توضیحات
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل بررسی گروهها و جریانات اصلی مخالف در دوره حکومت پهلوی؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی گروهها و جریانات اصلی مخالف در دوره حکومت پهلوی انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی گروهها و جریانات اصلی مخالف در دوره حکومت پهلوی:
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی گروهها و جریانات اصلی مخالف در دوره حکومت پهلوی آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل بررسی گروهها و جریانات اصلی مخالف در دوره حکومت پهلوی با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی گروهها و جریانات اصلی مخالف در دوره حکومت پهلوی از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی گروهها و جریانات اصلی مخالف در دوره حکومت پهلوی، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بررسی گروهها و جریانات اصلی مخالف در دوره حکومت پهلوی :
زمانیکه رضاخان به قدرت رسید سرکوب کلیه شورشها و اعاده حاکمیت دولت مرکزی درسراسر کشور را اولویت نخست خود قرار داد. در ایران آنروز، هیچ نوع حزب سیاسی از انواعی که در غرب وجود دارد فعالیت نداشت. به نوشته میلیسپو هرچندگروههای متعددی در مجلس وجود داشت ولی این گروهها هرگز به بیرون از مجلس متصل نبودند و صرفنظر از رهبران پارلمانی خود، هیچگونه سازمانی نداشتند.[۱] تجمعات بیرون از مجلس نیز به طور طبیعی رشد نیافته و از هرگونه پایگاه موثر اجتماعی برای مخالفت سیاسی بی بهره بودند لذا با اشاره حکومت ایجاد یا منحل می شدند. تنها صدایی که در مقابل دستگاه سیاسی حاکم وجود داشت از جانب گروههای غیر رسمی بود. این وضعیت تا زمان اشغال ایران توسط متفقین و رانده شدن رضاشاه از ایران همچنان ادامه یافت.
از سال ۱۳۲۰ ش به دنبال ورود نیروهای متفقین به ایران و تعیین حکومت دست نشانده، به طور موقت فضای نسبتا مناسبی برای ابراز مخالفت با حکومت مرکزی پدید آمد و در این زمان احزاب سیاسی متعددی شکل گرفتند. اولین احزاب این دوره با کمک تجار و زمینداران تشکیل شد که از سازماندهی مرتب و برنامه حزبی مشخصی برخوردار نبودند. این احزاب از روزنامه های تهران به عنوان ارگان حزب خود استفاده می کردند. و بیشتر مبلغ برنامه های لیبرالیستی یا مرام سوسیالیستی بودند. از فعال ترین و با نفوذترین احزاب در خلال سالهای جنگ دوم جهانی در ایران می توان حزب اراده ملی و حزب توده را نام برد.
بعدها در دهه ۱۳۳۰ احزاب دیگری نیز تشکیل شدند که وظیفه اصلی آنها حمایت از شاه جهت اعمال کنترل و نظارت بر مجلس بود. حزب ملیون به رهبری دکتر منوچهر اقبال، نخست وزیر وقت، در سال ۱۳۳۶ تشکیل شد تا نقش حزب اکثریت را در مجلس ایفا کند. در همان سال حزب مردم نیز به رهبری اسدالله علم، وزیر دربار، اعلام موجودیت کرد. در سال ۱۳۴۲ حزب ایران نوین جایگزین حزب ملیون شد که در ابتدا حسنعلی منصور و از بهمن ۱۳۴۳ امیرعباس هویدا رهبری آنرا برعهده گرفت. هر دو حزب با برگزاری کنگره ها، جشنهای حزبی و ایجاد شعبات در سراسر کشور درصدد جلب مشارکت گسترده عموم مردم بودند. حزب ملی گرای ایران نیز در بهمن ۱۳۴۹ با مرام ضد کمونیستی تاسیس شد.
در این دوره هیچیک از احزاب فوق از پایگاه گسترده اجتماعی برخوردار نبودند. برخی، همچون حزب اراده ملی و توده، با حمایت خارجی به وجود آمده بودند در حالیکه برخی دیگر، همچون حزب ملیون از سوی حکومت حمایت می شدند. نمونه بارز ماهیت ظاهری سیستم حزبی کشور در سیستم دو حزبی ایران نوین و مردم ظهور یافته بود که پس از چندی جای خود را به حزب واحد رستاخیز دادند. بنابراین، دقیقا مانند دوره زمامداری رضاشاه، احزاب نمی توانستند چهره واقعی از مخالفت موثر سیاسی را ارائه کنند. همه مخالفتهای قابل توجه در این دوره در قالب گروههای سازمان نیافته و غیر رسمی بروز می یافت. شیوه ای که هر دو شاه پهلوی جهت مقابله با این مخالفتها اتخاذ می کردند چیزی جز سرکوب نظامی، زندان و مرگ نبود. رضاشاه و محمدرضا شاه تنها توانستند با خشونت و سرکوب بر سریر قدرت باقی بمانند.
با مطالعه تاریخ فعالیتهای سیاسی گروههای مخالف در دوره پهلوی و جهت شناخت انگیزه ، ایدئولوژی و شیوه فعالیت آنها می توان گروههای فوق را در چهار دسته: جنبشهای خودمختار طلبانه، کمونیستی، مذهبی و دموکراتیک طبقه بندی کرد. در ادامه به بررسی فعالیتها و تزهای تشکیلاتی این جنبشها بسنده کرده، بدین وسیله نگرش جدیدی در مطالعه احزاب و گروههای سیاسی مخالف ایران پیشنهاد می کنیم.
جنبشهای خواهان خودمختاری
در سال ۱۲۹۹- ش که سیدضیاء، نخست وزیر و طراح کودتای سیاه تصمیم به دستگیری همه اشراف قاجار گرفت نامه ای به سرهنگ تقی خان فرمانده ژاندارمری خراسان فرستاد و از وی خواست که قوام السلطنه حاکم وقت خراسان را دستگیر و به صورت زندانی به تهران اعزام کند و او نیز چنین کرد. با این سابقه زمانیکه قوام السلطنه به نخست وزیری رسید، سرهنگ از دستورات وی سرپیچی کرد و به شورشیان پیوست. در همین زمان در کرمانشاه نیز حاکم قاجاری آن صارم الدوله، دست به تاسیس یک خودمختاری در این ولایت زد. میرزا کوچک خان و دیگر جنگلیها که موجودیت جمهوری شوروی گیلان را اعلام کرده بودند نیز برای آزادسازی تمام کشور از سلطه نیروهای بریتانیایی حرکت خود به سمت تهران را آغاز کردند.[۲] شیخ خزئل که سالهای متمادی دوست خوب بریتانیا بود و در منطقه امنیت کافی برای شرکت نفت انگلیس فراهم می کرد.[۳] همراه با دیگر سران عرب خوزستان به صف آرایی در برابر رضاخان و سرپیچی از دستورات حکومت مرکزی اقدام نمود. در این زمان همچنین ترکها، لرها، بلوچها، قشقاییها و بختیاریها نیز سر به شورش برداشته بودند.[۴]
رضاخان در پاسخ به این شورشها اقدام به استفاده و اعزام گسترده نیروی نظامی کرد. و شخصا فرماندهی عملیات نظامی در گیلان و خوزستان را بر عهده گرفت. سرهنگ تقی خان و میرزا کوچک خان کشته و دیگر شورشیان با خشونت تمام سرکوب شدند. ایل نشینان مجبور به ترک سنت دیرینه کوچ نشینی شده و به سربازی، خلع سلاح و سکونت دائم تن دادند. همچنین در مناطقی که معمولا دست به شورش می زدند حکومت نظامی برقرار شد. سران ایلات از ایل و طایفه خود جدا شده و در تهران تحت مراقبت قرار گرفتند. بسیاری از این افراد، همچون شیخ خزئل، در شرایط مشکوکی از بین رفتند و کسانی که جان سالم بدر بردند تا زمان اشغال ایران توسط متفقین در زندان ماندند.
گرچه زمینهای دولتی و بذر رایگان در میان ایلات تقسیم می شد تا آنها را از دامداری به کشاورزی سوق دهند، اما از آنجا که ارتش و ژاندارمری مامور اجرای این طرح بودند جز خشونت برخورد دیگری با مردم نداشتند. بر اثر آزار، شکنجه و ظلم بی اندازه، حکومت رضاشاه به تدریج مشروعیت خود را نزد ایلات از دست داد. در شهریور ۱۳۲۰ وقتی که حکومت تحت اشغال، دستور عفو عمومی صادر کرد سران ایلات نیز از زندان آزاد شدند اما عشایر در مناطق ایل نشین خود انتقام سختی از نیروهای دولتی گرفتند. در اواسط تیرماه ۱۳۲۲ قشقاییها و بویراحمدی ها ۹۰۰ تن از سربازان دولتی را در شهر سمیرم مورد حمله قرار دادند و پس از کشتار وحشتناکی که به فاجعه سمیرم شهرت یافت کلیه سلاحهای آنان را نیز به غارت بردند.[۵] پیترآوری دراین باره می نویسد: «۵۰ پاسگاه به یکباره نابود و با خاک یکسان شد.»[۶]
گرچه این شورشهای خودمختار طلبانه تا حدودی از دخالتهای خارجی نشات می گرفت با این وجود پایگاه مردمی آنها در میان اقلیتهای ملی را نیز نمی توان نادیده انگاشت. رهبران ایلات که خود را از محدودیتهای دوره رضاشاه آزاد می دیدند به سرزمینهای سنتی خود بازگشته، کوچ نشینی سنتی خود را آغاز کردند. آنها با سلاحهایی که از نیروهای دولتی غنیمت گرفته یا از صحرا نشینان خریداری می کردند مجددا حکومت خودمختار سنتی خود را برقرار کردند. در همین زمان بود که وضعیت نابسامان در منطقه بختیاریها نیز مشکلاتی بوجود آورده بود. پیش از این در فروردین ۱۳۲۱- ش یکی از رهبران بختیاریها در گفتگویی با کنسولیار بریتانیا در اصفهان، از وحدت بختیاریها و تشکیل حکومتی محلی صحبت کرده بود.[۷]
در آذربایجان نیز به دنبال عفو عمومی، زندانیان کمونیست نیز آزاد شدند و دست به تاسیس فرقه دموکرات آذربایجان زدند. آنها بلافاصله تقاضای خود را مبنی بر خودمختاری مردم آذربایجان با احترام به تمامیت ارضی و استقلال ایران اعلام کردند.[۸] این گروه همچنین مدعی شدند امور آذربایجان باید به دست ترکها باشد و زبان ترکی به عنوان زبان رسمی شناخته شود. طرفداران این فرقه نه تنها ادارات دولتی را به اشغال خود درآوردند بلکه پادگانهای نظامی را نیز خلع سلاح کردند.[۹] بدین شکل حکومت ملی آذربایجان در تبریز رسما قدرت را در دست گرفت. مجلس ملی آن نیز افتتاح شد و پیشه وری به عنوان نخست وزیر، هیات وزیران ده نفره ای را به آن معرفی کرد.[۱۰]
حوادث مشابهی نیز در مناطق کردنشین رخ داد. کردها که با سیاستهای تمرکز گرایی حکومت مرکزی مخالف بودند درخواست خودمختاری استانی را ارائه کردند.[۱۱] وقتی که ارتش در سال ۱۳۲۵ نواحی کردنشین را به تصرف خود درآورد، حزب دموکرات کردستان ایران به حالت مخفی درآمد. چنین تخمین زده می شد که قریب پانزده هزار نفر در خلال سرکوبهای این منطقه کشته شده باشند.[۱۲] کردها عملیات چریکی را مجددا در زمستان ۱۳۴۶ آغاز کردند
در آذر ماه ۱۳۲۴ در مازندران و گیلان توده ایها و طرفداران دموکراتها با یکدیگر متحد شده و شایعاتی پخش شده بود که آنها در صددند تا در نزدیکترین فرصت ممکن، دست به شورش بزنند. از این گذشته، بنابر گزارشهایی، حزب توده که سه وزیر در کابینه قوام داشت آماده اعلام طبرستان مستقل شده بود.[۱۳]
از سوی دیگر رشد نفوذ حزب توده و اعتصابهای خوزستان در سال ۱۳۲۵ مناطق نفتی را در معرض تهدید قرار داده و ایلات جنوبی ایران را که تحت حمایت بریتانیا قرار داشتند به وحشت انداخته بود. در سال ۱۳۳۷ جبهه التحریر خوزستان با هدف آزاد سازی مناطق عرب نشین ایران از زیر سلطه حکومت مرکزی اعلام موجودیت کرد. در اواسط دهه ۴۰ ش و در برخی مناسبتها در دهه پنجاه این جبهه توانست به برخی عملیات مسلحانه در نواحی جنوبی در برابر حکومت مرکزی مبادرت ورزد.[۱۴]
علاوه بر موارد فوق شورش بزرگ دیگری به دنبال تصمیم حکومت مرکزی برای خلع سلاح ایلات جنوبی در سال ۱۳۴۰ رخ داد. این شورش که شش ماه به طول انجامید تنها پس از برجا گذاشتن صدها کشته و مجروح پایان یافت.[۱۵] واکنش حکومت محمدرضا پهلوی در برابر تمام تحرکات خودمختار طلبانه و شورشهای کوچ نشینان دقیقا همانند واکنش رضاشاه بود. تمام این شورشها باید با استفاده از نیروی نظامی سرکوب می شدند.
جنبش کمونیستی
کمونیستها به عنوان یکی از گروههای عمده مخالف رضاشاه درصدد سرنگونی دیکتاتوری او وتاسیس حکومت کارگران و زحتمکشان در ایران بودند. این گروه که از روسیه انقلابی سرمشق می گرفت، اولین نشست خود را در خردادماه ۱۲۹۹ در شهر انزلی برگزار کرد. این گروه ابتدا در شمال ایران در جریان جمهوری شوروی گیلان مقاومت زیادی از خود نشان داده بودند اما پس از آنکه شکست سختی از نیروهای رضاخان متحمل شدند به فعالیت مخفی در آذربایجان و خراسان روی آوردند. برخی از کمونیستها نیز به تهران آمدند تا فعالیت اتحادیه های کارگری را رهبری کنند. آنها آنقدر آزادی داشتند که در سال ۱۲۰۹ مراسم روز کارگر را باشکوه ویژه ای برگزار کنند. در این سال جرج آقابگف، جاسوس اداره امنیت دولتی شوروی[۱۶] که از سال ۱۳۰۶ تا ۱۳۰۸ ش در ایران مشغول به کار بود به فرانسه گریخت. وی در آنجا طی انتشار مقالاتی ضمن افشای اسرار جاسوسی شوروی در ایران، جاسوسان این کشور در ایران را نیز معرفی کرد.[۱۷] از سوی دیگر دولت ایران بلافاصله کلیه فعالان کمونیست را دستگیر و محبوس ساخت.
در این زمان طبقه کارگر صنعتی نیز به خاطر دستمزدها، ساعت کار زیاد، مالیات سنگین و شرایط کار برده وار ناراضی بودند. در روز کارگر سال ۱۳۰۸ ش در حدود یازده هزار کارگر در اعتراض به شرایط نامناسب کار در پالایشگاه نفت آبادان به اعتصاب نشستند. واکنش حکومت در برابر این اعتصاب در دستگیری بسیاری از کارگران و انحلال اتحادیه های کارگری خلاصه شد. از این پس مبارزه میان کمونیستها و کارگران صنعتی که دانشجویان نیز بدانها پیوسته بودند از یک سو وپلیس از سوی دیگر کماکان آغاز شد.[۱۸] رهبران کمونیست و سازمان دهندگان اعتصابها تا سال ۱۳۲۰ در زندانها باقی ماندند و برخی از آنان همچون دکتر ارانی در زندان جان سپردند.
در سال ۱۳۲۰ و به دنبال عفو عمومی، کمونیستهای رها شده از زندان هسته اصلی حزب توده را به وجود آوردند. پنجاه و یک تن از اعضا رهبری حزب کمونیست که از زندان آزاد شده بودند با کمک شورویها توانستند حزب را سازماندهی و فعالیت خود را تحت نام «توده» در نواحی شمالی ایران که هنوز تحت اشغال نیروهای روسی بود آغاز کنند. این تغییر نام به نوشته طبری و اسکندری به خاطر تصویب قانون ضد کمونیستی ۱۳۱۰- ش در ایران بود که از هرگونه دسته بندی کمونیستی ممانعت می کرد.[۱۹] حزب توده همچون حزب منحله کمونیست بر دو پایه ایدئولوژی و سازمان بنا شده بود.[۲۰] حزب توده در ابتدا برآن بود که علاوه برکمونیستها، ملی گراها را نیز در سازمان خود بپذیرد و از انکار سرمایه داری ملی و خرده بورژوازی پرهیز کند.[۲۱] در آغاز به دلیل وجود برخی شخصیتها همچون سلیمان محسن اسکندری و نورالدین الموتی، حزب توده با تاکید بر وجهه غیرکمونیستی و التزام عملی به پذیرش قانون اساسی از اصلاحات اجتماعی- اقتصادی حمایت می کرد.[۲۲] با این حال پس از مرگ سلیمان محسن در سال ۱۳۲۱ ش ماهیت حزب به عنوان یک حزب ملی و دموکراتیک به تدریج تغییر کرد و حزب توده به الگوی مارکسیستی روی آورد.[۲۳]
این مساله که حزب توده، ملی بود یا تنها تحت امر و هدایت روسها فعالیت می کرد همواره مورد اختلاف بوده است. در ۱۳۶۳ . ش ایرج اسکندری یکی از رهبران حزب افشاء کرد که دوجناح در داخل حزب وجود داشت که مبانی ایدئولوژیک آنها با یکدیگر متفاوت بود. یک جناح به رهبری کیانوری و کامبخش سیاست وابستگی و انتظار برای دریافت دستورات از طرف شورویها را پیشه کرده بودند. جناح دیگر که گروه دموکراتیک ونسبتا مستقلی بود به رهبری اسکندری و رادمنش بر بین المللی کردن و حمایت از دیگر دولتهای سوسیالیست تکیه می کرد و معتقد بود که سیاستهای حزب باید از پایین نشات گرفته و در بالا اتخاذ گردد.[۲۴]
حزب توده در اوایل تاسیس مهمترین منتقد حکومت مرکزی بود و با نهاد سلطنت و حضور امپریالیسم استعماری بریتانیا و مداخلات آن در ایران مخالفت می کرد. این حزب همچنین از اصلاحات سوسیالیستی و خودمختاری استانهای آذربایجان و کردستان پشتیبانی می نمود.
موفقیت چشمگیر حزب توده در سازماندهی کارگران بود. حزب توده برای ایجاد یک سازمان منسجم تلاش بسیاری کرد و برای جلب اعضا به تاسیس اتحادیه های کارگری روی آورد. در روز کارگر سال ۱۳۲۳ یک گروه از سازماندهان کارگری مبارز که در تماس نزدیک با توده بودند ادغام چهار اتحادیه کارگری در قالب شورای متحده مرکزی کارگران و زحمتکشان ایرانی را اعلام کردند. این شورا کار خود را با شصت شاخه تحت پوشش، حدود صدها هزار عضو و یک روزنامه و با هدف سازماندهی همه حقوق بگیران آغازکرد. به نظر یرواند آبراهامیان، حزب توده اولین حزب ایرانی در تاریخ ایران بود که به پایین تر از طبقات متوسط راه یافته بود.[۲۵]
نفوذ حزب توده در آذرماه ۱۳۲۴ وقتی که قوام در دومین کابینه خود سه وزارت را به فریدون کشاورز، مرتضی یزدی و ایرج اسکندری از رهبران حزب توده واگذار کرد به نقطه اوج خود رسید. بنابر ادعای برخی رهبران توده، این حزب و سازمانهای جنبی آن حدود یک میلیون عضو و هوادار داشت. با این پشتوانه، یزدی وعده کرده بود که پس از ورود سر «شتر»( ورود سه وزیر توده ای به کابینه) تمام بدن نیز خواهد گذشت(تمام قدرت در قبضه حزب توده قرار خواهد گرفت.)[۲۶]
پس از درهم شکستن شورشهای ایلات جنوب و اضمحلال فرقه دموکرات آذربایجان، از مهرماه ۱۳۲۵ به مدت چهار سال حزب توده گرفتار سرکوبی بی امان شد. پس از سوءقصد ناصر فخرآرایی- عضو احتمالی حزب توده -[۲۷] به شاه در ۱۵ بهمن ماه ۱۳۲۷ در مراسم جشن دانشگاه تهران، حزب توده غیرقانونی اعلام شد. حکومت برای منحل کردن حزب توده به عنوان یک سازمان کمونیستی به قانون مصوب سال ۱۳۱۰ ش استناد کرده بود. برهمین اساس حزب توده متهم شد که با تحریک بی نظمیها در آبادان، سازماندهی اعتصابات در خوزستان، مسلح کردن کارگران در مازندران و تشویق تجزیه طلبان در آذربایجان و کردستان[۲۸] قصد تضعیف شاهنشاهی مشروطه را داشته است. به این ترتیب بیشتر اعضای کمیته مرکزی حزب مجبور به فرار از کشور شدند.
پس از این گرچه حزب توده به فعالیت مخفی روی آورد ولی دامنه اقدامات خود را افزایش داد. مردم، روزنامه غیرقانونی حزب به صورت مخفیانه از مهرماه ۱۳۲۸ به طور مداوم منتشر می شد و تیراژ آن در تهران به چهارهزار و در شهرستانهابه دوهزار نسخه بالغ گردید.[۲۹]
در ادامه به قدرت رسیدن دکتر مصدق روزنه امید تازه ای در مقابل حزب توده گشود. ملی گرایی ضد بریتانیایی حکومت مصدق مورد توجه حزب توده قرار گرفت چراکه به آنها امکان می داد تا با بهره برداری از این وضعیت بخشی از تلاش خود را متوجه بی اعتبار ساختن ایالات متحده کنند. گرچه حزب توده از نظر سیاستهای رسمی مخالف حکومت مصدق بود[۳۰] ولی تلاش می کرد تا وی در قدرت باقی بماند. در همین راستا، حزب توده در پی استفاده از تاکتیک تشویق جنبش بورژوازی ملی یعنی تلاش برای تشکیل جبهه ای مشترک با نهضت ملی و طراحی کنترل رهبری نهضت در فرصت مناسب برآمد. به این ترتیب در ۳۰ تیر ۱۳۳۱ حزب توده در تظاهرات عمومی به نفع دکتر مصدق شرکت کرد. تظاهرکنندگان توده ای در این راهپیمایی خواستار جمهوری شدند و تمام مجسمه های محمدرضا پهلوی را در خیابانها به پایین کشیدند.[۳۱]
با این وجود حزب توده پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ دچار نوعی سردرگمی در اتخاذ تصمیم مناسب و قطعی گردید که البته این حالت بیشتر ناشی از موضع تردید آمیز مسکو بود.[۳۲] علاوه بر این، برخی از رهبران توده از سقوط رژیم ضد ملی و ضد مردمی شاه طرفداری می کردند در حالیکه برخی دیگر تنها به کاهش دیکتاتوری و تاسیس دموکراسی راضی بودند.[۳۳]
در شهریور ۱۳۳۲ سازمان افسران توده کشف شد و در مدت چند روز نزدیک به ششصد و چهل افسر و کارمند غیرنظامی نیروهای مسلح دستگیر شدند.[۳۴] در پی محاکمه های نظامی، بسیاری از این افراد به جوخه های اعدام سپرده شده و عده ای دیگر به حبسهای طولانی محکوم شدند. حکومت نظامی طی انتشار کتابی به نام کتاب سیاه ارتباط این گروه با اتحاد شوروی را برملا ساخت. به نوشته این کتاب، سازمان در صدد بود پس از آنکه دکتر مصدق در سرنگونی شاهنشاهی ایران به نتیجه رسید وی را به قتل رسانده وارد مرحله کنترل مسلحانه حکومت گردد. به نوشته محمدرضا پهلوی حتی آنها تمبرهایی به نام «جمهوری خلق ایران» منتشر کرده بودند.[۳۵]
ترس ناشی از این اقدامات خصمانه مجلس را واداشت که با تصویب لایحه ای با سازمانهایی که موجب اشاعه کمونیسم و حمله به شاهنشاهی مشروطه می شدند سرسختانه مقابله کند. از سوی دیگر، رهبران توده که موفق به فرار از کشور شده بودند کمیته مرکزی حزب را در لایپزیگ، صوفیه و سپس بغداد تشکیل داده و از طریق رادیو پیک ایران به حملات خود برضد حکومت ایران افزودند.[۳۶] آنها همچنین ادعا می کردند که در ۲۱ فروردین ۱۳۴۳ توسط یک سرباز جوان به نام شمس آبادی، شاه را در دفترش ترور کرده اند![۳۷]
در سال ۱۳۴۴ در سایه اختلاف چین و شوروی و به منظور ایجاد تحول و در اعتراض به مارکسیسم که عملا به یک «ایدئولوژی غیرانقلابی فرصت طلب»[۳۸] تبدیل شده بود دو تن از رهبران توده به نامهای قاسمی و فروتن گروه جدیدی به نام سازمان طوفان را تشکیل دادند.[۳۹] این گروه ضمن محکوم کردن تئوری همزیستی مسالمت آمیز شوروی، به تعلیمات مائو جهت سازماندهی دهقانان روی آورد.[۴۰] در سال ۱۳۴۵ اعضای بخش جوانان، حزب توده را ترک کردند و سازمان انقلابی حزب توده را در خارج از کشور تشکیل دادند.[۴۱] گرچه گروه طوفان و سازمان انقلابی هر دو خود را مائوئیست می نامیدند اما به لحاظ تفاوت سنی[۴۲] و اختلافات مرامی[۴۳] از یکدیگر قابل تفکیک بودند. با وجود فشارهای حکومتی و انشعابهای درون گروهی، حزب توده به بقای خویش ادامه داد و حتی دراوایل دهه ۱۳۴۹ توانست به موفقیتهایی نیز دست یابد.
با استناد به روشهایی که لنین در کتاب خود به نام«دوتاکتیک برای دموکراسی اجتماعی در انقلاب دموکراتیک» به آنها اشاره دارد حزب توده سیاست وحدت با همه نیروهای در حال جنگ با دشمن مشترک را اتخاذ کرد. براساس این سیاست حزب توده می توانست به تقویت موضع خود بپردازد تا شاید درفرصت مناسب بتواند قدرت سیاسی متحدان سابق خود را تصاحب کند.[۴۴]
جنبش مذهبی
رضاشاه هرچند به طور رسمی و اسمی یک مسلمان بود ولی همواره نسبت به مذهب اظهار بی تفاوتی می کرد. اوهمچنین دشمنی خود را نسبت به رهبران مذهبی که نقش بسیار مهم و نفوذ عمیقی در امور اجتماعی و نهادهای حکومتی داشتند مخفی نمی کرد. هرچند در آن زمان رهبری دینی سازمان منظمی نداشت و تنها عده ای اندک از رهبران مذهبی به فعالیتهای سیاسی علاقه مند بودند، اما اصلاحات رضاشاه آنقدر گسترده و بنیادی بود که تقریبا همه آنها را درموضع اعتراض قرار داد.
پیش از آنکه رضاخان به قدرت برسد تنها دو سیستم حقوقی درکشور حاکم بود: ۱- شریعت؛ که سیستم قانون شرع بود و در احوال شخصی صلاحیت داشت ۲- عرف؛ که سیستم قانون عادی بود و بر نهادهای حکومتی احاطه داشت. از آنجا که سیستم شریعت تقریبا کلیه اقتدار قانونی را به خود اختصاص داده بود، سیستم قضایی کشور نیز کاملا در دست رهبران مذهبی قرار داشت.
اختیارات حکومت در سیستم آموزشی نیز تمام و کمال نبود و رهبران مذهبی در اداره حوزه ها و مکتبها، حقوقی تقریبا انحصاری داشتند. از اینها گذشته رهبران مذهبی در مجلس و در افکار عامه نیز قدرت بسیار و نفوذ چشمگیری داشتند. برای نمونه جمله کوتاهی که از سوی یک مرجع تقلید صادر شده بود توانست در سال ۱۲۶۹ ش شورش بزرگی را برای تحریم مصرف تنباکو در بین مردم ایجاد کند.
رضاشاه که از این واقعیت آگاه بود تصمیم گرفت به موقعیت برتر رهبران مذهبی پایان دهد. در همین جهت، مدرس رهبر مشهور مذهبی و مردمی ترین نماینده مجلس تبعید و سپس به قتل رسید. پیترآوری صحنه ای را بازگو می کند که شدت دشمنی شاه را با رهبران مذهبی نشان می دهد: «ملکه طی مراسمی در مسجد حرم بارگاه حضرت معصومه به طور عمدی اجازه داد که پوشش خود بلغزد و در نتیجه قسمتی از صورتش نمایان شد. واعظ مسجد ملکه را از این کار سرزنش کرد. روز بعد شاه با دو خودروی زره پوش و تعدادی نیرو در حالت آماده باش وارد قم شد. شاه درحالیکه چکمه های خود را از پا درنیاورده بود، داخل مسجد شد و ملا را به زیر فلک گرفت.»[۴۵]
رضا شاه به منظور شکستن اقتدار مذهبی و تضعیف احساسات و وفاداری مذهبی مردم، سیستم قضایی جدیدی تاسیس کرد که تا اندازه زیادی از مجموعه قوانین فرانسه نشات می گرفت. در ارتباط با آموزش نیز، رضاشاه مدارس مردمی را در سراسر کشور به وجود آورد و سوادآموزی را اجباری ساخت. در این دوره همچنین بر تبلیغات ملی گرایی که از ایران پیش از اسلام الگو می گرفت[۴۶] و همینطور بر نوسازی که به اصلاحات اجتماعی و صنعتی غرب تمایل داشت[۴۷] تاکید بسیاری گزارده شد.
به این ترتیب رهبران مذهبی از هر دو سیستم قضایی و آموزش جدا شدند. در این زمان قوانین متعددی از تصویب گذشت تا مردم را از اعمال برخی عرفیات مذهبی همچون پوشش سر مردان با عمامه بازدارد و یا برخی رفتار ضد مذهبی همچون منع زنان از پوشیدن چادر را الزامی کند. ترویج افکار پیش از اسلام همراه با غربی کردن جامعه به تدریج مشکل عمیقی در جامعه سنتی ایران ایجاد کرد.[۴۸] بزرگترین درگیری به شکل اعتراض عمومی مردم در برابر سیاستهای جدید ضد مذهبی به ویژه قوانین پوشش زنان در شهر مشهد صورت گرفت. واحدهای ارتش رضا شاه با ورود به حرم امام رضا (ع) جهت سرکوب این اعتراضات بیست و پنج نفر را کشته و چهل نفر دیگر را مجروح ساختند.[۴۹]
در نتیجه اینگونه اقدامات رهبران مذهبی با اصلاحات رضاشاه مخالفت کرده و همچنانکه تاریخ در سال ۱۳۲۰ نشان داد، آنها یکی از گروههای سیاسی مخالف فعال را تشکیل دادند. روحانیون که خواستار برچیده شدن قوانین ضد مذهبی رضاشاه بودند از اتحاد اسلامی در برابر غرب حمایت می کردند. چنین وضعیتی با قدری وقفه، در دوران زمامداری محمدرضا شاه نیز ادامه یافت.
«من خداوند قادر متعال را گواه گرفته به کلام الله مجید و به آنچه نزد خدا محترم است قسم یاد می کنم که تمام هم خود را صرف حفظ استقلال ایران نموده حدود مملکت و حقوق ملت را محفوظ و محروس بدارم. قانون اساسی مشروطیت ایران را نگهبان و برطبق آن قوانین مقرر، سلطنت نمایم و در ترویج مذهب جعفری اثنی عشری سعی و کوشش نمایم و در تمام اعمال و افعال، خداوند را حاضر و ناظر دانسته منظوری جز سعادت و عظمت دولت و ملت ایران نداشته باشم. از خداوند مستعان در خدمت به ترقی ایران توفیق می طلبم و از ارواح طیبه اولیای اسلام استمداد می کنم.»
این متن سوگند نامه ای بود که محمدرضا پهلوی در روز ۲۶ شهریور۱۳۲۰ وقتی که شاهنشاهی ایران را برعهده می گرفت قرائت کرد. بر طبق اصل ۳۹ متمم قانون اساسی مشروطیت، این سوگند به شاه حوزه وسیعی از مسئولیت به ویژه در حراست از قانون اساسی تفویض می کرد. در قانون اساسی مشروطیت تاکید بسیاری بر مذهب و رعایت آن شده بود. سالها بعد در سال ۱۳۵۹، وقتی که شاه کشور را برای همیشه ترک کرد، چنین نوشت: «من همواره متوجه بودم که یکی از وظایف خطیر من این بود که مذهب خودمان را حراست کنم وبه آن جایگاه شایسته ای بدهم. یک تمدن مادی را نمی توان تمدن به حساب آورد و من همواره دقت کردم
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.