تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل امام سجاد علیه السلام مفسر قرآن و مبیّن حقیقت عاشورا؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل امام سجاد علیه السلام مفسر قرآن و مبیّن حقیقت عاشورا انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 55 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل امام سجاد علیه السلام مفسر قرآن و مبیّن حقیقت عاشورا:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل امام سجاد علیه السلام مفسر قرآن و مبیّن حقیقت عاشورا آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل امام سجاد علیه السلام مفسر قرآن و مبیّن حقیقت عاشورا با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل امام سجاد علیه السلام مفسر قرآن و مبیّن حقیقت عاشورا از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل امام سجاد علیه السلام مفسر قرآن و مبیّن حقیقت عاشورا، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل امام سجاد علیه السلام مفسر قرآن و مبیّن حقیقت عاشورا :

وجود مبارک امام سجاد به صورت دعا مطالب عقلی قرآن را خوب تبیین کرده است، هم جهان را تفسیر کرد، هم انسان را تفسیر کرد، هم رابطه انسان و جهان را تبیین کرد، هم رابطه انسان ها را با هم تبیین کرد و سایر مسائل. در قرآن کریم فرمود: جهان با «تسخیر» اداره می شود نه با قَسر، فرمود فشاری در عالَم نیست. «تسخیر» که اصطلاح قرآنی است عبارت از آن است که یک موجود خاصیتی دارد، یک؛ هدفی دارد، دو؛ راهی دارد، سه؛ کسی او را برابر همه خاصیت های درونی اش به هدف رهبری کند می شود «تسخیر»، اگر بر خلاف خواسته او باشد می شود قَسر، اگر آب را با فشار بالا ببرند این تسخیر نیست؛ اما نزولات آسمانی که از قلّه به سینه کوه بعد به دامن می رسد، اگر کشاورز این آب را درست رهبری کند که هرز نرود، به پای نهال ها بریزد از بالا به پایین می آید، یک؛ مطابق با میل آب است، دو؛ هدفش هم سیراب کردن تشنه هاست، سه؛ رهبری می خواهد به نام کشاورز، چهار؛ این کار را می گویند «تسخیر»؛ اما اگر با فشار بخواهند بالا ببرند می شود «قسر». جهان با «تسخیر» اداره می شود، قسری در کار نیست. تعبیر قرآن کریم این است که سَخَّرَ لَکمْ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ

[۱]

زمین و آنچه در زمین هست، آسمان و آنچه در آسمان هست، پیوند آسمان و زمین و آنچه در این پیوند هست هر کدام از اینها هدفی دارند، راهی دارند و ذات اقدس الهی اینها را رهبری می کند می فرماید: گاهی بلاواسطه، گاهی مع الواسطه خدای سبحان این نظام را تسخیر می کند: سَخَّرَ لَکمْ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ. به بشر می گوید از زمین و آنچه در عمق زمین و چهره زمین است بهره بگیرد، یک؛ از نظام سپهری هم استفاده کند، دو؛ و اگر از نظام سپهری و از زمین بهره برد اینها را به مقصد رسانده است، سه؛ درباره زمین فرمود: فَامْشُوا فی مَناکبِها

[۲]

روی دوش زمین سوار بشوید و روزی خود را بگیرید، روزی فقط در زمین نیست، در آسمان هم هست. فشار و شتابی بر هیچ موجودی تحمیل نمی شود؛ لذا همگان تسبیح گوی او هستند چون با تسخیر حرکت می کنند؛ گاهی با فعل ماضی، گاهی با فعل مضارع، گاهی با امر، گاهی با مصدر، تسبیح اینها بازگو می شود، این «مسبّحات سبع» یا «ستّ» از همین قبیل است. گاهی به صورت فعل ماضی از تسبیح اینها خبر می دهد: سَبَّحَ لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ

[۳]

گاهی با فعل مضارع که نشانه استمرار است سخن می گوید: یسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ،

[۴]

گاهی با مصدر سخن می گوید: سُبْحانَ الَّذی أَسْری بِعَبْدِهِ لَیلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ

[۵]

گاهی با امر سَبِّحِ اسْمَ رَبِّک الْأَعْلَی

[۶]

با همه این «صِیغ» از تسبیح صدر و ساقه جهان سخن می گوید، چون همگان او را حمد می کنند چون می بینند رهبر خوبی است، راهنمای خوبی است، راه خوبی را نشان می دهد به مقصد می رساند، همه اینها حی و حاضرند: إِنْ مِنْ شَی ٍ إِلاَّ یسَبِّحُ بِحَمْدِهِ

[۷]

این جزء «جوامع الکلم» سوره مبارکه «اسراء» است، فرمود چیزی نیست مگر اینکه این دو کار را هماهنگ هم انجام می دهد:

توحید گوی او نه بنی آدمند و بس هر بلبلی که زمزمه بر شاخسار کرد

[۸]

هر برگی که در شاخسار هست، هر جِرمی که در زیر زمین هست و هر قمر و کوکبی که در نظام سپهری است تنها برگ درختان و مانند آن نیست إِنْ مِنْ شَیءٍ إِلاَّ یسَبِّحُ اما بِحَمْدِهِ؛ تسبیح گو و تحمیدگوی او هستند و این دو در کنار هم هست، او را حمد می کنند چون هستی آنها یعنی «کان تامّه»، کمالات آنها یعنی «کان ناقصه» مرهون لطف اوست او را شکر می کنند و او را تسبیح می گویند; زیرا از کسی باید حق شناسی کرد که نیاز را برطرف کند، یک؛ خودش بی نیاز باشد، دو؛ لذا او هم سبّوح است هم محمود.

بیان نورانی امام سجاد در صحیفه سجادیه این است که «طَلَبَ الْمُحْتَاجِ إِلَی الْمُحْتَاجِ سَفَهٌ مِنْ رَأْیهِ وَ ضَلَّهٌ مِنْ عَقْلِه»،

[۹]

چقدر این بیان شیرین است! فرمود انسان از انسان چیز بخواهد، غیر خدا از غیر خدا چیز بخواهد سفیه است: «طَلَبَ الْمُحْتَاجِ إِلَی الْمُحْتَاجِ سَفَهٌ مِنْ رَأْیهِ وَ ضَلَّهٌ مِنْ عَقْلِه»، این بیان بوسیدنی نیست؟! فرمود: او که همه چیز را داد، همه چیز را هم که می دهد، به هر کسی به شما نزدیک تر است و از هر کسی، حرفِ شما را بهتر می شنود، چرا با او گفتگو ندارید: «طَلَبَ الْمُحْتَاجِ إِلَی الْمُحْتَاجِ سَفَهٌ مِنْ رَأْیهِ وَ ضَلَّهٌ مِنْ عَقْلِه» این در صحیفه سجادیه هست. او سفیه را معنا کرده، حکیم را معنا کرده، عاِلم را معنا کرده، جاهل را معنا کرده «طَلَبَ الْمُحْتَاجِ إِلَی الْمُحْتَاجِ سَفَهٌ مِنْ رَأْیهِ وَ ضَلَّهٌ مِنْ عَقْلِه »؛ لذا ذات اقدس الهی فرمود: همه مرا حمد می کنند شما هم مرا حمد کنید، برای اینکه همه نعمت را از من می دانند، یک و می دانند من به هیچ چیزی محتاج نیستم، دو؛ لذا این دو کار را هماهنگ انجام می دهند، سه؛ هم تسبیح گوی من هستند، هم تحمیدگوی من هستند. این«باء»، «باء» مصاحبه و ملازمه بین تسبیح و تحمید است إِنْ مِنْ شَی ءٍ إِلاَّ یسَبِّحُ بِحَمْدِهِ، نه «یسَبِّحُ وَ یحَمِّدُه». تحمیدش در دامن تسبیح است؛ برای اینکه باید از کسی چیز بخواهند که او چیز نخواهد، نه از دیگری چیز بخواهد نه از ما؛ چنین ذات قدسی ستودنی است.

پس جهان با تسخیر اداره می شود نه با قَسر، هیچ فشاری در عالَم نیست، اگر شمس و قمر حرکت می کنند و اگر زمین حرکت های گوناگون دارد، همه اینها در مسیر کمال اینهاست، هیچ کدام براساس بی میلی حرکت نمی کنند. وقتی به زمین و آسمان فرمود: فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِیا طَوْعاً أَوْ کرْهاً؛ بامیل و بی میل باید اطاعت کنید، عرض کردند: قالَتا أَتَینا طائِعینَ

[۱۰]

ما بی میل نیستیم ما با طوع و رغبت اطاعت می کنیم، به ما می گویی این چنین بگرد کمال ماست، به ما می گویی سرعت بگیر، تند برو، کند برو، کمالِ ماست. قالَتا اوّل تثنیه است أَتَینا، این أَتَینا جمع است به قرینه طائِعینَ؛ آسمان و زمین عرض کردند ما دو نفر همراه همه موجودات فرشته و غیر فرشته با طوع و رغبت به پیشگاه تو سر می ساییم، چون می دانیم کمالِ ما در این است. ما که انسان هستیم و قافله انسانیت را سامان می بخشیم جزء همین مجموعه ایم باید همین کار را بکنیم.

بخش دیگر در فرمایشات نورانی امام سجاد این است که اگر انسان از این مسیر همگانی که همه دارند این طرف می روند بر خلاف جهت شنا کند چطور می شود؟ اوّلین دعا از دعاهای نورانی صحیفه سجادیه معرفی انسان است که «الانسان ما هو»؟ معرفی انسان را به دست دیگری بدهی، می گوید انسان، حیوان ناطق است این همان طور که اسب را معنا می کند حیوان صاهل است، حمار را معنا می کند حیوان ناهق است، کبوتر را معنا می کند حیوان طائر است، ماهی را معنا می کند حیوان سابح است، گاو را معنا می کند حیوان خائر است، انسان را هم می گوید حیوان ناطق است همین! ولی وقتی از امام سجاد(سلام الله علیه) سؤال بکنی «الانسان ما هو؟» فرمود: «أَلإنْسَانُ حَی مُتَأَلِّه حَمِیدٌ»؛ فصل اخیر انسان، ستایشگری حق است. این در دعای اول صحیفه سجادیه است. فصل اخیرش حق شناسی است که بداند اینها نعمت است و بداند منعم خداست و در برابر منعم سپاسگزار باشد: وَ أَشْکرُوا لِی وَ لا تَکفُرُونِ؛

[۱۱]

آن وقت این بیان نورانی را در همان دعای اول دارد. فرمود: اگر ذات اقدس الهی دستور شکر و ستایش به ما نمی داد و اگر انسانیت از فیض و فوز الهی برخوردار بود و شکر نمی کرد، این مقدم قضیه؛ «لَخَرَجُوا مِنْ حُدُودِ الْإِنْسَانِیهِ إِلَی حَدِّ الْبَهِیمِیهِ فَکانُوا کمَا وَصَفَ فِی مُحْکمِ کتَابِهِ: إِنْ هُمْ إِلاّ کالأنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ»

[۱۲]

[۱۳]

این تحقیر نیست، این سبّ و لعن نیست این تحقیق است. فرمود: اگر کسی حمید نباشد خدا را نشناسد، نعمت را از او نداند، در ساحت نعمت او سپاسگزار نباشد انسان نیست. دعا این نیست که خدایا پدر و مادر مرا بیامرز! این ضعیف ترین مرحله دعاست، دعا آن است که علمی باشد، فهمی باشد، فلسفی باشد، کلامی باشد، عقلی باشد، دقیق باشد، آن دعاست. اصلاً این طور به ما یاد دادند دعا کنید. شما از اوّل تا آخر این دعای اول حضرت را بخوانید، سخن از اینکه مرا بیامرز و پدر و مادر مرا بیامرز نیست، ما وقتی انسان شدیم، آمرزیده ایم. فرمود: وقتی کسی وظیفه شناس نباشد «لَخَرَجُوا» این تالی آن مقدم است قضیه، قضیه شرطیه است «لَخَرَجُوا مِنْ حُدُودِ

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *