توضیحات
دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل رابطه عقل، عرفان و وحی از دیدگاه صدرالمتألّهین – تجربهای بینظیر در ارائه!
پاورپوینتی شیک و استاندارد:
فایل فایل پاورپوینت کامل رابطه عقل، عرفان و وحی از دیدگاه صدرالمتألّهین شامل 86 اسلاید طراحیشده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint میباشد.
چرا فایل فایل پاورپوینت کامل رابطه عقل، عرفان و وحی از دیدگاه صدرالمتألّهین گزینهای عالی است؟
- گرافیک حرفهای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل رابطه عقل، عرفان و وحی از دیدگاه صدرالمتألّهین با طراحی مدرن و چشمنواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل میکنند.
- کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت بهگونهای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
- آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل رابطه عقل، عرفان و وحی از دیدگاه صدرالمتألّهین از قبل تنظیمشده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
تضمین کیفیت و دقت بالا:
این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائههای حرفهای میباشد.
نکته قابل توجه:
برخی نسخههای غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل رابطه عقل، عرفان و وحی از دیدگاه صدرالمتألّهین با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل رابطه عقل، عرفان و وحی از دیدگاه صدرالمتألّهین را دریافت کنید و یک ارائه بینظیر داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل رابطه عقل، عرفان و وحی از دیدگاه صدرالمتألّهین :
تاریخچه بحث عقل و وحی پیش از ملاصدرا
یکی از مهم ترین دغدغه های فکری و دینی بشر در طول تاریخ، مسأله «عقل و وحی» و سازگاری یا ناسازگاری این دو با هم بوده است. تا جایی که نوشته های تاریخی و فلسفی نشان می دهند، فیلون اسکندرانی (۲۰ ق. م ۵۰ م) اولین فیلسوفی است که در باب ارتباط آموزه های دینی یهود با تعالیم فلسفی اندیشید و در عقلانی کردن معارف یهودی کوشید.(۱)
پس از وی، هر روز بیش از پیش بر رونق این بحث افزوده گشته است. دینداران از یک سو و دین ستیزان از سوی دیگر، درباره تطابق یا تعارض عقل و وحی سخن ها گفته و کتاب ها نوشته اند. متفکران و اندیشمندان مسیحی نیز از همان قرون اولیه میلادی در این عرصه قلم زده و حجم عظیمی از نوشته های دینی خود را به حل این مسأله اختصاص داده اند. آموزه هایی همچون «تثلیث»(۲)، «تجسّد»(۳)، «گناه نخستین»(۴)، «مرگ فدیه وار مسیح»(۵) و نسبت آن هابا عقل و اندیشه بشری قریب نوزده قرن است که از مهم ترین دغدغه های فکری مسیحیان می باشد.
ارتباط حکمت و شریعت یا عقل و وحی در جهان اسلام نیز کم وبیش، مورد توجه فقیهان، عارفان، متکلّمان و فیلسوفان بوده و هر یک به گونه ای و از زاویه خاصی، همسنخی و همسخنی یا بیگانگی و نامحرمی این دو را تبیین کرده اند.
در میان فقیهان و ارباب مذاهب فقهی، عده ای همچون مالک بن انس و افراطی تر از او، احمد بن حنبل از تعبّد محض و کنار نهادن عقل و اندیشه بشری طرف داری کردند و برخی همچون ابوحنیفه و ملایم تر از او، شافعی، مدافع قیاس و تعقّل گشتند. در قلمرو فقه شیعی نیز اخباریان مدافع تفکر نص گرایی افراطی بوده و اصولیان از نقش و جایگاه عقل نیز پشتیبانی کرده، معتقد بودند: «کلّ ما حکَم به العقل حَکَم به الشرع و کلّ ما حَکَم به الشرع حکَم به العقل.»(۶)
در میان عارفان و صوفیان مسلمان نیز هرچند عده ای عقل را معیار صحّت و سقم مشاهدات و مکاشفات عرفانی دانستند،(۷) اما اندیشه رایج و شایع در میان آنان، بی اعتباری عقل و چوبین دانستن پای استدلال در مسیر عرفان بود و بیش تر بر محدودیت ها و ناتوانی های عقل انگشت نقد نهادند.
فرمان عقل و عشق به یکجای نشنوندغوغا بود دو پادشه اندر ولایتی
زانگه که عشق دست تطاول دراز کردمعلوم شد که عقل ندارد کفایتی(۸)
ای که از دفتر عقل آیت عشق آموزیترسم این نکته به تحقیق ندانی دانست.(۹)
ما را زمنع عقل مترسان و می بیارکان شحنه در ولایت ما هیچ کاره نیست.(۱۰)
در بین متکلّمان نیز مسأله عقل و جایگاه آن در اعتقادات و معارف دینی، نقش اصلی را ایفا کرده است و بی شک، یکی از مهم ترین وجوه تمایز فرقه ها و نحله های کلامی و یکی از عوامل اصلی نزاع هفتاد و دو ملت در تاریخ اندیشه اسلامی مسأله «جایگاه و قلمرو عقل و وحی» بوده است. مگر نه این که یکی از مهم ترین عوامل پیدایش اولین فرقه سیاسی و مذهبی در جهان اسلام، خوارج، تعصّب و تصلّب بر ظواهر و نصوص دینی و کنار نهادن تعقّل بود؟ و مگر نه این که معتزله به دلیل بهای بیش از اندازه ای که به عقل دادند، به صورت یک فرقه ناکام درآمدند؟ و اهل الحدیث و حنابله در نتیجه کنار نهادن عقل و جمود بر ظواهر دین، به وجود آمدند؟ مرجئه، مشبّهه، اشاعره، ماتریدیه، طحاویه، ظاهریه، وهّابیت و اخباریگری، همه ریشه ای در نوع نگاه به عقل و وحی و جایگاه و قلمرو هر یک دارند. به گفته شیخ محمود شبستری:
زدور اندیشی عقل فضولی
یکی شد اشعری، دیگر حلولی
اما فیلسوفان مسلمان، به دلیل دغدغه های دینی و مذهبی که داشتند و همچنین به سبب مخالفت های گسترده عالمان مسلمان با ترجمه کتاب ها و نشر افکار فلسفی یونانیان برای دفاع از دین داری خود و پاسخ گویی به تکفیرها و تفسیق های فقیهان، بیش از هر گروه دیگری به مسأله عقل و وحی و ارتباط حکمت و شریعت پرداختند. افرادی چون کندی(۱۱) و فارابی(۱۲)، اولین فیلسوفان و مترجمان کتاب های فلسفی، درباب پیوند فلسفه یونان و دین اسلام سخن گفتند و از همدلی و سازگاری آن ها دفاع کردند. ابوعلی سینا، بزرگ ترین مدافع فلسفه مشّاء در جهان اسلام، نیز برای حل مسأله «تعارض فلسفه و دین» کوشش فراوان نمود و پس از او هرچند فلسفه مشّائی از سوی برخی از متکلّمان مورد نقد قرار گرفت و حتی بار دیگر تیر طعن کفر و بی دینی از سوی متکلّم بزرگی همچون غزالی به سوی آن روانه شد،(۱۳) اما فیلسوفان نیز ضمن پاسخ گویی به شبهات و اشکالات غزّالی، به تنقیح بیش تر مبانی فلسفی خویش پرداختند.(۱۴) شهاب الدین سهروردی، بزرگ ترین احیاگر اندیشه های اشراقی در جهان اسلام، نیز کمر همّت برتطبیق فلسفه ودین بست. وی بااهمیت دادن به عرفان و کشفیات عرفانی در فلسفه و مبانی فلسفی،(۱۵)گام بیش تری درجهت هماهنگی فلسفه ودین برداشت.
در نگرشی کلی به سیر فلسفه، بخصوص در دامان متفکران مسلمان، می توان گفت: حرکت آن به سوی هماهنگی بیش تر با دین بوده است. فیلسوفان مسلمان پیوسته کوشیده اند تا با بهره گیری از خرمن معارف دینی، زوایای تاریک اندیشه های فلسفی خود را روشن تر کنند؛ همچنین با توجه به حقایق فلسفی، فهمی دقیق تر از دین ارائه دهند. این تلاش ها در اوایل قرن یازدهم هجری توسط صدرالمتألهین (۹۷۹ ۱۰۵۰) به اوج خود رسید و این فیلسوف بزرگ، «حکمت متعالیه» خویش را تجلی گاه هماغوشی و همدلی قرآن و عرفان و برهان دانست. وی با طرح اندیشه ای معتدلانه(۱۶) در باب نسبت عقل و وحی، ضمن نگه داشتن حرمت عقل و عرفان و تبیین جایگاه حقیقی آن ها، سخن وحی و قرآن را بر صدر نشاند.
دراین مقاله، سعی بر آن است تا گوشه ای ازتلاش های این فیلسوف الهی دراین موضوع،بازگووشیوه کاراوبیش ترتبیین گردد.
عقل و عرفان
صدرالمتألهین برای بیان نحوه ارتباط عقل و عرفان و تبیین جایگاه هریک، نخست در معرفی «عرفان» حقیقی و «عارفان» راستین کوشید و در این راه، با صوفیان دروغین و همچنین عرفان ستیزان ریایی به مبارزه برخاست و سپس چگونگی ارتباط برهان و عرفان را بیان نمود.
مبارزه با دلق پوشان تردامن
تصوّف اسلامی قرن ها پیش از ملّاصدرا رو به انحطاط و زوال نهاد و به آداب و رسوم بی محتوای خانقاهی و تشکیلات اجتماعی و فرقه ای آن افزوده گردید. این انحطاط و انحراف در قرن یازدهم و در عصر ملّاصدرا به اوج خود رسیده بود. ارباب خانقاه و مدعیان دروغین عرفان هرسخن ضدعقل و بی اساسی را تحت عنوان «مکاشفات عرفانی» و «الهامات اشراقی» ترویج و تبلیغ می کردند. آن ها در واقع، عرفان اسلامی را از خاستگاه اصلی اش، یعنی قرآن و سنّت، بریده می خواستند و با عقل و برهان بیگانه.
ملّاصدرا علاوه بر این که در مواضع متعددی از نوشته های خویش، به افشای فریب کاری ها و خطرات صوفیان «دجال فعل» پرداخت و «تخیّلات»(۱۷) و «تُرّهات»(۱۸) آنان را برملا نمود، اما به این اندازه بسنده نکرده، با نوشتن کتاب کسر اصنام الجاهلیه، به ابطال شیوه های صوفیانه در وصول به حقایق الهی پرداخت.
وی در این کتاب، ضمن بیان شیوه صحیح سلوک عرفانی، پرده از دکان داری ها و مردم فریبی های دلق پوشان ریایی برداشته، همگان را از خطرات و عواقب ناگوار این انحراف بزرگ آگاه گردانید.
به زیر خرقه چه زنّارها پنهان است
امان زشیوه این صوفیان نادرویش
مبارزه با عرفان ستیزان ریایی
البته این عالم آگاه و نگهبان مرزهای اندیشه و عرفان و قرآن، از این که می دید برخی از عالم نمایان و ظاهربینان برای جلوگیری از شیوع تصوّف دروغین، با اصل عرفان و سیر و سلوک عرفانی درافتاده آن را مورد انکار و طعن قرار داده اند و سخنان ناصواب و «بیرون از دایره سداد و رشاد» در حق اولیاءالله بر زبان می رانند، سخت برآشفته شد، و از مشاهده این که بعضا بدبینی نسبت به صوفیان و خانقاه نشینان به ساحت مقدّس عرفان و عارفان راستین نیز کشیده شده است و عده ای از عالمان اسمی و رسمی دیگران را هدف تیر طعن می سازند و زهر قهر بر جراحت سینه مجروحان می پاشند و در ردّ و انکار و سرزنش هر دم مصرتر می باشند،(۱۹) بسیار نگران و افسرده خاطر شد و در ردّ این دسته نیز سخنان فراوان گفت(۲۰)، تا جایی که تنها اثر منثور فارسی خویش، یعنی رساله سه اصل را در ردّ این دسته به رشته تحریر درآورد و در خطاب به آنان نوشت:
ای عزیز دانشمند و ای متکلّم خودپسند، تاکی و تا چند خال وحشت بر رخسار الفت نهی، و خاک کدورت بر دیدار وفا از سر کلفت پاشی، و در مقام ردّ و سرزنش و جفا با اهل صفا و اصحاب وفا باشی، و لباس تلبیس و ریا و قبای حیله و دغا در پوشی، و جام غرور از دست دیو رعنا بنوشی، و در ابطال حق و ترویج باطل و تقبیح دانا و تحسین جاهل بکوشی، و با کسی که خواهد قدمی چند از جاده هواپرستی دورتر نهد و یا قدری در تضییع عمر به باد رفته سعی نماید… کمر عداوت دربندی…؟(۲۱)
پیوند عقل و عرفان
کار مهم تر و بنیادی تری که صدرالمتألّهین انجام داد، تبیین پیوند برهان و عرفان بود. وی برهانی کردن مکاشفات عرفانی را یکی از وظایف خود برشمرده، اعلام نمود: هرچند برخی از صوفیان و عارفان به دلایل گوناگون(۲۲) از برهانی کردن مشاهدات خویش خودداری کرده اند، اما او مکاشفات ذوقی آنان را به قالب برهان و استدلال خواهد ریخت: «و نحن قد جعلنا مکاشفاتهم الذوقیه مطابقهً للقوانین البرهانیه»(۲۳) او بر آن بود که اعتمادی به مکاشفاتی که برهانی قطعی بر صحّت آن ها اقامه نشده است، نداشته باشد: «امّا نحن فلا نعتمد کلَّ الاعتماد علی مالا برهان علیه قطعیّا.»(۲۴)
ملّاصدرا با تکیه بر عقل در ارزیابی مکاشفات عرفانی، راه هماهنگی برهان و عرفان را فراهم نمود. وی ضمن آن که نظریه «بطلان احکام در قلمرو عشق» را اندیشه ای سخیف و سست بنیاد دانست(۲۵)، به پی روی از عارفان نامی همچون غزّالی و عین القضاه همدانی معتقد بود: عقل و برهان میزان و معیار سنجش صحّت و سقم مشاهده و عرفان هستند و در قلمرو عرفان، امور خردستیز پذیرفتنی نیستند. البته این عقیده بدان معنا نیست که وی قلمرو عقل را گسترش داده، آن را شامل حوزه عشق نیز دانسته باشد، بلکه وی نیز بر این باور بود که:
ورای عقل طوری دارد انسان
که بشناسد به آن اسرار پنهان.(۲۶)
و به تعبیر خود وی:
عقل بنشست آنگهی که عشق خاست
عقل را با عشق الفت از کجاست؟
عقل رفت و عشق برجایش نشست
وارث عقل است عشق، ای حق پرست.(۲۷)
بنابراین، عشقی که وارث عقل است و مرحله ای که پس از مرحله عقل به دست می آید، نمی تواند به داده های مورّث خود پشت پا زده، آن ها را نادیده بگیرد. هرچند عقل و برهان به منزله پای افزار وادی عشق هستند، اما این گونه نیست که پس از ورود به عرصه عشق، از آن ها بی نیاز بوده، سخنان خلاف عقل را باور کنیم.
وی خردگریزی برخی از مراتب کمالی و بی تمکینی پای استدلال در عرصه عشق و عرفان را پذیرفته، معتقد بود که بعضی از مراتب و مراحل رشد و کمال هستند که از طریق عقل و استدلال، امکان دست یابی به آن ها نیست و به دلیل عظمت و شرافت ویژه ای که دارند، از محدوده ادراک عقلی فراترند. اما این فراتر بودن از حد درک عقل به معنای «خردستیزی» آن معارف و حقایق نیست:
در قلمرو ولایت و عرفان، وجود امور خردگریز ممکن است؛ اموری که با ابزار عقل قابل درک نیستند و کسی که بین مسائل خردستیز و امور خردگریز تفاوت نگذارد، ارزش گفت وگو ندارد و باید با نادانی اش رها شود.(۲۸)
نتیجه آن که به نظر ملّاصدرا، عقل معیار صحّت و سقم مکاشفات عرفانی است و عدول از احکام عقل در مسائل عرفانی جایز نیست.(۲۹) باید توجه داشت که:
مجرّد کشف بدون برهان در سلوک عرفانی کافی نیست؛ چه این که صرف بحث و نظر بدون کشف و بصر نیز کمبود بزرگی در سیر و سلوک است.(۳۰)
ملاصدرا و اخباریگری
دسته دیگری از عالمان خردستیز و ظاهربین هم روزگار صدرالمتألهین، که حرمت عقل و وحی را نادیده گرفته و در مذمّت عقل گرایی و عالمان عقلگرا سخن گفتند و نوشتند «اخباریون» بودند. توضیح آن که از اواخر قرن دهم هجری و اوایل قرن یازدهم، در عالم تشیّع، اندیشه اجتهادی رو به افول نهاد و عالم تشیّع آبستن تحوّلی بسیار دردناک و حیرت آور در عرصه اندیشه اجتهادی و عقل گرایانه بود. ملامحمدامین استرآبادی (م. ۱۰۳۳یا ۱۰۳۶) معاصر ملّاصدرای شیرازی، بذر اندیشه ای ظاهرگرایانه و عقل ستیزانه را کاشت. به دنبال آن، فقیهان عقلگرا و فیلسوفان به شدت هدف تیر طعن و ناسزای او و پیروانش قرار گرفتند.
ملّاصدرا جزو نخستین فیلسوفان و عالمانی بود که پرچم مخالفت در برابر این اندیشه متحجرّانه را برافراشت. وی در مواضع گوناگونی از نوشته هایش، خطر اخباریگری و ظاهرپرستی را گوشزد نمود. در مقدّمه کتاب الحکمه المتعالیه(۳۱)، و همچنین در دیباچه مفاتیح الغیب(۳۲) و شرح اصول الکافی(۳۳)، از کوته فکری و تنگ نظری این جماعت می نالد و آنان را به حنابله و جماعت اهل الحدیث عالم تسنّن تشبیه می کند که خفاش صفت دیدگان خویش را بر مشاهده انوار و اسرار حکمت و معرفت بسته و تعمّق و تأمّل در آیات قرآنی و احادیث اهل بیت علیهم السلام را بدعت و ضلالت می دانند. وی سیطره اخباریگری را عامل عزلت و کناره گیری عالمان و سروری و عزّت جاهلان می دانست و در ابطال رأی اخباریان و سستی و بی مایگی آن، این گونه نوشت:
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
فایل پاورپوینت کامل نقش حیاء و تربیت در خانه و خانواده
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.