تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل تعزیه، هنر وقفی ایران و میراث جاویدانی از قلمرو آیین و ایمان‏!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل تعزیه، هنر وقفی ایران و میراث جاویدانی از قلمرو آیین و ایمان‏ بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل تعزیه، هنر وقفی ایران و میراث جاویدانی از قلمرو آیین و ایمان‏ از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل تعزیه، هنر وقفی ایران و میراث جاویدانی از قلمرو آیین و ایمان‏ شامل 58 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل تعزیه، هنر وقفی ایران و میراث جاویدانی از قلمرو آیین و ایمان‏ استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل تعزیه، هنر وقفی ایران و میراث جاویدانی از قلمرو آیین و ایمان‏ با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل تعزیه، هنر وقفی ایران و میراث جاویدانی از قلمرو آیین و ایمان‏ قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل تعزیه، هنر وقفی ایران و میراث جاویدانی از قلمرو آیین و ایمان‏ حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل تعزیه، هنر وقفی ایران و میراث جاویدانی از قلمرو آیین و ایمان‏ به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تعزیه، هنر وقفی ایران و میراث جاویدانی از قلمرو آیین و ایمان‏ :

مقدمه

ز دوستان و مُحبّان سیدالشهدا

به دستیاری هر کس شدست تکیه به پا

اگر شکوفایی و والایی هنر در قیام ظهوری و معراج عاشقانه هنرمندان در نظر گرفته شود و ارج و شأنی از قیامت قامت هنر مردمی در رَفِ چینیْ خانه دلِ اهل نظر اتراق کرده باشد و پرده‏دار حقیقت، غبار ریا و تکلّف و تصنّع از رخسار هنر اصیل برگیرد، آن‏گاه به حق‏الیقین خواهیم رسید و توصیف جانبازی هنرمندانه عاشقانِ راه حق را «شبیه‏خوانی» خواهیم خواند، و تعزیه را کامل‏ترین هنری خواهیم دانست که هم از دیدگاه زیبایی‏شناسی و هم از منظر اُنس و الفت با مردم عادی، هزار مهلکه و معرکه چشمگیر عیان می‏سازد، و بی‏ریا و صرفا با اتّکا به وفا و صفا و نقش شهدا در صحنه لم‏یزلیِ آزمونِ «اَلَستُ بربّکم؟ قالوا: بلی»، صد میدان عشق را می‏نمایاند و از غیرتمندان، امداد می‏طلبد تا سینه شرحه‏شرحه از فراق و داغدار خود را طبل مصائب قرار دهند و به گلبانگ عزا و در وزن رثا و از گاهِ بُریده شدن کاکل خون‏آلود هابیلِ وجیه به دست قابیلِ کریه، نوحه‏ها سر دهند و به دستیاری و همدلی، سر سپارِ هابیلیان مظلوم باشند و رُخ از قابیلیان مشؤوم بر تابند و غمکده‏ای بیارایند که نقل محفلش گلواژه‏های کلامی و چرخش و پویش خدمتگزاران مجلسش گُلچرخ رفتاری و تمام‏نمایش مصیبتش تعزیه یا شبیه‏خوانی باشد و هر دَم بیتی نغز بر زبان شاعری عزادار جاری شود که:

این مصیبت چون ندارد انتها

هر چه گویم گفته‏ام از ابتدا

امّا تعزیه، فقط نمایش مصیبت نیست؛ بلکه نیایشی است درخور بزرگواران و آنان که نقد «جان» وقف کردند و خیرات باقیاتی جز طریق وصول به حقیقت برجای نگذاشتند.

تعزیه، شرح ماجرای «وقف خونِ»، دریادلانی است که قباله مِهر الهی را به خون خود مُهر کردند.

تعزیه، طوماری است از وقفنامه جسم و پیکر و اوداجِ[۱] بریده نیکان و پاکان که کُوردلی اشقیا و جبر فرعونیان و شدّادان و نمرودیان را جان و جسم خستند و خون حلقِ خود را بر زمین بریان و سوخته از ظلم ظالمان جاری نمودند. پس تعزیه تذکاری از جوشش خونهای حمرا و رویش گُلهای احمری است که از شاهرگ یحیای حریرْ حلقوم و حسین (ع) تشنه جگر ـ و حتّی در قلمرو اسطوره از رگهای سیاوش گُل بدن ـ بر شوره‏زار ظلم‏آباد امیرانِ عهد عتیق و سفیانیانِ سفیه و افراسیابیان کریه ریخته است.

اینجاست که شاعری از مدّاحان آل‏اللّه‏ از ولایتی گمنام در شبیه‏نامه سیدالشهدا علیه‏السلام، به زبان حال از سوی زینب کبری (س) خطاب به شهیدِ اکبر، حسینِ جان بر کف و نشسته برلُجّه” ۲ ” خون در گودال قتلگاه و به زیر خنجر بُرّانِ شمربن‏ذی‏الجوشن می‏گوید:

حیف است خونِ حلق تو ریزند بر زمین

یحیای من! اجازه که تشتی بیاورم

چه وقفی بالاتر از «وقفِ جان و نَفَسْ» و چه موقوفه‏ای پُرثمرتر از بار درخت معرفت و آگاهی و خودآگاهی و دلْ‏آگاهی و چه وقفی راجح‏تر از «وقف قلم» در تحریر زندگینامه قاریان قَسَمنامه نون والقلم! چه وقفی گواراتر از یک «جو» یا یک «شعیر» یا «حبّه‏ای» و «پنگانی»[۲] آب از بهر تشنه‏لبان و حکّ نفرین‏نامه‏ای در حق یزیدیان بر مشربه سقّایان. که آبی بنوش و لعنت حق بر یزید کُن همین تقسیم و تسهیم آب و وقف آن بر تشنه‏لبان، با ذکر نام و یاد سالار و سقّای تشنه‏لبان ابوالفاضل علیه‏السّلام، در واقع از صدقات جاریه و باعث اجر دنیا و آخرت است.

چه وقفی‏پذیرفته‏تر از قربانی گوسفند نفس به مصداق «ذبح عظیم» در قربانگاه عشق خدا!

آری اسماعیل گُلچهره را ابراهیم (ع) به وقف و نذرِ جان و پیکر به مذبح حق می‏برد و صاحب کُلّ موقوفات جهان و آن قاضی حاجات، در صحنه آزمون، ابراهیم (ع) رابه ملاطفت و نوازش، پذیرا می‏شود و اسماعیل (ع) را «ذبیح خدا» می‏خواند[۳] و آن گاه ابراهیم (ع) به وقف دستان خود و به عشق و ایمان کعبه‏ای می‏سازد از بهر وقف، و واقف می‏گردد از برای عبادتگاهی که از مأذنه‏اش نام خدا برخیزد و از چاه زمزمش آبی به زُلالی قطرات اشک چشم بر جوشد و در عرفاتش، عرفان حاکم باشد و در صفا و مروه، طیّ طریق الی‏الحق صورت گیرد و در خلوتسرای آن درگاه، گهواره‏ای وقف مولود کعبه، علی اعلی (ع) آن شیدای حضرت پروردگار شود. الحق بیت‏الاحزان یعقوب (ع) نیز وقف ایّام هجران او در حسرت دیدار یوسف بود و ذُوالفقار علی (ع) وقف راه حق؛ زیرا که آن یلِ بی‏مثال شمشیر از بهر حقیقت می‏زد و از تظاهر گریزان بود.

پس ذکر مصائب آل‏اللّه‏ و گریستن بر آنان، «بکاء» منفعل نیست و «تعزیه، شرح قیام ظهوری و توصیف شکوفایی و مُردن از «عالم حیوانی و پر کشیدن از جهان خاکی و پَرّان شدن در آسمان عرش الهی و همدمی با کرّوبیان و همنشینی با ساقی کوثر علی (ع) و در نهایت آشکار ساختن کنز مخفی از زبان اولیاست» و تکیه و حسینیّه و عباسیّه و زینبیّه و جز آن، مأمنی برای تذکار از این خوبان خجسته و محل نفرین بر ستمگران گجسته[۴] و معلون است، از دیدگاه فرهنگ مادّی، حریم این تکایا با کُلّ اسباب و اثاث وقف عزاداران می‏باشد و از منظر جامعه‏شناسی تعاون .

«تکیه شریک»ها در ایّام عزا، خیمه و خرگاهی برپا می‏سازند و آرام‏آرام به صورت مراسم ادواری، عزاداری بر آل‏علی (ع) را در این محنتکده‏ها مرسوم می‏دارند. مسلما برای یادآوری شطّ فرات و نمایش دریادلی ابوالفاضل (ع)، تشتهای پُر آب را در گوشه‏ای از تکیه ـ به نماد فرات ـ قرار می‏دهند و عَلَمی به نشان علمداری عبّاس علیه‏السلام بر ستونی می‏بندند و شمایلی از شهادت هفتاد و دو تن به قلم نگارگری هنرمند، سینه دیواری را در تکیه می‏آراید و منبری که هنرمندی صاحب ذوق یا مؤمنی اهل صفا به عنوان وقف به این بیت‏الحزن تقدیم کرده در گوشه دیگری به چشم می‏خورد. پس تکیه، جایگاه عزاداری و محلّ اجرای شبیه‏خوانی و مأمن برگزاری مراسم تعزیه است، و اثاث‏البیت این مکانِ نظر کرده، در روزهای عافیت و به هنگام نیازمندی اهل محلّ طبق نظر واقف در شادمانی‏های شرعی و عُرفی، موجب آسوده‏خیالی مردم می‏شود، که آری عدّه‏ای صاحبِ سخا و فتوّت به نیّتِ «وقف» این وسایل را آماده کرده‏اند و خیرات باقیات داشته‏اند و مردم محلّه‏ای را از دریوزگی و تمنّا در برابر نااهلان بر حذر داشتند و حال می‏توان به امانت از این اثاث بهره بر گرفت و سپس به قدر وسع، به وسایل این الفت‏سرا افزود. در چنین مکانی است که تعزیه اجرا می‏گردد و میدانگاه این تکایا به زیر پای شبیه‏خوانان و ذاکران خبره و ماهر می‏لرزد، و این ذاکران و نطّاقان، «اجیر شرعی» آقا اباعبداللّه‏ (ع) می‏گردند و به «وقفِ نَفَسْ» و کلام و گفتار، وقف جان، وقف مال و متاع و… از کاروان سالار کربلا امداد می‏طلبند تا به سیر آفاق و انفس، خود نیز از واقفان خبیر باشند.

اینک با این مُقدّمه، می‏توان پلی زد از عرفان و ایمان به قلمرو تعزیه یا هنر مُقدّس شبیه‏خوانی به عنوان: «هنر وقفی ایران» و ظرایف و دقایق این بحث و گفتار را به منقاش دقّت برگرفت و توضیح و تفسیری درخور این هنر والا ارائه نمود

تعزیه، وقف، فرهنگ مادی

نخستین بحث در قلمرو وقف و تعزیه، به فرهنگ مادّی و شیوه بهره‏مندی از اماکن و اسباب و وسایل ویژه‏ای است که سوخته‏دلان به ساحت مُقدّس آقا اباعبداللّه‏ (ع) و سایر دریادلان تقدیم می‏دارند.

در این بخش، اوّلین موضوع مورد نظر شبیه‏خوانان، داشتن تکیه‏ای درخور تعزیه و اجرای شبیه‏خوانی است.

برخی از مؤمنان سخی حتّی منزل مسکونی خود را ـ به هنگام حیات خویش ـ در اختیار شبیه‏خوانان قرار می‏دهند و طبق وصیّت، سفارش می‏کنند که پس از در گذشتشان، ورّاث، منزل و کاشانه آنان را در ایّام خاص (مُحرّم و صفر) و برای همیشه به بانیان تعزیه بسپارند یا اگر ملکی دارند، اجازه ملک را بالکُلّ یا بخشی از اجاره‏بها را وقف تعزیه‏داری و شبیه‏خوانی می‏سازند. بسیار هنگام، باغ و کاروانسرا یا حجره و حمّام و آسیاب و… وقف مراسم شبیه‏خوانی است تا از طریق برداشت محصول یا دریافت حق‏الزّحمه یا دستمزد، ورثه آن مرحوم یا مرحومه، به وصایای عزیز از دست رفته گوش سپارند و خود را بانی تعزیه و برگزارکننده مجالس شبیه‏خوانی و خادم درگاه آقا اباعبداللّه‏ (ع) و اهل‏بیت طهارت و عصمت بدانند. در این زمینه شواهدی وجود دارد و نشان می‏دهد که بخصوص در دوره قاجار که شبیه‏خوانی به هر عنوان رونقی می‏یابد، معمولاً بانیان خیراندیشی که تکیه‏هایی را برای تعزیه و اقامه مراسم سوگواری برپا می‏کردند، برای نگهداری و تعمیر و مرمّت این تکایا، چندین دُکّان و حجره و تیمچه و مغازه را نیز وقف می‏کردند. هنوز خاطره زنده‏یاد کربلایی جبّار اردبیلی (اهل محلّه عالی‏قاپو) در ذهن مُعمّرین شهر اردبیل استوار است که آن مرحوم، به هنگام حیات، درآمد مغازه‏های مُتعلّق به خود ـ در جنب مسجد عالی‏قاپو ـ را وقف شبیه‏گردانی و تعزیه‏خوانی کرده بود و پس از مرگ بنا به وصیّتِ آن مردِ راه خدا، جنازه‏اش را در درگاه و آستانه مسجد عالی‏قاپو دفن نمودند.

زنده‏نام علی عناصری ـ والدِ راقم این سطور ـ نیز از بانیانِ جانْ شیفته تعزیه در اردبیل بود و هرچه از مال دنیا داشت، صرف آبروداری برای عزاداری و حفظ و حرمت هنر شبیه‏خوانی می‏کرد.

اگر رونقی در تعزیه آن دیار وجود دارد، همه از

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *