توضیحات
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل روایت آیتالله قاضی طباطبایی از اولین دستگیری توسط ساواک، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل روایت آیتالله قاضی طباطبایی از اولین دستگیری توسط ساواک شامل 19 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل روایت آیتالله قاضی طباطبایی از اولین دستگیری توسط ساواک:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل روایت آیتالله قاضی طباطبایی از اولین دستگیری توسط ساواک را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل روایت آیتالله قاضی طباطبایی از اولین دستگیری توسط ساواک توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل روایت آیتالله قاضی طباطبایی از اولین دستگیری توسط ساواک :
آیت الله سید محمدعلی قاضی طباطبایی از پیشگامان مبارزه با رژیم پهلوی بود که سابقه چندین مرتبه زندان و بازداشت در دوران ستمشاهی را در کارنامه داشت. اولین بار او در آذر ماه ۴۲ به خاطر فعالیت های سیاسی بازداشت و زندانی شد. آن شهید بزرگوار شرح دستگیری اول خود را اینچنین روایت می کند:
«…مرتضی واقف از مأمورین سازمان امنیت که با جمع زیادی (قریب شصت نفر) از مأموران سازمان برای حرکت دادن من به تبریز آمده بودند مرا موقع شب که تنها از مسجد می آمدم و بعد از اینکه از مسجد خارج شدم، بردند. در مسجد شعبان اطلاع دادند که سید احمد خسروشاهی را بردند سازمان. موقع بیرون آمدن از مسجد اطلاع دادند که در سر کوچه ماشین و جمع زیادی از مأمورین ایستاده اند. من دیدم اگر پیاده بیایم، مردم هم فهمیده و با من خواهند آمد. آن وقت امکان دارد مأمورین موقع سوار کردن من، اسباب زد و خوردی شود.
نور چشمان، آقا سیدمحمدحسن و آقا سیدمحمدرضا نیز همراه من بودند. هوا بسیار سرد بود و کم کم برف ریزش داشت. به نور چشمی گفتم: تاکسی نگاه دارید تا با تاکسی برویم و نظرم عمده بر این بود که مردم نرسند و زودتر بر کوچه منزل خودمان برسیم. هر چه خواهد شد بشود ولی از مردم کسی دچار زد و خورد در آن موقع گرفتاری من نباشد…
نور چشمان با من سوار شدند و کسی همراه نگذاشتیم و تند آمدیم. به سر کوچه منزل خودمان که رسیدیم و تاکسی ایستاد، من خواستم پیاده شوم. مأمور سازمان از کماندوها بود ـ که بعدآ شناختم همان مرتضی واقف است که آیت الله آقای خمینی را هم از قم او آورده بود ـ نگذاشت من پیاده شوم…
ما را حرکت دادند… یکسره آمدیم به سازمان سلب امنیت از مسلمانان. وارد اطاق شدیم. هر دو عزیزانم با من بودند و چند دقیقه کسی در اطاق نبود و بعدآ واقف نامبرده وارد شد… پس از لحظاتی مهرداد که رئیس سازمان بود وارد شد و قدری نشست. گفتم: بگذارید این دو فرزند من همراه من باشند. گفت: نمی شود. گفتم: یکی را بگذارید. گفت: امکان ندارد. در این موقع به مأمورین که در اطاق ایستاده بودند اشاره کرد که آقا سیدمحمدحسن و آقا سیدمحمدرضا بیرون روند و آنها را بردند و خودش آمد و رو به روی من نشست. خداوند عالم است در آن موقع جدایی و مفارقت از عزیزانم، در چه حالی بودم و عزیزانم در چه حال بودند؛ رنگ از صورتشان پرید. از اطاق خارج شدند. من سخت عصبانی شدم، گفتم: پاشو پدر سوخته از جلو چشمم. مهرداد تاب مقاومت نیاورد. دید نزدیک است صندلی را به کله اش بزنم. از اطاق رفت بیرون و من قدری در اطاق قدم زدم در حالی که بیشتر نگران عزیزانم بودم.
وقت ظهر در جلوی قهوه خانه نگاه داشتند و [اطاقی را] که از قهوه خانه وارد آنجا می شد تعیین کردند. من وارد شدم. بعد آقای سیداحمد خسروشاهی هم وارد شد و ناهار خوردیم و حرکت دادند و شب تا صبح راه آمده بودیم. طرف های غروب وارد تهران پر جنجال کردند و از آنجا به قزل قلعه بردند و شب را با هم سحر کردیم.
شب من یادم افتاد که از دژخیمان ژاند
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.