توضیحات
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی روضه های مداحان معروف ایرانی در محرم سال ۱۴۴۱ هجری قمری، مطابق با ۱۳۹۸ شمسی، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی روضه های مداحان معروف ایرانی در محرم سال ۱۴۴۱ هجری قمری، مطابق با ۱۳۹۸ شمسی شامل 120 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی روضه های مداحان معروف ایرانی در محرم سال ۱۴۴۱ هجری قمری، مطابق با ۱۳۹۸ شمسی:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی روضه های مداحان معروف ایرانی در محرم سال ۱۴۴۱ هجری قمری، مطابق با ۱۳۹۸ شمسی را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی روضه های مداحان معروف ایرانی در محرم سال ۱۴۴۱ هجری قمری، مطابق با ۱۳۹۸ شمسی توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی روضه های مداحان معروف ایرانی در محرم سال ۱۴۴۱ هجری قمری، مطابق با ۱۳۹۸ شمسی :
مقدمه
به سبب اهمیتی که عزاداری بر امام حسین، دارد، از همان روز عاشورای سال شصت ویک هجری، توسط اهل بیت و خاندان آن حضرت در کربلا آغاز گردید که درصحنه عاشورا حضور داشتند و شهیدان خود را با اشک، آه و سوزوگداز همراهی کردند.
پس از واقعه عاشورا نیز بازماندگان آن حضرت – در دوران اسیری در کوفه، شام و پس از بازگشت اهل بیت به مدینه – همچنان داغدار و عزادار بودند و این مصیبت بزرگ را فراموش نکردند و در هر مناسبتی همراه بابیان اهداف قیام امام حسین، تجدید عزا میکردند.
شیعیان و دوستداران خاندان پیامبر در همان عصر ائمه و با اشاره و تشویق آن بزرگواران هرسال در سالگرد شهادت امام حسین به سوگواری و عزاداری میپرداختند و این رویه باروی کار آمدن خلفا و حکومت ها متفاوت بود؛ اما باروی کار آمدن سلسله شیعی آل بویه، گسترش بیشتری یافت و به صورت آشکار در کوچه و بازار برگزار شد و طی قرن های متمادی تبدیل به رمز و شعار تشیع شد. در سده های اخیر نیز با تشکیل دولت صفویه در ایران و اهتمام آنان به این امر از گسترش زیادی برخوردار شد و از عصر صفویه به بعد با بصیرت دهی هرسال علما و باروی آوردن مردم به سمت سوگواری و عزاداری، این امر به مناسک و شعائر رسمی مردمی تبدیل شد. هرسال در ایام ماه محرم، دوستداران اهل بیت خود را برای مناسک عزاداری ایام عاشورا مهیا میکنند و با اهتمام مردم نسبت به ایام عاشورا، این امر هرساله به یک سنت حسنه تبدیل شده است.
یکی از مسائل مهم موضوع عاشورا در عصر کنونی، برقراری مراسم عزاداری و مداحی است. در این مراسم؛ سخنرانان، واعظان، روضه خوانان و مداحان اهل بیت، به مسئله قیام و اهداف قیام و شهادت امام حسین و یاران باوفایش به نحو نوحه سرایی و روضه خوانی میپردازند که این بخش از مراسم از اهمیت ویژه ای برخوردار است. البته گاهی آنچه را وعاظ و مداحان به عنوان ذکر مصیبت در مجالس ارائه میدهند، غیر معتبر است و همین امر باعث انحراف در بازخوانی قیام و شهادت امام حسین و خدشه دار شدن مسئله عزاداری ایام عاشورا میشود که نباید این مسئله به عادی انگاری تبدیل شود و لازم است بازخوانیهای صورت گرفته، به وسیل محققین و پژوهشگران علم تاریخ مورد بررسی قرار بگیرد.
کلیات
عوامل تأثیرگذار در تحریف روضه های عاشورایی
برای بررسی چگونگی نفوذ مطالب تحریف شده به روضه های روضه خوانان و مداحان، باید یک بررسی میدانی همه جانبه در مورد امر بازخوانی عاشورا صورت گیرد تا به مواردی که در مسئله انحراف روضه ها دخیل هستند، رسید.
موارد مؤثر در انحراف روضه های عاشورایی:
۱- کتاب هایی که در مورد تاریخ عاشورا، نگاشته شده است؛
با بررسی تاریخچه ای کوتاه از چگونگی نفوذ مطالب تحریف شده به کتب تاریخ عاشورا، یکی از موارد ضعف متون روضه های ایرادشده مشخص میشود، چراکه مداحان و روضه خوانان در روضه های خود به ناچار از همین منابع استفاده میکنند.
۲- بی نیاز انگاری مطالع منابع تاریخ عاشورا توسط اکثر مداحان و روضه خوانان؛
۳- غلبه احساسات بعضی از مداحان و روضه خوانان در حین ارائه روضه به مردم؛ متأسفانه در بعض از مجالس، روضه هایی با بیان احساسات مداحان صورت میگیرد که خودشان نیز به احساسی بودن این امر اعتراف میکنند.
۴- عدم نظارت کافی و لازم توسط دستگاه های حاکمیتی مثل سازمان تبلیغات اسلامی که وظیفه مدیریت هیئت ها، مداحان و سخنرانان کشور را به عهده دارند؛
۵- بی نیاز انگاری مردم نسبت به روضه هایی که از مداحان و روضه خوانان میشنوند؛ برای غالب مردم، بررسی روضه هایی که از روضه خوانان و مداحان میشنوند، اهمیت چندانی ندارد و این امر باعث میشود بعضی از روضه خوانان و مداحان، در این امر، مطالعه نکرده و هرچه به مذاق خودشان خوش آید را ارائه میدهند.
۶- بی نیاز انگاری بررسی و جلوگیری از روضه های تحریف شده، توسط محققین و پژوهشگران علم تاریخ اسلام و پژوهشگران واقعه عاشورا.
۷- بی توجهی صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران نسبت به رسانه ای کردن مداحان و روضه خوانانی که در روضه های خود از مطالب منحرف استفاده میکنند.
مفاهیم
روضه خوان
روضه خوان کسی است که ذکر مصیبت امام حسین و وقایع کربلا و مصائب معصومین دیگر کند.[۱] ملاحسین کاشفی معاصر سلطان حسین بایقرا و امیرعلی شیر نوایی در قرن دهم ه. ق. کتابی به نام «روضالشهداء» نوشت که در مجالس سوگواری آن حضرت عینا آن کتاب را برای مردم میخواندند و خوانندگان را روضالشهدا خوان میگفتند و کم کم روضالشهدا خوان را «روضه خوان» گفتندی و کلمه روضه را بر ذکر مصیبت اطلاق نمودندی (ناظم الاطباء).
روضه خوانی
شغل و عمل روضه خوان را گویند، همچنین انعقاد مجلس روضه را «روضه خوانی» گویند.[۲]
مداح
درباره معنای واژه «مدح» گفته شده است: ستایش، ثنای به صفات جمیله، وصف به جمیل، توصیف به نیکوئی. مدحت، مدیح. مدیحه. نقیض هجا. نقیض ذم. مدح خوان و مدحت گوی. مدیحه خوان [کسی است ] که در توصیف و تمجید ممدوح اشعار گوید یا برخواند. مدح خوانی و مدیحه سرائی و مدیحه خوانی عمل مدح خوان را گویند.[۳] شاعران مدیحه سرا معمولا در توصیف و تمجید ممدوح، صفات او را شناسایی می کردند، مثل شجاعت، فداکاری، خردمندی، بخشش یا بخشایش، قدرت در جنگ و شکوه؛ و آن را در شعر برجسته می کردند و گاهی همراه با اغراق، ممدوح را ستایش می کردند. مدح در کنار شعر عاشقانه و شعر عارفانه، رایج ترین مضمون در ادبیات فارسی است و اصولا در شعر فارسی، قدیمیترین منابع موجود همان قدیمیترین مدح هاست؛ به عبارت دیگر پیشینه مدح به اندازه پیشینه شعر فارسی است.[۴]
معروف و مشهور
معروف: یعنی مشهور و شناخته. خلاف منکر. شناخته شده و شهرت یافته و نامور. (ناظم الاطباء). مشهور. (اقرب الموارد). نامی. نامدار. نام بردار، بلندآوازه. رو شناس. سرشناس (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
با توجه به آنچه در معنای معروف و مشهور گذشت، وعاظ و مداحان مشهور کسانی هستند که در بین مردم شناخته شده هستند و مجالس آن ها پرطرفدار است و در رسانه های ملی و مجازی مخاطبان زیادی را دارند.
روضه
نوحه سرایی بر مصائب اهل بیت رسول به نثر. مأخوذ از روضالشهداء تألیف ملاحسین واعظ کاشفی، مقابل تعزیه که نوحه سرایی به نظم است ذکر مصیبت حضرت حسین. در این پژوهش برای بیان منظور از روضه خوانی، به همین تعریف استناد شده است.
مرثیه
در لسان العرب در معنای «رثاء» گفته شده: به معنای این است که بعد از مرگ یک نفر او را مدح کند و خوبیهای او را بشمارد و بر او گریه کنند، همچنین اگر در مورد کسی که از دنیا رفته است، شعری بسرایند.[۵]
در لغت نامه دهخدا «مرثیه» یا «مرثیت»، این گونه تعریف و تبیین شده است:
– در عزای مرده گریستن. عزاداری. سوگواری. نوحه سرایی در عزای کسی.
– مرده ستایی و برشمردن اوصاف او. ذکر محامد و اوصاف مرده و ستایش او. مدیح مرده. شرح محاسن و ذکر خیر مرده. شعری که در سوگ ازدست رفته ای گویند. شعری که در عزای کسی گویند و در آن به محامد و صفات پسندیده وی اشاره کنند.
مقتل
«مقتل» بر وزن مفعل، از ریشه «قتل»، مصدر میمی به معنای «کشتن»[۶] و یا اسم مکان به معنای «قتلگاه» و «کشتن گاه»[۷] است. همچنین این واژه بر کتابی که به واقعه کربلا و شرح شهادت امام حسین پرداخته باشد، اطلاق میگردد.[۸] در اصطلاح تاریخ نگاری، مقصود از «مقتل الحسین»، نوعی تک نگاری تاریخی است که در آن به شرح جریان شهادت امام حسین ویارانش و در یک کلام، به واقعه عاشورا از آغاز تا فرجام، پرداخته شده است. اطلاق عنوان «مقتل» – به معنای مصدر میمی – به این نوع آثار، به این دلیل است که این نوع تک نگاری مشتمل بر اخبار و گزارش های مربوط به کشتن و شهادت امام حسین میباشد، اما اطلاق عنوان یادشده – به معنای اسم مکان – بر آن ازآن رو است که مقتل نویسان و مورخان نخستین تاریخ عاشورا، اخبار مربوط به واقعه
عاشورا و کیفیت نبرد و شهادت امام حسین ویارانش را در یکجا جمع کرده و آن آثار، محل گردآوری آن اخبار شده است. به تعبیر دیگر گزارشگران نخستین تاریخ عاشورا ازآن رو عنوان «مقتل الحسین» را برای آثار خود برگزیده اند که آثار یادشده، مکان تجمع و محل گردآوری اخبار مربوط به واقعه عاشورا و به ویژه، شهادت امام حسین شده است.[۹]
مقتل خوانی
یکی از معانی واژه مقتل، کتابی است که به واقعه کربلا و شرح شهادت امام حسین پرداخته باشد. در بعضی از کشورها و محلات هنوز هم رسم بر این است که یکی از وعاظ یا مرثیه سرایان مشهور، بالای منبر رفته و متن یکی از کتاب های مقتل را میخواند و مردم گوش فرا داده و عزاداری میکنند که به این عمل واعظ یا مداح، «مقتل خوانی» گفته میشود.
توسل
در لغت به معنای دست به دامان شدن، دستاویز گرفتن و نزدیکی جستن است.[۱۰] در لسان العرب واژه «وسیله» به معنای قربت و نزدیک شدن آمده است و توسل؛ توسل الیه به وسیله؛ یعنی به وسیله عملی به او نزدیک میشود. از قول جوهری نقل کرده است که «وسیله» عبارت از چیزی است که به سبب آن به دیگری نزدیک میشوند.[۱۱] بنابراین توسل به اهل بیت یعنی آنان را بین خود و خدا وسیله قرار داده و به وسیله آنان به خداوند متعال نزدیک میشویم و این توصیه قرآن است آنجا که میفرماید:
«یا أیها الذین آمنوا اتقوا الله وابتغوا إلیه الوسیله وجاهدوا فی سبیله لعلکم تفلحون». (سوره مائده، آیه ۳۵)ای کسانی که ایمان آورده اید! تقوا پیشه کنید و وسیله ای برای تقرب به خدا بجویید و درراه او جهاد کنید، باشد که رستگار شوید.
زبان حال
سخنانی که نویسنده از قول موجودات بیزبان و جمادات میگوید را «زبان حال» میگویند، لذا زبان حال بیشتر مربوط به موجودات بیزبان به خصوص گیاهان و جمادات است ولی منحصر به آن ها نیست، بلکه حتی انسانی که خاموش بوده اما وضع و حال او به گونه ای بوده است که شاعر حدس میزند که این شخص اگر میخواست سخن بگوید، چنین میگفت. این شخص نیز زبان حال دارد.
نخستین کسی که در آثار خود تعبیر زبان حال را به کاربرده و سعی کرد آن را تعریف کند، ابو حامد غزالی است. توجه غزالی به مسئله زبان حال دقیقا مربوط به تفسیر یا تأویل بعضی از آیات قرآن است که در آن ها سخن گفتن و شنیدن، به موجودات بیزبان و ماوراء الطبیعی نسبت داده شده است.[۱۲]
در رویداد عاشورا شعر نثر و نمایشی که همه آن یا فراز و صحنه هایی از آن برگرفته از گزارش های نقلی نباشد، ولی درعین حال؛ اوصاف، احوال و خطورات ذهنی امام حسین و دیگر عاشورائیان را با توجه به شخصیت آنان بیان کند و یا بیانگر انگیزه ها و اهداف آنان باشد، همچنین شعرها، نثرها و صحنه هایی که وضعیت شب و روز عاشورا یا سرزمین کربلا را از ابعاد گوناگون روشن کنند و… «زبان حال» نامیده میشوند.[۱۳]
باید توجه داشت که گرچه «زبان حال» مانند «زبان قال» صدق و کذب بردار نیست، اما باید باحال واقعی مطابقت داشته باشد وگرنه نوعی تحریف واقعیت و نادرست خواهد بود و ممکن است مایه وهن یا غلو شود، ازاین رو میتوان گفت هر زبان حالی سزاوار نقل نیست مگر آنکه ویژگی و شروط زیر را داشته باشد:
۱- همسو و همگون با سخنان و نامه های امام حسین ویاران و خاندانش باشد و در یک کلام در تضاد با سیره، سنت و اهداف آن حضرت نباشد.
۲- موافق و سازگار با شأن و منزلت امام حسین و اهل بیت باشد.
۳- نبایستی با گزارش های معتبر تاریخی درباره عاشورا از یک سو و مبانی و باورهای متقن و محکم کلامی و اعتقادی شیعه از سوی دیگر در تضاد باشد.
۴- گوینده تصریح کند یا بیانی ایراد کند که مشعر به زبان حال باشد تا شنونده آن را با زبان قال اشتباه نگیرد.[۱۴]
زبان قال
دهخدا درباره معنای قال گفته است: گفتار، سخن. هر لفظ که از زبان درآید، تمام باشد یا ناقص. زبان قال به معنای سرایش است برخلاف زبان حال.
با توجه به آنچه در مورد «زبان حال» گفتیم معنای «زبان قال» نیز روشن میشود، لذا میتوان گفت مراد از زبان قال در کربلا همان صحبت هایی است که بین امام حسین علیه السلام و اولاد و اصحاب او ردوبدل شده است که اگر خطبه های امام و سایر اهل بیت و اصحاب امام و رجزهای آنان را در نظر نگیریم، زبان قال در کربلا و صحبت هایی که بین امام و اطرافیان و یا بین اطرافیان باهم ردوبدل شده است، بسیار کم نقل شده است و همین امر باعث شده که زبان حال در بیان ماجرای کربلا پررنگ تر شود. ازجمله سخنانی که به عنوان زبان قال بین اهل بیت ردوبدل شده و روضه خوانان در روضه های خود به آن اشاره میکنند عبارت اند از:
سخن امام حسین زمانی که علی اکبر به طرف میدان حرکت کرد:
«اللهم اشهد علی هؤلاءالقوم فقد برز إلیهم غلام أشبه الناس خلقا و خلقا و منط قا برسولک کنا إذا اشتقنا إلی نبیک نظ رنا إلی وجهه اللهم امنعهم برکات الأرض و فرقهم تفریقا و مزقهم تمزیقا و اجعلهم طرائق قددا و لا ترض الولاه عنهم أبدا فإنهم دعونا لینصرونا ثم عدوا علینا یقاتلوننا. ثم صاح الحسین بعمر بن سعد ما لک قط ع الله رحمک و لا بارک الله لک فی أمرک و سلط علیک من یذبحک بعدی علی فراشک کما قطعت رحمی و لم تحفظ قرابتی من رسول الله».
سخن علی اکبر به پدر خود بعد از برگشت از میدان:
«یا ابه، العط ش قد قتلنی و ثقل الحدید قد اجهدنی فهل الی شربه ماء من سبیل؟».
سخن امام حسین به لشکر دشمن و دعوت آنان به جوانمردی:
«ویحکم یا شیعه آل أبی سفیان! إن لم یکن لکم دین و کنتم لا تخافون المعاد، فکونوا أحرارا فی دنیاکم هذه، وارجعوا إلی أحسابکم إن کنتم عربا کما تزعمون».
سخن حضرت زینب (س) به عمر سعد در هنگامی که لشکریان دشمن مشغول کشتن برادرش حسین بن علی بودند: «یا عمر! أیقتل ابوعبدلله و انت تنظر الیه!».
معرفی منابع تاریخی
کتب متقدم
الف) مقتل ابی مخنف (وقعه الطف) یوسفی غروی.
ب) الاخبارالطوال دینوری.
ج) الارشاد شیخ مفید.
کتب میانی
الف) الملهوف سید بن طاووس.
ب) مقتل الحسین خوارزمی.
ج) الفتوح ابن اعثم کوفی.
کتب متأخر
الف) منتهی الآمال شیخ عباس قمی.
ب) شهادتنامه امام حسین.
ج) مقتل جامع سیدالشهداء.
اعتبار منابع
با توجه به آنچه در معرفی کتب منتخب بیان شد دلایل انتخاب این کتب را میتوان در قالب سه دلیل بیان کرد:
الف) قرب زمانی مؤلف بازمان حادثه کربلا
بدیهی است که هر حادثه ای که در این جهان اتفاق میافتد، هرچند مهم و مقدس باشد، باگذشت زمان دچار تغییرات و بعضی تحریفات در نقل شده و نقص یا اضافاتی دامن گیر آن میشود، ازاین رو معمولا هرچه زمان مؤلفینی که به ضبط و نقل آن همت گماشته اند به زمان حادثه نزدیک تر باشد، اعتبار کتاب آن ها بالاتر و اطمینان و وثوق به مطالب آن ها بیشتری میشود. در بین کتب منتخب در این نوشتار دلیل مذکور را میتوان منحصر به کتب متقدم دانست مثلا در مورد مقتل ابی مخنف نویسنده آن ابومخنف لوط بن یحیی ازدی درزمانی میزیست که به زمان حادثه نزدیک بود که بعضی از فرازهای کتاب خود را از زبان کسانی نوشته که خود در حادثه حضورداشته و وقایع را با چشم خود دیده اند.
ب) رجوع مورخین بعدی به کتب مذکور و نقل مطالب از آن ها
ازجمله مواردی که اعتبار یک کتاب را بالا میبرد رجوع محققین و مؤلفین بعدی در نقل مطالب به آن کتاب است زیرا معمولا محققین و مؤلفین به کتاب هایی رجوع میکنند که مؤلفین آن ها مورد اعتماد و مطالب آن ها متقن و قابل اطمینان باشد.
ج) جایگاه ویژه مؤلفین کتب مذکور
حادثه کربلا در نوع خود بی نظیر بوده است و برای زنده نگه داشتن آن، ثواب های عظیمی از ناحیه اهل بیت برای آن ذکرشده است لذا هر کس که دستی بر قلم داشته و دارد، به بیان و تحلیل این واقعه عظیم اقدام نموده است. در این میان مؤلفینی به چشم میخورند که در میان علماء و محققین به سبب کثرت علم، قلم توانا و احتیاط در نقل وقایع تاریخی از جایگاه خاصی برخوردار بوده اند که ازجمله میتوان به شیخ مفید از مؤلفین کتب منتخب اشاره کرد که در علوم مختلف از دانشمندان زمان خویش ازجمله شیخ صدوق، ابوجعفر قولویه، ابوسهل نوبختی و بزرگان دیگر چنان کسب فیض کرد که سرآمد علمای زمان خویش شد و حتی بزرگان اهل تسنن در کتاب های خویش از او به عنوان عالمی روشن و نکته سنج و برجسته در علم کلام و استاد مناظره یادکرده اند. او در علم فقه و کلام دارای نوآوریهایی بوده است و آثار متعددی در علم کلام، فقه، اخلاق و تاریخ اسلام تألیف کرد که معروف ترین آن ها کتاب «المقنعه» در فقه و «الارشاد» در تاریخ است. بیان عظمت علمی او در این چند سطر نمیگنجد. او سرآمد علمای شیعه بود.[۱۵] در مورد سید بن طاووس گفته شده: این سید بزرگوار نزد همه دانشمندان شیعه معروف به جلالت قدر و تقوی و زهد است و بعضی گفته اند او عابدترین فرد دوران خویش بود. ایشان در طول عمر خود حدود شصت کتاب تألیف نمود که کتاب حاضر- الملهوف – یکی از کتاب های ایشان است.[۱۶]
د) توانایی و تبحر مؤلفین در نقل مطالب تاریخی
این ویژگی بیشتر در مورد کتب متأخر تبلور پیدا میکند، بدین معنا که هرچند زمان تألیف این کتب بازمان وقوع حادثه کربلا فاصله بسیار دارد اما در میان کتب متأخری که درباره مقتل امام حسین به رشته تحریر درآمده است، کتبی در این نوشتار انتخاب شده که مؤلفین آن، سال ها در رشت تاریخ کارکرده و تبحر یافته و در نقل مطالب تاریخی دقت نظر بسیاری به خرج داده اند، چنانکه در مقدمه کتاب مقتل جامع آمده است: «در سراسر کتاب، ملاکها و معیارهای شناخته شده و مورد عمل در تاریخ نگاری علمی، لحاظ شده است و چون مؤلفان محترم از دانش آموختگان و صاحب نظران در رشته تاریخ هستند و ساختار هر منبع و مؤلف آن و گرایش و مسلک و تفکر وی برای آنان، شناخته شده بود، به هر منبع و مأخذ، با بصیرت و شناخت لازم، مراجعه و استناد کرده اند».
در مورد کتاب شهادت نامه امام حسین آمده است:
مجموعه ای به نام «دانشنامه امام حسین» که محصول کار استاد محمدی ریشهری و گروهی از پژوهشگران بود، به بازار عرضه شد که دربردارنده تمام زوایای زندگانی امام حسین بود و مورد استقبال اهل تحقیق و پژوهش قرار گرفت. کتاب حاضر تحت عنوان «شهادت نامه امام حسین» گزیده ای از همان مجموعه است و دربردارنده بخش های ششم تا یازدهم دانشنامه امام حسین است.
تطبیق متن روضه قاسم بن الحسن
حاج میثم مطیعی
قطعه اول: شب عاشورا شد. آقای ما فرمایشاتی داشت، اصحابش عرایضی داشتند، بلند شدند، دانه دانه حرف زدند. همه وعده ها گرفتند، جایگاه خودشان را فهمیدند. این بچه همین جور حیران نگاه میکرد، هنوز حرفی نزده، انگار آخر مجلس باشد، آمد عمو «یا عم و أنا أقتل» عمو! من کشته میشوم یا نه؟ «فأشفق علیه» آقا مهربانی کرد، صدا زد:
«یا ابن أخی کیف الموت عندک» قربانت بروم برادرزاده من، مرگ در کام تو چگونه است؟ صدا زد: «یا عم أحلی من العسل» عمو از عسل شیرین تر است. آقا به کنایه جواب داد (تعبیر من این است)، فرمود: «لا أحد یقتل من الرجال معی أن تبلو بلاء عظیما» قاسمم ! عزیز دلم! هیچ مردی از این جمع با من کشته نمیشود مگر این که به بلای عظیمی گرفتار میشود؛ یعنی برو خودت را آماده کن.
قطعه دوم: روز عاشورا شد، آمد مقابل عمو ایستاد، هنوز حرفی نزده، «فلما نظ ر الحسین إلیه قد برز اعتنقه» وقتی آقا دید این نوجوان آماده میدان شده؛ چه آماده شدنی! آقا نوجوان را در آغوش گرفت «و جعلا یبکیان حتی غشی علیهما» این قدر عمو و برادرزاده گریه کردند، هر دو بیحال شدند، کم رمق شدند «ثم استأذن الحسین
فی المبارزه».
قطعه سوم: عمو اجازه میدهی بروم میدان یا نه؟ «فأبی الحسین أن یأذن له» اجازه نداد. نه، اجازه نمیدهم، برگرد. بازهم چیزی نگفت، «فلم یزل الغلام یقبل یدیه و رجلیه حتی أذن له» اول دست های عمو را بوسه زد دید نمیشود، افتاد به پاهای امام حسین، آقا اجازه داد. الله اکبر! روایت میگوید «فخرج و دموعه تسیل علی خدیه» وقتی اجازه داد، معطل نکرد. سریع رفت میدان حتی به این اندازه که این اشک ها را پاک کند.
قطعه چهارم: راوی لشکر دشمن میگوید دیدم نوجوان آمد میدان ولی هنوز دارد گریه میکند. درحالیکه گریه میکرد رجز حماسی خواند. چی صدا زد؟ای مردم «إن تنکرونی فأنا فرع الحسن / سبط النبی المصط فی و المؤتمن» اگر من را نمیشناسید من پسر حسن بن علی هستم. نواده محمد مصطفی هستم؛ پیغمبر امین «هذا الحسین کالأسیر المرتهن» این عموی من حسین است که مثل یک اسیر توی بند شما گرفتار است «بین اناس لا سقوا صوب المزن» بین شما مردم که خدا کند از آب باران ننوشید، وقتی اینجا آب فرات دارد موج میزند عموی من تشنه است.
قطعه پنجم: «و حمل وکأن وجهه فلقه قمر» راوی میگوید حمله میکرد، صورتش مثل ماه پاره بود، مثل ماه پاره بود این صورت، خب خیلیها هم طمع کردند. یکی گفت من داغ این را به دل عمویش بگذارم. جنگ نمایانی کرد «و قاتل فقتل علی صغر سنه خمسه و ثلاثین رجلا». سیوپنج نفر را به درک واصل کرد.
قطعه ششم: راوی میگوید وقتی آمد میدان «فی یده سیف و علیه قمیص و إزار و نعلان قد انقط ع شسع إحداهما» میگوید دیدم توی این دست های کوچک شمشیر گرفته، به جای زره پیراهن پوشیده، به جای کفش جنگی، نعلین پوشیده.
قطعه هفتم: آخه یکی آمد جلو «ضرب رأسه بالسیف» چنان با شمشیر به سرش زد «ففلقه» سر را شکافت، شبیه جدش امیرالمؤمنین شد «و وقع الغلام لوجهه فقال: یا عماه».
قطعه هشتم: آخه میگوید «و انجلت الغبره» گردوغبار فرونشست «فرأیت الحسین قائما علی رأس الغلام» میگوید دیدم بالای سر نوجوان ایستاده «و هو یفحص برجله» نوجوان دارد پا به زمین میکشد.
(همه قسمت های این روضه، بررسی شد و روضه ای که آقای مطیعی به صورت متن محور اجرا کردند، در کتب منبع وجود دارد و ذیلا درج شده است).
متن روضه در کتب تاریخی
وقعه الطف: حمید بن مسلم میگوید: نوجوانی به سوی ما آمد که گویا صورتش مانند تکه ماه بود و در دستش شمشیری بود. او ردا و عبایی بر تن و نعلینی به پا داشت که بند یکی از آن ها گسسته بود و فراموش نمیکنم که پای چپ او بود. عمرو بن سعد بن نفیل ازدی به من گفت: به خدا قسم من به او یورش خواهم برد! گفتم سبحان الله! چه فایده ای برای تو دارد؟ این گروه که او را در میان گرفته اند کار او را میسازند گفت به خدا قسم من بر او یورش خواهم برد و چنین کرد و برنگشت تا اینکه با شمشیر ضربه ای بر سر او زد.
آن نوجوان با صورت به زمین افتاد و گفت عمو جان. حسین علیه السلام چون باز شکاری نگاه کرد و چون شیری خشمناک حمله کرد و با شمشیر عمرو را زد، عمرو ضربه را با ساعد خود گرفت ولی دستش از آرنج قطع شد و اسبان رم کردند و زیردست و پای اسبان مرد. وقتی گردوغبار فرونشست، دیدیم که حسین بالای سر آن نوجوان ایستاده و او پا بر زمین میکشد. حسین میگوید: نفرین بر مردمانی که تو را کشتند. آن ها که در روز قیامت جد تو دشمن ایشان است. به خدا قسم بر عمویت ناگوار است که او را بخوانی و جوابی ندهد یا جواب دهد و نفعی برای تو نداشته باشد. به خدا سوگند این صدایی است که جفا کنندگان به آن زیاد و یاری کنندگان آن کم اند.
سپس امام او را برداشت. گویا هم اکنون پاهای آن جوان را میبینم که بر زمین کشیده میشد و حسین سینه اش را بر سینه خود گذاشته بود.[۱۷]
الارشاد: حمید بن مسلم گویید: در این گیرودار جوانی که صورتش قرص قمر بود و شمشیری حمایل داشت و پیراهنی پوشیده و نعلینی بپا کرده که بند یکی از آن ها گسیخته بود، وارد معرکه کارزار شد. عمر بن سعد ازدی به من گفت سوگند به خدا هم اکنون بر این جوان حمله می کنم و او را از پا درمی آورم. گفتم سبحان الله تعجب می کنم از این اراده که کرده ای، دست از این کار بردار و بگذار دیگران که بر کوچک و بزرگ حسین رحم نمی کنند او را به پدران نامدارش ملحق سازند. پاسخ داد چنین نیست. به خدا قسم سر راه بر او می گیرم و او را نابود می کنم این سخن را گفت و به قاسم حمله کرده، شمشیری بر سر مبا
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
فایل پاورپوینت کامل آغاز دوران جدید
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.