تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نقد جریان های سیاسی؛ گفت وگو با حمیدرضا جلایی پور؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل نقد جریان های سیاسی؛ گفت وگو با حمیدرضا جلایی پور با 63 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل نقد جریان های سیاسی؛ گفت وگو با حمیدرضا جلایی پور:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل نقد جریان های سیاسی؛ گفت وگو با حمیدرضا جلایی پور به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل نقد جریان های سیاسی؛ گفت وگو با حمیدرضا جلایی پور با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل نقد جریان های سیاسی؛ گفت وگو با حمیدرضا جلایی پور تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل نقد جریان های سیاسی؛ گفت وگو با حمیدرضا جلایی پور را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نقد جریان های سیاسی؛ گفت وگو با حمیدرضا جلایی پور :

ایران، ۱۵ و ۱۷/۸/۸۰

چکیده: آقای جلایی پور در این گفت وگو تلاش می کند به تحلیل سیر جریان دوم خرداد از دیدگاه اجتماعی بنشیند . وی معتقد است این جریان رشد آرامی داشته و همچنان در حال پیش روی است و نمی توان آن را خفه کرد; زیرا با اندیشه های جهانی پیوند دارد و استمرار جنبش، به تغییر و اصلاح قانون اساسی می انجامد .

در میان برخی صاحب نظران سیاسی این تحلیل وجود دارد که پس از انتخابات ۱۸ خرداد، خصوصا پس از انتخاب کابینه دوم آقای خاتمی، یک رکود سیاسی جامعه را فرامی گیرد و حتی گرفته است . آیا با این نظریه موافقید؟

از منظر سیاسی این تحلیل وجود دارد که این جنبش به رکود رسیده است و در بن بست قرار دارد; ولی من از این زاویه مساله را ارزیابی نمی کنم و ترجیح می دهم از زاویه اجتماعی آن را تحلیل کنم .

شما منطق تحلیل سیاسی را بفرمایید .

اگر بخواهیم به ارزیابی سیاسی مساله بپردازیم، باید بگویم آنها که این ارزیابی را قبول دارند، به دو مؤلفه اشاره می کنند و به دلیل همین دو مؤلفه رکود سیاسی را مطرح می سازند: مؤلفه اول، موانعی است که محافظه کاران و خصوصا افراطیون در چهار سال گذشته در برابر مطالبات جنبش دوم خرداد ایجاد کردند که به چند شکل اجرا شد: اول، با تاسی به دستگاه حکومتی عمل کردند که نظارت حداکثری استصوابی مصداق آن است . دیگری، با شخصی کردن دادگاه ها سعی کردند جلوی تحقق مطالبات را بگیرند و از اهرم هایی چون تکفیر مذهبی نیز استفاده شد و به هر حال این روند مانع تراشی طی این چهار سال ادامه داشت و حالا عده ای می گویند جریان محافظه کار نمی گذارد جنبش اصلاحی پیش برود و هدف آن که مردسالاری است، محقق شود و اخیرا پس از رای اعتماد به کابینه دوم خاتمی، یک مؤلفه دیگر را نیز به آن اضافه کردند، بر این مبنا که به غیر از کارشکنی محافظه کاران، دوم خردادی ها عرضه ندارند; لذا از بی کفایتی جبهه دوم خرداد سخن می گویند . مردم ۲۳ میلیون به آقای خاتمی رای دادند; ولی کابینه ای که ایشان معرفی کرد، انتظارات افکار عمومی را برآورده نکرده است و نتیجه گیری می کنند که دوم خرداد بیش از این توانایی ندارد و با توجه به این دو مؤلفه، یعنی کارشکنی محافظه کاران و بی کفایتی جبهه دوم خرداد، رکود سیاسی را نتیجه می گیرند .

اگر این گونه نیست و شما این تحلیل را قبول ندارید، نظریه دیگری را که به سطح سیاسی مربوط می شود بفرمایید .

ببینید! من از زاویه و وجه سیاسی بررسی نمی کنم که مقوله رکود سیاسی از داخل آن بیرون بیاید . من از سطح اجتماعی بررسی می کنم و به سطح سیاسی آن می رسم; به این معنا که جنبش دوم خرداد یک پیشروی آرامی داشته است و این پیشروی آرام ادامه خواهد داشت و به اعتقاد من نمی شود جان این جنبش را گرفت و فاتحه آن را خواند .

ما یک انقلاب اسلامی مردمی داشتیم که بعد از انقلاب و بعد از جنگ تلاش کردند انقلاب اسلامی را به جنبش بنیادگرای اسلامی خلاصه کنند; در حالی که انقلاب اسلامی یک جنبش انقلابی ضد دیکتاتوری و انقلابی متکی بر یک نواندیشی دینی بود; نه مبتنی بر یک تجربه مذهبی . در واقع جنبش دوم خرداد از دل انقلاب اسلامی درآمده و مبتنی بر نواندیشی دینی است; نه بنیادگرایی دینی .

شما فکر می کنید در شرایط کنونی از حضور پرنشاط مردم کاسته نشده است و خطر انفعال مردم وجود ندارد؟

من فکر می کنم مردم زندگی شان را می کنند و در این چهار سال نشان دادند که تحت تاثیر اقشار تاثیرگذار، یعنی نخبگان هستند . ولی نخبگان دیگر نخبگان حکومتی نیستند; نخبگان فکری، فرهنگی و تخصصی هستند که در جامعه پخشند و در شب های انتخابات تاثیر خودشان را می گذارند و سر بزنگاه وارد عرصه شده، بر تصمیم گیری مردم اثر می گذارند . این عامل بسیار مهمی است که با آن هیچ کاری نمی توانند بکنند .

حاملان و هواداران این گفتمان مردم سالاری چه کسانی هستند؟

قشر محروم جامعه این گفتمان را حمل نمی کند و قشر متوسط تحصیل کرده متولی این گفتمان است . این قشر، ثروتمند نیست; ولی گرسنه هم نیست . اگر قشر محروم بود، به دلیل این که صبر ندارد، اصلا وقت ندارد که محاسبه کند; اما قشر متوسط حساب و کتاب می کند تا ببیند فلان عمل و حرکت چقدر برای او هزینه و چقدر سود دارد . جنبش های بنیادگرا با یک عده افراد ناامید و مایوس طرف هستند .

در واقع گروه های مرجع جدید شکل گرفته اند و جامعه به این گروه های جدید که متکثر نیز هستند تاسی می کند؟

بله، این ویژگی جامعه است که هر قدر شهری تر، تحصیل کرده تر و تخصصی تر می شود، نمی توان با آن کاری کرد . البته من به دلایل عمیقا اجتماعی آن نمی خواهم اشاره کنم . بیشتر می خواهم در سطح یک جنبش اجتماعی بحث کنم . حالا به اعتقاد من جریان هایی که با این جنبش برخورد می کنند، بیشتر خودشان را خسته می کنند و بازار آنها را بیشتر داغ می کنند . نکته دیگر این که نمی توان در این جنبش خفقان ایجاد کرد . اگر جنبشی را بتوان خفه کرد، دیگر اسمش جنبش نیست .

چه دلیلی دارید که می گویید دیگر نمی توان خفقان ایجاد کرد؟

من به رسانه های کوچک، مثل روزنامه ها اشاره نمی کنم . روزنامه ای را می بندند و دوباره باز می شود . عامل دیگری را مثال می زنم که بسیار مهم است و آن این که این جنبش در شرایطی تحقق پیدا می کند و عمل می کند که در آکواریوم قرار گرفته و همه جهان آن را می بینند در چنین آکواریومی هر کس هر کاری می کند، خودش باید هزینه اش را بدهد . حالا اگر نظارت استصوابی هم باشد، دیگر جلوی جمهوری را نمی توانند بگیرند .

چون نیروهای جدیدی سر برخواهند آورد؟

نه، چون انتخابات برگزار می شود . اگر نظارت استصوابی حداکثری هم باشد و همه را رد صلاحیت کنند، خوب طبیعی است که مردم در انتخابات شرکت نمی کنند و اگر رد نکنند، مانند دوم خرداد و مجلس ششم می شود و ادامه پیدا می کند . یعنی خود انتخابات یک شاخص است و برای همه مهم است که چقدر در انتخابات شرکت می کنند و چقدر شرکت نمی کنند .

مساله بعدی این است که جنبش اصلاحی مردم سالار، متکی بر نواندیشی دینی است; نه بنیادگرایی دینی . بنیادگرایی دینی در دنیا یک واهمه ایجاد کرده است و بیشتر به مایوس ها و سرخورده ها تعلق دارد که می تواند امنیت جهانی را برهم بزند; ولی دیدند که در پایگاه انقلاب اسلامی یک جنبش مردم سالار ایجاد شده که امید زیادی به وجود آورده و خصوصا این که به صورت امیدی برای مسلمانان منطقه درآمده است و این جنبش اصلاحی در برابر موج جهانی حرکت نمی کند; بلکه با موج جهانی همراه است .

یعنی نگاه این جنبش از زاویه اندیشه، بر اندیشه جهانی متکی است؟

نواندیشی دینی، یعنی مسلمانانی که دارای اندیشه باز هستند و دیدگاه دگمی ندارند .

این نواندیشی دینی و محتوای آن برخاسته از چه فلسفه سیاسی است؟

اگر بخواهیم وارد این بحث بشویم، بسیار طولانی خواهد بود; اما به نظر من نواندیشی دینی چند ویژگی دارد که یکی از آنها این است که ما در حالی که مسلمان و دین داریم، به محصولات فکری جهان، اعم از فلسفه و علم احترام می گذاریم و برای برخورد با فلسفه و علوم، با ساز و کارهای خودش وارد می شویم; لذا نواندیشی دینی این ویژگی را دارد که نسبت به فرآورده های فکری بشری باز است .

آیا جامعه ایران در شرایط کنونی، از نظر سیاسی پا را از یک حکومت الهی بر یک حکومت متکی بر اندیشه بشری نگذارده است؟

اندیشه الهی هم که عده ای آن را پی گیری می کنند، خودش یک اندیشه سیاسی است . کار مهمی که این جنبش اصلاحی کرده، این است که می خواستند پایه های این حکومت را به آسمان ها ببرند; در حالی که این حکومت فوق العاده بشری است; زیرا تمام ویژگی هایی که در تمام حکومت ها وجود دارد و کثافت کاری هایی که ممکن است در بسیاری از حکومت ها اتفاق بیفتد، ممکن است در کشور ما هم اتفاق بیفتد; کما این که در مورد سعید امامی اتفاق افتاد . فرقی نمی کند; همان ساز و کارهایی که برای کنترل قدرت سیاسی لازم است، در کشور ما هم لازم است و این مقوله را همه مردم فهمیده اند که یکی از دستاوردهای جنبش دوم خرداد است . حتی می توانم اضافه کنم که من شاید ۳۰ – ۴۰ مسجدی را که برای نماز خواندن رفته ام و دقت کرده ام، متوجه شدم مساجدی که در آن نوعی اسلام سیاسی بنیادگرا تبلیغ می شود، با مساجدی که فقط مسجد است و موعظه دینی و اخلاقی می شود، بسیار تفاوت دارد . مساجد نوع اول خلوت شده اند و مساجد نوع دوم پررونق تر است .

آینده دوم خرداد چطور؟ آیا این رونق وجود خواهد داشت؟

قبل از انتخابات نکته ای را مطرح کردم مبنی بر این که آقای خاتمی «کاریزما» پیدا کرده است . البته یک کاریزمای مردم سالار . حالا اگر آقای خاتمی در چهار سال آینده بتواند این مطالبات را متحقق سازد، این کاریزما به روز می شود; زیرا کاریزما همیشه به روز نمی شود، بلکه پژمرده هم می شود . اگر ایشان با مطالبات مردم مماشات کند و اهداف را به طرف مقوله دیگری مثل نوسازی صنعتی ببرد و یا به سمت اعتدالی که من نفهمیدم یعنی چه و چیست ببرد، این پژمردگی اتفاق خواهد افتاد .

به اعتقاد شما چرا جریان مخالف و رقیب دوم خرداد به گونه ای عمل می کند که به ضررش تمام می شود و آیا بر این نکته واقف نیستند که با چنین عملکردی بیش از پیش پایگاه خود را از بین می برند؟

به طیف وسیعی از آنها نسبت دادن این که می دانند یا نمی دانند، سخت است; اما برداشت من این است که در بخش عاقل آنها باید یک تصمیم بزرگ بگیرند; به این شکل که از موضع پایگاه اجتماعی حرف بزنند، عمل کنند و پیش بروند و سرانجام خود را بازسازی کنند . مشکل این جاست که نمی خواهند کرسی ها و مواضع حکومتی خود را از دست بدهند . در واقع آنها با آویزان شدن بر مواضع قدرت حکوم

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *