تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل مشروعیت حکومت از دیدگاه فردوسی۱/ (کسب قدرت شاهان ایران باستان به روایت شاهنامه) – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل مشروعیت حکومت از دیدگاه فردوسی۱/ (کسب قدرت شاهان ایران باستان به روایت شاهنامه) شامل 120 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل مشروعیت حکومت از دیدگاه فردوسی۱/ (کسب قدرت شاهان ایران باستان به روایت شاهنامه) گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل مشروعیت حکومت از دیدگاه فردوسی۱/ (کسب قدرت شاهان ایران باستان به روایت شاهنامه) با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل مشروعیت حکومت از دیدگاه فردوسی۱/ (کسب قدرت شاهان ایران باستان به روایت شاهنامه) از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل مشروعیت حکومت از دیدگاه فردوسی۱/ (کسب قدرت شاهان ایران باستان به روایت شاهنامه) با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل مشروعیت حکومت از دیدگاه فردوسی۱/ (کسب قدرت شاهان ایران باستان به روایت شاهنامه) را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مشروعیت حکومت از دیدگاه فردوسی۱/ (کسب قدرت شاهان ایران باستان به روایت شاهنامه) :

چکیده

بر پایه روایات شاهنامه می توان ساختار انواع حکومتهای باستانی و چگونگی مشروعیّت آنها را دریافت. فردوسی، روایات مربوط به ساختارهای کلّی حکومتهای پادشاهی پیش از اسلام و معیارهای مشروعیّت آنها را در پنجاه روایت شاهنامه به صورت پراکنده آورده است. اهمّ این مطالب، اغلب در ابتدای هر روایت (جایی که موضوع کسب قدرت یک پادشاه در میان است) و نیز در بطن داستانهای متعدّدی که به لحاظ سیاسی حائز اهمیت اند، نقل شده است. در این گفتار، نخست موضوع تطوّر جوامع بشری و حکومتهای پادشاهی بر پایه روایات «اساطیری»، «نیمه اساطیری»، «نیمه تاریخی» و «تاریخی» شاهنامه بررسی شده و در ادامه، انواع حکومت مشخّص گردیده و معیارهای مشروعیّت آن، هم به روایت شاهنامه و هم از دیدگاه خود فردوسی، مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است.

کلید واژه: شاهنامه، فردوسی، حکومت های پادشاهی پیش از اسلام، مشروعیّت حکومتهای پادشاهی، ساختار جوامع و حکومت های قبل از اسلام.

در آغاز این سؤال مطرح می شود که آیا فردوسی در روایات باستانی که به دست آورده و در شاهنامه به نظم کشیده است، با یک تئوری موجود درباره «حکومت» یا «پادشاهی» در ایران پیش از اسلام روبرو بوده یا خود در شاهنامه یک چنین نظریه ای را ارائه داده است؟ پاسخ به این پرسش هم منفی و هم مثبت است: منفی از این جهت که ما در هیچ بخشی از شاهنامه، نه در روایاتی که در آن منعکس شده و نه در ابیاتی که حاوی نظرات شخصی فردوسی است، مطلبی با این عنوان یا متن مستقلی برای این موضوع نمی یابیم؛ و مثبت به این دلیل که فردوسی ضمن نقل داستان ها، آن بخش هایی را که از یک طرف، مبیّن ساختار حکومت های ایرانی (و حتی غیر ایرانی) قبل از اسلام است و از طرف دیگر، مربوط به ضوابط مشروعیّت هر یک از آنهاست، از دیدگاه خود نیز مورد ارزیابی قرار داده است. فردوسی در داوری نمونه های حکومتی، همواره به کارکرد آنها نظر داشته و بسان یک معلّم، پنجاه شاه را به آزمون تاریخ کشانده و عملکرد آنان را در طیفی از «بسیار خوب» تا «بسیار بد» ارزیابی کرده است. بنابراین می توان بر پایه روایات شاهنامه ساختار انواع حکومتهای باستانی و چگونگی مشروعیّت آنها را دریافت و نیز از نظر خود فردوسی در شاهنامه آگاه شد. در شاهنامه نمونه های دیگری نیز وجود دارد که با مقایسه آنها تشخیص وجوهِ تمایز «شاهِ با داد و دهش» از «شاهِ بیدادگر» میسّر می گردد. همه این موارد، نشانگر این است که در ذهن فردوسی تصوّری روشن و جامع از یک حکومت ایده آل و ضوابط مشروعیّت آن وجود داشته که بر پایه آن به ارزیابی انواع حکومتهای باستانی پرداخته است.

فردوسی، روایاتی را که در مورد ساختارهای کلّی حکومت های پادشاهی پیش از اسلام و معیارهای مشروعیّت آنها جمع آوری کرده بوده، در پنجاه کتاب شاهنامه به صورت پراکنده آورده است. اهمِّ این مطالب اغلب در ابتدای هر کتاب، جایی که موضوع کسب قدرت یک پادشاه در میان است (مثلاً در مراسم بر تخت نشستن و تاج گذاری) و نیز در بطن داستانهای متعددی که به لحاظ سیاسی حائز اهمیّت اند، نقل شده است. در این زمینه، بیشترین اطلاعات در سیزده کتاب اوّل دیده می شود که به بخش «اساطیری» تعلّق دارد. این اطلاعات در این بخش و در کتابهای بعدی مربوط است به:

الف) ساختارهای جوامع اولیّه و انواع حکومتهای پیش از اسلام

ب) مشروعیّت هریک از آنان.

به همین سبب، اکثر شواهد را از بخش «اساطیری» (کتاب ۱ تا ۱۳) و در مواردی که به روشن شدن مطلب کمک می کند، شواهدی نیز از سی و هفت کتاب باقی مانده انتخاب کرده ام که با عناوین «نیمه تاریخی» (کتاب ۱۴ تا ۱۹) و «تاریخی» (کتاب ۲۰ تا ۵۰) ذکر می گردد.۲

در این پژوهش، ابتدا موضوع تطور (evolution) جوامع بشری و حکومت های پادشاهی بر پایه روایات «نیمه اساطیری»، «اساطیری»، «نیمه تاریخی» و «تاریخی» شاهنامه بررسی شده و پس از بحث کوتاهی درباره ساختار جوامع اوّلیه و نقش سیاسی «اقشار» آن، به ویژه قشر «بزرگان و آزادگان» در جوامع و حکومت های پیش از اسلام، انواع یا typology حکومت مشخّص گشته و معیارهای مشروعیّت آن، هم به روایت شاهنامه و هم از دیدگاهِ خود فردوسی، تشریح می شود. اینها موضوعاتی هستند که تاکنون در تحقیقات «شاهنامهشناسی» مشخّصا و یا اختصاصا مورد پژوهش قرار نگرفته اند.۳ امیدوارم با طرح این موضوع، راه بحث و مطالعه بیشتری در این زمینه باز شود.

الف) ساختار جوامع و حکومت های قبل از اسلام

تطوّر جهان و جوامع بشری

۱. یکی از مظاهر جالب در شاهنامه این است که فردوسی در بخش «اساطیری» صور کلّی حکومت های پادشاهی، مشروعیّت هر یک از آنان و همچنین ساختار جامعه مربوطه را بر پایه «هنجارهای همیشه ثابت» (نُرماتیو) نشان نمی دهد، بلکه از دیدگاه «تطور تاریخی» (evolution) به آنها می نگرد. وی روایات ایرانی مربوط به دوران های پیش از اسلام را که در قرن چهارم هجری هنوز به صورت پراکنده، اینجا و آنجا در دسترس داشته است، به صورتی در شاهنامه مرتب کرده و ارائه داده است که اتّفاقات با تطوّری رو به رشد از دوره «اساطیری» ما قبل تاریخ (کتابهای ۱ تا ۱۳) شروع شده، از دوران «نیمه تاریخی» (کتابهای ۱۴ تا ۱۹) گذشته و سرانجام به دوره «تاریخی» ختم می گردند (کتابهای ۲۰ تا ۵۰). این ویژگی به خصوص در زمینه مراحل تکوینی و تطوّری جوامع انسانی و حکومت های پادشاهی به چشم می خورد که در بخش اساطیری شامل اَشکال اوّلیه زندگی انسان در عصر حجر (کتاب های ۱ و ۲) و رشد آن در عصر فلز (کتاب های ۲ تا ۴) و تحوّل جوامع روستایی به شهری و کشوری، و نیز تطوّر حکومت های ایالتی به ملّی و نهایتا به چند ملّیّتی است (از کتاب ۶ به بعد).

۲. جهان اساطیری که محدوده حکومت کیومرث است، ابتدا فقط از «خوبی مطلق» تشکیل شده و در آن سخنی از یک سرزمین یا یک ملّت خاص در میان نیست و از اقشار و طبقات مختلف یک جامعه نیز مطلبی بیان نمی شود، بلکه به طور کلّی موضوع جامعه انسانی و حکومت جهان مطرح است.۴ امّا این جهان خوب به زودی به دو جناح «خوب» و «بد» تقسیم می گردد: جهان خوب، تحت رهبری کیومرث قرار دارد و یزدان از طریق سروش او را در اجرای حکومتش هدایت می کند. دنیای بد، تحت فرمان اهریمن فریبکار است («ریمن اهرمنا») که به یاری «دیوبچگان» و دستیارانش حکومت مطلقه کیومرث را مورد مؤاخذه قرار می دهد. بدین ترتیب در همان نخستین کتاب شاهنامه ساختار دوگانه جهان ترسیم می گردد، ساختاری که ریشه آن در ایدئولوژی پادشاهی هخامنشیان است؛ به عبارت دیگر، به جهان بینی و آیین پادشاهی کیهان شمول ایران باستان.۵ این امر در مورد پادشاهی هوشنگ و تهمورث نیز صدق می کند (کتاب های ۲ و ۳)، با این تفاوت که تهمورث به نیروی افسون، «اهریمن» و دیوان تحت فرمان او را به بند می کشد و از نیروی آنان به نفع جهان خوب، استفاده می کند.

۳. پس از تهمورث و در مراحل بعدیِ تکوین جامعه انسانی، به ویژه از زمان جم به بعد (کتاب ۴)، خوبی و بدی در دست انسان نهاده شده است. نبرد «خوبی» علیه «بدی» (یا نبرد ایزد علیه اهریمن) در باطن انسان و در طبیعتی که گویی انسانی شده، رخ می دهد. ساختار جامعه هم که ناشی از ساختار دوگانه جهان است، به تدریج در کتاب چهارم به شکل نهایی اساطیری خود نزدیک می گردد، یعنی به صورت یک نظام اجتماعی با ساختار اقشاری که برای اوّلین بار توسّط جم سازماندهی می شود، نمایان می گردد. این نظام و ساختار اجتماعی به تدریج توسعه می یابد (نک: الف ۲).

۱. حکومت جهانی و مشروعیّت آن

۱.۱. فریدون، جهان را میان بین سه پسرش به سه بخش تقسیم می کند و ایرج را «ایران خدای» و سلم را «شاه روم و خاور» یا «خاور خدای» و تور را «سالار ترکان و چین» یا «شاه چین» و به اختصار «توران شاه» می خواند (۶، ۲۹۵ تا ۳۰۲). همزمان با دگرگونی های اجتماعی در دوره جم و ضحّاک و از زمان فریدون به بعد است که انواع حکومت های مطلقه جدید سر برمی آورند. حدود کشور ایران که از ملیّتهای مختلف تشکیل شده، در زمان فریدون رسما معیّن می گردد و ما با هفت کشور با ملیّتهای مختلف روبرو هستیم: ایران، یمن، روم، خاور، باختر، چین و هند که تا هفت کتاب بعدی، یعنی تا اواخر حکومت کیخسرو با چند استثناء هنوز به کشور ایران تعلّق دارند.۶

۱.۲. نکته جالب دیگر در روش فردوسی این است که وی در همان شش بیت اوّل کتاب کیومرث، این سؤال اساسی را طرح می کند که شکل حکومت و مشروعیّت آن پیش از کیومرث چگونه بوده است:

۱ سخن گوی دهقان چه گوید نُخست که تاج بزرگی به گیتی که جُست
۲ که بود آنکه دیهیم بر سر نهاد ندارد کس آن روزگاران بیاد۷
۳ مگر کز پدر یاد دارد پسر بگوید ترا یک به یک، در به در۸
۴ که نام بزرگی که آورد پیش که را بود از آن مهتران مایه بیش۹
۵ [پژوهنده نامه باستان که از پهلوانان زند داستان]۱۰
۶ چنین گفت کآیین تخت و کلاه کیومرث آورد و او بود شاه۱۱

طرح این سؤال در همان اوّل شاهنامه و قبل از پرداختن به روایات مربوط به شاهان ایران در دوران پیش از اسلام، نشان دهنده آگاهی فردوسی نسبت به اهمیّت موضوع حکومت و معیارهای مشروعیّت آن است. وی شکّی ندارد که رسم و آیین «بزرگی و تخت و کلاه» پیش از کیومرث می تواند به گونه دیگری بوده باشد، امّا آنچه از روایات سینه به سینه به یاد مانده، این است که آیین پادشاهی را نخستین بار کیومرث در جهان بنیاد نهاده است.

فردوسی در ابیات فوق و اصولاً در بخش اساطیری، تنها دو معیار بنیادین را برای مشروعیّت حکومت پادشاهی ذکر می کند: اوّل «تعلّق داشتن به جمع بزرگان» و دوّم دارا بودن «صلاحیّت بیشتر» در میان آنان: «که را بود از آن مهتران مایه بیش». بنابراین، پیش فرضِ مشروعیّتِ حکومتِ یک شاه، تعلّق وی به جمع بزرگان و داشتن «مایه» بیشتر است. در شاهنامه اطلاعات مربوط به جمع بزرگان و نقش ایشان در حکومت و نیز معیارهای مشروعیّت حکومت، به طور پراکنده آمده است. از آنجا که بحث درباره مشروعیّت حکومت از یک طرف با ساختار جامعه و از طرف دیگر با نوع حکومت مربوط است، لذا بخش عمده اطلاعاتی که مربوط به ساختار جامعه و نقش سیاسی اقشار آن است (از آن جمع بزرگان و آزادگان) و نیز آنچه را که به انواع حکومت ربط دارد (نک: الف ۴). جمع و مرتّب کرده ام که ذیلاً به طور خلاصه ذکر می گردد:

۲. ساختار و نقش سیاسی جامعه و اقشار آن به روایت شاهنامه

۲. جامعه اساطیریِ عهدِ کیومرث، هوشنگ و تهمورث، برای اوّلین بار توسّط جم نظام جدیدی پیدا می کند. وی انسان ها را برحسب پیشه و کارشان به گروه ها و قشرهای متعدّدی تقسیم می کند. این نظام در دوره های بعدی تدریجا شکل تاریخی خود را می یابد. با توجه به روایت شاهنامه، می توان ساختار جامعه اقشاری ایران باستان را تقریبا به شکل زیر ترسیم کرد:

۲.۱. قشر درباری

۲.۱.۱. شاه یا شاهنشاه، شهبانو (بانویِ بانوان)، شهزادگان. پادشاه در رأس قدرت مرکزی قرار دارد. شماری از صاحب منصبان و کارداران که به فرمان شاه برای انجام خدمات درباری و دولتی از قشرهای دیگر برگزیده می شوند، نیز به دربار تعلّق دارند، مثل وزیران یا دستوران؛ پهلوانان و سالاران لشکر؛ موبدان؛ دانایان و بخردان؛ گنجوران؛ نویسندگان و دبیران؛ فرستادگان و پیام بران؛ کارداران کشوری، پزشکان؛ رامشگران؛ خوالیگران؛ پرستاران و پرستندگان؛ پیشکاران؛ بندگان و کنیزان؛ چوپانان و اسپداران.

۲.۱.۲. شاهان (خدایان و سالارانِ) ایالتها. دژبانان و مرزداران که همگی هر چند در ولایت و منطقه حکمرانی خود از استقلال عمل برخوردارند، امّا از نظر سیاسی و نظامی تحت فرمان شاهنشاه بوده و هر یک درباری کوچک با ساختار مشابه دربار شاهنشاه دارند.

۲.۲. لشکریان و سپاهیان: جهان پهلوانان، سپهبدان، سالاران سپاه، پهلوانان، گُردان، رَدان و سُواران؛ سپاهی و جنگی؛ سلیح کشان و کارآگاهان. شاه در رأس لشکر و سپاه قرار دارد. وظیفه ارتش، دفاع از کشور در مقابل تهاجمات بیگانه است و در تمام شاهنامه، به جز در مواردی معدود آن هم در دوره جنگهای مذهبی و بحرانهای سیاسی، به ویژه در اواخر دوره ساسانی، هیچ گاه علیه مردم وارد عمل نشده، برعکس در مواردی که شاه مستبدانه حکومت می کند، به همراه مردم بر شاه می شورد و از او خلع ید می نماید.

۲.۳. موبدان، ستاره شماران و ستاره شناسان؛ افسون گران و جادوگران. موبد موبدان (و گاهی هم شاه) در رأس موبدان جای دارد؛ موبدان در کنار فعالیت ها و وظائف مذهبی خود از جمله مشاورین شاه بوده، گاهی هم برای تعبیر خواب و یا تربیت شاهزادگان در خدمت دربارند (مثلاً در مورد شاپور اردشیر ۲۲، ۵۴ به بعد). به هنگام بحران و یا خلأ قدرت در کشور، به خصوص در بخش «ساسانیان»، عهده دار وظائف مهمّی می شوند، مانند نیابت حکومت شهزادگان صغیر، مثلاً شاهپور ذوالأکتاف و شاپور شاپور (۲۹، ۲ تا ۲۰: ۶۲۵ به بعد).۱۲ ستاره شماران و ستاره شناسان ضمن خدمات عادی خود در جامعه، به شاه هم خدمت می کنند و همینطور افسون گران و جادوگران علاوه بر انجام شغلشان در جامعه، در موارد خاصی (مثلاً جنگ) در خدمت شاه هستند.

۲.۴. دانایان و بخردان و فرهنگیان. این افراد در دربار و در جامعه، نقش مشورتی، آموزشی و تربیتی دارند.

۲. ۵. دانشیان و دانش پژوهان: پزشکان ؛ استادان و مهندسان؛ هنرمندان، رامشگران و نوازندگان. ایشان همگی در جامعه شاغل هستند و بهترین آنان در خدمت شاه اند. هنرمندان و موسیقیدانان در مراسم جشن و سرور دربار و نیز در آیین ها و شادمانی جامعه سهم مهمّی دارند و بعضی از نوازندگان در دسته موزیک لشکر خدمت می کنند.

۲. ۶. دهقانان؛ بازرگانان. هر دو گروه به ندرت در سیاست و امور مملکتی نقشی ایفا می کنند، امّا به لحاظ اینکه منبع تولیدی و بازرگانی مهمی هستند، در افزایش گنج شاه و پویایی اقتصاد کشور، سهم عمده ای دارند.

۲. ۷. مردم و زبردستان: برزیگران؛ پیشه وران، پیشه کاران؛ کارگران. شهروندان، روستاییان، کارگران و مزدوران تا حدّ معینی در امور کشوری سهم دارند؛ شاه از هر پیشه ای تعدادی را انتخاب و به کار می گمارد، مثلاً به عنوان سپاهی و لشکری یا جنگی، و یا به سمت کارداری، خوالیگری، خدمت گری (پرستنده و پرستار و پیشکار) و یا به شغل بندگی و خربندگی و چوپانی و اسپداری، تنها به هنگام شورش و قیام است که مردم می توانند نقش سیاسی داشته باشند.

بلند پایگان و نامدارترین افرادی که به شش قشر اوّل تعلّق دارند، تشکیل دهنده گروه بزرگانند و پادشاه در رأس آن قرار دارد.

۳. بزرگان و آزادگان

۳.۱. به روایت شاهنامه، همانطور که گفته شد، تعلّق به گروه بزرگان شرط اوّلیه برای مشروعیّت ادعای حکومت است. بزرگان پایبند اصول و منش خاصی هستند که مبتنی بر سنّت آزادگان و آیین شاهنشاهی ایران است. فردوسی هر چند این اصول را به صورت یک منشور مستقل تعریف و تبیین نکرده است، امّا به طور پراکنده۱۳ و با ارائه نمونه هایی از رفتار آزادگان و پهلوانانی مثل سام، زال، رستم، فرامرز، زواره، گودرز، گیو، بیژن، زنگه، بهرامِ گودرز و نیز با نشان دادن رفتار کدخدایانه جهان شهریارانی چون فریدون، منوچهر، کیقباد، کیخسرو و همچنین بر مثال فرزانگیِ شاهزادگانی مانند سیاوش و اسفندیار، به این اصول و مرام اشاره می کند. عضویت در گروه آزادگان، منوط به اعتقاد راسخ به ایدئولوژی و اصول پهلوانی و جوانمردی ایرانی و عمل به آن است. در صورت تخلف از این مرام و منش، حتّی شاهزاده نامداری مانند طوس، مورد عتاب شاه ایران، کیخسرو واقع شده و به او اخطار می شود که شایستگی تعلّق به جرگه آزادگان را ندارد (۱۳، ۲. ۱۳).

۳.۲. بزرگان و آزادگان ایرانی، به ویژه در نوع حکومت شاهنشاهی با ساختار کشوری و ایالتی (نک: الف ۴.۱.۳) از وظایف و حقوق خاصّی برخوردارند، از آن جمله باید در مراسم بر تخت نشستن و تاجگذاری شاه حضور داشته باشند تا پادشاهی او را به رسمیت بشناسند: «بزرگان بر او آفرین خواندند» و نیز در شرایطی می توانند دعوی پادشاهی شاهزاده ای را رد کنند و یا مشروعیّت حکومت یک شاه را مورد مؤاخذه قرار دهند و از او خلع ید کنند. آزادگان به تبعیّت از مرامشان، این را از وظایف اولیّه خود می دانند که به شاه وفادار باشند، از حکومت وی و از استقلال ایران زمین، و مهمتر از همه، از جامعه چند ملیّتی ایران پاسداری کرده و از مردم در قبال حملات دشمنان خارجی دفاع و در لشکرکشی ها شاه را همراهی کنند و یا به فرمان او علیه کشورهای متخاصم بجنگند. آزادگان به هنگام قحطی و بَلیه طبیعی و گاهی هم برای دفع حمله حیوانات سَبُع مانند اژدها و شیر و ببر، به حمایت از مردم شتافته و علیه این پدیده ها و خطرها مبارزه می کنند. امّا، مهمتر از وظیفه وفاداری و یاری دادنشان به شاه، تعهد و احساس مسئولیت ایشان در قبال ایران است، تا حدّی که برای حفظ حقوق مردم، در مقابل حکومت ناعادلانه یک شاه می ایستند، ولو لازمه این کار کنار گذاردن وفاداریشان به شاه باشد. بزرگان و آزادگان به خصوص در شرایط بحرانی یا خلأ قدرت، با هم به شور می پردازند تا مثلاً راهی پیدا کنند که چگونه می توان در چنین شرایطی به شاه یا کشور خدمت کرد، یا شاهی را که به خطا می رود، چگونه دوباره به راه راست هدایت کنند، در غیر این صورت به جستجوی شاه نویی بر می خیزند. این وظائف و حقوق بزرگان را می توان در چهارچوب ایدئولوژی حکومتی ایرانی به طور کلّی بمثابه یک «ارگان کنترل» در کشور تلقّی کرد که از موضع «داد» و «دهش»، نحوه حکومت شاه را ارزیابی می کنند و در صورت لزوم، مشروعیّت حکومت او را مورد مؤاخذه قرار می دهند و او را از حکومت برکنار می کنند. شواهد چنین عملکردی در شاهنامه فراوان است، مثلاً در مورد رفتار نابخردانه و ماجراجویانه کیکاوس (۱۲، ۵۰ به بعد)، یا تعیین جانشین برای نوذر (کتاب ۸) یا خلع ید از قباد (کتاب ۴۰)، یا مسموم ساختن شیروی (کتاب ۴۴) و امثالهم. به لحاظ اهمیّتی که نقش سیاسی بزرگان و آزادگان در سنّت پادشاهی ایران باستان داشته است، به عنوان نمونه، برداشت جهان پهلوان رستم بازگو می شود که در حین عصبانیت از کیکاوس، عدم صلاحیّت وی را با تحقیر چنین بیان می کند: (۱۲، س، ۵۲۲ و ۵۳۱ تا ۵۳۴)

تو اندر جهان خود زمن زنده ای به کینه چرا دل بیاکنده ای۱۴
که آزاد زادم نه من بنده ام یکی بنده آفریننده ام
دلیران به شاهی مرا خواستند همان گاه و افسر بیاراستند۱۵
سوی تخت شاهی نکردم نگاه نگه داشتم رسم و آیین و گاه
اگر من پذیرفتمی تاج و گاه نبودی ترا این بزرگی و گاه

و سپس، در حالی که به کاوس پشت نموده، به لقب خود یعنی «تاج بخش» می بالد (۱۲ س، ۵۲۵):

به در شد به خشم، اندر آمد به رخش منم گفت، شیر اوژن تاج بخش

در حکومتهای استبدادی غیر ایرانی (نک: ۴.۱.۲) چیزی که به سنت آزادگان ایران شباهت داشته باشد، نمی یابیم، اغریرث و پیران در توران افراسیابی استثناء هستند.

۴. نوع شناسی یا تیپولوژی حکومت به روایت شاهنامه

۴. حکومت پادشاهی، اعمّ از فرمانروایی بر ایران یا بر جهان، با آنکه ساختار جامعه کم و بیش یکسان می ماند، دارای انواع مختلفی است که به طور خلاصه عبارتند از:

۱. حکومت مطلقه شاه که این حکومت مطلقه خود به سه شکل کلّی مطرح شده:

۱.۱. حکومت عادلانه خدا محور

۱.۲. حکومت خودکامه و استبدادی

۱.۳. حکومت عادلانه با تقسیم قدرت به صورت ایالتی (فدرالی)

۲. حکومت ملوک الطوائفی

۳. حکومت به اصطلاح «کمونیستی» مزدک.

۴.۱. حکومت مطلقه شاه

۴.۱.۱. حکومت عادلانه خدا محور۱۶

چهار شاهِ اساطیری، کیومرث، هوشنگ، تهمورث، و جم (کتاب های ۱ تا ۴)، بر جهان فرمان می رانند و از ایشان با عناین «جهان کدخدای» یا «خدیوِ جهان» یاد می شود و از کتاب چهارم به بعد با عناوینی مانند «شاهِ ایران زمین» (۴، ۱۹۶)، «شاهنشاه» (۵، ۴۵) یا «جهان شهریار» (۶، ۱۱۱۵). این چهار شهریار، مشروعیّت حکومت خود را از خداوند دریافت کرده اند: یزدان یار و یاور آنان است و از طریق سروش با آنان ارتباط برقرار می کند؛ قدرت مذهبی و سیاسی در دست شاه است؛ شاه به فرمان یزدان حکومت می کند، در سرزمین خود عدالت را می گسترد و علیه بدی می جنگد. این چهار جهان کدخدای اساطیری بیش از هر چیز می کوشند که فرهنگ ابتدائی عصر حجر را ارتقاء بخشیده و همچون پیامبران، انسان را به سوی خدا و تمدّن رهنمون کنند؛ فرایندی که بعد توسّط چند شاه دیگر تداوم می یابد.

۴.۱.۲. حکومت خودکامه و استبدادی

در این نوع حکومت، میل و اراده شاه قانون است، وی خود را نه در مقابل خداوند مسئول می داند و نه در قبال زیردستانش. این شکل حکومتی در شاهنامه به چند صورت ارائه شده است: در بخش اساطیری، نمونه اوّل آن را در حکوت جبّارانه و مستبدّانه ضحّاک می بینیم (کتاب ۵) که با ابلیس هم پیمان است و با کمک او پس از قتل پدر، ابتدا در گنگ دز هوخت (بیت المقدس». ۵،۳۴۱ به بعد) قدرت را در دست می گیرد و سپس بر جهان حکومت می راند. نمونه دیگر را در پادشاهی افراسیاب، شاهِ توران، مشاهده می کنیم (کتاب های ۸ تا ۱۳) و در بخش نیمه تاریخی در پادشاهی استبدادی ارجاسپ، نواده افراسیاب (کتاب ۱۵). این دو با دیوان همدستند و جادوگر (۱۳، ۱۲۳، ۳ گ، ۲۱۲۳ و ۲۴۸۶: «جادو افراسیاب»؛ ۱۵، ۵۲۰: «جادو ارجاسپ»).

هر چند این سه حاکم مستبد به وساطتِ مشاوران نیک اندیشی که در اختیار دارند، گهگاهی در کشورشان عادلانه رفتار می کنند، امّا خود شخصیتی متزلزل و ناپایدار دارند.۱۷ در این نوع حکومت، هرگونه مخالفت یا انتقاد خیر خواهانه ای علیه شاه مستبد با مجازات اعدام مواجه می شود: اغریرث به بردارش افراسیاب به خاطر حکومت جبّارانه و غیر عادلانه وی، هشدار می دهد. امّا افراسیاب این هشدار را بی معنی می داند و اغریرث را که همواره به او وفادار بوده، با دست خود می کشد. بنابراین جای تعجّبی نیست که در این نوع حکومت، هیچ گونه قیامی از جانب مردم و یا خلع ید حاکم توسّط بزرگان و مردم به چشم نمی خورد. هر سه شاهِ مستبد باید به وسیله یک قدرت خارجی، یعنی ایرانی بر کنار گردند.۱۸

در شاهنامه به انواع ضعیفتری از استبداد شاهی نیز برخورد می کنیم، از آن جمله شاهانی که معمولاً عادلانه فرمانروایی می کنند، امّا گاه به گاه، راه خودکامگی در پیش می گیرند و جبّارانه عمل می کنند. در این موارد، اغلب امکان خلع ید و یا اصلاح شاه بر اثر وساطت و خیر خواهی بزرگان و آزادگان وجود دارد (نک: الف ۳.۲). جم ابتدا کاملاً عادلانه و برای سعادت مردم حکومت می کرد، امّا بعد خود را خدا دانست و مستبدانه رفتار کرد و سرانجام بر اثر طغیان مردم و لشکریان برکنار شد. مثال دیگر، شاهنشاهی کی کاووس است (کتاب ۱۲) که توسّط دیو و ابلیس از راه راست منحرف شده، امّا با وساطت سردار آزاده خود گودرز، توبه می کند و باز به راه راست برمی گردد، همین طور نوذر (کتاب ۸)، گشتاسپ (کتاب ۱۵). نمونه های دیگر استبداد موقت را در حکومت بهمن (کتاب ۱۶)، و در بخش تاریخی شاهنامه در پادشاهی یزدگرد بزه کار (کتاب ۳۴)، قباد (کتاب ۴۰)، هرمزد نوشیروان (کتاب ۴۲) و شیروی (کتاب ۴۴) می بینیم.

۴.۱.۳. حکومت عادلانه «شاهنشاهی» با تقسیم قدرت به صورت ایالتی یا به اصطلاح «فدرالی»

در این نوع حکومت که شامل فرمانروایی بر ایران و چند کشور مجاور آن است، شاهنشاه در رأس هرم قدرتِ کشوری و ایالتی قرار دارد. شاهان ایالتی ایرانی و نیز متحدان غیر ایرانی شاه هر چند در حیطه حکومتی خود از نوعی خود مختاری و آزادی عمل برخوردارند، امّا تحت فرمان شاهنشاه هستند. شاهان ایالتی اغلب ایرانی تبارند، مثل سام، زال یا رستم (شاه سیستان)، گودرز (شاه اصفهان)، گرگین (شاه خوزستان)، مهراب (که از طرف پدر به ضحّاک نسب می برد، در عهد منوچهر، شاه کابل، ولی تابع سام است). از طرف دیگر، شاهان چند کشور مجاور نیز متحد شاهنشاه ایران هستند، مثل رای، مهراج و شنگل (شاهان هند و نیز دیگر رایان هند)، سرو، نعمان و منذر (شاهان یمن)، ساوه (خاقان چین و چندین خاقان دیگر)، شاهان ارمنستان، ترکستان، هپتال و ندرتا قیصر روم. اینان همگی، مادام که در کشورشان عادلانه حکومت می کنند، از خود مختاری برخوردارند، در غیر این صورت، شاهنشاه ایران به درخواست مردم آنجا، در حکومت ایالتی دخالت می کند، ولو با اعمالِ قدرت نظامی. شاهان ایالتی و متحدان غیر ایرانی، سالانه یا از روی رغبت هدایایی برای وی ارسال می دارند و یا باژگزارند. در مواردی که ایجاب کند، با سپاهیان خود در خدمت شاهنشاه قرار می گیرند. ایشان در قبال تعهدات خود، از حمایت شاهنشاه ایران هر زمان که نیاز داشته باشند، برخوردار می گردند، مثلاً در ایّام قحطی یا فاجعه های طبیعی و یا هنگامی که مورد تجاوز دشمن قرار گیرند. بعضی از شاهان ایالتی و پهلوانان ایرانی و همچنین شماری از موبدان و بخردان به عنوان مشاور به شاه خدمت می کنند و وی به آنها وظائفی در امور کشوری محوّل می کند. در این نوع حکومتی، بزرگان و آزادگان ایرانی از وظائف و حقوق خاصی برخوردارند (نک: الف ۳.۲).

در بخش اساطیری شاهنامه، به جز مستبدانی چون ضحّاک وافراسیاب، بقیّه شاهان هر چند قدرت مرکزی را به طور مطلق در دست دارند، امّا با داد و دهش حکومت می کنند. شاهنشاه معتقد به پروردگار است و اشاعه دین و گسترش عدالت، بخش مهمی از حکومت او را تشکیل می دهد، با این حال از زمان جم به بعد، موبدان تشکیلاتی مستقل از حکومت شاه دارند که در رأس آن موبد موبدان (و گاهی هم شاه) قرار دارد. در بخش نیمه تاریخی، گشتاسب و اسفندیار برای اشاعه دین زردشت، دست به جنگهای مذهبی زده و علیه مهرکیشان (آیین میترایی) در ایران و توران می جنگند (کتاب ۱۵). در بخش تاریخی شاهنامه هم شماری از شاهان خود را حامی و پاسبان دین می دانند.

در شاهنامه این نوع حکومت، یعنی شاهنشاهی دیندار، بیشتر دیده می شود و فردوسی نمونه های متعدّدی از آن را نقل کرده است. مثلاً شاهنشاهی فریدون (کتاب ۶)، منوچهر (کتاب ۷)، نوذر (کتاب ۸)، زو (کتاب ۹)، گرشاسپ (کتاب ۱۰)، کیقباد (کتاب ۱۱)، کی کاوس (کتاب ۱۲)، کی خسرو (کتاب ۱۲)، لهراسپ (کتاب ۱۴)، گشتاسپ (کتاب ۱۵)، بهمن تا دارا (کتاب های ۱۶ تا ۱۹)، اردشیر بابکان (کتاب ۲۲) و اعقاب وی (کتاب های ۲۳ تا ۲۸)، شاپور ذوالاکتاف (کتاب ۲۹) و اعقاب او (کتاب های ۳۰ تا ۳۳)، بهرام گور و فرزندان و نواده های او (کتاب های ۳۵ تا ۳۹) انوشیروان (کتاب ۴۱) و با دینداری محدودتری، پادشاهی بقیه شاهان ساسانی (کتابهای ۴۲ تا ۵۰).

۴. ۲. حکومت ملوک الطّوائف

برخلاف صور حکومتی ذکر شده که اِعمال قدرت از مرکز صورت می گیرد، در حکومت اشکانیان این مرکزیت وجود نداشت و حکومت فقط ایالتی و طایفه ای بود، یعنی «ملوک الطوائفی» روایت شاهنامه در خصوص تعداد این «طوائف» و شکل حکومتی هر منطقه بسیار کوتاه است: ۱۵ بیت از ۲۰ بیت (۲۱، ۴۲ تا ۶۱). فردوسی درباره اشکانیان چیزی بیش از چند نام پیدا نکرده بوده است:

۲۶. ۶۱: از ایشان به جز نام نشنیده ام نه در نامه خسروان دیده ام

فقط روایت مربوط به اردوان حاکم شیراز و اصفهان و نیز داستان فرماندارش بابک در فارس مشروح تر نقل شده است، جمعا ۳۷۱ بیت (۲۱، ۵۹ تا ۴۳۰). بر پایه این دو روایت می توان استنتاج کرد که در هر یک از این ایالت ها، گونه ای حکومت شاه محور رایج بوده است که می توان آن را نمونه کوچکی از حکومت پادشاهی باتقسیم قدرت به صورت شهری قلمداد کرد.

۴. ۳. حکومت به اصطلاح «کمونیستی» مزدک

در شاهنامه، در مقابل انواع حکومتی که قبلاً عنوان گردید، تنها یک مدل مینیاتوری از حکومت به اصطلاح «کمونیستی» به سبک مزدک قرار داده شده است. فردوسی هر چند داستان مزدک و طریقت وی را در عهد پادشاهی قباد آورده (۴۰، ۲۰۹ به بعد)، ولی نتایج فاجعه بار یک چنین «اجتماع بی طبقه» را نه در زمان قباد نشان داده است و نه در دوران انوشیروان (کتاب ۴۰ و ۴۱)، بلکه پیش از آنها، یعنی در کتاب بهرام گور (۳۵ ب، ۳۵۴ تا ۴۵۰) و آن هم بر مبنای تشکیلات اداری یک روستا آورده، بی آنکه به مزدک و آیین او اشاره ای بکند. خلاصه داستان چنین است: بهرام ضمن گردش به دور کشورش برای تنبیه اهالی یک روستای آباد که در رفاه کامل به سر می برند و (شاید به همین دلیل) به شاه، توجّه لازم را معطوف نداشته اند، به توصیه یکی از مشاورانش دستور می دهد که نظام اداری روستا را تغییر دهند. بر اساس این فرمان که در آغاز همه را شاد می سازد، اهالی روستا از هر نظر برابر اعلام می گردند (حال چه جوان یا پیر، دانا یا نادان)، و نیز مالکیت خصوصی، ازدواج و هر گونه برتری فردی و اجتماعی و صلاحیّت بیشتر و حتی مشروعیّت اداری کدخدا از میان برداشته می شود. نتایج این نظام جدید در روستا فاجعه انگیز است: هرج و مرج، دزدی و قتل. دیری نمی پاید که روستا به دست اهالیش ویران گردیده و از سکنه خالی می شود. بدین ترتیب، مجازات شاهانه تحقّق می یابد. واضح است که فردوسی این نوع نظام اداری و اجتماعی را مطلقا مردود می داند.

(ب) مشروعیّت حکومت

۱. به استثناء مدل به اصطلاح «کمونیستی» مزدک، که هر نوع حکومت شاهی را رد می کند، مشروعیّت سه نوع دیگر عمدتا بر اساس همان معیار اولیّه که قبلاً ذکر شد، تبیین شده است (۴.۱.۱.، ۴.۱.۳. و ۴.۲)، یعنی بر اساس «مایه بیشتر در بین برتران». شرایط تعلّق به گروه «برتران» یعنی بزرگان و آزادگان قبلاً عنوان شد. امّا «پایه» یا «مایه بیشتر» بر اساس یک یا چند معیار کیفی تبیین می شود که ذیلاً ویژگی های هر یک به ترتیب ذکر می گردد:

۲. فرّ

۳. آموزش و دانش (رای و خرد)

۴. افسون و جادو

۱. فرّ (در فرس باستان: فرنَه، به زبان اوستایی: خورِنَه)۱۹

فردوسی در شاهنامه بین سه نوع فرّ تمایز قائل است که هر یک می تواند به تنهایی یا با هم موجب تقویت ادعای حکومت یا باعث مشروعیّت آن گردد، بدین ترتیب:

(۱) فرّ کیانی / فرّ شاهی / فرّ شاهنشاهی

(۲) فرّ ایزدی

(۳) فرّ موبدان

۱.۱. فرّ شاهی

نسب شاهی داشتن یا اصل موروثی بودن پادشاهی در سنّت حکومتی ایران قبل از اسلام و به همین ترتیب در روایت شاهنامه نقش محوری دارد. شاهزادگانی که با استناد به «فرّ شاهی» مدّعی حکومت می گردند، این ادّعای خود را یا بر این پایه استوار می کنند که فرزند ارشدِ شاه و یا از نسل یک شاه هستند و بنابراین حکومت را به ارث می برند. حتی حکّام مستبدی مثل ضحّاک و افراسیاب، مشروعیّت پادشاهی خود را اولاً بر اساس نسب شاهی خود توجیه می کنند و ثانیا با اِعمال زور و ایجاد خفقان در جامعه، حکومت را به دست می گیرند.

۱.۱.۱. فرّ شاهی به مفهوم موروثی بودن حکومت، شامل حال کلیّه شاهزادگان شده و در واقع تعلّق شاهزاده را به گروه بزرگان تضمین می کند، ولی به تنهایی نمی تواند شرط کافی برای مقبولیّت ادعای شاهی باشد.۲۰ مثلاً ماجرای سلم و تور که اوّلی بر پسر ارشد بودن خود تکیه می کند و دیگری خود را به دلیل برتری در رزم آوری لایق ولیعهدی می داند، امّا پدرشان فریدون، انتخاب بر پایه اصل جامع الحاظ بودن صلاحیّت را مُرَجّح دانسته و بر ولیعهدی ایرج رای می دهد که صلاحیّتش از هر لحاظ بیشتر است. لزوم صلاحیّت بیشتر در مورد جانشینی نوذر نیز مطرح می شود: بزرگان، ادّعای طوس و گستهم، فرزندان نوذر، را با آنکه از فرّ شاهی برخوردارند، به دلیل عدم کفایت صلاحیّتشان رد می کنند و زو طهماسب را که نسبش به فریدون می کشد، به شاهی بر می گزینند، چون مضاف بر فرّ شاهی «زور کیان داشت و فرهنگ گو». زال آزاده در جمع بزرگان، دلائل مربوط به ردّ ادّعای طوس و گستهم و نیز معیارهای انتخاب شاه نو را به این شرح بیان می دارد (کتاب زو):

۹، ۴ بباید یکی شاه خسرونژاد که دارد گذشته سخنها بیاد
[… ]
۶ اگر داردی طوس و گستهم فر سپاه است و گُردان بسیار مر
۷ هر آن نامور کو نبا

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

.edd-js-none .edd-has-js, .edd-js .edd-no-js, body.edd-js input.edd-no-js { display: none; }
/* */
[{“@type”:”Product”,”name”:”u0641u0627u06ccu0644 u067eu0627u0648u0631u067eu0648u06ccu0646u062a u06a9u0627u0645u0644 u0645u0634u0631u0648u0639u064au062a u062du06a9u0648u0645u062a u0627u0632 u062fu064au062fu06afu0627u0647 u0641u0631u062fu0648u0633u064a1/ (u06a9u0633u0628 u0642u062fu0631u062a u0634u0627u0647u0627u0646 u0627u064au0631u0627u0646 u0628u0627u0633u062au0627u0646 u0628u0647 u0631u0648u0627u064au062a u0634u0627u0647u0646u0627u0645u0647)”,”url”:”https://powerpoint-download.ir/downloads/216193/”,”brand”:{“@type”:”https://schema.org/Brand”,”name”:”u0622u0633u0627u0646 u067eu0627u0648u0631u067eu0648u06ccu0646u062a”},”sku”:”216193″,”image”:”https://powerpoint-download.ir/wp-content/uploads/edd/2024/09/powepointfile-150×150.png”,”offers”:{“@type”:”Offer”,”price”:”990000″,”priceCurrency”:”RIAL”,”priceValidUntil”:””,”url”:”https://powerpoint-download.ir/downloads/216193/”,”availability”:”https://schema.org/InStock”,”seller”:{“@type”:”Organization”,”name”:”u0622u0633u0627u0646 u067eu0627u0648u0631u067eu0648u06ccu0646u062a”}},”@context”:”https://schema.org/”}]
/* */

/* */

/* */

/* */

NProgress.start();
setTimeout(function() { NProgress.done(); $(‘.fade’).removeClass(‘out’); }, 1000);

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *