تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل صورت و بی صورتی یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل صورت و بی صورتی شامل 37 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل صورت و بی صورتی را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل صورت و بی صورتی با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل صورت و بی صورتی بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل صورت و بی صورتی با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل صورت و بی صورتی وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل صورت و بی صورتی با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل صورت و بی صورتی مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل صورت و بی صورتی :

آفتاب، ش ۶

چکیده: منشا کثرت موجود در عالم، یک صورت واحد نیست; بلکه امر بی صورت است . تفاوت خداشناسی مولوی با بقیه نیز در همین است . تفکر در ذات خدا حیرت آور است; زیرا آنجا مقام بی رنگی و عدم یقین است . نسبت امر بی صورت با همه صور یکسان است; پس باید پلورالیسم را بپذیریم .

خداشناسی مولوی از یک اصل مهم و آغازین پیروی می کند . یکی از نکته های جالب شعر حافظ، دیدن دست خداوند در پس کثرت موجود در این عالم است:

حسن روی تو چو در آینه جام افتاد

صوفی از خنده می در طمع خام افتاد

این همه عکس می و نقش مخالف که نمود

یک فروغ رخ ساقی است که در جام افتاد

حسن روی تو به یک جلوه که در آینه کرد

این همه نقش در آیینه اوهام افتاد

ابیات نخستین این غزل حکایت از این دارد که محبوب ازلی فقط یک تجلی کرده است; اما این یک تجلی، صور و نقوش متعددی پیدا کرده است . تمثیل عرفای ما این است که گویی در مقابل خداوند آینه های متعددی نهاده اند و خداوند در هر آینه به قامت و رنگ و تناسب آن آینه تجلی کرده است . این همان چیزی است که گاهی به آن «وحدت وجود» یا «وحدت شهود» هم گفته اند; یعنی اگرچه مشاهدات شما کثیر است، لیک این کثرت به وحدت منتهی می شود . در ورای این مشاهدات چند کس می بینید; اما این چند کس را به یک کس تقلیل دهید . مولوی در پاره ای از ابیات خود به این نحوه از وحدت شهود اشاره کرده است:

گر تو صد سیب و صد آبی بشمری

صد نماند یک شود چون بفشری

اما آن اصلی که بدان اشاره کردم، ورای اینهاست . آن اصل در این بیت مولوی آمده است:

صورت از بی صورتی آمد برون

باز شد که انا الیه راجعون

منشا همه این صورت ها یک صورت نیست; بلکه بی صورتی است . فرق است بین این که بگوییم یک جمال و یک چهره و یک صورت داریم و از این چهره صدها عکس برمی داریم و هرچند این عکس ها متکثر و متعددند، اما صاحب تصویر یکی است، با این که بگوییم این عکس ها از آن کسی است که خودش بی چهره و بی عکس و بی صورت است .

می گوید: ای کسی که خودت بی نقشی و در ورای نقش ها نشسته ای، اما صورت های بسیار از تو در عالم پدید آمده است، با این کار خود همه را دچار تحیر کرده ای:

از تو ای بی نقش با چندین صور

هم مشبه هم موحد خیره سر

هر دو طایفه مبهوت و متحیرند:

گه مشبه را موحد می کند

گه موحد را صور ره می زند

گاهی موحدان به ورطه تشبیه می افتند و گاهی مشبهان به جانب توحید راه پیدا می کنند; ولی تو در ورای این صورت آفرینی ها، بی نقش نشسته ای و حیرت افکنی کار تو و مقتضای رفتار توست .

به همین سبب مولوی معتقد است که ما نمی توانیم نسبت به عالم بالا، و در صدر آنها نسبت به خداوند، هیچ بیان درخوری داشته باشیم . نه به این دلیل که زبان نارساست; بلکه به این خاطر که اساسا زبان برای بیان چونی ها و کیفیت هاست و وقتی که ما به عالم و عرصه بی چونی می رسیم، کمیت زبان لنگ می شود . اساسا زبان برای آن عالم وضع نشده است; به همین سبب مولوی تاکید می کند که باید از مثال استفاده کنیم . مثال (در لسان عرفا تحت عنوان «زبان اشارت » از آن یاد می شود) نقش والایی در آموزش های عرفانی دارد .

این جهان و کائنات مادی در دستگاه فکری مولانا دو خصیصه عمده دارد: یکی وجود اضداد; دیگری وجود اعداد . در آن عالم که بی رنگ و بی صورت است، تضاد و تعدد راه ندارد:

آن جهان جز باقی و آباد نیست

زان که آن ترکیب از اضداد نیست

چون که بی رنگی اسیر رنگ شد

موسیی با موسیی در جنگ شد

چون به بی رنگی رسی کان داشتی

موسی و فرعون دارند آشتی

جنگ ها بر سر همین رنگ هاست . وقتی که رنگ رفت، جنگ هم می رود . زمانی که وارد بی رنگی شدی، آنهایی که به ظاهر جنگ و نزاع دارند، بر سر صلح می آیند و جنگ از میان آنها برداشته می شود و اختلافات و نزاع های ظاهری از میان برمی خیزد:

اختلاف خلق از نام اوفتاد

چون به معنی رفت آرام اوفتاد

سر این که تامل در ذات خداوند حیرت آور است، بی چونی و بی رنگی و بی صورتی اوست . ذهنی که باکیفیات و اعداد و اسما و الفاظ کار می کند، در مواجهه با او دچار حیرت می شود .

ما چه نسبتی می توانیم با او برقرار کنیم؟ چه صفتی را می توانیم به او نسبت دهی

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *