توضیحات
فایل پاورپوینت کامل تاسیس دولت نبوی و نسبت آن با مسأله نبوت؛ انتخابی هوشمند برای ارائههای حرفهای
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تاسیس دولت نبوی و نسبت آن با مسأله نبوت، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟
- چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل تاسیس دولت نبوی و نسبت آن با مسأله نبوت با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را بهخوبی درگیر محتوا میکند.
- صرفهجویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تاسیس دولت نبوی و نسبت آن با مسأله نبوت آمادهی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچگونه ویرایش.
- نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل تاسیس دولت نبوی و نسبت آن با مسأله نبوت بهگونهای است که در هر صفحهنمایشی عالی بهنظر میرسد.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پاورپوینت کامل تاسیس دولت نبوی و نسبت آن با مسأله نبوت ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل تاسیس دولت نبوی و نسبت آن با مسأله نبوت، کیفیت تضمینشده دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تاسیس دولت نبوی و نسبت آن با مسأله نبوت :
مقدمه
یکی از مهم ترین قدم هایی که علمای بزرگ اسلامی در قرون اولیه تاریخ اسلام برداشته اند، ثبت سیر و سلوک پیامبر اعظم اسلام (ص) بوده است. اهمیت این امر بیشتر از آن جهت است که ملاحظه در سیره آن بزرگوار مانع از سیر انحرافی امت می گردد؛ چه آن که براساس نص قرآنی «لک فی رسول اللّه أسوه حسنه »
، ایشان برای امت اسلام به مثابه الگوی تمام عیاری هستند که مشی برطبق رفتار و گفتار و کردار ایشان برای امت، حجت قاطع است. ازاین روی، شناخت شیوه و روش زندگی آن حضرت (ص) علاوه براین که برای هر فرد مسلمان ضروری و لازم است، توجه به آن برای دولت مردانی که در پی احیای آیین مبین اسلام به گونه اسلام ناب محمدی (ص) هستند از پراهمیت ترین مسائل است؛ زیرا این عزیزان کسانی هستند که مدیریت انسان و جامعه اسلامی را خداوند به عنوان امانتی بر عهده آنان گذارده است و این امر، در زمره پیچیده ترین فرایند فعالیت اجتماعی انسان به شمار می آید.
مدیریت پیامبر (ص) دارای ویژگی های ممتاز ذیل است:
الف-برخورداری از نیروی معنوی عقل در حد کمال؛ که نه تنها برای امت رشید اسلام، بلکه برای سایرین نیز در تاریکستان زندگی راهگشاست.
ب-برخوردار بودن از اتصال به سرچشمه زلال دانش الهی، یعنی «وحی» و قرار گرفتن در مدار توحید خالص.
امتیاز دوم از این جهت دارای اهمیت التفات است که او «و ما ینطق عن الهوی» است و احکام و دستوراتش از منشأ نفس سرکش اماره نیست؛ «إن هو إلاّ وحی یوحی علّمه شدید القوی» (نجم، ۵-۳) . این باوری است که نه تنها آن را از قرآن به دست می آوریم که می توان از مطالعه در سیره آن بزرگوار نیز به چنین باوری نایل شد.
به راستی آیا از خود پرسیده ایم چرا پیامبران الهی علیهم السّلام-به خصوص پیامبر عظیم الشأن اسلام (ص) -از محبوبیت عام و غیر ارادی انسان ها برخوردار هستند. دلیل آن جز این نیست که وقتی انسان در مدار توحید و خلوص قرار گرفت و زبانه های نفس را خاموش نمود، زوایای خفی شرک و خودخواهی را از خود دور ساخت، همه ارزش ها را دارا می شود و در این حال، انسان های ارزش خواه و حق طلب بر گرد وجود او، خواه ناخواه، طواف می نمایند. این دوری از حجاب خودخواهی، که شهره اصلاح و پاکی نفس و مدیریت بر خویشتن خویش است، موجب نزدیکی قلب ها به وی و مهیا شدن قدرت رهبری و مدیریت بر قلب هاست (چوبینه، ۵۸۳۱، ۵۱).
شناخت حقیقی از بی اعتباری دنیا و نیالودن دامن خویش به متاع دنیوی، دومین وجه گرایش عمومی به این بزرگواران است، چه آن که در اثر چنین روحیه ای است که خصوصیت «سعه صدر » به آنان ارزانی می شود؛ چیزی که امیر المؤمنین علی علیه السّلام آن را «ابزار سروری » نامیده است [۱] (امام، ۶۷۳۱، ۴۰۲) و پیامبر (ص) به تصریح قرآن از امتیاز «شرح صدر» به خوبی برخوردار بوده است [۲] (انشراح، ۱) .
سعه صدر از نظر علمی و یا فلسفی هرچه باشد، [۳]از دید کارکرد مدیریتی موجب جلب اعتماد و محبت دوست و دشمن است، زیرا به دارنده این خصلت کریمه امتیاز تحمل مخالفان را می بخشد تا در برخورد با آنان، مشی براساس مدارا را پیشه نماید. حافظ شیرین سخن در این مورد می گوید:
سرمایه دو گیتی تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروت، با دشمنان مدارا
نظر به خصوصیات شخصی پیامبر اعظم (ص) ، که اکتساب و آراسته شدن به آنها برای دیگران امری ناممکن نیست، ویژگی هایی در نوع مدیریت اجتماعی و به اصطلاح در نوع حکومت و مردم داری ایشان وجود داشته است که برای حاکمان و دولت ها می تواند سرمشق اداره تمامی جوامع باشد. با این توصیف بحث خود را با رویکرد به سیره پیامبر اعظم (ص) آغاز می کنیم.
سابقه دولت الهی در قرآن
این که می گوییم دولت الهی تنها منظور ما این نیست که در رأس آن باید پیامبری وجود داشته باشد، زیرا با مطالعه تاریخ انبیای الهی علیهم السلام روشن می شود که برخی از انبیا علیهم السّلام، هم پیامبر و هم زمامدار امور جامعه خود بوده اند، و برخی دیگر فقط پیامبر بوده اند و دولت و حکومت در اختیار کسانی دیگر بوده است. مورد اول همچون بعضی از پیامبران بنی اسرائیل مانند یوسف، داوود، سلیمان، و پیامبر -شاهانی در عهد کیانیان، همچون شیث، ادریس، ذوالقرنین (به روایتی) ، هوشنگ و، که از عنوان «کیخسرو» نسبت به آنان می توان چنین دریافتی نمود (کی: حکیم/نبی؛ خسرو: شاه/ولی امر) .
قرآن در رابطه با این گروه می گوید: «أم یحسدون النّاس علی ما آتاهم اللّه من فضله فقد آتینا آل إبراهیم الکتاب و الحکمه و آتیناهم ملکا عظیما»؛ آیا بر مردمانی که خداوند از روی تفضلش به آنان چیزی بخشیده است، حسادت می کنند؟ما به راستی هم به دودمان ابراهیم کتاب و خردورزی دادیم و پادشاهی عظیمی در اختیارشان نهادیم (نساء، ۴۵) .
در مورد ذوالقرنین، در سوره کهف، می گوید: «إنّا مکّنّا له فی الأرض» (کهف، ۲۸) . از جایی که در همین سوره آیه ۶۸ اشعار دارد که «قلنا یا ذاالقرنین» ، معلوم می شود که وی از پیامبران بوده و به او وحی می شده است.
در ارتباط با گروه دوم، که پادشاه غیر از پیامبر، لیکن تحت امر و ولایت او باشد، خداوند به داستان طالوت اشاره می کند: «أ لم تر إلی الملا من بنی إسرائیل من بعد موسی إذ قالوا لنبی لهم ابعث لنا ملکا نقاتل فی سبیل اللّه» . آیا نگاه نکردی به جماعتی از بنی اسرائیل بعد از موسی که به پیامبرشان گفتند برای ما پادشاهی برگزین تا در راه خدا بجنگیم (بقره، ۶۴۲) و خداوند طالوت را برای آنها برگزید.
در مورد پادشاهی و نبوت داوود در قرآن می خوانیم که: «و قتل داود جالوت و آتاه اللّه الملک و الحکمه و علّمه ممّا یشاء و لو لا دفع اللّه النّاس بعضهم ببعض لفسدت الأرض و لکنّ اللّه ذو فضل علی العالمین» و[در نبرد طالوت با جالوت ]: داوود، جالوت را به هلاکت رساند و خدا به وی پادشاهی و خردورزی داد و او را نسبت به هرچه می خواست عالم گردانید، و اگر نبود این که خدا برخی را توسط برخی دیگر دفع می کند، زمین به فساد کشیده می شد، لیکن خدا دارای تفضل بر مردم دنیاست (بقره، ۱۵۲ ) . مفاد این آیه چنین می رساند که امر پادشاهی همراه با نبوت از باب لطف خاص الهی نسبت به مردمان است، تا بدان وسیله با فساد مبارزه شود، یعنی همیشه نیست؛ چنان که سلیمان وقتی پادشاه نیست از خداوند آن را درخواست می کند: «قال ربّ اغفر لی وهب لی مُلکا لا ینبغی لأحد من بعدی إنّک أنت الوهّاب» ؛ گفت: خدایا مرا بیامرز و ملک و پادشاهی ای به من ده که سزاوار احدی بعد از من نباشد که خود تویی آن بخشش گر[۴] (ص، ۵۳) .
لیکن پس از نگرش به همه این ها می بینیم که دولت پیامبر اعظم اسلام (ص) از همه این سنخ ها جداست، زیرا ایشان به طور قطع پادشاه نبوده است و با این حال، هیچ پادشاهی نیز در تاریخ جهان به قدر وسعت و نفوذ قلمرو حکم ایشان وجود نداشته است. این نیست مگر شمه ای از دولت حقیقی خداوند که به شایسته ترین بنده خود، که جز عبودیت نخواسته و نداشته، عطا فرموده است. غرض از بیان این نکته این است که نوع نگاه به سیره مدیریتی پیامبر (ص) نمی تواند از روی ذهنیت الگوهای شناخته شده اسلاف باشد، بلکه در نوع خود بی همانند و ابتکاری است.
شواهد دولت در سیره پیامبر اعظم (ص)
یکی از مهم ترین منابع فهم و دریافت معارف دینی، سیره اسلاف است، یعنی آنچه را که بزرگان دین به گونه ای فهمیده، و تاکنون به آن عمل نموده اند، برای آیندگان حجت عملی است. چنان که از بررسی کتاب های احکام سلطانیه و منابع تاریخی و سیره استفاده می شود، برداشتی که علمای دین از زعامت رسول الله (ص) داشته اند، نوعی حکومت بوده است و لذا در تصویرسازی دولت اسلامی سعی کرده اند از روی آن الگوپردازی نمایند. قاضی نور الله شوشتری در توصیف خلافت پیامبر (ص) می نویسد: «و أما أمر الخلافه فهو سلطنه و حکومه فی جمیع أمور الدین و الدنیا و تحتاج الی علوم و شرائط کثیره» ؛ امر خلافت، داشتن سلطه و حکومت در تمامی امور دین و دنیاست و به دانش ها و شرایط بسیاری نیازمند است (شوشتری، ۷۶۳۱ ه، ۲۶۲) . در متون دینی هرجا کلمه حکومت آمده است، به معنای داوری می باشد و تسری معنای آن به دولت از باب تغلیب است.
امیر المؤمنین علی علیه السّلام در بیان خود در جلسه بیعت خواهی، از خلافت پیامبر (ص) به عنوان حکومت و دولت یاد نموده، مردم را مخاطب قرار داده می گوید: خدا را درنظر داشته باشید حکومت محمد (ص) را از خانه و سرایش به خانه و سرای خود نبرید، خاندان او را از جایگاهی که در جامعه دارند کنار نزنید. به خدا ای جماعت مهاجر ما خاندان پیامبر (ص) به این امر سزاوارتر از شماییم، آیا نه این است که قاری کتاب خدا از ماست، در دین خدا فقیه از ماست، دانای سنت که برای امور مردم زحمت می کشد از ماست. والله که این خصوصیات در ما هست این قدر هوس پرستی نکنید که شما را بیشتر از حق دور می کند (مجلسی ۸۲، ۴. ۴۱ ه، ۲۴۲ ) [۵]
عهدنامه امیر المؤمنین علی علیه السّلام به مالک نشان دهنده این است که استقرار دولت در جامعه اسلامی طرح ریزی شده است، به خصوص اولین فراز از آن که می گوید: «جبایه خراجها، و جهاد عدوها، و استصلاح اهلها، و عماره بلادها» (امام، ۶۷۳۱، ۲۷۱) ، که تمامی وظایف و تعهدات یک حکومت صالح است.
شاهد دیگر براین مدعا گسیل داشتن نمایندگانی برای سامان امور مردم نواحی عربستان و غیره است که ابن سعد در طبقات خود (جلد ۲ و ۳) به آن پرداخته است. این نمایندگان (منفردا یا متفقا) ، علاوه بر پاسخ گویی به سؤالات شرعی مردم، متکفل جمع آوری حقوق مادی و صدقات، قضاوت، سرداری سپاه و رسیدگی به حوایج مردم بوده اند، که از عهده کسی جز نماینده حکومت ساخته نیست، به ویژه آن که متن نامه هایی که پیامبر (ص) به همراه آنان برای مردم ارسال می نمود، عموما دربردارنده همه مأموریت های خود آن حضرت بوده اند (رک. پژوهنده، ۵۸۳۱، ۴۱-۷۱) [۶]
ملاحظه
در ارتباط با کشف ماهیت دولت نبوی، لازم است با نظر حقیقت بین به ماهیت آن نگریسته شود. بی شک پیامبر اعظم (ص) صرفا یک رجل سیاسی عصر خود نبوده است تا با تمهیدات مناسب به قدرت دست یابد، و یا از رجال کاریزمات قومی باشد که مردم برگرد او فرا آمده باشند و آن گاه به تشکیل دولت اقدام نماید. پیامبر اسلام (ص) یک انسان برگزیده الهی از سلاله ابراهیم است که تا بعثت خود، بر ملت حنیف او بوده و آیین او نیز زنده کننده آن مسلک و مرام است؛ مکتب اشراقی و نوری ای که از شیث و ادریس آغاز شده بود و چون نهر آب شیرینی در اقیانوس شور مسلک ها بدون آمیختگی با آن به سیر خود ادامه داده و در مقطع آن بزرگوار شرعه آن نمودار، و برای بهره گیری تشنگان حقیقت تسهیل گردیده است؛ لذا ماهیتی نوری دارد و پیامش نیز خارج ساختن مردمان از ظلمت هاست، و با چنین نوع نگرشی می توان به کنه دولت آن بزرگوار راه یافت.
اکنون با التفات به این نکته می توان معنای سخن پرراز و رمز ایشان را دریافت که: «ان الرئاسه لا تصلح الا لله و لأهلها و من وضع نفسه فی غیر الموضع الذی وضعه الله فیه مقته الله و من دعا الی نفسه فقال أنا رئیسکم و لیس هو کذلک لم ینظر الله الیه حتی یرجع عما قال و یتوب الی الله مما ادعی» ؛ سروری نمی سزد جز برای خدا و اهل آن، و آن کسی که خود را در غیر جایگاه طبیعی ای که خدا او را نهاده است بگذارد، خشم او را برانگیخته است، و آن کسی که مردم را به خود بخواند و بگوید من رئیس شمایم، درحالی که چنین استحقاقی نداشته باشد، خداوند به او هرگز نخواهد نگریست تا از آنچه ادعا کرده است، توبه کند (ابن شعبه، ۴۰۴۱ ه، ۳۴) .
جالب است بدانیم این سخن را پیامبر (ص) نه درباره جهال و قلدران قدرت طلب فرموده، که درباره دانشمندانی بیان داشته است که جز پرکردن پشت سر خود، هدفی از علم ندارند. مفاد این حدیث شریف این است که سروری بر مردم، سزاوار کسانی است که از اخلاص و صفای باطن به همراه علم وافی و کافی برخوردارند. طبیعی است که چنین اشخاصی اگر سروری یابند و دولتی تشکیل دهند دولتی نوری خواهد بود، دولتی که مردم را مجهز به بصیرت نموده به سوی خدا پیش ببرد. سمت وسویی که خدا به پیامبرش توصیه می نماید آن را اعلام نماید که: «قل هذه سبیلی أدعو إلی اللّه علی بصیره أنا و من اتّبعنی و سبحان اللّه و ما أنا من المشرکین» ؛ بگو این است راه من، مردم را بر مبنای بصیرت به سمت خدا فرا می خوانم (یوسف، ۸۰۱) .
نسبت بین نبوت و دولت
پاسخ مسأله مورد بحث، زمانی به خوبی دریافت می شود که منبع قدرت دولت مشخص شود. به طور کلی در رابطه با منبع قدرت دولت دو نظریه نزد فلاسفه قدیم و جدید مورد توجه بوده است؛ یکی الهی خالص و دیگری مردمی محض.
نظریه نخست به ایران باستان و میانه برمی گردد که شاه را برگزیده آهورامزدا دانسته، که به وسیله فرّه ایزدی تشخص می یافت. دنیای مسیحیت رومی نیز در قرون وسطی قدرت فرمان روا را منحصرا از خدا و او را جانشین حضرت مسیح علیه السّلام و واسطه فیض بین خدا و مردم می انگاشتند.
ریشه نظری نظریه دوم به دموکریتوس حکیم در یونان باستان برمی گردد و در طول تاریخ باستان نمونه هایی از آن نوع دولت-جمهوری دموکراتیک- را در یونان و روم می شناسیم؛ و پس از رنسانس در اروپا به تدریج جانشین نظام کلیسایی گردید و هم اکنون با اختلاف هایی در سبک و سیاق، در بیشترین کشورها رواج دارد.
با نگرش به آیات بسیاری در قرآن، که در مورد لزوم اطاعت از خدا و رسول و پرهیز از مخالفت او آمده است، (بنگرید: احزاب، ۶ و ۶۳ و ۶۶؛ نور، ۱۵ و ۴۵ و۳۶؛ نساء، ۴۱ و ۲۴ و ۵۶ و ۵۰۱ و ۵۱۱؛ جن، ۳۲؛ حشر، ۴؛ مجادله، ۵ و ۲۲؛ محمد، ۲۳؛ توبه، ۳۶؛ انفال، ۳۱ و ۰۲؛ مائده، ۹۴؛ آل عمران، ۲۳؛ حجرات، ۴۱) و آنچه به صراحت به موضوع سرپرستی و زعامت جامعه اشاره دارد، همچون: «إنّما ولیّکم اللّه و رسوله و الّذین آمنو الّذین یقیمون الصّلاه و یؤتون الزّکاه و هم راکعون» ؛ (مائده، ۵۵) . «یا أیّها الّذین آمنو أطیعوا اللّه و أطیعوا الرّسول و أولی الأمر منکم» (نساء، ۹۵) . «این آیات عمدتا دال بر وجوب اطاعت از پیامبر گرامی اسلام (ص) است. خصوصا از آیاتی که در آنها لفظ «اطیعوا» تکرار شده است، به خوبی می توان استناد کرد که اطاعت از آن وجود مقدس مختص احکام الهی نیست که وی فقط حامل، مبلغ و مبین آنهاست، بلکه شامل امر و نهی هایی که از خود او صادر می شود نیز می شود» (مؤلفان، ۷۷۳۱، ۵۴۱ ) . لطافتی که در تکرار لفظ «اطیعوا» وجود دارد این است که آن جا که مؤمنان نسبت به احکام نازله از سوی پروردگار مطیع باشند، در واقع از خدا اطاعت کرده اند و اطاعت آنان از پیامبر (ص) زمانی معنا می دهد که آنان از دستو رات شخص پیامبر (ص) اطاعت کنند.
درهرحال، جمع بین این دو نوع آیات، به اضافه آیاتی که به مسأله شوری و مشاوره با مردم در اداره امور جامعه ارجاع می دهند[۷]، نوع سومی از وجود دولت را مشخص می سازند که مرکب نامیده می شود، بدین معنا که بعضی از اقسام قدرت مستند به خداوند، و بعضی دیگر مستند به مردم باشد (رک. شیرازی، ۳۰۴۱ ه، ۳-۲۶۱) . این شیوه مرضیه، که مورد توجه و منطبق با عمل پیامبر (ص) نیز بوده است، [۸]نشان می دهد که تشکیل دولت اگر هم از لوازم ذاتی نبوت نباشد، پس از تحقق شرط مردمی آن، یعنی پذیرش و بیعت آنان-یا مشابه آن-، به عنوان مقوم موضوعیت می یابد. بنابراین، نسبت میان این دو، نسبت بین کل و جزء رئیسه خواهد بود.
در چنین طرحی دین و دولت به مثابه یک کل خواهند بود که این دو بخش در آن، مکمل یکدیگر می باشند؛ دین به مثابه روح و مغز آن تحقق بخشنده بخش نظری و ایدئولوژیکی است و دولت، اندام های عملی و اجرایی آن را تجسم می بخشد. با این توصیف، همچنان که روح و مغز بدون وجود اندام جسمی فاقد توانایی برای اعمال حسی می باشد، دین بدون دولت فاقد تضمین عملی منویات نجات بخش خواهد بود.
ممیزات دولت الهی پیامبر (ص)
بسط عدالت
خداوند نظام عالم هستی را برپایه عدل استوار نموده و از بندگان خود نیز خواسته است تا آن را در نظام بخشیدن به امور شخصی و اجتماعی خود محور قرار دهند. احکام و قوانین عدالت گستر اسلام، در واقع، هماهنگی قوانین کتاب تکوینی با کتاب تدوینی الهی است. با این رویکرد به قضیه می توان چنین برداشت نمود که همان طوری که هرگونه تخلف از نظام عدالت مآب تکوینی سبب اختلال در پاره ای از امور عالم می گردد، ایجاد اخلال و تخلف ورزیدن از این قوانین عدالت گستر نیز موجب به هم خوردن و از هم پاشیدن نظم عمومی حاکم بر نظام فردی و اجتماعی مربوط به انسان خواهد بود. شاهد براین مدعا سخن خداوند به حضرت داوود علیه السلام است که: «یا داود انّا جعلناک خلیفه فی الأرض فاحکم بین النّاس بالحقّ و لاتتّبع الهوی فیضلّک عن سبیل اللّه»؛ ای داوود ما حقیقتا تو را جانشین خود در زمین قرار داده ایم، پس درمیان مردم به حق حکم کن مباد آن که از هوس پیروی کنی تا تو را از راه خدا به در ببرد (ص، ۶۲. )
حکم به حق، همان حکم براساس قانون عدالت است و پیروی از هوس، عدول از آن که منجر به خروج از راه و جاده درست زندگی می گردد و به عبارتی، ساز مخالف زدن با آهنگ نظام عادلانه هستی است. پیامبر اسلام (ص) ، پس از هجرت و تأسیس مدینه در یثرب، با امضای سندی با اهالی آن و اقوام مجاور در دو بعد نظری و عملی برای تحقق عدل در جامعه انسانی تلاش نموده است. در بعد نظری علاوه بر آنچه به صورت احادیث پراکنده در این زمینه از آن حضرت (ص) نقل شده است، سند افتخاری همچون منشور حقوق بشر اسلامی از ایشان به یادگار مانده است که هنوز بر طراوت خود باقی است.
استاد فقید سید غلامرضا سعیدی، مترجم این اثر گرانقدر، در مقدمه آن می نویسد: این قرارداد که یک نفر مورخ آلمانی آن را کشف نموده و اهمیت و امتیاز آن را درک کرده، مایه تفاخر همه مسلمانان است و این میراث نفیس، که اولین قانون اساسی مکتوب در جهان نامیده شد، به وسیله حضرت رسول (ص) طرح و تنظیم گردیده و در سال اول هجری، که شهر مدینه با ورود مقدم مبارک آن حضرت (ص) مزین گردیده به صورت قانون اساسی تحت آمریت آن حضرت مدون شده، و ضمنا حاوی یک نوع بیمه تأمین اجتماعی برای نیازمندان آن شهر بوده است [۹] (حمید الله، ۶۵۳۱، ۴-۳) .
پیامبر (ص) در این سند ۷۴ ماده ای، عالی ترین قوانین و اصول حقوقی را در حوزه سیاست داخلی و خارجی بر مبنای عدل و با رویکرد به حق و عدالت گستری بیان نموده، شهروندان جامعه را ملزم به مشی در چارچوب قانون کرده است؛ به گونه ای که نه تنها بین شهروند مسلمان و غیر آن تفاوتی در حقوق طبیعی نگذارده است که آن را در حق امت خودش کاملا مساوی با دیگران نافذ دانسته است.
در بعد عملی تحقق عدل توسط آن بزرگوار، نمونه آن قدر زیاد است که برای ملاحظه همه آنها باید یک دوره سیره نبوی را مطالعه نمود؛ چه آن که تمامی حرکات ایشان نمودی از حق و عدل بوده است؛ لیکن یک نمونه عالی از میان آن همه را می توان در کاربزرگ و آموزنده ایشان در رابطه با درخواست قصاص از امت یافت، که در آخرین روزهای عمر شریف خود در حضور جمع کثیری از امت انجام داد.
پیامبر اسلام (ص) در این حرکت تعلیمی و نمادین از مردم می خواهد: «هرکسی برگردن من حقی دارد، مظلمه ای از او برعهده من قرار گرفته است، بیاید قصاص کند» (رک. شیخ صدوق، ۲۶۳۱، ۵-۳۳۶) . در این حال سواده پسر قیس برخاست و گفت از سفر طائف که برمی گشتید به پیشواز شما آمده بودم، شما خواستید با شلاق ممشوق ناقه را برانید، اما بر شکم برهنه من فرود آمد. پیامبر (ص) فرمود بروند همان شلاق را بیاورند و به دست سواده داد و پیراهن را بالا زد و گفت بیا قصاص کن. عظمت این عمل چنان حالت روحانی ای به جماعت داد که سواده و همه مردم را به
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.