تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل مشروطه در آینه عبرت؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل مشروطه در آینه عبرت، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل مشروطه در آینه عبرت با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل مشروطه در آینه عبرت آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل مشروطه در آینه عبرت به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل مشروطه در آینه عبرت ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل مشروطه در آینه عبرت، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل مشروطه در آینه عبرت را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مشروطه در آینه عبرت :

مقدّمه

بی تردید، تاریخ هر قوم و ملّتی بیانگر هویّت ملّی و فرهنگی آن بوده و چون چراغی روشن فراروی رهپویان و پژوهشگران قرار داشته، آنان را در شناخت حوادث زمان و انتخاب راه صحیح کمک می کند. از این نظر، آگاهی و شناخت آن بر هر پوینده طریقت لازم و دانستن آن بر هر جوینده حقیقت ضروری است. روشن است که «تاریخ» یعنی سرگذشت پیشینیان و حوادث گذشته، و این می تواند گستره وسیعی به وسعت تاریخ بشریت را در برگیرد که شناخت آن بر همگان میسّر نیست؛ چه این که نه زمان چنین اجازه ای می دهد و نه ضرورت چنان اقتضایی دارد. از این رو، باید مقطعی از تاریخ را گزینش نموده، مورد بررسی قرار داد و مطمئنا قطعه آخر، که تاریخ معاصرش می نامند و شباهت بیش تری با زمان حال دارد، در اولویت قرار دارد.

حال که در آستانه یکصدمین سالگرد جنبش دینی و مردمی عدالت خواهی، که سرانجام به مشروطه خواهی و نهضت مشروطه منجر گردید، قرار داریم، بایسته و شایسته است که یک بار دیگر آن حادثه مهم تاریخ معاصر را، که نقطه عطفی در اندیشه سیاسی مردم ایران و دارای پیامدهای فراوانی بوده و از جهتی نیز شباهت زیادی با انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی قدس سره و پی روی مردم مسلمان دارد، مورد توجه و کاوش قرار دهیم. نبشتار حاضر سعی دارد آن جنبش را چونان آینه عبرتی فراروی خود و عبرت آموزان قرار دهد و این مهم را در لابه لای آثار به جامانده از آن دوران و نوشته نویسندگانی که خود در آن مقطع حاضر و ناظر و یا احیانا نقش آفرین بودند، جست وجو کند.

اهمیت عبرت آموزی در نگاه قرآن و عترت

واژه «عبرت» ریشه در «عَبْر» (= انتقال از حالی به حال دیگر) دارد. «عبور» نیز از همین ماده است و اگر به گذشتن «عبر» و رونده «عابر» می گویند، به این دلیل است که عابر از مکانی به مکان دیگرمی رود. به اشک چشم نیز «عبر» می گویند؛ چون اشک در مجرای خود عبور می کند و بر گونه می ریزد. به کلمات و الفاظ نوشته شده هم «عبارت» می گویند؛ به این دلیل که هنگام مطالعه از جلوی چشم عبور می کنند.(۱)

در لسان محاوره، «عبرت» در جایی مطرح است که انسان احوال گذشته و وقایع تاریخی را یاداوری کرده، از جلوی چشم خود می گذراند و در ذهن خود آن را تجزیه و تحلیل می کند تا بتواند پس از آگاهی، از آن ها پند گیرد. از فواید این عمل (یاداوری حوادث گذشته) آن است که در صورت تکرار آن، انسان از آن ها آگاه بوده، نقطه های قوّت و ضعف آن را می شناسد و با چشمانی باز از آن ها بهره می گیرد؛ عوامل شکست و یا پیروزی آن را در نظر می آورد و با سابقه ای که از آن ها به یاد آورد، با این عوامل روبه رو می گردد.

در قرآن کریم و روایات ائمّه معصوم علیهم السلام «اعتبار» و «عبرت آموزی» از اهمیت خاصی برخوردار است. قرآن تاریخ را آیینه ای می داند که در آن می توان تمامی حوادث زشت و زیبا را دید و از این حوادث الهام گرفت و سرنوشت آینده زندگی را با الهام از این آیینه گویا انتخاب کرد؛ چه این که خاصیت آینه آن است که تمام آنچه را در چهره مقابل خود می بیند، بدون هیچ تغییری و بدون هیچ غرضی به صاحب چهره می نمایاند و او را از آنچه در چهره اش نقش بسته است آگاه می کند. قرآن تاریخ را آینه تمام نمای زندگی بشر در گذشته می داند و به انسان های بصیر سفارش می کند که این آینه را در دست گیرند و از محتوای آن بهره جویند. بر همین اساس، آیات متعددی از قرآن، انسان ها را به «سیر در زمین» ترغیب و تشویق می کنند و پر واضح است که هدف قرآن در این ترغیب و تشویق، صرف جهان گردی و تفریح نیست؛ چون قرآن کتاب زندگی است و رسالتش پرورش روح انسان است بلکه هدف اصلی از امر به سیاحت، بررسی حوادث تاریخی و عبرت آموزی است. بدین روی، می فرماید: «سیروا فی الارض فانظروا کیف کان عاقبه المکذّبین» (انعام: ۲)؛ در زمین سیر کنید، آن گاه نهایت کار تکذیب کنندگان را بنگرید. تعبیر لطیف «نظاره» خود حکایت از نگاه همراه با تفکر دارد.

اساسا هدف قرآن از طرح حوادث تاریخی عبرت آموزی است، و گرنه چنانچه درصدد داستان سرایی بود، باید در تاریخ انبیا و قصص آن ها به زمان تولد و مرگ و همچون آن نیز اشاره می کرد، در حالی که در هیچ یک از قصص انبیا از مسائلی که در هدایت نقشی نداشته اند، سخنی به میان نیاورده است. و چون هدایت بشر و تکامل انسان مطمح نظر قرآن است، در مواردی حتی امر به عبرت آموزی نموده است؛ چنانچه در سوره «حشر» آیه ۲ می فرماید: «فاعتبروا یا اولی الابصار.»

«عبرت» در لسان عترت علیهم السلام نیز از اهمیت زیادی برخوردار است و در روایات نیز تأکید فراوانی بر عبرت آموزی از وقایع تاریخی و پندآموزی از حوادث گذشته شده، بر آشنایی و آگاهی از تاریخ نیز سفارش گردیده است. امیرالمؤمنین علی علیه السلام به فرزند بزرگوار خود می فرماید: «پسرم چنان با تاریخ پیشینیان آشنایم که گویی در میان آن ها زندگی کرده ام.»(۲) حضرتش در اهمیت عبرت آموزی می فرماید: «الاعتبار یثمر العصمه»(۳)؛ ثمره و میوه عبرت آموزی حفظ و مصونیت از لغزش هاست و نیز در این باره می فرماید: «مَن کَثُر اعتباره قلَّ عثاره»(۴)؛ هر که عبرت آموزشی اش بیش تر باشد، خطاها و لغزش هایش کم تر خواهد بود.

مولی الموّحدین علیه السلام در وصیتش به امام حسن علیه السلام می فرماید: «استدل علی مالم یکن بما قد کان فانّ الامور اشباه»(۵)؛ حوادث آینده را در پرتو حوادث گذشته بررسی کن؛ که حوادث شبیه هم هستند (تاریخ تکرار می شود.)

امام صادق علیه السلام عبرت آموزی را عبادت می داند: «کانَ اکثر عباده ابی ذرٍ التفکر و الاعتبار.»(۶) و رسول گرامی در اهمیت عبرت آموزی می فرماید: «غافل ترین مردم کسی است که از دگرگونی حوادث دنیا پند نیاموزد.»(۷)

عدالت خواهی؛ نقطه عزیمت

یکصد سال پیش، مردم از ظلم و فساد درباریانی همچون عین الدوله ها و علاء الدوله ها و حکّام جور در تهران و اصفهان به ستوه آمده بودند، درباریانی که فعّال مایشاء بودند، در عوض تقدیم اموال ستم دیدگان بی پناه، به حکومت ولایات می رسیدند و هر آنچه می خواستند بر سر مردم و رعایای بی پناه می آوردند و این بی نوایان حتی توان اظهار تظلّم نداشتند و اگر صدای مظلومی بلند می شد، ظالم با فرستادن هدایای فراوان مهر سکوت بر دهان درباریان و شاه می زد و شاه را سرگرم هوس رانی های خود می کرد؛ شاهی که حاضر به شنیدن سخنان پریشان کننده نبود.

امین الدوله در خاطرات خود، در این باره می نویسد: «ناصرالدین شاه در اوان حکومت، مردی لطیف و با روحی لطیف و متوجه به مسائل و دلسوز و حتی در هفته روزی را برای اظهار تظلّم عموم قرار داده بود. اما این لطافت و محبت طولی نکشید که آقا دیگر طاقت شنیدن هیچ سخن مکدّر را نداشته و همه باید سخنی را می گفتند که روح والا حضرت را مکدّر نکند.»(۸)

و این روند با بر مسند حکومت نشستن مظفّرالدین شاه ادامه پیدا کرد. وی که دایم بیمار بود، عنان حکومت را در دست عین الدوله قرار داد؛ دیکتاتوری که فعال مایشاء بود، تا این که فریاد علما و رهبران دینی برآمد و در اعتراض به وضع موجود، به صحن حضرت عبدالعظیم علیه السلام مهاجرت نموده، در آن جا به تحصّن نشستند. خالی شدن شهر از روحانیت درآن زمان امری نبود که بتوان به آسانی از آن گذشت؛ چه آن که بسیاری از امور دنیوی مردم نظیر معاملات نیز به دست علما انجام می گرفت. خروج آنان از شهر موجب اختلال در امور معنوی و مادی مردم گشت و موج نارضایتی و اعتراض را برانگیخت و روز به روز بر تعداد مهاجران به حرم حضرت عبدالعظیم علیه السلام افزوده شد و این حرکت، که از محرّم سال ۱۳۲۳ قمری آغاز گردید، در تاریخ معاصر به جنبش عدالت خواهی مشهور شد؛ چون یکی از خواسته های مهم علما، تأسیس «عدالت خانه» در تمام شهرهای ایران برای جلوگیری از ستمگری های حکّام و اجرای قوانین اسلام درباره مردم به طور یکسان بود.(۹)

نکات عبرت آموز جنبش عدالت خواهی

باری، حرکت علما با مهاجرت صغری و کبری، که پس از تحصّن در زاویه مقدّسه صورت گرفت و همراهی مردم، سرانجام در تاریخ ۱۴ جمادی الثانی سال ۱۳۲۴، فرمان تأسیس «مجلس منتخبان» توسط مظفّرالدین شاه صادر گردید و این به معنای پیروزی حرکت مردمی و دینی بود که به رهبری علما صورت گرفت. ولی آنچه در این رهگذر باعث عبرت آیندگان می گردد، نکاتی است که به اختصار مرور می شوند:

۱. «دشمن شناسی»

هر حرکت اصلاحی، خواه فردی یا اجتماعی، خالی از مخالفت و ممانعت داخلی و خارجی نبوده و نیست و این کنشگران یا قیام کنندگان هستند که باید دوست واقعی و دشمن اصلی را باز شناخته، دست همراهی با اوّلی و مقابله با دومی بدهند تا بتوانند به مقصد و هدف خود نایل آیند.

در نهضت عدالت خواهی، آنچه مایه عبرت آیندگان است این که عدالت خواهان به جای آن که به همراه علما در مهاجرت کبرایشان که به سوی عتبات متبرّکه در حرکت بودند، آن ها نیز در مساجد و مراکز فرهنگی و امام زاده های خود متحصّن شوند و با توکّل بر خدا به ستیز با استکبار و استعمار بپردازند، به دامن استعمار پناه آورده، در سفارت خانه دشمنی متحصّن شدند که هنوز ضرب شصت علما و مردم در قضیه حرمت تنباکو، او را عذاب می داد و در کمین نشسته بود که با دخالت در امور مهم کشور، زخم کهنه خود را التیام بخشد. از این رو، در جواب درخواست کمک مردم و برخی از رهبران مشروطه، درِ سفارت خانه را به روی مردم گشود تا بتواند با خیالی آسوده، در مرکز پرگار آن حرکت عظیم قرار گرفته، ریشه اش را در امور کشور محکم کند.

در حقیقت، عدم شناخت دشمن اصلی و ضعف در دشمن شناسی بود که عدالت خواهان به جای آن که جنبشی بر ضد استعمار، که ریشه و بنیان هر استبدادی است، به راه اندازند و انقلابی علیه استبداد نموده، هدف خود را سد کردن مجاری و عوامل استبداد قرار دهند، از استعمار در جهت رفع استبداد طلب یاری نمودند! و این استمداد، هم در عمل با تحصّن در حیاط سفارت خانه و هم با مکاتبات صورت گرفت؛ چنان که یکی از رهبران مشروطه طی نامه ای از سفارت انگلیس تمنّای کمک کرد و از عمّال استبداد به آن ها شکایت کرده، نوشت: «با در نظر گرفتن دوستی دیرینه فیمابین این جانب و نمایندگان سفارت انگلیس، چون این شخص (اتابک) می کوشد از هر فرصتی برای توهین و ریختن خون مسلمانان به منظور ایجاد اغتشاش و آشوب در مملکت استفاده کند،… متمنّی است با در نظر گرفتن دوستی فیمابین، از بذل مساعی خود برای پایان دادن به این ستمگری ها و تعدیّات خودداری نفرماید.»(۱۰)

پس از به دست آوردن مشروطه نیز اظهار می دارد که «همراهی دولت انگلیس را هم با ملت، همه می دانند که تا چه اندازه همراهی کرد. در حقیقت، ما این مجلس محترم را از مساعدت و همراهی دولت انگلیس داریم.»(۱۱)

البته جریانات و تفکراتی در میان علما و مردم بودند که از استعمار انگلیس و عوامل آن غافل نبودند، اما این تفکر در سطح ملّی در اولویت نبود. نجفی در این باره می نویسد: «البته بودند جریانات و تفکراتی که روی مسأله در کمین نشستن استعمار و یا ریشه ها و شاخه های آن در ایران توجه و دقت می کردند، اما واقعیت این است که این مسأله مهم هیچ گاه در سطح ملّی در اولویت دستور کار مجاهدان و مدافعان انقلاب مشروطیت قرار نگرفت.»(۱۲)

و این ضعف در دشمن شناسی و فراموش کردن خطر استعمار و عدم شناخت دشمن اصلی و دست حاجت به سوی انگلستان سیلی خورده دراز کردن، هزینه سنگینی برای ملت و مملکت ما داشت و کم ترین آن بر سر دار رفتن آیه الله شیخ فضل الله و ترور سیدعبدالله بهبهانی و سلطه سکولارها بود.

محقق مذکور به دو مورد از پیامدهای فراموش کردن خطر استعمار انگلیس اشاره کرده، می نویسد:

«نخست، تهاجم فرهنگی غرب بعد از مشروطه در شعارهای انحرافی و یا تفسیرهای غیر دینی، الفاظ مشترک مشروطه را از محتوای دینی و بالندگی و قداست ساقط کرد و واژه های آزادی، عدالت، برابری و… را ابتدا در مفاهیم لیبرال و گاه اومانیستی مطرح کرد و این به منزله غربی شدن فرهنگ انقلاب مشروطه بود. البته با تهی شدن الفاظ مشترک مزبور از بار اسلامی و تفسیر و قرائت غربی آن، فرهنگ انقلاب مشروطه به بزرگ ترین دشمن و عامل بدبختی ایران یعنی استعمار غرب نه به چشم عامل درد و بیماری، که به چشم دوا و شفا نگریست.

دوم، با در نظر نگرفتن غرب و استعمار آن، استبداد و ماهیت استبداد ایران هم درست شناخته نشد و نتیجه این سهل انگاری، سیطره استبداد و نظام شاهنشاهی پهلوی بود؛ سلسله ای که علاوه بر مستبد بودن، به مراتب خشن تر و پیچیده تر از قاجار بود و از نظر وابستگی به خارج و دخالت در کشور، گوی سبقت را در طول تاریخ ایران از همه ربود و ابعادی از حضور بیگانه را در ایران فتح باب کرد که هیچ گاه تصور آن نمی رفت.»(۱۳)

آنچه ملت شریف ایران و آنانی که در رأس امور هستند باید از آن واقعه تاریخی عبرت گیرند آن است که هیچ گاه استعمار زمان یعنی غرب و بخصوص امریکا را فراموش نکنند و بدانند که او نیز همانند انگلیس، هنوز از سیلی امام راحل قدس سره و مردم ایران در جریان انقلاب و تسخیر لانه جاسوسی و شکستن ابهّت او در منطقه و دنیا، داغدار و در کمین است تا بتواند آن زخم کهنه را آلام بخشد و با هوشیاری خود، زمزمه های نامیمون داخلی را در طرح دوستی دو مجلس و امثال آن، که روزنه ای برای ورود همه جانبه است، نادیده نگرفته و فعالیت های داخلی و خارجی را در جهت پاک کردن حافظه ملت از دشمنی های مستمر امریکا، وجهه همت قرار داده است. باید کلام شریف امام را، که امریکا را شیطان بزرگ دانستند، فراروی خور داشته، کماکان همراه سکّاندار کشتی انقلاب و رهبر آگاه و هوشیار باشند تا بار دیگر سرنوشت مشروطه تکرار نشود.

۲. انحراف در هدف

بدون تردید، آنچه بیش از هر چیزی دغدغه علما و مردم بوده، موجب جنبش عمومی گردید، بیدادگری دستگاه حاکم و بی توجهی و تجاوز به حقوق دینی و اجتماعی از سوی سلاطین قجری بود، و همه نویسندگانی که درباره نهضت عدالت خواهی (مشروطه) قلم زدند، ماجرای توهین مسیونوز بلژیکی نسبت به دین و روحانیت را یکی از وقایع و مقدّمات نهضت مذکور برشمردند، تا جایی که مورّخان و رجال سکولار نیز نتوانستند آن را کتمان کنند. احتشام السلطنه، که دومین رئیس مجلس مشروطه اول است، در خاطراتش می نویسد: «ماجرای مجلس نشینی بال ماسکه و شرکت مسیونوز بلژیکی، مدیر گمرکات، با لباس روحانیت در آن مجلس [رقص و می گساری [بر سر زبان ها بود و عکس هایی که آن شب برداشته بودند، تکثیر شده و دست به دست می گشت و محافل روحانی طهران را به شدت خشمگین و عصبانی ساخته بود. مردم و روحانیون عمل مسیونوز را توهین به اسلام و شریعت مطهّر می دانستند و به شدت انتقاد می کردند. این شکایت ها به مجالس عمومی راه یافت و…»(۱۴)

بیدادگری و ظلم به مردم و بی عدالتی دستگاه حاکم علما و رهبران دینی را بر آن داشت که در جهت اصلاح امور دین و دنیای مردم، حرکت کرده، خواستار عدالت خانه ای شوند تا مظلومانی همچون سید هاشم بازرگان بتوانند حق خود را بستانند. از این رو، یکی از خواسته های اصلی علمای متحصّن در حرم حضرت عبدالعظیم علیه السلام ، ایجاد عدالت خانه بود و جنبش مردمی نیز «جنبش عدالت خواهی» نام گرفت. مهدی انصاری درباره علت درخواست علما می نویسد: «اساسا عدالت خانه بدان جهت از طرف روحانیون متحصّن انتخاب گردید که در واقع با مشکل مردم یعنی عدالت اجتماعی سازگارتر بود.»(۱۵)

اما این هدف و خواسته دینی قیام کنندگان بر روشن فکران وابسته و مواجب بگیران و عاملان استعمار، که سودای مشروطیت غربی را در سر می پروراندند، گران آمده بود و منتظر فرصتی بودند تا بتوانند نقشه خود را عملی سازند. از این رو، آن هنگام که علما و رهبران دینی نهضت عدالت خواهی با مهاجرت به قم دومین تحصّن بزرگ خود را در کنار حرم اهل بیت علیهم السلام تشکیل دادند، جمع کثیری از مردم به سوی سفارت خانه انگلیس هدایت شدند و در این هنگام بود که شب پره گان صحنه را خالی از بزرگان دین دیدند و افکار عمومی و ساده مردم را از هدف مقدّسی که در پیش گرفته بودند، منحرف ساختند و در آن جا بود که ناگهان رنگ قیام دینی مردم تغییر کرد.

اسماعیل رائین در این باره می نویسد: «تحصّن در سفارت و حمایت علنی انگلیسی ها در تهران و لندن از انقلابیون چهره شورش و انقلاب را تغییر داد.»(۱۶)

و این به دلیل اجرای نقشه استعماری انگلیس توسط منوّرالفکرانی همچون تقی زاده و سخنرانی های ژارژ دافر و عوامل داخلی آن ها در سفارت بود، و اجرای این نقشه چنان مؤثر افتاد که مردمی که برای عودت علمای مهاجر به قم، دست یاری به سوی سفارت دراز کردند، نه تنها خواستار برگشت آن ها نشدند، که آن ها را مفید به حال مظلومیت عموم ندانسته، حاضر به استقبال از آن ها نگردیدند.

وکیل الدوله که خود از شاهدان و متحصّنان در سفارت انگلیس بود، در این باره می گوید: «ژارژ دافر هر روز برای متحصّنین سخنرانی نموده و مردم را امیدواری می دهد؛ دو روز قبل گفته است: هرگاه علما از قم بیایند، شماها به استقبال خواهید رفت؟ گفته اند: خیر. گفته است: هرگاه به سفارت بیایند و دست و صورت شماها را ببوسند و خواهش نمایند بیرون خواهید رفت؟ گفته اند: خیر. باز گفته است: هرگاه در سفارت بیایند و از شما خواهش نمایند که بیرون بیایید، خواهید رفت؟ گفته اند: خیر. [آن گاه] اعلان داشته است: شما الآن تحت حمایت دولت انگلیس هستید و از احدی ترس و واهمه نداشته باشید. توپ های دولت انگلیس مستعد است و حاضر، که سرازیر خواهد شد.»(۱۷)

در این زمان بود که حسینقلی خان نوّاب و میرزا یحیی خان، منشی های سفارت، را به میان متحصّنان فرستادند تا نقشه اصلی خود را، که همانا انحراف در هدف قیام کنندگان و تغییر ماهیت انقلاب از عدالت خواهی به مشروطیت غربی بود، عملی کنند. عبدالله بهرامی در خاطرات خود می نویسد: «حسینقلی خان نوّاب و میرزا یحیی، منشیان سفارت، در ملاقات با متحصّنین گفتند: بهتر آن است که مقصود را بالا ببرید و اهمیت بدهید. متحصّنین گفتند: ما عدالت خانه می خواهیم. نوّاب گفت: نه، این خوب نیست، بگویید ما مشروطه می خواهیم.»(۱۸) اما این خواسته اولیه و اصلی متحصّنین پس از نشستن بر سر سفره استعمار و گوش دادن به سخنرانی های عاملان استعمار، رنگ باخت و از دیگ استعمار، مشروطیت سر درآورد و پس از چندی، آن گاه که کاردار انگلیس از متحصّنان پرسید: «مقصود شما چیست تا با شاه صحبت شود، گویا آقایان (روحانیون) را می خواهید بر گردانید؟» گفته اند: «خیر، به آن قناعت نداریم. گفت: شاید عزل عین الدوله را هم می خواهید؟ گفتند: این هر دو به حال مظلومیت عموم چه فایده ای دارد؛ ما مشروطه می خواهیم. او پرسید: مشروطه چیست؟ در پاسخ نتوانستند مقصود را برسانند. خود کاردار توضیح داد و مردم گفتند: ما همین را خواستاریم.»(۱۹)

ضیاءالدین دری، از شاهدان عینی ماجرا، نیز می گوید: «سخن از “مشروطه” در میان نبود و این کلمه را کسی نمی دانست و لفظ “مشروطه” را اعضای سفارت به مردم تعلیم دادند.»(۲۰)

حیدرخان عمواوغلی نیز در خاطراتش می نویسد: «متحصّنین سفارت مطلقا اطلاعی از وضع مشروطیت نداشته، ترتیب آن مسبوق نبود. فلهذا، هیأتی از عالمان مملکت همیشه دستورالعمل های باطنی خودشان را به آن ها تلقین می نمودند که من هم جزو آن هیأت مشغول کار بودم.»(۲۱) این عمو اوغلی همان کسی است که پس از استقرار مشروطیت غربی، سید عبدالله بهبهانی را ترور کرد.

البته برخی از رهبران دینی مشروطه نیز در ابتدای امر، به گمان آن که مبنای دین اسلام بر عدالت و مشاورت و اصول دین بر مشروطیت است،(۲۲) و مشروطیت را حکومت کردن بر طبق شریعت اسلام و عدالت و مساوات می دانستند،(۲۳) با منوّرالفکران هم صدا شده، دم از مشروطیت می زدند. اما مشروطیتی که به تعبیر برخی از رهبران آگاه، از دیگ سفارت انگلیس درآمد، غیر از آن بود که در شریعت مطرح است؛ چون منوّرالفکران در اندیشه سلطنت مشروطه بودند؛ همان که در غرب بوده نه آن که در دین مطرح است. از این رو، برای تغییر عنوان «مجلس شورای اسلامی»، که در فرمان مظفرالدین شاه بود، در سفارت انگلیس به بست نشستند و سرانجام، در تاریخ ۱۸ جمادی الثانی ۱۳۲۴ یعنی پس از چهار روز فرمان سابق تصحیح گشت و جمله «مجلس شورای ملّی» به جای «مجلس شورای اسلامی» ثبت گردید.(۲۴)

شیخ فضل الله نوری و هوادارانش پی بردند که در سفارت، برای تربیت فکری متحصّنان تلاش های فراوانی انجام گرفته است تا از اجرای قوانین شرع و دخالت روحانیان ممانعت به عمل آید و سیاست واقعی مشروطه، «کنستیتوسیون»، به مرحله اجرا گذارده شود. بدین روی، در مقابل «مشروطه»، «مشروطه مشروعه» را مطرح نمود و وضع قانون در برابر مقررات اسلام را جایز ندانست و تنها آن را در یک صورت صحیح شمرد: که قانون مملکت مطابق مقررات شریعت باشد.(۲۵)

اما تلاش شیخ فضل الله و ایستادگی تفکر دینی در مقابل تفکرات سکولارهایی همچون تقی زاده به جایی نرسید و سرانجام، تفکر سکولاریستی سر شیخ شهید را بر دار نامردمی کشید و سید عبدالله بهبهانی را در مقابل دیدگان نزدیکانش به گلوله کینه بست و زبان سیدمحمّد طباطبایی را در کامش حبس کرد و میدان عمل در دست استعمار و عمّالش قرار گرفت و در نهایت، دستار حکومت به دست مستبدی همچون رضاخان داده شد که به گواهی تاریخ، هیچ یک از سلاطین قاجار به مثل او نکرده بودند.

به هر تقدیر، نسخه ای که در سفارت انگلستان در ایران، پیچیده شد و توسط عوامل داخلی استعمار اجرا گردید، جنبش دینی و مردمی را به کج راهه رهنمون کرد و پیامدهای منفی فراوانی به همراه داشت که برخی از آن ها عبارتند از:

الف. کنار گذاشتن اندیشه دینی و حذف رهبران دینی؛

ب. استحاله محیط فرهنگی و ترویج تفکر غربی و سکولاریستی؛

ج. ناامیدی و سرخوردگی متدیّنان و کناره گیری از سیاست؛

د. واپسگرایی اجتماعی و سیاسی و وابستگی اقتصادی؛

ه. وابستگی مطلق به غرب و غرب زدگی همه جانبه.

عبرتی که می توان گرفت این است که سر بر آشیان استعمار سپردن، خواه انگلستان آن روز و یا غرب و امریکای امروز، و دست تمنّا به سوی آن ها دراز نمودن جز کج راهی و انحراف، رهاورد دیگری ندارد. و این حقیقت آن گاه بیش تر نمایان می شود که بدانیم انگلستان که می خواست به یاری انقلابیان بیاید و در خانه اش را به روی آن ها گشود، عاقبت آن چنان گریبان مشروطه را گرفت. حال که استعمار و بخصوص امریکا، آشکارا به دشمنی با مردم و انقلاب آنان مشغول است و علنا بودجه برای براندازی انقلاب تصویب می کند، چشم طمع دوختن به او و سودای همکاری او در سرداشتن، چه ارمغانی خواهد آورد و چه عاقبتی خواهد داشت؟ عاقلان دانند.

مطمئنا آنچه می تواند سد آهنین در مقابل مطامع و رؤیاهای استعمار و حفاظت از دستاوردهای انقلاب اسلامی باشد، «ولایت مطلقه فقیه» است و تا زمانی که بدان آسیبی نرسد، انقلاب و اهداف آن محفوظ خواهد ماند، و به همین دلیل است که نوک پیکان حملات به سوی این عمود خیمه انقلاب نشانه رفته است.

۳. نفوذ نااهلان در مجلس

مهم ترین دستاورد نهضت عدالت خواهی، تشکیل مجلس قانون گذاری بود که اول بار به صورت رسمی، در ایران تشکیل گردید و بارقه امیدی در دل رهبران دینی و مردم ستم کشیده پدید آورد؛ چه آن که انتظار داشتند در این مجلس، قوانینی برابر شریعت اسلامی و الهی تدوین گردند تا در پرتو آن ها طعم شیرین امنیت اجتماعی و سیاسی را چشیده، در پناه قوانین اسلامی زندگی آرام و بی تکلّفی تجربه کنند.

اما این امید با ورود افرادی همچون تقی زاده، که سودای از سرتا پا غربی شدن را در سر داشت و در راه پیاده کردن نقشه استعمار سعی تمام نمود، کم رنگ گشته و آن گاه که دیدند منوّرالفکران در مقابل مذهبی های مجلس، که هوادار قوانین آسمانی بودند و می گفتند: بیایید فکرتان را منحصر به اجرای قانون اسلام کنید، ایستادند و به مقابله با آن ها پرداختند، سرانجام این اختلاف به موفقیت جناح مقابل مذهبی ها ختم گردید و پیش نویس طرح تنظیم قانون توسط حسن پیرنیا و برادرش حسین پیرنیا، مؤتمن الملک، فرزندان میرزا نصرالله خان نائینی و نیز همیاری سعدالدوله که چند کتاب قانون از مجلس انگلیس و یک نسخه از قانون اساسی بلژیک را از منشی بلژیک به دست آورده و در اختیار هیأت مزبور قرار داده بود آن ها مشغول تدوین قانون شدند.(۲۶) جناح مذهبی در این هنگام، از مجلس قطع امید کردند؛ چرا که مشروطه ای که از دیگ سفارت انگلیس درآید و قانون مجلسی که از اروپا نسخه بگیرد، مسلما نمی تواند خواسته های مسلمانان ستم دیده و قشر محروم جامعه را برآورده سازد؛ زیرا قانون اساسی بلژیک و فرانسه و کشورهای حوزه بالکان اگر می توانستند عدالت و امنیت را برای ملت خود به ارمغان می آوردند، آن همه بدبختی در آن دیار وجود نداشت، و اگر افرادی همچون تقی زاده و حاج امین الضرب قانون این کشورها را سرمشق قرار می دهند،(۲۷) معلوم است که چه پیامدهایی را باید انتظار داشت.

سؤال اساسی این است: چه اتفاقی افتاد که مجلسی که دستاورد تلاش مردم مسلمان به رهبری علمای دینی بود، قانونی تصویب کرد که ریشه در قوانین کشورهای غربی داشت؟

پاسخ این پرسش را باید در ترکیب نمایندگان و نااهلانی که وارد مجلس شده بودند، جست وجو کرد.

سرّش این است که مجلسی که با تلاش علما و رزمندگانی همچون ستارخان که می گوید: «من حکم علمای نجف را اجرا می کنم»(۲۸) به دست آمد، به هنگام انتخابات، افرادی همچون تقی زاده، که به هنگام مبارزه سردارانی همچون ستارخان، سردر آستان سفارت بریتانیای کبیر می سایید و به هنگام شدت درگیری در تبریز، به مدرسه امریکاییان که محل امن افرادی همچون او بود پناه می برد، به مجلس راه یافتند.(۲۹) و یا کسانی همچون احتشام السلطنه که به هنگام مبارزه نفس گیر مردم، در آلمان با امنیت خاطر نظاره گر اوضاع و تلاش علما بود و هیچ اعتقادی به دخالت دین و روحانیت در

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *