تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل چای روضه حضرت عباس (ع) در خانه مادر شهید، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل چای روضه حضرت عباس (ع) در خانه مادر شهید شامل 29 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل چای روضه حضرت عباس (ع) در خانه مادر شهید:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل چای روضه حضرت عباس (ع) در خانه مادر شهید را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل چای روضه حضرت عباس (ع) در خانه مادر شهید توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل چای روضه حضرت عباس (ع) در خانه مادر شهید را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل چای روضه حضرت عباس (ع) در خانه مادر شهید :

خانواده‌های ارمنی ارادت خاصی به حضرت عباس (ع)، پسر باوفای «ام‌البنین» دارند. این را می‌شود از روایت‌هایی که خود ارامنه تعریف کرده‌اند، فهمید. روایت نذری‌هایی که به نیت حضرت عباس پخته می‌شود و ارمنی‌ها دانه‌ای از برنجش را شفابخش می‌دانند و گره‌گشا. تا جایی که «سفره‌های حضرت ابوالفضل (ع)» به نیت گرفتن حاجت در خانه‌های آن‌ها هم پهن می‌شود و اغلب شنونده روضه آقا هستند، ارادت ارمنی‌ها به حضرت عباس مصداق این شعر است «یا ابوالفضلی بگو تا که ببیند عالمی، ارمنی در روضه‌های تو مسلمان می‌شود». یکی شدن ارامنه و مسلمان‌ها وقتی بیشتر به چشم آمد که در طول سال دفاع مقدس بسیاری از جوان‌های ارمنی برای دفاع از میهن خود درس و مدرسه را رها کردند و حتی با جعل شناسنامه‌هایشان اصرار داشتند تا زودتر سرباز وطن شوند. در همین سنگرهای جبهه بود که روایت‌های شنیدنی از برادری، وفاداری و ازجان‌گذشتگی‌های حضرت عباس آن‌ها را عاشق کرد حتی برخی خودشان را سقا می‌خواندند و مادرانشان ام‌البنین وار، فرزندانشان را در بحبوحه جنگ با دست خود روانه جبهه می‌کردند. امروز نام مادران شهید ارامنه خاطره ایستادگی و وفاداری مادر حضرت عباس (ع) را در روز کربلا تداعی می‌کند. وقتی‌که شاعر می‌گوید: «اگر شد کار عباسش دلیری، شجاعت مکتب ام‌البنین است» در روز وفات حضرت ام‌البنین(س) به دیدار مادر شهید ارمنی رفتیم که به یاد سقای کربلا حضرت عباس (ع) هر هیاتی که به‌پاس قدردانی از فرزند شهیدش به خانه آن‌ها سر می‌زند، یک‌به‌یک هیاتی‌ها را به نیت فرزند شهیدش «وارطان آقاخانیان» سیراب می‌کند. گاهی با لیوان، لیوان آب‌خنک و شربت، گاهی با استکان، استکان چای قندپهلو. چای حضرت عباس در خانه قدیمی «خانم وارتوش» سال‌هاست هیاتی‌های وحیدیه تهران را نمک‌گیر کرده است.

اسم وارطان خاطره نه، اشک میاورد

خانم «وارتوش» مادر شهید «وارطان آقاخانیان» آن‌قدرها به زبان فارسی مسلط نیست؛ اما زبانش که به تعارف و مهربانی باز می‌شود همه را به فارسی می‌گوید. بیشتر از هر چیز هیات روز تاسوعا که به خانه‌شان سر می‌زند او را به یاد وارطان می‌اندازد هر لیوان آب و نوشیدنی که به دست سینه‌زن‌ها می‌دهد قلبش آرام می‌گیرد و توسلش برای آرام دل بی‌قرارش به حضرت عباس بیشتر می‌شود. وقتی می‌پرسم از خاطرات کودکی وارطان بگو؟ بلافاصله می‌گوید: «چیزی یادم نمانده» و سکوت می‌کند سکوتی که انگار ثانیه‌ها را در خودش گم‌کرده است. صبر می‌کنیم تا سال‌های مادری برای وارطان ساله‌اش را در ذهن مرور کند. دست‌آخر بازهم با صدایی لرزان می‌گوید: «از او خاطره‌ای در یادم نمانده» حرف نمی‌زند اما مردمک چشمانش بی گاه می‌دود در کاسه چشمانش تا اشکش سرازیر نشود. با خودم فکر می‌کنم چطور می‌شود همه خاطره‌ها از یاد برود؟ اما وقتی اسم وارطان که به میان می‌آید، دل‌تنگی این‌چنین بدود در گلو و چشمان خانم وارتوش. «آرمناک» دوست و همبازی وارطان که حالا گرد میان‌سالی راتبه‌گیرش نشسته و ساله شده برای ترجمه و کمک در این گفت‌وگو با ما همراهی می‌کند.

چه کسی شمارا دعوت کرد؟

هرچند مادر شهید به این راحتی‌ها پرده از احساساتش برنمی‌دارد. بعد از سکوت طولانی چشم در چشم ما می‌دوزد و فقط یک جمله می‌گوید: «چرا امشب باید به دیدن من می‌آمدید؟ چرا امشب؟» جوابم فقط این جمله می‌تواند باشد «خیلی اتفاقی! می‌خواستیم با یکی از مادران شهید ارامنه دیداری داشته باشیم که سعادت دیدار شما پیش آمد». همان‌طور که دستانش را روی صورتش می‌گذارد می‌گوید: «از صبح بی‌قرارش بود هر چه از یادم برود، روز تولد وارطان که یادم نمی‌رود! انگار وارطان در شب تولدش برای من مهمان فرستاده! شاید بی‌قراری من را فهمیده من هنوز برایم سخت است پذیرفتن این اتفاق تصادفی. شما باید بهمن به دیدن من می‌آمدید روزی که وارطان من به دنیا آمد؟»

خنکای شربت آلبالوی مادر وارطان

آرمناک دوست و همبازی شهید وارطان نیز از این تصادف شگفت‌زده شده است کمک می‌کند تا خاطرات خانم وارتوش را زنده کنیم. آرمناک می‌گوید: «یادت می‌آید چقدر در کوچه فوتبال بازی می‌کردیم، سروصدایمان یک محله را برمی‌داشت» مادر یک جمله می‌گوید: «وارطان از همه سریع‌تر می‌دوید در مسابقات دومیدانی انتخاب شد.» آرمناک می‌گوید: «یادت هست چقدر شربت آلبالو درست می‌کردی و بعد از بازی فوتبال برای اینکه وارطان شربت بخورد به همه دوستانش لیوان لیوان شربت می‌دادی» مادر همان‌طور که چشم از روی عکس پسرش برنمی‌دارد سرش را به نشانه

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *