توضیحات
ارائهی فایل پاورپوینت کامل دفاع از ارزش ها در سیره امام حسین علیه السلام – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل دفاع از ارزش ها در سیره امام حسین علیه السلام شامل 107 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل دفاع از ارزش ها در سیره امام حسین علیه السلام:
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل دفاع از ارزش ها در سیره امام حسین علیه السلام به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل دفاع از ارزش ها در سیره امام حسین علیه السلام به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل دفاع از ارزش ها در سیره امام حسین علیه السلام با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل دفاع از ارزش ها در سیره امام حسین علیه السلام با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل دفاع از ارزش ها در سیره امام حسین علیه السلام با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل دفاع از ارزش ها در سیره امام حسین علیه السلام را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل دفاع از ارزش ها در سیره امام حسین علیه السلام :
پاسدار فرهنگ الهی
امام حسین علیه السلام به عنوان پاسدار ارزش های الهی و حافظ سنت های پیامبر صلی الله علیه و آله، برای پیشبرد اهداف والای اسلام از هیچ کوششی فروگذار نمی کرد و از مهم ترین اقدامات آن حضرت در مدت عمر با برکت خویش، تجدید حیات اسلام و احیای ارزش های فراموش شده آن می باشد. به همین جهت این جمله در میان اندیشمندان اسلامی به زبان ها افتاده است که:
«الِاسْلامُ مُحَمَّدی الْحُدُوثِ وَ حُسِینی الْبَقاءِ؛[۱]»
اسلام را حضرت محمّد صلی الله علیه و آله به جهان بشریت عرضه نمود و حسین بن علی علیه السلام با تمام وجود از آن پاسداری و حمایت کرد.
در حقیقت شهادت خونین حضرت اباعبداللَّه الحسین علیه السلام و یاران باوفایش موجب شد که غبار جهل و ستم که در طی سال های بعد از رحلت رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله قوانین اسلامی را تحت الشعاع قرار داده بود، از چهره سنت های حقیقی اسلام زدوده و نور درخشان معارف الهی بار دیگر به دل های غفلت زده بتابد. چنانکه در زیارت نامه آن حضرت می خوانیم:
«اشْهَدُ انَّک قَدْ اقَمْتَ الصَّلوهَ وَآتَیتَ الزَّکوهَ وَ امَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَیتَ عَنِ الْمُنْکرِ؛»[۲]
[یا ابا عبداللَّه!] شهادت می دهم که تو نماز را به پاداشتی و زکات را ادا کردی و امر به معروف و نهی از منکر نمودی.
اساساً از دیدگاه فرهنگ وحیانی اهل بیت علیهم السلام، احیای امر به معروف و نهی از منکر خیلی مهم تر و عظیم تر از سایر ارزش های الهی است، هم چنان که علی علیه السلام می فرماید:
«وَ ما اعْمالُ الْبِرِّ کلِّها وَالْجَهادُ فی سَبیلِ اللَّهِ عِنْدَ الْامْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْی عَنِ الْمُنْکرِ الَّا کنَفْثَهٍ فی بَحْرِ لُجّی؛»[۳]
تمام کارهای نیک و جهاد در راه خدا در مقابل امر به معروف و نهی از منکر هم چون قطره ای در مقابل دریای موّاج و پهناور است.
در واقع جهاد و سایر فرایض دینی، بخشی از امر به معروف و نهی از منکر به معنای وسیع آن است.
پیمان پاسداری
امام حسین علیه السلام چنان شیفته حفظ دین و احیای امر به معروف و نهی از منکر بود که هنگام وداع با قبر رسول اللَّه صلی الله علیه و آله چنین گفت:
«الَلّهُمَّ انَّ هذا قَبْرُ نَبِیک مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله وَانَا ابْنُ بِنْتِ نَبیک وَ قَدْ حَضَرَنی مِنَ الْامْرِ ما قَدْ عَلِمْتَ اللَّهُمَّ انّی احِبُّ الْمَعْرُوفَ وَ انْکرُ الْمُنْکرَ وَاسْأَلُک یاذَالْجَلالِ وَالْاکرامِ بِحَقِّ الْقَبْرِ وَ مَنْ فیهِ الّا اخْتَرْتَ لی ما هُوَ لَک رِضَی وَلِرَسُولِک رَضِی؛»[۴]
خداوندا! این قبر پیامبر تو حضرت محمد صلی الله علیه و آله است و من فرزند دختر پیامبرت هستم. برای من پیشامدی رخ داده که خود می دانی. پروردگارا! من معروف را دوست دارم و از منکر بیزارم. ای صاحب جلالت و کرامت! به حق این قبر و صاحب آن از تو می خواهم راهی را برای من برگزینی که رضایت تو و رسولت در آن باشد.
نامه به بزرگان بصره
امام حسین علیه السلام در نامه ای به بزرگان بصره در مورد رواج سنت های منفی در جامعه هشدار داده، و حمایت آنان را برای احیای سنت های صحیح و حاکم شدن ارزش های الهی خواستار شده و فرمود:
«انَا ادْعُوکمْ الی کتابِ اللَّهِ وَ سُنَّهِ نَبِیهِ، فَانَّ السُّنَّهَ قَدْ امیتَتْ وَ انَّ الْبِدْعَهَ قَدْ احْییتْ وَانْ تَسْمَعُوا قَوْلی وَتُطیعُوا امْری اهْدِکمْ الی سَبیلِ الرَّشادِ؛»[۵]
من شما را به کتاب خدا و سنت پیامبرش فرا می خوانم، چرا که سنّت به تدریج از میان رفته و بدعت زنده شده است. اگر به سخنم گوش دهید و از فرمانم اطاعت کنید، شما را به سوی رستگاری راهنمایی خواهم کرد.
مبارزه با بنیانگذاران بدعت ها
امام حسین علیه السلام بر این باور بود که باید با تمام وجود از ارزش های اسلامی حمایت کرد. به همین جهت با زمامداران مستبد و ضد ارزشی بنی امیه هیچگاه سر سازش نداشت. ایشان با حاکمان هواپرست و خودخواه، مبارزه بی امانی را آغاز نمود و جان خویش را با تمام هستی اش در این راه فدا نمود. اساساً برای حفظ اصول یک مکتب صحیح و آسمانی باید با بنیانگذاران بدعت ها مبارزه شود و یک مسلمان آزاده در پاسداری خویش با مؤسّسین سنت های منفی سازش نمی کند.
حضرت علی علیه السلام فرموده است:
«اظْلَمُ النَّاسِ مَنْ سَنَّ سُنَنَ الْجَوْرِ وَمَحاسُنَنَ الْعَدْلِ؛»[۶]
ظالم ترین افراد، کسی است که سنت های ظالمانه را در جامعه رواج داده و سنت های عادلانه را از میان بردارد.
نامه به معاویه
امام حسین علیه السلام از هر فرصتی برای احیای معارف الهی بهره می جست.
گفتارها، نامه ها و اقدامات عملی آن حضرت نشانگر این واقعیت است.
امام در نامه ای کوبنده اقدامات غیر شرعی معاویه را زیر سؤال برده و او را به شدت مؤاخذه می کند و در آخر می فرماید:
فَابْشِرْ یا مُعاوِیهِ بِالْقِصاصِ وَاسْتَیقِن بِالْحِسابِ وَاعْلَمْ انَّ لِلَّهِ تَعالی کتابَاً لا یغادِرُ صَغیرَهً وَلا کبیرَهً الَّا احْصاها؛[۷]
ای معاویه! قصاص خدا را به یاد داشته باش و به حسابرسی الهی در روز قیامت یقین کن، و بدان که خداوند متعال کتابی دارد که از ثبت هیچ عمل ریز و درشتی فروگذار نمی کند.
دفاع از حریم خانواده
معاویه پس از شهادت امیرمؤمنان علی علیه السلام و تحمیل قرارداد صلح بر امام حسن علیه السلام، به دنبال راهی بود که با خاندان نبوت پیوندی برقرار کند. به این جهت مروان را مأمور ساخت تا از ام کلثوم دختر عبداللَّه بن جعفر برای یزید خواستگاری کند. او نیز در مجلسی که اعیان مدینه و سران بنی امیه حضور داشتند، ضمن تمجید از فرزند نالایق معاویه، طی سخنانی آرزو کرد که این ازدواج سر بگیرد.
عبداللَّه بن جعفر همسر حضرت زینب علیها السلام تصمیم گیری نهایی را به دایی دختر؛ یعنی، حضرت ابا عبداللَّه علیه السلام موکول نمود. امام حسین علیه السلام در همان جلسه به پاخاسته و خطاب به مروان و حضّار چنین فرمود:
حمد و سپاس خداوند را که ما اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله را برای پاسداری از دین خود و رهبری مردم برگزید، و قرآن و وحی خود را بر ما نازل کرد.
ای مروان! تو سخن گفتی و ما گوش کردیم! اینکه گفتنی پدر دختر هر چه پیشنهاد کند آن را مهریه امّ کلثوم قرار خواهید داد، به جانم سوگند! ما اهل بیت در مقدار مهریه از سنت پیامبر صلی الله علیه و آله عدول نمی کنیم. آن حضرت مهریه دختران و همسرانشان را بیست اوقیه معادل چهارصد و هشتاد درهم تعیین می کردند و امّا اینکه گفتی قرض پدرش را نیز ادا خواهید کرد. چه زمانی زنان ما بدهی های ما را پرداخته اند که این هم یکی از آن موارد باشد؟!
امّا اینکه گفتی این وصلت ارتباط بین دو قبیله بنی هاشم و بنی امیه را تقویت کرده و موجب صلح و سازش و آرامش خواهد بود، به صراحت می گویم که دشمنی ما اهل بیت با سران بنی امیه در راه خدا و به خاطر دین خداست و هرگز برای رسیدن به دنیا با شما مصالحه نخواهیم کرد. ارتباط نسبی این عداوت را از میان بر نداشته، چگونه پیوند سببی موجب صلح و دوستی خواهد بود.
سپس امام حسین علیه السلام تک تک سخنان مروان را با قاطعیت و استدلال منطقی پاسخ گفت و در پایان در مورد ازدواج دختر حضرت زینب علیها السلام به مردم حاضر در مسجد نبوی صلی الله علیه و آله فرمود:
مردم! گواه باشید که من دختر خواهرم ام کلثوم، فرزند عبداللَّه جعفر را به عقد پسر عموی او قاسم بن محمد بن جعفر در آوردم و مهریه او را چهار صد و هشتاد درهم قرار دادم و زمین حاصلخیز خود در مدینه را به عنوان کمک هزینه زندگی به او بخشیدم.[۸] نجات همسر عبداللَّه بن سلام از دست یزید یکی دیگر از ورق های زرین تاریخ امام حسین علیه السلام در زمینه پاسداری از ناموس مسلمانان می باشد.
مدافع محرومان
سالار شهیدان اندکی قبل از هلاکت معاویه در خطبه ای حساس، کوبنده و تاریخی در سرزمین منی به مسئولین جامعه اسلامی و عالمان پرنفوذ و حاکمانی که در اجتماع نقش مؤثری دارند ولی از نفوذ خود در دفاع از طبقات پائین جامعه کوتاهی می کنند، سخنانی هشدار دهنده بیان فرموده و نکات مهمی را در این زمینه به آنان یادآور می شود.
آن حضرت در بخشی از سخنان خود به تضییع حقوق محرومان و مستضعفان اشاره کرده و بی توجهی مسئولین امور را به مسائل خدماتی مورد انتقاد قرار داده فرمود:
«فَامَّا حَقَّ الضُّعَفاءِ فَضَیعْتُمْ وَ امَّا حَقَّکمْ بِزَعْمِکمْ فَطَلَبْتُمْ فَلا مالًا بَذْلْتُمُوهُ وَلا نَفْساً خاطَرْتُمْ بِها لِلَّذی خَلَقَها وَلا عَشیرَهً عادَیتُمُوُها فی ذاتَ اللَّهِ انتُمُ تَتَمَنَّوْنَ عَلَی اللَّهِ جَنَّتَهُ وَ مُجاوَرَهَ رُسُلِهِ وَ امانَهُ مِنْ عَذابِهِ؟!»
[شما ای عالمان، بزرگان و مسئولین جامعه!] حق ضعیفان و بینوایان را پایمال نمودید و آن چه را که حق خود تصور می کردید در به دست آوردنش اصرار ورزیدید و گرفتید. ولی در راه خدا نه مالی بخشش کردید و نه جانتان را به مخاطره انداختید و نه از اقوام و بستگان خود [که مقدسات را به استهزاء گرفته بودند] برای رضای خدا بریدید. آیا با این پرونده سیاه و اعمال زشت، بهشت و همنشینی با پیامبران را آرزو می کنید و با این حال می خواهید از عذاب خدا در امان بمانید؟!
سرور آزادگان در فراز دیگری از کلمات روشنگرانه و کوبنده خود به وضعیت اسف انگیز و نابسامان بی نوایان و بیچارگان پرداخته فرمود:
«وَ قَدْ تَرَوْنَ عُهُودَ اللَّهِ مَنْقُوضَهً فَلا تَغْضَبُونَ وَانْتُمْ لِنَقْضِ ذِمَمِ آبائِکمْ تَقْرَعُونَ و ذِمَّهِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مَحْقُورَهٌ وَالْعُمْی وَالْبُکمُ وَالْزَّمِنُ فی الْمَدائِنِ مُهْمَلَهٌ لاتَرْحَمُونَ وَلا فی مَنْزِلَتِکمْ تَعْمَلُونَ وَلا مِنْ عَمَلٍ فیها تَعْتِبُونَ وَبِالْادِّهانِ وَالْمُصانَعَهِ عِنْدَ الظّلَمَهِ تَأْمَنُونَ؛»[۹]
شما می بینید که پیمان های الهی شکسته می شود. ولی هیچ نگران نمی شوید در حالی که برای شکسته شدن بعضی پیمان های پدرانتان و هم مسلک هایتان ناله سر می دهید و آشفته خاطر می شوید. شما می بینید که اینک پیمان های رسول خدا صلی الله علیه و آله مورد بی اعتنایی قرار گرفته و نابینایان، و اشخاص کر و لال و زمین گیر و بینوایان در شهرها بی سرپرست مانده اند و کسی به آنان رحم نمی کند.
شما نیز نه مطابق شأن و منزلت خود عمل می کنید و نه به کسانی که در این راه برای خدمت رسانی به محرومان تلاش می کنند، یاری می رسانید! با چرب زبانی، چاپلوسی، و سازش با ستمکاران و متجاوزان به حقوق جامعه خود را در حاشیه امن قرار داده اید.
آن حضرت در ادامه سخنان تکان دهنده خویش علت تسلط حاکمان فاسد بنی امیه را بر امت اسلامی چنین بازگو می کند:
شما از مرگ فرار کردید و عاشقانه به زندگی زودگذر دنیا دل بستید و ضعیفان و بی نوایان را به دست ستمگران سپردید تا برخی را برده و بنده خود ساختند و برخی دیگر را به خاطر لقمه نانی بیچاره و ناتوان کردند.
ستمگران در کشور اسلامی طبق رای خود گام بر می دارند و با تمایلات خود ننگ و خواری پدید می آورند؛ از اشرار پیروی نموده و بر خدای جبار گستاخ تر می شوند.
مردم غلام حلقه به گوش آنهایند و در مقابل متجاوزان توان دفاع از خود را ندارند.
گروهی از این زورگویان کاملًا بر این بیچارگان تسلط یافته اند و برخی دیگر فرمانروایانی هستند که نه خدا را می شناسند و نه به روز معاد باور دارند. درشگفتم و چرا در شگفت نباشم؟!![۱۰] امام حسین علیه السلام خودداری از رسیدگی به محرومان و نیازمندان را از بدترین صفات حاکمان می دانست و همواره می فرمود:
شَرُّ خِصالِ الْمُلُوک: الْجُبْنُ مِنَ الْاعْداءِ وَالْقسْوَهُ عَلَی الضُّعَفاءِ وَالْبُخْلُ عِنْدَ الْاعْطاءِ؛[۱۱]
بدترین صفات حاکمان ترس از دشمنان، بی رحمی و قساوت بر محرومان و خودداری از بخشش در موقع عطا می باشد.
آن حضرت علاوه بر حمایت های عملی خویش از محرومان جامعه، به ضرورت خدمت رسانی به نیازمندان تأکید کرده و در گفتارها و اشعارش این اعتقاد خود را ابراز می نمود. نمونه ای از اشعار آن بزرگوار را در این جا می خوانیم:
اذا جادَتِ الدُّنْیا عَلَیک فَجُدْ بِها عَلَی النَّاسِ طُرّاً قَبْلَ انْ تَتَفَلَّت
فَلا الْجُودُ یفْنیها اذا هِی اقْبَلَتْ وَلا الْبُخْلُ یبْقیها اذا ما تَوَلَّت [۱۲]
آنگاه که دنیا به تو روی خوش نشان داد و برایت امکاناتی فراهم شد، تو هم از آن به نفع نیازمندان بهره گیر قبل از آنکه از دستت بیرون رود.
نه بخشش تو آن را- هرگاه به تو روی آورد- از بین خواهد برد و نه بخل تو، آن را- هرگاه به تو پشت کند- باقی خواهد گذاشت.
دفاع از حقوق مالی
آن حضرت نه تنها در مورد ارزش های اسلامی به دفاع از حقیقت می پرداخت بلکه در مورد حقوق مالی نیز به کسی اجازه نمی داد که از زور و نفوذ خود استفاده کرده و به حقوق مالی مردم دست درازی کند. به دو مورد در این زمینه اشاره می کنیم:
الف. زمانی ولید بن عتبه فرماندار مدینه اموالی را از امام حسین علیه السلام تصرف کرده او خود را زمامدار مطلق العنان می دانست به خودش حق می داد بدون اعتنا به قوانین شرعی هر چه دلش بخواهد انجام دهد. به همین جهت اموال آن حضرت را تصاحب کرد.
امام حسین علیه السلام که هرگز از حقوق مسلّم خود در مقابل متجاوزان چشم پوشی نمی کرد به او اعلان کرد:
«اقْسِمُ بِاللَّهِ لَینْصِفَنّی مِنْ حَقّی اوْ لآخُذَنَّ سَیفی ثُمَّ لَا قُومَنَّ فی مَسْجِدِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله ثُمَّ لَادْعُوَنَّ بِحَلْفِ الْفُضُولِ؛»
به خدا سوگند! یا حق من به خودم برمی گردد و یا اینکه شمشیر را از نیام بیرون کشیده و در مسجد رسول خدا صلی الله علیه و آله قیام کرده و تمامی هم پیمانان خود را به قیام عمومی دعوت می کنم.
جوانمردان مدینه چون این پیام را شنیدند همگی از امام حسین علیه السلام پشتیبانی کردند. فرماندار مدینه وقتی که این شجاعت و قاطعیت را دید از موضع خود عقب نشینی کرده و اموال امام حسین علیه السلام را پس داد.[۱۳]
ب. معاویه در مقابل مبلغ ناچیزی می خواست قطعه زمینی را از مسلم بن عقیل بخرد وقتی امام حسین علیه السلام خبردار گردید و به توطئه معاویه پی برد در نامه تندی به معاویه فرمود:
معاویه تو جوانی از بنی هاشم را فریب داده و زمینی را از او خریده ای که در اختیار او نیست پول خود را از این جوان پس بگیر و زمین را به ما برگردان![۱۴]
ستیز با چهره های نفاق
در بحبوحه جنگ صفین برخی از سرداران لشکر معاویه به فکر فریب سران لشکر علی علیه السلام افتادند. به همین جهت عبداللَّه بن عمر در گوشه ای از میدان امام حسین علیه السلام را ملاقات کرده و ضمن یک پیغام خصوصی گفت:
حسین تو می دانی که قریش از پدرت اطاعت نمی کنند. آیا تو می توانی عَلَم مخالفت با وی بر افراشته و او را از فرماندهی برکنار سازی؟ تا ما همگی تو را به عنوان پیشوای مسلمانان انتخاب کنیم؟!
امام حسین علیه السلام آن چنان ناراحت شد که بر سر او فریاد کشید:
«کلَّا وَاللَّهِ لا اکفُرُ بِاللَّهِ وَ بِرَسُولِهِ وَبِوَصی رَسُولِ اللَّهِ، اخْسَ ء، وَیلَک مِنْ شَیطانٍ مارِدٍ؛»
نه نه! هرگز! به خدای عالم قسم من هیچ گاه اندیشه کفر به خدا و رسول و وصی رسول خدا را به ذهنم راه نمی دهم. ای پست فطرت از من دور شو! وای بر تو از شیطان متکبر و طغیانگر.
امام برای مأیوس کردن وی به سخن خود این گونه ادامه داد:
مطمئناً شیطان عمل زشت تو را در نظرت آراسته و تو را فریب داده و از مرزهای دین بیرون رفته و به ستمگران پیوسته ای! تو به این مرد (معاویه) که از دین خارج شده یاری می کنی! معاویه و پدرش همواره با خدا و رسول و اهل ایمان دشمنی کرده اند.
به خدا قسم آن دو مسلمان نشده اند فقط از ترس و طمع اظهار اسلام می کنند. تو امروز به خاطر هوای نفس و رسیدن به زنان شامی به میدان جنگ آمده ای! پس مدت کوتاهی لذت ببر! امیدوارم خدای متعال به زودی تو را بکشد.[۱۵]
دفاع از یاران پیامبر صلی الله علیه و آله
در زمان حکومت عثمان زمامداران هواپرست بنی امیه، خالص ترین یاران رسول خدا صلی الله علیه و آله را با انواع دسیسه ها مورد آزار و اذیت قرار می دادند و اگر احساس خطر بیشتری برای حکومت خود می نمودند، آنان را تبعید یا زندانی می کردند. امام حسین علیه السلام در کنار پدر بزرگوارش با تمام وجود از آبرو و شخصیت آنان دفاع می کرد.
هنگامی که عثمان دستور تبعید ابوذر را به خارج از مدینه صادر کرد و اعلام نمود که کسی حق ندارد ابوذر را بدرقه و یا همراهی کند؛ امیرمؤمنان علیه السلام به همراه حسن و حسین و عمار یاسر به حمایت از ابوذر برخاسته و به بدرقه او آمدند و ضمن دلجویی و دلداری، او را به صبر و پایداری تشویق کردند.
حضرت امام حسین علیه السل
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.