تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل معامله با خدا سبب برکت و خیر؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل معامله با خدا سبب برکت و خیر، محتوای خود را در قالب 46 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل معامله با خدا سبب برکت و خیر با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل معامله با خدا سبب برکت و خیر آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل معامله با خدا سبب برکت و خیر به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل معامله با خدا سبب برکت و خیر ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل معامله با خدا سبب برکت و خیر، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل معامله با خدا سبب برکت و خیر را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل معامله با خدا سبب برکت و خیر :

مقدمه

یک عامل مهم برای برکات معنوی و مادی تقوا است. اینکه آدم واقعاً حلال و حرام را رعایت کند و به یک معنا تقوا به معنی ترمز است. ترمز در وسایل نقلیه چه حالتی دارد. کنترل می کند. اگر ترمز را بردارند، تصادف اتفاق می افتد. حالت بازدارندگی و خویشتن داری در ما باشد که وقتی خدا گفت: نرو و نکن، ما ترمز کنیم. جایی که فرموده برو، اطاعت کنیم. یکی از برکات مهم تقوا این است که امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: شرق و غرب عالم به این آیه چنگ بزنند، کفایت می کند. «وَ مَن یتَّقِ اللَّهَ یجَعَل لَّهُ مخَرَجًا، وَ یرْزُقْهُ مِنْ حَیثُ لَا یحَتَسِبُ وَ مَن یتَوَکلَ عَلی اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُه» (طلاق/۲ و۳) خدا وعده ی بی چون و چرا داده که هرکس با خدا و تقوا باشد، خدا او را از بن بست ها نجات می دهد و رزق و روزی او را از راه هایی که گمان ندارد برای او می رساند. وقتی آدم به تقوا رسید، می فهمد خدا همه کاره است. کسی که به خدا توکل کند، خدا او را کفایت می کند.

روایت زیبایی در نهج البلاغه است که امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: «وَ لَوْ أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِینَ کانَتَا عَلَی عَبْدٍ رَتْقاً ثُمَّ اتَّقَی اللَّهَ لَجَعَلَ اللَّهُ لَهُ مِنْهُمَا مَخْرَجاً» (شرح نهج البلاغه/ج۸/ص۲۵۲)

فایل پاورپوینت کامل معامله با خدا سبب برکت و خیر

یکی از چیزهایی که ما مراجعه داریم، این است که می گویند: حاج آقا ما به خِنسی خوردیم. در هر اموری دست به هر چیزی می زنیم خاک می شود. قرض هایمان ادا نمی شود. مشکلات مادی مان برطرف نمی شود. هم در زمین و اقتصاد بر ما بسته است. هم در آسمان بسته است. حال دعا نداریم، خدا جواب ما را نمی دهد. روح و جسممان مریض است. پاسخ این سؤال را حضرت امیر فرمودند که: یا اباذر! اگر تمام درهای آسمان و زمین به روی کسی بسته باشد. نه بالا راه دارد برود و ناله بزند، نه پایین برود که رزق و روزی اش برسد. این بنده با خدا معامله کند. بگوید: خدایا می خواهم حرف تو را گوش کنم. بگو چه کنم! تسلیم شود. چه تسلیم در امور تقدیرات، چه تسلیم در امور امر و نهی خدا. دوای سوز، ساز است. سوزش با سازش از بین می رود. یعنی وقتی شما ساختی و تسلیم خدا شدی، خدا می گوید: من در آسمان و زمین را به رویت باز می کنم. تقوا پیشه کنیم و حرف خدا را گوش کنیم. اشخاصی با پدر و مادر و فامیل قهر هستند. این قطع رحم رزق و روزی را می بندد. می گوید: من عارم می شود بروم آشتی کنم. اینجا باید خودت را بشکنی. اگر می خواهید درهای آسمان و زمین به روی شما باز شود، راهش تقوا است.

شب های قدر یک شست وشوی عمومی برای همه است. حالا که این درهای عنایت باز شده اینها را قدر بدانیم. در این چند روز باقیمانده از این سفره حداکثر استفاده را ببریم. بندگی و تقوا را تمرین کنیم. «أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقینَ» (بقره/۱۹۴) خدا با اهل تقوا است. روایت زیبایی است که از پیغمبر خدا(ص) است که فرمود: یک خصلتی هست که اگر کسی این خصلت را در خود ایجاد کند، دنیا و آخرت در اختیار اوست. در آخر هم رستگاری و سعادتمندی و فوز در بهشت نصیب او می شود و آن تقوا است. اینکه به گناه رسیدیم خود را نبازیم. به پول حرام رسیدیم خودمان را نبازیم. سفارش همه انبیاء و اولیا روی تقوا بوده است. حضرت فرمودند: اگر کسی می خواهد، عزیزترین انسان های عالم باشد، تقوا پیشه کند. من ضمانت می کنم دنیا و آخرت در اختیار اوست و در دلها جا باز می کند.

داستان حضرت یوسف(ع) یک نمونه قرآنی است. برادرهای حضرت یوسف حسادت کردند و قطع رحم کردند و بی تقوایی کردند. به قحطی خوردند و گرفتار شدند. به گدایی افتادند و در خانه یوسف آمدند. «یا أَیهَا الْعَزیزُ مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ وَ جِئْنا بِبِضاعَهٍ مُزْجاه» (یوسف/۸۸) همینطور که تقوا عزت می آورد، گناه و معصیت هم ذلت می آورد. خدایا به طاعت و بندگی مرا احیا کن و مرا به معصیت و گناه خوار نکن. کسانی که نمی توانند زیبایی کسی را ببیند، جایگاه کسی را ببینند زمین می خورند. برادرهای یوسف زمین خوردند و نزد یوسف رفتند و گفتند: ما بیچاره هستیم. به ما صدقه بده. «إِنَّ اللَّهَ یجْزِی الْمُتَصَدِّقینَ» (یوسف/۸۸) حضرت یوسف تقوا پیشه کرد. خدا او را عزیز مصر کرد. حتی عزتش به جایی رسید که سال اول مردم هرچه سرمایه داشتند دادند از حضرت یوسف گندم خریدند. سال دوم خدایشان را هم فروختند، برده حضرت یوسف شدند. کسی که خود غلام و برده بود، تقوا پیشه کرد و عزیز مصر شد.

آنهایی که به خاطر بلا و فقر و نداری، نماز و روزه و عبادت را کنار می گذارد، خدا بلاهای حضرت ایوب را نشان او می دهد. می گوید: تو بلا داشتی یا حضرت ایوب؟ او هم انسان بود. زلیخا قصد گناه کرد، ولی طرفش پاک بود و فرار کرد. بعد پیر شد و زمین گیر شد و بیچاره شد. بعد از اینکه توبه کرد و پشیمان شد، جوان شد و همسر یوسف پیامبر شد.

روایت داریم امام سجاد(ع) می فرماید: در زمان گذشته یک نفر آدم خیلی بی باکی در گناه کردن بود. به حدی که هر کجا دستش می رسد از فحشا و منکر انجام می داد. یک قافله ای مسافرت رفتند، در مسیری که با کشتی می رفتند، دریا طوفانی شد و کشتی اینها قطع شد. خانمی در این کشتی سوار بود، به تخته پاره ای چسبید و از غرق شدن نجات پیدا کرد. این باد او را به جزیره ای بود. چند روزی را در جزیره ماند، کسی که از شهر و آبادی دور افتاد و در آن جزیره زندگی می کند، قیافه ی خیلی بدی پیدا کرده بود. آن آدم معصیت کار به این خانم رسید. گفت: جنی یا انس؟ گفت: انس هستم. گفت: چرا این ظاهر را داری؟ داستانش را تعریف کرد. خواست به این شخص دست درازی کند. اگر یک نفر محکم بایستد، طرف مقابلش هم خوب می شود.

زمانی دختر خانمی خدمت آقای دولابی آمد و گفت: جوانی عاشق من شده است، می گوید: تو خیلی زیبا هستی. ایشان فرمودند: به او بگو از من زیباتر خیلی هست. پیام هایی بده که او را از سر خودت باز کنی و هم او را نشانش بدهی. که یوسف هم همین کار را کرد.

عشق مجازی و عشق حقیقی

مرحوم شیخ رجبعلی خیاط یک شب در زمستان از منزل بیرون آمد، مسجد برود. کنار پیچ کوچه یک نفر در برف ها ایستاده و روی شانه اش هم برف نشسته بود. نزدیک آمد دید یک جوانی است. گفت: اینجا چه می کنی؟ با چشم و صورتش به خانه ای اشاره کرد. گفت: معشوق من در این خانه است. از فراق او طاقت ندارم. می گویند: شیخ رجب علی منقلب شد، تا چند وقت ناله می کرد. که این عاشق یک دختری شده، سرما و سختی را متوجه نمی شود. گفت: عشق مجازی اینقدر استقامت می آورد، عشق حقیقی چه خواهد کرد!!!

خانمی که در جزیره گیر کرده بود، به این مرد لا ابالی گفت: این کار را نکن، من آلوده نشدم. وقتی آماده گناه شد، دید بدن این خانم می لرزد. گفت: چرا می لرزی؟ اینجا کسی نیست. گفت: خدای من اینجاست. آن کسی که من و تو را خلق کرده است، ناظر است. این حرف آنچنان بر او اثر کرد و او را از این رو به آن رو کرد. خانم را رها کرد و توبه کرد و به سمت آبادی اش برگشت. در مسیر برگشت به یک عابدی رسیدند. هوا خیلی گرم بود. عابد به این جوان گفت: گرما اذیت می کند، ای کاش دعا کنیم ابری بیاید و از این تابش خورشید راحت شویم. عابد دست

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *