توضیحات
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل مولود کعبه،علی علیه السلام، از ولادت تا هجرت به مدینه؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل مولود کعبه،علی علیه السلام، از ولادت تا هجرت به مدینه با 101 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل مولود کعبه،علی علیه السلام، از ولادت تا هجرت به مدینه:
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل مولود کعبه،علی علیه السلام، از ولادت تا هجرت به مدینه به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل مولود کعبه،علی علیه السلام، از ولادت تا هجرت به مدینه با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل مولود کعبه،علی علیه السلام، از ولادت تا هجرت به مدینه تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مولود کعبه،علی علیه السلام، از ولادت تا هجرت به مدینه :
نسب شریف آن حضرت
او علی پسر ابو طالب (نامش عبد مناف) پسر عبد المطلب (نامش شیبه الحمد) پسر هاشم (نامش عمرو) پسر عبد مناف (نامش مغیره) پسر قصی بن کلاب بن مره بن لوی بن غالب بن فهر بن مالک بن نضر بن کنانه بن خزیمه بن مدرکه بن الیاس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان است.
ولادت او
آن حضرت بنا بر قول اکثر علما و مورخان در روز جمعه در حالی که سیزده روز از ماه رجب می گذشت، پای به عرصه وجود گذاشت.در فصول المهمه تاریخ تولد آن حضرت، شب یکشنبه بیست و سوم رجب ذکر شده است و در روایتی دیگر تولد آن حضرت را در روز یکشنبه هفتم شعبان، پس از گذشت سی سال از واقعه عام الفیل، ثبت کرده اند.برخی آن را بیست و نه سال پس از تولد خود پیامبر دانسته اند که سی سال از آن ماجرا می گذشته است.همچنین در این باره گفته شده که آن حضرت بیست و هشت سال قبل از بعثت پیامبر، دوازده سال داشته و یا ده ساله بوده که این قول در کتاب اصابه صحه گذارده شده است.گفته اند آن حضرت پیش از هجرت بیست و سه سال داشته ولی برخی دیگر گویند آن حضرت در آن هنگام بیست و پنج سال از عمرش می گذشته است.
تولد آن حضرت در مکه و در خانه کعبه بوده است.چنان که در کتابهای فصول المهمه ابن صباغ مالکی، مروج الذهب مسعودی، ارشاد مفید و سیره حلبیه علی بن برهان الدین حلبی شافعی بر این مطلب تصریح شده است.در کتاب اخیر الذکر آمده است که در سال سی ام از ولادت پیامبر (ص) علی بن ابی طالب (ع) در خانه کعبه به دنیا آمد.مفید در ارشاد گوید: پیش از علی و پس از او، نوزاد دیگری در خانه خدا پای به عرصه وجود نگذاشت و این امر اکرامی از جانب خداوند و تجلیلی برای بزرگداشت شخصیت آن حضرت بود.آلوسی در شرح قصیده عینیه عبد الباقی می نویسد: مسئله تولد حضرت امیر کرم الله وجهه در خانه خدا امری مشهور در جهان بوده و در کتابهای شیعی بر آن تصریح شده است.سید حمیری در این باره گوید:
مادر علی او را در حرم امن الهی و مسجد بزاد، جایی که مرگ علی هم در آنجا بود.
این زن، نورانی و پاک و صاحب نسبی گرامی و بزرگ بود.پاک شد و فرزند و مکانی که او را در آن بزاد پاک شدند.
در شبی که ستاره های شوم و بد یمن پنهان و ستاره های نیکبختی با ماه درخشان هویدا شدند.به دست نیامد در شکافتن قابله ها مانند او، مگر محمد پیامبر، پسر آمنه.
عبد الباقی عمری در قصیده عینیه پرآوازه اش می گوید:
تو علی هستی که در بلند آوازگی برتر از بلندایی زیرا در بطن مکه و در میان خانه خدا زاده شدی
این مؤلف نیز در قصیده اش سروده است:
در کعبه به دنیا آمدی و این برتری و فضیلتی است این فضیلت بدان مکان اختصاص دارد زیرا تو از این فضایل بی شمار داری و نیازی به این فضیلت نداری
می گویند وقتی آن حضرت (ع) به دنیا آمد، مادرش او را به اسم پدر خود اسد بن هاشم، حیدر نام نهاد، چرا که حیدر یکی از نامهای شیر بود.اما وقتی پدرش آمد او را به نام علی خواند و گفت: او را علی نامیدم تا بلندی منزلت و افتخار و عزت همیشگی برای او پایدار بماند.
علی (ع) خود در روز جنگ خیبر چنین سروده است:
من همانم که مادرم مرا حیدر نامید که همچون شیر بیشه ها خشم و غضبی سخت دارم.
مؤلف نیز سروده است:
دختر لیث (اسد) ، مادرت تو را حیدر نامید پس درباره زیرکی و بینش تو خطا نکرد کریم ترین پدر، تو را علی نام نهاد بدین امید که شهرت و نام تو، تو را برتری می بخشد.
پدر آن حضرت
چنان که قبلا گفته شد نام پدر آن حضرت عبد مناف و کنیت او به اسم بزرگ ترین فرزندش یعنی طالب بود.مادر آینده در قسمتی از این کتاب مفصلا به شرح زندگانی این شخصیت بزگر خواهیم پرداخت.دلیل ما بر آنکه نام ابو طالب، عبد مناف بوده، وصیت پدرش عبد المطلب است که در آن به ابو طالب نسبت به پیامبر اسلام (ص) سفارش کرده می گوید: ای عبد مناف پس از خود تو را به (حمایت از) موحدی سفارش می کنم که پس از پدرش بی همتاست.
همچنین در جای دیگری گفته است:
کسی را وصیت کردم که کنیه اش طالب است یعنی عبد مناف را که صاحب تجارب بزرگی است به او درباره فرزند محبوب و گرامی ترین خویشان یعنی فرزند کسی که از نزد ما غایب شده است و باز نمی گردد وصیت کردم.
وی با عبد الله، پدر پیامبر، برادر تنی بود و هر دو از یک پدر و یک مادر به دنیا آمده اند.ابو طالب نیز در ابیاتی که بعدا ذکر خواهد شد به این نکته اشاره کرده و هم اوست که در عهد کودکی پیامبر کفالت آن حضرت را پذیرفت و به یاری و حمایت و دفاع از او برخاست و در دوره دعوت بزرگ پیغمبر از وی مراقبت کرد و به خاطر او متحمل آزار مشرکین قریش شد.ابو طالب محمد را از دسترس قریش دور نگاه داشت و به سبب حمایتش از پیامبر، به رنج و درد و بلایی سخت مبتلا شد با این حال بر یاری پیامبر و رسیدگی به احوال او، صبر و بردباری در پیش گرفت.به طوری که مردان قریش به سبب ترس از ابو طالب از رساندن هر گونه گزندی به رسول خدا (ص) صرف نظر کردند تا آن که ابو طالب بدرود حیات گفت.پس از مرگ او بود که پیامبر اسلام فرمان هجرت از مکه را صادر کرد.ابو طالب مسلمانی بود که هیچ گاه اسلام خود را بر مردم آشکار نکرد. زیرا اگر چنین کرده بود، نمی توانست از دعوت برادرزاده خود پشتیبانی کند.علاوه بر آن وی در اشعار خویش نیز بارها بر راستی دعوت پیامبر اقرار کرده و بر آن صحه گذارده است.ابیات زیر از همان نمونه می تواند باشد.
مرا به (اسلام) دعوت کردی دانستم که تو راستگویی همانا راست گفتی و قبل از این نیز در میان ما امین شمرده می شدی همانا دانستم که آیین محمد از بهترین دینهای مردمان است
همچنین ابو طالب در شعر زیر که پیامبر را در آن مدح کرده به نوعی سخن رانده است که غیر مسلمان را توان این گونه گفتار نیست.وی سروده است:
و او را یاری کنیم تا در کنارش از پا نیفتیم و از فرزندان و خانمان خود دست می کشیم او چنان نورانی است که ابرها از چهره او طلب باران می کنند فریادرس یتیمان و پناه درویشان و بیچارگان است هر کس از خاندان هاشم که در خطری افتاده باشد آنان در نزد او در نعمت و بخشش به سر می برند در ترازوی حق به اندازه جوی را از بین نمی برد و ترازوی صدق و راستی او و زنش ناراست و کم نیست آیا ندانستید که پسر مادر نزد ما دروغگو نیست و جز با کلام باطل با او سخن گفته نمی شود
در جای دیگری گفته است:
همانا خداوند پیامبر خود محمد را مورد اکرام قرار داد پس گرامی ترین مخلوق خداوند در بین مردمان احمد است خداوند برای بزرگداشت پیامبر نام او را از نام خودش مشتق کرد پس نام صاحب عرش (خداوند) محمود و نام این پیامبر (محمد) است
و در بیت دیگری سروده است:
این ستمی است که پیامبری برای خواندن مردم به هدایت آمده؟ و این امری است متقن که از جانب صاحب عرش (خدا) فرود آمده است
و در بیت دیگری چنین گفته است:
آیا ندانستید که ما محمد را پیامبری یافتیم همچون موسی (ع) که در کتب متقن (آسمانی) نام او نوشته شده بود
و از اشعاد اوست که می گوید:
پیامبری است که وحی از جانب پروردگارش به او می رسد پس کسی بدن سخن اقرار کرد پشیمان نخواهد شد
وی در جای دیگری گفته است:
یا به کتاب عجیبی که نازل شده است ایمان آرید بر پیامبری همچون موسی یا مانند ذوالنون
و نیز در شعر دیگر خود چنین سروده است:
پیامبر فرستاده خدا را یاری کردم کسی که چهره سفیدش، همچون نورهای رخشنده ای تلالو دارد از فرستاده خدا دفاع می کنم و به حمایت او برمی خیزم همچون حمایت پشتیبانی که بر وی مهربان و دلسوز است
از دیگر اشعار ابو طالب، شعری است که وقتی عمرو بن عاص برای فریفتن جعفر و یاران او به نزد نجاشی رفت، آن را انشاد کرد.وی می گوید:
ای کاش می دانستم که (مقام) جعفر در میان مردم چگونه است؟ و نیز می دانستم (مقام) عمرو و خویشان مخالف با پیامبر چگونه است؟
صدوق در کتاب امالی از امام صادق (ع) نقل می کند که آن حضرت فرمود: اولین نماز جماعت در اسلام وقتی است که پیغمبر (ص) نماز می خواند و علی بن ابیطالب (ع) نیز با آن حضرت در حال خواندن نماز بود.چون ابو طالب در حالی که جعفر نیز با او بود، به علی نزدیک شد گفت: پسرم!در کنار فرزند عمویت نماز بخوان.هنگامی که پیامبر متوجه حضور ابو طالب شد، به پیشباز آن دو رفت.ابو طالب با شادی بسیار بازگشت و می گفت:
همانا علی و جعفر مورد اعتماد و امین منند در مواقع سختیها و پریشانیهای روزگار سوگند به خدا از یاری پیامبر کوتاهی نخواهم کرد و نه کسی از فرزندان پاک نژاد من از یاری او فروگذاری می کند شما دو تن بی یاور مگذارید او را و پسر عمویتان را یاری کنید که عموی شما، از میان سایر عموهایتان، از پدر و مادر من بوده است
این اولین نماز جماعتی بود که منعقد شد.ابو هلال عسکری نیز از این واقعه در کتاب الاوائل یاد کرده است.از علی (ع) روایت شده است که فرمود: پدرم به من گفت: فرزندم، همراه پسر عمویت باش که از هر دشواری زود هنگام و دیر هنگامی در امان می مانی. آن گاه به من گفت:
اعتماد و امنیت در همراهی با محمد است پس با دو دست خود محکم و استوار همراهی با او را برای خود نگهدار
همچنین ابو طالب برادرش حمزه را که اسلام آورده بود، از خلال چند بیت مورد خطاب قرار می دهد و می گوید:
ابو یعلی!بر دین احمد (پیامبر) بردباری پیشه کن و آشکار کننده دین باش، آن گاه توفیق صابر بودن را یافته ای
و بیت زیر از جمله ابیات مشهور ابو طالب است.
تویی محمد، پیامبر هستی از همگان برتر و درخشان تر و سیادت داده شده هستی
اشعار فراوان دیگری نیز از ابو طالب نقل شده است که جمع آنها در این کتاب باعث اطاله کلام خواهد شد.با این وجود بعضی از کسانی که خوش ندارند درباره علی (ع) به نقل نکته مثبتی بپردازند، مانند اسلام آوردن پدر آن حضرت، پیوسته پافشاری می کنند که ابو طالب با اعتقاد کفر از این دنیا رخت بر بسته است و دلیل آنها بر این گفته روایاتی است که در عصر خلفا و پادشاهان ستمگر ساخته و پرداخته شده است.
نگارنده در یکی از قصاید خود، درباره ابو طالب چنین سروده است:
پدرش (پدر علی (ع) ) پشتیبان دین پیامبر و مدافع او بود و اگر وجود او نبود رایت دین در جهان منتشر نمی شد. اسلام او پنهانی بود و اگر امکان داشت او در زمانی دیگر اسلام خود را آشکار می کرد همانا کیش احمد (محمد (ص) ) از بهترین دینهای مردم است دانستم کسی است که پیامها و اندرزها را با خود آورده است. او دین خود را پنهان می کرد تا بتواند پیامبر را یاری کند و اگر روزی دین خود را آشکار می کرد این امکان از او سلب می شد جعفر را فراخواند و به او گفت در کنار پسر عمویت باش آن گاه که نماز ظهر و عصر را اقامه می کند.
مادر علی (ع)
مادر آن حضرت، فاطمه دخت اسد بن هاشم است.در کتاب اغانی آمده است: وی نخستین زن هاشمی است که با مردی هاشمی پیمان زناشویی بست و همین زن، مادر دیگر فرزندان ابو طالب است.این زن به منزله مادری مهربان برای پیامبر به حساب می آمد. محمد در دامان او پرورش یافت و همواره سپاس محبتهای او را بر زبان داشت.و او را مادر خطاب می کرد.فاطمه، در محبتهای خود، محمد را بر فرزندانش مقدم می داشت و در رسیدگی به محمد، تلاش و کوشش بیشتری از خود نشان می داد.حاکم در مستدرک روایت می کند که فاطمه در زمان پیغمبر اسلام (ص) در مرتبه ای بزرگ از ایمان جای داشت.وی در گرایش به اسلام پیشی جست و به مدینه هجرت کرد و چون وفات یافت، پیامبر او را در پیراهن خودش کفن کرد و امر فرمود قبرش را حفر کردند و هنگامی که به قسمت قرار دادن لحد رسیدند، پیامبر آن را با دست مبارکش حفر کرد و در قبر او خوابید و گفت: بارالها!بر مادرم فاطمه بنت اسد، ببخشای.آن گاه بر او تلقین خواند و مدخل آن قبر را گشاده ساخت.کسانی که شاهد مراسم به خاکسپاری فاطمه بنت اسد بودند به آن حضرت عرض کردند: یا رسول الله (ص) !امروز دیدیم که تو اعمالی به جای آوردی که پیش از این برای کس دیگری چنین نکرده بودی: فرمود: من لباس خود را بر تن او پوشاندم تا از لباسهای بهشتی بر او بپوشانند.یا در برخی دیگر از روایات گفته شده است تا این لباس برای او در روز قیامت، امان باشد.یا بنا بر روایت دیگری فرمود: این لباس را بر او پوشاندم تا حشرات زمینی را از او بازدارد.و او را در قبرش خوابانیدم تا خداوند بر او گشایش قرار دهد و او را از فشار قبر، ایمن کند.این زن از بهترین آفریده های خداوندی بود و پس از ابو طالب، نیک رفتارترین کس نسبت به من به شمار می آمد.
حاکم در مستدرک از سعید بن مسیب از علی بن حسین از پدرش از جدش علی بن ابی طالب روایت کرده است که گفت: هنگامی که فاطمه بنت اسد دنیا را وداع گفت، پیامبر او را در پیراهن خودش کفن کرد و بر او نماز گزارد و هفتاد تکبیر بر او گفت. (۱) و در قبر فاطمه فرود آمد و به کناره های قبر اشاره کرد، مانند آنکه آن را گشاده تر می ساخت.
پیامبر فاطمه را در قبرش جای داد و از آن بیرون آمد، در حالی که دیدگانش اشکبار بود و در قبر کند و کاو می کرد.عمر به او گفت: یا رسول الله!برای این زن کارهایی کردی که برای کس دیگری نکرده بودی.فرمود این زن پس از مادرم که مرا زایید، مادر من به حساب می آمد.ابو طالب کار می کرد و سفره غذا می گسترد و همه ما را برای خوردن غذا دور هم گرد می آورد.آن گاه این زن سهم هر یک از ما را تقسیم می کرد و من برای گرفتن غذا، بار دیگر بازمی گشتم.این زن فرزندی به نام طالب به دنیا آورد.این طالب در روز جنگ بدر، همراه با مشرکان در حالی که کار ایشان را ناپسند می داشت، خارج شد، از سرنوشت طالب اطلاعی در دست نیست.و از او نسلی به جای نمانده است.عقیل و جعفر و علی فرزندان دیگر فاطمه اند که هر کدام از دیگری ده سال بزرگ ترند. ام هانی مسمی به فاخته، دختری است که فاطمه او را به دنیا آورد.علی (ع) و برادرانش نخستین هاشمیانی هستند که از پدر و مادر هاشمی پای به عرصه وجود نهادند.مؤلف نیز در این باره در قصیده ای می گوید:
مادر او (علی) فاطمه است و این زن با مهربانیها و دلسوزیهایش برای احمد (پیامبر) به منزله مادر و شفیق او بود.
پیامبر در کنار فاطمه در آسودگی و راحت به سر می برد و حال آنکه فرزندان آن زن از چنان آسودگی برخوردار نبودند.
فاطمه در مکه به پیامبر گروید و آن گاه به یثرب (مدینه) هجرت کرد و هیچ گاه شک و گمان، ایمان او را دستخوش آلودگی نساخت.
بهترین مخلوق خداوند یعنی محمد او را در لباس خود کفن کرد و وقتی قبر او را حفر کرد در آن خوابید.
محمد به آن زن سخن استواری تلقین کرد تا با آن در روز قیامت، گاهی که خلایق همه محشور می شوند، از سختی آن روز نجات یابد.
علی در دامن بهترین پدر و کریم ترین مادر رشد کرد و از این روست که قبیله عدنان مرتبت بلندی یافت و بر قبیله فهر افتخار کرد.
این زن و شوهر، هر دو از بنی هاشم بودند که هر دو بهترین شاخه درختی بودند که ریشه اش هاشم موسوم به عمرو بود.
علی از کسی همچون شیبه الحمد (عبد المطلب) صاحب نسبی درخشنده بود.و هر کس با او به معارضه برمی خاست، پرتو رخشنده این نسب او را بر جایش می نشاند.
کنیه علی (ع)
آن حضرت را به دو کنیه ابو الحسن و ابو الحسین نامیده اند.امام حسن (ع) در حیات پیامبر پدرش را با کنیه ابو الحسین و امام حسین (ع) او را با کنیه ابو الحسن می خوانده اند.پیامبر نیز وی را با هر دوی کنیه ها خطاب می کرده است.چون پیامبر وفات یافت علی (ع) را به این دو کنیه صدا می کردند.یکی دیگر از کنیه های علی (ع) ، ابو تراب است که آن را پیامبر برگزیده و بر وی اطلاق کرده بود.
در استیعاب نقل شده است: «به سهل بن سعد گفته شد: حاکم مدینه می خواهد تو را وادارد تا بر فراز منبر، علی را دشنام گویی.سهل پرسید: چه بگویم؟گفت: باید علی را با کنیه ابو تراب خطاب کنی.سهل پاسخ داد: به خدا سوگند جز پیامبر کسی علی را بدین کنیت، نامگذاری نکرده است.پرسید
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
فایل ورد کامل پاورپوینت رویکرد اعتقادات اسلامی در سازمان
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.