تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل دیدگاه کلینی، مفید و… درباره روز میلاد پیامبر اکرم (ص) دوازدهم یا هفدهم ربیع الاول (به همراه رساله مولودیه آقای رضی قزوینی (م ۱۰۹۶ ق)) یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل دیدگاه کلینی، مفید و… درباره روز میلاد پیامبر اکرم (ص) دوازدهم یا هفدهم ربیع الاول (به همراه رساله مولودیه آقای رضی قزوینی (م ۱۰۹۶ ق)) شامل 120 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل دیدگاه کلینی، مفید و… درباره روز میلاد پیامبر اکرم (ص) دوازدهم یا هفدهم ربیع الاول (به همراه رساله مولودیه آقای رضی قزوینی (م ۱۰۹۶ ق)) را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل دیدگاه کلینی، مفید و… درباره روز میلاد پیامبر اکرم (ص) دوازدهم یا هفدهم ربیع الاول (به همراه رساله مولودیه آقای رضی قزوینی (م ۱۰۹۶ ق)) با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل دیدگاه کلینی، مفید و… درباره روز میلاد پیامبر اکرم (ص) دوازدهم یا هفدهم ربیع الاول (به همراه رساله مولودیه آقای رضی قزوینی (م ۱۰۹۶ ق)) بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل دیدگاه کلینی، مفید و… درباره روز میلاد پیامبر اکرم (ص) دوازدهم یا هفدهم ربیع الاول (به همراه رساله مولودیه آقای رضی قزوینی (م ۱۰۹۶ ق)) با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل دیدگاه کلینی، مفید و… درباره روز میلاد پیامبر اکرم (ص) دوازدهم یا هفدهم ربیع الاول (به همراه رساله مولودیه آقای رضی قزوینی (م ۱۰۹۶ ق)) وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل دیدگاه کلینی، مفید و… درباره روز میلاد پیامبر اکرم (ص) دوازدهم یا هفدهم ربیع الاول (به همراه رساله مولودیه آقای رضی قزوینی (م ۱۰۹۶ ق)) با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل دیدگاه کلینی، مفید و… درباره روز میلاد پیامبر اکرم (ص) دوازدهم یا هفدهم ربیع الاول (به همراه رساله مولودیه آقای رضی قزوینی (م ۱۰۹۶ ق)) مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل دیدگاه کلینی، مفید و… درباره روز میلاد پیامبر اکرم (ص) دوازدهم یا هفدهم ربیع الاول (به همراه رساله مولودیه آقای رضی قزوینی (م ۱۰۹۶ ق)) :

درآمد

ادیان توحیدی ابراهیمی، ادیانی تقویمی هستند و در این میان، شیعه به طور جدّی تر، یک مذهب تقویمی است. این، نکته ای است که از آداب و اخلاق مذهبی آن، بویژه بزرگداشت روزها و ایام، به هر مناسبت، آشکار می شود. این توجّه، بسیار قدیمی است و شاهد آن، رساله های فراوانی است که در قرن سوم و بعد از آن، تحت عناوین مختلف در این باره نوشته شده است. آثار یاد شده یا شکل انسابی و تاریخی و یا شکل دعایی و زیارتی دارند. عناوینی چون: تاریخ أهل البیت، موالید الائمّه، مسار الشیعه، یا مختصر تواریخ شرعیه[۱] و نظایر آنها، عناوینی هستند که در این باره، مورد استفاده قرار گرفته اند.[۲] عنوان تاریخ در این موارد، اختصاص به ارائه تاریخ تولّد و وفات و برخی از جزئیات شخصی است..

فهرست بلندی از این قبیل آثار را در مدخل «موالید» از کتاب شریف الذریعه می توان ملاحظه کرد. استاد حسینی جلالی نیز در مقدّمه کتاب تاریخ اهل البیت(ع)[۳]، فهرستی از مؤلّفاتی که در موضوع تاریخ اهل بیت (ع)، به همین معنای بیان تاریخ ولادت و وفات و برخی جزئیات دیگر نوشته شده، به دست داده است.[۴]

این، جز آن مواردی است که در آثار دعایی شیعه، مانند: مصباح المتهجّد، نزهه الزاهد، اقبال الاعمال و آثار دیگر همین تقویم های درج شده و آداب و آثار آن، شرح داده شده است. ابن طاووس (م ۶۶۴ ق) کتابی با نام التعریف بالمولد الشریف (در تواریخ پیامبر و اهل بیت (ع)) داشته است که متأسّفانه برجای نمانده است؛ امّا در اقبال، از آن یاد و نقل کرده است.[۵]

در این زمینه، برخی از آثار تقویمی کهنی نیز برجای مانده است که نمونه آن، زیج مفرد، از محمّد بن ایوب طبری شیعی از قرن پنجم است.

در این آثار، بجز اعیاد رسمی و برجسته، تواریخ مربوط به ولادت و وفات امامان، و برخی از شخصیت های محبوب شیعه، مانند: حمزه، جعفر بن ابی طالب، ابو طالب، خدیجه و دیگران آمده است. در برابر، برای اظهار شادمانی، تواریخ برخی از افراد نامحبوب هم درج شده که از آن جمله، تاریخ سقوط امویان و یا کشته شدن یزید و….

این نوشته ها را باید از آنچه درباره ولادت پیامبر(ص) نوشته شده و بخصوص اهل سنّت از قرن هفتم به بعد در این باره تألیف کردند، جدا کرد؛ گرچه در این نوشته، اختلاف نظرها دربار تاریخ ولادت پیامبر خدا(ص) آمده است.[۶]

دربار برخی از این تواریخ باید گفت که به شدّت، اختلافی است و این اختلاف، از همان آغاز وجود داشته و امری عادی و طبیعی بوده است. این، در حالی است که علم تاریخْ به معنای اصیل آن، یعنی دانستن تاریخ ولادت و وفات، جزء علوم اصیل عربی و سنّت تاریخ نگاری اسلامی از آغاز شکل گیری این علم در دنیای اسلام است.

علم اختلاف تواریخ، خود دانشی است که راه های خاصی برای تعیین تاریخ درست دارد؛ هر چند به صورت منظّم و روشمند تاکنون در این باره چیزی نوشته نشده است. این مسأله، درباره راویان دنبال شده و به دلیل فواید عملی آن، روی آن، حسّاسیت وجود داشته است؛ امّا آنچه که در شیعه وجود دارد، اعتبار دادن به این روزها به عنوان روز عید یا سوگ، نکته ای است که اهل سنّت برای آن اهمیتی قایل نبودند؛ برای مثال، دیده نشده است که در قرون نخستین اسلامی، اهمیتی برای روز ولادت پیامبر(ص) قایل باشند. این در حالی است که در میان شیعیان، از کهن ترین ایام، آثاری در این زمینه وجود داشته است.

با این حال، اختلاف نظر میان شیعیان نیز وجود داشته است و راه حل برای عالمان این رشته، بخصوص برای آسان کردن کار مردم آن بوده است که یک تاریخ را بر اساس روش هایی که داشته اند و بیش تر بر اساس شهرتی که محصول بررسی علمی و مسائل دیگر بوده است، یک روز را معین می کرده اند؛ امّا در بسیاری از موارد، در یک موضوع، تاریخ های مختلف ارائه می شده، بدون آن که یکی از آنها دقیقاً درست دانسته شود.

اختلاف نظر در تواریخ شرعی

اختلاف نظر در تعیین تاریخ برای هر رویدادی وجود دارد و نمونه های آن در تواریخ اسلامی و درباره رویدادهای مختلف نیز فراوان است؛ امّا به طور معمول، سه نوع نگاه در تعیین تاریخ های شرعی مطرح است.

نخست، نگاه روایی بر اساس نقل هایی که رسیده و محدّثان و اخباری ها آن را روایت می کنند. این افراد، به طور معمول، به یک قول از یک معصوم یا یک شخصیت برجسته مذهبی اعتماد می کنند.

دوم، نگاه مورّخان که شکل سندی به نقل خود نمی دهند و علاوه بر آن، منابع خاص خود را دارند.

سوم، نگاه منجّمان؛ مانند: سلامی، بتانی، حمزه اصفهانی، بیرونی یا محمّد بن ایوب طبری که آنان نیز به جز استفاده از نقل های مورّخان و احیاناً محدّثان، جستجوهای نجومی برای یافتن طالع دارند و این که مثلاً در فلان تاریخ، آیا طالعی برای ظهور شخصیتی که در حد پیامبر خدا(ص) باشد، وجود دارد یا نه؟ دربار بخش اخیر می توان به آثار الباقیه بیرونی مراجعه کرد.[۷] هرچه هست، دامنه اختلاف در این باره، زیاد است.

در نگاه اوّل، اختلاف نقل ها در باب ولادت پیامبر خدا (ص) قدری شگفت می نماید و این شگفتی، وقتی بیش تر می شود که به اختلاف درباره تاریخ مبعث، هجرت، و وفات آن حضرت برسیم.

اِربلی در اواخر قرن هفتم، درباره ولادت پیامبر خدا(ص) و با توجّه به اختلاف نظر موجود در آن، به سایر اختلافات هم اشاره کرده، می نویسد:

إن اختلافهم فی یوم ولادته سهل؛ إذ لم یکونوا عارفین به، و بما یکون منه، و کانوا اُمیین لا یعرفون ضبط موالید أبنائهم. فأمّا اختلافهم فی موته فعجیب. و الأعجب من هذا مع اختلافهم فی الأذان و الإقامه، بل اختلافهم فی موته أعجب؛ فإن الأذان ربّما ادّعی کل قوم أنهم رووا فیه روایه، فأمّا موته فیجب أن یکون معیناً معلوماً.[۸]

بیرونی درباره اختلاف نظر دربار ولادت پیامبر خدا(ص) با استناد به مآخذ پیشین، جدّی تر سخن گفته است. وی می نویسد:

و لیس یعرف من مولده، إلاّ أنّه ولد لیله الاثنین فی ربیع الأوّل؛ فأمّا الیوم من الشهر، فمختلف فیه، کما اختلف فی مبعثه.[۹]

سپس از قول منجّم معروف «ماشاءالله» می نویسد که حضرت، روز دوشنبه، روز خور از ماه دَی سال ۴۱ سلطنت انوشیروان، ابتدای ساعت هفتم و در حالی که خورشید در وسط آسمان بوده، به دنیا آمد. بیرونی سخن اخیر ماشاءالله را چنین نقد می کند که همه اتفاق دارند که حضرت، شب به دنیا آمده است. بیرونی، سپس از محمّد بن جابر بتانی در کتاب کسوفات نقل کرده است که حضرت، روز دوشنبه، بیست نیسان سال ۸۸۲ اسکندری، به دنیا آمد. سلامی هم در کتاب التاریخ، معتقد است که آن حضرت، شب دوشنبه، دوازدهم رمضان عام الفیل، هنگام طلوع فجر به دنیا آمد. سپس بیرونی می نویسد:

فأمّا اختلافات فی مَولده فمحتمله، لعدم من کان یضبط امثال ذلک ویحفظه.[۱۰]

رسمی شدن یک تاریخ

در گذر تاریخ، شهرت یک مورّخ و تسلّط او بر دیگران، سبب می شد که یک تاریخ، میان عامّه پذیرفته شود؛ چنان که گاه دستگاه حکومت، با به رسمیت شناختن یک تاریخ، این کار را انجام می داد؛ برای مثال، درباره سیزدهم رجب و تعیین رسمی آن به عنوان روز ولادت امام علی(ع)، شاه سلطان حسین اقدام کرد:

پادشاه فرمود که ایشک آقاسی باشی همه علمای اعلام و مدرّسین و متوسّطین را اجتماع فرمودند در خانه میرزا باقر صدرخاصه و بعد از منازعات، آقا جمال و میرمحمّد باقر سلّمهما الله و قریب هشتاد نفر ترجیح دادند که روز ولادت آن حضرت، سیزدهم رجب است و شیخ الإسلام و پسرش محمّد حسین [تبریزی] و دامادش ملاّ عبد الکریم، هفتم شعبان را روز ولادت آن حضرت گمان کردند و هر کس اعتقاد خود را نوشته، محصّل امر مزبور، به نظر اشرف رسانید و این مجمع در شنبه، یازدهم شهر رجب، منعقد شد و پادشاه والاجاه، ترجیح مُجمع علیه داده، سیزدهم را عید قرار داد و شب تا صبح به طریق سایر اعیاد، نوبه را فرو گوفتند و آن روز را مجلس ساختند، و قول هفتم را که از قدما و متأخّرین قایلی نداشت و مستند آن، به غیر حدیثی نبود اعتبار ننمودند؛ چنان که قول به این که ولادت با سعادت، در هفتم ذی حجّه است یا در چهاردهم رمضان است، نیز به غیر حدیثی دیگر، سندی نداشت و کسی اعتبار نکرده بود. پس هر سه قول در یک مرتبه است، لهذا ترجیح قول اوّل دادند و این عید از مخترعات شاه سلطان حسین بن شاه سلیمان است نفعه الله به فی الدارین.[۱۱]

سپس نام حاضران از علما را آورده است.

جالب است بدانیم که دربار ولادت رسول خدا(ص) در روز هفدهم و شیوع آن، آقا رضی قزوینی هم همین عقیده را دارد. وی پس از اشاره به عقیده کلینی، با اشاره به این که شیخ مفید در المقنعه، روز هفدهم را پذیرفته است، می نویسد:

شیخ طوسی به دلیل آن که در این قبیل امور از استادش مفید پیروی می کرد، همان را مطرح کرد و این تاریخ مورد قبول جامعه شیعه قرار گرفته و شیوع یافت؛ به طوری که در بیشتر بلاد عجم نیز در انجام نوافل و ادعیه از همان پیروی می کنند؛ اما آنچه که در مکه و مدینه به طور مستمر از قدیم تاکنون بوده، تاریخ اول بوده است.[۱۲]

داستان اختلاف نظرها دربار تاریخ ولادت رسول الله(ص)

ماجرای تعیین تاریخ ولادت رسول خدا(ص) خود حکایتی است که مروری کوتاه بر آن خواهیم داشت. شروع آن از مرحوم کلینی در الکافی است که ولادت رسول خدا(ص) را در دوازدهم ربیع الاول دانسته، در حالی که از شیخ مفید به بعد، تاریخ ولادت هفدهم ربیع عنوان و میان علما پذیرفته شده است. بحث یاد شده ضمن بحث های تقویمی که در زمان صفویه دربار نوروز نوشته شد بار دیگر طرح گردید.

یکی از نخستین مسائل، بر اساس گفته کلینی، فاصله میان زمان حمل و ولادت رسول خدا(ص) بود. کلینی گفته است که حمل در ایام تشریق (روزهای ۱۱ – ۱۳ ذی حجه) بوده و ولادت در دوازدهم ربیع الاول. این یعنی سه ماه. شهید ثانی در شرح لمعه این مسأله را مورد اشکال قرار داده و با جوابی در این حد که شاید این از ویژگی های رسول خدا(ص) بوده، به آن پاسخ داده است؛ اما افزوده که در منابع، تاکنون چنین ویژگی دربار حضرت، جایی ندیده است.[۱۳] این اشکال و جواب مورد توجه قاضی بن کاشف الدین یزدی (م ۱۰۷۵ق، در اردبیل) از شاگردان شیخ بهائی (م۱۰۳۰ق) صاحب آثار متنوع از جمله جام جهانمای عباسی دربار ویژگی های شراب، قرار گرفته و تلاش کرده است تا با طرح مسأله نسیء، آن را پاسخ دهد. وی رساله کوچکی با عنوان رساله فی مولد النبی(ص) ویژه همین موضوع در چهار صفحه نگاشته است.[۱۴]

اما در اصل بحث مولد النبی(ص) و این که روز دوازدهم بوده است یا هفدهم، مفصل ترین بحث از آن آقا رضی قزوینی (م ۱۰۹۶ ق) است. نوشته های آقا رضی مورد توجه مرحوم مجلسی قرار گرفته و وی که با آنها موافق نبوده، بدون نام بردن از او، تنها با گفتن «بعض المحققین» به نقد مطالب وی پرداخته است. قزوینی در یکی از مدخل های لسان الخواص که ویژه بحث از تقویم است بحثی را دربار مولد النبی، نوروز و تاریخ آن مطرح کرده است. این مدخل ارثماطیقی است که به معنای علم الاعداد است. وی در آنجا بحث هایی نیز دربار سال شمسی و قمری و کبیسه و… آن دارد.

آقارضی، ضمن بحث از نظریه کلینی و مفید، دلیل غلبه نظریه شیخ مفید را پیروی شیخ طوسی از او می داند که سبب شد این تاریخ در میان شیعه رواج یافته و بخصوص در بلاد عجم انتشار یابد. وی بر این باور است که مبنای عمل مستمر در مکه و مدینه بر اساس همان دوازدهم ربیع است. وی سپس می افزاید که من رساله ای به فارسی در این باره نوشته ام؛ موضوعی که پیش از من کسی چنین به آن نپرداخته است. من در آنجا دلایل کافی برای اثبات این که عقیده کلینی درست است، اقامه کرده ام. سپس خلاصه آن دلایل را آورده است.[۱۵] نسخه ای از این رساله به شماره ۱۶۸۷۱ در کتابخانه مجلس با عنوان مولودیه موجود است.

این رساله در اختیار ثقه الاسلام تبریزی نیز بوده و از آن در ایضاح الانباء نقل کرده است. آغاز آن چنین است:

بر ضمیر منیر أذکیاء انصاف پیشه و راست طبعان درست اندیشه عرض می کند که مولد….

وی در بیستم جمادی الثانی ۱۰۹۲ ق، از تألیف آن فراغت یافته است.[۱۶] نسخه ای از این رساله به شماره ۱۶۸۷۱ در کتابخانه مجلس با عنوان مولودیه موجود است.

این بحث در اوایل قرن چهاردهم هجری، بار دیگر توسط مرحوم میرزا حسین نوری مطرح شده و او رساله میزان السماء را در این باره نوشت. مرحوم ثقه الاسلام نیز با توجه به نوشته های او دیگران، و بر اساس نقدها و مطالبی که در این باره داشته، البته در تأیید روز هفدهم ربیع، مصمم شده است تا در این باره رساله ای بنویسد که همین رساله حاضر است.

همین زمان سید ابراهیم مدرس حسینی اصفهانی نیز رساله ای در مولد النبی(ص) نوشت که آقابزرگ نسخه ای از آن را در کتابخانه شیخ الشریعه اصفهانی دیده است. وی می افزاید که میرزا محمد مهدی، پسر شیخ الشریعه در رساله ای که در این باره نوشته بنگرید به ادامه بحث از آن نقل کرده است.[۱۷]

در این زمینه میرزا محمد مهدی فرزند شیخ الشریعه اصفهانی نیز در حالی که جوان بود، رساله ای با عنوان إعلام الأعلام بمولد سید الأنام در تعیین تاریخ تولد پیامبر (ص) نوشته است. این رساله تقریر عقیده پدر او یعنی شیخ الشریعه است که با گفته های میرزای نوری در میزان السماء موافق نبوده است. آقابزرگ که با وی محشور بوده است با اشاره به این که نسخه ای از لسان الخواص قزوینی در اختیار شیخ الشریعه بوده، [۱۸] می گوید که به همین دلیل، مرحوم شیخ الشریعه در انجام اعمال مستحبی روز ولادت، احتیاط کرده هم در دوازدهم و هم در هفدهم آن اعمال را به جای می آورد.[۱۹] در میان متأخرین، مرحوم شوشتری در رساله تواریخ النبی و الال تمایل به دوازدهم ربیع الاول داشت، اما به طور عموم، در میان شیعیان، ولادت همان روز هفدهم پذیرفته شده است. این در حالی است که از زمان طرح بحث وحدت شیعه و سنی در ایران پس از انقلاب، هفته ای که دوازدهم و هفدهم در آن است، به عنوان هفته وحدت اعلام شده است. اکنون به بحث اصلی خود باز گردیم.

تواریخ شرعی در «الکافی»

بدون تردید، کتاب الکافی با توجّه به تاریخ نگارش آن، یکی از کهن ترین آثاری است که تواریخ شرعی مربوط به معصومان(ع) را ثبت کرده است. این، افزون بر مطالبی است که با سند در تاریخ معصومان(ع) دارد و حجم قابل ملاحظه ای از صفحات را به خود اختصاص داده است. مقصود ما در این جا، اطّلاعاتی در حد چهار پنج صفحه درباره تاریخ تولّد و وفات معصومان (ع) به علاو برخی از جزئیات است. حجم این اطلاعات، زیاد نیست؛ امّا آنچه جالب است، این که در روال طبیعی اسنادی مانند آنچه در طبیعت کتاب الکافی آمده، نیست. به همین دلیل است که مورد انتقاد میرزا حسین نوری قرار گرفته است. وی می نویسد:

شیخ کلینی، اگرچه ثقه الاسلام و فخر شیعه است و کتابش در اعتبار، بی نظیر، امّا بر ناقد بصیر، پوشیده نیست که ایشان، در مقام ذکر تاریخ موالید و وفات، معتنا به تحقیق و تمیز صحیح از سقیم نبودند. لهذا با آن اعتنا به ذکر سند در هر خبری، در این جا قناعت کردند. به عبارت بعضی از مورّخان که در نزد ایشان حاضر بود، چه ثمری در معارف حقّه و اخلاق حسنه و اعمال جوارحیه که مرتّب بر معرفت آنها باشد نبود و وضع کتاب برای آن سه فایده جلیله که بحمدالله متکفّل و مغنّی و چون نامش شافی و کافی است و اخبار موجوده در آن معادل، بلکه زیاده از موجود در تمام صحاح ستّه اهل سنّت، و مؤید این مطلب، آن که در روز هم به ایشان موافقت کردند که دوشنبه بود.[۲۰]

میرزا حسین نوری، با ارائه نقل های فراوانی که نخستین آنها از شیخ مفید است، به نقد نظر کلینی پرداخته و قرن به قرن از این عالمان، از جمله کراجکی، شیخ طوسی، شیخ رضی الدین علی حلّی (در العدد القویه)، ابن طاووس و عدّه ای دیگر، نظر هفدهم را نقل کرده است.[۲۱]

وی پس از نقل اقوالی که به نظر وی، حاوی احادیثی در این باره است، می نویسد:

مدّعی تشیع و متابعت ائمّه شیعه(ع)، با ورود این اخبار معتبره و تصریح اساطین دین، چگونه جرئت بر مخالفت کند و ترجیح قول دیگر دهد؟![۲۲]

از سوی دیگر، با توجّه به حدیثی بودن او و دقّت وی در اسناد، انتظار آن می رود که گرچه سند این قبیل عبارات را نیاورده است، امّا آنها را بر اساس اسناد اختصاصی خود و همین طور با توجّه به آنچه در میان شیعیان شهرت داشته، تنظیم کرده باشد.

اطلاعات کلینی درباره تاریخ معصومان(ع) بیش از همه درباره پیامبر(ص) است که جزئیاتی را ارائه کرده است. متن آن چنین است:

وُلِدَ النَّبِی(ص) لاِثنَتَی عشْرَهَ لَیلَهً مَضَتْ مِنْ شَهْرِ رَبِیعٍ الْأوَّلِ فِی عَامِ الْفِیلِ یوْمَ الْجمُعَهِ مَعَ الزَّوَالِ، وَ رُوِی أیضاً عِنْدَ طلُوعِ الْفجْرِ قبْلَ أنْ یبْعَثَ بِأرْبَعِینَ سَنَهً، وَ حَمَلَتْ بِهِ أُمُّهُ فِی أیامِ التَّشْرِیقِ عِنْدَ الْجمْرَهِ الْوُسْطَی وَ کانتْ فی مَنْزِلِ عَبْدِالله بْنِ عَبْدِ الْمطَّلِبِ وَ وَلَدَتْهُ فِی شِعْبِ أبِی طَالِبٍ فِی دَارِ مُحَمَّدِ بنِ یوسفَ فی الزَّاوِیهِ الْقُصْوَی عَنْ یسَارِک وَ أنْتَ دَاخِلُ الدَّارِ وَ قَدْ أَخْرَجَتِ الْخیزُرَانُ ذَلِک الْبَیتَ فَصَیرتَهُ مَسْجِدا یصَلِّی النَّاسُ فِیهِ وَ بقِی بمَکهَ بَعْدَ مَبْعَثِهِ ثَلاَثَ عَشْرَهَ سَنَهً ثُمَّ هَاجَرَ إِلَی الْمدِینَهِ وَ مَکثَ بِهَا عَشْرَ سنِینَ ثمَّ قبِضَ(ص) لاِثْنَتَی عَشْرَهَ لَیلَهً مَضَتْ مِنْ رَبِیعٍ الْأَوَّلِ یوْمَ الاْءِثْنَینِ وَ هُوَ ابْنُ ثَلاَثٍ وَ سِتِّینَ سَنَهً وَ تُوُفِّی أبُوهُ عبْدُ الله بنُ عَبْدِ الْمطَّلِبِ بِالْمدِینَهِ عِنْدَ أخْوَالِهِ وَ هُوَ ابْنُ شَهْرَینِ وَ مَاتَتْ اُمُّهُ آمِنَهُ بنْتُ وَهبِ بْنِ عَبْدِ مَنَافِ بْنِ زُهْرَهَ بْنِ کلَابِ بْنِ مُرَّهَ بْنِ کعْبِ بْنِ لُؤَی بْنِ غَالِبٍ وَهُوَ (ص) ابنُ أرْبعِ سِنِینَ وَ مَاتَ عَبْدُ الْمطَّلِبِ وَ لِنَّبِی(ص) نَحْوُ ثُمَانِ سِنِینَ وَ تَزَوَّجَ خَدِیجَهَ وَ هُوَ ابنُ بضْعٍ وَ عِشْرِینَ سَنَهً، فَوُلِدَ لَهُ مِنْهَا قَبْلَ مبْعَثِهِ(ص) الْقاسِمُ وَ رُقیهُ وَ زَینَبُ و اُمُّ کلْثُومٍ و وُلِدَ لَهُ بَعْدَ الْمبْعَثِ الطیبُ وَ الطاهِرُ وَ فَاطِمَهُ(ع) وَ رُوِی أیضا أنَّهُ لَمْ یولَدْ بَعْدَ الْمبْعَثِ إلَّا فَاطِمَهُ(ع) وَ أنَّ الطَّیبَ وَ الطَّاهِرَ وُلِدَا قَبْلَ مَبْعَثِه وَ ماتَتْ خدِیجَهُ(ع) حِینَ خَرَجَ رَسُولُ الله(ص) مِنَ الشعْبِ وَ کان ذَلِک قَبْلَ الْهجْرَهِ بسَنَهٍ وَ ماتَ أبُو طَالِبٍ بَعْدَ مَوْتِ خَدِیجَهَ بسَنَهٍ فلَمَّا فَقَدَهُمَا رَسُولُ الله(ص) شَنَأ الْمقَامَ بِمَکهَ وَ دَخَلَهُ حُزْنٌ شَدِیدٌ وَ شَکا ذَلِک إِلَی جَبْرَئِیلَ(ع) فَأوْحَی الله تعَالَی إلَیهِ اخْرُجْ مِنَ الْقَرْیهِ الظَّالِمِ أهلُهَا فَلَیسَ لَک بِمَکهَ نَاصِرٌ بعْدَ أبی طَالِبٍ وَ أمَرَهُ بِالْهِجْرَهِ.[۲۳]

این عقیده کلینی، با آنچه که شیعیان در طول تاریخ به روز ولادت پیامبر خدا (ص) پذیرفته اند، متفاوت است. یک پرسش مهم این است که شیخ کلینی این متن را از کجا گرفته است؟ آیا اصل آن حدیث معصوم بوده یا آن که از روی یک متن تاریخی برداشته است. آنچه در این جا می توان گفت، شباهت اندکی است که میان آن و عبارتی برگرفته از زبیر بن بکار دربار مولد النبی(ص) است که در البدایه و النهایه ابن کثیر و امتاع الاسماع مقریزی آمده است. ماجرا حمل آمنه به پیامبر در ایام تشریق، بخصوص در آن متن قید شده و محل تولد نیز آمده است.[۲۴] نقل ابن کثیر از زبیر بن بکار شبیه تر از عبارت مقریزی به نقل الکافی است. ابن کثیر می نویسد:

قال الزبیر بن بکار: حملت به أمه فی أیام التشریق فی شعب أبی طالب عند الجمره الوسطی. و ولد بمکه بالدار المعروفه بمحمد بن یوسف أخی الحجاج بن یوسف لثنتی عشره لیله خلت من شهر رمضان.[۲۵]

با این عبارت، تقریباً می توان اطمینان یافت که شباهتی در حد آن که اظهار کنیم منبع کلینی عبارت زبیر بن بکار یا منبع مشترکی برای هر دو بوده، وجود دارد.

از آنچه شیخ مفید در مسار الشیعه اظهار کرده تا زمان ابن طاووس، بر اساس آنچه در اقبال آورده، [۲۶] سیره پذیرفته شده میان شیعه، تعظیم و بزرگداشت روز هفدهم ربیع الأوّل بوده است. با این حال، بررسی این مسأله، بر اساس روایات و نقل ها، خالی از فایده نخواهد بود.

دیدگاه های موجود درباره تاریخ ولادت پیامبر خدا (ص)

درباره تاریخ ولادت پیامبر(ص)، دو دیدگاه اصلی و چند دیدگاه فرعی وجود دارد که بر هر یک، مرور کرده و شواهد موجود در منابع و معتقدان به هر نظر را مرور می کنیم:

الف. دوازدهم ربیع الأوّل

این نظریه مشهور میان اهل سنّت است که شاید کهن ترین نص آن، مربوط به ابن اسحاق است که آرای او در بسیاری از اخبار سیره، رسمیت یافته اند. عبارت ابن اسحاق، این است:

قال ابن إسحاق: وُلد رسول الله (ص) یوم الاثنین، لاثنتی عشره لیله خلت من شهر ربیع الأوّل، عام الفیل.[۲۷]

در میان شیعیان، ثقه الاسلام کلینی (م ۳۲۹ ق) به این نقل باور دارد و اخبار دیگری هم دال بر آن در میان برخی از کتاب های شیعی وجود دارد. در اثبات الوصیه هم که منتسب به مسعودی است روز ولادت پیامبر(ص) را ابتدا دوم ربیع الأوّل و پس از آن، روز جمعه، دوازدهم ربیع الأوّل دانسته و آن را اصحّ می داند.[۲۸] در زیج مفرد، اثر ابو جعفر محمّد بن ایوب طبری شیعی (زنده در ربع اخیر سده پنجم)، ولادت پیامبر خدا(ص) در روز دوازده ربیع الأوّل، درج شده است.[۲۹]

بنا بر این، سخن علاّمه مجلسی، دایر بر این که عقیده به روز دوازدهم، در میان شیعیان، فقط از کلینی است، [۳۰] قابل قبول نیست؛ زیرا روایاتی در برخی از منابع شیعه، در تأیید این نظر آمده است.

ابان بن عثمان احمر (م حدود ۱۷۰ ق) روایتی دربار داستان ولادت پیامبر خدا(ص) نقل کرده و ضمن آن، روز دوازدهم ربیع الأوّل را روز ولادت ایشان دانسته است:[۳۱]

عن علی بن إبراهیم، عن أبیه، عن ابن أبی عمیر، عن أبان بن عثمان رفعه بإسناده، قال: لمّا بلغ عبد الله بن عبدالمطلّب (إلی أن قال) فولد رسول الله(ص) عام الفیل لاثنتی عشره لیله مضت من ربیع الأوّل یوم الاثنین….[۳۲]

در بحار الأنوار، به نقل از موالید الأئمّه (که در جایی، آن را از جهضمی دانسته)، پس از آن که تولّد را در هفدهم ربیع الأوّل نقل کرده، قول دوم را دوازده ربیع الأوّل یاد کرده است. این، نشان می دهد که در روایات شیعی قرن دوم یا سوم، روایت دوازدهم ربیع الأوّل هم بوده است.[۳۳]

ابن طاووس هم می نویسد:

قد روینا فی کتاب التعریف للمولد الشریف عدّه مقالات أنّ الیوم الثانی عشر من ربیع الأوّل کانت ولاده رسول الله(ص) فصومه احتیاطاً للعباده بما یبلغ الجهد إلیه.[۳۴]

نکته دیگر، آن است که ابن طاووس معتقد است که ما در کتب برخی از اصحاب خود از عجم، یافتیم که مستحب است در روز دوازدهم، دو رکعت نماز با حمد و سه بار سوره کافرون و رکعت دوم، حمد با سه بار قل هو الله، خوانده شود.[۳۵] این هم می تواند شاهدی بر آن باشد که شیعیان عجم، ولادت را دوازدهم ربیع الأوّل می دانسته اند.

ب. هفدهم ربیع الأوّل

این نظریه، در میان شیعیانْ شهرت یافته و قدیمی ترین مورّخ رسمی تواریخ شرعی که کتابش برجای مانده، یعنی شیخ مفید، در رساله مسار الشیعه و برخی از آثار دیگر خود، هفدهم ربیع الأوّل را روز ولادت دانسته است. علاّمه شوشتری می نویسد:

ما پیش از شیخ مفید، به هیچ عبارتی دست نیافتیم که روز هفدهم را روز ولادت بداند.[۳۶]

ضمن اشاره به این که در تاریخ أهل البیت که کهن ترین متن درباره تواریخ شرعی اهل بیت(ع) است یادی از روز تولّد پیامبر خدا(ص) نشده است.[۳۷]

با این توجّه باید گفت که عبارت شیخ مفید، هسته اصلی باور شیعیان به تعیین روز هفدهم برای ولادت پیامبر خدا(ص) است:

و فی السابع عشر منه مولد سیدنا رسول الله(ص) عند طلوع الفجر من یوم الجمعه فی عام الفیل، و هو یوم شریف عظیم البرکه و لم یزل الصالحون من آل محمّد(ص) علی قدیم الأوقات یعظمونه و یعرفون حقّه و یرعون حرمته و یتطوعون بصیامه. و روی عن أئمه الهدی (ع) أنّهم قالوا من صام الیوم السابع عشر من شهر ربیع الأوّل و هو مولد سیدنا رسول الله(ص) کتب الله سبحانه له صیام سنه، و یستحب فیه الصدقه و الإلمام بزیاره المشاهد و التطوع.[۳۸]

ابن طاووس، از حدائق الریاض و زهره المرتاض و نور المسترشد شیخ مفید، این نقل را آورده است:

السابع عشر منه مولد سیدنا رسول الله(ص) عند طلوع الفجر من یوم الجمعه عام الفیل و هو یوم شریف عظیم البرکه و لم تزل الشیعه علی قدیم الأوقات تعظمه و تعرف حقّه و ترعی حرمته وتتطوّع بصیامه و قد روی عن أئمه الهدی من آل محمّد(ص) أنّهم قالوا من صام یوم السابع عشر من ربیع الأوّل و هو یوم مولد سیدنا رسول الله(ص) کتب الله له صیام سنه و یستحب فیه الصدقه و الإلمام بمشاهد الأئمّه(ع) و التطوّع بالخیرات و إدخال السرور علی أهل الإیمان.[۳۹]

کراجکی هم در کنز الفوائد نوشته است:

وُلِدَ النَّبِی(ص) یوْمَ الْجمُعَهِ عِنْدَ طُلُوعِ الْفجْرِ فی الْیوْم السَّابِعَ عَشَرَ مِنْ شَهْرِ رَبِیعٍ الأوَّلِ رُوِی أنَّ مَنْ صَامَهُ کتِبَ لَهُ صِیامُ سَنَه.[۴۰]

شیخ طوسی (م ۴۶۰ ق) نیز در مصباح المتهجّد، همین راه را رفته و بر اساس عبارت شیخ مفید، نوشته است:

و فی الیوم السابع عشر منه کان مولد سیدنا رسول الله(ص) عند طلوع الفجر من یوم الجمعه فی عام الفیل و هو یوم شریف عظیم البرکه و فی صومه فضل کثیر و ثواب جزیل و هو أحد الأیام الأربعه، فروی عنهم(ع) أنّهم قالوا من صام یوم السابع عشر من شهر ربیع الأوّل کتب الله له صیام سنه و یستحب فیه الصدقه و زیاره المشاهد.[۴۱]

شیخ طوسی در التهذیب نیز تولد را در روز هفدهم ربیع الاول دانسته است؛ همین طور در النهایه و المبسوط.[۴۲]

علی بن محمّد تمیمی (زنده در ۵۳۳ ق) ذیل ماه ربیع الأوّل نوشته است:

روز هفدهم این ماه، مولد پیغمبر (ص) بوده است. روز آدینه نزدیک برآمدن صبح، در آن لحظه که فیل آوردند تا کعبه را خراب کنند. روز بزرگواری است و در روزه داشتن این روز، ثواب جزیل است و فضل بسیار. و این روز، یکی است از آن چهار روز که در سال روزه بباید داشت. روایت کرده اند از ائمّه(ع) که گفته: هر که روز هفدهم ماه ربیع الأوّل روزه دارد، خدای تعالی بنویسد وی را ثواب یکساله روزه و سنّت بود صدقه دادن در این روز و زیارت مشاهد ائمه(ع) کردن.[۴۳]

نویسنده نزهه الزاهد هم در سال ۵۹۸ ق، نوشته است:

هفدهم این ماه بود مولد پیغمبر(ص). روایت کرده اند از ائمّه(ع) که هر که این روز روزه دارد، خدای تعالی، وی را روزه یکساله بنویسد و مستحب بود در آن، صدقه دادن و زیارت مشهدها کردن.[۴۴]

در یک روایت داستانی هم که در بحار الأنوار آمده است، به نقل از واقدی، ولادت پیامبر(ص)، شب جمعه، قبل از طلوع فجر روز هفدهم ربیع الأوّل ذکر شده است.[۴۵]

پس از وی، طبرسی نیز در اعلام الوری، همین نظریه را پذیرفته و آن را عقیده شیعه دانسته و برابر آن را نظریه اهل سنّت می داند که روز تولّد را دوشنبه دوم ربیع الأوّل یا دهم آن می دانند.[۴۶]

شهرت روز هفدهم، به حدّی است که بعدها مجلسی نوشت:

اتّفاق امامیه روی همین تاریخ است؛ گرچه بیشتر مخالفان، روز دوازدهم را معین کرده اند، تنها کلینی، روز دوازدهم را گفته است که می تواند اختیار آزادانه او یا از روی تقیه باشد.[۴۷]

به هر روی، روز هفدهم، به عنوان روز ولادت، تقریبا میان شیعه شهرت داشته و اجماعی تلقّی شده است.[۴۸]

مرحوم مجلسی از کتاب موالید الأئمّه(ع) نقل کرده است که ولادت پیامبر(ص) در هفدهم ربیع الأوّل عام الفیل، روز جمعه در وقت زوال بوده و گفته اند که وقت طلوع فجر، چهل سال پیش از بعثت، و مادرش در ایام تشریق در نزدیکی جمره وسطی در منزل عبد الله بن عبد المطلب، حامله شد و در شعب ابی طالب، خانه محمّد بن یوسف در زاویه انتهایی.[۴۹] البته در همین کتاب موالید الائمه آمده است:

گفته اند که تولّد، روز دوشنبه آخر روز دوازدهم ربیع الأوّل سال ۹۰۸ اسکندری در شعب ابی طالب، در وقت پادشاهی انوشیروان بوده است.[۵۰]

راوندی هم در قصص الأنبیاء، روز هفدهم را روز ولادت پیامبر(ص) دانسته است.[۵۱] ابن طاووس هم درباره رسمیت عقیده به هفدهم در اقبال می نویسد:

إن الذین أدرکناهم من العلماء کان عملهم (/ علمهم) علی أن ولادته المقدّسه(ص) و علی الحافظین لأمره أشرقت أنوارها یوم الجمعه السابع عشر من شهر ربیع الأوّل فی عام الفیل عند طلوع فجره.[۵۲]

در العُدَد القویه نیز اقوال مختلف، از جمله سخن کلینی، به عنوان نقل از «کتاب الحجّه» آمده است؛ اما بیشتر نقل ها همان روز هفدهم است.[۵۳]

در میان اهل سنّت نیز چنین نیست که اصلاً روایت هفدهم ربیع الأوّل وجود نداشته باشد. این نقل، در الاوائل عسکری آمده است:

قال أبو الحسن النسابه: رواه لنا أبو أحمد عنه ولد(ص) یوم الإثنین السابع عشر من ذی ماه، و هو الیوم العاشر من نیسان، و قد مضت من ملک أنوشروان أربع ثلاثون سنه و ثمانیه أشهر.[۵۴]

همان گونه که اشاره شد، رسمیت این روز از مسار الشیعه شیخ مفید و همین طور، عبارتی است که سید از کتاب الحدائق او نقل کرده است. از این عبارت، دو استدلال برای تعیین روز هفدهم به دست می آید:

یک. سیره صالحان از «قدیم الزمان» که این روز را گرامی داشته، به عنوان «یوم شریف» و «عظیم البرکه» تلقی می کردند.

دو. روایتی از ائمّه هدی (ع) که روزه روز هفدهم ربیع الأوّل را توصیه کرده اند. مضمون روایت که در مسار الشیعه آمده چنین است:

من صام الیوم السابع عشر من شهر ربیع الأوّل و هو مولد سیدنا رسول الله(ص) کتب الله سبحانه له صیام سنه.

همین دو استدلال (یعنی احادیث نقل شده که بیش تر تکرار مطالب منابع قبلی است و سیره صالحان)، استدلال هایی هستند که میرزا حسین نوری هم در میزان السماء نقل می کند. وی پس از نقل احادیث و روایات نقل شده در مسار الشیعه، مصباح، اقبال، العدد القویه، قصص الانبیاء و… می نویسد:

قطع نظر از اخبار و آثار ائمّه اطهار (ع) و اتّفاق علمای اخیار و سستی مستند اغیار از سیره عملیه قطعیه طایفه امامیه نَصَرَهُمُ الله تعالی این مدّعا را می توان به منصّه ثبوت رساند؛ چه، هر سال جمّ غفیر و جمع کثیری از دور و نزدیک و تُرک و تاجیک، از طوایف مختلفه و اهالی بلاد متباعده، محض درک زیارت امیر المؤمنین(ع) در روز هفدهم و امتثال فرمان حضرت صادق(ع) که در آن روز، به جهت شرافت ولادت، آن جناب را زیارت کنند در آن بقعه مطهّره، حاضر می شوند.[۵۵]

متن این روایت، در تهذیب الأحکام آمده است که ضمن آن، امام هادی(ع) از روزهایی که روزه آنها مستحب است، روز هفدهم ربیع الأوّل را یاد کرده اند.[۵۶] ظاهراً همین روایت است که شیخ در مصباح المتهجّد آورده[۵۷] و از آن جا در آثار بعدی، مانند جامع الأخبار، با این عبارت: «روی عنهم(ع) أنّهم قالوا من صام الیوم السابع عشر من شهر ربیع الأول کتب الله له صیام…» آمده است.[۵۸]

در این روایت، امام، خطاب به ابو اسحاق بن عبد الله علوی عریضی، با اشاره به سؤال او درباره ایامی که روزه آنها مستحب است، می فرماید:

و یوْمُ مَوْلِدِهِ (ص) وَ هُوَ السَّابِعَ عَشَرَ مِنْ شَهْرِ رَبِیعٍ الأوَّل.

شوشتری با اشاره به این سخن شیخ حرّ عاملی که گفته است: «هفت حدیث دربار روزه روز هفدهم که مولد است، وارد شده»[۵۹] و این که صاحب مستدرک، دو خبر بر آن افزوده، [۶۰] می گوید:

ما پیش از شیخ مفید، هیچ نصّی از قدما دربار روز هفدهم نداریم؛ امّا روایات نُه گانه نیز در واقع دو روایت است که دومی آنها، دلالتی بر این که تولّد، روز هفدهم باشد، ندارد.[۶۱]

اگر چنین باشد، در آن صورت، روایت موجود در مسار الشیعه، صراحتی در اخبار به این که روز هفدهم، روز ولادت است ندارد؛ بلکه اهمیت این روز می تواند به مسأله دیگری باشد که از آن جمله، احتمال تحقّق معراج در این روز است. علاّمه شوشتری، [۶۲] بلافاصله، با اشاره به آنچه که ابن طاووس به نقل از کتاب شفاء الصدور از ابو بکر نقّاش آورده است که معراج در شب هفدهم ربیع الأوّل رخ داده و بر آن اساس، لزوم تعظیم آن روز را توصیه کرده، این احتمال را مطرح کرده است که اهمیت روزه آن روز به این جهت باشد.[۶۳]

البته روایت موجود در التهذیب، صراحت در این امر دارد و تعبیر به تعیین روز هفدهم، گویا از متن روایت است.

درباره سیره صالحان باید گفت که نظر کلینی و صدوق، اگر به عنوان دو رجل علم و حدیث در شیعه شناخته می شوند، خلاف این سیره است. به علاوه، نمی دانیم این سیره، قبل از قرن چهارم هم بوده است یا نه!

ج. دهم ربیع الأوّل

امّا نظر دیگری که به امام باقر(ع) منسوب شده، روز دوشنبه دهم ربیع الأوّل است؛ گرچه مرحوم مجلسی گفته است که برخی از مخالفان، به ندرت به این نظر باور دارند.

واقدی، از ابو بکر بن عبد الله بن ابی سبره، از اسحاق بن عبد الله بن ابی فروه و او از امام باقر(ع) روایت کرده است که فرمود:

ولد رسول الله(ص) یوم الاثنین لعشر لیال خلون من شهر ربیع الأوّل. و کان قدوم أصحاب الفیل قبل ذلک للنصف من المحرم. فبین الفیل و بین مولد رسول الله(ص) خمس و خمسون لیله.[۶۴]

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *