تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل روضه های محرّم الحرام!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل روضه های محرّم الحرام بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل روضه های محرّم الحرام از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل روضه های محرّم الحرام شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل روضه های محرّم الحرام استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل روضه های محرّم الحرام با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل روضه های محرّم الحرام قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل روضه های محرّم الحرام حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل روضه های محرّم الحرام به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل روضه های محرّم الحرام :

مرثیه اول: حضرت مسلم(ع)

حلقه اتصال

ماه محرم در میان اعراب جاهلی احترام بسیاری داشته، قتل و غارت در آن را حرام می دانستند؛ ولی بدنفسان و منافقان امت پیغمبر آخر الزمان(ص) در این ماه، خون خاندان نبوت و یاران ایشان را حلال دانسته، هتک حرمت اهل بیتش نمودند. کما اینکه امام رضا(ع) خطاب به «ریان بن شبیب»[۱] می فرمایند: ای پسر شبیب! ماه محرم ماهی است که مردم زمان جاهلیت نیز جنگ و جدال را در آن حرام می دانستند؛ ولی در این ماه ریختن خونهای ما حلال شد، احترام ما از بین رفت، فرزندان و زنان ما اسیر شدند، خیمه های ما طعم آتش قرار گرفتند، اموال ما به یغما رفت و احترامی که ما برای پیغمبر خدا(ص) داشتیم، مراعات نشد.

«إِنَّ یوْمَ الْحُسَینِ أَقرَحَ جفُونَنَا وَ أَسبَلَ دُمُوعَنَا وَ أَذَلَّ عَزِیزَنَا أَرْضُ کرْبٍ وَ بَلَاءٍ أَوْرَثَتْنَا الْکرْبَ وَ الْبَلَاءَ إِلَی یوْمِ الِانْقِضَاءِ فَعَلَی مِثْلِ الْحُسَینِ فَلْیبْک الْبَاکونَ فَإِنَّ الْبُکاءَ عَلَیهِ یحُطُّ الذُّنُوبَ الْعظَام؛[۲] همانا که مصیبت امام حسین(ع) پلک چشمان ما را زخم و اشکهای ما را جاری ساخت و عزیز ما را در زمین کربلا خوار کرد وغم و اندوه را تا روز قیامت نصیب ما کرده است. پس گریه کنندگان باید بر کسی مثل حسین (ع) بگریند؛ زیرا گریه بر آن حضرت باعث ریزش گناهان بزرگ می شود.»

به همین جهت در این ماه هم اهل بیت (ع)، تمام انبیاء و ملائکه، شیعیان و محبان اهل بیت(ع) محزون اند؛ بلکه باید گفت: محرم ماه حزن و اندوه تمام موجودات عالمیان است. روایت است که همه ساله از اول محرم تا روز عاشورا، پیراهن پاره و خونین سیدالشهدا(ع) را از عرش خدا به زمین می آویزند و حزن و اندوه موجودات عالم را فرا می گیرد.[۳]

مقدمه

«سلَامُ اللَّه وَ سَلَامُ مَلَائِکتِهِ الْمُقَرَّبِینَ وَ أَنْبِیائِهِ الْمُرْسَلِینَ وَ أَئِمَّتِهِ الْمُنْتَجَبِینَ عَلَیک یا مُسْلِمَ بْنَ عَقِیلِ بنِ أَبی طالِبٍ…أَشْهَدُ أَنَّک وَفَیتَ بِعَهْدِ اللَّهِ . ..اَشهَدُ أَنَّک قُتِلْتَ مَظْلُوماً… لَعَنَ اللَّهُ مَنْ قَتَلَک وَ لَعنَ اللَّه منْ أَمَرَ بِقَتْلِک…»[۴]

شب اول محرم باید از امام زمان(عج) اجازه بگیریم که برای ابا عبدالله الحسین(ع) پیراهن مشکی به تن کرده، اقام عزا کنیم:

یابن الحسن نوا به دل بی نوا بده

با نور خود به دل محبان صفا بده

سر زد هلال ماه عزاداری حسین

اذن ورود ماه محرم به ما بده

به فرمود امام رضا(ع): از امشب تا عاشورا کسی خنده روی لبهای امام کاظم(ع) نمی دید. مرسوم است شب اول برای مسلم بن عقیل(ع) عزاداری می کنند:

ای یار که در راهی و زینجا خبرت نیست

در راهی و از کوفه و از ما خبرت نیست

در راهی و یک قافله گُل پشت سر توست

می آیی و ناموس خدا همسفر توست

بر باد صبا گفته ام ای دوست، پیامم

شاید برساند به تو ای یار سلامم

گفتم به صبا حال من زار بگوید

از حال سفیرت به سر دار بگوید

گوید به تو در کوچه چه آمد به سر من

گوید که چسان بسته عدو بال و پر من

متن مرثیه

مرحوم محدث قمی می نویسد: بکر بن حمران ملعون ضربتی بر مسلم(ع) زد که لب بالا شکافته شد و دندان شکست؛ اما باز مسلم (ع) به هر طرف رو می کرد، کسی در برابرش نمی ایستاد. وقتی دیدند حریف او نمی شوند، از فراز بامها سنگ و چوب بر او زدند و آتش بر سر مسلم ریختند.[۵]

با سنگ، سر راه و لب بام نشستندآن سر که پر از عشق تو می بود، شکستندخفاش صفت، نیمه شب از جای پریدندآن شب که ثناگوی تو می بود، دریدندننموده حیا طایف سنگدل از تو من در عوض مردم کوفه، خجل از توتقدیر من این است و ندارم گله ای دوستاما تو میاور پی خود قافله ای دوست

روزی که قافل اسرا به کوفه نزدیک شد، ابن زیاد امر کرد سرهای بر سر نیزه رفت شهدا را پیش روی اهل بیت(ع) نصب کنند و پیشاپش کاروان وارد شهر کنند و در کوچه و بازار بگردانند.

چون بی کسان آل نبی در به در شدنددر شهر کوفه ناله کنان نوحه گر شدندسرهای سروران همه بر نیزه و سناندر پیش روی اهل حرم جلوه گر شدند

قسمت پایانی

بی شرم امتی که نترسید از خدا

بر عترت پیمبر خود پرده در شدند

دست از جفا نداشته بر زخم اهل بیت

هر دم نمک فشان به جفای دگر شدند[۶]

مرثیه دوم: ورود به کربلا

حلقه اتصال

پیامبر(ص) در خطب آخرین جمع ماه شعبان فرمودند: «أَیهَا النَّاسُ إِنَّهُ قَدَ أَقبَلَ إِلَیکمْ شَهْرُ اللَّهِ بِالْبَرَکهِ وَ الرَّحْمَهِ وَ الْمَغْفِرَه؛[۷] ای مردم! ماه خدا به سوی شما روی آورده که با خود برکت، رحمت و مغفرت را آورده است.» این ماه، ماهی که: «أَیامُهُ أَفْضَلُ الْأَیامِ وَ لَیالِیهِ أَفْضَلُ اللَّیالِی وَ سَاعَاتُهُ أَفْضَلُ السَّاعَاتِ. .. أَنْفَاسُکمْ فِیهِ تَسْبِیحٌ وَ نَوْمُکمْ فِیهِ عِبَادَهٌ وَ عَمَلُکمْ فیهِ مقْبُولٌ وَ دُعَاؤُکمْ فِیهِ مُسْتَجَابٌ…»[۸]

این آثار و برکات ماه مبارک رمضان، در زیارت کربلا و مجالس مصیبت خوانی امام حسین(ع) نیز هست؛ چراکه قدمها و نفسهای زائران حضرت، عبادت محسوب می شود. امام صادق(ع) می فرمایند: «نفَسُ الْمهْمُومِ لَنَا الْمُغْتَمِّ لِظُلْمِنَا تَسْبِیحٌ وَ هَمُّهُ لِأَمْرِنَا عِبَادَهٌ؛[۹] نفس کسی که به خاطر ظلم و مصیبتهای ما مغموم و ناراحت گشته، تسبیح خدا است و تلاش او برای زنده کردن معارف ما عبادت است.»

مقدمه

«اَلسَّلامُ عَلَی الْمُرَمَّلِ بِالدِّماءِ، اَلسَّلامُ عَلَی الْمَهْتُوک الْخِباءِ، أَلسَّلامُ عَلی غَریبِ الْغُرَبآءِ، أَلسَّلامُ عَلی شَهیدِ الشُّهَدآءِ، اَلسَّلامُ عَلی مَنْ بَکتْهُ مَلائِکهُ السَّماءِاَلسَّلامُ عَلَی ساکنِ الکَربَلا»[۱۰]

پرسید از قبیله که این سرزمین کجاست

این سرزمین غم زده در چشم آشناست

این سرزمین که بوی نی و نیزه می دهد

این سرزمین تشنه که آبستن بلاست

گفتند طفّ و ماریه، شاطِئُ الفرات

گفتند غاضریه و گفتند نینواست

دستی کشید بر سر و بر یال ذوالجناح

آهسته زیر لب به خودش گفت کربلا[۱۱]

امام زمان(عج) خطاب به جدش اباعبدالله الحسین (ع) می گویند: «فَلَئِنْ أَخَّرَتْنِی الدُّهُورُ، وَ عَاقَنِی عَنْ نَصْرِک الْمَقْدُورُ، وَ لَمْ أَکنْ لِمَنْ حَارَبَک محَارِباً، وَ لِمنْ نَصَبَ لَک الْعَدَاوَهَ مُنَاصِباً، فَلَأَنْدُبَنَّک صَبَاحاً وَ مَسَاءً، وَ لَأَبْکینَّ عَلَیک بَدَلَ الدُّمُوعِ دَماً، حَسْرَهً علَیک وَ تأَسُّفاً علَی مَا دَهَاک وَ تَلَهُّفاً، حَتَّی أَمُوتَ بِلَوْعَهِ الْمُصَابِ وَ غُصَّهِ الِاکتِیاب؛[۱۲] اگر چه زمانه مرا به تأخیر انداخت، و مُقدَّرات الهی مرا از یاری تو بازداشت و نبودم تا با آنانکه با تو جنگیدند بجنگم و با کسانی که با تو اظهار دشمنی کردند دشمنی نمایم، (درعوض) صبح و شام بر تو گریه می کنم، و به جای اشک برای تو خون گریه می کنم، از روی حسرت و تأسّف و افسوس بر مصیبت هایی که بر تو وارد شد، تا جائی که از فرط اندوهِ مصیبت، و غم و غصّه حزن جان سپارم.»

آنکه دلها را گرفتار تو کرده، زینب است

هر دو عالم را خریدار تو کرده، زینب است

آنکه کرده کربلا را کعب دلها، حسین

عرش را مدیون دربار تو کرده، زینب است

آنکه بعد از بوسه بر لبهای تو قدش خمید

گریه ها بر زخم بسیار تو کرده، زینب است

متن مرثیه

به محلی رسیدند حضرت فرمودند: «مَا اسْمُ هَذِهِ الْأَرْض؛ نام این سرزمین چیست؟» گویا گفتند: قادسیه، فرمودند: آیا نام دیگری دارد؟ گفتند: نینوا فرمودند: نام دیگری دارد؟ گفتند: کربلا، «فقال(ع): هَذَا مَوْضِعُ کرْبٍ» زمین رنج و بلاء اینجاست و گریه کردند و فرمودند: پدرم وقتی برای جنگ صفین از اینجا می گذشتند من هم با ایشان بودم به این مکان که رسیدند، ایستادند نام این سرزمین را پرسیدند. به ایشان گفتند: نامش کربلاست فرمود: «هَاهُنَا مَوْضِعُ رِحَالِهِمْ وَ مُنَاخُ رِکابِهِمْ هَاهُنَا مُهَرَاقُ دِمَائِهِم؛[۱۳] محل فرود آمدن مرکبهای آنها مقابل آنهاست، اینجا محل ریخته شدن خونهای آنهاست.» پس مشتی از خاک این زمین را برداشتند و بو کردند و فرمودند: آه که چه خونهایی از دوستان در این زمین ریخته می شود.

عرضه بداریم یا امیرالمؤمنین(ع) نبودی ببینی چه خونهایی در این سرزمین ریخته شد. نبودی ببینی با حسینت چه کردند. با فرزندانت چه کردند همین جا حسین(ع) را محاصره کردند امام باقر(ع) فرمودند: «لَقد قُتِلَ بِالسَّیف وَ السَّنان وَ بِالحِجارَهِ وَ بِالخَشَبِ وَ بِالعَصا وَ لَقَدْ اَوْطاهُ الْخَیْلُ بَعْدَ ذلِکِ»[۱۴] ای کاش فقط محاصره می کردند؛ اما هم شمشیرش زدند، هم نیزه زدند، هم سنگ زدند.

فرمودند: جدّم ابی عبدالله(ع) را با شمشیر، با نیزه، با سنگ، با چوب، با عصا کشتند، و بعد هم اسب بر بدن او تاختند.

طوفان وزید، قافله را بُرد با خودششمشیر بود و حنجره و دید در «منا» استطوفان وزید از وسط دشت، ناگهانافتاد پرده، دید سرش روی نیزه هاست

قسمت پایانی

از این زمین ببریدم که دل قرار ندارد

توان دیدن این خاک مرگبار ندارد

از این زمین به خدا بوی خون رسد به مشام

که اشک ریزد و گوید که اختیار ندارد

مرثیه سوم: حضرت رقیه(ع)

حلقه اتصال

«قال رسول الله(ص): إِنَّ الْیتِیمَ إِذَا بَکی اهْتَزَّ لَهُ الْعرْشُ فیقُولُ الرَّب تَبَارَک وَ تَعَالَی مَنْ هَذَا الَّذِی أَبْکی عَبْدِی الَّذِی سَلَبْتُهُ أَبَوَیهِ فِی صِغَرِهِ فَوَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی لَا یسْکتُهُ أَحدٌ إِلَّا أَوْجبْتُ لَهُ الْجَنَّه؛[۱۵] وقتی یتیم گریه می کند، عرش خداوند به لرزه در می آید، پس خداوند می فرماید: چه کسی این بند مرا به گریه انداخته است؟ من پدرش و مادرش را از او گرفتم. پس قسم به عزت و جلالم! کسی این یتیم را ساکت و آرام نمی کند مگر اینکه من بهشت را بر او واجب می کنم.»

اما دلها بسوزد برای یتیمان امام حسین(ع)؛ هنگامی که در خرابه دخترش بانگ گریه برداشت، آیا کسی او را آرام کرد؟!

مقدمه

«اَلسَلامُ عَلَی الحسَین وَ علی علی بنِ الحُسَین وَ عَلی اَولادِ الحُسَینِ وَ عَلی اَصحابِ الحُسَینِ»[۱۶]

خوش آمدی و شدی شمع محفلم بابا

نگو چرا شده ویرانه منزلم بابا

تو آفتاب منی و ز ابر خون هر بار

نگاه می کنی و می بری دلم بابا

درست شکل تو بود آن سری که می دیدم

به روی نی همه جا در مقابلم بابا

مگر که عمه به تو گفته از چه خیره شدی

به پای خسته و زخم پر آبلم بابا

به روی دامن خود هم دمی مرا بنشان

بگو رقیه گل ناز و خوشگلم بابا

متن مرثیه

تمام شهدای کربلا سر در آغوش سیدالشهدا(ع) جان دادند؛ اما در خراب شام سر سیدالشهدا(ع) در آغوش این شهیده بود. در همه جا دختر در آغوش پدر قرار می گیرد؛ اما در خرابه پدر به آغوش دختر آمد، آن هم با سر بریده.

به روی دامن خود هم، دمی مرا بنشان

بگو رقیه گل ناز و خوشگلم بابا

مرا نگاه مکن این چنین و حرف بزن

سکوت تلخ تو گردیده قاتلم بابا[۱۷]

هرچه گفت، از سر بریده صدایی نشنید. آنقدر گریه کرد که همه بی تاب شدند:

دل سنگ آب شد از گری تو، گریه مکن

عمه بی تاب شد از گری تو، گریه مکن[۱۸]

سر را به دامن گرفت و سخن گفت. روضه خواند و اشک ریخت: «یا أَبتَا منِ الَّذِی حَضَیَکَ بِدِمَائِک، یَا اَبَتَاه مَن الَّذی اَیتَمَنِی عَلَی صِغَرِ سِنِّی، یَا ابَتَاه لَیتَنِی لَکَ الفِداء! یا ابتَاهُ لَیتَنِی تَوَسَّدتُ التُّرابَ و لا أَرَی شَیبَکَ مُخضَبّا بِدَمَائِک؛[۱۹] ای پدر! چه کسی محاسنت را با خونت خضاب کرده؟ پدرجان! چه کسی مرا در کودکی یتیم نموده؟ ای کاش قربانت می شدم ای پدر! ای کاش خاک مرا در آغوش می کشید تا محاسنت را به خونت رنگی نمی دیدم.»

آنقدر گریه کرد و ناگهان گویا لب بر لبان پدر نهاد و بوسه زد و جان به جان آفرین تسلیم کرد.[۲۰]

قسمت پایانی

مرا که دان اشک است، دانه لازم نیست

به ناله انس گرفتم، ترانه لازم نیست

به سنگ قبر من بی گناه بنویسید

اسیر سلسله را تازیانه لازم نیست

به کودکی که چراغ شبش سر پدر است

دگر چراغ به بزم شبانه لازم نیست[۲۱]

مرثیه چهارم: حرّ بن یزید ریاحی(ره)

حلقه اتصال

حرّ بن یزید ریاحی (ره) صبح عاشورا فهمید که راه را اشتباه رفته است. پسرش علی، می گوید: پدرم آمد و مرا نصیحت کرد که: پسرم! هم کرامات این دنیا، هم زرق و برقش تمام می شود و تمام مردم از دنیا می روند. بیا خدمت امام حسین(ع) برویم: «به پسر فاطمه بپیوندیم، شاید اهل سعادت شویم.» خودش و پسرش به خدمت امام(ع) آمدند.

مقدمه

آمدم تا که ز بند غمم آزاد کنی

توبه ام را بپذیری و دلم شاد کنی

یا حسین از عمل خویش پشیمانم من

آمدم تا که مرا سوی حق ارشاد کنی

اولین کس که سر راه تو بگرفت منم

حال هنگام تلافی است گر امداد کنی

دوست دارم سر و جان را به فدای تو کنم

تا که راضی دل بشکسته اولاد کنی[۲۲]

متن مرثیه

در شرح حال جناب «حرّ بن یزید ریاحی(ره)»، دو برخورد حرّ(ع) را با امام مشاهده می کنیم که بسیار زیبا و نشان طینت پاک و فطرت بیدار اوست:

برخورد اول: وقتی امام در منزلگاه «ذوحُسَم» به حرّ و یارانش رسید، هنگام نماز ظهر بود. «حجاج بن مسروق» اذان گفت. امام به حرّ فرمودند: آیا با اصحابت نماز می خوانی؟ حرّ عرض کرد: خیر؛ بلکه همگی با شما نماز می خوانیم و جدا از امام، نماز جماعت بر پا نکرد؛ بلکه پشت سر امام نماز خواند. این موضع حرّ در مقابل امام(ع) ادب وی را نشان می داد.

برخورد دوم: وقتی امام(ع) اصحابش را امر کرد که سوار شوند و زنان را سوار نموده، دستور حرکت داد، حرّ مانع حرکت آنان شد. حضرت فرمود: بگذار ما به مکانی برویم که از آنجا آمده ایم؛ اما حرّ نپذیرفت… امام(ع) فرمودند: «ثَکَلَتْکَ اُمُّکَ مَا تُریدُ مِنَّا؛ مادرت به عزایت بنشیند! از ما چه می خواهی؟» حرّ لحظه ای سر را به زیر انداخت، آنگاه عرض کرد: اگر دیگری متعرّض نام مادرم می شد، من نیز نام مادر او را می بردم؛ اما چه کنم که مادر شما فاطمه(ع) است. این نیز نشان دیگری از ادب و معرفت جناب حرّ(ره) بود که باعث نجات او گردید.

صبح روز عاشورا دستان خود را (به علامت ندامت و پشیمانی) بر سر گذاشته، می گفت: «اللَّهُمَّ إِلَیک أَنَبْتُ فَتُبْ عَلَی؛ بارالها! به سوی تو بازگشتم، توبه ام را بپذیر!» همین که محضر امام(ع) رسید، با کمال شرمساری عرض کرد: «جُعِلْتُ فِدَاک أَنَا صاحِبُک الَّذِی حبَسَک عَنِ الرُّجُوعِ فَهَلْ تَرَی لِی مِنْ تَوْبَهٍ؛ فدایت شوم! من همان کسی هستم که راه را بر تو بستم. آیا توب من پذیرفته می شود؟» امام(ع) فرمودند: «نَعَمْ، یتُوبُ اللَّهُ عَلَیک فَانْزِلْ؛[۲۳] آری! خداوند توب تو را می پذیرد. از اسب پیاده شو!»

در بعضی روایات آمده است که جناب حرّ(ره) به امام(ع) عرض کرد: «إِنِّی کنْتُ أَوَّلَ مَنْ خَرَجَ عَلَیک وَ أَنَا الْآنَ فِی حِزْبِک فَمُرْنِی أَنْ أَکونَ أَوَّلَ مقْتُولٍ فی نصْرَتِک لَعَلِّی أَنَالُ شَفَاعَهَ جَدِّک غداً؛[۲۴] من اولین کسی بودم که علیه تو خروج کردم (و راه را بر تو بستم). اکنون که در لشکر تو هستم، اجازه بده تا اولین کسی باشم که برای یاری تو کشته می شوم، شاید فردا[ی قیامت] به شفاعت جدت نایل گردم.»

پایان مرثیه

ما در ره عشق نقض پیمان نکنیم

گر جان طلبد دریغ از جان نکنیم

دنیا اگر از یزید لبریز شود

ما پشت به سالار شهیدان نکنیم

مرثیه پنجم: عبدالله بن حسن (ع)

حلقه اتصال

در روایت داریم: «اِنَّ فِی الجَنَّهِ دارا یقالُ لَها دارُ الفَرَحِ لایدخُلُها اِلاّ من فرَّحَ یتامَی المُؤمِنینَ؛[۲۵] در بهشت خانه ای است که آن را شادی سرا گویند و جز آنان که یتیمان مؤمنان را شاد کرده اند وارد آن نمی شوند.»

امام مجتبی(ع) چند پسر داشتند که اینها همراه اباعبدالله(ع) آمده بودند. یکی از آنها پسر ده ساله ای است که آخرین پسر ایشان است. این بزرگوار شاید از پدرش یادش نمی آمد؛ چون وقتی که بابای بزرگوارش از دنیا رفتند گویا چند ماهه بوده است. بزرگ شده خانه امام حسین(ع) است.

اباعبدالله(ع) به فرزندان امام مجتبی(ع) خیلی مهربانی می کرد، شاید بیش از آن اندازه که به پسران خودش مهربانی می کردند؛ چون آنها یتیم بودند.

مقدمه

خالق عشق و محبّت یا حسین

ای قتیل دشت غربت یا حسین

ای گل صحرانورد فاطمه

ای صفای آل عصمت یا حسین

ای که جانت سوخت از لب تشنگی

ای فدای کام خشکت یا حسین

آنقدر سوز عطش بالا گرفت

تا که شد بی نور چشمت یا حسین

تشنه ام تشنه ترم کن بر غمت

تا بمیرم با شهادت یا حسین

دوست دارم پیشت آیم لحظه ای

تا نمایم با تو صحبت یا حسین

متن مرثیه

ظاهراً عبدالله بن الحسن(ع) هنگام شهادت پدرش چند ماه بیش تر نداشته است. از وقتی که چشم باز کرد، عمویش، امام حسین(ع) را دید و از او طعم محبّت را چشید. امام حسین(ع) به او علاق زیادی داشت. واپسین ساعات روز عاشورا، هنگامی که امام (ع) از روی اسب بر زمین افتاد و توان حرکت نداشت و دشمن او را محاصره کرده بود، عبدالله طاقت نیاورد. دست خود را از دست عمه اش زینب(ع) آزاد کرد و دوان دوان به سوی امام (ع) رفت و فریاد زد: «وَ اللَّهِ لَا أُفَارِقُ عَمِّی؛[۲۶] به خدا قسم! عمویم را رها نمی کنم.» خودش را به امام (ع) رساند.

عبداللهِ یگانه، عاشق به یک نگه شد

کبوتر حرم بود، نگین بارگه شد

با اشک دانه دانه، برون ز خیمه گه شد

ز خیمه گه روانه به سوی قتلگه شد

خود را فکند و ناگه، بر دامن عمویش

حسین گل حسن را، با گریه کرد بویش

یکی از دشمنان می خواست با شمشیر

به امام(ع) حمله کند که عبدالله دست خود را جلو آورد و فریاد زد: ای نامرد! می خواهی عمویم را بکشی؟ شمشیر او دست عبدالله را قطع کرد و نال عبدالله بلند شد: «یا اُمَّاهْ!»[۲۷]

کن قبولم پسرت هستم من

عاشق و خون جگرت هستم من

سر خونین تو خون کرده دلم

از رخ ماه تو مولا خجلم

ناله دادی ز جفای اعدا

دست من گشته چو دست زهرا(ع)

«فَأَخَذَهُ الْحُسَینُ(ع) فَضَمَّهُ إِلَی صَدْرِهِ وَ قَالَ یا بُنَی اصْبِرْ عَلَی مَا نَزَلَ بِک وَ احْتَسِبْ فی ذَلِک الْخیرَ فَإِنَّ اللَّهَ یلْحَقُک بِآبَائِک الصَّالِحِین؛[۲۸] امام(ع) او را به سینه چسپاندند به فرمودند: پسرم صبر کن بر آنچه بر تو نازل شده است و این را در حساب خود به خیر و خوبی بگذار؛ زیرا که خدا تو را به پدران شایسته خودت ملحق می نماید.»

آنگاه حرمله بن کاهل او را در دامن عموی مظلومش با تیری سه شعبه به شهادت رساند.[۲۹]

پایان مرثیه

تا به بازوی من آمد شمشیر

همچو زهرا شدم از عالم سیر

مرثیه ششم: قاسم بن حسن(ع)

حلقه اتصال

در برخی از مقتلها و منابع تاریخی از اسامی هفت فرزند حضرت امام حسن (ع) که در واقعه کربلا در رکاب حضرت سیدالشهداء(ع) حضور داشتند؛ نامبرده شده است. طبق نقل اکثر مقاتل ایشان اولین نفر از فرزندان حضرت امام مجتبی (ع) بودند که در حمایت از عموی مظلوم خویش به میدان نبرد شتافتند و جانفشانی نمودند.

مقدمه

اَلسَلامُ عَلَی اِبنِ خاتَمِ الاَنبیاء اَلسلام عَلَی اِبنِ سَیِّدِ الاَوصیاء اَلسلامُ عَلَی اِبنِ فاطِمَهَ الزَهراء اَلسَلامُ عَلَی اِبنِ خدیجَهَ الکبری؛[۳۰]

ای حرمت خان معمور دل

وی شجر عشق تو در طور دل

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *