تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل ویژگیهای حضرت علی – علیه السلام – در دعای افتتاح – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل ویژگیهای حضرت علی – علیه السلام – در دعای افتتاح شامل 117 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل ویژگیهای حضرت علی – علیه السلام – در دعای افتتاح:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل ویژگیهای حضرت علی – علیه السلام – در دعای افتتاح به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ویژگیهای حضرت علی – علیه السلام – در دعای افتتاح به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ویژگیهای حضرت علی – علیه السلام – در دعای افتتاح با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل ویژگیهای حضرت علی – علیه السلام – در دعای افتتاح با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل ویژگیهای حضرت علی – علیه السلام – در دعای افتتاح با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل ویژگیهای حضرت علی – علیه السلام – در دعای افتتاح را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ویژگیهای حضرت علی – علیه السلام – در دعای افتتاح :

تبیین بحث

امام شناسی همانند شناخت توحید و در کنار ضرورت پیغمبرشناسی اصلی است که در نگاه اسلام در تحقّق راستین اسلامیّت هر مسلمان ضرورت اجتناب ناپذیر دارد. (حسینی طهرانی، ۱۴۲۲ق: ج ۱، ص ۳۵) . «آری آنان که از سوی خدا به رسالت یا امامت در بین مردم منصوب می شوند همانند آئینه ای صاف و صادق اند که دستور الهی را منعکس و به مردم ارائه می دهند و تمام حقیقت آن ها در ظاهر و باطن و گفت و شنود و خواستن و بلکه هر حرکت و سکون، منطبق با اراد خداست.» (ممدوحی کرمانشاهی، ۱۳۸۵ش: ج ۴، ص ۱۰۶)

فلسف حقیقت امامت یک چیز است و آن هدایت مردم، نورانیّت آن ها و الهی کردن جامعه است اما در هر عصری به مقتضیّات همان شرایط به شکلی جلوه گری می کند. (طاهری، ۱۳۸۴ ش: ص ۲۶۹) امامت اساسی ترین اصول اجتماعی اسلام و روح این مکتب و رشته ای است که کلّی قوانین تکامل انسان را به هم پیوند نموده و در جهت فلسفه آفرینش قرار می دهد و تفکیک این اصل از اسلام اسفناک ترین فاجعه های تاریخ است زیرا با این طرح بدون این که مسلمانان بفهمند اسلام از درون تهی می شود و نماز، روزه، حج، جهاد و… بی خاصیّت می گردد و بالاخره کلیه قوانین اسلام که برنامه تکامل انسان است عقیم می ماند. (محمدی ری شهری، بی تا: ص ۶۹) «ولایت و امامت را به حق ما اصحاب امامیّه از اصول مذهب شمرده ایم بلکه درواقع آن را می بایست امّ الاصول دانست چون اگر این معنا درست شود بقی اعتقادات انسان نیز تصحیح می شود.» (نجفی، بی تا: ص ۱۹۵)

یکی از سنت های الهی وجود امام به عنوان حجت خدا و واسطه فیض عالم هستی در هر عصری می باشد. امام صادق(ع) فرموده اند اگر زمین بدون امام باقی بماند ساکنانش ر ا در خود فرو می برد. (کلینی، کافی، ج۱)

یکی از راه های شناخت امامت، شناخت امامان از طریق اوصافشان می باشد، اوصافی که در متون موثق مذهبی با آنها توصیف شده اند. سر سلسله امامت شیعی حضرت علی(ع) در دعای افتتاح این گونه معرفی شده اند:

«اللَّهُمَّ وَ صَلِّ عَلَی عَلِیٍّ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ وَصِیِّ رَسُولِ رَبِّ الْعَالَمِینَ عَبْدِک وَ وَلِیِّک وَ أَخِی رَسُولِک وَ حُجَّتِک عَلَی خلْقِک وَ آیتِک الْکبرَی وَ النَّبَإِ الْعَظِیمِ»، «خدایا درود فرست بر علی(ع) که سردار و پیشوای مؤمنین است و جانشین پیامبرخدا، پروردگار جهانیان، بنده تو و ولیّ تو و برادر رسول توست و حجّت و نشانه تو بر خلق توست، اوست که نشانه و آی بزرگ تو و خبر بزرگ تو است.»

ویژگی های حضرت امیر المومنین(ع) در دعای افتتاح:

۱- امیرالمؤمنین:

امام عصر (عج) ابتداً، امام علی(ع) را با لقب امیرالمؤمنین معرّفی کرده اند و این خود نکته جالبی است چرا که مقام وصی، عبد، ولایت، حجّت، آیت کبری، نبأ عظیم در جای خود شاید خیلی مهم تر از این لقب ایشان باشد اما امام زمان (عج) از مقدّم آوردن این لقب هدفی خاص داشته اند و ناگفته پیداست که در حکومت اسلامی، شخص باید دارای صفات و ویژگی هایی باشد تا امیرالمؤمنین و رهبر شود. امام(ع) گویا حرف آخر را اوّل زده اند و این حاکی از شدّت حزن ایشان به خاطر اذیت ها و اجحاف هایی است که در حقّ امیرالمؤمنین(ع) شد. گویا می فرمایند: یک کلام حضرت علی(ع)، امیرالمؤمنین است و دیگر هیچ.

واژه امیر از «مار، یمیر، میره» به معنی طعام دادن و آذوقه خوب برای خانواده تهیه کردن است. (راغب اصفهانی، ۱۴۱۲ق: ص ۷۸۳؛ قرشی، ۱۳۷۱ش: ج ۷، ص ۳۲۴) از حضرت ابوالحسن(ع) سؤال شد چرا آن حضرت امیرالمؤمنین نامیده شد؟ فرمود: زیرا او مؤمنین را طعام علمی می دهد مگر نشنیده ای که خدا در کتابش می فرماید: «وَ نَمیرُ اَهلُنا» (یوسف/۶۵)، «و ما خانواده خود را طعام می دهیم» و در روایت دیگر در جواب این سؤال امام باقر(ع) فرمودند: «لِأَنَّهُ مِیرَهُ الْعِلْمِ یَمْتَارُ مِنْهُ وَ لَایَمْتَارُ مِنْ أَحَدٍ غیْرُه» (کلینی، بی تا: ج ۱، ص ۴۱۲؛ صدوق، بی تا: ج ۱، ص ۱۶۰) زیرا حضرت(ع) طعام و خواربار علم بود که دیگران از او تغذیه می کردند و احدی غیر از آن حضرت این طور نبود. ممکن است مقصود از روایت این باشد که حکام و زمامداران دیگر که امیر مردم هستند غذای جسمی و خواربار و آذوق معاش آن ها را منظّم می کنند و در دسترس آن ها می گذارند تا زندگی حیوانی آن ها اداره شود ولی حکومت علی(ع) علاوه برجنب معاش مردم از نظر غذای روحی و زندگی علمی و معنوی افراد مورد توجّه است و اختصاص به مؤمنین هم دارد، زیرا تنها ایشانند که از علوم آن حضرت استفاده می کنند.

رسول خدا(ص) در مورد حضرت علی(ع) فرمودند: او از من است و من از اویم او مولا و امیر هر کسی است که من رهبر و امیر اویم و من رهبر تمام مسلمانانم و من و او پدران این امتیم. (مجلسی، بی تا: ج ۳۸، ص ۹۱)

امیرالمؤمنین یکی از القابی است که پیامبراکرم(ص) طبق روایت به حضرت علی(ع) اختصاص داد آن گاه که پیامبر(ص) زنده بودند، علی(ع) را به عنوان امیرالمؤمنین لقب داد و معرّفی کرد. گرچه پیشوایان دین و ائمّ معصومین(ع) همه امیرالمؤمنین هستند ولی این لقب تنها به حضرت علی(ع) اختصاص یافت و دیگر ائمّه اهل بیت(ع) حاضر نبودند کسی آن ها را امیرالمؤمنین خطاب کند. (مهدوی کنی، ۱۳۸۱ش: ص ۱۸۷)

«از امام صادق(ع) سؤال شد که به امام قائم به عنوان امیرمؤمنان سلام می کنند؟ فرمودند: نه، آن نام را خدا مخصوص امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب(ع) نموده پیش از او کسی بدان نام، نامیده نشده و بعد از او هم جز کافر آن نام را برخود نبندد.» (کلینی، بی تا: ج ۱، ص ۴۱۱) پس واژه امیرالمؤمنین تنها یک کلمه نیست چرا که در مورد واژه ها این محدودیّت وجود ندارد چیزی فراتر از یک واژه و لقب است.

در حالی که اوّلین ویژگی برای پیامبر(ع) در این دعا، عبدبودن حضرت ذکر شده و اختلافی بر این مطلب بین مسلمانان نیست، بنابراین امام(ع) به خاطر اختلاف مردم بر سر امارت امیرالمؤمنین(ع) و وصایت حضرت رسول(ص)، این ویژگی و لقب را بر صفت عبودیّت ایشان تقدّم داشته اند تا تأیید و تأکیدی بر امامت حضرت علی(ع) باشد.

۲- وصیّ رسول

وصی یعنی سفارش شده و جمع آن اوصیاء است. مالی را به او وصیّت کردم یعنی برای او قرار دادم. (ابن منظور، ۱۴۱۴ ق: ج ۱۵، ص ۳۹۴) معنای دیگر وصیّ اتّصال و وصل کردن است و “ارضٌ واصیهٌ”، یعنی زمینی که پوشیده از گیاه است. (جوهری، ۱۴۰۷ق: ج ۶، ص ۲۵۲۵) بنابراین در مادّه وصیّ یک نوع ارتباط و اتّصال وجود دارد. اصل کلمه وصیّ به معنای اتّصال چیزی به چیز دیگر است. (ابن فارس، ۱۴۱۵ق: ص ۱۰۹۴) بنابراین وصیّ کسی است که نوعی ارتباط در ارسال سفارش از وصیّت کننده به دیگران دارد و درواقع وصیّت آن است که موصی کارش را به کارهای وصیّ متّصل می کند یا کارهای قبل از مرگ یعنی امر دنیا را به کارهای بعد از مرگ یعنی آخرت متّصل می کند.

بدین سبب معنی اصطلاحی وصیّت، اتّصال کارهای وصیّت کننده به وصیّ و تداوم آن از ناحی اوست. در قرآن کریم از ماده وصیّ ۳۲ مورد از مشتقّات آن ذکر شده است که به معنی وصیّت و سفارش به کار رفته اند مانند: «وَ وَصی بها إِبْراهیمُ بَنیهِ وَ یَعْقُوبُ یا بَنِیَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفی لَکمُ الدِّینَ فَلا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ» (البقره/۱۳۲)، وصیّت پیامبران عهد و پیمانی است که پیامبران به اوصیای خود نموده اند تا پس از آن ها به تبلیغ شریعت آن ها بپردازند و سرپرستی امّتشان را به عهده بگیرند. تعیین وصی از آدم تا خاتم ادامه داشته است و این جای هیچ شکی ندارد و نصوص تاریخی این موضوع مهم را اثبات می کند. وصیّت در تمام قرون و تاریخ بشریّت جاری بوده است تا آینه خداوند این نور را در عبدالمطلّب و سپس در فرزندان عبدالله پدر رسول خدا(ص) قرار داد. (مسعودی، بی تا: ج ۱، ص ۳۸) رسول خدا(ص) فرمودند: علی بن ابی طالب بعد از من امام، پیشوا و جانشین من است. (مجلسی، بی تا: ج ۳۸، ص ۹۰)

وَصی یکی از امتیازات و صفات حضرت علی(ع) است چرا که او وصی و جانشین پیامبر(ص) است. وقتی که آیه شریفه «وَ أَنْذِرْ عَشیرَتَک الْأَقْرَبینَ» (الشعراء/۲۱۴) نازل شد، پس از سه سال تبلیغ مخفیانه به پیامبر دستور رسید که از امروز باید دعوتت را آشکار کنی و در مرحله نخست بایستی رسالتت را به نزدیکانت و قوم و قبیله ات ابلاغ کنی و آن ها را بیم دهی پیامبر(ص) خویشان خود را به میهمانی فراخواند و از آن ها سه روز پذیرایی کرد و فرمود من پیامبرخدا هستم، و من بهترین ارمغان و خیر دنیا و آخرت را برای شما آورده ام. خدواند مرا دستور داده تا شما را به سوی او دعوت کنم. کدام یک از شما شریک و یار من در انجام رسالت می شود تا برادر، وصی و خلیفه من در میان شما باشم، که این جریان به «حدیث یوم الدار» معروف است (مهدوی کنی، ۱۳۸۱ش: ص ۱۸۸) که نهایتاً جمعیّت همگی سرباز زدند جز علی(ع) که از همه کوچکتر بود. او برخاست و عرض کرد پیامبر خدا! من در این راه یار و یاور توام. پیامبر(ص) دست برگردن علی(ع) نهاد و فرمود: «انَّ هذا أخی و وصیّی و خلیفتی فیکم فاسمعوا له و اطیعوه» (این بردار و وصی و خلیفه من در میان شماست، از او فرمان برید و به گفت وی گوش فرا دهید. (حسینی مرعشی تستری، ۱۳۸۸ش: ج ۴، ص ۶۲)

هم چنان که رسول اکرم(ص) در ایّامی که نزدیک به پایان عمر مبارکشان بود چند مرتبه مولا امیرالمؤمنین(ع) را طلبید و امر وصایت را به او واگذار فرمود و انگشتر و شمشیر و زره و جمیع سلاح دیگر خود را به او عطا فرمود و در آخرین روز پایان عمر شریفش که ضعف زیادی بر او مستولی شده بود فرمود بخوانید برادرم و یاورم علی را و چون امیرالمؤمنین حاضر شد رسول اکرم(ص) با همان حال ضعف اشاره به سوی او کرده و او را نزدیک طلبید تا به حدی که آن دو بزرگوار روی را برهم چسبانیدند و رسول(ص) زمانی طولانی با او راز گفت و آن چه را که باید سفارش کرد، پس امیرالمؤمنین(ع) برخاست مردم او را گفتند: یا اباالحسن چه رازی بود که پیغمبر با تو می گفت حضرت فرمود که هزارباب از علم تعلیم نمود که از هربابی هزارباب مفتوح می شود و وصیّت کرد مرا به آن چیزی که به جا خواهم آورد آن شاءالله تعالی. (زمرّدیان، ۱۳۵۰ش: صص ۳۱۵- ۳۱۴)

پیامبر در هر سفری کوتاه یا بلند خود، فردی به جای خود می گماشت که مردم در غیاب حضرتش به مدّت چند روز یا چند هفته سرگردان نمانند. آیا قابل تصوّر است که پیامبرخاتم(ص)، برای دینی که جهانی است و جاودانی، یعنی برای تمام زمان ها در تمام نقاط زمین جریان دارد جانشینی به جای خود نگمارد و این جانشین باید که مانند پیامبر واجد، والاترین فضایل و برترین فرد امت باشد.

۳ – عبدالله

مقام بندگی مُقدّم بر هم ویژگی های کمال در انسان های برگزیده می باشد همان طور که اوصاف پیامبر(ص) نیز این گونه آورده شده «عَبدُهُ وَ رَسُولُه». بندگی تنها یک ادّعا از طرف بنده و عبد به مولای خود نیست بلکه رتبه و شأن است هر که را خداوند برگزیند در صف بندگانش وارد می کند و در جوار خود جای می دهد و بنده استحقاق و شایستگیِ فرمانبرداری و طاعت خدا را پیدا می کند و بالاترین مقام برای انسان بندگی است که براساس تمام مقامات و مراتب کمال به آن نایل می شود و این جاست که علی(ع) این عبد خالص خداوند می فرماید: «الهی کَفی بی عزاً اَن اَکونَ لکَ عبداً وَکَفی بی فخراً اَن تَکونَ لی رباً» (مجلسی، بی تا: ج ۷۴، ص ۴۰۲)، «ای معبود من این سربلندی برای من بس که بند تو باشم و این برای من کافی است که پروردگارم باشی.» و او که پا جای پای امام و مقتدایش رسول الله(ص) می گذارد و آین تمام نمای پیامبر(ص) می باشد و قدمی از فرمان مولای خود بیرون نمی گذارد و عبد و تسلیم محض پروردگار خود می باشد و نهایت عبدبودن در عبادات او بر دوست و دشمن آشکار است.

۴- ولیّ الله

آیات بسیاری در قرآن وجود دارد که امامان معصوم(ع) در تأویل و تفسیر، به مقام ولایت علی(ع) اشاره کرده اند چرا که آنان به حق مفسران قرآنند و حتّی مرحوم کلینی در یک باب از کافی ۹۲ روایت ذکر می کند که تأویل آیات قرآن مربوط به ولایت می باشد و خداوند برای اتمام حجّت با هر بهانه جویی و در تأیید مقام ولی الله بودن حضرت علی(ع) و در تأکید این که ولایت، ضروری ترین شرط توحید است و ولایت علی بن ابی طالب(ع) پناهگاهی است برای پیروان او، در حدیث مشهوری که به نام حدیث «سلسلهالذهب» می باشد چون در سلسله سند آن، هشت معصوم قرار دارند فرمایشات محکمی فرموده اند.

امام رضا(ع) از پدرانشان و پدرانشان از نبّی(ص) نقل کردند که: «سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ: لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حصْنِی فمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ مِنْ عذَابِی بشُرُوطِهَا وَ أَنا مِنْ شُرُوطِهَا» (شیخ صدوق، بی تا: ج ۲، ص ۱۳۷؛ مجلسی، بی تا: ج ۴۹، ص ۱۲۳؛ محدّث اربلی، بی تا: ج ۲، ص ۳۰۸) «کلمه «لا اله الا الله» پناهگاه من است هر کس داخل پناهگاه من گردد، از عذاب من درامان است اما با شرایطی و من هم جزو آن شرایط هستم.»

پس کلمه توحید وقتی نجات دهنده از عذاب الهی خواهد بود که همراه ولایت ائمه(ع) و درواقع توحید خالص فقط در این صورت محقّق می گردد. لذا ولایت امیرالمؤمنین علی(ع) همان اثری را دارد که کلمه توحید دارد. ممکن است کسی در ظاهر اهل توحید باشد ولی اگر اهل ولایت نباشد توحیدش پذیرفته نیست، ولی اگر کسی به راستی اهل ولایت امیرالمؤمنین(ع) باشد هم توحیدش پذیرفته است و هم به نبوّت و رسالت پیامبر اکرم(ص) اقرار کرده است زیرا ولایت امیرالمؤمنین(ع) و سایر ائمّه(ع) روح و اساس توحید و نبوّت می باشد.

خداوند می فرماید: «إِنَّما وَلِیُّکمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذینَ آمَنُواالَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاهَ وَیُؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ هُمْ راکعُونَ» (المائده/۵۵)، «سرپرست و رهبر شما تنها خداست و پیامبر او و آن ها که ایمان آورده اند و نماز را به پا می دارند و در حال رکوع، زکات می پردازند.»

این ولایت در رتب پس از ولایت خدا و رسول قرار می گیرد و جانشین رسول الله(ص) واقع می شود. تعابیر واژ ولی بر ولایت اشارت دارد که آن ها ولی و سرپرست است و اولی به تصرّف بر مؤمنانند چنان که می فرماید: «النَّبِیُّ أَوْلی بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ» (الاحزاب/۶)، «رسول خدا نسبت به مؤمنان از خودشان بیشتر اختیار دارد.» و در اهمّیّت و نقش بسیار حسّاس و اساس مقام ولایت، «از امام باقر(ع) روایت است که فرمود: اسلام بر پنج پایه گذاشته شده نماز، زکات، روزه، حج، ولایت. سؤال شد: کدام یک از آن ها افضل می باشد فرمود ولایت از همه آن ها افضل است و کلید آن ها می باشد و راهنمای مردم به آن چهارپایه است.» (مجلسی، بی تا: ج ۶۵، ص ۳۳۲)

همان طور که مفتاح، معنای گشایش و گشودن را در خود دارد، ولایت نیز به کلید تشبیه شده چرا که کلید بازکننده درهای بهشت است. زیرا وقتی ولایت باشد نماز، زکات، روزه و حج، معنا و ارزش پیدا می کنند و در نبودن ولایت، هیچ کدام از این ها، برای انسان سودی نخواهد داشت. چون مانند گنجینه هایی هستند بدون کلید و در اهمّیت شناخت و پیروی از ولی خدا امام باقر(ع) فرموده اند: «أَمَا لَوْ أَنَّ رَجلًا قامَ لَیْلَهُ وَ صَامَ نَهَارَهُ، وَ تَصَدَّقَ بِجَمِیعِ مَالِهِ، وَ حَجَّ جَمِیعَ دَهْرِهِ وَ لَمْ یَعْرِفْ وَلَایَهَ وَلِیِّ اللَّهِ فَیُوَالِیَهُ وَ یَکونَ جَمِیعُ أَعْمَالِهِ بِدَلَالَهٍ مِنْهُ إِلَیْهِ مَا کانَ لَهُ عَلَی اللَّهِ حَقٌّ فِی ثَوَابِهِ وَ لَا کان منْ أَهْلِ الْإِیمَان» (حکیمی، بی تا: ج ۲، ص ۶۱۸)، «آگاه باشید که اگر مردی همه شب به نماز برخیزد و روزش را روزه بدارد و همه مال خود را در راه خدا انفاق کند و پیوسته به زیارت خانه خدا رود و از ولایت ولی خدا آگاه نباشد تا از او پیروی کند همه اعمالش به راهنمایی او باشد، چنین کسی را حق پاداش از خدا به خاطر همه آن چه کرده است نیست و نیز از اهل ایمان به شمار نمی رود.»

۵- اخی رسول الله

اخ به معنای برادر، رفیق، در اصل کسی را گویند که با دیگری در پدر و یا در یکی از آن شریک است (قرشی، ۱۳۷۱ ش: ج ۱، ص ۳۶) و یا همیشه بودن یعنی از یک پستان شیرخوردن با دیگری مشترک باشد (برادر رضایی) او را برادر گویند و هر که با دیگری در قبیله و یا در دین یا در صفت یا در معامله و یا در مودّت و یا در غیر این ها شریک داشته باشد را «برادر» گویند. (راغب اصفهانی، ۱۴۱۲ق: ص ۶۸) در قرآن مجید هم در معنای اصلی و هم در معنای مجازی هر دو به کار رفته است:

«ثُمَّ أَرْسَلْنا مُوسی وَأَخاهُ هارُونَ بِآیاتِنا» (المؤمنون/۴۵) که در معنای اصلی و حقیقی خود به کار رفته است و در آیات دیگر مانند: «وَ إِلی عادٍ أَخاهُمْ هُوداً» (الاعراف/۶۵) در معنی مستعار خود به کار رفته است. آیه «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ» (الحجرات/۱۰) می گوید اخ در معنای مستعار خود به کار رفته است. (راغب اصفهانی، ۱۴۱۲ق: ص ۶۸) و در قاموس گفته شده ممکن است اخوه و اخوان در این دو آیه راجع به حقیقت خانواده در قیامت باشد و گفته اند که اخوان جمع اَخ به معنی رفیق است یعنی اگر اخ به معنی برادر حقیقی باشد جمع آن اخواه و اگر به معنی صدیق باشد جمع آن اخوان است و نیز در یک محل برادران دینی که بنابر مشهور غیر حقیقی اند، اخوه اطلاق شده است. (قرشی، ۱۳۷۱ ش: ج ۱، ص ۳۶) اما قول خداوند که فرموده: «إِنمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکمْ تُرْحَمُونَ» (الحجرات/۱۰)، «در حقیقت مؤمنان با هم برادرند، پس میان برادرانتان را سازش دهید و از خدا پروا دارید، امید که مورد رحمت قرار گیرید.»

«این نیست و جز این نیست مؤمنان برادران یکدیگرند در دین، زیرا منتسب به اصل واحدند که ایمان و توحید باشد پس باید میان ایشان نزاع و شقاق نباشد و اگر برسبیل ندرت خلاف و نزاع واقع شود، پس به صلاح آرید میان برادران خود به کف ظالم و اعانت مظلوم و یاری آنان و بترسید و امیدوار باشید به رحمت خداوند. مقام جلالت و عظمت مؤمن به مرتبه ای است که خدای تعالی مؤمن را از نور عظمت و جلال کبریایی خود خلق فرمود و به سبب کلمه توحید ربط معنوی و نسبت ایمانی میان آن ها برقرار گردانید بدین رابطه برادر یکدیگر شده اند.» (حسینی شاه عبدالعظیمی، ۱۳۶۳ش: ج ۱۲، ص ۱۸۶)

امام (عج) با بیان ویژگی «أخی رسولک» مضمون عقد اخوّت را مطرح

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *