تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل با اینهمه ،هنوز به پیامبر اسلام جفا می شود – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل با اینهمه ،هنوز به پیامبر اسلام جفا می شود شامل 74 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل با اینهمه ،هنوز به پیامبر اسلام جفا می شود:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل با اینهمه ،هنوز به پیامبر اسلام جفا می شود به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل با اینهمه ،هنوز به پیامبر اسلام جفا می شود به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل با اینهمه ،هنوز به پیامبر اسلام جفا می شود با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل با اینهمه ،هنوز به پیامبر اسلام جفا می شود با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل با اینهمه ،هنوز به پیامبر اسلام جفا می شود با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل با اینهمه ،هنوز به پیامبر اسلام جفا می شود را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل با اینهمه ،هنوز به پیامبر اسلام جفا می شود :

در ششم اکتبر سال ۲۰۰۲ میلادی آقای باب سایمون در ضمن دعوت از آقای جری فال ویل، در برنامه ۶۰ دقیقه خود در شبکه تلویزیونی سی- بی – اس نیویورک در دو هفته متوالی، مصاحبه دو ساعته تشکیل داده بود. این دو با یک روشی ماهرانه، تو گویی که همه دانش های تاریخ را در چنته خویش جمع کرده اند و تصور می کردند که همه مردم امریکا، اکنون سایر شبکه های تلویزیونی دیگررا رها کرده اندوبه قصه های تحریف شده و بی مسوولانه و تهمت های موهن آنان گوش می دهند.

فال ویل به نکته های عجیبی اشاره و ادعا می کرد. او می گفت: سرزمین های فلسطین و حتی قسمتی از اعراب چندین هزار سال پیش متعلق به یهودیان بود، اما در دوره ای بعد به علت رخدادهای گوناگون تاریخی، اعراب و فلسطینیان درآن سکنی گزیده اند. وسخنانش را اینگونه می داد: این زمین ها از آن یهودیان است و باید به آنان عودت داده شود. این سرزمین ها ،سرزمین های موعود است . یهودیان منتظر ظهور پیامبر و منجی خویش، یعنی حضرت عیسی (ع) اند! تا این سرزمین ها آزاد نگردد، حضرت عیسی (ع) ظهور نخواهندکرد. فال ویل البته نگفت که مطابق باورهای مسیحیت ،حضرت عیسی (ع) راچه کسی به قتل رسانده است!؟

وی گستاخی و تهمت را به جایی رساند که گفت: حضرت موسی(ع) و حضرت عیسی(ع) پیامبران صلح جویی بوده اند، اما پیامبر اسلام تروریست بوده است؟!

جری فال ویل، نظریه پرداز سرزمین موعود! در ادامه آن ترهات خویش می گفت: این زمینها را باید هرچه زودتر، با زور از وجود فلسطینیان تخلیه کرد تا حضرت عیسی(ع) آنجا ظهور کند تا این سرزمین ها، تخلیه نشود، وی نیز ظهور نمی کند.

ظاهرا تا حال کسی به وی نگفته است هیچوقت سرزمینی را بر هیچ پیامبری تا کنون ، کسی آماده و یا با زور مصادره و غصب، تخلیه نکرده است، تاآنرا دراختیار آن پیامبر خدا بگذارد!

به هنگام پخش این برنامه و دقایقی و روزهایی پس از آن ،عده یی از مسلمانان امریکا ودیگرنقاط جهان، به این گفته های ناآگاهانه و نفرت انگیز شدیدا اعتراض کردند. شنیده شده است که جری فال ویل، همان هفته ، از مسلمانان عذرخواهی کرد! مثل همین عذرخواهی های دانمارکی ازآن اشتباه عمدی ، و تکرار آن درروزنامه های دیگرکشورهای اروپایی !

معلوم است، که این آزادی بیان، مثل آزادی ته است ! چندان چفت و بستی بر آن متصورنیست! وهمین حربه آزادی بیان مانند بعضی عملکرد های مفرطانه متعلق به همه نیست. درهمین امریکا و انگلستان وسایرکشورهای غربی، آزادی بیان برای تمام مردم یکسان نیست.

بعد از سپتامبر ۱۱، آزادی بسیاری از رسانه ها و حتی برخی نویسندگان و ستون پردازان روزنامه ها و مجلات، وسیله دولت متبوعشان، ممنوع و یا محدود گردیدند!

حال بیایید در تاریخ معاصر سیاسی امریکا،این خبرشگفت انگیز رابخوانیم : آقای استرام ثرمند رهبر مسن سنای امریکا، که در سال ۱۸۴۸ خود را نامزد ریاست جمهوری آمریکا کرده بود، که عاقبت در انتخابات ناکام شده بود، هنگامی که وی در پاییز سال ۲۰۰۲ جشن صدسالگی خود را می گرفت، آقای ترنت لات رهبر اکثریت جمهوریخواهان مجلس سنای امریکا، نیز از جمله شرکت کنندگان، در جشن تولدش بود، درحالیکه تحسینش می کرد به وی گفت:تو می بایست ریس جمهوری امریکامی شدی، به خاطر ایده تبعیض نژادیی که داریدو مخالف سیاهپوسان هستید ! همین سخن، بوسیله برخی از حاضران، درافواه عمومی درز کرد، نیز روزنامه ها و بقیه ی رسانه های گروهی، به آن دامن زدند. دمکرات ها، که اکثریت آنان، سیاهپوستان و طبقه متوسط امریکا را تشکیل می دهند، از سخنان وی بسیار برآشفتند! این سخن، هفته ها داغترین سوژه جامعه امریکایی در سال ۲۰۰۲ میلادی بود، چنانکه گویی گوینده آن سخن، گناهی نابخشودنی کرده است، هیچکس نمی توانست در آن جو ساخته و پرداخته، جرمانه گناهش را تخمین زند، آقای ترنت لات ازهر طرف با بحران های انتقاد وحتی ناسزا، روبرو شده بود، وازهرسو گرفتار فشار و تهدید، با آنکه وی از آن سخن خود پشیمان شده و پوزش خواسته بود، اما هنوز جامعه امریکا، دست از سرش برنمی داشت. وی عاقبت ،بر اثر شدت این فشارهای همه جانبه، از شغل خویش، به اجبار استعفا داد؟!

سخن وی، بر ضدآزادی نژادی نزدیک ۶۰ میلیون سیاهپوستانی بود که قریب نیم قرن است که بطورنسبی به آزادی نژادی دست یازیده اند. حال این اقلیت اندک ، درجامعه امریکا کجا وآن اکثریت میلیاردی جامعه های مسلمانی کجا، که در تمام کشورهای دنیا می زیند! ودرهمین مقیاس، آن توهین کجا واین توهین ها به پیامیر بزرگ اسلام که بیش از یک و نیم میلیارد مسلمان در دنیا اورا پیروی می کنند و میلیاردها بار وقت و بی وقت شبانه روز به وی درود می فرستند واز جان ودل دوستش دارند؟

هر چند حفظ آزادی ومراقبتهای آن و نگهداشت ارزشهای انسانی اش قابل تحسین است اما این آزادی چنانکه، درهمه موردهای فرهنگ بشری، توسط نهادهای به اصطلاح حقوقی و غیر حقوقی و سیاسی و اجتماعی اعمال نمی شود! اخیر وزیر امور خارجه آمریکاگفته اند که فیلم (بی گناهی مسلمانان ) ومحتوای آن مشمئزکننده است ولی قانون اساسی ما آزادی بیان را تضمین کرده است. خوب ازایشان که فارغ التحصیل در رشته ی حقوق هستند باید پرسید کدام آزادی بیان؟ اگر این آرادی بیان بود و هست ،چرا روزگار آقای ترنت لات را آنگونه تارو مار کرد؟ چرا قانون آزادی بیان از وی دفاع نکرد؟ تا جایی که بر اثر فشار های مرئی و نامرئی دستان پشت پرده ؛و جوسازان بی اعتنای به آزادی بیان ،عاقبت اقای ترنت لات را مجبور به استعفا کردو او خانه نشین شد؟ اما درمورد هتاکان و فحاشان بی هویت که بارها با گفتن سخنان بی پایه و وبهتان های ناروا وبی مایه ، ویا به آتش کشیدن قرآن مسلمانان و یا گاهی با ساختن کاریکاتورها مستهجن و فیلم موهن که پیامیر بزرگ اسلام را با آن همه پیروانش به سخره می گیرند . سرد و بی تفاوت است و حتما دردرون شادمان؟ شما که درس حقوق خوانده اید آیا هنوز نمی دانید که فحش و ناسزادادن در برخی ایالت های کشور شما جرم است و در صورت ثبوت آن ،فحاش و ناسزاگو به زندان محکوم می شود ؟ مگر شما نمی گویید که قانون اساسی شما آزادی بیان افراد ،را تامین کرده است؟ آیا این این قانون اساسی شما در برخی موارد کور و کر است؟

معلوم می شود که امریکا وغرب، خویش ظرفیت لازم و معقول را درباره آزادی بیان ندارند ،بگونه ای حرم آزادی بیان جایی اعمال می شود ودر جای دیگر مسکوت وبی روح . این چه قانونی است که حافظ هتاکی است؟ و این چه آزادی است که با نیرنگ و غرض آلوده است.

چونکه پای غرض آید مرض آید به میان

گفته سعدی شیراز بر این نکته گواست

گر تو با چشم ارادت نگری جانب دیو

دیو اندر نظر افرشته وش و حور لقاست

گرتو که با دیده انکار به یوسف نگری

یوسف اندر نظرت زشت رخ و نازیباست

کشوری که مدعی است آزادی بیان را پاس می دارد و نه فحش و ناسزا را، و حافظ ارزشهای انسانی است، پس چطور می شود که درمورد هتاکی به پیامبر عظیم اسلام ،آن بزرگ مرد انسانیت واسوه ی بشریت ،که بنا به اقرار و اعتراف خود،محققان و دانشمندان بزرگش که «بشریت کسی را همچون پیامبر که در عظمت روح و انسانیت وکرامت باشد تا کنون بخود ندیده است » اینگونه دوپهلو و دورویه یا غیر مسوولانه و نامعقول برخورد می نماید؟

بزرگش نخوانند اهل خرد

که نام بزرگان به زشتی برد

من گمان ندارم به شهادت تاریخ ، در میان پیامبران خدا ،هیچ پیامبری همچون ازحضرت محمد(ص) معصومتر و مظلومترنیست ، وهیچ پیروانی همچون مسلمانان ستمدیده و محروم . اهانت های این چنین ناجوانمردانه به پیامبر اسلام ،اعلان جنگ سرد و گرم فرهنگی به جامعه های مسلمانان است ،بل نیز کشت بذر تنفر و دشمنی در دلهای آنان است،و هم جریحه دار ساختن قلب هر انسان شریف وآزاده غیرمسلمانی را که، دوستدار فضیلت و انسانیت است. معلوم می شود ،گروه توهین گر،ازمواجهه ی با منطق و استدلال ویا ازاراء آن ناتوان شده اند: «چون از حجت فرو مانند سلسله خصومت بجبا نند!»

این توهین ها، به پیامبراسلام ،لاشک مشمول قرآن هم شده است ومی شود. خدا دراین کتاب پیامبراسلام را، اینگونه می ستاید و تعریف می کند:

انک علی خلق عظیم

ای (محمد) دارای خلقی عظیم هستی. ..

انما یریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت ویطهرکم تطهیرا

خدا جز این منظوری ندارد که رجس وپلیدی رااز توای (محمد) واهل بیتت ببرد،آنگونه که خود می داند پاکتان کند

یس * وا لقران الحکیم* انک لمن المرسلین * علی صراط المستقیم

ای سیدوسرورعالم (ای محمد) قسم به قرآن که مشتمل بر حکمت است،که توبه بدرستی ازپیامبران هستی ، تو بر صراط مستقیم قرارداری.

والنجم اذا هوی * ما ضل صاحبکم و ما غوی * وما ینطق و عن الهوی * ان هوالا وحی یوحی = سوگند به ستارگان آن هنگام که غروب می کنند. که هر گز همنشین ویار شما(محمد) منحرف نشده، ونه بر خطا ست. وهرگزازروی هوی وهوس سخن نمی گوید. آنچه می گوید به جزوحیی که به وی می شود نمی باشد.

در همین قرآن ، خداچقدردوستانه ونزدیک، به جان پیامبرش سوگند یاد می کند، که بسیار خواندنی و شنیدنی است:

لعمرک انهم لفی سکرتهم یعمهون

به جان تو(ای محمد) اینان درمستیشان حیران می زیستند..

انا اعطیناک الکوثر

( ای محمد) ما به توکوثر را عطا کردیدم!؟؟

خود پیامبر اسلام می فرمود: بعثت لا تمم مکارم الاخلا ق: من مبعوث شده ام تا مکارم اخلاق را به حد کمال برسانم.

حضرت محمد (ص) دراخلاق و ادب نفس ورفتارهای متعالی، انسانی کامل بود. اینجا مناسب است که ، به چند نمونه تاریخی، ازادب واخلاق و رفتار پیامبر اسلام رااشاره کنیم:

انس مالک می گوید: من ده سال پیامبراسلام (ص)را خدمت کردم، یک اف به من نگفت و هرگز نفرمود کاری را که کردم چراکردی وکاری را که نکرده بودم چرانکردی وگفت:ازبرای آن حضرت شربتی بود که باآن افطارمی کرد وشربتی بودبرای سحرش، و بسا بودکه شربت آن حضرت نانی بود که با آب آمیخته شده بود. پس شبی شربت آن جناب رامهیا کردم. آن بزرگوار دیر کرد، گمان کردم که بعضی از صحابه آ ن حضرت رادعوت کرده اند! پس من شربت آن حضرت را آشامیدم ، ساعتی ازشب گذشت ،آن حضرت تشریف آوردند،از بعضی از همراهان آنجناب پرسیدم ، که آیا پیامبردر جایی افطار کرده یا در جایی دعوت بوده اند ؟ گفتند نه. پس آن روزرابا اندوه فراوان بروز آوردم ! کثرت غمی که میزان آن را جز خدا نداند،بجهت آ نکه آن حضرت آن شربت را طلب کند ونیابد . گرسنه بروز آورد وهمانطور هم شد. صبح دمید در حالیکه آنجناب همچنان در حال روزه بود و تاکنون درباره آن شربت از من پرسشی ویادی نکرد.

همو نقل می کند که: روزی عربی آمد و عبا ی مبارکش به زورکشید به حدی که درگردن پیامبراسلام اثر خرا شی بر جای گذاشت ، سپس با تحکم گفت : از مال خود چیزی به من بده ؟ آنگاه آن حضرت ازروی لطف به وی التفا ت وتبسم کردند و به وی عطایی دادند.

مردی را که دستش به هرمسلمانی می رسید می کشت، وچندین مسلمان را کشته بود دستگیر کرده نزدپیامبراسلام آوردند. پیامبر فرمودند: اورا تحت الحفظ ، میان خود نگهدارید و از وی مراقبت کنید، تا در موردش حکمی دهم. مدتی گذشت: سپس او را پیش حضرت آوردند،حضرت فرمودند: فکرمی کنی با توچه می کنم ؟ وی گفت: من چندین مسلمان را کشته ام و حکمم قتل است. حضرت فرمودند: می خواهم ترا آزاد کنم! چون قبلا، چند مسلمان را کشتی؟ نمی دانستی اما اگرپس ازاین مسلمانی را بکشی ، جزای تومرگ است. اورا آزادکردند! وی پس ازاین گذشت پیامبر،مدتها بسیارشادمان ومتعجب بود!واین کنش، انگیزه ای دردرونش ایجاد کرد

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *