تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل حوزه معنایی «صراط مستقیم» در بیان قرآن کریم – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل حوزه معنایی «صراط مستقیم» در بیان قرآن کریم شامل 105 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل حوزه معنایی «صراط مستقیم» در بیان قرآن کریم گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل حوزه معنایی «صراط مستقیم» در بیان قرآن کریم با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل حوزه معنایی «صراط مستقیم» در بیان قرآن کریم از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل حوزه معنایی «صراط مستقیم» در بیان قرآن کریم با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل حوزه معنایی «صراط مستقیم» در بیان قرآن کریم را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل حوزه معنایی «صراط مستقیم» در بیان قرآن کریم :

چکیده:

“صراط مستقیم” یکی از مهمترین واژگان کانونی در قرآن مجید است. این واژه، نقش برجسته ای را در نظام اخلاقی قرآن ایفا می کند. در این نوشتار، کلمات کلیدی واژه “صراط مستقیم”در بیان قرآن کریم مشخص و طبقه بندی می شود؛ نوع ارتباط آنها در شبکه های معنایی بررسی و تحلیل می شود تا نهایتاً حوزه معنایی “صراط مستقیم” و مفاهیم پیرامونی آن باز شناخته شود.

شاکله و ساختار این تحقیق برمبنای روش و ایده پروفسور توشیهیکو ایزوتسو اسلام شناس، زبان شناس و معنی شناس ژاپنی – سامان یافته است.

حوزه های معنایی صراط مستقیم

فرایندهای تعالی و ترقی

اهتداء:

اهتداء در لغت به معنای “هدایت شدن” به راه راست یا “رشد پذیرفتن” است.۱ در قرآن مجید، همواره در تقابل و تضاد با واژه کانونی “ضلال” به معنای “بیراهه رفتن” به کار می رود.۲

این دو واژه متضاد را تقریباً در همه جای قرآن می توان یافت؛ و یکی از رایج ترین و فراوانترین مفاهیم بکار گرفته شده در قرآن است.

مثالهای زیر، مدعای ما را به خوبی روشن می سازد:

مَنِ اهتَدی فَإنَّما یَهتَدی لِنَفسِه وَ مَن ضَلَّ فَإنَّما یَضِلُّ عَلَیْها…۳

هر کس به راه آمده تنها به سود خود به راه آمده، و هر کس بیراهه رفته تنها به زیان خود بیراهه رفته است…

أولئک الذین اشتروا الضلاله بالهدی و العذاب بالمغفره…۴

اینان همان کسانی هستند که گمراهی را به [بهای] هدایت، و عذاب را به [ازای] آمرزش خریدند…

إن ربک هو أعلم من یضل عن سبیله و هو أعلم بالمهتدین.۵

به درستی که، پروردگار تو به [حال] کسی که از راه او منحرف می شود داناتر است، و او به [حال] راه یافتگان [نیز] داناتر است.

در جهان بینی قرآنی، دو واژه کلیدی و بسیار مهم “ایمان” و “کفر” درست نقطه مقابل هم، و در تقابل و تضاد شدید با یکدیگر قرار گرفته اند؛ و در قرآن مجید همه جا این تقابل و تضاد اساسی مشهود است.۶ واژه “اهتداء” از جمله عناصر بنیادینی است که در حوزه معنایی “ایمان” قرار می گیرد؛ و در برخی آیات قرآن، واژه “ایمان” با همه مشخصات و ویژگیهای ممیزه آن به لحاظ معنایی با “حالت آن کسانی که مهتدی و راه یافته اند” برابر و معادل است:۷

ما کان للمشرکین أن یعمروا مساجد الله شهدین علی أنفسهم بالکفر أولئک حبطت أعملهم و فی النار هم خالدون. إنما یعمر مساجد الله من ءامن بالله و الیوم الاخر و أقام الصلوه و ءاتی الزکوه و لم یخش الا الله فعسی أولئک أن یکونوا من المهتدین.۸

مشرکان را نرسد که مساجد خدا را آباد کنند، در حالی که [عملاً] بر کفر خود گواه هستند. آنانند که اعمالشان تباه گردیده، و در آتش [دوزخ] جاودانه خواهند بود. مساجد خدا را تنها کسانی آباد می کنند که به خدا و روز بازپسین ایمان آورده و نماز بر پا داشته و زکات داده و جز از خدا نترسیده اند، پس امید است که اینان از راه یافتگان باشند.

بدین ترتیب، ملاحظه می گردد؛ “إهتداء” از نظر بافت معنایی با “ایمان” یکی گردیده است.

یکی از ویژگیهای کتب آسمانی، آن است که دین را هدایت الهی إهتداء می داند و یا در چارچوب مفهوم هدایت الهی تصور می کند. این امر نتیجه روشن این حقیقت بنیادین است که وحی در قرآن، اساساً هدایتی دانسته شده است ناشی از رحمت الهی برای کسانی که گرایش به ایمان آوردن دارند.

در آیه زیر کتاب آسمانی به طور کلی مایه “هدایت” دانسته شده است:

و لقد جئنهم بکتب فصلنه علی علم هدی و رحمه لقوم یومنون.۹

و در حقیقت، ما برای آنان کتابی آوردیم که آن را از روی دانش روشن و شیوایش ساخته ایم؛ (کتابی) که مایه هدایت و رحمت برای جمعیتی است که ایمان می آورند.

بنابراین از نقطه نظر جهان بینی قرآنی، “ایمان” چیزی جز “پذیرفتن هدایت” و انتخاب “صراط مستقیم” نیست، و حال آنکه “کفر”، عبارت است از “روی گرداندن از هدایت” و بنابراین “گمراه شدن از صراط مستقیم”.

در اینجا مثالی ذکر می کنیم که در آن، عملِ “ایمان آوردنِ” انسان، با اندیشه “هدایت الهی” در ارتباط است:

…إنهم فتیه ءامنوا بربهم و زد نهم هدی.۱۰

بدرستی که آنان جوانانی بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند، و ما بر هدایتشان افزودیم.

کاملاً روشن است که در اینجا می توان ارتباط “ایمان” و “هدایت” را به لحاظ معنایی دریافت؛ با این توضیح که، از ایمان به پروردگار، در پایان آیه یاد شده، به “هدایت” تعبیر شده است. در ابتدای آیه می گوید، اصحاب کهف جوانانی بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند و در انتهای آیه در پاسخ به این عمل عنوان می دارد که ما هم بر هدایت ایشان افزودیم. لذا نزدیکترین معنایی که به ذهن متبادر می شود، هم معنایی “هدایت” و “ایمان” در این آیه است.

اصولاً به نظر می رسد، قرآن از ایمان به پروردگار و ایمان عاری از ظلم و انحراف به عنوان هدایت و اهتداء نام می برد و آن را مصداق کامل ایمان می داند.

به عنوان مثال، آیه زیر، شاهد بر مدعای ما است:

الذین آمنوا و لم یلبسوا إیمانهم بظلم أولئک لهم الأمن و هم مهتدون.۱۱

کسانی که ایمان آورده و ایمان خود را به شرک نیالودند، ایمنی تنها از آن آنهاست؛ و آنها راه یافتگانند.

راغب اصفهانی، وجوه چهارگانه هدایت خداوند نسبت به انسان را چنین تبیین می کند:

وجه اول: هدایت تکوینی؛ هدایتی که بر هر مکلّفی و بر هر موجودی، عمومیت دارد:

قال ربنا الذی أعطی کل شیء خلقه ثم هدی.۱۲

گفت: پروردگار ما کسی است که هر چیزی را خلقتی که در خور او است داده، سپس آن را هدایت فرموده است.

وجه دوم: هدایت تشریعی؛ که به مقتضای نیاز فردی و اجتماعی انسانها بر زبان پیامبران و با رساندن پیام خداوند به مردم رسیده است:

و جعلنهم أئمه یهدون بأمرنا…۱۳

و آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما هدایت می کردند…

وجه سوم: هدایت توفیقی؛ هدایتی است که زمینه اش از خود انسان آغاز می شود و خاصّ راه یافتگان است:

و الذین اهتدوا زادهم هدی… ۱۴

راه یافتگان را هدایت افزود.

… و من یؤمن بالله یهد قلبه… ۱۵

و هر کس به خدا بگرود، دلش را به راه آورد. [هدایت کند]…

و الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا…۱۶

و کسانی که در راه ما کوشیده اند، به یقین راههای خود را برآنان می نماییم…

و یزید الله الذین اهتدوا هدی…۱۷

و خداوند کسانی را که راه یافته اند بر هدایتشان می افزاید…

… فهدی الله الذین ءامنوا … و الله یهدی من یشاء إلی صراط مستقیم.۱۸

… خداوند اهل ایمان را هدایت کرد… و خداوند هر کسی را که بخواهد به راه راست هدایت می کند.

وجه چهارم: هدایت در آخرت، به سوی بهشت و وصول به مطلوب:

سیهدیهم و یصلح بالهم.۱۹

به زودی آنان را راه می نماید و حالشان را نیکو می گرداند.

و نزعنا ما فی صدورهم من غلّ … الحمدلله الذی هدنا لهذا…۲۰

و هر گونه کینه ای را از سینه هایشان می زداییم … ستایش خدایی را که ما را بدین [راه] هدایت نمود.

راغب اصفهانی پس از ذکر این وجوهِ چهارگانه، با مهارت و دقت می کوشد به تحلیل آیاتی که پیرامون هر وجهند بپردازد و معانی خاص آنها را بیان کند.۲۱

سید ابوالقاسم خوئی(ره) در کتاب البیان فی تفسیر القرآن در تفسیر آیه “اهدنا الصراط المستقیم” به تقسیمی از هدایت می پردازند که با سخن راغب اصفهانی هماهنگ و تنها از نظر سبک و روش، اندکی متفاوت است.

او می گوید: هدایت از طرف خداوند بر دو گونه است:

۱- هدایت عام ۲- هدایت خاص

هدایت عام، گاهی تکوینی است و گاهی تشریعی. هدایت عامِ تکوینی همان است که خداوند در طبیعت و در نهاد همه موجودات به ودیعت نهاده است؛ اما هدایت تشریعی، هدایتی است که خداوند به واسطه آن، همه انسانها را با فرستادن پیامبران و ارسال کتب آسمانی هدایت نموده است.

نوع دوم، یعنی هدایت خاص، که همان هدایت و عنایت ربانی است؛ خداوند به برخی از بندگانش طبق مقتضای حکمتش عطا کرده است.۲۲

هُدی

واژه کانونی “هُدی” از نظر لغوی تفاوتی با واژه “إهتداء” ندارد، راغب اصفهانی در تفاوت بین “هُدی” و “إهتداء” می گوید:

“هُدی”، لفظی است ویژه إعطاء و بخششِ خداوند به کسانیکه قابلیت آنرا دارند. مانند:

… هدی للمتقین.۲۳

… مایه هدایت تقواپیشگان است.

أولئک علی هدی من ربهم…۲۴

اینان از جانب پروردگارشان از هدایتی برخوردارند…

… قل إن هدی الله هو الهدی…۲۵

… بگو، در حقیقت، تنها هدایت خداست که هدایت [واقعی] است…

… هدی للناس…۲۶

… [کتابی] که مردم را راهنماست.

… هدی و موعظه للمتقین.۲۷

راهنما و پندآموز پرهیزگاران است.

اما، “إهتداء” مخصوص آن است که انسان چه در امور دنیوی و چه در امور اخروی از سر اختیار آن را اکتساب کند. مانند:

من اهتدی فإنما یهتدی لنفسه، و من ضل فإنما یضل علیها…۲۸

هر کس به راه آمده، تنها به سود خود به راه آمده، و هر کس بیراهه رفته، تنها به زیان خود بیراهه رفته است…

و هو الذی جعل لکم النجوم لتهتدوا بها فی ظلمت البر و البحر…۲۹

و هموست که ستارگان را برای شما آفرید تا به وسیله آنها در تاریکیهای خشکی و دریا راه یابید…

فإن ءامنوا بمثل مآ ءامنتم به، فقد اهتدوا…۳۰

پس اگر به آنچه شما ایمان آورده اید، آنان نیز ایمان بیاورند قطعاً هدایت یافته اند.

و إنی لغفار لمن تاب و ءامن و عمل صالحاً ثم اهتدی.۳۱

و به یقین، من آمرزنده کسی هستم که توبه کند و ایمان بیاورد و کار شایسته نماید و به راه راست رهسپار شود.۳۲

برای تبعیت از عنصر “هدایت” آثار اثباتی و سلبی فراوانی است که در موارد متعدد قرآن مجید بدان اشارت یافته است. آنچه صریحاً در آیه ۱۲۳ طه مورد عنایت قرار گرفته، نفی هر گونه ضلالت و تیره بختی است.

آیه یاد شده چنین است:

… فإنما یأتینکم منی هدی فمن اتبع هدای فلا یضل و لایشقی.۳۳

… پس اگر برای شما از جانب من رهنمودی رسد، هر کس از هدایتم متابعت کند نه گمراه می شود و نه تیره بخت.

در حقیقت، خواننده آیات وحی ملاحظه می کند که در سراسر قرآن، این تفکر اساسی جریان دارد که “خداوند هر که را بخواهد هدایت می کند” یا این اندیشه که خداوند در نهایتِ لطف و احسان و از راهِ رحمت همه انسان ها را هدایت می کند؛ اما برخی ازانسان ها به اختیارخویش به هدایت الهی گردن می نهند و بعضی از آنها اعراض می کنند در هر دو حال آیات الهی و وحی دلالت بر هدایت الهی می کنند.۳۴ اکنون مثالی دیگر ذکر می کنیم که تبعیت از عنصر “هدایت” به نفی هر گونه خوف و حزن می انجامد:

… فإنما یأتینکم منی هدی فمن تبع هدای فلا خوف علیهم و لاهم یحزنون.۳۵

پس اگر از جانب من شما را رهنمودی رسد آنان که هدایتم را متابعت کنند بیمی بر ایشان نیست و اندوهگین نگردند.

آنچه به وضوح در آیه فوق مورد توجه قرار گرفته، نفی خوف و حزن است؛ یعنی لازمه تبعیت از “هدایتِ” الهی نفی هر گونه هراس در معاد و سلب هر گونه اندوه در روز جزا است. در متن هدایت الهی چنین آمده است که خداوند به تابعان راستین خود، وعده زوال خوف و حزن را داده است که در روز جزا به چنین وعده ای عمل می کند و در آن روز به عنوان وفای به عهد و انجاز وعده به تابعان واقعی دین می فرماید:

یاعباد لاخوف علیکم الیوم و لا أنتم تحزنون.۳۶

ای بندگان من امروز نه بیمی بر شماست و نه اندوهگین شوید.

قرینه تقابل دلالت دارد که متمرد از “هدایت” الهی مبتلا به خوف و حزن است و منشأ خوف و حزن در روز حساب همان دوزخ است که اصحاب جهنم به آن گرفتار هستند. پس هیچ گونه ترس و اندوهی از ناحیه ابتلای به دوزخ، گریبانگیر پیروان “هدایت الهی” نخواهد شد.۳۷

نمایش نموداری واژگان کلیدی “إهتداء” و “هدی” بدین شرح است:

نمودار (۱) تقابل و تضاد دو واژه کانونی “إهتداء” و “ضَلال” را نمایش می دهد. و دو مفهوم کلیدی “تصدیق” و “تکذیب” در بافت معنایی واژگان إهتداء و ضلال قرار می گیرند.

در نمودار (۲) خدا، آیه را فرو می فرستد؛ واکنش انسان چنان است که یا آن آیه را می پذیرد و حق می شمارد (تصدیق)، یا به عنوان اینکه باطل است منکر آن می شود (تکذیب)؛ اولی طبیعتاً به ایمان می انجامد و دومی به کفر.

در نمودار (۳) انسان در برابر هدایت خداوند، به یکی از دو صورت ممکن، واکنش نشان می دهد: یعنی یا راه “اِهتداء” را می پذیرد و یا راه “ضلال” را انتخاب می کند. کسانی که راه اول را بر می گزینند در طریق جنت (بهشت) گام بر می دارند و کسانی که راه دوم را انتخاب می کنند در طریق جهنم (دوزخ).

إهتداء و ضَلال هر دو بسته به مشیّت الهی است. در نمودار (۴) تقابلی اساسی میان “هَدی” – راهنمایی – و “ضَلال” – گمراهی – مشاهده می کنیم بدین معنا که آدمی مختار نیست در مقابل ارشاد خدا یکی از دو راه “اِهتداء” یا “ضلال” را انتخاب کند. چنان وانمود می شود که همه چیز از پیش، معین و مسجّل است.

ضَلال چیزی جز نتیجه مستقیم و ضروری اضلال خدا، نیست و در مقابل اضلال خدا هیچ کس را یارای مقاومت نیست.۳۸

رُشْد – رَشَدْ

این واژه در قرآن کریم به صورتهای مختلف فعلی و اسمی ظاهر می شود، مانند: رَشَدَ، رَشَدْ، رُشْدْ، رَشاد و رشیْد.

واژه پژوهان، این واژه را در تقابل با واژه “غیّ” به معنای گمراهی و ضلالت بکار برده اند.

در لسان العرب، “رُشد” به معنای “نقیض الغیّ”، و در مُجْمَلُ اللّغه و مفردات الفاظ القرآن، به معنای “خلافُ الغیّ” بکار رفته است.۳۹

حسن مصطفوی، نیز این واژه را به معنی “إهتداء به خیر و صلاح” دانسته، می گوید: هدایت ضد ضلالت است؛ همانطوری که “رشد” متضاد “غیّ” است.۴۰

بنابراین “رُشد” به معنای “هدایت” و “راه صحیح” در تضاد با واژه “غیّ” به معنای “گمراهی” و “ضلالت” روش گردید.

بین مفهوم “هدایت” و مفهوم “رُشد” ارتباط معنایی نزدیک، وجود دارد.

… إنا سمعنا قرءاناً عجباً. یهدی إلی الرّشدِ.۴۱

… ما قرآنی شگفت شنیدیم [که] به راه راست هدایت می کند. بیضاوی، عبارت “یهدی إلی الرُّشد” را اینگونه تفسیر و تعبیر می کند:

“یهدی إلی الحق و الصواب”.۴۲ روشن است که بین مفهوم “هدایت” با مفهوم “حق و صواب” ارتباط تنگاتنگی است.

در دو نمونه زیر، رُشد از نظر بافتار معنایی، به ترتیب با ایمان و اسلام یکی گردیده است:

لا اکراه فی الدین قد تبین الرُّشد من الغی فمن یکفر بالطاغوت و یومن بالله فقد استمسک بالعروه الوثقی لا انفصام لها والله سمیع علیم.۴۳

در دین هیچ اجباری نیست. و راه از بیراهه به روشنی آشکار شده است. پس هر کس به طاغوت کفر ورزد، و به خدا ایمان آورد، به یقین، به دستاویزی استوار، که گُسستی ندارد، چنگ زده است. و خداوند شنوای داناست.

در این آیه، “رُشد” با “ایمان” همزاد و هم معنا گردیده است. چنانکه زمخشری نیز در تفسیر عبارت “قد تبین الرُّشد من الغیّ” گفته است:

“قد تمیز الایمان من الکفر” ایمان از کفر با دلائل روشن، جدا گردیده است.۴۴

و انا منا المسلمون و منا القاسطون فمن أسلم فأولئک تحروا رَشَداً.۴۵

و از میان ما برخی فرمانبردار و برخی از ما منحرفند: پس کسانی که به فرمانند آنانند که هدایت جسته اند.

در آیه فوق نیز “رُشد” با “اسلام” هم معنا شده است در این دریافت، “رُشد” به معنای “اسلام” چیزی جز “إهتداء” و “طلب هدایت به حق” نیست.

شیخ طوسی، عبارت “تحروا رَشَداً” را چنین تعبیر می کند: “آنان که طالب هدایت به سوی حق هستند.”۴۶

سبیل الرُّشد (الرّشاد)

سبیل رشاد، عبارت است از سبیلی که سلوکِ در آن آدمی را به حق می رساند.۴۷

فخر رازی عبارت “سبیل الرشد” را چنین تفسیر کرده است: عبارت است از “سبیل هدایت، و دین حق و صواب در علم و عمل”.۴۸ نیز در تفسیر قمی آمده است: سبیل رشد؛ راه ایمان و صدق و وفا و عمل صالح است.۴۹

بنابراین، پدیدارهای ایمان و عمل صالح، فرایندهائی هستند، از آن جهت که روندگان خود را به عزت و به لقاء رحمت پروردگار نائل می آورند “سبیل رشد” و “سبیل الرشاد” خوانده می شوند. در نقطه مقابل “سبیل رشد”، “سبیل غی” و “سبیل های غیّ” قرار دارند که همگی در “صراط جحیم” واقعند.۵۰

هر یک از اعمال صالح، یک سبیل رشد را تشکیل می دهد. انابه و بازگشت به سوی خدا، یک سبیل رشد است:

… و اتبع سبیل من اناب إلی …۵۱

راه کسی را پیروی کن که توبه کنان به سوی من باز می گردد…

کاری که پیامبر و تابعانش به عنوان داعیان مردم به سوی خدا، از روی بصیرت انجام می دهند، یک سبیل رشد است:

قل هذه، سبیلی أدعوا إلی الله علی بصیره أنا و من اتبعنی …۵۲

بگو: این است راه من، که من و هر کس پیروی ام کرد با بینایی به سوی خدا دعوت می کنیم…

بدیهی است، مقام پیامبر اکرم (ص) در کار دعوت از روی بصیرت با

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *