که گذشت، از حوادث قطعی و متواتر تاریخ اسلام است که نه کسی اصل آن را مورد تردید قرار داده است و نه کسی در مورد همراهان پیامبر (صلّی الله علیه وآله) در روز مباهله، ادّعای دیگری کرده است. این حادثه در تفاسیر شیعه و سنی و در بسیاری از کتب حدیث وارد شده است.[]

. صاحبان فرمان از نظر قرآن

«یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الأْمْرِ مِنْکمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِی شَی ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَی اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ کنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیوْمِ الآْخِرِ ذلِک خَیرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلاً»[]؛«ای کسانی که ایمان آورده اید، اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید پیامبر خدا و صاحبان امر را از خودتان. و هرگاه در چیزی نزاع و اختلاف کردید، آن را به خدا و رسول او بازگرانید، اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید. این کار برای شما بهتر و عاقبت و پایانش نیکوتر است».

در آی شریفه پس از اطاعت از خدا و رسول (صلّی الله علیه وآله)، سخن از اطاعت مؤمنان از «اولوالامر» به میان آمده و این اطاعت، اطاعتی مطلق و بی قید و شرط است. در این که اولوالامر چه کسانی هستند، بین مفسّران اختلاف نظر وجود دارد. اهل سنت در تعیین مصداق اولوالامر به اختلاف سخن گفته و مصادیقی چون خلفای اربعه، امرای سیاسی، فرماندهان نظامی و علمای دین، قضات و… را احتمال داده اند.[] در صورتی که به عقید مفسّران شیعه هیچ یک از مصادیق یاد شده در تفسیر اولوالامر صحیح نیست. دلیل این مطلب آن است که در آی مذکور، اطاعت از اولوالامر در کنار اطاعت از خدا و رسول به شکل مطلق تکلیف شده است و این افراد جز در بین معصومان (علیهم السلام) مصداقی ندارند.

طبرسی پس از بیان اختلاف مفسّران عامه در تعیین اولوالامر می نویسد:«اصحاب ما (شیعیان) از طریق امامان باقر و صادق (علیهما السلام) روایت کرده اند که اولوالامر همان امامان از اهل بیت پیامبرند که خداوند اطاعت از آنان را به طور مطلق واجب کرده، همانگونه که اطاعت از خود و اطاعت از پیامبرش را واجب کرده است. علاوه بر آن جایز نیست که خداوند، اطاعت از کسی را به صورت مطلق واجب کند مگر کسی که عصمت او ثابت شود و باطنش همانند ظاهرش باشد و نیز از هر گونه سهو و غلط و کار زشت، مبرّا و در امان باشد و چنین چیزی نسبت به امرا و یا دانشمندان غیر قابل حاصل است، لذا خداوند اجلّ از آن است که به اطاعت از معصیت کار و یا کسانی که از قول و فعلشان انطباقی با هم ندارد، فرمان دهد.»[]

در بین اهل سنت، فخر رازی نیز وجود عصمت را لازم اطاعت مطلق از اولوالامر دانسته و در این باره به روشنی استدلال کرده است، هر چند که در نتیجه گیری نهایی، این دانشمند به خطا رفته است.[]زمخشری در تفسیر خود صاحبان امر را به امرای حق تفسیر کرده و می نویسد: امرای جور که خداوند و رسول او از آنان بیزارند، هرگز نمی توانند در آیه ـ از جهت وجوب اطاعت از ایشان ـ عطف به خدا و رسول (صلّی الله علیه وآله) شوند[].

به طوری که گذشت روایات شیعه مصداق اولوالامر را به روشنی تعیین کرده است. به عنوان مثال کلینی در کتاب خود حدیثی از ابوبصیر نقل کرده که او گوید:از امام صادق (علیه السلام) سؤال کردم: آیه:«أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الأْمْرِ مِنْکمْ»دربار چه کسانی نازل گردید؟ امام (علیه السلام) فرمود: «این آیه در شأن علی (علیه السلام) و فرزندانش حسن و حسین (علیهما السلام) نازل گردید.» ابوبصیر گوید: باز سؤال کردم که مردم می گویند: از چه جهت، خداوند نام علی (علیه السلام) و خاندانش را نبرده است؟ امام صادق (علیه السلام) فرمود: «در پاسخ به مردم بگویید: دستور نماز خواندن بر رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) نازل گردید، در حالی که سخنی از سه رکعت و چهار رکعت در میان نبود، این رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) بود که رکعات نماز را تفسیر کرد.

دستور پرداخت زکات نازل شد، امّا در آن نیامده بود که از چهل درهم یک درهم بپردازید و این رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) بود که نصاب زکات را تفسیر کرد. و دستور حج نازل شد در حالی که در آن نیامده بود که هفت نوبت طواف کنید، این رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) بود که مراسم طواف را تفسیر کرد. بر همین پایه فرمان خدا نازل گشت که: «از خدا و رسول خدا اطاعت کنید و از کسانی که از بین شما صاحبان امر باشند نیز اطاعت کنید.» که مصداق آن دربار علی و حسن و حسین (علیهم السلام) ثابت و پابرجا ماند. زیرا در ارتباط با این دستور بود که رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) فرمود: «هر مؤمنی که من سرپرست و مولای او هستم علی مولا و سرپرست او خواهد بود.» و. .. بدانید اگر رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) لب فرو می بست و خاندان خود را معرفی نمی کرد، خاندان فلان و بهمان مدّعی می شدند که ما صاحب الامر شماییم.»[]

ـ کمال دین در پرتو ولایت

(الْیوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دِینَکمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیکمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکمُ الإْسْلامَ دِیناً)[]«امروز برای شما دینتان را کامل ساختم و نعمت خود را بر شما تمام کردم و اسلام را به عنوان دین بر شما پسندیدم».این آیه به فاصل اندکی پس از جریان غدیر خم نازل گردید. مقایس مفاد آن با مفاد آی تبلیغ گویای همین حقیقت است. زیرا در آی تبلیغ، از ابلاغ فرمان خدا به مردم و ناقص شدن رسالت الهی در صورت عدم ابلاغ آن، سخن به میان آمده و در این آیه از کامل شدن دین خدا و تمام شدن نعمت الهی خبر داده شده است، لذا این دو مطلب با یکدیگر ارتباط دقیقی دارند که بر هیچ متدبّری پوشیده نیست.

مفسّران شیعه به طور عام و از مفسّران اهل سنت نیز عده ای این ارتباط را پذیرفته و در کتاب های خود مورد تصریح قرار داده اند. به عنوان مثال طبرسی آورده است: «بنا به روایاتی که از امامین صادقین (علیهما السلام) نقل شده، پس از آن که رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) در روز غدیر خم، علی (علیه السلام) را به عنوان پیشوای مردم تعیین نمود، آی اکمال نازل گردید. در این روایات همچنین آمده است: این آخرین فریضه ای بود که خداوند نازل فرمود و پس از آن فریض دیگری نازل نگشت. طبرسی سپس با ذکر سند، روایتی به نقل از ابوسعید خدری ذکر کرده است که پس از نزول این آی رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) فرمود:«الله اکبر علی اکمال الدین و اتمام النعم و رضا الرب برسالتی و ولای علی بن ابی طالب من بعدی و قال من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه وانصر من نصره و اخذل من خذله.»[]

مفسّران اهل سنت غالباً معتقدند که: آی اکمال در حجالوداع و در روز عرفه نازل گردید و نزول آن پس از بیان مسائلی چون: ابلاغ آخرین احکام حلال و حرام و به عبارتی کامل شدن دایر تشریع، آزادی خان خدا از مظاهر شرک و بت پرستی و در نتیجه قطع نفوذ مشرکان از آنجا، انجام مناسک حج توسط رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) و مسلمانان صورت گرفت و این امور موجب یأس کفار از غلب دوباره بر مسلمانان بوده است[] اما به دلایلی باید گفت که احتمالات یاد شده دربار نزول آی اکمال، احتمالات نادرستی است از جمله:

/ ـ بسیاری از دانشمندان اهل سنت ارتباط آی اکمال و ماجرای غدیر خم را پذیرفته و یا لااقل به عنوان یک احتمال در کتاب های خود نقل کرده اند به طوری که علام امینی، منبع از منابع اهل سنت را در این خصوص معرفی کرده است.[]

/ ـ اکثر مواردی که به عنوان مصادیق کامل شدن دین در تفاسیر اهل سنت به چشم می خورد ـ از جمله احکام حلیت گوشت ها، بیان حلال و حرام الهی، تشریع حج، آزادی خان خدا از مظاهر بت پرستی و. .. ـ یا از چنان اهمیتی برخوردار نیست که ارتباطی با کامل شدن دین پیدا کند ویا از مواردی است که از سال ها قبل از نزول آی اکمال تحقّق یافته بود.

/ ـ در آی شریفه بحث از کامل شدن دین به میان آمده و این موضوع با یأس کامل کفار نسبت به مسلمانان پیوند خورده است. اما یأس و نومیدی کفار معنایی جز قطع نفوذ و سلط آنان بر مسلمانان ندارد که این موضوع پس از روشن شدن وضع رهبری در امت اسلامی ـ آن هم بعد از رحلت رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) ـ قابل حصول است.

/ ـ عده ای از مفسّران قائلند که رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) پس از نزول آی اکمال روز بیشتر زندگی نکرد.[] با توجه به آن که مطابق پاره ای از روایات، وفات رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) در دوازدهم ربیع الاول بوده است[] نتیجه می شود که روز نزول آی اکمال روز هجدهم ذی الحج بوده است.

/ ـ اکثر مفسّران شیعه به ویژه علام طباطبایی، نزول آی اکمال را تحقّق وعد الهی که در آی سور نور مطرح شده است، دانسته اند و می دانیم که در این آیه بحث از استخلاف مؤمنان بر زمین و استقرار دین الهی توأم با آرامش و امنیت صالحان است، که قطعاً نصب علی (علیه السلام) به پیشوایی مؤمنان مقدم چنین حکومتی بوده است.[]

/ ـ امام باقر (علیه السلام) از ولایت علی (علیه السلام) به عنوان آخرین فریض نازله یاد کرده است.[] در روایات دیگر تصریح شده است که اسلام بر پنج ستون استوار شده که آنها عبارتند از: نماز، زکات، حج، روزه و ولایت[] در تمام این روایات بر این مطلب تأکید شده است که ولایت به عنوان فریضه ای است که اولی و افضل بر سایر فرائض است.

. ولی و سرپرست مؤمنان

«إِنَّما وَلِیکمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یقِیمُونَ الصَّلا وَیؤْتُونَ الزَّکا وَهُمْ راکعُونَ» []« همانا ولی و سرپرست شما خدا و رسول او هستند و نیز کسانی که ایمان آورده اند، همان ها که نماز بپا می دارند و در حالی که در رکوع به سر می برند زکات می دهند.»این آیه، به آی ولایت معروف است و در سبب نزول آن در تفاسیر شیعه و سنی آمده است که: روزی فقیری وارد مسجد رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) شد و از حاضران تقاضای کمک نمود، اما کسی توجّهی به او نکرد. در این هنگام علی (علیه السلام) که در حال رکوع به سر می برد، به سمت فقیر اشاره کرد و بدین وسیله به او فهماند که انگشتری حضرت را برای خود بردارد و در اینجا بود که آی: «انما ولیکم الله و…» نازل گردید.[]

پاره ای از روایات تصریح می کند که نماز علی (علیه السلام) در آن لحظه به صورت نافله و مستحبی بوده است.[]() بنا به روایتی از ابن عباس رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) سرگرم وضو و آماده شدن جهت نماز بود که آی «انما ولیکم الله و…» بر او نازل گردید، در اینجا بود که رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) وارد مسجد گردید و از حال کسی که چنین انفاقی نموده است جویا گردید و متوجه شد که، چنین کسی جز علی (علیه السلام) نبوده است.[]()

آی ولایت از مهم ترین شواهدی است که دانشمندان شیعه با استفاده از آن امامت بلافصل علی (علیه السلام) را اثبات کرده اند. شروع آیه با تعبیر «انّما» که مفید حصر است، ذکر ولایت مؤمنان زکات دهنده در طول ولایت خدا و رسول، مصداق انحصاری این مؤمنان به علی (علیه السلام) مطابق روایات معتبر شیعه و سنی، و بالأخره مفهوم ولایت در آیه که چیزی جز سرپرستی و رهبری نیست، همه و همه از قرائنی است که مبین امامت علی (علیه السلام) پس از پیامبر (صلّی الله علیه وآله) است. شیخ طوسی در تفسیر آیه می نویسد: «بدان که این آیه از واضح ترین ادله بر امامت بلافصل علی (علیه السلام) پس از پیامبر (صلّی الله علیه وآله) است، زیرا اوّلاً ثابت می گردد که کلم ولی در آیه به معنای اولی و احق است و دیگر آن که ثابت شده است که مصداق: «والذین آمنوا» کسی جز علی (علیه السلام) نیست و با اثبات این دو اصل، دلالت آیه بر امامت علی (علیه السلام) روشن و واضح است.»[]

در مورد آی ولایت پرسش هایی مطرح شده است. از جمله آن که:چگونه ممکن است علی (علیه السلام) در نماز به کاری غیر از راز و نیاز با پروردگار خود مشغول گردد؟

در پاسخ باید گفت: حضور سائل در مسجد و تقاضای مکرر او از مردم برای کمک به وی، به طور طبیعی توجه هر کسی را جلب می کند. به ویژه آن که نماز علی (علیه السلام) در آن لحظه، نماز مستحبی بود و احسان به فقیر عبادتی است که اهمیت و ثواب آن کمتر از نماز نافله نمی باشد.

پرسش دیگر آن است که آیا اعطای انگشتری می تواند مصداقی از پرداخت زکات باشد؟

در پاسخ می توان گفت: در بسیاری از آیات قرآن تعبیر «زکات» به مفهوم شرعی و اصطلاحی آن ـ که اکنون رواج دارد ـ به کار نرفته است، بلکه زکات به معنای هر گونه انفاق و احسان در راه خداست. زکات به معنای شرعی در سال نهم هجری وضع شده و آ یات قرآن و روایات صحیح السند گواه این مطلب است.[] لذا تعبیر زکات در فراز: «ویؤتون الزکا و هم راکعون» به معنای احسان علی (علیه السلام) به فقیر بوده است. پرسش بعد دربار الفاظ جمع موجود در آی است. آن هم با توجه به آن که آیه ولایت اختصاصاً دربار علی (علیه السلام) نازل شده است.

در پاسخ به این پرسش، مفسّران به بحث پرداخته اند از جمله زمخشری نوشته است:«اگر کسی بگوید چگونه صحیح است که آیه در شأن علی (علیه السلام) نازل شده باشد، در صورتی که لفظ «الذین» به صورت جمع به کار رفته است، خواهم گفت: در این آیه با آنکه آیه دربار یک فرد نازل شده، لفظ جمع به کار رفته است تا آن که سایر مردم نیز به چنین کاری ترغیب شوند و به ثوابی مانند ثواب علی (علیه السلام) دست یازند.»[]البته سخن زمخشری، سخن درستی است لکن تاریخ سراغ ندارد که پس از علی (علیه السلام) نیز کسی در حال رکوع به چنین کاری دست زده باشد.

ـ ابلاغ آخرین فرمان، تکمیل رسالت

«یا أَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیک مِنْ رَبِّک وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَاللَّهُ یعْصِمُک مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ» []« ای رسول (ما) آنچه را که از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است به مردم برسان. و اگر چنین نکنی رسالت او را انجام نداده ای. و خداوند تو را از (خطر) مردم حفظ می کند. خداوند جمعیت کافران را هدایت نخواهد کرد.»این آیه با توجه به فراز: (بلّغ ما انزل الیک من ربّک) به آی تبلیغ یا آی ابلاغ معروف شده است. مفسّران شیعه و بسیاری از مفسّران اهل سنت تصریح کرده اند که آی تبلیغ در سفر حجالوداع بر پیامبر (صلّی الله علیه وآله) نازل گردید. و با نزول آن رسول گرامی اسلام (صلّی الله علیه وآله) علی (علیه السلام) را به جانشینی خود منصوب فرمود.[]

بنابر آنچه اکثر این مفسّران آورده اند؛ پس از بازگشت رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) از حجالوداع ـ که در آخرین سال حیات آن حضرت به وقوع پیوست ـ در منطقه ای به نام غدیر خم جبرئیل بر پیامبر (صلّی الله علیه وآله) نازل گردید و این آیه را از طرف خداوند آورد که: «ای پیامبر! آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده ابلاغ کن، اگر این کار را نکردی، رسالت الهی را ابلاغ نکرده ای.»

با نزول این آیه رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) به مسلمانان دستور توقف داد و پس از برپایی نماز ظهر به ایراد خطبه پرداخت. در این خطبه رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) از بی اعتباری دنیا و نزدیک بودن رحلت خود سخن به میان آورد. آن حضرت سپس حدیث ثقلین را ایراد فرمود و مردم را به حفظ حقوق اهل بیت (علیهم السلام) سفارش کرد، آنگاه دست علی (علیه السلام) را گرفت و به طوری که هم مردم بتوانند مشاهده کنند سؤال کرد: «ای مردم، چه کسی از اهل ایمان به آنان سزاوارتر است؟» مردم گفتند: خدا و رسولش داناترند. رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) فرمود: «همانا خدا مولای من است و من مولای مؤمنین هستم و اولی و سزاوارترم بر آنها از خودشان، پس هر کسی که من مولای اویم، علی مولای او خواهد بود.» حضرت این سخن را سه بار و به قولی چهار بار تکرار کرد و سپس دست به دعا برداشت و فرمود:«بار خدایا دوست بدار کسی که او (علی) را دوست بدارد و دشمن بدار کسی که او را دشمن بدارد و یاری فرما یاران او را و خوارساز خوارکنندگان او را.» در این هنگام جمعیت گروه گروه جلو آمدند و ضمن بیعت با علی (علیه السلام) این واقعه را به او تبریک گفتند.[]

از آنچه گذشت روشن می گردد که مفاد: «ما انزل الیک» چیزی جز اعلام ولایت علی (علیه السلام) نبود. و این موضوع قبلاً ـ از طریق وحی غیر قرآنی ـ به رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) گوشزد شده بود. عیاشی در روایتی از قول ابن عباس و جابر بن عبدالله انصاری آورده است: «خداوند به پیامبر خود ف

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *