تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل مستندات تاریخی ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل مستندات تاریخی ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل مستندات تاریخی ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل مستندات تاریخی ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل مستندات تاریخی ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل مستندات تاریخی ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل مستندات تاریخی ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مستندات تاریخی ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف :

مقدمه

اکثریت شیعه در طول تاریخ، در برابر اقلیتی ناچیز، هیچ شکی در ولادت امام زمان(عج) نداشتند.[۱] ولادت امام زمان(عج) را از طرق مختلفی می توان ثابت نمود. ما در این جا برآنیم که ولادت آن حضرت را بر اساس روایات معتبر شیعه ثابت نمائیم. در این راه سه دسته روایت ذکر می شود. دسته اول، روایات معتبری که خبر صریح یا ضمنی از ولادت امام زمان(عج) به شمار می آیند؛ دسته دوم، روایات معتبری که در بر دارنده مشاهده امام زمان(عج) هستند؛ و دسته سوم، مجموعه ای از روایات، که به دلالت ضمنی خود، ولادت امام زمان(عج) را ثابت می نمایند.

پیش از پرداختن به اصل مطلب و به عنوان مقدمه تذکر این نکته، ضروری است که: برای اثبات ولادت شخص، سوای ماهیت او، به هیچ وجه نیاز به دلایل محکمی از جنس ادله ای که در فقه و اصول به آنها استدلال می شود نیست؛ چرا که تاریخ، ملاک خاص خود را دارد و هیچ گاه دیده نشده که برای اثبات یک موضوع تاریخی، مجبور به بحث سندی باشند؛ هرچند وجود اسناد صحیح و محکم (که می شود بر اساس آن در فقه فتوا داد)، جایگاه خاصی به مطلب می دهد. در تاریخ، آن چه اهمیت دارد یکی اصیل بودن منبع خبر است و دیگری آن که علم به کذب خبر نداشته باشیم یا لااقل، مطلب بیان شده با شبهه جدی روبرو نباشد. این مطلب از برخورد تمامی اهالی تاریخ با مطالب و نقل های تاریخی، روشن است و نیاز به برهان و استدلال خاصی ندارد. در عین حال، برای استحکام هرچه بیشتر مطلب و اثبات این که با وجود تمامی فشارها و اما و اگرها، بحث ولادت امام زمان(عج)، از ادله محکم تاریخی برخوردار است در این جا به برخی از روایات صحیح السند که در این باره در دست است اشاره می کنیم.

به عنوان طلیعه بحث، روایتی ذکر می شود که در بحث های بعدی بسیار حائز اهمیت و راهگشا است:

عِدَّهٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِاللَّهِ عَنْ أَیُّوبَ بْنِ نُوحٍ: قلْتُ لِأَبی الْحَسَنِ الرِّضَا: إِنِّی أَرْجُو أَنْ تکونَ صاحِبَ هذَا الْأَمْرِ وَ أَنْ یسُوقَهُ اللَّه إِلَیْک بِغَیْرِ سَیْفٍ فقَدْ بویِعَ لَک وَ ضُرِبَتِ الدَّرَاهِمُ بِاسْمِک. فَقَالَ: مَا مِنَّا أَحَدٌ اخْتَلَفَتْ إِلَیْهِ الْکتُبُ وَ أُشِیرَ إِلَیْهِ بِالْأَصَابِعِ وَ سئِلَ عنِ الْمَسَائِلِ وَ حُمِلَتْ إِلَیْهِ الْأَمْوَالُ إِلَّا اغْتِیلَ أَوْ ماتَ علَی فِرَاشِهِ حتَّی یبْعَثَ اللَّه لِهَذَا الْأَمْرِ غُلَاماً منَّا خَفِیَّ الْوِلَادَهِ وَ الْمَنْشَإِ غَیْرَ خَفِیٍّ فِی نَسَبِهِ (کلینی، ۱۳۶۳ ش: ج۱، ۳۴۱)؛[۲]

ایوب بن نوح گوید به امام رضا(ع) گفتم: امیدوارم قائم اهل بیت شما باشید و بی هیچ خونریزیی، حکومت به دست شما بیفتد. چراکه هم با شما بیعت شده و هم سکه به نام تان زده اند. حضرت فرمود: هریک از ما امامان که نامه ها به سوی او روانه شود و انگشت نمای مردم گردد و اموال به سوی او بیاید، یا شهید خواهد شد و یا به مرگ طبیعی از دنیا خواهد رفت تا این که خداوند برای این کار، جوانی از ما که نسبی روشن ولی ولادت و رشدی مخفیانه دارد را برخواهد انگیخت.

سند کلینی و شیخ صدوق به این روایت، هیچ مشکلی ندارد و سند هردو، صحیح اعلائی است. روایت، صراحت در ولادت و رشد مخفیانه حضرت دارد و جای شبهه برای انسان معتقد به اهل بیت نمی گذارد که صاحب این امر، زنده و از زندگی مخفیانه ای برخوردار است. این روایت، قرائنی هم دارد[۳] که دلیل دیگری است بر این که در بحث ولادت امام زمان نباید دنبال سندهای صحیح از نظر علم رجال بود و نوع برخورد با گزارش های موجود در این زمینه می بایست حتی با نوع برخورد عمومی با سایر گزارش های تاریخی، متفاوت باشد.[۴]

علاوه بر این روایت، با مراجعه به کتب معتبر شیعی، به خوبی به دست می آید که امام عسکری (ع) در دوران امامت خویش، زیر انواع فشارها زندگی می کرد. به عنوان یک نمونه، زندان های پیاپی امام، دلیلی گویا بر این امر است.[۵]

روایات ولادت امام زمان(عج)

روایات معتبر

روایت اول

حدثنا محمد بن علی بن حمزه بن الحسن بن عبیدالله بن العباس بن علی بن أبی طالب قال: سمعت أبامحمد یقول: قد ولد ولیّ الله و حجته علی عباده و خلیفتی من بعدی مختونا لیله النصف من شعبان سنه خمس و خمسین و مأتین عند طلوع الفجر وکان أول من غسله رضوان خازن الجنان مع جمع من الملائکه المقربین بماء الکوثر و السلسبیل ثم غسلته عمتی حکیمه بنت محمد بن علی الرضا.[۶]

راوی گوید: از امام عسکری(ع) شنیدم: ولی خداوند و حجت او و جانشین من، شب نیمه شعبان سال ۲۵۵ به هنگام طلوع فجر به دنیا آمد و اولین کسی که او را شستشو داد رضوان، خزانه دار بهشت، به همراه گروهی از ملائکه مقرب خداوند بودند که او را با آب کوثر و سلسبیل شستند. پس از آنها هم عمه ام حکیمه او را شست.

سند حدیث

فضل بن شاذان؛ در وثاقت و عظمت فضل بحثی نیست و حتی یک مراجعه سطحی به شرح حال او کافی است تا بزرگی او را در میان رجالیون شیعه ثابت کند.[۷] او از امام رضا(ع) هم روایت دارد و تا زمان امام عسکری(ع) زنده بوده است. برای اعتبار کتاب مختصر اثبات الرجعه هم به جلد پانزدهم مجله تراثنا رجوع شود.

محمدبن علی بن حمزه؛ نجاشی درباره او می نویسد:

محمد بن علی بن حمزه بن الحسن بن عبیدالله بن العباس بن علی بن أبی طالب أبوعبدالله ثقه عین فی الحدیث صحیح الاعتقاد له روایه عن أبی الحسن و أبی محمد و اتصال مکاتبه و فی داره حصلت أم صاحب الامر بعد وفاه الحسن ؛ له کتاب مقاتل الطالبیین (نجاشی، ۱۴۱۶ق: ۲۷۲، ش۷۱۴).

روایت دوم

مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بنِ إِسحَاقَ عنْ أَبی هَاشِمٍ الْجعْفَرِیِّ: قُلْتُ لِأَبِی مُحَمَّدٍ: جلَالَتُک تمْنَعُنِی مِنْ مَسْأَلَتِک فَتَأْذَنُ لِی أَنْ أَسْأَلَک؟ فَقَالَ: سَلْ. قُلْتُ: یَا سَیِّدِی هَلْ لَک وَلَدٌ؟ فَقَالَ: نَعَمْ. فَقُلْتُ: فَإِنْ حَدَثَ بک حدَثٌ فأَیْنَ أَسْأَلُ عَنْهُ؟ قَالَ: بِالْمَدِینَهِ (کلینی، ۱۳۶۳ش: ج۱، ۳۲۸)؛[۸]

ابوهاشم جعفری گوید: به امام عسکری(ع) گفتم: بزرگی شما مانع می شود سؤالی از شما بپرسم. اجازه پرسش می دهید؟ فرمود: بپرس. پرسیدم: مولای من فرزندی دارید؟ فرمود: آری. گفتم: اگر اتفاقی برایتان پیش آمد، کجا سراغش را بگیرم؟ فرمود: در مدینه.

سند حدیث

محمدبن یحیی عطار قمی؛ در زمان خویش بزرگ شیعه به حساب می آمد و شخصیتی جلیل القدر و ثقه است. از ایشان با تعبیر محمد بن یحیی اشعری هم یاد شده است. نام ایشان در سند حدود شش هزار حدیث به چشم می خورد. (خوئی، ۱۴۱۳ق: ج۱۹، ۳۳و غیر آن؛ و…)

احمد بن اسحاق اشعری؛ پس از این درباره ایشان و جلالت قدرش مطلبی ذکر خواهد شد. حتی اگر راوی در سند، احمد بن اسحاق رازی باشد که از اصحاب امام هادی(ع) است، باز هم سند روایت، معتبر خواهد بود چراکه او هم توسط شیخ طوسی توثیق شده است. (طوسی، ۱۴۱۵ ق: ۳۸۳)

ابوهاشم جعفری؛ داود بن قاسم جعفری از نسل عبدالله بن جعفر بن ابی طالب و از اصحاب امام رضا(ع) تا امام زمان(عج) است که از تمامی این معصومین(ع) نقل روایت دارد و نزد تمامی آنها مقام و منزلتی والا و بالا داشت. جالب آن که حتی در دربار خلیفه وقت نیز دارای وجهه و آبرو بود. (خوئی، ۱۴۱۳ق: ج۸، ۱۲۲)

در مجموع می توان این روایت را یکی از عالی ترین روایات درباره ولادت و حیات امام زمان(عج) به شمار آورد. باید دقت داشت هرچند سند شیخ طوسی به ابوهاشم جعفری، با مشکل روبروست ولی عبارتی که در پاورقی از مرحوم حلبی نقل شد، ثابت می کند روایت، طرق متعددی داشته که ضعف یکی از آنها به اصل آن، ضرری نمی رساند.

چند نکته

الف) بر اساس این روایت صحیح اعلائی، امام عسکری(ع)، مدینه الرسول را به عنوان پایگاه مسکونی امام زمان(عج) معرفی نمود. در این باره روایت دیگری نیز در دست است:

عدَّهٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ الْوَشَّاءِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَهَ عَنْ أَبی بَصِیرٍ عنْ أَبِی عَبْدِاللَّهِ: لَابُدَّ لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ مِنْ غَیْبَهٍ وَ لَابُدَّ لَهُ فِی غَیْبَتِهِ مِنْ عزْلَهٍ وَ نعْمَ الْمنْزِلُ طَیْبَهُ وَ مَا بِثَلَاثِینَ مِنْ وَحْشَهٍ (کلینی، ۱۳۶۳ش، ج۱، ۳۴۰)؛[۹]

امام صادق(ع) فرمود: صاحب این امر را ناگزیر از غیبتی است که باید از مردمان فاصله گیرد. بهترین منزل مدینه است و با وجود سی نفر هم دیگر وحشتی نمی ماند.

ب) به احتمال قوی، سؤال ابوهاشم از یکسو ریشه در عقیده او به دوازده امام دارد و از سوی دیگر به کلامی که خود او در ایامی که با امام در زندان مهتدی عباسی به سر می برد، از زبان حضرت شنیده بود باز می گردد:

سعد بن عبدالله از ابوهاشم روایت کرده است: با امام عسکری(ع) در زندان مهتدی بودیم که به من فرمود: ابوهاشم! این [مهتدی] سرکش، تصمیم به کشتن من در این شب دارد ولی خداوند عمر او را برید و حکومت به جانشینش رسید؛ من اینک فرزندی ندارم ولی به زودی خداوند فرزندی به من روزی خواهد کرد. صبح که شد، ترک ها بر سر مهتدی ریخته او را کشتند و معتمد را سرکار آوردند و خداوند ما را نجات داد (طوسی، ۱۴۱۱ق: ۲۰۵، ح۱۷۳).[۱۰]

بنابراین آن چه صرفاً در برخی روایات، آن هم بدون سند معتبر از امام زمان(عج) نقل شده که «… أَبِی أَبُومُحَمَّدٍ عَهِدَ إِلَیَّ أَنْ لَاأُجَاوِرَ قوْماً غضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَ لَعَنَهُمْ وَ لَهُمُ الْخِزْیُ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ وَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ وَ أَمَرَنِی أَن لَاأَسکنَ منَ الْجِبَالِ إِلَّا وَعْرَهَا وَ مِنَ الْبِلَادِ إِلَّا عَفْرَهَا…» (طوسی، ۱۴۱۱ق: ۲۶۳، ح۲۲۸) قابل التزام نیست. گو این که همین روایت در منابع دیگری هم آمده ولی این زیاده را ندارد. (صدوق، ۱۴۰۵ ق: ۴۶۵، ح۲۳) آن چه هم درباره کوه رضوی نقل شده (طوسی، ۱۴۱۱ق: ۱۶۳، ح۱۲۳) منافاتی با این روایت صحیح اعلائی ندارد.

روایت سوم

عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ علِیِّ بنِ بِلَالٍ: خَرَجَ إِلَیَّ مِنْ أَبِی مُحَمَّدٍ قَبْلَ مُضِیِّهِ بِسَنَتَیْنِ یُخْبِرُنِی بِالْخَلَفِ مِنْ بعْدِهِ ثمَّ خرَجَ إِلَیَّ مِنْ قَبْلِ مُضِیِّهِ بِثَلَاثَهِ أَیَّامٍ یُخْبِرُنِی بِالْخَلَفِ مِنْ بَعْدِهِ (کلینی، ۱۳۶۳ش: ج۱، ۳۲۸)؛[۱۱]

محمدبن علی بن بلال گوید: دو سال پیش از فوت امام عسکری(ع) نامه ای از ایشان به دستم رسید که حاوی خبر از جانشین وی بود. مشابه همین نامه سه روز پیش از رحلت امام هم از سوی ایشان به دستم رسید.

سند حدیث

سند کلینی، موثق است. علی بن محمد، همان علی بن محمد بن بندار است که پس از این (ذیل حدیث دوم از روایات تصحیح نشده) درباره ایشان صحبت خواهیم گفت و محمد بن علی بن بلال هم اگرچه بعدها مرتد شد ولی چنان چه پس از این خواهد آمد، فردی موثق و قابل اطمینان است. نکته ای که در این جا تذکرش ضروری می نماید این که: محمد بن علی بن بلال از شیعیانی بود که امام زمان(عج) را، هم از نظر دوازدهم بودن و هم از نظر زنده بودن قبول داشت و مشکل وی تنها این بود که بعدها با محمد بن عثمان عمری بر سر مقام نیابت، به نزاع پرداخت. بنابراین گزارشی که از او نقل شد، صراحت در ولادت امام زمان(عج) دارد.

در سند شیخ صدوق، هرچند حسین بن اسماعیل می تواند استاد صدوق باشد ولی با توجه به این که لفظ «قال» هم پیش از حسین بن اسماعیل آمده و هم بعد از او، به نظر می رسد «قال» اول، مربوط به شخص دیگری بوده که با توجه به صدر روایت، می تواند سعد بن عبدالله باشد. از سوی دیگر از آن جا که خلاف متعارف ادبیات عرب است که فاعل «قال» پیش از فعلش بیاید می توان ادعاکرد که «قال» بعد از حسین بن اسماعیل، زیادی است. چه بسا از همین رو است که آیهالله خوئی، حسین بن اسماعیل را استاد صدوق به شماره آورده است. (خوئی، ۱۴۱۳ق: ج۶، ۲۱۷) درهرحال، حسین بن اسماعیل، شخصی ناشناخته است که ظاهراً روایت دیگری هم از او در دست نیست.

از همه اینها گذشته حلبی در عبارتی که از ایشان در پاورقی نقل شد، تصریح می کند این روایت به چند طریق و سند از محمدبن علی نقل شده است. این مطلب نیز، همان گونه که پیش از این اشاره شد، باعث تقویت سند روایت می شود.

روایت چهارم

الْحسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِیُّ عَنْ مُعَلَّی بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِاللَّهِ: خَرَجَ عَنْ أَبِی مُحَمَّدٍ حِینَ قُتِلَ الزُّبَیْرِیُّ لَعَنَهُ اللَّهُ «هَذَا جَزَاءُ منِ اجتَرَأَ عَلَی اللَّهِ فِی أَوْلِیائِهِ یزْعُمُ أَنَّهُ یَقْتُلُنِی وَ لَیْسَ لِی عَقِبٌ فَکیْفَ رَأَی قُدْرَهَ اللَّهِ فِیهِ» وَ وُلِدَ لَهُ وَلَدٌ سَمَّاهُ محمد فِی سَنَهِ سِتٍّ وَ خَمْسِینَ وَ مِائَتَیْن (کلینی، ۱۳۶۳ش: ج۱، ۳۲۹، ح۵)؛[۱۲]

از امام عسکری(ع) پس از مرگ زبیری این نامه صادر شد: «این عاقبت کسی است درباره اولیای الهی، جرأت بر خداوند نشان دهد. گمان می کرد مرا در حالی که هنوز صاحب فرزندی نشده ام خواهد کشت [ولی خودش کشته شد]. قدرت خدا را درباره خودش چگونه دید؟» پس از این ماجرا فرزندی در سال ۲۵۶ق برای حضرت زاده شد که نامش را محمد نهاد.

سند حدیث

حسین بن محمد بن عامر اشعری؛ از اساتید علی بن ابراهیم و کلینی است که کلینی در بسیاری موارد از ایشان با نام ابوعلی اشعری یاد کرده است. نجاشی وی را توثیق نموده است. (نجاشی، ۱۴۱۶ق: ۶۶)

معلی بن محمد بصری؛ صفار در یک جا از او با لقب اصفهانی یاد کرده است. (صفار، ۱۴۰۴ ق: ۵۱۴) نجاشی درباره وی نوشته «مضطرب الحدیث و المذهب کتبه قریبه، له کتب…». (نجاشی، ۱۴۱۶ق: ۴۱۸) از آنجا که نام وی در تفسیر علی بن ابراهیم قمی آمده، از وثاقت مبنایی برخوردار است.[۱۳] آیهالله خوئی در توضیح کلام نجاشی می نویسد:

اضطراب در مذهب را از یکسو برخی نپذیرفته اند و از سوی دیگر منافاتی با وثاقت ندارد. اضطراب در حدیث هم معنایش «قد یروی ما یعرف و قد یروی ما ینکر» است که باز با وثاقت، تنافی ندارد. نیز نباید تعبیر خود نجاشی دور از نظر بماند که گفته بود «کتبه قریبه» (خوئی، ۱۴۱۳ق: ج۱۹، ۲۷۹).

تمامی روایات او به وسیله حسین بن محمد نقل شده و راوی دیگری ندارد. از جمله کتبی هم که نجاشی برای او نام برده کتاب القائم است. بنابراین آن چه ماحوزی در نقد این روایت آورده و براساس آن معلی را تضعیف کرده، صحیح نیست و برداشت نادرستی از کلام نجاشی است. (ماحوزی، ۱۴۱۷ق: ۲۱۵)

احمد بن محمد بن عبدالله انباری؛ از او روایات اندکی در دست است که همگی به جز یک حدیث، غیر فقهی است و عمدتاً مربوط به مقام یا کرامات اهل بیت(ع) می باشد. از آن جا که از رجال تفسیر قمی است، از وثاقت مبنایی برخوردار می باشد. تمامی اندک روایات او را هم معلی بن محمد نقل کرده است. البته در روایات معلی، احمد بن محمد به صورت مطلق، زیاد دیده می شود ولی از آن جا که معلی، از احمدبن محمدهای متعددی نقل حدیث دارد – مثل احمدبن محمدبن ابی نصر – لذا نمی توان این موارد را به صورت یقینی از روایات احمدبن محمدبن عبدالله به شمار آورد؛ هرچند اکثر این روایات هم غیرفقهی است و این می تواند قرینه خوبی بر معلوم شدن ماهیت احمدبن محمد مطلق باشد.

چند نکته

۱- در این روایت، تاریخ ولادت امام زمان(عج) در سال ۲۵۶ ذکرشده که در این باره گزارش های دیگری نیز وجود دارد:

الف) محمد بن حسن کرخی گوید: از ابوهارون که مردی از شیعیان است شنیدم که می گفت امام زمان(عج) را دیده و می گفت ولادت وی یکی از جمعه های سال ۲۵۶ بوده است. (صدوق، ۱۴۰۵ ق: ۳۴۹، ح۹)

ب) در گزارشی دیگر این چنین آمده است:… ولادت حضرت، هشت شب از شعبان المعظم سال ۲۵۶ گذشته بود و وکیل او هم عثمان بن سعید نام داشت…. (صدوق، ۱۴۰۵ق: ۴۳۲، ح۱۲؛ طوسی، ۱۴۱۱ ق: ۳۹۳)

ج) علان هم به سند خود روایت کرده که امام زمان(عج) دو سال پس از شهادت امام هادی(ع) و در سال ۲۵۶ به دنیا آمد. (طوسی، ۱۴۱۱ق: ۲۴۵؛ مسعودی، ۱۳۸۲ش)

د)… از او پرسیدم: نوجوانی عشاری القد یا عشاری السن؟ چراکه برای ما نقل شده که او به سال ۲۵۶ به دنیا آمد. (طوسی، ۱۴۱۱ق: ۲۵۹)

ه)… بر ابوسهل نوبختی این گزارش را خواندم که: ولادت امام زمان(عج) در سامراء و به سال ۲۵۶ بود. مادرش صقیل و کنیه اش ابوالقاسم بود که پیامبر(ص) فرموده بود «نام او نام من و کنیه او کنیه من است» لقب او مهدی است و او همان حجت و منتظر و صاحب الزمان است. (طوسی، ۱۴۱۱ق: ۲۷۲)

عقیده شیخ طوسی هم این است که حضرت در همین سال به دنیا آمد.[۱۴] پس از این لحاظ، ایراد مهمی بر روایت وارد نیست و از سوی دیگر، توجیهی که در برخی کتب آمده که منظور از سال ۲۵۵ همان سال ۲۵۶ است ولی به تاریخ شمسی! (مجلسی، ۱۴۰۳ق: ج ۵۱، ۴ [در شمار یکی از احتمالات روایت]) به هیچ وجه قابل پذیرش نیست.

۲- هرچند مرحوم مجلسی احتمال داده که منظور از زبیری، شخصی از نسل زبیر است که به دست خلیفه یا کس دیگری کشته شد (مجلسی، ۱۳۷۹ش: ج۴، ۳) نیز این احتمال را از برخی نقل کرده که زَبیری، به معنای مصیبت است که از القاب مهتدی عباسی می باشد ولی: اولاً با وجود امام در منطقه عسکر سامراء، این که کسی بخواهد نقشه کشتن امام را در سر داشته باشد یا در پی اجرایی کردن آن باشد، بسیار بعید است. ثانیاً در رأس تمامی افراد، خود خلفای بنی عباس در پی کشتن امام بودند و نیازی نیست که این فرد را بر کس دیگری حمل کرد. ثالثاً با جمله (کیف رأی قدره اللّه فیه) سازگارتر است. چراکه همین خلیفه، آن چنان که در منابع تاریخی ذکرشده با ذلت کشته شد. بر این اساس به نظر می رسد منظور از زبیری یکی از خلفای بنی عباس باشد. اما این شخص، مهتدی عباسی نیست چراکه در منابع تاریخی، لقبی با عنوان زبیری (به هر معنایی) برای مهتدی وجودندارد. ولی می توان این عنوان را بر معتز عباسی تطبیق کرد چراکه از یکسو امام هادی(ع) به دست او و در سال ۲۵۴ شهید شد؛ پس انگیزه بسیار بالایی برای کشتن امام عسکری(ع) داشت تا نسل امامان اهل بیت را نابود سازد و از سوی دیگر در منابع تاریخی، مثل الکامل ابن اثیر و.. برای او نام های متعددی ذکرشده که عبارتند از محمد؛ زبیر؛ و طلحه. پس اینگونه یاد کردن امام، اشاره به نام او دارد که زبیر بوده و تأییدی بر همین نام می باشد. قرینه این احتمال، روایت تقریب المعارف است که به جای زبیری، زبیر آورده. در برخی کتب دیگر هم از او با تعبیر زبیر بن جعفر یا زبیری یاد شده است.[۱۵]

درهرحال، معتز عباسی، بنابر گزارش همان منابع تاریخی، در دوم شعبان سال ۲۵۵ کشته شده و با این حساب، از کلام امام در این روایت، نمی توان حتی به صورت ضمنی یا التزامی، ولادت امام زمان(عج) را حتی اگر در سال ۲۵۵ بدانیم، به دست آورد؛ چراکه در روایت آمده بود (خرج من ابی محمد حین قتل الزبیری). بله اگر دلیلی بر احتمال ذکر شده داشته باشیم که منظور از زبیری، همان مهتدی است از آن جا که طبق کتب تاریخی، مهتدی در رجب سال ۲۵۶ کشته شد می توان بنابر نظر مشهور در ولادت امام زمان(عج)، از این بیان امام عسکری(، ولادت را نتیجه گرفت. ولی این هم درست نیست چراکه پس از این، نقل معتبری خواهد آمد که امام عسکری(ع) تصریح دارد امام زمان پس از کشته شدن مهتدی به دنیا خواهد آمد.

روایت پنجم

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِیمَ بْنِ إِسْحَاقَ قَالَ حَدَّثَنِی أَبُوعَلِیِّ بْنِ هَمَّامٍ قالَ سمِعْتُ مُحَمَّدَ بنَ عُثْمَانَ الْعَمْرِیَّ یَقُولُ سَمِعْتُ أَبِی یَقُولُ: سُئِلَ أَبُومُحَمَّدٍ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ وَ أَنَا عِنْدَهُ عَنِ الْخَبَرِ الَّذِی رُوِیَ عنْ آبَائِهِ «أَنَّ الْأَرْضَ لَاتَخْلُو مِنْ حُجَّهٍ لِلهِ عَلَی خَلْقِهِ إِلَی یَوْمِ الْقیَامَهِ وَ أَن منْ مَاتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِیتَهً جَاهِلِیَّهً» فَقَالَ: إِنَّ هَذَا حَقٌّ کمَا أَنَّ النَّهَارَ حَقٌ. فقِیلَ لَه: یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ فَمَنِ الْحُجَّهُ وَ الْإِمَامُ بَعْدَک؟ فَقَالَ: ابْنِی مُحَمَّدٌ هُوَ الْإِمَامُ وَ الْحُجَّهُ بَعْدِی منْ ماتَ وَ لَم یَعْرِفْهُ مَاتَ مِیتَهً جَاهِلِیَّهً أَمَا إِنَّ لَهُ غَیْبَهً یَحَارُ فِیهَا الْجَاهِلُونَ وَ یَهْلِک فِیهَا الْمُبْطِلُونَ وَ یکذِبُ فِیهَا الْوَقَّاتُونَ ثُمَّ یَخْرُجُ فَکأَنِّی أَنْظُرُ إِلَی الْأَعْلَامِ الْبِیضِ تَخْفِقُ فَوْقَ رَأْسِهِ بِنَجَفِ الْکوفهِ (صدوق، ۱۴۰۵ق: ۴۰۹، ح۹)؛

عثمان بن سعید عمری گوید: از امام عسکری(ع) درباره روایت اهل بیت سؤال شد که «زمین تا روز قیامت از حجت خداوند خالی نخواهد شد و هرکه بمیرد و امام زمان(عج) خود را نشناسد به مرگ جاهلی از دنیا رفته.» فرمود: روایت درستی است. پرسیدند: زاده پیامبر! امام پس از شما کیست؟ فرمود: فرزندم محمد امام و حجت پس از من است. هرکه بمیرد و او را نشناسد به مرگ جاهلی مرده. او را غیبتی است که نادانان را به حیرت می اندازد و هرزه کاران را نابود می سازد و دروغ وقت گذاران را روشن خواهد نمود. او قیام خواهد کرد و گویا پرچم های سفید را بالای سر او در نجف کوفه می بینم.

سند حدیث

محمد بن ابراهیم بن اسحاق؛ شیخ صدوق از این استاد خویش روایات فراوانی در کتب مختلف خود نقل کرده است. البته شیخ صدوق دو استاد به این نام دارد که یکی را با لقب «فارسی غرائمی» و دیگری را با لقب «طالقانی» معرفی می کند. از آن جا که شیخ صدوق فقط در دو جا از لقب «فارسی غرائمی» استفاده کرده و در موارد متعددی از لقب «طالقانی» یاد کرده، معلوم می شود که محمد بن ابراهیم بن اسحاق مطلق، همان طالقانی است که معروف به مکتب هم می باشد وگرنه صدوق، او را معرفی می کرد. در مجموع با توجه به فراوانی روایات صدوق از ایشان می توان حکم به وثاقت وی کرد.

ابوعلی بن همام؛ وی محمد بن همام اسکافی از بزرگان شیعه است که روایات فراوانی از او در دست است.

یک نکته

ظاهر کلام امام عسکری(ع) که می فرماید «ابنی محمد هو…» این است که فرزند ایشان، در آن زمان به دنیا آمده یا لااقل در حد حمل بوده است. چنان چه در اصول هم بحث شده است که عناوین، ظهور در فعلیت دارند و حمل آن بر مجاز و این که در آینده چنین عنوانی محقق خواهد شد نیاز به قرینه دارد که در این روایت، قرینه ای وجود ندارد. بلکه در برخی روایات می توان شواهدی برای تقویت این ظهور پیداکرد. در زندگی نامه امام رضا(ع) روایت شده است:

بعْضُ أَصحَابِنَا عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ مُعَاوِیَهَ بْنِ حُکیْمٍ عَنِ ابْنِ أَبِی نَصْرٍ: قَالَ لِیَ ابْنُ النَّجَاشِیِّ: منِ الْإِمامُ بعْدَ صَاحِبِک؟ فَأَشْتَهِی أَنْ تَسْأَلَهُ حَتَّی أَعْلَمَ. فَدَخَلْتُ عَلَی الرِّضَا فَأَخْبَرْتُهُ فَقَالَ لِی: الْإِمامُ ابنِی. ثمَّ قَالَ: هَلْ یَتَجَرَّأُ أَحَدٌ أَنْ یَقُولَ ابْنِی وَ لَیْسَ لَهُ وَلَدٌ (کلینی، ۱۳۶۳ ش، ج۱، ۳۲۰، ح۵)؛[۱۶]

از بزنطی نقل شده است: ابن نجاشی از من پرسید: امام پس از رفیقت [امام رضا] کیست؟ دوست دارم از او بپرسی تا من هم بدانم. بزنطی می گوید: پیش امام رضا(ع) رفتم و ماجرا را برایش بازگو کردم. حضرت فرمود: امام پس از من فرزندم خواهد بود. سپس افزود: کسی که فرزندی ندارد جرأت دارد بگوید «فرزندم»؟!

بنابراین و با توجه به کلام امام عسکری(ع) روشن می شود که این فرزند در فرض حمل بودن هم حتماً باقی خواهد ماند. بنابر آن چه گذشت، شکی در ولادت امام زمان(عج) باقی نمی ماند. اما نباید دور از نظر داشت که بر اساس روایات ذکر شده نمی توان تاریخ مشخصی را برای ولادت امام زمان(عج) بیان کرد.

روایات تصحیح نشده

هدف از ذکر این روایات که نمونه ای از روایات تصحیح نشده منابع است، روشن شدن این نکته می باشد که بسیاری از روایات مطرح در این بحث تاریخی، تنها مبتلی به ناشناخته بودن راوی هستند نه این که راوی آنها، از افراد جاعل حدیث و معروف به دروغ پردازی باشد. ناشناخته بودن راوی هم از نظر تاریخی، اشکال به حساب نمی آید چراکه قریب به اتفاق گزارش های تاریخی و نیز گزارش های تاریخ اسلام، از همین نوع است.

نکته دوم این که اشتراک مضمون برخی از روایات این دسته، با روایات صحیح السند، باعث خواهد شد تا ناشناختگی سند آنها از اثر بیافتد و آنها نیز از زمره روایات معتبر به شمار آیند.[۱۷]

روایت اول

حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ عَبْدِاللَّهِ الْوَرَّاقُ قالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عبْدِاللَّهِ قالَ حَدَّثَنِی مُوسَی بْنُ جَعْفَرِ بنِ وَهبٍ الْبَغْدَادِیُ أَنَّهُ خَرَجَ مِنْ أَبِی مُحَمَّدٍ تَوْقِیعٌ «زَعَمُوا أَنَّهُمْ یُرِیدُونَ قَتْلِی لِیَقْطَعُوا هَذَا النسْلَ وَ قدْ کذَّبَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ قَوْلَهُمْ وَ الْحمْدُلله» (صدوق، ۱۴۰۵ق: ۴۰۷، ح۳)؛

موسی بن جعفر بغدادی گوید: نامه ای از امام عسکری(ع) به دستم رسید که «[ستمکاران] گمان داشتند که مرا می کشند تا نسل پیامبر را از میان بردارند ولی خداوند گمان آنها را باطل کرد.»

سند حدیث

علی بن عبدالله الوراق؛ از اساتید شیخ صدوق است که صدوق درباره ایشان تعبیر «رضی الله عنه» به کاربرده و هیچ توثیق صریحی برایش وجود ندارد. در بسیاری از روایات هم صدوق از او در کنار اساتید دیگرش یاد می کند که در اکثر این موارد مقرون با علی بن محمد بن حسن قزوینی است.

سعدبن عبدالله بن ابی خلف اشعری؛ در زمان خویش، شیخ و بزرگ شیعیان به شمار می آمد و در جلالت شأن ایشان تردیدی نیست. (خوئی، ۱۴۱۳ق: ج۹، ۷۷)

موسی بن جعفر بن وهب بغدادی؛ از صاحبان کتاب است و نکته خاص دیگری درباره او نقل نشده است. شیخ طوسی ایشان را در شمار کسانی آورده که از امامان، روایتی نقل نکرده اند. موسی از رجال کامل الزیارات است و برخی از بزرگان از او روایاتی نقل کرده اند که می تواند در کنار صاحب کتاب بودنش باعث اطمینان به وثاقت وی شود. (خوئی، ۱۴۱۳ق: ج۲۰، ۳۷)

در مجموع، چنان چه مشاهده می شود این روایت، فاصله زیادی تا اعتبار و صحت ندارد و تنها به خاطر تردیدهایی که بنابر برخی مبانی وجود دارد در روایات این بخش ذکر شد. این روایت در برخی منابع دیگر هم آمده است[۱۸] که قرینه قطعی بر روایت شیخ صدوق است و ولادت حضرت را ثابت می کند.

روایت دوم

حدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ ماجِیلَوَیْهِ وَ محَمَّدُ بْنُ مُوسَی بْنِ الْمُتَوَکلِ وَ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی الْعَطَّارُ قَالُوا حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی الْعَطَّارُ قَالَ حَدَّثَنِی إِسْحَاقُ بْنُ رِیَاحٍ الْبَصْرِیُ عَنْ أَبی جَعْفَرٍ الْعمْرِیِّ: لَمَّا وُلِدَ السَّیِّدُ قَالَ أَبومُحَمَّدٍ: ابعَثُوا إِلَی أَبِی عَمْرٍو. فَبُعِثَ إِلَیْهِ فَصَارَ إِلَیْهِ فَقَالَ لَهُ: اشْتَرِ عَشَرَهَ آلَافِ رِطْلِ خُبْزٍ وَ عَشَرَهَ آلَافِ رِطْلِ لَحْمٍ وَ فَرِّقْهُ – أَحْسَبُهُ قَالَ – عَلَی بَنِی هَاشِمٍ وَ عُقَّ عَنْهُ بِکذَا وَ کذَا شَاهً (صدوق، ۱۴۰۵ق: ۴۳۰و۴۳۱، ح۶)؛

عمری گوید: وقتی امام زمان(عج) به دنیا آمد امام عسکری(ع) به دنبال من فرستاد و دستور داد مقداری نان و گوشت تهیه کنم و میان مردم و به گمانم گفت میان بنی هاشم تقسیم کنم و تعدادی گوسفند هم عقیقه نمایم.

سند حدیث

اسحاق بن ریاح (نوح، روح) بصری؛ هیچ نامی در رجال ندارد؛ گو این که از او تنها همین یک روایت در دست است. اختلاف در ضبط نام وی ناشناختگی اش را تقویت می نماید.

روایت سوم

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَی بنِ الْمتَوَکلِ قالَ حَدَّثَنِی عَبْدُاللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ الْحِمْیَرِیُّ قَالَ حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِیمَ الْکوفِیُ أَنَّ أَبَامُحَمَّدٍ بَعَثَ إِلَی بَعْضِ مَنْ سمَّاهُ لِی بشَاهٍ مَذْبُوحَهٍ وَ قَالَ: هَذِهِ مِنْ عَقِیقَهِ ابْنِی مُحَمَّدٍ (صدوق، ۱۴۰۵ ق: ۴۳۲، ح۱۰)؛

از محمدبن ابراهیم کوفی روایت شده است: امام عسکری(ع)، لاشه گوسفندی برای شخصی که نامش را برایم برد فرستاد و فرمود: این یکی از گوسفندهای عقیقه پسرم محمد است.

سند حدیث

محمدبن موسی بن المتوکل؛ ابن طاووس ادعای اجماع بر وثاقت او دارد. (ابن طاووس، بی تا: ۱۵۸) آیهالله خویی بر همین اساس تردید در وثاقت ایشان نمی کند. (خوئی، ۱۴۱۳ق: ج۱۸، ۲۹۹)

محمدبن ابراهیم الکوفی؛ وی مشکل این سند به شمار می آید؛ چراکه هیچ توثیقی ندارد. در کافی روایتی از محمد بن ابراهیم کوفی به چشم می خورد اما آن محمد بن ابراهیم با یک واسطه از امام صادق(ع) روایت می کند و قابل تطبیق بر این راوی نیست.

روایت چهارم

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ مَاجِیلَوَیْهِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ یحْیَی الْعطَّارُ قَالَ حَدَّثَنَا الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ النَّیْسَابُورِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ الْمُنْذِرِ عَنْ حَمْزَهَ بْنِ أَبِی الْفَتْحِ: جَاءَنِی یَوْماً فَقَالَ لِیَ: الْبِشَارَهُ، وُلِدَ الْبَارِحَهَ فِی الدَّارِ مَوْلُودٌ لِأَبِی مُحَمَّدٍ وَ أَمَرَ بِکتْمَانِهِ. قُلْتُ: وَ مَا اسْمُهُ؟ قَالَ: سمِّیَ بمُحَمَّدٍ وَ کنِّیَ بِجَعْفَر (صدوق، ۱۴۰۵ ق: ۴۳۲، ح۱۱)؛

راوی گوید: حمزه بن ابوالفتح پیش من آمد و بشارت ولادت امام زمان(عج) را داد و دستور داد آن را پوشیده دارم. پرسیدم: نامش چیست؟ گفت: نامش محمد است و کنیه اش ابوجعفر.

سند حدیث

حسن بن منذر و حمزه بن ابی الفتح هیچ توثیقی ندارند و غیر از این روایت هم روایت دیگری از آنها یافت نشد. البته حسن بن منذر دیگری هم در کتب رجالی یافت می شود که از اصحاب امام باقر و امام صادق(ع) به شمار آمده ولی قابل تطبیق بر راوی این حدیث نیست. حسین بن علی نیسابوری هم ناشناخته است. البته در کافی، نام شخصی بنام حسن بن علی نیسابوری در «باب فی تسمیه من رآه» ذکرشده که همین راوی است.

در متن این حدیث، کنیه امام زمان(عج) «ابوجعفر» گفته شده که می توان این مطلب را بر اساس رعایت تقیه برای حفظ جان حضرت دانست.

روایت پنجم

حَدَّثَنَا الْمُظَفَّرُ بنُ جعْفَرِ بنِ الْمُظَفَّرِ الْعَلَوِیُّ السَّمَرْقَنْدِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مسْعُودٍ الْعَیَّاشِیُّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَلِیِّ بْنِ کلْثُومٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَحْمَدَ الرَّازِیِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسحَاقَ بنِ سعْدٍ: سَمِعْتُ أَبَامُحَمَّدٍ الْحَسَنَ بْنَ عَلِیٍ الْعَسْکرِیَّ یَقُولُ : الْحَمْدُ لِلهِ الَّذِی لَمْ یخْرِجْنِی منَ الدُّنْیَا حَتَّی أَرَانِی الْخَلَفَ مِنْ بَعْدِی أَشْبَهَ النَّاسِ بِرَسُولِ اللَّهِ خَلْقاً وَ خُلْقاً یَحْفَظُهُ اللَّهُ تَبَارَک وَ تَعَالَی فی غیْبَتِهِ ثمَّ یُظْهِرُهُ فَیَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ قِسْطاً کمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً (صدوق، ۱۴۰۵ق: ۴۰۹، ح۷؛ خزاز قمی، ۱۴۰۱ق: ۲۵۹)؛

احمد ابن اسحاق بن سعد: از امام عسکری(ع) شنیدم که فرمود: شکر خدایی را که مرا از دنیا نبرد تا جانشینم را نشانم داد، کسی که در قیافه و اخلاق، شبیه ترین مردم به رسول الله(ص) است. خداوند متعال، نگهبان او در دوران غیبتش خواهد بود و سپس او را آشکار خواهد کرد و او نیز دنیا را همان گونه که پُر از ستم شده، آکنده از عدالت خواهد نمود.

سند حدیث

المظفر بن جعفر بن المظفر؛ از اساتید شیخ صدوق است که هیچ توثیقی درباره او ذکر نشده. صدوق نیز روایت فراوانی از او ندارد.

جعفر بن محمد بن مسعود؛ پدر ایشان از بزرگان شیعه است. جعفر تمامی کتاب های پدرش را روایت کرده و به تعبیر شیخ طوسی شخصی فاضل است. (طوسی، ۱۴۱۵ق: ۴۱۸)

محمد بن مسعود عیاشی؛ هرچند در ابتدا اهل تسنن بود ولی بعدها به یکی از بزرگان شیعه تبدیل شد.

احمد بن علی بن کلثوم؛ او را هرچند شیخ طوسی متهم به غلو می داند ولی مرحوم کشی با تعبیر «کان من القوم مأموناً علی الحدیث» معرفی می کند. در این که منظور از «من القوم» چیست، احتمالات متعددی داده شده ولی ظاهراً در بعضی نسخه های چاپ شده کشی به جای این جمله، تعبیر «من الفقهاء» ذکر شده است. در هر حال از نظر حدیثی، معتبر و قابل اعتماد است. (خوئی، ۱۴۱۳ق: ج۲، ۱۸۱)

علی بن احمد رازی؛ او هیچ نامی در رجال ندارد و جز یک حدیث دیگر در کمال الدین، روایت دیگری او یافت نشد.

روایات رؤیت امام زمان(عج)

روایات معتبر

روایت اول

مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِاللَّهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی جَمِیعاً عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ جعْفَرٍ الْحمْیَرِیِّ: اجْتَمَعْتُ أَنَا وَ الشَّیْخُ أَبُوعَمْرٍو رَحمَهُ اللَّه عِنْدَ أَحمَدَ بنِ إِسحَاقَ فَغَمَزَنِی أَحْمَدُ بْنُ إِسْحَاقَ أَنْ أَسأَلَهُ عنِ الْخَلَفِ فَقُلْتُ لَهُ: یَا أَبَاعَمْرٍو إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أَسْأَلَک عَنْ شَیْ ءٍ وَ ما أَنا بِشَاک فِیمَا أُرِیدُ أَنْ أَسْأَلَک عنْهُ فَإِنَّ اعْتِقَادِی وَ دِینِی أَن الْأَرْض لَاتَخْلُو مِنْ حُجَّهٍ إِلَّا إِذَا کانَ قبْلَ یوْمِ الْقِیَامَهِ بِأَرْبَعِینَ یَوْماً فَإِذَا کانَ ذَلِک رُفِعَتِ الْحُجَّهُ وَ أُغْلِقَ بَابُ التَّوْبَهِ فَلَمْ یَک ینْفَعُ نفْساً إِیمانُها لَمْ تَکنْ آمَنَتْ منْ قبْلُ أَوْ کسبَتْ فِی إِیمانِها خیْراً فأُولَئِک أَشْرَارٌ مِنْ خَلْقِ اللَّه عزَّوَجَلَّ وَ هُمُ الَّذِینَ تَقُومُ عَلَیْهِمُ الْقِیَامَهُ وَ لَکنِّی أَحْبَبْتُ أَنْ أَزْدَادَ یَقِیناً وَ إِنَّ إِبْرَاهِیمَ سَأَلَ رَبَّهُ عزَّوَجَلَّ أَن یُرِیَهُ کیْفَ یُحْیِی الْمَوْتَی «قالَ أَوَلَم تؤْمِنْ قالَ بلی وَ لکن لِیطْمَئِنَّ قَلْبِی» وَ قَدْ أَخْبَرَنِی أَبوعَلِیٍّ أَحْمَدُ بْنُ إِسْحَاقَ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ قَالَ سَأَلْتُهُ وَ قُلْتُ «مَنْ أُعَامِلُ أَوْ عَمَّنْ آخُذُ وَ قَوْلَ مَنْ أَقْبَلُ؟» فقَالَ لَه «الْعَمْرِیُّ ثِقَتِی فَمَا أَدَّی إِلَیْک عَنِّی فعَنِّی یؤَدِّی وَ ما قالَ لَک عنِّی فَعَنِّی یَقُولُ فاسْمَعْ لَه وَ أَطِعْ فَإِنَّهُ الثِّقَهُ الْمَأْمُونُ» وَ أَخْبَرَنِی أَبُوعَلِیٍّ أَنَّهُ سَأَلَ أَبَامُحَمَّدٍ عَنْ مِثْلِ ذَلِک فَقَالَ لَهُ «الْعَمْرِیُّ وَ ابْنُهُ ثقَتَانِ فمَا أَدَّیا إِلَیْک عَنِّی فَعَنِّی یُؤَدِّیَانِ وَ مَا قَالا لَک فعَنِّی یقُولَانِ فاسْمَعْ لَهمَا وَ أَطعْهُمَا فإِنَّهُمَا الثِّقَتَانِ الْمَأْمُونَانِ» فَهَذَا قَوْلُ إِمَامَیْنِ قَدْ مَضَیَا فِیک. فَخَرَّ أَبُوعَمْرٍو سَاجِداً وَ بَکی ثُمَّ قَالَ: سَلْ حَاجَتَک. فَقُلْتُ لَهُ: أَنْتَ رَأَیْتَ الْخَلَفَ مِنْ بَعْدِ أَبِی مُحَمَّدٍ؟ فَقَالَ: إِی وَاللَّهِ وَ رَقَبَتُهُ مثْلُ ذَا – وَ أَوْمَأَ بِیَدِهِ. فَقُلْتُ لَهُ: فَبَقِیَتْ وَاحِدَهٌ. فَقَالَ لِی: هَاتِ. قُلْتُ: فَالاسْمُ؟ قَالَ: مُحَرَّمٌ عَلَیْکمْ أَنْ تَسْأَلُوا عَنْ ذَلِک وَ لَاأَقُولُ هَذَا مِنْ عِنْدِی فَلَیْسَ لِی أَنْ أُحَلِّلَ وَ لَاأُحَرِّمَ وَ لَکنْ عَنْهُ فَإِنَّ الْأَمْرَ عِنْدَ السُّلْطَانِ أَن أَبامُحَمَّدٍ مَضَی وَ لَمْ یُخَلِّفْ وَلَداً وَ قَسَّمَ مِیرَاثَهُ وَ أَخَذَهُ مَنْ لَا حَقَّ لَهُ فِیهِ وَ هُوَ ذَا عِیَالُهُ یَجُولُونَ لَیْسَ أَحَدٌ یَجْسُرُ أَنْ یَتَعَرَّفَ إِلَیْهِمْ أَوْ یُنِیلَهُمْ شَیْئاً وَ إِذَا وَقَعَ الِاسْمُ وَقَعَ الطَّلَبُ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَمْسِکوا عنْ ذَلِک. قالَ الْکلَیْنِیُّ: وَ حَدَّثَنِی شَیْخٌ مِنْ أَصْحَابِنَا ذَهَبَ عَنِّی اسْمُهُ أَنَّ أَبَاعَمْرٍو سَأَلَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ مِثْلِ هَذَا فَأَجَابَ بِمِثْلِ هَذَا (کلینی، ۱۳۶۳ش: ج۱، ۳۳۰، ح۱؛ طوسی، ۱۴۱۱ق: ۲۴۳، ح۲۰۹)؛

از حمیری نقل شده است: من و نائب نخست امام زمان(عج) پیش احمد بن اسحاق بودیم. احمد بن اسحاق به من اشاره کرد تا از او درباره امام زمان(عج) جویا شو

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *