تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل تاملاتی درباره اسلام و اندیشه مدرن یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل تاملاتی درباره اسلام و اندیشه مدرن شامل 99 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل تاملاتی درباره اسلام و اندیشه مدرن را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل تاملاتی درباره اسلام و اندیشه مدرن با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل تاملاتی درباره اسلام و اندیشه مدرن بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل تاملاتی درباره اسلام و اندیشه مدرن با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تاملاتی درباره اسلام و اندیشه مدرن وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل تاملاتی درباره اسلام و اندیشه مدرن با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل تاملاتی درباره اسلام و اندیشه مدرن مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تاملاتی درباره اسلام و اندیشه مدرن :

چکیده: نسبت میان اسلام و مدرنیته، از آغاز رویارویی مسلمانان با غرب، یکی از مشکل سازترین مسائل بوده است. برخی از متفکران مسلمان تلاش کرده اند تا با رجوع به منابع معتبر اسلامی، شواهدی دال بر تفاهم اسلام و مدرنیته به دست دهند و این دو را آشتی پذیر معرفی کنند. دسته دیگری از اندیشمندان جهان اسلام فقط جنبه هایی از اسلام را با مدرنیته قابل جمع می دانند و بویژه در مباحث اعتقادی قائل به شکافی ژرف میان اسلام و مدرنیته هستند. عده دیگری از اندیشمندان، اسلام و مدرنیته را آشتی ناپذیر و این دو را غیر قابل جمع و تلفیق می دانند. به نظر این گروه، از حیث معرفت شناسی، هستی شناسی و انسان شناسی تفاوت ژرفی میان این دو وجود دارد. این گروه را شاید بتوان با عنوان سنت گرایان معرفی کرد. سید حسین نصر، به عنوان یکی از متفکران شهیر اسلامی در دوران معاصر، نه تنها در این گروه بلکه در صدر ایشان قرار می گیرد. مقاله حاضر کوششی است برای نشان دادن شکاف پرنشدنی میان اسلام و مدرنیته. این مقاله از لحاظ فلسفی و علمی تامل انگیز است و چالشی است عظیم فراروی دو گروه نخست.

امروز کمتر موضوعی است که بیش از «رویارویی میان اسلام و اندیشه مدرن » هیجان و مناقشه را در میان مسلمانان برانگیزد. البته این موضوع بسیار گسترده است و حوزه های وسیعی از سیاست تا هنر مقدس را در برمی گیرد; موضوعات مورد مناقشه اغلب آنچنان موجب فوران و غلیان شدید احساسات، دلبستگیها و حتی ناسزاگویی شده است که به دشواری می توان از آنها برای تحلیل عینی علتها و برداشتی شفاف از مشکلات یاری گرفت. سراسر بحث همچنین به دلیل حالت روانشناختی حقارت و احساس درماندگی در برابر جهان مدرن ناکارا و عقیم شده است. این احساس ناتوانی اعث شده تا اکثر مسلمانان مدرنیست از ارزیابی وضعیت [مدرن] و بیان حقیقت – صرف نظر از اینکه با عقیده رایج تطابق داشته باشد یا تقابل، پذیرفتنی باشد یا ناپذیرفتنی – خودداری کنند. بحث خود را با تعریف «اندیشه مدرن » آغاز می کنیم.

اصطلاح مدرن به معانی بسیاری از جمله «معاصر»، «ابتکاری » و «بدیع » یا «در هماهنگی با گذر زمان » اطلاق شده است. اما مساله اصول (principles) و در واقع خود حقیقت بندرت در بحث از مدرنیسم مورد توجه قرار گرفته است. تقریبا هیچ گاه پرسیده نشده که آیا این یا آن ایده، این شکل یا آن شکل با جنبه ای از حقیقت همخوانی دارد یا ندارد. تنها پرسش این بوده است که آیا آن مدرن هست یا نیست. فقدان شفافیت، دقت و وضوح در طرحهای ذهنی و هنری که مشخصه خود جهان مدرن می باشد، به نظر می رسد مانعی جدی بر سر راه فهم مسلمانان معاصر از مدرنیسم ایجاد کرده، خواه مسلمانانی که می خواهند باورهای آن را بپذیرند و خواه آنهایی که می خواهند علیه آن به مقابله برخیزند. نفوذ مدرنیسم آن شفافیت بلورینی را که اسلام سنتی در تجلی عقلانی و هنری خود از آن برخوردار بوده را نیز تیره و تار کرده است.

منظور ما از کلمه «مدرن » در اینجا، «معاصر» یا «کنونی » و یا آن چیزی که در سلطه بر جهان طبیعی پیروز بیرون آمده، نیست بلکه «مدرن » از دیدگاه ما بریدن و گسیختن از اصول استعلایی (transcendent) یعنی از اصول تغییرناپذیر و ابدی است که بر همه چیز حاکم هستند و انسان از طریق الهام و وحی به آنها آگاه می شود. به این معنا، مدرنیسم در تقابل با سنت (دین) قرار می گیرد; در مدرنیسم فقط انسان همه چیز است که با سرچشمه الهی قطع رابطه می کند. سنت به این معنا به قدمت خود انسان است و در واقع مشخصه خود وجود انسانی است. در حالی که مدرنیسم پدیده بسیار متاخری است. از زمانی که انسان بر روی زمین زندگی کرده، مرده هایش را به خاک سپرده و معتقد به حیات پس از مرگ و عالم روح بوده است. بنابراین، انسان در طول «صدها هزار» سال زندگی بر روی زمین نگرشی سنتی داشته و رابطه اش با خدا و طبیعت، «تحول نیافته است ». در مقایسه با این تاریخ دیرپای [سنت] که در خلال آن انسان همواره پروردگار خویش را ستوده و کار ویژه جانشینی خدا بر روی زمین (خلیفه الله) را عهده دار بوده، دوره سلطه مدرنیسم که از رنسانس قرن پانزدهم اروپای غربی آغاز شده تا به امروز به پلک زدنی می ماند. با این همه، در خلال این لحظه گذرا است که ما زندگی می کنیم; از همین جا سلطه ظاهری قدرت مدرنیسم ناشی می شود; که بسیاری از مسلمانان از فرط ناچاری و استیصال از برابر آن عقب نشینی می کنند یا اینکه آنها نیز با حالت سطحی شادی که اغلب با جذبه های جهان درمی آمیزد، همراه شوند.

درباره خود اصطلاح «اندیشه » نیز نکته در خور تاملی وجود دارد; اصطلاح «اندیشه » که در اینجا در ترکیب «اندیشه مدرن » به کار رفته، خودش اصطلاحی مدرن است تا سنتی. اصطلاح عربی «فکر» (fikr) و یا اصطلاح فارسی اندیشه ( andishah) که معمولا به گونه مترادف استعمال می شوند به دشواری معنای مشابهی در متون سنتی دارند. در واقع، بیشتر اصطلاح (Penese) فرانسوی، به آن معنایی که پاسکال از آن اراده می کرد، با دریافت سنتی اصطلاح همخوانی دارد; اصطلاحی که با «مکاشفه » بهتر مفهوم می شود تا «اندیشه ». هر دو اصطلاح «فکر» عربی و «اندیشه » فارسی با «تامل » و «مکاشفه » ارتباط دارند تا به فعالیتی ذهنی، کاملا بشری و از این رو غیر الهی، که اصطلاح «اندیشه » بهتر افاده معنا می کند. بنابراین اگر ما از اصطلاح «اندیشه » استفاده می کنیم، به این سبب است که خواننده ای که مخاطب ماست با همه آنچه این اصطلاح بر آن دلالت می کند پرورش یافته و ممکن نیست اصطلاح دیگری را که همان معنا را افاده کند جایگزین آن کنیم.

همه این اشکال فعالیت ذهنی که رویهمرفته اندیشه مدرن را تشکیل می دهند و علم، فلسفه، روانشناسی و حتی جنبه های خاصی از خود مذهب را نیز در برمی گیرد، ویژگیها و صفات مشترک خاصی دارند که باید مورد بررسی و مطالعه قرار گیرند پیش از اینکه پاسخ اسلامی به اندیشه مدرن بتواند حاصل شود. شاید نخستین صفت اصلی اندیشه مدرن ماهیت انسان گونه انگاری اش (anthropomorphic) باشد. چگونه شکلی از اندیشه که هر اصل بالاتر از انسان را نفی می کند می تواند اندیشه ای غیر انسان انگارانه باشد؟ البته ممکن است این ایراد مطرح شود که علم مدرن بویژه انسان انگارانه نیست بلکه این علوم پیشا مدرن هستند که باید با برچسب انسان محور (man-centred) مشخص شوند. با این همه و علی رغم همه ظواهر، این ادعا توهمی بیش نخواهد بود اگر دقیقا عامل معرفت شناختی ( epistemological) آن مورد مداقه قرار گیرد. این درست است که علم مدرن جهانی را وصف می کند که در آن انسان به عنوان روح، ذهن و حتی روان (psyche) جایی ندارد و بنابراین جهان به عنوان «جهانی غیر انسانی » ظاهر می شود و ارتباطی با وضع بشری ندارد. اما نباید فراموش کرد که گر چه انسان مدرن علمی را خلق کرده است که واقعیت انسان را از تصویر کلی جهان کنار می گذارد، اما ضابطه ها و ابزارهای معرفت که این علم را مشخص می کنند کاملا و منحصرا بشری هستند. عقل و حواس بشر تعیین کننده علم مدرن است. شناخت حتی دورترین کهکشانها با ذهن بشری صورت می پذیرد. این جهان علمی که انسان از آن منفک شده در نهایت مبتنی بر بنیادهای انسان انگارانه است، و انسان است که می داند و تعیین می کند که چه چیزی علم است.

برعکس، علوم سنتی شدیدا غیر انسان انگارانه هستند یعنی برای آنها مکان و ظرف معرفت، ذهن بشری نیست بلکه در نهایت عقل الهی (Divine Intellect) است. علم حقیقی مبتنی بر عقل محض بشری نیست بلکه مبتنی بر عقل کلی است که به سطح فرابشری واقعیت تعلق دارد و ذهن بشر را منور می سازد. اگر کیهان شناسان قرون وسطا، انسان را در مرکز کائنات قرار دادند به این دلیل نیست که آنها در معنای رنسانسی اصطلاح «انسان گرا» بودند که بر طبق آن انسان دنیوی و زمینی معیار همه چیزها بود، بلکه به این منظور بود که انسان را قادر کند تا کیهان را به مثابه سلسله مراتبی ببیند; که پایین ترین مرتبه آن را انسان اشغال کرده و او می بایست از این گوشه تاریک سرداب کلیسا سفر خود را آغاز کند و حرکت صعودی خود را در پیش گیرد. هیچ کس نمی تواند سفر را از هر کجا آغاز کند مگر از جایی که او قرار دارد.

اگر ویژگی انسان انگاری در علم مدرن یافت می شود، به همین سان با وضوح بیشتری می توان آن را در اشکال و جنبه های دیگر اندیشه مدرن مانند، انسان شناسی یا فلسفه مشاهده کرد. اندیشه مدرن که فلسفه به یک معنا پدر و نیای آن است، عمیقا انسان انگارانه شد در لحظه ای که انسان ضابطه واقعیت قرار گرفت. وقتی دکارت گفت «من می اندیشم پس هستم » (cogito ergo sum) او به نوعی آگاهی فردی از خود محدودش را به عنوان ضابطه هستی قرار داد. زیرا یقینا «من » در بیان دکارت «من » الهی نبود; «من » الهی را در عبارت «من حق هستم » (انا الحق) حلاج می توان یافت; بر طبق آموزه های سنتی فقط «من » الهی حق دارد بگوید «من ». تا زمان دکارت، این هستی محض (Pure Being) یعنی هستی خدا بود که وجود بشر و سطوح متنوع واقعیت را تعیین و مشخص می کرد. اما با عقل باوری دکارت، هستی فرد انسانی معیار واقعیت و نیز حقیقت (reality & truth) شد. در روند کلی اندیشه غربی و به استثنای برخی تحولات سطحی، هستی شناسی (ontology) جای خود را به شناخت شناسی (epistemology) و شناخت شناشی به منطق (logic) داد و سرانجام به عنوان واکنش، منطق با آن «فلسفه های » ضد عقلانی مواجه شد که امروزه تفوق دارند.

آنچه در دوره پس از قرون وسطا در غرب رخ داد این بود که سطوح بالاتر واقعیت در حوزه های عینی و ذهنی محو و نابود شدند. در انسان هیچ چیز بالاتر از عقلش نبود و در جهان عینی هیچ چیزی فراتر از آنچه عقل می تواند با کمک حواس معمولی بشری درک کند، وجود نداشت. این البته محدود بود مخصوصا تا وقتی که اصل مشهور «کفایت » ( adequatio) وجود داشت که بر طبق آن برای اینکه به چیزی شناخت پیدا کنیم بایستی یک ابزار شناختی داشته باشیم که مطابق با ماهیت متعلق شناخت باشد. و از زمانی که انسان مدرن اصل بالاتر از خودش را رد کرد، همه آنچه که از ذهن و تفکرش برخاست نمی توانست غیر انسان انگارانه باشد.

دومین خصیصه مدرنیسم که ارتباط تنگاتنگی با انسان انگاری دارد، فقدان اصولی است که جهان مدرن را مشخص و توصیف کند. طبیعت انسان آنچنان بی ثبات، متحول و متلاطم است که نمی تواند به عنوان اصل و معیار در نظر گرفته شود. شیوه تفکری که قادر نیست از سطح بشری فراتر رود و انسان انگارانه باقی می ماند، مآلا نمی تواند صاحب اصول نیز باشد. در عرصه زندگی عملی یا حیات فعال (active life) یعنی حوزه اخلاق (گرچه اخلاق نمی تواند صرفا به عرصه عملی تنزل یابد) و از دیدگاه دیگر، سیاست و اقتصاد، هر کسی این فقدان اصول را احساس می کند. لیکن در خصوص علوم، این گفته ممکن است اعتراض آمیز و ایراد برانگیز باشد. با وجود این، اینجا نیز می توان ادعا کرد که نه تجربه باوری ( empricism) ، نه کسب اعتبار از طریق استقراء و نه اتکا و استناد به داده های حسی مورد تصدیق عقل، نمی توانند در مفهوم متافیزیکی به عنوان اصول در نظر گرفته شوند. آنها همه در سطح خودشان معتبر هستند و به همین سان علمی که از آنها ناشی می شود نیز در همین سطح معتبر می باشد. اما آنها عاری از اصول لایتغیری هستند و علم مدرن که چیزهای زیادی درباره سطح خاصی از واقعیت کشف کرده است اما به سبب گسیختن از اصول والاتر با نوعی بی ثباتی در کشفیات و اختراعاتش مواجه شده است. در مفهوم متافیزیکی، فقط ریاضی می تواند واجد اصول خاصی باشد; و دلیل آن این است که ریاضیات نهایتا یک علم افلاطونی باقی می ماند و قوانینش که توسط ذهن بشر کشف ۲شده بازتاب اصول متافیزیکی است. به این معنا خود عقل نمی تواند غیر از این واقعیت باشد که آن نیز بازتاب عقل الهی است. کشفیات علوم دیگر، تا آن حدی که آنها منطبق با جنبه ای از ماهیت واقعیت اند، البته دارای اهمیت نمادین و متافیزیکی می باشند. اما این بدان معنا نیست که این علوم به اصول متافیزیکی متصل هستند و در صورت عالی تری از معرفت ادغام شده اند.

بنابراین، علم مدرن و اصول عام آن، مانند ثمرات دیگر آن شیوه تفکر و عملی که ما به مدرنیسم نسبت داده ایم، از فقدان اصولی رنج می برد که خصیصه خود جهان مدرن است; نبود و فقدانی که با گذر زمان حتی به میزان بیشتری احساس می شود.

احتمالا این پرسش مطرح شود که چه ابزارهای دیگر معرفت برای تمدنهای دیگری قبل از دوره مدرن در دسترس بود؟ پاسخ حداقل برای آن مسلمانانی که به حیات فکری اسلام وقوف و آگاهی دارند، روشن است: ذوق و کشف یا شهود. روشنفکر مسلمان وحی را نه تنها به عنوان ابزاری برای آموختن قوانین اخلاق مربوط به حیات فعال یا زندگی عملی بلکه همچنین به عنوان منبع اصلی معرفت می بیند. او همچنین از این امکان آگاهی دارد که انسان می تواند خودش را تهذیب و پاک کند تا زمانی که «چشم قلب » یا «عین القلب » که در مرکز وجودش قرار دارد، باز شود و او را قادر کند تا به بصیرت بلاواسطه ای از واقعیات آسمانی دست یابد. سرانجام، او قدرت عقل برای شناخت را می پذیرد اما این عقل همواره پیوسته و وابسته به وحی از یک سو و شهود از سوی دیگر است. افرادی که در جهان اسلام این ریسمان اتکا و وابستگی به شهود و وحی را گسیخته و قائل به استقلال عقل از وحی و شهود بوده اند، هرگز در روند کلی اندیشه اسلامی پذیرفته نشدند. آنها چهره هایی فرعی و حاشیه ای باقی ماندند در حالی که برعکس آن در غرب پس از قرون وسطا، آنهایی که تلاش کردند تا وابستگی عقل به شهود و عقل کلی را حفظ کنند، در حاشیه قرار گرفتند در حالی که روند کلی اندیشه مدرن غربی، نفی وحی و شهود به عنوان ابزار معرفت بود. در دوران مدرن حتی فیلسوفان دینی و متکلمان به ندرت از کتاب مقدس (the Bible) به عنوان منبع معرفت خردمندانه دفاع کردند که می توانست علم (Scientia) را به طریقه ای که توسط سنت بوناونچر (St.Bonaventure) مطرح شد، تعریف کند. افراد معدودی هم که کتاب مقدس را به عنوان راهنمای فکری می بینند معمولا در قید تفسیرهای لغوی کم عمقی از کتاب مقدس می شوند که در نزاعشان با علوم مدرن، طرفداران اردوگاه عقل باوری تقریبا به طور اجتناب ناپذیری پیروز بیرون می آیند.

وقتی کسی درباره این ویژگیها و خصوصیات بارز دیگر مدرنیسم به تعمق می پردازد، متوجه می شود که برای فهم مدرنیسم و مظاهرش، پی بردن به برداشتی از انسان که در آن وجود دارد ضروری و واجب است. باید تلاش شود تا فهیمده شود انسان مدرن چگونه خودش و سرنوشتش را تصویر می کند، او چگونه انسانها (anthropos) را در برابر خدا و جهان می بیند. به علاوه، پی بردن به این نکته ضروری است که چه چیزی روح و ذهن مردان و زنانی را تشکیل می دهد که اندیشه ها و ایده هایشان به جهان مدرن شکل داده است. مطمئنا، اگر اشخاصی مانند غزالی و رومی یا از آن بابت اریگنا (Erigena) یا ایکهارت (Eckhart) تصدی کرسیهای فلسفه در دانشگاههای بزرگ در غرب را داشتند، نوع دیگری از فلسفه در آن جهان مطرح و مشهود بود. انسان بر طبق آنچه هست فکر می کند یا چنانکه ارسطو گفته بود، شناخت منوط به روش شناسا (Knower) است. مطالعه مفهوم انسان مدرن به عنوان موجودی «آزاد» از خدا ( ، سرور مطلق سرنوشتش، محدود به زمین اما همچنین سرور زمین، بی اعتنا به همه واقعیات معادی (

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *