تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل جامعه بزرگ اتومبیل / [ دیدگاهی روانکاوانه درباره جایگاه اتومبیل در فرهنگ معاصر ]، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل جامعه بزرگ اتومبیل / [ دیدگاهی روانکاوانه درباره جایگاه اتومبیل در فرهنگ معاصر ] شامل 120 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل جامعه بزرگ اتومبیل / [ دیدگاهی روانکاوانه درباره جایگاه اتومبیل در فرهنگ معاصر ]:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل جامعه بزرگ اتومبیل / [ دیدگاهی روانکاوانه درباره جایگاه اتومبیل در فرهنگ معاصر ] را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل جامعه بزرگ اتومبیل / [ دیدگاهی روانکاوانه درباره جایگاه اتومبیل در فرهنگ معاصر ] توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل جامعه بزرگ اتومبیل / [ دیدگاهی روانکاوانه درباره جایگاه اتومبیل در فرهنگ معاصر ] را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل جامعه بزرگ اتومبیل / [ دیدگاهی روانکاوانه درباره جایگاه اتومبیل در فرهنگ معاصر ] :

اتومبیل را غالباً برابر نهادِ مناطق سرسبز خارج از شهر و ارزشهای آن می دانند. اتومبیل همچنین عمده ترین دلیلِ از بین رفتن این مناطق تلقی می شود، که بسیار مایه هراس ماست. از جمله پیوندهای محتمل بین گفتمان مناطق سرسبز خارج از شهر و گفتمان اتومبیل که سریعاً به ذهن متبادر می شود این است که یکی از این دو، بخشی از گفتمان طبیعت است و دیگری بخشی از گفتمان فنّاوری. طبیعت و فنّاوری در بسیاری از سنّتهای قویِ اندیشه و احساس به یکدیگر پیوند خورده اند، هرچند معمولاً به صورت دو قطب مخالف. گرچه در مورد شکلهای موجودِ «طبیعت» در کشوری مانند بریتانیا معمولاً دیدگاهها فقط مثبت است، اما در مورد «فنّاوری» آراءِ آشکارا ضد و نقیضی وجود دارد.

با استفاده از اندیشه های روانکاوی که حرف بسیار زیادی برای گفتن درباره احساسات ضد و نقیض دارد نکات مفیدی در خصوص گفتمان فنّاوری می توان ذکر کرد. اتومبیل که هم از نظر مادی و هم از نظر نمادین واجد اهمیتی اساسی در فرهنگ عامّه است در مقاله حاضر به عنوان یک نمونه مورد بحث قرار می گیرد، لیکن برخی از نکاتی که مطرح خواهند شد ممکن است در مورد فهم نگرشهایمان درباره سایر شکلهای فنّاوری (از قبیل فنّاوریِ اطلاعات و نیز انواع فنّاوریهای پزشکی) نیز مصداق داشته باشند.

امروزه هر بحثی راجع به اتومبیل، حتی اگر مقصود اصلی از آن بحث فهم فرهنگ عامّه باشد، ناگزیر به مباحث حفظ محیط زیست مربوط می شود. در واقع، می توان امیدوار بود که این بحث به پیوند بصیرتهای روانکاوانه با سیاستهای حفظ محیط زیست منجر گردد. البته این رابطه چندان دوستانه نمی تواند باشد و از جهتی می توان گفت مقصرْ روانکاوی است. روانکاوی ماهیتی به غایت نقادانه دارد. همان گونه که می دانیم، این نظریه از پذیرفتن گفته های ظاهریِ اشخاص سر باز می زند و دائماً واقعیتی را می جوید که هم پیچیده تر است و هم این که معمولاً کمتر از آنچه در بدو امر به نظر می آید خوشایند است. روانکاوی به دلیل خصلت انعطاف ناپذیرش در گذشته نتوانسته است روابط مستحکمی با دنیای سیاست برقرار کند. برخی از ما زمانی بسیار امیدوار بودیم که روانکاوی بتواند با مارکسیسم پیوند بخورد. گرچه این دو نظریه تا مدتی به خوبی با یکدیگر تلفیق شدند، لیکن پیوند آنها به شکست انجامید چرا که روانکاوی هیچ موضوعی را از نگاه خیره و تحلیلیِ خود مستثنی نمی کند، به ویژه ناخودآگاهِ ناشفافِ انقلابیون را.

با این همه، منظور من این نیست که تلاش برای حفظ محیط زیست با مطالعات روانکاوانه بی ربط است. گرچه این کار ممکن است دشوار باشد، اما برای کسانی که از انتقاد نمی رنجند تلفیق روانکاوی با حفظ محیط زیست بسیار سودمند است. ما بیشتر ترجیح می دهیم روانکاوی پویشهای روانیِ ناخودآگاهانه ای را برملا سازد که محیط زیست را در سیاره زمین با خطر مواجه می کنند (مثلاً با ناشی دانستن تخریب محیط زیست از حمله به مادر). این روش در پژوهشهای محیط زیست البته اهمیت دارد، اما همچنین بررسی روانکاوانه تخیلات و اضطرابهایی که انگیزه تلاش طرفداران محیط زیست می شود نیز باید به دقت مورد توجه قرار گیرد. بدین ترتیب می توان مثلاً درباره این موضوع تحقیق کرد که تخیلات ما درباره مادری ضعیف شده که اکنون در پی انتقام جویی است، مادری کینه توز که می خواهد ما را خفه کند (اثر گلخانه ای)، یا مادری آسیب دیده که قادر نیست ما را از تعدّی و زیان دیدن مصون نگه دارد (پارگی لایه اُزُن)، احتمالاً چه نقشی در نگرانیهای زیست محیطیِ ما دارند. به عبارت دیگر، نه فقط برای کسب بصیرتهایی درباره علت مخالفت عملی و بسیار گسترده عده کثیری از مردم با اهداف و اولویتهای طرفداران حفظ محیط زیست، بلکه همچنین به منظور به دست آوردن بصیرتهایی درباره این که چگونه برخی از همین اهداف و اولویتها از فرآیندهای روانیِ نامعقول و تدافعی الهام گرفته اند، می توان به روانکاوی روی آورد. متقابلاً روانکاوی نیز باید جایگاه خود را در میان مجموعه نظریه هایی بیابد که می توانند در چارچوب سیاستهای زیست محیطی به کار گرفته شوند.

در مقاله حاضر، دو اصطلاح «فن دوستی» و «فن هراسی» را به منظور برجسته کردن این نکته به کار می برم که فنّاوری، با برانگیختن احساسات قویِ مثبت یا منفی در ما، چگونه مانع بحث عقلانی درباره خود می شود و به جای ارزیابی واقع گرایانه از زیانها و فواید اجتماعی و زیست محیطیِ فنّاوری، نگرشهای تحسین آمیز یا تحقیرآمیزی را در جامعه به وجود می آوَرَد. این دو اصطلاح در مجموع بر این حقیقت تأکید می گذارند که انواع و اقسام دیدگاههای غیرعقلانی درباره فنّاوری وجود دارند. از منظر برخی لفاظیهای « [ احزاب ] سبزِ» این دوره و زمانه، ممکن است گه گاه چنین به نظر برسد که گویا مشکل فنّاوری فقط این است که ما آن را به رغم صدمه فراوانی که به محیط زیست وارد می آوَرَد زیاده از حد ارزشمند می شماریم. در پاره ای موارد، این نوع نگرش را به درستی می توان «فن دوستانه» نامید، زیرا از تخیلی سرچشمه می گیرد که در آن، فنّاوری اُبژه ای آرمانی شده و بهره مند از قدرتهایی جادویی است و فرد به سبب خودشیفتگی می تواند خود را با آن اُبژه هم هویت سازد. این ذهنیت به وضوح مانع بزرگی برای پرورش شعور زیست محیطی است، چرا که زیانهای فنّاوری به محیط زیست را انکار و یا تمسخر می کند. پژوهشهای روانکاوانه به دقیقتر و بیشتر شدن آگاهی ما از این مسأله، به ویژه در خطرناکترین جلوه هایش در عصر انرژی هسته ای، کمک کرده اند.۱

این قبیل پژوهشها احتمالاً همان ثمره ای است که برخی محققان امیدوار بودند از پیوند روانکاوی و جنبش حفظ محیط زیست به بار آید. لیکن مشکل دیگری نیز در کار است که روانکاوی به سبب ماهیت بیطرفانه اش تمایل دارد توجه ما را به آن جلب کند. بیشتر محتمل است که طرفداران محیط زیست این مشکل را در ذهنِ خود بیابند تا در ذهن دیگرانی که آنان مایلند هم رأیِ خود سازند و یا با آنها مخالفت ورزند. مشکل یادشده عبارت است از فن هراسی، یا هراس نامعقول از فنّاوری. نمودهای فن هراسی عبارت اند از : تخطئه تعصب آمیزِ فنّاوری، مردود شمردن یا اجتنابِ خویشتندارانه از برخی جلوه های آن، و به طور کلی نفهمیدن واقعیتِ فنّاوری و قدرتها و تأثیرات آن. در نخستین مراحل آشنایی مان با فنّاوریِ اطلاعات، بسیاری از ما دست کم اندکی دچار فن هراسی شده ایم.

بدنه اتومبیل

می توان استدلال کرد که مهمترین فنّاوریِ مدرن، در اتومبیلِ سواری تجسم یافته است. اهمیت فنّاوریِ یادشده از بزرگیِ جهانیِ صنعت اتومبیل سازی و حرفه های وابسته به آن، و نیز از تحولات اجتماعی و فرهنگی ای ناشی می شود که گسترش استفاده از اتومبیل امکان پذیر و یا تحمیل کرده است. همگی به خوبی می دانیم که اتومبیل، از زمان پیدایش آن در اواخر قرن نوزدهم، مصداق احساساتِ فن دوستانه ما بوده است. این احساسات در واقع از جمله عواملی بوده که در زمانه ما اتومبیل را در بسیاری از مکانها به اُبژه مادی غالب تبدیل کرده است.

دلبستگی ای که به ویژه مردان به اتومبیلشان دارند، منبع دیرینه سرگرمیِ آنان است. شیفتگی برخی مردانِ جوان به اتومبیل، موجب نگرانیِ اجتماعیِ جدی شده، چرا که آمار از افزایش زیاد بزهکاریهای انجام شده با استفاده از اتومبیل حکایت دارند و نیز معلوم گردیده که رانندگیِ نمایشیِ اتومبیلهای سرقت شده نقشی بسزا در برخی آشوبهای اجتماعیِ اخیر داشته است. البته ولعِ خودخواهانه برای اتومبیل، به اقلیتِ بزهکارِ جامعه محدود نمی شود. از دهه ۱۹۳۰ به این سو، یعنی از زمانی که شرکت جنرال موتورز تغییرات سالانه در اتومبیلهای تولیدی و نیز طراحیِ اسرافکارانه آنها را باب کرد، اتومبیل برای بسیاری از گروههای اجتماعی چشمگیرترین فقره مصرفِ چشمگیر یا تفاخر اجتماعی بوده است. همچنین باید افزود که اتومبیل، در برخی جلوه های عامّه پسندانه اش، دیگر صرفاً وسیله ای برای ابراز موقعیت اجتماعی نیست، بلکه مظهر گریز از جامعه یا به عبارتی، استعلای توده به مدد ظاهر دلربای اتومبیل و قدرت تحرک آن است.

در نگاه اول چه بسا این طور به نظر آید که روانکاوی به جای ارائه بصیرت درباره دلالتهای اتومبیل، آرائی قالبی را تکرار کرده است. با این حال، در پس سخنان قالبی، حقیقتی نیز نهفته است. انواع اتومبیل همگی به روابط جنسی مربوط می شوند. البته طبق گزاره هایی قالبی، اتومبیل اُبژه ای نرینه است و در برخی زمینه ها این گزاره های قالبی بی شک حقیقت دارند. لیکن این صرفاً یکی از انبوه دلالتهای آگاهانه و ناخودآگاهانه ای است که درباره اتومبیل شرح و بسط داده شده است. پدیده «تزریقِ» سوخت [ یا انژکسیونِ ] ، یک نمونه از همین دلالتهاست. تا اواسط دهه ۱۹۸۰ ، دستگاه تزریق سوخت معمولاً در موتور اتومبیلهایی تعبیه می شد که بیشترْ مدل اسپورت تلقی می شدند. دلالتهای جنسیِ این فنّاوری، و نیز اصطلاحاتی که برای توصیف آن به کار می رود، برای اثبات مطلوب بودن این ویژگی اهمیت داشتند. ( [ برای مثال، ] در قسمت عقبِ برخی اتومبیلهای فولکس واگن و سوزوکیِ دارای موتورهای «تزریقی»، تصاویری از خرگوشها و کرگدنهای در حال جفت گیری به چشم می خورَد.) البته آنچه گفته شد فقط به موضوعِ «اتومبیل به منزله آلت نرینه» محدود نیست؛ اتومبیل عمل تزریق را به خودش انجام می دهد و به عبارت دیگر عمل آمیزش کلاًّ در حرکت انجام می شود. اتومبیل هم بدن مردانه است که راهِ خود را از میان وسایط نقلیه باز می کند، و هم بدن خوش ترکیب زنانه. اتومبیل، در عین حال، آلت جنسی و مصداق عمل جنسی و خودِ عمل جنسی است. همان گونه که در برخی آگهیها به وضوح نشان داده می شود، در تخیل می توان همان امیدی را به اتومبیل نسبت داد که زن و شوهرِ خواهان بچه دار شدن در ژرفترین سطوحِ احساساتشان دارند.۲

البته این موضوع می تواند درست و مهم باشد که تصاویر نشان دهنده زوجِ خواهان بچه و زندگیِ خوشِ خانوادگی، به منظور فروش اتومبیل مورداستفاده قرار می گیرند. (به عبارت دیگر، این دلالتها در آگهیهای یادشده مورد چپاول قرار می گیرند تا چنین وانمود شود که اتومبیل هم واجد همین خصوصیات است.) با این حال نمی توان چنین فرض کرد که منشأ تمام دلالتهای اتومبیل، صرفاً بازاریابی است. شاید بتوان گفت تمایل ما به برخوردار کردن اتومبیل از هاله روابط جنسی و زندگی خانوادگی تا حدی از ویژگیهای ذاتیِ اتومبیل ناشی می شود. اتومبیل تجسم دو تمثال بنیادینِ امید در جامعه مدرن است: روابط جنسی (که شاید بتوان گفت چون معنای آن تولیدمثل است، در هر جامعه ای تمثال بنیادینِ امید تلقی می شود)، و همان گونه که در قسمت بعدی استدلال خواهد شد استقلال. این تمثالها نشانه های مسیر رشدی هستند که هر فرد باید طی کند، و امید به عامترین و وجودیترین مفهوم کلمه بستگی به این احساس دارد که پیشرفتِ کافی در امتداد این نشانه صورت گرفته است یا می تواند صورت بگیرد.

خواننده دیرباور ممکن است بگوید که برای توضیح علت گیراییِ فنّاوری ای مانند دستگاه تزریق سوخت که در واقع ضمن حفظ گنجایش موتور، راندمان و قدرت آن را افزایش می دهد ، به این قبیل تحلیلهای «خیالبافانه» درباره تخیلاتِ ناخودآگاهانه نیازی نیست. اما مشکل بتوان باور کرد که خرید اتومبیل عمدتاً بر اساس ملاحظات عقلانی صورت می گیرد. اگر واقعاً چنین بود، آنگاه لازم نمی بود که ویژگیهای ایمنیِ اتومبیلها تا این حد از طریق آگهیهایی تبلیغ شوند که صرفاً به ملاحظات واقع گرایانه درباره تصادفات رانندگی نمی پردازند، بلکه همچنین آرزوی انسانها برای سازگاریِ پایدارِ خانوادگی و نیز تخیلات آنها درباره آسیب ناپذیر بودنشان را برای اهداف خود مورد بهره برداری قرار می دهند.

عبارت «نقل و انتقال فلز»، که [ در زبان انگلیسی ] به معنای فروش اتومبیل است، یکی دیگر از جذابیتهای اتومبیل را آشکار می کند. به اعتقاد برخی، قدرت سحرآمیز خاصی که اتومبیل دارد، از ترکیب حیوانیت محض با فلز خالص، یا از درهم آمیزیِ حرکت و توان که کیفیاتی انسانی اند با فنّاوریِ فوق بشری ناشی می گردد. [ بدین سان، ] یکی از هماوردجویانِ عرصه تولید اتومبیل «گربه بزرگ» (جاگوار) نام دارد۳، حال آن که بی. ام. و. «عالیترین دستگاه رانندگی» نامیده می شود: قدرت غیرانسانیِ دستگاه فلزی، برترین تعالیِ محدودیتها و فناپذیریِ بدن عادیِ انسان است. هر دو توصیف فوق از جاگوار و بی. اِم. و.، اتومبیل را نوعی شی ء فوق طبیعیِ جدید و مهیب جلوه می دهند.

در تبلیغات مرسدس بنز هم تأکید بسیار زیاد بر ویژگیهای دستگاه وار، بُعد فرهنگی دیگری از تصاویر اتومبیل را به ما القا می کند. در بازار اتومبیل، وجهه های قالبیِ ملتها تأثیرگذارند: قدرت افزاروارِ آلمانیها، شهوت انگیزیِ شکیلِ ایتالیاییها، فردیت شیکِ فرانسویها، و غیره. تجربه ما از ملت بودگی (nationhood) و همین طور برداشت ما از سایر ملل، همواره پیوند عمیقی با تصاویر بدن داشته است. این تصاویر (خواه ستایشگرانه باشند و خواه وحشتناک یا تحقیرآمیز، مانند تبدیل شدن اتومبیل ترابانت (Trabant) که اتومبیلی بدوی [ و محصول آلمان شرقی ] بود به موضوح مزاحِ عمومی در آلمان اندکی پیش از وحدت دوباره این کشور با آلمان شرقی، و نیز نگرشهای مشابه به اتومبیلهای تولیدشده در اروپای شرقی)، بدن و ملت و اتومبیل را در قالبهایی که تأثیری بسزا بر فروش اتومبیل دارند، به یکدیگر ربط می دهد.

اتومبیل، همچون ملت، فضایی برای زندگی فراهم می آوَرَد. در دنیای همگانیِ خارج از خانه، اتومبیل فضایی را خلق می کند که تقریباً به اندازه خودِ بدن از تعرض مصون است. در داخل این فضا، اجزاء مختلف به نحوی مادرانه راحتیِ جسمانیِ سرنشین را تأمین می کنند. طراحی درون اتومبیلها هر چه بیشتر با این هدف صورت می گیرد که چه از نظر محل قرار گرفتن هر جزء و چه از نظر بافت و صدا و حرارت کلیه نیازهای بدنِ سرنشین کاملاً ملحوظ شود. در داخل قفسِ سفت و محکمِ ایمنی، محیطی نرم و رَحِم گونه تعبیه شده است تا راننده در طول مسیر پرورانده شود. همان گونه که ایزابل منزیس لیت با تحقیق درباره بازار اتومبیل در دهه ۱۹۶۰ ثابت کرد (۱۹۸۹)، اتومبیل همان قدر حکم یک بدن محافظت کننده مادرانه را دارد که حکم بدنی مردانه که با فشار راهِ خود را باز می کند. اتومبیل در فضایی عمومی، نوعی فضای خصوصی فراهم می آوَرَد، مکانی ایمن که در داخلش همه چیز به گونه ای مادرانه برای راحتی سرنشین ترتیب داده شده است.

اتومبیل «محملِ» مناسبی برای این فرافکنیها۴ و امثال آن است، زیرا که حکم بدن را دارد و یا خودْ واجد بدن است، بدنی که گنجایش ما را دارد و می تواند ما را در بر گیرد و از جایی به جای دیگر برود. به عبارتی، اتومبیل یک شی ء بزرگ و متحرک است که می توانیم واردش شویم و هدایتش کنیم. همچنین نوعی سوخت و ساز [ یا متابولیسیم ] دارد و مواد زائد نیز تولید می کند (موضوعی که به ویژه امروز بسیار به زندگیِ ما مربوط می شود). به انواع نقصها و ناتندرستیها مبتلا می گردد و به نحوی کاملاً آشکار پیر می شود. اشیاء زیادی را نمی توان یافت که قادرند این گونه آشکارا استنباطی بدن مانند در ما القا کنند، یعنی استنباطی که به ما امکان می دهد اشیاء را از هر حیث مانند یک بدن بپنداریم. به همین سبب، انواع و اقسام دلالتهایی را که از بدن سرچشمه گرفته اند به اتومبیل فرامی افکنیم. ما می توانیم اتومبیل را هم بدنی مذکر تلقی کنیم و هم بدنی موءنث؛ به سخن دیگر، راننده ممکن است اتومبیل را معشوق و یا پاره ای از تنِ خود تصور کند. اتومبیل واجد مجموعه ای از سطوح و اجزاءِ دارای شکلهای گوناگون است و هر یک از این سطوح و اجزاء را می توان در انواع داستانهای شهوانی به کار گرفت. همان گونه که در بخشهای بعدی اشاره خواهد شد، نباید فکر کنیم که تمام این اجزاء دلالتهایی مثبت به اتومبیل می بخشند. آلت نرینه ممکن است موجب هراس و تنفر، یا موجب تحسین شود. به طریق اولی، مادر هم می تواند دهشتناک باشد. اما فعلاً بهتر است به بحث درباره فن دوستی بپردازیم.

شاید مفیدترین راه برشمردن ویژگیهای عمومیِ فن دوستی در مورد اتومبیل و احتمالاً برخی فنّاوریهای دیگر این باشد که از مفهوم خودشیفتگی استفاده کنیم. از دیدگاه روانکاوی، خودشیفتگی چندان به معنای عشق ورزیدن به خود یا بدنِ خود نیست، بلکه این اصطلاح بیشتر برای اشاره به تخیلات ما درباره بی نقص بودنمان به کار می رود، تخیلی که ممکن است به هر چیزی فرافکنده شود. اتومبیل برای ما عزیز است چرا که آن را تجسم تخیلاتِ مبتنی بر خودشیفتگی مان می پنداریم: آنگاه است که احساس می کنیم اتومبیل ویژگیهایی جادویی دارد. ما به سبب خودشیفتگی مان، قدرت و کیفیات شهوت انگیز اتومبیل را بیش از حد ارزشمند می شماریم. بدین ترتیب، راننده با هم هویت پنداشتنِ خود با اتومبیل احساس قَدَرقدرتی می کند. روشنترین نشانه های این ذهنیتِ فن دوستانه را در آگهیهای تبلیغیِ اتومبیل می توان دید که بیننده را به احساس قدرت بی حد و حصر و تعالی تشویق می کنند. البته لازم است که در اینجا دقت کنیم، زیرا عیب عمومیِ بسیاری از نقدهای اجتماعی این است که آنچه را در این آگهیها دیده می شود عیناً باور می کنند. به عبارت دیگر، فرض نقدهای یادشده این است که آگهیهای تجاری همه جوانب رابطه ما با کالاها را معین می کنند. درست است که این آگهیها قطعاً بر ما تأثیر می گذارند، اما تجربه خودِ ما حکایت از آن دارد که کالاها می توانند واجد انواع و اقسام دلالتها باشند و در بهترین حالت فقط بخشی از این دلالتها در آگهیها درک می شوند. با این همه، موجه است که بگوییم بسیاری از دلالتهای مربوط به اتومبیل، ماهیتی فن دوستانه دارند و عملاً واجد تصاویری از بدنهای کمال مطلوب، مأمنهای تسخیرناپذیر، هیجانهای اسطوره ای، دستگاههای بی عیب و نقص، و از این قبیل هستند.

تحرک آزادانه

از جمله دیگر دلایل تحسین شدن اتومبیل این است که در واقع این پدیده فقط یک شی ء مادیِ برخوردار از برخی ویژگیهای شهوانی نیست، بلکه وسیله ای برای حمل و نقل نیز هست. این ماهیت کارکردیِ اساسیِ اتومبیل (رفتن از یک مکان به مکانی دیگر) صرفاً نشان دهنده کارآییِ عملی آن نیست، زیرا استنباط ما از این قبیل کارآییها از دلالتهای ناخودآگاهانه الهام می گیرد.

اتومبیل پیوندی مستحکم با تجربه آزادی فردی دارد، به نحوی که مشکل بتوان تصور کرد هیچ جنبش گسترده و مهمِ اجتماعی از آن چشم پوشی کند. این حقیقت را به سهولت نمی توان درک کرد. ما عادت داریم که آزادی را به معنای اوضاع سیاسی، حقوق مدنی، [ اختیارات ] رسانه ها، بیان هنری و از این قبیل بدانیم. گفتن این که یک کالای مادی چه برسد به اتومبیل که کالایی پیش پاافتاده تلقی می شود می تواند به خودی خود از جمله منابع آزادی باشد، با بسیاری از اصول فکریِ ما مغایرت دارد. در حال و هوای بیشتر فن هراسانه زمان حاضر، اتومبیل معمولاً نشانه فردگراییِ خودخواهانه و مصرف چشمگیر تلقی می شود و قبول این تصور که اتومبیل به منزله چیزی که به وضوح منابع طبیعی را تخریب کرده است همچنین می تواند واجد جنبه ای مثبت نیز باشد، به لحاظ روانی دشوار است. گرایش ما انسانها این است که چیزها یا کاملاً مفید باشند و یا کاملاً زیان آور، و نه آمیزه های موءثری از هر دوِ این جوانب.

لیکن در عین حال ما همچنین می دانیم که کالاهای مصرفی می توانند باعث بهبود کیفیت زندگی شوند، نه این که صرفاً لذت طلبیِ فردگرایانه ما را تقویت کنند. برای مثال، تلفن را در نظر بگیرید؛ برخورداریِ فردی از این فنّاوریِ پیشرفته، امکانات فراوانی برای تماسهای بین فردی فراهم می آوَرَد تا روابط افراد غنیتر شود یا اضطرابهایشان برطرف گردد. تلفن آزادیِ افراد ساکن در مناطق دوردست یا افراد دارای تحرک کمتر را ارتقا می دهد تا بتوانند در روابط فردی و فعالیتهای اجتماعی مشارکت کنند. اگر استفاده از تلفن به لایه اُزُن صدمه می زد، به احتمال قوی می کوشیدیم تلفنهایی بسازیم که خطری برای لایه اُزُن در بر نداشته باشند، نه این که استفاده از تلفن را به باد انتقاد بگیریم و یا محدود کنیم.

دو دلیل عمده را می توان ذکر کرد که چرا اتومبیل قویّاً با آزادی تداعی می شود. یکی از این دو دلیل به رشد فرد مربوط است و دیگری به رشد جامعه مدرن. فرد و جامعه مدرن دو جنبه از رابطه روانی ژرفی هستند که بین آزادی و تحرک وجود دارد؛ منظورم تحرک به خودی خود نیست، بلکه تحرکی را در نظر دارم که با اراده شخصی و به توسط خودِ شخص انجام می شود. هنگامی که کودک و بچه نوپا خود را به لحاظ روانی از آن کسانی که از او مواظبت می کنند جدا می سازد، توانایی و آزادی او برای دور شدن و بازگشتن برایش فوق العاده اهمیت می یابد. آغاز حرکت، تحرک، رسیدن به مقصد، روی برگرداندن، تعویض مسیر، کُند و آهسته کردن آهنگ گامها اینها همگی عواملی مهم در تجربه جدا شدن از دیگران، یا به عبارتی تثبیت استقلال و کنشگریِ فردِ در حال رشد هستند. .

نیز اینها همان تجربیاتی هستند که از طریق رانندگیِ اتومبیل هر روز مجدداً بر آنها صحّه گذاشته می شود، زیرا رانندگی به ما امکان می دهد لذتهای ناشی از قدرت جابه جا شدن را به شیوه متفاوتی به مدد فنّاوری دوباره تکرار کنیم. اندکی بعد در کودکی، نه فقط صِرفِ واقعیتِ جابه جایی، بلکه احساس تحرک با قدمهایی مطمئن و فرز و محکم به بخش مهمی از رشد روانی تبدیل می شود. رانندگی می تواند این لذتهای ناشی از قدرت جابه جایی را در دنیای بزرگسالان بازآفرینی کند و بر احساس نیل به نوعی دستاورد و استقلال ناشی از نخستین سفرهایمان صحّه بگذارد و آنها را تقویت کند. (همان گونه که در یکی از آگیهیهای تبلیغیِ اتومبیل رُوِر زیر تصاویری که یک کودک نوپا را در حال راه رفتن و کودکی دیگر را در یک اتومبیل پدال دار، پسربچه ای را سوار بر دوچرخه و مرد جوانی را در حال راندن نخستین اتومبیلش نشان می دهد آمده است، «سفرهای زندگی باید فراموش ناشدنی باشند».)

طراحیِ اتومبیلها هر چه بیشتر به همین زیبایی شناسیِ تحرک که از نظر رشد [ جسمانی و روانی ] اهمیت دارد معطوف گردیده است. در نوجوانی، گفتمان استقلال غالباً بر تحرک جغرافیایی متمرکز می شود (دور شدن از خانه) و همچنین جنبه ای کاملاً جنسی می یابد، جنبه ای که ظرفیتهای زیباشناسانه این گفتمان را به میزان زیادی وسعت می دهد. بدین سان می بینیم که اتومبیل از منابعِ سرشارِ احساس در کلیه این سطوح رشد بهره مند است. منظور از این بهره مندی صرفاً این نیست که اتومبیل برخی از لذتهای مراحل قبلیِ رشد را برای بزرگسالان احیا می کند، بلکه بدین ترتیب اتومبیل می تواند استفاده از احساسات ناشی از نیل به تحرک را در سطح بزرگسالان امکان پذیر سازد.

در روابطی که ما بزرگسالان با یکدیگر و با جامعه خود داریم، مکان و مسافت همچنان متغیرهایی بسیار بااهمیت اند. از نظر تاریخی، آزاد بودن به میزان زیادی به معنای برخورداری از آزادیِ تحرک تعبیر شده است. آزادی تحرک یکی از آشکارترین تباینهای برده داری و نظام ارباب رعیتی جوامعِ پیشاسرمایه داری از یک سو و کارِ مزدیِ نظام سرمایه داری از سوی دیگر محسوب می شود. در دوره رشد سرمایه داری نیز آزادیِ فزاینده تحرک، به طور کلی نشان دهنده افزایش آزادی شخصی است. البته همان طور که در برخی تصاویر عامّه پسندانه «اتوبوس تازی» Bus) (Geryhound و موتور و هواپیما پیداست، اتومبیل یگانه وسیله این جابه جایی نیست. با این حال، اتومبیل شخصی حکم عینیترین تبلور و کاملترین وسیله تحرک را دارد. شاید بتوان گفت اتفاقی نیست که کالای عمده در سرمایه داریِ پیشرفته، شیئی است که به یکی از چشمگیرترین دستاوردهای این نظام بسیار شباهت دارد و آن را ارتقا می دهد؛ دستاورد موردنظر عبارت است از آرمان و امکانِ تحرک آزادانه در اطراف و اکناف کشور ضمن برخورداری از همه امکانات بالقوه برای شکوفاییِ استعدادهای فردی و تماس با دیگران.

بنابراین، جاذبه قویِ اتومبیل صرفاً از این حقیقت ناشی نمی شود که زیبایی شهوت انگیزی دارد و وسیله مناسبی برای بیان بسیاری از احساسات و آرزوهایمان درباره بدنمان است. به عبارت دیگر، گیراییِ اتومبیل فقط ماهیتی جنسی ندارد، بلکه همچنین از آنجا ناشی می شود که اتومبیل به خوبی می تواند برخی از بنیانیترین جنبه های فردیت مدرن را متبلور و محقق کند تا ما به صورت اشخاصی به لحاظ روانی مستقل در دنیای تحرک اجتماعی و حقوق فردی رشد کنیم. این موضوع که برای میلیونها انسان در ادوار مختلف تاریخی، آزادیِ تحرک عمدتاً به معنای تداوم مصائب آنان در مکانی دیگر بوده است، اُس و اساس اشتیاق ما برای تحرک را تحت تأثیر قرار نمی دهد. آزادیِ تحرک، خواه به منزله مزیّتی خیالی و خواه به منزله مزیّتی واقعی، به لحاظ روانی بسیار واجد اهمیت است.

هنگامی که اشخاص، در عین برخورداری از آزادی تحرک فردی، در استفاده از وسایط نقلیه عمومی برای رسیدن به مقصدشان در زمان مقرر با مشکل روبه رو می شوند، آنگاه نیروهایی بسیار قوی با یکدیگر در هم می آمیزند تا اتومبیلهای بیشتری در خیابانها وجود داشته باشند. اما باز هم احساس ما درباره حمل و نقل عمومی صرفاً مبتنی بر ملاحظات عملی مانند قابلیت اطمینان وسایط حمل و نقل عمومی، بسامد آنها، هزینه استفاده از آنها، و از این قبیل نیست. حتی بهترین نظامهای حمل و نقل عمومی نیز نمی توانند تجربه کنشگری و استقلالِ راننده و سرنشینانِ اتومبیل شخصی را ایجاد کنند. درست است که استفاده کنندگان از اتومبیل شخصی مجبورند هزینه های آشکار و نهانِ راه بندانهای خیابان و فشار روانیِ ناشی از رانندگی و غیره را تحمل کنند، اما در عوض از اضطراب دیر رسیدن به ایستگاه و از دست دادن اتوبوس یا قطار شهری (اضطرابی که می تواند هراس از تنها گذاشته شدن را در ما زنده کند) مصون هستند. آنها می توانند فضایی حقیقتاً شخصی را پیرامونِ خود حفظ کنند، بی آن که از ایجاد مزاحمت برای دیگران با صدای گفتگو یا موسیقی شان نگران باشند، و نیز قادرند هرگاه که مایل باشند مقصد خود را تغییر دهند و یا حرکتشان را قطع کنند.

اگر آن جنبشی که خواهان کاهش صدمات ناشی از اتومبیل به محیط زیست است این مزیّتهای روانی را نادیده بگیرد و یا آنها را صرفاً جلوه های زائد فردگراییِ ناسالم و لذا فاقد ارزش بررسی بداند، آنگاه قادر به شناخت مشکل امروز ما نخواهد بود. بدون توسل به اقدامات بسیار جبری که به لحاظ سیاسی ناخوشایند و نامطمئن خواهند بود چندان نمی توان به کاهش چشمگیر استفاده از اتومبیل امید داشت. می توان پیش بینی کرد که همزمان با بیشتر شدن تعداد کسانی که از مزیّتها و لذتهای این وسیله بهره مند می شوند، تولید اتومبیل و استفاده از آن در جهان تشدید خواهد شد، به ویژه در آن کشورهایی که تعداد کمتری از مردم در حال حاضر صاحب اتومبیل هستند. این بدان معنا نیست که از اقداماتی که به منظور بهبود حمل و نقل عمومی و به حداقل رساندن استفاده مردم از اتومبیلهایشان صورت می گیرد، نباید با تمام وجود حمایت کرد (دست کم به این دلیل که وجود نظام حمل و نقلِ کارآمد، مرهون کسانی است که خود فاقد اتومبیل هستند). اما آنچه گفته شد دلالت بر این دارد که در هر برنامه درازمدت برای نجات محیط زیست که واقعیت و روا بودنِ امیال مدرن را محترم بشمارد، باید به کاهش مواد زائد و آلودگیِ ناشی از وسایط نقلیه موتوری توجه نشان دهیم و نه این که استفاده از اتومبیل را محدود کنیم.

گریزی به روشهای اتّخاذشده

از آنجا که برخی مسائل مربوط به روشهای اتخاذشده درباره اتومبیل سواری و گزینش وسیله حمل و نقل در محدوده خاص مقاله حاضر قرار دارند، در این مرحله از بحث تحلیل کوتاهی درباره نیروی محرکه اتومبیل سواری ارائه می کنم. این تحلیل نشان خواهد داد که اندیشه متأثر از روانکاوی چگونه می تواند به حوزه هایی اِعمال شود که از مسائلی که سنّتاً مورد توجه آن بوده اند کاملاً به دور است.

نخست لازم است بطلان دو اسطوره را اعلام کنیم که مکمل یکدیگرند (مصداقهای این دو اسطوره را، علاوه بر حمل و نقل، در بسیاری حوزه های دیگر هم می توان یافت). طبق اسطوره اول، امیال عمومی کلاً ساخته و پرداخته آن کسانی است که از آن امیال سود می برند. استدلال شده است که این موضوع در مورد تقاضای مصرف کنندگان برای خرید اتومبیل صحّت ندارد. [ تمایل عموم به برخورداری از اتومبیل شخصی ] ریشه هایی بس عمیقتر دارد، کما این که در سایر حوزه های مصرفِ انبوهِ کالا و فرهنگ عامّه نیز همین طور است. طبق اسطوره دوم، امیال عمومی اصلاً تحت تأثیر وسوسه آفرینیها و فشارهای تبلیغات و آگهیهای تجاری قرار نمی گیرد؛ به عبارت دیگر، مصرف کنندگان کالا موجوداتی خودرأی اند که نیازهای خود را می شناسند و به تلاشهایی که برای تأثیر گذاردن بر خریدهای آنان صورت می گیرد توجّهی نمی کنند. در بحثهای مربوط به سیاستهای مصرف کالا، کراراً به این دو فرضِ خطا استناد می شود.

بر این اساس ادعا شده است که مردم آمریکا به موتورهای دیزلی علاقه ای ندارند و لذا تولید و بازاریابی برای اتومبیلهای دیزلی در آمریکا کاری عبث است. شاید این موضوع حقیقت داشته باشد که آمریکاییان نظری منفی درباره اتومبیلهای دیزلی دارند، اما یقیناً این یک حقیقتِ تغییرناپذیر نیست. متقاعد کردن اتومبیل داران انگلیسی به استفاده از بنزین بدون سرب نیز آشکارا با مجموعه ای از مالیات گذاریهای متفاوت و تبلیغات گسترده انجام شد؛ این در حالی بود که اغلب تصور می شد که سرب عنصری بسیار مطلوب در بنزین است. (ریشه تصور یادشده این بود که سرب عنصری استحکام بخش است. اصطلاح «افزودن اندکی سرب به قلم» [ در زبان انگلیسیِ عامیانه به معنای تقویت بنیه جنسی و مترادف «دوای قوّتِ کمر خوردن» در فارسی عامیانه ] هم از همین تصور نشأت گرفته است.) این تغییرات مالی و تبلیغی به نوبه خود از آنجا ناشی شد که موعد به اجرا گذاشتن مصوبه اتحادیه اروپا در مورد به کارگیری مبدّلهای کاتالیزوری، که فقط از سوخت بدون سرب می توانند استفاده کنند، نزدیک می شد. تشدید نگرانی درباره موضوعات مربوط به حفظ محیط زیست، شالوده مطلوبی برای استفاده بیشتر از کلیه وسائل آلودگی زدا فراهم آورده است. اما در مورد بنزین بدون سرب، همچون همه موارد دیگر، آنچه عملاً باعث تغییر رفتار اتومبیل داران شد عبارت بود از پژوهش و تولید این نوع بنزین و سپس تبلیغات فوق العاده و تغییر سیاستهای مالیاتی. (تحقیقات انجام شده از آن زمان به بعد حکایت از این داشته اند که بنزین بدون سرب برای سلامتی هم فوایدی دارد و هم مضاری، اما این موضوع متفاوتی است که در نوشته دیگری باید به آن پرداخت.)

اگر تصور می شد که رفتار مصرف کنندگان آمریکایی را بیش از این می توان تغییر داد، برخی از منابع و امکانات عظیمی که برای تولید مبدلهای کاتالیزوری مورد استفاده قرار گرفته اند تا نیاز فرضی آمریکاییان به موتورهایی که با بنزین خالص کار می کنند برآورده شود، می توانستند برای توسعه فنّاوریِ دیزل مورد بهره برداری قرار گیرند. برخی طرفداران محیط زیست معتقدند که موتورهای دیزلی کمترین زیان را به طبیعت وارد می آورند، زیرا (علاوه بر عاری بودن از سرب) مصرف سوخت این موتورها به مراتب کمتر است و به همین سبب گازکربنیک بسیار کمتری نیز تولید می کنند.

البته شواهدی که اخیراً به دست آمده، بحثهای مربوط به این موضوع را پیچیده تر کرده است. این شواهد حکایت از آن دارند که پخش شدن دود موتورهای دیزلی ممکن است بیش از آنچه تصور می شد سرطان زا باشد. لیکن گسترش موتورهای دیزلی عمدتاً به دلیل مشکلی که در تبلیغات و بازاریابی دارند با محدودیت روبه رو شده است: مشکل این است که اگر بخواهیم همان تعبیر خالی از نزاکتی را به کار ببریم که بازاریابان برای تقریب به حقایق روانشناختی به زبان می رانند موتورهای دیزلی «لَوَند» تلقی نشده اند. با این حال، استفاده از خنک کننده های درون موتوری و فنّاوریِ تزریقِ مستقیم ممکن است منجر به ساخت اتومبیلهای توربودیزلی شود که از نظر عملکرد با بسیاری از موتورهای بنزینی برابری می کنند. مطابق آنچه طرفداران موتورهای دیزلی می گویند، با سرمایه گذاری برای نیل به پیشرفتِ فزونتر در حل مشکل صدا و ارتعاش و انتشار ذرات بسیار ریز، و با تبلیغات صحیح، استقبال مردم از این نوع موتور را می توان به میزان زیادی افزایش داد. تولید فزاینده مدلهای دیزلیِ اتومبیلهای موجود که در طراحیِ بدنه و لوازم جانبی از ویژگیهای «اسپورت» برخوردارند، مُبَیِّنِ تغییرپذیری دلالتهای فرهنگی اتومبیل در زمانه ماست و طبق ادله ای که در مقاله حاضر اقامه شد، در خرید اتومبیل بر اساس امیال [ ناخودآگاهانه ] ، طراحی بدنه نقش فوق العاده مهمی ایفا می کند.

بنا بر آنچه رفت، فقدان جذابیت اتومبیلهای دیزلی بستگی بسیار زیادی به استفاده ای دارد که در تبلیغات و بازاریابی از طیف وسیع دلالتهای مربوط به فنّاوریهای موتور به عمل می آید. عج

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *