تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل مبانی روش شناختی قرآن در علوم تجربی و تأثیر آن بر دانشمندان مسلمان – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی روش شناختی قرآن در علوم تجربی و تأثیر آن بر دانشمندان مسلمان شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی روش شناختی قرآن در علوم تجربی و تأثیر آن بر دانشمندان مسلمان:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی روش شناختی قرآن در علوم تجربی و تأثیر آن بر دانشمندان مسلمان به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل مبانی روش شناختی قرآن در علوم تجربی و تأثیر آن بر دانشمندان مسلمان به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل مبانی روش شناختی قرآن در علوم تجربی و تأثیر آن بر دانشمندان مسلمان با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی روش شناختی قرآن در علوم تجربی و تأثیر آن بر دانشمندان مسلمان با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل مبانی روش شناختی قرآن در علوم تجربی و تأثیر آن بر دانشمندان مسلمان با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی روش شناختی قرآن در علوم تجربی و تأثیر آن بر دانشمندان مسلمان را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مبانی روش شناختی قرآن در علوم تجربی و تأثیر آن بر دانشمندان مسلمان :

مقدمه

پیوندی استوار میان علم و روش وجود دارد؛ به گونه ای که برخورد روشمند با علم، مبنای کشف علم است وگرنه علم پیشرفت واقعی خود را نخواهد داشت. شاید یکی از دلایل پیشرفت غربیان پس از قرون وسطی توجه روشی به علوم باشد؛ همان چیزی که اندیشمندان مسلمان در قرون طلایی تمدن اسلامی به کار گرفتند. از این رو، پرداختن به موضوع روششناسی قرآن در علوم تجربی و در میان دانشمندان مسلمان و توجه به پیشینه آن اهمیت ویژهای دارد. در این نوشتار سعی شده مبانی روششناختی قرآن در علومی تجربی مورد مطالعه قرار گیرد و نمونه ها و مصادیق کاربردی آن در میان دانشمندان اسلامی مورد بررسی قرار گیرد.

اول) مبانی روششناختی قرآن در علوم تجربی

۱.علوم تجربی مبتنی بر بینش توحیدی

قرآن کریم در آیات متعددی به عالم تکوین اشاره کرده، مخاطبانش را به تفکر و تدبر در آن تشویق می کند. ویژگی آیات مربوط به جهان هستی آن است که با توصیف حوادث شروع میشود و با توصیه به تفکر، تدبر و عبرتآموزی پایان مییابد: «وَ هُوَ الَّذی مَدَّ الْأَرْضَ وَجَعَلَ فیها رَواسِی وَأَنْهاراً وَمِنْ کلِّ الثَّمَراتِ جَعَلَ فیها زَوْجَینِ اثْنَینِ یغْشِی اللَّیلَ النَّهارَ إِنَّ فی ذلِک لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یتَفَکرُونَ» (رعد/۳)؛ «و او کسی است که زمین را گسترانید؛ و در آن [کوه های] استوار و جویها قرار دارد؛ و از همه محصولات در آن یک جفت دوتایی قرار داد؛ روز را به شب میپوشاند؛ قطعاً در آن [ها] نشانههایی است برای گروهی که تفکر می کنند».

بر همین اساس، قرآن کریم خط مشی علوم طبیعی را براساس پیوستگی قوانین و نظم علمیشان ترسیم کرده و توجه انسان را به علل و اسباب اشیاء معطوف ساخته و شرایط علمی و عقلی را برای او فراهم نموده است تا به جست وجو و کشف حقایق هستی که آثار و نشانه های خداست، برانگیخته شود: «قُلْ سیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کیفَ بَدَأَ الْخَلْقَ» (عنکبوت/ ۲۰)؛ «بگو: در زمین گردش کنید و بنگرید که چگونه (خدا) آفرینش را آغاز کرد»؛«وَ تَصْریفِ الرِّیاحِ وَالسَّحابِ الْمُسَخَّرِ بَینَ السَّماءِ وَالْأَرْضِ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یعْقِلُونَ» (بقره/۱۶۴)؛ «و (همچنین در) دگرگونی بادها و ابرهایی که میان آسمان و زمین مسخّر است، نشانه هایی هست، برای گروهی که خردورزی میکنند.» این آیات و نمونههای مشابه آن (جاثیه/۳ـ۵) به علوم طبیعی مختلفی نظیر ستارهشناسی، زمینشناسی، زیستشناسی، هواشناسی اشاره میکند. با تأمل در آنها در مییابیم که چگونه خداوند سخن را به صاحبان ایمان و یقین و سپس به کسانی که می اندیشند، معطوف می سازد و حتی آشکارا علوم طبیعی را با خشیت دانشمندان مرتبط می نماید: «أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ ثَمَراتٍ مُخْتَلِفاً أَلْوانُها وَمِنَ الْجِبالِ جُدَدٌ بیضٌ وَحُمْرٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُها وَغَرابیبُ سُودٌ وَمِنَ النَّاسِ وَالدَّوَابِّ وَالْأَنْعامِ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ کذلِک إِنَّما یخْشَی اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ إِنَّ اللَّهَ عَزیزٌ غَفُورٌ» (فاطر/۲۸ـ۲۷)؛ «آیا نظر نکردهای که خدا از آسمان آبی فرو فرستاد. به وسیله آن محصولاتی که رنگهایش متفاوت است (از زمین) خارج ساختیم و از کوهها راهها (و رگهها)ی سپید و سرخ که رنگهایش متفاوت است و سیاه سیاه (آفریدیم)؟! و از مردم و جنبندگان و دامها (انواعی هستند) که رنگ هایشان همانگونه متفاوت است. از میان بندگان خدا، فقط دانشوران از او هراس دارند؛ [چرا] که خدا شکست ناپذیری بسیار آمرزنده است».

با چنین نگاهی دانشمندان از آفرینش متقن خداوند پند و عبرت میگیرند؛ زیرا هرچه دانش و علمشان زیاد میشود، در مییابند که در ورای نظام هستی قدرت والای خداوند است که از آن حمایت و حفاظت میکند، لذا خشیت و پیرویشان در مقابل احکام و اوامر او افزایش می یابد و به همان میزان که تفکر و تدبرشان در آفرینش بیشتر باشد، خشیتشان در مقابل خداوند بیشتر می شود؛ چون قوانین و سنت های متقن جهان هستی آنها را وادار به سجده در برابر آفریدگار جهان میکند.

قرآن همچنین مطالعه در علوم طبیعی را از لوازم و پیامدهای جانشینی در زمین می داند؛ زیرا علمی که خداوند برای اولین بار به آدم آموخت علم اشیاء و موجودات بود. این همان چیزی است که در قرن معاصر به «علم جدید» (Science) نامگذاری شده و به واسطه آن آدم از ملائکه و دیگر مخلوقات برتر است (ندوی، بین علم، آدم وعلم الحدیث، ۹). خداوند متعال میفرماید: «وَإِذْ قالَ رَبُّک لِلْمَلائِکه إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلیفَه قالُوا أَ تَجْعَلُ فیها مَنْ یفْسِدُ فیها وَیسْفِک الدِّماءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِک وَنُقَدِّسُ لَک قالَ إِنِّی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ کلَّها» (بقره/۳۰ـ۳۱)؛ «(و یاد کن) هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: در حقیقت من در زمین، جانشینی [/ نماینده ای] قرار می دهم. (فرشتگان) گفتند: آیا در آن کسی را قرار میدهی که در آن فساد کند و خون ها بریزد؟ در حالی که ما به ستایش تو تنزیه می گوییم و تو را پاک میشماریم. (پروردگار) گفت: در واقع من آنچه را که [شما] نمیدانید، می دانم. و [خدا] همه نامها را به آدم آموخت»؛ یعنی اسم هر چیزی را اعم از مادی و معنوی، به او آموخت و نام اشیاء برهمین اساس مشخص شد (طبری، جامع البیان، ۴۶۵؛ ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ۱/۱۳۱). پس سرآغاز آفرینش، علم «اسماء» بوده که خداوند صفات و ویژگی های آنها را به آدم آموخت و طبیعت و خواص شان را به او الهام کرد (عشری، تفسیر الآیات الکونیه، ۷). اگر امروز علم جدید درباره ویژگیهای اشیاء، خصوصیات و کارایی آنها مطالعه و تحقیق میکند، قرآن نیز از آنها با تعبیر شگفت آور «اسماء» یاد کرده است که مشتمل است بر علم فیزیک، شیمی، زیستشناسی، زمینشناسی، ستارهشناسی و دیگر علوم طبیعی که دایر مدار اشیای مادی و ویژگی ها و خواص آنها میباشند. در برخی از روایات نیز منظور از اسماء در این آیه به تمام صنعتها تفسیر شده است (طبرسی، مجمع البیان، ۱/۱۸۰). بنابراین، فهم کامل «اسماء» بدون شناخت علوم جدید غیرممکن است؛ زیرا در علم جدید در مورد اشیا و ماهیت و طبیعت پدیده ای هستی تحقیق و بررسی میشود. از طرف دیگر، لازمه ارتباط اسماء با جانشینی خدا، شناخت و فهم کامل آن اسماست تا انسان بتواند با آنها تعامل داشته باشد؛ چه آن اسماء حیوانات و گیاهان باشند و چه اجسام طبیعی و مصنوعی، این مطلب از زمان آدم بوده و تا قیامت ادامه خواهد داشت (دسوقی، استخلاف الانسان فی الارض، ۷).

بنابراین بعید است که علم اسماء به معارف دینی صِرف اختصاص داشته باشد؛ زیرا اگر چنین بود ملائکه در شناخت اسماء شایستهتر از انسان بودند، به ویژه اینکه خود ملائکه نیز از جانشینی انسان که لازمهاش ارتباط علم با زمین است، تعجب کردند (همان، ۸).

پس شرط جانشینی در زمین، شناخت موجودات زمینی، ویژگیها و آثار آنهاست. ولی لازم نیست که این اسماء در زمان واحد کشف شوند. این توانایی علمی برای همه افراد بشر مهیاست و لازم نیست که انسان از همان آغاز تمام اسماء را بشناسد و همین قدر که با پژوهش و استدلال در جزئیات جهان هستی اشیا را بشناسد و برخوردش با هستی ایجابی باشد، در اثبات این توانایی کافی است (رشید رضا، تفسیر المنار، ۲۶۲).

۲.تکامل تدریجی شناخت علمی بشر

تکامل شناخت علمی از مسلمّات قرآن است؛ چون حقایق خود به خود کشف نمی شوند و عقل انسان نیز به طور ناگهانی به آنها پی نمیبرد، بلکه منوط به گذشت زمان و پیگیری مطالعات پی در پی است تا بشر بتواند سنن و قوانین موجود در آفرینش را کشف کند: «وَلَوْ أَنَّ ما فِی الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَه أَقْلامٌ وَالْبَحْرُ یمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَه أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ کلِماتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزیزٌ حَکیمٌ» (لقمان/ ۲۷)؛ «و اگر (برفرض) هر درختی که در زمین است قلم شود، درحالی که دریا (مرکب شود و) بعد از آن، هفت دریا به کمکش آید، (آفریدهها و) کلمات خدا پایان نمییابد. به راستی که خدا شکستناپذیری فرزانه است». پس همه از منبع علم الهی به تدریج بهره میبرند، در نتیجه علم بهره گیرنده از این منبع، نسبی است؛ لذا این نسبیت در کشف حقایق اشیاء و ویژگیهای کمی و کیفی اهمیت دارد. آیات ذیل به این امر اشاره دارد: «وَما أُوتیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَلیلاً» (اسراء/۸۵)؛ «و از دانش، جز اندکی، به شما داده نشده است.»، «وَقُلْ رَبِّ زِدْنی عِلْماً» (طه/۱۱۴)؛ «و بگو: پروردگارا! مرا دانش افزای.» و «نَرْفَعُ دَرَجاتٍ مَنْ نَشاءُ وَفَوْقَ کلِّ ذی عِلْمٍ عَلیمٌ» (یوسف/۷۶)؛ «رتبههای هر کس را بخواهیم (و شایسته بدانیم) بالا میبریم؛ و برتر از هر دانشمندی، دانایی است».

منظور نسبیت مورد نظر قرآن تفاوت انسانها در شناخت است؛ لذا ممکن است فردی مطلبی را بفهمد که دیگری آن را درک نمیکند؛ از این رو، دست نیافتن بشر به چیزی، دلیل بر نبودن آن نیست، زیرا ممکن است در آینده کشف شود.

۳.عینیت گرایی در علم (objectivism)

منظور از عینیتگرایی در مطالعات روششناسی، نبودن عوامل جانبدارانه و تأثیر نپذیرفتن از انگیزه ها، عرف و جایگاه های اجتماعی است. منطق قرآن این جهت گیری را درباره عینیت گرایی تأیید می کند. حقیقت آن است که اسلام و فطرت سالم، از پژوهشگر میخواهد به خاطر خدا به حق گواهی دهد؛ هر چند این گواهی علیه خودش یا نزدیک ترین اطرافیانش باشد؛ یعنی در راه حق از سرزنش هیچ سرزنش کنندهای نهراسد. این امر در این آیه از ما طلبیده شده است: «یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا کونُوا قَوَّامینَ بِالْقِسْطِ شُهَداءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلی أَنْفُسِکمْ أَوِ الْوالِدَینِ وَالْأَقْرَبینَ إِنْ یکنْ غَنِیا أَوْ فَقیراً فَاللَّهُ أَوْلی بِهِما فَلا تَتَّبِعُوا الْهَوی أَنْ تَعْدِلُوا وَإِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّهَ کانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبیراً» (نساء/۱۳۵)؛ «ای کسانی که ایمان آوردهاید! بر پادارندگان دادگری باشید؛ [و] برای خدا گواهی دهید، و گر چه (این گواهی) به زیان خودتان، یا پدر و مادر و نزدیکان (شما) باشد. اگر (یکی از آنها) توانگر یا نیازمند باشد، پس (در گواهی شما تأثیر نگذارد، چرا که) خدا سزاوارتر به (حمایت از) آن دو است. و از هوی [و هوس] پیروی نکنید؛ که منحرف میشوید و اگر (حق را) تحریف کنید، یا (از آن) روی گردانید، پس در حقیقت خدا به آنچه انجام می دهید آگاه است».

لذا بر مسلمان است که در موضوعات و قضایای علمی نیز با گواهی دادن به حق، جهت گیری مناسبی داشته باشد و هنگامی که حق برایش آشکار شد، به آن عمل کند. باطل را بشناسد، نقد کند و اشتباهش را اثبات کند. البته قرآن دوری پژوهشگر را از ارزش ها و مبانی دینی (موضعگیری سلبی) نفی میکند؛ زیرا دوری مطلوب قرآن آن است که انسان از شهوت و بی بند و باری پرهیز کند، ولی دوری از عقیده، اخلاق و ارزش ها امری مردود و ناپسند می داند. این ویژگی در موضوع عینیت گرایی، تمایز دیدگاه قرآن را از اندیشه غربی آشکار می سازد؛ زیرا اندیشه غربی تنها به دنبال شناخت علمی حقیقت است، اگر چه به نابودی همه ارزش ها بینجامد، در حال که قرآن خواهان شناخت علمی حقیقت همراه با پایبندی به عقیده و اخلاق است.

۴.به کارگیری روش استقرایی در کشف پدیده ها

استقراء (induction) روشی است که در آن ذهن از قضایای جزیی به قضایای کلی میرسد؛ به عبارت دیگر، فرآیندی است که به واسطه آن نظریه هایی شکل میگیرد که علت حقایق و واقعیت های جهان را بیان می کند. در علوم تجربی و طبیعی، کشف رابطه بین پدیدهها از طریق بررسی جزئیات این جهان، یعنی استقراء صورت میپذیرد. این بررسی یا به واسطه مشاهده است یا به واسطه پیاده کردن فرضیه ها و آزمایش؛ از این رو روش استقرایی متشکل از سه جزء است: ۱. مشاهده؛ ۲. آزمایش و ۳. فرضیه علمی و ائبات درستی آن.

الف) مشاهده

حواس، ابزار شناخت رخدادهای جهان طبیعی است. پس آنچه از طبیعت میشناسیم، از طریق حواس است: «وَاللَّهُ أَخْرَجَکمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِکمْ لاتَعْلَمُونَ شَیئاً وَجَعَلَ لَکمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصارَ وَالْأَفْئِدَه لَعَلَّکمْ تَشْکرُونَ» (نحل/۷۸)؛ «و خدا شما را از شکمهای مادرانتان بیرون آورد در حالی که هیچ چیزی نمی دانستید و برای شما، گوش و چشمها و دلها [ی سوزان] قرار داد تا شاید شما سپاسگزاری کنید».

شناخت جهان خارج از طریق چشم، گوش و دل به دست می آید؛ بنابراین حواس، حلقه واسطه بین انسان و محیط خارج است و نبود یکی از این دو ـ حواس و محیط خارج ـ باعث میشود تا هر کدام ارزش خود را از دست بدهد. از این رو، خداوند پس از آفرینش انسان اولیه، حواس را به او بخشید؛ حواسی که ابزاری برای پژوهش باشد تا از طریق آن عوامل اصلی یک پژوهش علمی فراهم گردد: «وَهُوَ الَّذی أَنْشَأَ لَکمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصارَ وَالْأَفْئِدَه قَلیلاً ما تَشْکرُونَ» (مؤمِنون/۷۸)؛ «و او کسی است که برای شما گوش و چشمها و دلهای [سوزان] پدید آورد، چه اندک سپاسگزاری میکنید».

تأکید زیاد قرآن بر دو حس شنوایی و بینایی بدین دلیل است که آن دو از مهمترین ابزارهای شناخت علمیاند و گرنه خداوند به سایر حواس نیز اشاره کرده است. (ر.ک: یوسف / ۹۴؛ اعراف / ۲۲؛ انعام / ۷)

در قرآن آیات بسیاری به مشاهده و حس بینایی اشاره دارد، مانند آیه: «قُلِ انْظُرُوا ما ذا فِی السَّماواتِ وَالْأَرْضِ» (یونس/۱۰۱)؛ «(ای پیامبر) بگو: بنگرید در آسمانها و زمین چه چیزی است؟» این نگاهی که خداوند از ما می خواهد، نگاهی است که با مشاهده عینی یک پژوهشگر به اشیایی که مورد توجه قرار داده، به دست میآید. این همان موضوعی است که آیه با امر به نگاه و تفکر در آسمان ها و زمین و با امر به پاسخ دادن به این سؤال که «چه چیزی در آسمانها و زمین است؟» توجه ما را به آن جلب کرده است. البته عقل هنگام مشاهده باید اجزای پراکنده را در ذهن، منظم و مرتب کند: «یقَلِّبُ اللَّهُ اللَّیلَ وَالنَّهارَ إِنَّ فی ذلِک لَعِبْرَه لِأُولِی الْأَبْصارِ» (نور / ۴۴)؛ «خدا شب و روز را دگرگون میسازد؛ یقیناً در این (دگرگونی) برای صاحبان بینش عبرتی است.»

در واقع، مشاهده دقیق تنها دیدن یک شیء نیست، بلکه امری فراتر از یک نگاه است؛ چون مشاهده شامل یک فرآیند ذهنی نیز میشود. خداوند در این آیه به دیدن بدون تفکر و تأمل اشاره ندارد، بلکه ترکیب «اولی الابصار» تداعی گر آن است که دیدن پدیده جابجایی شب و روز باید همراه با تأمل و تفکر باشد تا مایه عبرت واقع شود.

ب) آزمایش

اگرچه پژوهشگر در مرحله مشاهده در برابر طبیعت تسلیم و ساکت است، اما آزمایش سؤالی است که پژوهشگر در مورد طبیعت مطرح میکند تا پاسخ آن را بیابد. پس، از نظر علمی مشاهده و آزمایش با یکدیگر تعامل و ارتباط دارند؛ در نتیجه، پژوهشگر ابتدا مشاهده و بعد آزمایش میکند، سپس به نتیجه آزمایش دست مییابد. در حقیقت، آزمایش چیزی جز یک مشاهده علتجو نیست؛ زیرا آزمایشگر میاندیشد، مقایسه میکند و سپس میکوشد تا شرایطی متناسب با هدفش را ـ که همان کشف حقایق علمی است ـ ایجاد کند.

بدینسان پژوهشگر با بررسی پدیدهها، به حقایق علمی دست مییابد؛ امری که تنها با به کارگیری حس و عقل به دست میآید؛ زیرا عقل استدلال و حس، مشاهده میکند؛ به عبارت دیگر، حس تنها اموری را درک میکند که محسوس باشند، اما آنچه همه این امور را ذیل حکم واحدی جمع می کند، عقل است که این کار را از طریق حس و تکرار آزمایشهای متعدد به سامان می رساند؛ زیرا در مسیر تحصیل و کشف علم، نمیتوان به یک آزمایش بسنده کرد، بلکه باید آزمایش را در دفعات مختلف تکرار کرد تا از این مسیر، عقل بتواند به میزان بالایی از معلومات درباره یک پدیده دست یابد و علتی را که باعث شده پدیده تکرار شود، بشناسد؛ بنابراین، آزمایش چیزی نیست. جز تجزیه مجموعه ای از قوانین به عوامل اولیه، ترکیبات و اجزای اصلی آن که این مهم تنها از مسیر پرسش از طبیعت به دست می آید: «الَّذی خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً ما تَری فی خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَری مِنْ فُطُورٍ ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ کرَّتَینِ ینْقَلِبْ إِلَیک الْبَصَرُ خاسِئاً وَهُوَ حَسیرٌ» (ملک/۳ـ۴)؛ «(همان) کسی که هفت آسمان را طبقه بندی شده آفرید. هیچ تفاوتی (تناقض گونه) در آفرینش (خدای) گسترده مهر نمی بینی. پس دیده را برگردان. آیا هیچ شکافی می بینی؟! سپس دوباره دیده را برگردان تا دیده، خسته (و خوار) به سوی تو بازگردد، در حالی که آن وامانده است».

«در واقع، سؤال از چگونگی، بعد از مرحله مشاهده اولیه اتفاق می افتد و پژوهشگر نباید به دیدن و مشاهده اکتفا کند، بلکه لازم است با بررسی (آزمایش) پدیده مورد نظر و تأمل در آن و تکرار، راه را برای رسیدن به فرضیه علمی باز نماید. ملاحظه می شود که این آیه به مرحله بعد از مشاهده اشاره دارد.

ج) فرضیه علمی

فرضیه علمی در استقراء بعد از مشاهده و آزمایش ارایه میشود؛ زیرا مشاهده پدیده ها و انجام آزمایشهای متعدد بر روی آنها به تنهایی ناقص اند و ارزشی ندارند مگر آنکه به کشف رابطه های ثابت و همیشگی بین آنها و کشف قوانین عمومی که پدیده ها را تفسیر می کند، بینجامد. پس فرضیه چیزی جز یک نوآوری یا تفسیری حدسی از پدیده هایی که قبلاً مشاهده شده اند، نیست و تا هنگامی که آزمایش ها، درستی فرضیه را ثابت نکرده اند، این فرضیه چیزی جز حدس و گمان نیست.

در برخی از آیات قرآن پس از مرحله مشاهده و بررسی از ما می خواهد که فرضیه ای نیز ارایه کنیم و ببینیم آیا فرضیه ما درست است یا نه؟ مانند: «أَفَرَأَیتُمْ ما تُمْنُونَ أَ أَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخالِقُونَ… أَفَرَأَیتُمْ ما تَحْرُثُونَ أَأَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ… أَفَرَأَیتُمُ الْماءَ الَّذی تَشْرَبُونَ أَأَنْتُمْ أَنْزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنْزِلُونَ لَوْ نَشاءُ جَعَلْناهُ أُجاجاً فَلَوْ لاتَشْکرُونَ أَفَرَأَیتُمُ النَّارَ الَّتی تُورُونَ أَأَنْتُمْ أَنْشَأْتُمْ شَجَرَتَها أَمْ نَحْنُ الْمُنْشِؤُنَ» (واقعه/۵۸ ـ۷۲)؛ «و آیا آنچه را از منی می ریزید، ملاحظه کردهاید؟! آیا شما آن را آفریدید یا ما آفریننده ایم؟!… و آیا آنچه را کشت می کنید، ملاحظه کرده اید؟! آیا شما آن را زراعت میکنید یا ما زراعت کننده ایم؟!… و آیا به آبی که مینوشید، نظر کرده اید؟! آیا شما آن را از ابرها فروفرستاده اید یا ما فرو فرستنده ایم؟!… و آیا به آتشی که می افروزید، نظر کرده اید؟! آیا شما درختش را پدید آورده اید یا ما پدید آورنده ایم؟!».

این سنن و سنتهای مشابهی که در قرآن مطرح شده، به طور مداوم و پیوسته از جانب خدای متعال در عالم هستی جریان دارند؛ بنابراین، دانشمندان این قوانین را ایجاد نمیکنند، بلکه تنها نظاره گر آنها هستند و آنگاه برای آنها بر مبنای قوانین گذشته و مشاهدات جدیدشان، فرضیه ای را مطرح میسازند و سپس همه آنها را در قالب یک نظریه یا قانونی علم

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *