تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نگاهی به شعر انقلاب اسلامی؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی به شعر انقلاب اسلامی با 120 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی به شعر انقلاب اسلامی:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی به شعر انقلاب اسلامی به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی به شعر انقلاب اسلامی با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی به شعر انقلاب اسلامی تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی به شعر انقلاب اسلامی را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نگاهی به شعر انقلاب اسلامی :

مقدمه

«شعر انقلاب اسلامی در میان هم مقاطع تاریخ طولانی ایران، این ویژگی را دارد که تقریباً یکدست و کامل در جهت آرمانها و هدفهای والا و سخنگوی احساسات و افکار و جهت گیریهای ملتی است ک شاعر از متن آن برخاسته و بدان وابسته است. شعر دوران انقلاب شعر زر و زور نیست، شعر احساسات سطحی و متوجه به آرزوها و امیال حقیر بشری نیست. زبان یک ملت و شرح حال یک امت است؛ انعکاسی از روح بزرگ جامعه ای است که یکپارچه در جهت هدفها و آرمانهای الهی و انسانی گام برداشته و فداکاری کرده است. شعر هدفدار و سازند مردمی است. شعر دربارها و میخانه ها و عشرتکده ها نیست، شعر صحن عظیم جهاد و سیاست و انقلاب و جهان نگری است. شعر خدایی است.»[۱]قضاوت در مورد شعر انقلاب اسلامی، از آن‎ جا که مدت زیادی از عمرش نمی گذرد، اندکی با دشواری همراه است. می دانیم که بسیاری از صاحب نظران برآنند که دربار آثار ادبی هر دوره باید مدتها پس از پیدایش آنها – حداقل از ۵۰ سال بعد – به داوری نهایی پرداخت؛ بدیهی است که این طرز تفکر باعث می شود که آثار هر دوره به طور همزمان در معرض قضاوت خاص و عام واقع نشوند و البته در دوره های بعد توجه چندانی به مقتضیات زمانی و مکانی مبذول نخواهد شد و بسیاری از عوامل خلق آثار نادیده گرفته می شوند. با عنایت به این نکته و لزوم بررسی مسائل مربوط به هنر عصر انقلاب اسلامی، خصوصاً شعر که در این دوره از جایگاه ویژه ای برخور دار است، نگارنده درصدد برآمده که بحثی دربار شعر انقلاب اسلامی ارائه کند. این بحث شامل موارد ذیل است:

الف) تعریف شعر انقلاب اسلامی.

ب) ویژگیهای شعر انقلاب اسلامی در قلمرو مضامین.

ج) قالبهای رایج در شعر عصر انقلاب و شاعران معروف هر قالب.

الف – تعریف شعر انقلاب

شاید در نظر اول نتوان تعریف مشخصی با چارچوب معین از شعر انقلاب اسلامی ارائه کرد. اما امید می رود که در ضمن بحث و ارائه شواهد، تصویر روشنی از شعر انقلاب در اذهان رسم شود. در اینجا با ذکر فرازهایی از مقال «شعر انقلاب» نگاشت سید حسن حسینی سعی می کنیم حدود و ثغور این مقوله را اندکی روشن تر نماییم. «شعر انقلاب اسلامی، شعر مردمی به معنای واقعی آن است. شاعر این شعر همدوش، همسنگر، همدل و همزبان مردم است. با درد مردم رنج می برد و با شادی آنان شاد می شود. با فتحشان سر بلند می کند و با خنجر خوردنشان درد می کشد و با خشمشان به خشم می آید. … شعر انقلاب اسلامی تاریخ منظوم انقلاب نیز هست؛ فراز و نشیبهای این شعر، فراز و نشیبهایی است که مردم شاهدش بوده اند و در صحن آن ها حضور فعال داشته اند. اگر به شعر انقلاب اسلامی به گون باغستانی سرسبز با درختان تنا و، لاله های سرخ و آتشین جویبار های زمزمه گر بنگریم، سه درخت سر به فلک کشیده از لحاظ موضوع سخن در آن توجه مان را بیشتر جلب خواهد کرد: امام، شهدا و جنگ سه درخت تناور باغستان شعر شاعران مسلمانند و شاعران به این سه تناور سر به فلک کشیده بیش از دیگر مضامین سر سبز این باغ پرداخته اند.»[۲]

ب – ویژگیهای شعر انقلاب اسلامی

شعر در عصر انقلاب اسلامی فارغ از هیاهوی روشنفکرمآبانه ی* دوران پیش – که البته بیشتر به سازش با طاغوت ختم می شد – جایگاه حقیقی خود را در میان عامه ی مردم به دست آورده است. شاعران انقلاب، فرزندان زمان خویش هستند. دردها ونابسامانی های اجتماع خویش را با تمام وجود حس می کنند و می کوشند تا با سخن خود محرمی باشند برای اسرار مردم و مرهمی بر دردهای ایشان. در بررسی ادوار مختلف شعر فارسی باید زمینه ها، تحولات اجتماعی و سیاسی و دگرگونیهای فرهنگی و حتی معیشتی را فرا چشم داشت تا بررسی ها واقع بینانه به دور از هر گونه پیش داوری باشد. انقلاب اسلامی ایران به عنوان واقعه ای بزرگ که سرنوشت ملت ایران را در برهه ای درخشان و تاریخی رقم زده است، نمی تواند از این قاعده مستثنی باشد؛ حادثه ها و لحظه های انقلاب آشکار و پنهان به دنیای شعر راه یافته اند. وقوع حادثه های بزرگ، لحظه های خطیر و سترگ، لحظه هایی که با حیات و مرگ انقلاب پیوند داشت، نمی تواند و نباید بر سروده ها و احساس شاعران بی تأثیر باشد. شعر انقلاب اسلامی، شعری پویا و متحرک است که شمیم طراوت و سر زندگی از واژه واژه ی آن به مشام می رسد. در شعر این دوره بر خلاف دوره های قبل که یأس و سر خوردگی در اشعار شاعران موج می زد، دیگر از واژه های «شب» و «زمستان» و «وحشت» و «بن بست» اثری نیست و اگر گاهی به چنین مفاهیمی بر می خوریم بیشتر مراد نفی آنها و بشارت روشنی و امید و پیروزی است. اینک پاره ای از ویژگیهای شعر انقلاب اسلامی در قلمرو مضامین:

۱ – غفلت ستیزی و دعوت به بیداری: از خصوصیات اصلی شعر انقلاب «غفلت ستیزی» است. انقلاب، خود ریشه در غفلت ستیزی و مبارزه با جهل و ناآگاهی و دعوت مردم به هوشیاری و بیداری دارد و شعر انقلاب هم به تبع آن غفلت ستیز و بیدار گر است. در واقع «غفلت ستیزی اصلی ترین شاخصه ی شعر نسلی از شاعران انقلاب اسلامی است که با خود انقلاب متولد شدند و در کوره های تجارت آن گداختند و به کمال نزدیک شدند. نسلی که اکنون شاخه گسترده و تکثیر شده است،»[۳] نمونه هایی از این ویژگی را در اشعار زیر می بینیم:

مبادا خویشتن را واگذاریم امام خویش را تنها گذاریم

ز خون هر شهید لاله ای رست مبادا روی لاله پا گذاریم[۴]

در این تکاپو به غیر مردن اگر ره دیگری نماند

چنان سر از فرط سرفرازی فتد که دیگر سری نماند

نسیم غربت نورد عاشق، بگو به زاغان باغ غفلت

عقاب غیرت چو اوج گیرد به ابر بال و پری نماند

… ستمگران زمانه درسی اگر نگیرند از شهیدان

برای برگشتن از تغافل، رسد که دیگر دری نماند[۵]

۲ – بازگشت به خویشتن و مبارزه با طبق روشنفکر غربزده: مسأله بازگشت به خویشتن که قبلاً به شکل جدی و دقیق توسط بزرگانی همچون سید جمال الدین اسد آبادی و اقبال لاهوری و سپس در سخنرانی ها و نوشته های زنده یاد دکتر علی شریعتی و مرحوم جلال آل احمد و عده ای دیگر از نویسندگان متعهد مطرح شده بود، به قلمرو شعر نیز راه یافت. در واقع پیش از انقلاب سهم هیچ کس در ستیز با روشنفکران بی درد و خود باخته در حوز شعر به اندازه شاعران متعهد و روشن اندیش مسلمان نیست. این خصیصه که بیشتر در قالبهای نو و سپید – یعنی همان قالبهای مورد استفاد شاعران روشنفکر مآب – به چشم می خورد، در حقیقت بیانگر معارضه ای است که شاعران مذهبی علیه دگر اندیشان آغاز کرده بودند و با سلاح خود آنان به رویارویی با ایشان می پرداختند. این اندیشه، گاه با صراحت و شفافیت در شعر شاعران مسلمان جلب نظر می کند؛ به این دو نمونه توجه کنید: هم اکنون که نقش تو را به ناکجا می برند / او در کافه ای نشسته و «ودکا» می نوشد و مرگ تو را تحلیل علمی می کند! / بر او ببخش خواهرم! روشنفکر است. [۶] روزی که روشنفکر در کوچه های شهر پر آشوب / دور از هیاهو ها عرق می خورد، با جانفشانی های حزب الله / تاریخ این ملت ورق می خورد. [۷] چنانکه می بینیم در این دو نمونه واژ «روشنفکر» صراحتاً به کار رفته و این صراحت و فارغ بودن از هر گونه ابهام و ایهام شاعرانه از خصوصیات شعرهای اولین سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی است.

۳ – بازگشت به عشق آسمانی و عارفانه: در عصر پیش از انقلاب، سرودن شعر گناه آلود (کفر گونه) و غزلها یی با محتوای عشق مجازی به صورتی فراگیر و گسترده سروده می شود و حتی گاهی به حوز مقدس ترین ارزشهای دینی حمله می شد و عشقها ی جسمانی و مجازی ترویج می گردید. چنانکه در قلمرو سینما، رمان و داستان کوتاه و پاورقی های عاشقانه ی رنگین نامه های آن روزگار نیز این ویژگی جلب نظر می کرد.[۸] «در عصر انقلاب، شعر عارفانه، با بهره گیری کم رنگ تر از اصطلاحات رایج عرفان سنتی دوباره شاعران را در می یابد. در دوران اوج گیری مبارزه، عشق همواره با شهادت، خون، ایثار، وصال محبوب و … همراه است. این نوع سروده ها با عاشقانه ترین و برجسته ترین ماجرای تاریخ اسلام، یعنی عاشورای حسینی، پیوند می یابند و با آمیزه ای از عشق و حماسه فضایی تازه و بابی نو در شعر انقلاب می گشایند»؛ [۹] نمونه های زیر، و دهها مورد دیگر که در شعر عصر انقلاب از درخشش خاصی برخوردارند نشانگر احیاء عشق آسمانی در شعر این دوره است:

دستی ز کرم به شان ما نزدی بالی به هوای دان ما نزدی

دیری است دلم چشم به راهت دارد ای عشق! سری به خان ما نزدی[۱۰]

می خواستم به شور تو شیدا شوم، نشد در تار و پود عشق تو معنا شوم، نشد

ابر هزار جنگل جان را ز چشم خویش باریده ام که در تو هویدا شوم، نشد

… شهر شهید می طلبد بر شهادتم دردا نشد که لای صحرا شوم، نشد[۱۱]

– درختان را دوست می دارم / که به احترام تو قیام کرده اند، و آب را / که مهر مادر توست، / خون تو شرف را سرخگون کرده است: شفق آینه دار نجابتت / و فلق محرابی / که تو در آن / نماز صبح شهادت گزارده ای… [۱۲]

۴ – انتظار موعود: از جمله مسائل مهم و قابل توجه در جامع انقلابی ما انتظار سازنده و مثبت است. چنین انتظاری می تواند در تمام سطوح جامعه تأثیر ویژه بر جای بگذارد و امت مسلمان را همواره در حال آمادگی آرمانی نگاه دارد؛ آمادگی برای آمدن کسی که عدالت و برابری را جایگزین ظلم و جور می کند و حاکمیت مستضعفین عالم را تضمین می نماید. این تفکر در شعر انقلاب تجلی پیدا کرده و اشعاری با این مضمون به وفور در لابه لای صفحات مجموعه شعر ها و نیز صفحات ادبی مطبوعات به چشم می خورد و خود سبب ایجاد زمینه ی مساعدی در شعر انقلاب شده که می توان آن را «موعودیه سرایی» نام نهاد؛ درد دلهایی صمیمانه و عاشقانه با آن غایب از نظر:

دست تو باز می کند پنجره های بسته را

هم تو سلام می کنی رهگذران خسته را

دوباره پاک کردم و به روی رف گذاشتم

آینه ی قدیمی غبار غم نشسته را

… شب به سحر رسانده ام، دیده به ره نشانده ام

گوش به زنگ مانده ام، جمع عهد بسته را

ای دل صاف کم کمک، شده ست سطحی از ترک

آه شکسته تر مخواه، آین شکسته را[۱۳]

تمام خاک را گشتم به دنبال صدای تو

ببین باقی است روی لحظه هایم جای پای تو

دلیل خلقت آدم، نخواهی رفت از یادم

خدا هم در دل من پر نخواهد کرد جای تو

… تو را من با تمام انتظارم جستجو کردم

کدامین جاده امشب می گذارد سر به پای تو[۱۴]

آه می کشم تو را با تمام انتظار

پر شکوفه کن مرا ای کرامت بهار

در رهت به انتظار صف به صف نشسته اند

کاروانی از شهید، کاروانی از بهار… [۱۵]

۵ – پیوند حماسه و عرفان: یکی از ویژگیهای برجسته ی شعر انقلاب، تلاقی آن با دوران دفاع مقدس ملت ایران در برابر هجوم اهریمنانه ی دشمنان دین و میهن به مرزهای ایران اسلامی است. این هجوم گسترده که قریب ۸ سال دفاع مظلوما نه و یکپارچه ی ملت سلحشور ایران را به نمایش گذاشت، در ادبیات و به ویژه شعر این دوران تأثیر خاصی بر جای نهادهاست؛ به حقیقت می توان ادعا کرد که عصر دفاع مقدس یکی از برجسته ترین ادوار شعر انقلاب اسلامی است، گرچه بعضی ناسزا گویان ناشسته روی این حقیقت را تحمل نتوانند کرد و وجود این برهه ی درخشان در شعر معاصر را از سر غرض ورزی نادیده می گیرند. شاعران این دوره – که بسیاری از آنان خود رزمندگان خستگی ناپذیر عرصه های نبرد نیز بوده اند – کوشیده اند در قالبهای مختلف آنچه را در جبهه های نبرد می گذرد با بیانی شاعرانه در معرض دید همگان قرار دهند. البته شعر و دفاع مقدس از لحاظ مضمون جلوه های گوناگونی دارد و علاوه بر ترسیم صحنه های نبرد؛ مسائل پشت جبهه ، یاد شهیدان و شرمساری از آنان، دعوت مردم به پایداری و استقامت و … در آن جلب نظر می کند. حتی گاهی شاعران در شعر خود مصراع یا بیتی از دوستان یا وابستگان شهید خویش را می آورند و به این ترتیب یاد شهیدان را تجسم عینی می بخشند، مثل این بیت از مرحوم سلمان هراتی که مصراع دوم آن را، شاعر از «شهیدی به یاد داشته است»[۱۶] و یا با دلی آکنده از حسرت، پر کشیدن سینه سر خان مهاجر (شهیدان) و پا در گل ماندن خود را شکوه می کنند:

یادگار از تو همین سوخته جانی است مرا شعله از توست اگر گرم زبانی است مرا

به تماشای تن سوخته ات آمده ام مرگ من باد که اینگونه توانی است مرا… [۱۷]

و یا این نمونه:

بشکوه، بشکوه، بشکوه یاد شهیدان که رفتند

اندوه، اندوه، اندوه سهم من و تو که ماندیم[۱۸]حتی در مواردی شاعران نسل قدیم که شاید چندان میانه ای هم با شاعران عصر انقلاب نداشته باشند، همنوا با خیل حماسه سرایان دفاع مقدس – گرچه از منظری دیگر – به یاد وطن، نوای عشق سر می دهند و این گونه با سرزمین خونرگ خویش راز و نیاز می کنند:

دوباره می سازمت وطن، اگر چه با خشت جان خویش

ستون به سقف تو می زنم، اگر چه با استخوان خویش[۱۹]پیوندی که میان حماسه و عرفان در شعر دفاع مقدس شکل گرفته و از آغاز شکل گیری شعر انقلاب به ویژه در قالب غزل نمود عینی یافته است، خود، جریانی را رد شعر انقلاب پدید آورده که می توان آن را «غزل – حماسه» نامید. یعنی سرودن اشعاری در قالب غزل با صبغه ی حماسی و البته گاه عرفانی.از پیشروان این جریان می توان به عباس صادقی (پدرام) اشاره کرد او مجموعه شعری در سال ۵۸ منتشر نموده است به نام «غزل خون» که نمونه های متعددی از غزل – حماسه در آن به چشم می خورد، به دو مورد از این شعر ها توجه کنید:

شب شکن چشم بچرخان که بچرخانیمان در شب معجزه مستانه برقصانیمان

هله تا هلهله از اهل زمین برخیزد دهل آن گونه بزن تا یله گردانیمان … [۲۰]

وقتی چراغ حادثه خاموش می شود شب جیره خوار خون سیاووش می شود

برگرد ای قلندر مشرق زمین که باز درهای بسته بهر تو آغوش می شود… [۲۱]

غزل سرای دیگری که در پیوند حماسه و عرفان در شعر انقلاب نقش عمده ای داشته «نصرالله مردانی» است. در مجموعه شعر او با عنوان «خون نام خاک» نمونه های فراوانی از غزل – حماسه دیده می شود که گاه صبغه ی عرفانی به خود می گیرد، مثل این نمونه ها:

من واژگون، من واژگون من واژگون رقصیده ام

من بی سر و بی دست و پا در بحر خون رقصیده ام… [۲۲]

در خم خورشیدی دل جوش جوشی دیگر است

می فروش عشق اینجا می فروشی دیگر است[۲۳]

۶ – ورود مسائل سیاسی اجتماعی به شعر انقلاب: مسائل سیاسی و اجتماعی از دیرباز در شعر فارسی مجال ظهور و بروز یافته اند. این مسائل گاه به صراحت و گاه در پرده ای از رمز و اشاره به شعر شاعران راه یافته است. وقتی حافظ علیه الرحمه می فرماید:

اگر چه باده فرح بخش و باد گل بیز است

به بانگ چنگ مخوری که محتسب تیز است[۲۴]بی شک در پوشش این غزل ناب، گوشه ی چشمی به مسائل روزگار خویش دارد و یا آنجا که می فرماید:

بود آیا که در میکده ها بگشایند گره از کار فرو بسته ی ما بگشایند[۲۵]

در حقیقت تظلم و دادخواهی از مظالم حاکمان زورمدار آن عصر را زمزمه کرده است. تأثیر مسائل خاص سیاسی – اجتماعی در عصر مشروطیت و پس از آن که نسیم آزادی در ملک ما وزیدن گرفته بود بسیار بیشتر از دوره های دیگر است و با رجوع به دیوانهای شاعران آن عصر مثل: فرخی یزدی، عارف قزوینی، ابوالقاسم لاهوتی، میرزاده ی عشقی، ملک الشعراء بهار و … می توان نمونه های متعددی از مضامین سیاسی – اجتماعی به دست آورد. وقتی فرخی یزدی از سر درد می نالد:

سوگواران را مجال بازدید و دید نیست

باز گرد ای عید از زندان که ما را عید نیست

… وای بر شهری که در آن مزد مردان درست

از حکومت غیر حبس و کشتن و تبعید نیست[۲۶]

صراحت لهجه و شجاعت او در بیان چنین مضامینی ما را به شگفتی وا می دارد.شعر در دوران قبل از انقلاب (دهه های ۴۰ و ۵۰) نیز سرشار از مضامین سیاسی است که گاهی از آن با عنوان «شعر مقاومت» یاد می شود؛ غزل زیبای دکتر شفیعی کدکنی با مطلع:

موجهای خز از سوگ سیه پوشانند بیشه دلگیر و گیاهان همه خاموشانند

از این نوع شعرها ست و دو بیت زیبای آن هنوز هم زبانزد خاص و عام است:

… آن فرو ریخته گلهای پریشان در باد کز می جام شهادت همه مدهوشانند

نامشان زمزمه ی نیم شب مستان باد تا نگویند که از یاد فراموشانند[۲۷]موسوی گرمارودی، طاهره صفارزاده و دیگرانی چون مرحوم مهرداد اوستا و مرحوم مهدی اخوان ثالث که رخ در نقاب خاک کشیده اند و یا کسانی که هم اینک در خارج از این آب و خاک به سر می برند مثل نعمت میرزا زاده (م. آزرم) از دیگر شاعرانی هستند که نمونه هایی ارزشمندی از شعر مقاومت را در آثار خود به نمایش گذاشته اند. اما انقلاب اسلامی ایران، با توجه به این که شگفت انگیزترین پدیده ی سیاسی چند دهه ی اخیر در جهان معاصر به شمار می رود، پیوند خاصی با مسائل سیاسی و اجتماعی دارد. انقلاب چشم ها را به روی حقایق گشود و انگیزه های خاص توجه به مسائل انسانی و اجتماعی را در همگان، خصوصاً شاعران – که وجدانها ی بیدار جامعه به شمار می آیند – به وجود آورد. مضامین سیاسی – اجتماعی در شعر انقلاب از چنان گستردگی و تنوعی برخوردار است که حتی اشاره ی فهرست وار به این گونه مضمونها فرصت گسترده ای می طلبد. فهرست اجمالی بعضی از این موضوعها به شرح ذیل است – با ذکر نمون اشعار:

یاد شهیدان و اندوه و حسرات از پا در گل ماندن خویش و عروج شهیدان

بار بر دوش آنهاست، آه آری همانها پاکها، نازنینها، خوبها، مهربانها

… ما چه کردیم باری؛ ناله ای، شکوه واری شد وطن زنده اما زان جوانها و جانها[۲۸]

این عطر ناب وصال است یا بوی گلهای سیب است این نفخه ی آشنایی، بوی کدامین غریب است؟

… با اشتیاق زیارت یاران همدل گذشتند انگار تنها دل من از عاشقی بی نصیب است[۲۹]

… دلا به حال تو افسوس می خورم که نرفتی تویی به ماندن راضی، اگر درست بگویم[۳۰]

نکوهش ریاکاران و صاحبان زر و زور و تزویر و جوش و خروش علیه مرفهین بی درد

همسایه، چشم بد نرسد، صاحب زر است

چون صاحب زر است یقیناً ابوذر است!

کم کم به دست مرده دلان غصب می شود

باغی که در تصرف گلهای پرپر است[۳۱]

تیغ و است که پوسیده به میدان یارب!

کاخها سبز شد از خون شهیدان یارب!

بگذارید که فتوا بدهم تضمینی

کفر محض است اگر از کاخ برآید دینی[۳۲]

… من ندانم که بود خواجه سلمان یا نیست

در احد هر که ز احمد نبود سفیانی است![۳۳]

امروز شاید باید از خون گلو خورد

نان شرف از سفره های آرزو خورد!

خشکیده چاه زمزم، اما حسرتی نیست

لب تشنه باشی می شود از آبرو خورد

… شاید تمام حرفمم این باشد جماعت

حق شما را کاخهای روبرو خورد![۳۴]

همسایه بغلی ما شخص شریفی است با هشتصد متر بنا!

… هر وقت جنگ جدی می شد به جبهه می رفت و یک تغار آب پرتقال تگر ی می خورد[۳۵]

بیان رنج ها و محرومیت های طبقات فرو دست جامعه

… من هم می میرم/ اما نه مثل گلبانو/ که سر زایمان مرد/ پس صغری مادر برادر کوچکش شد/ و مدرسه نرفت/ چه کسی جاجیم می بافد؟[۳۶]تذکر این نکته لازم است که اشعاری با این مضمون، به دلیل صراحت بیش از اندازه، گاهی شکل شعار به خود می گیرند، مثل این نمونه ها که البته از شاعران جوانتر است:

کودکت مرد از این درد خدا خواسته است

سوگواری نکن ای مرد خدا خواسته است؛

و پدر رفت شکایت کند از دکتر ها

همسرش گفت که برگرد خدا خواسته است[۳۷]

غروب خسته و یک پارک، کودکی تنها

نشسته روی زمین واکس می زنم آقا

تمام زحمت خود را شمرد با انگشت

هنوز خیلی کم است آه کمتر از ده تا

… صدای مبهم او بود در سکوت آیا

دوباره امشب ما آه نان با حلوا[۳۸]

بازتاب شهادت یا وفات یاران انقلاب و ارتحال جانگداز حضرت امام(س)

مطهری که از او روح گل مطهر بود

زلال چشمه ی ایمان یار رهبر بود[۳۹]

ای زند همیشه برایت خدا گریست

تاریخ از این مصیبت بی انتها گریست

در سوگت ای ابوذر دوران، چریک پیر

کوه و درخت و ابر و نسیم رها گریست[۴۰]

نام رجایی به جاست، شور رهایی به پاست

گر چه زنام آوران ناموری می رود

بی هنران را بگو گنج هنر زان ماست

گرچه ز ملک با هنری می رود[۴۱]

به روی طاقچ ما تمام آینه‎ ها

نشسته اند به سوگ امام آینه ها

تمام آینه ها شاهدند و می دانند

که من گریسته ام با تمام آینه ها… [۴۲]

ای دل این آشفته حالی را که تقدیم تو کرد؟

وحشت آن جای خالی را که تقدیم تو کرد؟

… آه ای باران! پیاپی نام پیر ما ببر

هر که پرسد این زلالی را که تقدیم تو کرد؟[۴۳]

زنده تر از تو کسی نیست، چرا گریه کنیم؟

مرگمان باد و مباد آن که تو را گریه کنیم

هفت پشت عطش از نام زلالت لرزید

ما که باشیم که در سوگ شما گریه کنیم؟

… ما به جسم شهدا گریه نکردیم، مگر

می توانیم به جان شهدا گریه کنیم؟![۴۴]

انعکاس فرهنگ جهاد و شهادت در شعر انقلاب

… شب هم یک کهکشان بسیجی روشن

در آسمان ده رژه می رفتند

گفتم: خدای من / اینها چه کرده اند؟

اینها که عشق را / با دستهای کوچکشان قبضه کرده اند![۴۵]

رحیق عشق کشیدند و بی قرار شدند شبانه رخش خطر پوی را سوار شدند

چراغ بزم شهیدان عشق روشن باد! که صبح صادق ما را طلایه دار شدند…[۴۶]

خوشا آنان که جانان می شناسند طریق عشق و ایمان می شناسند

بسی گفتیم و گفتند از شهیدان شهیدان را شهیدان می شناسند![۴۷]

۷ – استفاده ی گسترده از آیات، احادیث و تلمیحات مذهبی و سرودن سوگنامه برای ائمه و اولیاء دین: از آنجا که انقلاب اسلامی ایران صبغه ای دینی دارد و بر اساس مبانی دین مبین اسلام شکل گرفته است، در شعر انقلاب اسلامی استفاده از منابع مذهبی امری کاملاً رایج است: آیات، احادیث، ماجراهای تاریخ اسلام همچون واقع کربلا و … دستمایه ی مناسبی برای شاعران متعهد و مسؤول بوده است. اینک نمونه هایی چند از این ویژگی:

بار امانتی که فلک بر نتافتش بر دوش جان نهاده در این راه برده اند[۴۸]که اشارتی دارد به آی ۷۲ سور احزاب: إِنَّا عَرَضْنَا اْلأََمانَهَ عَلَی السّمواتِ وَ اْلأَرْضِ وَ الجِبال فَأَبَیْنَ عنْ یَحْمِلنَها … ؛ مضمون این آیه تحمل بار امانت الهی از سوی انسان است.

روزی خوران سفره ی عشقند تا ابد ای زندگان خاک مگو یید مرده اند[۴۹]

که آی ۱۶۹ سور آل عمران را به خاطر می آورد: وَ لا تَحْسَبَنَّ الذینَ قُتِلُوا فی سبیلِ الله أَمْواتًا ….

… شمشیرها را گو ببارند از سر بغض از عشق ما جز این تمنا یی نداریم[۵۰]

… بزن زخم کاین مرهم عاشق است که بی زخم مردن غم عاشق است[۵۱]که تفسیری از این کلام نورانی حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) می باشند: «ان کانَ دینُ محمد لَمْ یَسْتَقِمْ الاّ بقتلی فیاسُیوف خُذینی»تفسیر حدیث قدسی «کلمه لا الا اله الله حِصْنی فَمَنْ دَخَلَ أَمِنَ مِنْ عذابی» در این بیت از غزلی خطاب به حضرت امام رضا(ع) که تحقق مفاد این حدیث را مشروط بر اعتقاد به امامت خودشان دانسته بودند: بوی توحید مشروط بر بودن توست ای که آیات قرآن تو را می شناسد[۵۲]

تلمیح به حضور حضرت علی (ع) با زره بی پشت در میدان های جهاد:

… هنوز جوشن بی پشت مرتضی با ماست

ببین به مشت یلان ذوالفقار مولا را[۵۳]

تلمیح به پنج نوبت نماز در شبانه روز:

پنج نوبت صبح و ظهر و شام، دیده بان بام چارم باش

ساقی آتشفشان در جام، خضر راه ساغر و خم باش[۵۴]سرودن سوگنامه برای اولیاء دین هم در این عصر رواج کامل دارد. نمونه هایی از این سوگنامه ها را در مجموعه های «کفشهای مکاشفه» (احمد عزیزی، ۱۳۶۸) ؛ «چمن لاله» و «خط خون» (سید علی موسوی گرمارودی، ۱۳۶۲)«ماه و کتان» (یوسفعلی میر شکاک، ۱۳۶۸) ؛ «تولد در میدان» (حسین اسرافیلی، ۱۳۶۴) و دهها مجموعه ی شعر دیگر و نیز در صفحات ادبی مطبوعات عصر انقلاب می توان سراغ گرفت. حسن ختام این بخش را به غزل زیبایی از «محمد رضا محمدی نیکو» در رثای سرور و سالار شهیدان حضرت ابا عبد الله الحسین(ع) اختصاص می دهیم:

ای که پیچد شبی در دل این کوچه صدایت

یک جهان پنجره بیدار شد از بانگ رهایت

تا قیامت همه جا محشر کبرای تو برپاست

ای شب تار عدم، شام غریبان غرابت

عطش و آتش و تنهایی و شمشیر و شهادت

خبری مختصر از خاطره ی کرب و بلایت

همرهانت صفی از آینه بودند و خوش آن روز

که درخشید خدا در همه ی آینه هایت

کاش بودیم و سر و سینه و دستی چو ابا الفضل

می نشاندیم سبکتر ز کفی آب به پایت

از فرا سوی ازل تا ابد ای حلق بریده

می رود دایره در دایره پژواک صدایت[۵۵]

ج) قالبهای رایج در شعر عصر انقلاب و شاعران نام آور هر قالب

۱ – غزل: یکی از مرسوم ترین قالب های شعری پس از انقلاب است و تقریباً همه ی کسانی که در شعر انقلاب از معروفیتی برخوردارند، رویکردی به این قالب نشان داده اند و چند غزل در کارنامه ی خویش دارند.«غزل عصر انقلاب که مبداء اصلی آغاز آن بهمن ماه ۱۳۵۷ (زمان پیروزی انقلاب اسلامی) است، تاکنون دوره هایی را پشت سر نگذاشته است و شاعران غزل سرا در این دو دهه با وجود نو رسیدگی، به تجربه های ارزنده ای در زمینه ی اندیشه، موسیقی شعر، زبان شعر، تخیل و … دست یافته اند.. تأثیر مسائل مربوط به دور دفاع مقدس و پیامد ‎های آن در شکل گیری غزل این عصر انکارناپذیر است و شاعران فراوانی کوشیده اند با الهام از حماسه آفرینی های دلیرانه ی رزمندگان و شهیدان، عرصه های تازه ای را در غزل کشف کنند. علاوه بر این در میان خیل عظیم غزل سرایان، بوده اند کسانی که با تأثیر پذیری از شعر نیمایی و نیم نگاهی به غزل فارسی دهه های گذشته و نیز با تکیه بر ابتکار ات شخصی، خالق غزلهایی، ماندنی و زیبا شده اند. مثلاً در این بیت که از غزلی سروده ی «محمد علی بهمنی» نقل شده، مفهوم بکر و تازه ای مشاهده می شود:

نشسته اند ملخها ی شک به برگ یقینم ببین چه زرد مرا می جوند – سبزترینم!»[۵۶]عده ای کوشیده اند با تقسیم بندی های خاص دوره های تحول غزل را در شعر پس از انقلاب بررسی کنند و معتقدند که غزل در شعر این دو دهه به سه جریان: غزل نو، غزل نوین مبتنی بر ترکیب سازی و غزل حماسی منحصر شده است.[۵۷] اما حقیقت آن است که گستردگی و تنوع مضامین در قالب غزل در سالهای اخیر به گونه ای است که در حصار تنگ و محدود چنین تقسیم بندی هایی نمی گنجد. گرچه این تقسیم بندی ها به نوبه ی خود برای مطالعه و بررسی آگاهانه ی شعر انقلاب ضروری و مفید می نمایند. و اما اگر اساس داوری خود را درباره ی غزل پس از انقلاب، زمان پیروزی انقلاب اسلامی ایران قرار دهیم، می توانیم غزل «شب انقلاب» از «بهمن صالحی» را از جمله نخستین غزلهای این عصر به شمار آوریم. این غزل که در ۲۴ بهمن ۱۳۵۷ سروده شده با حال و هوای عصر پیروزی کاملاً متناسب و سازگار است. وزن مناسب و واژگان و ترکیبهای خوش آهنگ در ترسیم فضای حماسی مورد نظر شاعر مؤثر بوده است. بیتی چند از این غزل را زمزمه می کنیم:

ستاره ها حیران، پرنده ها بیدار ترانه‎ها خونین، جوانه ها بیمار

شب غریبی بود پر از سموم سرب فضای شهر من، ز موج خون سرشار

… شب عروج عشق، شب افول درد شب ظهور گل، شب سقوط خار

شبی که پایانش طلوع دیگر داشت تفنگها در دست، جنازه ها بردار[۵۸] از دیگر کسانی که در محدوده ی زمانی پیروزی انقلاب اسلامی تا آغاز حماسه ی دفاع مقدس، غزل پردازی را پیشه کرده بودند می توان به «نصرالله مردانی» (ناصر) اشاره کرد. او با غزل «سیاووش نسیم» استعداد زبانی والای خود را نشان داد. مطلع این غزل چنین است:

رقص گل دوش چنان برد ز سر هوش نسیم

که دریده است در این معرکه تن پوش نسیم![۵۹]

«هوشنگ ابتهاج» (ه‍. ا. سایه» که از جمله شاعران نسل پیشین است در همنوایی و همگامی با حرکت سرنوشت ساز امت اسلامی ایران غزلی سروده است با مطلع:

زمانه قرع نو می زند به نام شما خوشا شما که جهان می رود به کام شما[۶۰]این غزل که سراپا شور و احساس است و خواننده را به وجد می آورد در سال ۱۳۵۸ خطاب به مردم مبارز ایران سروده شده است. در دور دوم رواج غزل یعنی از آغاز جنگ تحمیلی و دفاع مقدس تا پذیرش قطعنامه، غزل پردازان دیگری به میدان گام می نهند که از آن جمله می توان به سید حسن حسینی، ثابت محمودی (سهیل)، حسین اسرافیلی، قیصر امین پور، ساعد باقری، سلمان هراتی، علیرضا قزوه، عبدالجبار کاکا یی، پرویز بیگی حبیب آبادی و دهها نام دیگر اشاره کرد؛ برای پرهیز از اطاله ی کلام به اشاراتی مختصر به آثار برجست تنی چند از این خیل بی شمار بسنده می کنیم: «سید حسن حسین» در پاره ای از غزلهای خویش با صمیمیت و صداقت خاصی رزمندگان اسلام و امت مسلمان را به استقامت در مقابل خصم کافر کیش دعوت می کند:

ای زده شعله به شب بارق باورتان پیش تا صبح ظفر دست خدا یاورتان

سینه سرخان مهاجر به شما شک برند که شفق وام گرفته است زبان و پرتان

بانگ تکبیر شما مژده ی فتحی است قریب تا دژ «نصر من الله» بود سنگرتان[۶۱]

غزل «وداع» از دیگر سروده‎ های حسینی است که صحنه ی خداحافظی رزمنده ای را با مادرش ترسیم می کند و چه شکوهمند و غم انگیز است این وداع آخر:

می روم مادر که اینک کربلا می خواندم از دیار دور یار آشنا می خواندم

ذوالجناح رزم را گاه سحر زین می کنم می روم آنجا که نای نینوا می‎ خواندم[۶۲]

لحن صمیمی و بی پیرای شاعر در این دو نمونه نشانگر ضعفهای تکنیکی خاصی است که گریبانگیر بیشتر شعرهای آن دوره بوده و در سالهای بعد این نقیصه تا حدود زیادی بر طرف شده است. چنانکه از همین شاعر غزل های زیباتری را در «همصدا با حلق اسماعیل» و در میان آثار بعدی او مشاهده می کنیم؛ مثل غزل «کرامات نورانی» – تقدیم به حضرت امام(س) با این مطلع چشمگیر و زیبا:

هلا روز و شب فانی چشم تو دلم شد چراغانی چشم تو … [۶۳]

«سید حسن ثابت محمودی» (سهیل) صاحب مجموعه‎ های «دریا و غدیر» (۱۳۶۴) و «فصلی از عاشقانه ها» (۱۳۶۹) دیگر غزل سرای مطرح این دوره است. هر دو مجموعه ی او مشتمل بر غزلهایی با مضامین دفاع مقدس، یاد شهیدان، ستایش امام و … است؛ ذیلاً به مطلع چند غزل وی اشاره می کنیم:

پای به هر طرف بنه بهار را صدا بزن

بهار را به سیر کوچه باغها صدا بزن … [۶۴]

نباید از شب و تشویش با تو صحبت کرد

ز عقل فاصله اندیش با تو صحبت کرد… [۶۵]

ای دل به خاطر بیاور بانگ و هیاهوی باران

در روزهایی که پر بود هر کوچه از بوی باران… [۶۶]«قیصر امین پور» با مجموعه شعر «آینه های ناگهان» نام خود را به عنوان غزل سرایی موفق بر سر زبانها انداخت. او در سال ۵۹ جز شاعران جوانی بود که با انقلاب و به تبع آن جنگ بالیده بودند و در فضایی آمیخته با آتش و خون تنفس می کردند. امین پور گرچه غزل را دیرتر از سایر قالب ها شروع کرده و نوعی دوگانگی زبانی در آثار اولیه اش جلب نظر می کند اما از ظال ۶۳ به بعد به جرگه ی غزل سرایان پیوسته و توانمندی های ذهنی و زبانی اش، او را به عنوان یکی از نام آوران این عرصه معرفی کرده است. در زیر مطلع چند غزل از دفتر «تنفس صبح» امین پور را با هم می خوانیم:

آغاز شد حماسه ی بی انتهای ما پیچیده در زمانه طنین صدای ما … [۶۷]

عمری به جز بیهوده بودن سر نکردیم تقویمها گفتند و ما باور نکردیم … [۶۸]

شب عبور شما را شهاب لازم نیست که با حضور شما آفتاب لازم نیست…[۶۹]

صبح بی تو رنگ بعد از ظهر یک آدینه دارد بی تو حتی مهربانی حالتی از کینه دارد… [۷۰]

از دیگر شاعران موفق این عصر «حسین اسرافیلی» است که خود از پیشگامان جریان غزل حماسی می باشد. به مطلع دو غزل از او بسنده می کنیم:

دل طوفانی من باز چه غوغاست تو را

که در این موج و خطر میل به دریاست تو را… [۷۱]

باز می خواند کسی در شیهه اسبان مرا

منتظر ایستاده در خون چشم این میدان مرا[۷۲]

از زنده یاد «سلمان هراتی» که در سال ۱۳۶۵ به سرای باقی شتافت دو مجموعه شعر باقی مانده است: از آسمان سبز (۱۳۶۴) و دری به خان خورشید (۱۳۶۷) ؛ هراتی از چهره های درخشان شعر انقلاب اسلامی است و در اشعاری که از او به جای مانده چهر ه ی یک شاعر خلاق کاملاً مشهود است. زبان نرم و روان و نشانه هایی که از روح پاک و دل دریایی او بر آثارش سایه افکنده از جمله ویژگیهای آثار اوست. از میان غزلهای «سلمان» می توان به این عناوین با تأمل بیشتری نگریست: «داغ هجران» و «رونق تماشا»[۷۳] که تغزلهای لطیفی هستند خطاب به معشوق جاودانی و همیشگی (خداوند) و در هر دو غزل نشانی از عشق حقیقی به چشم می خورد – «به یاد شهیدان»، که پیش از این بیتی از آن را آوردیم،[۷۴] و غزل زیبای «بهار با تو درختی است …» با مطلع:

تو از شکوفه پری، از بهار لبریزی تو سرو سبز تنی با خزان نمی ریزی[۷۵]

غزلهای «آرزو»[۷۶] – با نشانی از همان دغدغه های عارفانه – و «دریا تویی» – تقدیم به موعود – با مطلع:

ما بی تو تا دنیا ست دنیایی نداریم

چون سنگ خاموشیم و غوغایی نداریم۷۶(مکرر)

از دیگر شعرهای خوب سلمان در مجموعه ی «از آسمان سبز» هستند.دریغ است بحث خود را در این برهه ی زمانی به پایان ببریم و از «پرویز بیگی حبیب آبادی» با غزل سوزناک «غریبانه» که در مجموعه ای با همین نام چاپ شده است یادی نکنیم. «بیگی» این غزل را به قول خودش «در خرمشهر با چشمی اشکبار برای غربت شهیدان»[۷۷] سروده است:

یاران چه غریبانه رفتند از این خانه هم سوخته شمع ما، هم سوخته پروانه

بشکسته سبوها مان، خون است به دلهامان فریاد و فغان دارد دردی کش میخانه

هر سوی نظر کردم هر کوی گذر کردم خاکستر و خون دیدم ویرانه به ویرانه

افتاده سری سویی، گلگون شده گیسویی دیگر نبود دستی، تا موی کند شانه

تا سر به بدن باشد، این جامه کفن باشد فریاد اباذرها، ره بسته به بیگانه

لبخند سروری کو، سرمستی و شوری کو هم کوزه نگون گشته، هم ریخته پیمانه

… ای وای که یارانم، گلهای بهارانم رفتند از این خانه، رفتند غریبانه[۷۸]

با به پایان رسیدن جنگ تحمیلی در تاریخ ۲۷ تیرماه ۱۳۶۷، مرحله ی جدیدی در همه ی شؤون زندگی ملت ایران آغاز شد. هنرمندان، به ویژه آنان که شخصاً در گرما گرم نبرد حضور داشتند و جنگ را با تمام وجود درک کرده بودند، فارغ از جوش و خروش پیشین به نوعی درونگرایی مفرط روی آوردند. در این میانه شاعرانی که تا دیروز هم و غمی جز به تصویر کشیدن حماسه ها و دلاوری های فرزندان این آب و خاک نداشتند به گوشه ی خلوت پناه بردند و کوشیدند با یادآوری آن روزهای خوب، سر پناهی برای ایام دلتنگی خود بسازند. در باب سیر غزل و مروری بر آثار غزل سرایان موفق این عصر سخن بسیار است و ما می کوشیم به اختصار نکاتی را در این زمینه یاد آور شویم:

غزل، پس از پایان جنگ تحمیلی در عرص مضمون، گامهای بلندی نسبت به سالهای قبل – برداشت و تعداد زیادی از شاعران جوان و نو رسیده قدم در این وادی نهادند. بسیاری از اینان که در دور وقوع جنگ تحمیلی و ادامه ی آن در ابتدای نوجوانی به سر می بردند، در این دوره خالق آثار ارزشمندی شدند که به لحاظ تنوع موضوعی هم از همیت ویژه ای برخوردار است. مضامینی که غزل این عصر دغدغه ی پرداختن به آنها را داشته عبارتند از: «شرم از شهیدان، آرزوی پرواز و رهایی، مدح رهبری انقلاب، انتظار فرج، وعد فردای بهتر، دعوت به مقاومت، تفسیر «هیهات مِنَّا الذِلّه»، تفسیر «هَلْْ مِنْ ناصرٍ یَنْصُرْنی»، تفسیر «یَا سُیوفُ خُذینی»، بیان قساوت دشمن، مبارزه با اشرافیت و تجمل و …»[۷۹]از میان انبوه شاعرانی که در این سالها (از پذیرش قطعنامه به این سو) شاهد غزلهای نابشان بوده ایم می توان به این نامها اشاره کرد: محمدعلی بهمنی، قیصر امین پور، علیرضا قزوه، عبدالجبار کاکایی، یوسفعلی میرشکاک، حسین منزوی، ساعد باقری، سید حسن حسینی، سید حسن ثابت محمودی، فاطمه راکعی، عبدالرضا رضایی نیا، هادی سعیدی کیاسری و …بهمنی در سالهای قبل از انقلاب دو مجموعه به چاپ رسانده ، اما انتشار مجموعه دیگرش به نام «گاهی دلم برای خودم تنگ می شود» در سال ۱۳۶۹ ما را بر آن داشت که در این بخش از او یاد کنیم. به نظر می رسد «بهمنی» شاعری است که به «تفکر» بیش از هر عنصر دیگری اهمیت می دهد:

در این زمانه‎ ی بی های و هوی لال پرست

خوشا به حال کلاغان قیل و قال پرست

چگونه شرح دهم لحظه لحظه ی خود را

برای این همه ناباور خیال پرست[۸۰

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *