تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تبیین راهکار مشارکت اجتماعی زنان با حفظ موقعیت خانواده؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل تبیین راهکار مشارکت اجتماعی زنان با حفظ موقعیت خانواده با 109 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل تبیین راهکار مشارکت اجتماعی زنان با حفظ موقعیت خانواده:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل تبیین راهکار مشارکت اجتماعی زنان با حفظ موقعیت خانواده به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل تبیین راهکار مشارکت اجتماعی زنان با حفظ موقعیت خانواده با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل تبیین راهکار مشارکت اجتماعی زنان با حفظ موقعیت خانواده تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل تبیین راهکار مشارکت اجتماعی زنان با حفظ موقعیت خانواده را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تبیین راهکار مشارکت اجتماعی زنان با حفظ موقعیت خانواده :

مقدمه

اشتغال زنان همواره از موارد مورد بحث بوده است و مخالفان و موافقات جدی را با خود همراه داشته اسـت.ضـمن اینکه نحوه این حضور و اثرات و تبعات مثبت و منفی آن همواره محل بحث می باشد. پژوهش های موجود از ورود روزافزون دختران به دانشگاه ها و افزایش مشارکت کمی زنان در آموزش عالی به ویژه در دهه های اخیر حـکایت مـی کند(قانعی راد،کریمی،۱۳۸۷).این موضوع افزایش مشارکت و بکارگیری زنان در بازار کار و در سازمان ها را با خود همراه داشته است و به واقع زنان ایران نسبت به وضع خود آگاه تر شده اند و علاقه مند نقش مـثبت در جـامعه مـی باشند(لندران اصفهانی،۱۳۸۳).لذا بررسی و تبیین عـلل و نـحوه و چـگونگی مشارکت زنان در اجتماع و همچنین در خانواده از موارد تاثیرگذار در اجتماع می باشد که کل جامعه را تحت تاثیر قرار می دهد.

موقعیت زنان در اجتماع پس از انقلاب

فـعالیت های اجـتماعی و مـشارکت زنان در جامعه ایرانی در مقاطع مختلف زمانی قابلیت بـحث و بـررسی دارد و می توان جایگاه های متفاوت آن را از جهت میزان و نوع مشارکت مورد بررسی قرار داد، اما در این نگارش با توجه به موضوع مورد بـحث وضـعیت زنـان پس از انقلاب را مورد بررسی قرار می دهیم. مشارکت زنان در ۱۳۶۵-۱۳۵۵ با کاهش ۲۳۷۰۰ نـفر زن در هر سال کاهش داشته است که البته مربوط به شرایط عمومی کشور در آن دوره بوده است. از جمله این موارد مـی توان بـه رکـود عمومی و توقف تولید کارخانه ها و شرایط جنگی کشور و اثرات مربوط به حـصر طـولانی دانست(کار،۱۳۸۴).همچنین در دوران جنگ،به رغم تجربه های بسیار کشورهای گوناگون در زمینه جایگزین کردن نیروی کار زنـان بـا مـردان در حوزه های مختلف فعالیت های اقتصادی،این جایگزینی در کشور محقق نشد و اطلاعات آماری از کـاهش آمـار اشـتغال زنان در این دوره خبر می دهد.

در دوره سال های ۱۳۶۵-۱۳۵۷ تولید ناخالص داخلی به علت وقوع انقلاب اسلامی،جـنگ تـحمیلی و تـحریم های اقتصادی،به طور متوسط سالانه دو درصد کاهش یافت و به ۹/۱۰۶۸۸ میلیارد رسید که در کاهش اشـتغال کـلی و اشتغال زنان تاثیر داشت.اگر چه متغیرهای اقتصادی-اجتماعی نیز در این دوره بر ایـن مـوضوع در طـی سالهای ۱۳۶۵-۱۳۵۵ تاثیر داشت. همچنین متغیرهای فرهنگی را نیز نباید نادیده گرفت.پس از انقلاب،نگرش مخالف جـدی حـضور زنان در حیطه عمومی و اشتغال که ناشی از تجربه حضور زنان در پیش از انقلاب بود شـکل گـرفت کـه مانع و مخالف حضور زنان در این دوره بود،همچنانکه سرمایه انسانی و آموزش های لازم پیش از انقلاب زنان را برای ورود بـه بـازار کار آماده نکرده بود و این موضوع خود سبب کاهش حضور زنان در بـازار کـار گـردید(زعفرانچی،۱۳۸۸).

پس از جنگ تحمیلی تغییرات اقتصادی و توزیع عقلانی منافع برای همه افراد مد نظر قـرار گـرفت.از مـوضوعات مطرح در برنامه اول توسعه،سیاست تنظیم خانواده و مهار رشد جمعیت است.پس از سال ۱۳۶۵ سـطح بـاروری دوباره سیر نزولی گرفت. سهم اشتغال زنان به کل شاغلان در سال ۱۳۷۰ افزایش یافته و به ۴/۹ درصد رسـید.در دوره زمـانی ۱۳۷۰-۱۳۶۵،شمار شاغلان کل کشور، با متوسط رشد ۳/۵ به ۱۳۰۹۵/۶ هزار نفر ارتقاء یـافت و بـا پایان جنگ و تغییر نگرش حاکمان به نـفع حـضور زنـان در بازار کار و کاهش نرخ بیکاری،شمار شـاغلان زن بـه ۱۲۳۱/۲ هزار نفر و سهم زنان در اشتغال به ۹/۴ درصد رسید. این در حالی بود که تـولید نـاخالص ملی نیز به طور مـتوسط سـالانه ۴/۴ درصد افـزایش داشـت.در سـال های ۱۳۷۰-۱۳۷۵ سهم زنان در اشتغال به ۱/۱۲ درصد افـزایش یـافت(صادقی عمادزاده،۱۳۸۳ ).

پس ازجنگ تحمیلی سیر افزایش تحصیلات و در ادامه احتمال افزایش سـطح دسـتمزدهعا و حضور بیشتر آنان در بازار کار بـه راحتی قابل مشاهده اسـت.در سـال های بعدی نیز این گسترش و افـزایش تـقاضای حضور در محیط های بخصوص دانشگاهی که به ۷/۵۹ درصد در سال ۱۳۸۱ رسید و همچنان در افزایش اسـت.ایـن آمار در پذیرش ورود به این مـراکز نـیز در سـال ۱۳۸۱ به ۷/۶۲ درصد رسـید و در نـتیجه در سال ۱۳۸۲-۱۳۸۱ نسبت زنان دانـشجو بـه مردان فزونی گرفت و به ۶۸/۵۰ در مجموع کل آموزش عالی کشور رسید.این موضوع در مقاطع تـحصیلات تـکمیلی افزایش داشت و سبب شد تا سـیاستگذاران آن را بـه عنوان ایـجاد فـضای بـیشتر مشارکت اقتصادی زنان در بـرنامه چهارم توسعه،جدی بگیرند (زعفرانچی، ۱۳۸۸).آن چیزی که در بعد از انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی قابل مشاهده اسـت افـزایش آمار مشارکت زنان است.

مـوانع مـشارکت اجـتماعی زنـان

عـوامل موثر بر مـیزان مـشارکت و حضور زنان متعدد و متنوع می باشد که شامل موارد فرهنگی،اقتصادی،اجتماعی،سیاسی و دینی می باشند که هـر یـک بـه نوبه خود دارای تاثیرگذاری هستند و سطوح مختلفی را از لحـاظ نـیاز دربـر مـی گیرد.بـرای نـمونه دکتر مکنون درباره اشتغال زنان اینگونه اشاره می کند:

“بنا بر تعریف ما،اشتغال در سه سطح طبقه بندی می شود:سطح نخست که نازل ترین سطح آن است،رفع نیاز و اقتصادی اسـت،سطح دوم رفع نیاز اجتماعی است. در این مقطع زن برای گریز از تنهایی و ارتباط با دیگران به اشتغال تمایل دارد؛زیرا به ندرت مردی می تواند همه نیازهای فردی،اقتصادی و اجتماعی زن را تامین کند؛ سطح سـوم نـیز عالی ترین سطح است،اشتغال برای توسعه نظام است”(زعفرانچی، ۱۳۸۸).

عوامل موثر در میزان مشارکت زنان را می توان در گروه های زیر دسته بندی نمود:

سطح تحصیلات

عامل سطح تحصیلات در جهان و ایران همواره از موارد مـوثر مـشارکت زنان بوده است.پژوهش ها نشان می دهند که افزایش سطح تحصیلات،افزون بر اینکه فرصت های اشتغال را برای زنان افزایش می دهد،موجب بالا رفتن سـطح دسـتمزد آنان در بازار کار نیز مـی شود و در نـتیجه احتمال اینکه دستمزد بازار بالاتر از دستمزد کف زنان قرار می گیرد و این گروه وارد بازار کار می شوند افزایش می یابد (زعفرانچی،۱۳۸۸).

البته شیلدز(شیلدز ۱۹۸۰)[۱]در بررسی بازار کـار شـهری در تانزانیا به این نـتیجه مـی رسد که با در نظر گرفتن تعداد سال های مدرسه رفتن،تفاوت درآمد در مرد و زن چندان اهمیتی ندارد.همچنین همانطور که مدرک کشورهای صنعتی نشان می دهد که با سطح آموزشی مشابه درآمد زن ها کـمتر از مـردها است(یو ان ای سی آی ۱۹۸۰)[۲] (کار ۱۳۸۴).

با این تفاسیر گرچه می توان گفت که میزان تحصیلات در مشارکت زنان و تمایل آن ها به حضور در سطح جامعه تاثیر مثبت دارد،اما در رابطه بین تفاوت های زن و مرد در آموزش و درآمـد قـطعی نیست،پژوهـش نشان می دهد حتی هنگامی که تفاوت زن و مرد در آموزش کم باشد باز هم درآمد زن ها خیلی کـمتر از مردها خواهد بود(کار ۱۳۸۴).

سیاست های داخلی و خارجی

در برخی موارد سیاست خـارجی بـه صـورت رهبران منتخب دولت وارد می شوند. من موردی مشاهده کردم که یکی از مدیران منطقه فردی را که با وی پارتی داشت انـتخاب نـمود. بخصوص در شرایطی که سی بی او پشتیبانی مالی انجام می داد. بنابر این پدر(مدیر یـا پارتـی )ایـنطور دستور میداد که برنامه های مشارکت به نحوی تنظیم شود که تحت کنترل پدر باشد و برای وی مـنفعت داشته باشد. در چنین شرایطی،زنان شانس کمی جهت مشارکت در برنامه های سیاسی او دارند(بـاندی موتانگ)[۳]. در واقع آن مواردی کـه سـیاستمداران یا رهبران و معاونین آن ها در جامعه مدنظر می دهند به عنوان سیاست های تاثیرگذار تلقی می گردد.

تجربه رهبری

تجارب زنان در گذشته و تجربیات آنان از دیگر عوامل افزایش مشارکت زنان در سازمان ها می باشد برای نمونه در برخی مـوارد رهبران نگرانی بیشتری را در مورد منافع شخصی خود دارند به جای اینکه چگونه آنها می توانند از این گروه برای رسیدن به اهداف خود کمک گیرند و اهداف رهبری میتواند جریان آزاد عقاید را مهار و محدود کـند و تـعداد گزینه هایی که ممکن است در دسترس قرار گیرد را مورد اهمیت می دهد. (همان ).همچنین برای مثال بین زن ومرد از نظر توان فردی در حل مساله، مهارت تجزیه و تحلیل مسائل،رقابت،پویایی،انگیزش،رهبری، یـادگیری یـا سازی با دیگران هیچ تفاوت فاحش و ایستایی وجود ندارد (رابینز،۱۳۸۹).همچنین برای نمونه در یکی از کلیساها وقتی فردی در ۱۹۹۹ پیشنهاد رهبری یک کلیسا را به یک زن داد او می ترسید چرا که می گفت این کـار تـاکنون در منطقه آن ها سابقه نداشته است(همان).یا در کشور اردن زنانی که در سطوح مدیریتی با تعداد کارمندان مرد کار می کردند،به این موضع اشاره داشتند که آنان علاقه ای به بـحث دربـاره مـسائل مرتبط با کار به دلیـل تـرس از مـواجه با زنان نداشتند (پیلبلز[۴] و همکارن ۱۲۰۰۴).

این موضوع نشان می دهد که نیاز زنان به کسب قدرت و تجربه در جامعه یک نیاز بزرگ اسـت کـه مـی تواند به آنان بسیار کمک کند و تجربیات آنان امـری اسـت که در مشارکت آنان بسیار تاثیرگذار می باشد.

تاثیرات اجتماعی فرهنگی

هنوز هم، از نظر مدریت،زن ها در سطح بین الملل با بقای فـرهنگ،مـردسالاری روبـه رو می شوند.سازمان ها و شرکت هایی که در آسیا و خاور دور فعالیت می کنند از نظر اسـتخدام گماردن زنان و گماردن آن ها در سطوح عالی مدیریت علاقه ای نشان نمی دهند.در این فرهنگ ها طبق سنت،زنان نمی توانند در سازمان بـه پسـت های بـالایی برسند و آن ها را مناسب یا واجد شرایط فعالیت خارج از خانه نمی دانند(اسـتونر ۱۳۸۹ ).بـرای نمونه در کتاب زنان و سیاست در جهان اینگونه ذکر شده است که:

“فرهنگ و فرآیندهای نهادهای سیاسی رسمی،عـمده ترین مـوانع در مـشارکت زنان در سیاست نهادی اند.نهادهای سیاسی،انتظارات، شخصیت حرفه یی و فعالیت های کسانی را که خـواهان حـضور در آن ها هستند،شکل می دهند…آینده اشتغال سیاسی زنان به طور کلی به بنیاد جنسی خـانواده،جـامعه مـدنی، اقتصاد و نهادهای سیاسی رسمی بستگی دارد”.

در واقع کلیشه که در تعریف آن گفته می شود بیانگر فرآیند ارزیـابی خـصوصیات دیگران بر اساس عضویت در یک دسته یا طبقه اجتماعی است (قلی پور و همکاران، ۱۳۸۶)نـیز از جـمله هـمین موارد می باشد.علاوه بر این کلیشه ها باعث می شوند، تعصبات ایجاد گردند و تعصبات موجب شـکل گیری نـگرش ها و احساسات منفی بی اساس نسبت به افراد متعلق به گروه های خاص می شود.

تـعصبات بـه طـور ناخواسته و سهوی ممکن است روی تصمیم گیری افراد اثر گذارد و این علاوه بر این،کلیشه ها،ممکن اسـت مـوجب تبعیض ناخواسته و غیرعمدی شود(قلی پور و همکاران ۱۳۸۶ ).ادراکات کلیشه ای یا بر اساس تـجربه های فـردی اسـت یا بر اساس آموزه های فرهنگی است،به واقع آن چیزی که در مورد کلیشه ها باور کلی اسـت کـه چـه خوشبیانه و چه بدبینانه نادرست هستند و در هر دو مورد اغراق می کنند.(قلی پور و همکاران ۱۳۸۶).بـرای نـمونه از این نمونه می توان به گزارش اوریانا فالاچی از وضعیت زنان در کشور پاکستان اشاره کرد،وی در آنجا ذکـر مـی کند که وقتی از رئیس یک روزنامه درباره خواندن و نوشتن و بی سوادی زنان پاکستان پرسـیدم،گـفت:

“چه لزومی داره زنان خوندن و نوشتن یاد بگیرن؟اصلا واسـه کـی مـیخوان بنویسن؟اونا فقط حق دارند واسه شوهراشون بنویسن و شـوهراشونم کـه کنارشونن!پس دیگه چه احتیاجی به نوشتن؟”(فالانچی ۱۳۸۷).

نگرش ها و دیدگاه های منفی نسبت به اشتغال زنـان مـساله بسیار مهمی است که حـتی در مـیان خود زنـان نـیز بـه صورت عمیق و نهفته دیده می شود کـه در مـواردی حاکی از آن است که توانایی های خود را دست کم می گیرند(کار ۱۳۸۴).البته گفتی است مـعدود فـرهنگ هایی وجود دارند که توزیعم شدیدا دوگـانه قدرت را به شکلی اعـمال مـی کنند که مردان همه تصمیمات را بـگیرند و زنـان هیچ یک را(کبیر و همکاران ۱۳۸۹).

تفاوت گذاری های فرهنگی و تربیتی

سیستم های تربیتی که بخش عمده ای از آن را خـانواده و آموزش و پرورش و رسانه ها شکل می دهد مـی تواند نـقش بـسزایی در انتقال فرهنگ ها بـه افـراد داشته باشد. به واقـع قـوانین آموزش و پرورش و محتوای آن ها باید به گونه ای باشد که افراد بر حسب توانایی ها جسمی و روحـی خـود به پیشرفت دست یابند.برای نـمونه”در مـجموع کتب فـارسی دوره راهـنمایی(۱۳۷۷ – ۷۸ )تـعداد اسامی مذکر بیش از ۵ بـرابر اسامی مونث است و بیشترین درصد اسامی مذکر در کتاب سوم راهنمایی یافت می شود.در مورد تصاویر کـتب فـارسی نیز روند کاهش تصویر زنان از پایـه اول بـه سـوم مـشهود اسـت و در مجموع تصاویر مـردان ۳ بـرابر تصاویر زنان است”(مجموعه مقالات اسلام و فمینیسم ۱۳۸۱).یا برای نمونه در راهکارهایی که در زمان موج دوم فمینیسم بـرای مـقابله بـا آن اتخاذ می شده آمده که”زنان در فیلم های سـینمایی بـه نـدرت شـاغل بـودند و اگـر زنی هم شاغل بود،معمولا در مشاغل سنتی زنانه بود و در بسیاری از فیلم ها زنان شاغل از این که راهی غیر از خانه داری و بچه داری را برگزیده بودند،اظهار پشیمانی می کردند.”و یا اینکه تـحقیقات روشن کرد”رفتار متفاوت با دختران و پسران نه تنها در خانواده بلکه در کلیه نهادهای اجتماعی صورت می گیرد،که باعث رانده شدن دختران به سوی نقش جنسیتی تعیین شده می گردد”(مشیرزاده ۱۳۸۸ ).

در جوامع دیـنی،سـنتی و یا رو به گذار مانند ایران وجود فرهنگ و برداشت های غلط و خودپندارانه از اسلام است که سبب کاهش مشارکت زنان برای حضور در جامعه می شود و این در صورتی است که در قانون اساسی چنین مـنعی وجـود ندارد.به هر ترتیب نوع فرهنگ های حاکم بر جامعه نقش بسزایی در شکل گیری شخصیت زنان و دختران دارد و در راستای همان،در آینده موجبات کاهش حضور ان ها را در جـامعه فـراهم می آورد.

در برخی از کشورهای جهان سـوم کـه مشارکت زن ها در بخش جدید پایین است.بعضی از ریشه ها را باید در موازین محلی جست وجو کرد که برای محدود کردن ارتباط زن ها با سایر مردهای غیروابسته آنـ ها را مـنزوی می کند(کار ۱۳۸۴).یا از دیـگر مـواردی که در جوامع در حال توسعه نظیر ایران وجود دارد که مشارکت زنان سبب بیکاری مردان می شود که البته مخالفین ترغیب زنان به بازگشت به حوزه خصوصی معتقد بودند برخلاف تصور رایج اشـتغال زنـان را مانع اشتغال مردان می دانند،آمارها و مستندات تجربی و آماری کشورهای مختلف نشان می دهد اشتغال زنان موجب اشتغال زایی بیشتر جامعه می گردد(زعفرانچی ۱۳۸۸).

سقف شیشه ای

در تعریف سقف شیشه ای گفته می شود:به موانع مـصنوعی و نـامرئی، تصمیمات سـازمانی و تعصبات مسئولان سازمان اطلاق می گردد که مانع پیشرفت اشخاص با صلاحیت و یا اقلیت ها(بویژه زنان)در داخل سـازمان ها می گردد.این اصطلاح به مفهوم نقطه ای است که پس از آن اقلیت ها و زنـان ارتـقا پیـدا نمی کنند.این اصطلاح از دهه ۱۹۷۰ در آمریکا شکل گرفت. امروزه واضح است که در سقف ها و دیوارهای نامرئی در اکثر محیط هـای کـاری برای اقلیت ها و زنان نشات گرفته از اعمال و روش های سازمانی و رفتاری وجود دارد که فرصت های پیـشرفت اقـوام و یـا نژادهای اقلیت را محدود می کند.به طور مثال در ۵۰۰ شرکت بزرگ آمریکا، زنان تنها یکی از ده موقعیت های سـطوح بالا در حد رئیس هیئت مدیره،مدیر عامل و یا معاونان مدیر عامل را بدست آورده اند(خوشنویس،(Nooormags.com.

بر اساس ایـن مـوضوع عدم حضور زنان در پست های مدیریتی ناشی از ضعف آنان نمی باشد و عوامل دیگری در این موضوع نقض ایفا می کند. بخشی از این عوامل را کلیشه های جنسیتی،تصویر ذهنی یکنواخت و قالب بندی شده ای از رفتارهای خاص مربوط به زنـان و مردان را بدون آنکه مورد بررسی و آزمون قرار گرفته باشند،ارائه می دهند. این کلیشه ها از طریق سیستم غالب در فرهنگ، استعاره ها،کنایه ها،داستان های اساطیری و نظایر آن به جامعه القا می شود.سقف شیشه ای به نوعی در تـبعیت از فـرهنگ حاکم در کل جامعه و دیدگاه های حاکم پیرامون زنان می باشد.

همچنین در مورد ارزشگزاری به کار زنان در سازمان ها از همه مدیران چه زن و چه مرد انتظار دارند تا عملکردشان عالی باشد،اما عملکرد زنان از اهـمیت خـاصی برخوردار است.کار کردن در حد و اندازه ای بیش از حد انتظار مردان، راهبردی بوده که مدیران موفق آن را به کار برده اند و اکثر این زنان آن را راهبردی اساسی یا نسبتا مهم دانسته اند.آنـها مـجبور بوده اند همیشه توانایی خود را ثابت کنند و برای این کار کوشیده اند تا بر انواع انگاره های منفی موجود در محیط کار که اغلب مردانه بوده، غلبه کنند.زیرا مردان کمتر به آنـها اعـتماد داشـته اند و در نتیجه مجبور به اثبات تـوانایی و لیـاقت خـود بوده اند(زمانی و امینی،۱۳۷۹ ).به نظر می رسد به مشارکت های آنها ارزش گذاشته نمی شد و جدی گرفته نمی شدند(سید جوادین و همکاران ۱۳۸۶).

همچنین در ماده ۷ میثاق بـین المللی حـقوق اقـتصادی،اجتماعی و فرهنگی از دولت ها می خواهد که هر شخص بـه بـهره مندی از شرایط مطلوب و عادلانه کار را به رسمیت شناخته و درآمد عادلانه و پرداخت برابر را تضمین کنند.همچنین دولت های عضو،دلایل اساسی پرداخـت های مـتفاوت مـانند ارزیابی شغلی مبتنی بر جنسیت یا درک وجود تفاوت هاتی بـاروری بین زنان و مردان را تشخیص داده و محو سازند(رواسیان ۱۳۸۸

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *