توضیحات
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل علوم الهی و هدایت معنوی انسان، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل علوم الهی و هدایت معنوی انسان شامل 79 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل علوم الهی و هدایت معنوی انسان:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل علوم الهی و هدایت معنوی انسان را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل علوم الهی و هدایت معنوی انسان توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل علوم الهی و هدایت معنوی انسان :
وقتی از علوم دینی بحث هایی به میان می آید علم دینی معنای آن این نیست که قرآن یا روایت دستور بدهد چگونه ما صنعت داشته باشیم تا هواپیما بسازیم یا اتومبیل بسازیم و مانند آن. علوم از یکدیگر متمایز هستند، اولاً؛ تمایز علوم به تمایز موضوعات آن علوم است، ثانیاً؛ چون علم یک سلسله مسایلی دارد که مسایل مرکب از موضوع و محمول و از یک نظر هم نسبت هستند هدف هم به دنبال مسایل علم است تمایز علوم را نمی شود به هدف و غایت اِسناد داد چون هدف آخر است و چیزی که آخر است نمی تواند ممیز علوم باشد هدف متفرّع بر مسایل است مسایل که تحلیل می شود هر مسئله ای یک موضوع دارد یک محمولی و یک نسبتی محمول چون تابع موضوع است نمی تواند ممیز باشد نسبت هم که تابع طرفین است حرف اول هر علمی را موضوع آن علم می زند لذا گفتند تمایز علوم به تمایز موضوعات است، این هم یک بخش؛ علم ها از این نظر دو قسم هستند یا موضوع آنها کار خداست یا موضوع آنها کار انسان است یک وقت است سخن از زمین شناسی است آسمان شناسی است دریاشناسی است معدن شناسی است انسان شناسی است گیاه شناسی است جانورشناسی است ستاره شناسی است و مانند آن این بخش از علوم کار خداست، بخش دیگر علوم موضوعش کار انسان است چگونه کشور را اداره کنیم؟ چگونه کشاورزی کنیم؟ چگونه دامداری کنیم؟ چگونه صنعت داشته باشیم؟ چگونه مدیریت داشته باشیم و مانند آن علمی که موضوع آن علم کار خداست این حتماً دینی است زیرا خدا که اینها را آفرید اینها را نشانه قرار داد اینها را آینه قرار داد فرمود شما اگر خوب این کار را نگاه کنید به خدا پی می برید. یک پرانتزی اینجا باز بشود؛ آینه دوتا اصطلاح دارد: آینه در اصطلاح توده مردم همین شیشه ای است که پشت آن جیوه است و صورت کسی را نشان می دهد یا صورت چیزی را نشان می دهد اما وقتی قرآن می گویند آینه، مرآت به این شیشه ای که پشت آن جیوه است نیست به خود آن صورت است چون مرآت به اصطلاح اسم آلت است یعنی وسیله دیدن یک وقت است عرف می گوید آینه خریدم یا آینه فروختم یعنی این شیشه ای که قابی دارد و طول و عرض و عمقی دارد و پشت آن جیوه است و صورتی را نشان می دهد خریده ام، یک وقت قرآن یا نهج البلاغه از چیزی به عنوان مرآت و آینه تعبیر می کنند وقتی قرآن می گوید آینه آن صورت را می گوید که صاحب و شاخص را نشان می دهد نه این شیشه ای که آن صورت را نشان بدهد. صدر و ساقه قرآن کریم این است که آنچه من آفریدم اینها مرآت هستند آینه هستند فقط خدا را نشان می دهند این هستی دارد، یک؛ محیرالعقول است دو؛ زیبا آفریدیم، سه؛ هیچ جانوری کمبودی ندارد گرچه یکی طاووس است و یکی سرطان یعنی خرچنگ یکی تیهو است یکی هم خرچنگ اما در قرآن فرمود این خرچنگ هر چه لازم داشت خدا به او داد او تغذیه می خواهد تَنمیه می خواهد تولید می خواهد تمام بحث های علمی عمیق حیات بخش خرچنگ را ما به او دادیم وقتی فرعون به موسای کلیم عرض کرد این خدایی که تو از طرف او آمدی کیست؟ گفت: رَبُّنَا الَّذِی أَعْطَی کلَّ شَی ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَیشما هیچ ذرّه ای در سپهر و زمین و دریا و زیردریا پیدا نمی کنید که بگویید این کاش این طور آفریده می شد یا آن طور بود هر چه لازم داشت به او داد این خدا فرمود هر چه را شما بنگرید می بینید یک قطره آب را ما لؤلؤ لالاء ساختیم: أَ لَمْ یک نُطْفَهً مِن مَنی یمْنَی این در بخش پایانی سوره «القیامه» است فرمود مگر این یک قطره آب بیشتر بود ما از او چشم ساختیم که چشم راست را و چشم چپ دوتا متخصّص دارد ده ها دانشگاه نه دانشکده برای انسان شناسی است هنوز متحیر مانده که این یک قطره آب چگونه این طور لؤلؤ لالاء شد. فرمود: رَبُّنَا الَّذِی أَعْطَی کلَّ شَی ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَی چه در دریا چه در صحرا چه در فضا چه در هوا هیچ موجودی نیست که چیزی را باید می داشت و ندارد لذا فرمود آیه است تعبیر قرآن کریم از صدر و ساقه نظام هستی به عنوان آیه است آیه یعنی علامت یعنی آیه یعنی آینه یعنی نشانه، نشانه ها هم مستحضرید که دو قسم است: یک نشانه های اعتباری است که مربوط به مرز و بوم خاص است یک وقت است یک بنر مشکی رنگی جایی نصب می شود این نشانه سوگ و عزاست، یک وقت یک بنر سبز رنگی نصب می کنند نشانه جشن است این امر اعتباری است اما چمن نشانه آب است چه شرق چه غرب، دود نشانه آتش است چه شرق چه غرب، آیت و علامت دو قسمت است: یا تکوینی است که اساس علم بر اساس آن است یا اعتباری است. در قرآن کریم فرمود آنچه در جهان شما می بینید آیت است آینه است چه تاریک باشد چه روشن وَ جَعَلْنَا اللَّیلَ وَ النَّهَارَ آیتَینِ فَمَحَوْنَا آیهَ اللَّیلِ وَ جَعَلْنَا آیهَ النَّهَارِ مُبْصِرَهًشب آینه روشن است چون همین ظلّ و تاریکی ده ها مسئله ریاضی عمیق دارد کجا خسوف است؟ کجا کسوف است؟ کجا جزیی است؟ کجا کلّی است؟ همه اینها به رهبری این سایه است ما از سایه قمر می فهمیم چه وقت کسوف می شود از سایه زمین می فهمیم چه وقت خسوف می شود، اینها را می فهمیم. همین تاریکی ده ها و صدها مسئله ریاضی و نجومی را به همراه دارد، فرمود: وَ جَعَلْنَا اللَّیلَ وَ النَّهَارَ آیتَین فرمود هیچ بی نظمی در عالم نیست: لاَ الشَّمْسُ ینْبَغِی لَهَا أَن تُدْرِک القَمَرَ آفتاب چقدر باید حرکت کند مدار حرکت او چقدر است نباید تندتر یا کندتر برود لاَ الشَّمْسُ ینْبَغِی لَهَا أَن تُدْرِک القَمَرَ وَ لاَ اللَّیلُ سَابِقُ النَّهَارِ نه شب جلو می افتد نه قمر جلو می افتد نه شمس جلو می افتد، آنچه لازم بود ما به او دادیم آیت یعنی تکوین. در صدر و ساقه قرآن این است که هر چه شما بنگرید آیت است و نشان خداست و چون خدا را نشان می دهد اگر کسی آینه در دستش باشد و صورتی را نبیند این کور است، اگر کسی زمین شناس باشد آسمان شناس باشد سپهرشناس باشد انسان شناس باشد انسان آفرین را نبیند کور است. در قرآن کریم فرمود یک عده کورند: أَ فَلاَ ینظُرُونَ إِلَی الإِبِلِ کیفَ خُلِقَتْ وَ إِلَی السَّماءِ کیفَ رُفِعَتْ وَ إِلَی الجِبَالِ کیفَ نُصِبَتْ وَ إِلَی الأَرْضِ کیفَ سُطِحَتْ بعد می فرماید: اینها صُمٌّ بُکمٌ عُمْی آینه دستشان دادیم ولی اینها خدا را نمی بینند. همین بخش های مربّع گونه قرائت شده که فرمود: أَ فَلاَ ینظُرُونَ چرا سپهرشناس نیستند؟ چرا سفر نمی کنند؟ چرا آسمان نمی روند؟ چرا آسمان شناس نیستند؟ چرا دریاشناس نیستند؟ چرا صحراشناس نیستند؟ این اضلاع اربعه را که یاد کرد فرمود اینها که زمین را می بینند ولی زمین آفرین را
ای دوست شکر بهتر یا آنک شکر سازد خوبی قمر بهتر یا آنک قمر سازد
اگر مولوی این حرف ها را گفته مولوی شاگرد این مکتب است. شما با کتاب و ادبیات تا حدودی آشنایید یک شاعر در حدّ مولوی که این حرف ها را بزند قبل از اسلام اصلاً ما نداشتیم در همین سرزمین! شما یک شاعر پیدا کنید قبل از اسلام که در این سطح سخن بگوید که بگوید:
مرگ اگر مرد است آید پیش من تا کشم خوش در کنارش تنگ تنگ
من از او جانی برم بی رنگ و بو او ز من دلقی ستاند رنگ رنگ
مولوی کوچک تر از آن است که در این سطح حرف بزند! این را قرآن آموخت که انسان در مصاف با مرگ، مرگ را می میراند نه بمیرد ماییم که مرگ را می میرانیم ماییم که هستیم که هستیم که هستیم. یک نمونه شما پیدا کنید که یک سراینده یک فیلسوف یک حکیم یک ادیب در این سطح قبل از اسلام در همین ایران حرف زده باشد! تنها جهان آفرین است تنها انسان آفرین است تنها مرگ و حیات آفرین است که می گوید انسان در مصاف با مرگ، مرگ را می میراند: کلُّ نَفْسٍ ذَائِقَهُ المَوْت نگفت «کلّ نفس یذوقها الموت» ماییم که مرگ را می چشیم. از آن به بعد او سرود «مرگ اگر مرد است گو نزد من آی» ماییم که مرگ را می میرانیم.
بنابراین در بخشی از قرآن کریم فرمود اینها موظف هستند آسمان را زمین را کوه را دشت را هامان را بنگرند، بعد فرمود ما آینه به دست اینها دادیم اینها هیچ کسی را ندیدند گفتند: إِنْ هِی إِلَّا حَیاتُنَا الدُّنْیا لذا در بخش های دیگر فرمود اینها چشم ندارند، اینها کور هستند، اینها کر هستند.
یک بیان نورانی از امیرمؤمنان(سلام الله علیه) است فرمود مردم بعضی ها مؤمن هستند زنده هستند فعال هستند انسان هستند، بعضی یک سلسله زندگی شان و مرگ و حیاتشان را دو بخش یعنی دو بخش! تشکیل می دهد تا زنده اند جنازه عمودی هستند بعد جنازه افقی همین! خیلی ها مُرده متحرّک هستند فرمود: «فَالصُّورَهُ صُورَهُ إِنْسَانٍ وَ الْقَلْبُ قَلْبُ حَیوَانٍ. . . وَ ذَلِک مَیتُ الْأَحْیاء»، در زنده ها راه می رود؛ ولی یک جنازه عمودی است، پس فردا هم جنازه افقی است، بلند بگو «لا اله الاّ الله»! فرمود او که زنده نیست، او که جایی را نمی بیند، او که از گذشته بی خبر است، از آینده بی خبر است، او خودش را نشناخت، ما این آینه را به دست او دادیم گفتیم بنگر! او هیچ جا را نمی بیند و وقتی نمی بیند کور است.
بنابراین پیام قرآن کریم این است علمی که موضوع آن نآنآاکار خداست یعنی آینه خدانماست این صد درصد دینی است و عزیزانی که در دانشگاه ها زمین شناسی می خوانند آسمان شناسی می خوانند ستاره شناسی می خوانند میکروب شناسی می خوانند انسان شناسی می خوانند گیاه شناسی می خوانند هر چه کار خداست این علم صد درصد دینی است منتها قدرشان را قدر خودتان را باید بدانید. گذشته از اینکه تعلیم واجب است تعلّم هم واجب است اما معنای اسلامی کردن دانشگاه این نیست که ما کتاب بنویسیم یک «بسم الله» اول بنویسیم بعد آرم جمهوری اسلامی عکس امام و رهبری، اینها لازم است ولی اینها دانشگاه را اسلامی نمی کند تنها چیزی که دانشگاه را اسلامی می کند دانش است. نمازخانه باید داشته باشد، همه ما مسلمان ها نماز می خوانیم. نمازخانه داشتن آرم داشتن نام گذاری کردن اینها آداب و سنن ملّی ما هست اینها که دانشگاه را اسلامی نمی کند. عالمانه یعنی عالمانه! کسی بفهمد و بتواند استدلال کند که زمین آیت است. این دستگاه محیرالعقول خودبه خود ساخته است؟! یک بیان نورانی حضرت امیر دارد که «أَنَّهُمْ کالنَّبَاتِ مَا لَهُمْ زَارِع» علف خودرو هستند؟! اگر با یک قطره آب این عظمت ساخته می شود که هنوز که هنوز است تازه بخش انسانش یعنی بدنش ناشناخته است چه رسد به روح که وَ یسْئَلُونَک عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّیاو نه متزمّن است نه متمکن. الآن می بینید چه در حوزه چه در دانشگاه ها ما می گوییم چهار هزار سال قبل افلاطون این طور گفته درست گفته یا ارسطو آن طور گفته نادرست گفته، یک قدری جلوتر می بینید سپهرشناسان می گویند این برای پنج میلیارد سال قبل است یا شش میلیارد، مگر زمان و زمین در حرم امن روح جای دارند؟ ما هستیم که هستیم که هستیم.
ما دوتا کار باید بکنیم: یک سلسله مسایل سیاسی اجتماعی است که با بدن ما کار دارد با بخشی از حقوق و اخلاق ما کار دارد، اگر یک نقدی دیدیم اعتراض بکنیم جای اعتراض هست جای نقد هست جای اشکال هست و مانند آن؛ اما آن حرم شخصی خود را که پیوند ناگسستنی با خداست آن را با هیچ چیزی معامله نکنیم فلان شخص اختلاس کرد و فلان شخص نجومی گرفته ما نماز نخوانیم این هیچ ارتباطی با هم ندارد ما چرا ابدیتمان را بسوزانیم! از بیگانه ما بیش از این توقّعی نداریم. ما دوتا کار باید بکنیم چه در حوزه چه در دانشگاه یکی حرم شخصی و حریم شخصی مان را که ارتباط تنگاتنگ با خداست با قرآن با اهل بیت با علی و اولاد علی با حسین بن علی(علیهم السلام) است این را با هیچ چیزی معامله نکنیم فلان کس بد کرده فلان کس خوب کرده، اگر خوب کرده ما تحسین می کنیم اگر بد کرده اعتراض می کنیم نقد هم سر جایش محفوظ است اما انسان با مرگ نمی پوسد انسان با مرگ از پوست به درمی آید. اینکه الآن شما یک سلسله مسایل ریاضی را حل می کنید این مسایل ریاضی نه متزمّن است نه متمکن یعنی مگر می شود گفت فلان معادله ریاضی چند میلیارد سالش است یا چند میلیون سالش است این طور که نیست. این روح ما که اینها را می فهمد، از مسایل ریاضی بالاتر است، از مسایل فلسفی بالاتر است مسایل فلسفی که برتر از مسایل ریاضی است اینها نه متزمّن هستند نه متمکن و انسان اینها را می فهمد. ما با ابدیت سر و کار داریم و
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.