تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل توسّل از دیدگاه قرآن و حدیث؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل توسّل از دیدگاه قرآن و حدیث، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل توسّل از دیدگاه قرآن و حدیث با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل توسّل از دیدگاه قرآن و حدیث آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل توسّل از دیدگاه قرآن و حدیث به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل توسّل از دیدگاه قرآن و حدیث ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل توسّل از دیدگاه قرآن و حدیث، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل توسّل از دیدگاه قرآن و حدیث را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل توسّل از دیدگاه قرآن و حدیث :

یکی از مسائل حائز اهمیت در مباحث کلامی مسأله توسل است. در مورد معنای واژه توسّل می بایست میان «توسّل» و «وسیله»، تفاوت گذارده شود. اگر گفته شود «تَوَسَّلَ»، مراد این است که تقّرب جست. امّا آن چیزی که سبب تقّرب است «وسیله» نامیده می شود. مثلاً قرآن یا امام «وسیله» هستند، و توسّل عبارت است از این که به وسیله ای به درگاه الهی تقرب بجوییم. قرآن می فرماید: (یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَیهِ الْوَسِیلَهَ وَجَاهِدُواْ فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّکمْ تُفْلِحُونَ). «ای کسانی که ایمان آورده اید! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید؛ و وسیله ای برای تقرب به او بجویید؛ و در راه او جهاد کنید، باشد که رستگار شوید». یعنی دنبال وسیله بروید! پس وسیله، سبب و توسّل به کارگیری سبب است. حال سوال این جاست که این سبب و وسیله چیست؟ باید به آیات و روایات مراجعه کرد و به این مطلب توجه داشت که وسیله بودنِ چیزی باید در شرع ثابت شود؛ زیرا در غیر این صورت، نمی توانیم به کمک آن به درگاه الهی تقرّب بجوییم. مثلاً فرض کنید کسی بخواهد به وسیله آتش به خدا توسّل بجوید، این توسّل قطعاً باطل و حرام است؛ چرا که وسیله بودنِ آتش ثابت نیست. یا بخواهد به وسیله بت تقّرب بجوید، این صحیح نیست؛ چراکه وسیله بودنِ بت ثابت نشده است، بلکه از آن نهی شده و حرام است.

بنابراین مصداق وسیله را باید از قرآن و حدیث بدست بیاوریم، مانند چیزهایی که در خطبه أمیرمؤمنان به آن ها اشاره شده است. حضرت در خطبه ۱۰۹ برترین وسیله ای که متوسلان می توانند با آن به سوی خداوند تقرّب بجویند ایمان به او و پیامبر اوست همچنین جهاد در راه او که برجسته ترین نقطه اسلام است و نیز کلمه اخلاص و شهادت به یگانگی خدا و رسالت پیامبر که هماهنگ با سرشت انسانی است و به پا داشتن نماز که آیین اسلام است و پرداختن زکات که واجب و لازم است و روزه ماه رمضان که سپری در برابر کیفر خداوند است و حج خانه خدا و عمره به سوی آن که فقر و تنگدستی را از میان می برند و گناهان را پاک می کند و صله رحم که مایه فراوانی ثروت و دارایی است و مرگ را به تأخیر می اندازد و صدقه پنهانی که مرگ بد را از میان می برد و نیکوکاری که انسان را از لغزش های خوار کننده حفظ می کند. البته وسیله منحصر به این موارد نیست. اینها چیزهایی است که در خطبه امام آمده و مورد قبول ما است. اما در آیات و روایات وسایل دیگری نیز ذکر شده که می توان با بکارگیری این وسایل به خداوند منان توسّل جست. بهترین وسیله برای تقرّب به خدا مراقبت بر واجبات و نوافل (نمازهای مستحبی) است. اگر انسان نسبت به نوافل مراقبت کند تقربش نسبت به درگاه حضرت حق بیشتر می شود تا آنجا که پیامبر خدا می فرماید:

«کنت سمعه الذی یسمع به و بصره الذی یبصر به و. ..» یعنی به جایی می رسد که گوشش گوش الهی، و چشمش چشم الهی می شود. و این همان عرفان حقیقی است. حدیث مذکور در وسائلُ الشیعه آمده و اتفاقاً در کتاب های اهل سنت نیز از پیغمبر اکرم نقل شده است. بنابرین وسیله بودن (نوافل) در حدّ اجماع تمام مسلمین مطرح و مورد قبول است و تمام طوائف اسلامی به آن اعتراف دارند. اما می خواهیم به بررسیوسایل دیگری که کمتر مورد بحث هستند بپردازیم.

توسّلاتِ مورد اتفاقِ مسلمانان

۱.توسّل به أسماء و صفات خدا

اگر واقعا مایلید دعایتان مستجاب شود به اسماءُ الله و صفات خدا متوسّل شوید. من از حسین بن علی(علیهما السلام) این دعا را دارم: «اللهم انی أسألک بمعاقد عزک و سکان سماواتک و أرضک و أنبیائک و رسلک أن تستجیب لی فقد لحقنی من أمری عسراً» قرآن به صراحت می فرماید: ( وَلِلّهِ الأَسْمَاءُ الْحُسْنَی فَادْعُوهُ بِهَا) موقع دعا، توسّل به اسماءُالله؛ مانند یا الله یا رحمان یا رحیم یا خالق السموات والأرض یا غافر الذنوب یا رازق الطفل الصغیر و… بسیار راه گشاست. توسّل به اسماءُ الله یکی از امور مورد اتفاق همه طوائف اسلامی حتّی وهابی است. ترمذی می گوید مردی در محضر پیغمبر اکرم چنین دعا کرد: «اللهم انی اسئلک لا اله الا انت الاحد الصمد لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفواً احد»صدای این مرد که به گوش پیغمبر رسید، فرمود: این شخص اسم أعظم را به زبان آورد و هر که اسم أعظم را به زبان جاری کند خداوند دعای او را مستجاب می کند. شیخ طوسی در کتاب«مصباحُ المتهجّد» این دعا را دارد که: «اللهم انی اسئلک بإسمک العظیم الاعظم الأعز الأجل الأکرم…»: خدایا تو را به این نام های مقدس سوگند می دهم که اگر این نام ها را ببرم، درهای بسته آسمان برای رحمت باز می شود: «و اذا دعیت به إلی مغالق ابواب السماء للرّحمه انفتحت…. » از این نمونه روایات در کتب شیعه فراوان است با این مضمون که: اگر کسی بخواهد توسّل پیدا کند می تواند اسماءُ الله را به زبان بیاورد و اگر متوسّل به اسماءُ الله بشود خدا دعای او را مستجاب می کند.

۲.توسّل به قرآن مجید

دومین وسیله، قرآن مجید است. تا به حال هیچ توجّه داشته اید که قرآن یکی از اسباب توسّل است؟ شب های قدر همگی هنگامی که قرآن به سر می گذاریم می گوییم: «اللهم انی اسئلک بکتابک المنزل و ما فیه و فیه اسمک الأکبر واسمائک الحسنی وما یخاف و یرجی أن تَجعَلَنی من عُتقائِک من النّار»در این جا قرآن وسیله است و ما آن را بین خود و خدا واسطه قرار می دهیم که به حق این قرآن، گناهان ما بخشیده شود. در این نیز بحثی نیست و تمام طوایف اسلامی قائلند به این که انسان می تواند به قرآن متوسّل بشود.

۳.توسّل به اعمال نیک

اگر کسی در طول عمرش عمل نیکی انجام داده باشد می تواند به آن متوسّل شود، به شرطی که عمل نیکش آلوده به ریا نشده باشد. فرض کنید در دوران جوانی در مجلسی بودید که گناه آماده بود، اما ترس از خدا سبب شد که مجلس را ترک کنید، این عمل، عمل نیکی است. بنابراین می توانید وقت حاجت بگویید: خدایا! به حق آن عمل نیکی که برای تو انجام داده ام، این حاجتم را برآورده کن. حضرت ابراهیم وقتی می خواهد دیوارهای کعبه را بالا ببرد:

( وَإِذْ یرْفَعُ إِبْرَاهِیمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَیتِ وَإِسْمَاعِیلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّک أَنتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ).«هنگامی که ابراهیم و اسماعیل، پایه های خانه(کعبه) را بالا می بردند(و می گفتند:) پروردگارا! از ما بپذیر، که تو شنوا و دانایی».

شاهد مدعا این است که وقتی ابراهیم، آجر و سنگ را بالا می برد و دیوارها را می سازد، چون این عمل؛ عمل صالح است؛ لذا آن را وسیله ای برای دعایش قرار می دهد و می فرماید: ( رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّک أَنتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ)

قضیه تاریخی مهمی را دو محدّث هم عصر، یعنی أحمد بن محمد بن خالد برقی(متولد۲۷۲) در«المحاسن» و بخاری (متوفی۲۹۶) در«صحیح» خود بدین شرح نقل کرده اند. زمانی در منطقه ای، باران سه نفر را شدیداً تحت تأثیر قرار داد. آن ها از شدّت باران ناگزیر شدند که به غاری که در همان نزدیکی بود پناه ببرند تا باران قطع شود. بعد از اینکه وارد غار شدند؛ ناگهان رانش زمین شروع شد و سنگ عظیمی دهانه غار را مسدود کرد؛ به طوری که دهانه غار فقط به اندازه یک دریچه کوچک باز مانده بود! با خود گفتند به زودی از تشنگی، گرسنگی و کمبود هوا خواهیم مرد! لذا بعد از فکر در این باره به این نتیجه رسیدندکه هر کدام از ما که در طول عمرش عمل نیکی انجام داده، آن را وسیله قرار بدهد تا خدا ما را نجات دهد. یکی عرض کرد: بارالها! تو گواهی که من کارگری داشتم که برایش باری از گندم به عنوان اُجرت معین کرده بودم؛ امّا او رفت و این بار گندم پیش من ماند. لذا ناچار شدم آن را کشت کنم. تا اینکه بعد سالیانی از درآمد آن، گاوی خریدم. بعد از چندی آن کارگر آمد و بار گندمش را خواست. گفتم به جایش گاو را ببر! و داستان را برایش تعریف کردم و گفتم که این عمل را برای خدا انجام داده ام. تا این مسئله را گفت، سنگ کمی عقب رفت.

دوّمی گفت: بارالها! تو گواهی که من دختر عمویی داشتم که مورد علاقه ام بود. شبی در خلوت گاهی دختر عمو به من گفت: پسر عمو! تو را به خدا، مُهری که خدا بر بدن من نهاده بدون قانون نشکن! من خجالت کشیدم و این را برای تو ترک کردم. سنگ مقدار بیشتری عقب رفت. سوّمی هم عرض کرد: بارالها! تو گواهی که پدر و مادر پیری داشتم و شب ها شیر می خوردند. شبی شیر را آوردم؛ اما آن ها به خواب رفته بودند. دیدم اگر شیر را بگذارم ممکن است در آن حشره ای افتاده و آلوده شود. لذا در آنجا آنقدر ایستادم تا از خواب بیدار شدند و شیر را خوردند. من این کار را برای تو کردم، سنگ آن قدر عقب رفت تا هر سه بیرون آمدند.

۴.توسّل به دعای مؤمن

خداوند منّان، توسّل از طریق دعای مؤمن را بسیار مورد توجّه و تذکر قرار داده است. این همان است که می گوییم التماس دعا، یعنی من از تو خواهان دعا هستم. امام علی بن الحسین(علیهما السلام) گاهی اوقات به غلام خویش می فرمود؛ برو و در کنار قبر پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) دو رکعت نماز بخوان و در حق علی بن الحسین دعا کن! علی بن الحسین(علیه السلام) معصوم است و نیازی به دعای غلامش ندارد؛ ولی امام با این عمل به ما می آموزد که گاهی اگر با این زبان گناه کردی ممکن است دعایت مستجات نشود؛ ولی اگر برادر مؤمنت تو را دعا کند إستجابت نزدیکتر است. در روایت است هنگامی که این غلام دو رکعت نماز خواند و دعا کرد و بر گشت، امام او را آزاد کرد. بنابراین توسّل به دعای مؤمن یکی از اصول مسلّم و مورد اتفاق است.

۵.توسّل به دعای پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) در حال حیات

قرآن مجید به کسانی که در زمان حیات پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) زندگی می کردند، می فرماید:

( وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُول إِلاَّ لِیطَاعَ بِإِذْنِ اللّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآؤُوک فَاسْتَغْفَرُواْ اللّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللّهَ تَوَّابًا رَّحِیمًا) «ما هیچ پیامبری نفرستادیم مگر برای این که به فرمان خدا، از وی اطاعت شود. و اگر این مخالفان، هنگامی که به خود ستم می کردند(و فرمان های خدا را زیر پا می گذاردند)، به نزد تو می آمدند، و از خدا طلب آمرزش می کردند و پیامبر هم برای آنها استغفار می کرد، خدا را توبه پذیر و مهربان می یافتند».

یعنی به محضر پیغمبر اکرم رفته و از ایشان بخواهید در حق شما دعا و استغفار کند. این مورد را همه و حتّی وهابی ها نیز قبول دارند. قرآن در سوره منافقون می فرماید: هر موقع به منافقین گفته می شود که بروید نزد پیغمبر تا در حق شما دعا کند: ( وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ تَعَالَوْا یسْتَغْفِرْ لَکمْ رَسُولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُؤُوسَهُمْ وَرَأَیتَهُمْ یصُدُّونَ وَهُم مُّسْتَکبِرُونَ). هنگامی که به آنان گفته شود:”بیایید تا رسول خدا برای شما استغفار کند”، سرهای خود را (از روی استهزا و غرور) تکان می دهند». این پنج وسیله که ذکر شد، مورد خدشه و ایراد نبوده و مورد اتفاق تمام فرقِ مسلمین، اعم سنی، شیعه، صوفی و وهابی است. از این به بعد بحث در مورد اختلافات ما با وهابیت در حوزه توسّل است که به یکی دو نمونه اشاره می کنیم.

توسّلات موردِ اتفاق امامیه

۱.توسّل به دعای پیغمبر(صلی الله علیه وآله وسلم)

امامیه معتقد است که به دعای پیغمبراکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) حتّی بعد از ایشان می توان توسّل جُست. دلیل نیز همان آیه است که می فرماید: ( وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآؤُوک) این آیه اطلاق دارد، یعنی هم حال حیات و هم حال رحلت را شامل می شود. کما اینکه خیلی از آیات اطلاق دارند؛ مانند: (یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاَ تَرْفَعُوا أَصْوَاتَکمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِی) که اطلاق دارد و حتی امروزه نیز ما نباید در حرم پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) داد زده یا صدایمان را بلند کنیم.

دو مقدمه مهم برای اثبات مسئله

دو مقدمه مهم برای اثبات مسأله جایز بودن توسّل به دعای پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) پس از وفات:

مقدّمه نخست: بزرگانی چون انبیاء، شهدا و مؤمنان کامل، بعد از مرگ، زندگی برزخی دارند. بنابراین مرگ، دروازه فنا نیست؛ بلکه دروازه ای برای زندگی در جهان دیگر است و این مسئله از قرآن استفاده می شود. در سوره یس می خوانیم: وقتی فرستادگان مسیح، مردم را به توحید دعوت کردند، مردم انطاکیه آنها را تهدید کردند. یک نفر از اقوام آن ها فریاد زد که ای قوم! چه می کنید؟ ( قَالَ یا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِینَ اتَّبِعُوا مَن لاَّ یسْأَلُکمْ أَجْرًا وَهُم مُّهْتَدُونَ) آن ها او را هم اذیت کردند، به طوری که از شدت جراحت در حال جان دادن بود و در آن لحظه به او وعده بهشت داده شد ( قِیلَ ادْخُلِ الْجَنَّهَ قَالَ یا لَیتَ قَوْمِی یعْلَمُونَ) این کدام جنّت است؟ آیا بهشت برزخی است؟ آیا همان بهشت روز قیامت است؟ مهم در اینجا این است که پس از مرگ گفت: «یا لَیتَ قَوْمِی یعْلَمُونَ» ای کاش می دانستند که گرچه سنگ باران و کشته شدم اما وارد بهشت شدم!

آیاتی که دلالت بر حیات برزخی می کنند فراوان است. مثلاً درباره آل فرعون می گوید: ( النَّارُ یعْرَضُونَ عَلَیهَا غُدُوًّا وَعَشِیا وَیوْمَ تَقُومُ السَّاعَهُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَاب).آن ها را صبح گاهان و شامگاهان بر آتش عرضه می کنند. براستی این عرضه بر آتش در قبل از قیامّت کجاست؟ قطعاً در عالم برزخ است. آیات نازل شده درباره شهدا مؤید این مطلب هستند: ( وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیا عِندَ رَبِّهِمْ یرْزَقُونَ). «ای پیامبر هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! بلکه آنها زنده اند و نزد پروردگارشان روزی داده می شوند». مقدّمه دوم: آیا ارتباط ما با کسانی که در برزخ زنده اند، قطع است یا محفوظ؟ وهابیت قائل به انقطاع ارتباط است؛ اما شیعه می گوید ارتباط ما محفوظ است. آنان سخنان ما را می شنوند، و چه بسا جواب هم بدهند.

قرآن در چند جا می فرماید ارتباط شما محفوظ است. یکی درباره صالح و دیگری درباره شعیب. قرآن به گونه ای بیان می کند که اینها با مردگان خودشان بحث می کنند.( فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَهُ فَأَصْبَحُواْ فِی دَارِهِمْ جَاثِمِینَ* فَتَوَلَّی عَنْهُمْ وَقَالَ یا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُکمْ رِسَالَهَ رَبِّی وَنَصَحْتُ لَکمْ وَلَکن لاَّ تُحِبُّونَ النَّاصِحِینَ) «سرانجام زمین لرزه آنها را فرا گرفت، و صبحگاهان، (تنها) جسم بی جان آنها در خانه هایشان باقی مانده بود.(صالح) از آنها روی برتافت؛ و گفت:«ای قوم! من رسالت پروردگارم را به شما ابلاغ کردم و شرط خیرخواهی را انجام دادم، ولی (چه کنم که) شما خیرخواهان را دوست ندارید». این درباره صالح است. قوم صالح بت پرست بودند و بعد از نزول عذاب إلهی در خانه خود به حال مرگ افتادند. آن ها گاهی صدای آسمانی و لرزش و گاهی باد شدید را می شنیدند؛ اما در خانه های خود باز ماندند و مردند. آیه بعدی می گوید: «فَتَوَلَّی عَنْهُمْ» صالح نبی از آن ها روی برگرداند، چرا؟ چون هرچه پیغمبر گفت گوش نکردند و سرانجام جسدهای مرده آن ها در خانه هاشان افتاد. بعدا (یعنی پس از نابودی قوم)، صالح رو به آن ها کرد و با تنفّر گفت: «وَقَالَ یا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُکمْ رِسَالَهَ رَبِّی وَنَصَحْتُ لَکمْ وَلَکن لاَّ تُحِبُّونَ النَّاصِحِینَ» حضرت صالح در چه زمان و با چه کسانی سخن می گوید؟ با قوم خود زمانی که همه مُرده اند.

در مورد شعیب (علیه السلام) نیز همین بیان هست: (الَّذِینَ کذَّبُواْ شُعَیبًا کأَن لَّمْ یغْنَوْاْ فِیهَا الَّذِینَ کذَّبُواْ شُعَیبًا کانُواْ هُمُ الْخَاسِرِینَ* فَتَوَلَّی عَنْهُمْ وَقَالَ یا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُکمْ رِسَالاَتِ رَبِّی وَنَصَحْتُ لَکمْ فَکیفَ آسَی عَلَی قَوْم کافِرِینَ). «آنها که شعیب را تکذیب کردند(آنچنان نابود شدند که) گویا هرگز در آن (خانه ها) سکونت نداشتند! آنها که شعیب را تکذیب کردند، زیانکار بودند. سپس از آنها روی برتافت و گفت:«ای قوم من! من رسالت پروردگارم را به شما ابلاغ کردم و برای شما خیرخواهی نمودم، با این حال، چگونه بر حال قوم بی ایمان تأسف بخورم؟!».

حضرت شعیب گفت: (یا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُکمْ رِسَالاَتِ رَبِّی وَنَصَحْتُ لَکمْ فَکیفَ آسَی عَلَی قَوْم کافِرِینَ).

اثبات مسئله با روایات معتبر

با حفظ دو مقدمه یادشده، اینک سراغ روایات، آن هم روایات مورد قبول وهابیت می رویم. در صحیح بخاری که بالاترین کتاب اهل سنت است، آمده که پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) در جنگ بدر دستور داد هفتاد جسد کشته های قریش را در یک قلیبی(گودال) بریزند. سپس به سخن گفتن با آن ها پرداخت. سپس یک یک آن ها را صدا زد و گفت: هل وجدتم ما وعدکم ربکم حقاً؟ فانی وجدت ما وعدنی ربّی حقّاً. فقال له بعض اصحابه: یا رسول الله! أتنادی قوماً موتی؟ فقال (صلی الله علیه وآله وسلم): ما انتم باسمع لما اقول منهم، و لکنهم لا یستطیعون أن یجیبونی.

پیامبر رو به جسدهای بی جان کفّار کرده فرمودند: من وعده های خدا را حق یافتم آیا شما نیز وعده ها را حق یافتید؟ بد قومی بودید و با من به بدی رفتار کردید و من نمی خواستم به این نحو کشته شوید. سپس عرب های جاهل گفتند: ای رسول خدا! آیا با این مردگان سخن می گویی؟ حضرت فرمود: نخیر، اینها مرده نیستند و مطالب مرا بهتر از شما می شنوند!

نتیجه

اگر این دو مقدمه ثابت شود (یعنی وجود حیات برزخی، و همچنین ارتباط ما با حیات برزخی) ما می توانیم به دعای پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) حتی پس از فوت ایشان متوسّل شویم. بنابراین مانعی ندارد که در کنار قبرش عرض حاجت کنیم. خداوند در قرآن می فرماید: ( وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآؤُوک فَاسْتَغْفَرُواْ اللّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ) اتفاقاً بیشتر اهل سنت نیز نوشته اند که وقتی پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) رحلت کرد، چندروزی گذشته بود که عربی از بیابان آمد و خودش را بر قبر ایشان افکند و گفت: «إنّک قلت فی کتابک الکریم: ( وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآؤُوک فَاسْتَغْفَرُواْ اللّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللّهَ تَوَّابًا رَّحِیمًا» و انّی جِئتک تائباً مُستغفراً مِن ذُنوبی» غیر از این باید گفت که مسلمانان به تعداد یک میلیارد و نیم جمعیت، هر روزه در نماز می گویند: «السلام علیک أیهَا النبی!» مخاطب آن ها چه کسی است؟ آیا سلام شان خطاب به مرده است؟ مشکل اینجا است که متأسفانه رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) را نشناخته ایم!

دیده ای خواهم که باشد شه شناس *** تا شناسد شاه را در هر لباس

انبیای دیگر را نیز نشناختیم! بخاری از بزرگان اهل سنت است که می گوید پیغمبر با کفّار سخن گفت و مدعی است أموات آن ها بهتر از احیای شما می شنوند! بنابراین در کنار مرقد رسول خدا حق داریم که بگوییم: «یا رسول الله! انی جئتک تائباً مستغفراً من ذنوبی، اِستغفر لنا عند الله» و حاجت خود را بخواهیم و از او طلب دعا کنیم و همه این توسّلات مشروع خواهد بود.

۲.توسّل به ذات، حقّ و منزلت نبّی اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم)

دومین مصداق توسّل اختصاصی و مورد قبول إمامیه، توسّل به ذات، حق و منزلت نبی اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) است. طبق اعتقاد ما شیعیان، خداوند منّان به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) حقّ، منزلت و مقامی عنایت فرموده که با توجه به آن می توان خدا را به منزلت پیامبرش قسم داد.

وهابی ها از این خشمگین اند و می گویند این شرک است و ما حق نداریم خدا را به مقام پیغمبر، ذات و قداست او سوگند دهیم، و این نحوه قسم خوردن و طلب کردن جایز نیست. حال آنکه کتابهای حدیثی اهل سنّت از همین نوع توسّل

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *