تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل جرقه ای که شاه را بر انداخت! یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل جرقه ای که شاه را بر انداخت! شامل 76 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل جرقه ای که شاه را بر انداخت! را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل جرقه ای که شاه را بر انداخت! با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل جرقه ای که شاه را بر انداخت! بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل جرقه ای که شاه را بر انداخت! با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل جرقه ای که شاه را بر انداخت! وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل جرقه ای که شاه را بر انداخت! با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل جرقه ای که شاه را بر انداخت! مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل جرقه ای که شاه را بر انداخت! :

آبان ماه ؛ حاج آقا روح الله مثل همیشه پنج دقیقه قبل از تشییع در جمع مردم در مسجد جواهری نجف حاضر شدند؛ تنها صد قدم همراه جماعت، پشت سر پیکر فرزندشان حرکت کردند، بعد راهشان جدا شد. جماعت، حاج آقا مصطفی را به سمت محل دفنش در حرم مطهر امیرالمؤمنین علیه السلام می بردند و حاج آقا روح الله به خانه برمی گشتند. آن روزها در نجف کسی اشک پدر داغدیده را ندید. خبر شهادت را هم که به او دادند، پدر دستشان را بر زمین گذاشتند و کمی سکوت کردند، بعد هم سه بار گفتند انالله واناالیه راجعون. پس از آن بود که در مراسمی فرمودند: «او امید آینده ی اسلام بود»… «من امید داشتم که این مرحوم شخص خدمتگزار و سودمند برای اسلام و مسلمین باشد، ولی، لا رادَّ لَقضائِهِ وَ اِنَّ اللهَ لَغَنیٌ عَنِ العالمین.» شهادت حاج آقا مصطفی خمینی حادثه ای بود با لطمه ای جبران ناپذیر؛ اما خداوند متعال در همین حادثه نیز خیری قرار داده بود.

پس از شهادت حاج آقا مصطفی در سراسر کشور مجالس ترحیمی از سوی دوستداران امام و نهضت اسلامی برگزار شد و این، سرآغاز سلسله ی مراسم های چهلم متعدد شهدای قیامهای مردم در شهرهای قم، تبریز و… شده بود. در کنار تأثیر شهادت حاج آقا مصطفی در روند پیروزی انقلاب اسلامی، بررسی علت و انگیزه ی دشمن از حذف او حائز اهمیت است. نسبت حاج آقا مصطفی با رهبری نهضت و ویژگی های شخصیتش او را به یکی از اصلی ترین یاران نهضت حضرت امام خمینی رحمه الله تبدیل کرده بود.

بی جهت نبود که حضرت آیت الله خامنه ای در دومین سالگرد شهادت حاج آقا مصطفی میگوید: «مصطفی امید آینده ی ما و خمینیِ آینده ی ایران بود. آن استعداد و دانش زیاد، روحیّه ی بسیار خوب و عالی و اندیشه ی درست، میتوانست برای آینده ی ایران ذخیره ای پایان ناپذیر باشد و حادثه ی شهادت او، می توانست نشان دهنده ی شخصیت معنوی او باشد.»[۱]

بررسی نقش شهید آیت الله سید مصطفی خمینی در نهضت اسلامی مردم ایران، علّت بیان چنین عبارات مهمّی را روشن تر میکند. آنچه در ادامه می آید نگاهی گذرا به نقش محوری ایشان در نهضت مبارزه و تأثیر شهادت او بر پیشبرد انقلاب اسلامی با محوریّت سخنان حضرت آیت الله خامنه ای است.

مفسّر اعلامیّه های امام

اگر از پیشینه ی مبارزاتی حاج سیّدمصطفی خمینی قبل از آغاز نهضت امام و همچنین ارتباطش با فدائیان اسلام صرف نظر کنیم، شاید بتوان اوّلین فصل ورود آشکار وی به مبارزات را سال دانست؛ مقطعی که حتّی برخی از بزرگان علم و سیاست نسبت به مسائل سیاسی کشور غافل بوده یا ساده انگاری میکردند. حضرت آیت الله خامنه ای درباره ی هوش و درک سیاسی حاج آقا مصطفی میگویند: «از لحاظ سیاسی مرحوم حاج آقا مصطفی فرد فوق العاده با استعدادی بود. در هر کاری و در هر چیزی که وارد میشد، آن استعداد و هوشمندی فوق العاده در ایشان محسوس بود و در آن کار، خودش را نشان میداد.. .. بعد از آنکه همه ی روحانیّت قم به تبع امام رحمه الله وارد میدان مبارزه شدند و امام رحمه الله محور این مبارزه قرار داشتند، ایشان هم که فرزند امام رحمه الله بودند، مثل همه وارد مقولات سیاسی و مبارزه شدند و مسائل سیاسی را بسیار خوب میفهمیدند. یادم می آید که ایشان بعضی از اعلامیه های امام رحمه الله را تفسیر میکرد. در همان اواخر سال و اوایل سال بعضی از اعلامیه های امام رضوان الله تعالی علیه را یک معانی و تفاسیری میکرد که خیلی جالب و شیوا بود. آدم میدانست که ذوق دارد و میفهمد که همین جور درست است. درک سیاسی خوبی داشت… بسیار درک سیاسی ایشان بالا و واقع بینانه و تیز بود.»[۲] نمونه ای از این درک سیاسی بالا، اعتقاد به اهمّیّت تبلیغات خارج از کشور از همان ابتدای نهضت است؛ به عنوان نمونه بر اساس اسناد ساواک، در همان سال که به همراه والده ی مکرّمه شان به زیارت عتبات عالیات رفته بودند، در عراق هم فعّالیّت سیاسی شان ادامه داشت.[۳] بعدها نیز علاوه بر برنامه های مفصّل ایشان در ایّام حج[۴]و سفرهای متعدّد زیارتی با محتوای مبارزاتی، نمایندگانی از جانب ایشان به برخی کشورهای حاشیه ی خلیج فارس رفتند.[۵]

مدیرِ بیتِ مبارزه

پس از بازگشت از عتبات، مدیریّت فعّالیّتهای سیاسی بیت امام خمینی رحمه الله کاملاً بر عهده ی فرزندشان حاج آقا مصطفی بود. «ایشان به عنوان یک شخصیّت فاضل، باسواد، فهیم و با ذکاوت در دستگاه امام رحمه الله بود. و این طبیعی است کسی که دُوروبَر شخصیّت بزرگی مثل امام رحمه الله باشد و در این حد از استعداد و هوش هم باشد، روی جهت گیری ها و روند کار مبارزه اثر میگذارد و لذا وجود ایشان مؤثّر و حضورشان در دوران مبارزه و در شور مبارزه در بیت امام رضوان الله تعالی علیه همیشه مشهود بود. ضمناً لازم است همین جا این مطلب را بگویم که ایشان در بیت امام که حضور پیدا میکرد، داخل جمعیّت می نشست و مثل یک طلبه بود؛ یعنی کسی که ایشان را نمی شناخت، تصوّر نمیکرد این آدم پسر برجسته ی امام و صاحب این بیت باشد که همه به خاطر او و به احترام او به اینجا آمده اند. از زمانی که مبارزه شروع شد، منزل امام رحمه الله محل رفت وآمد بود و طلّاب و فضلا از تهران و کسانی که در کوران مبارزه بودند به این خانه مرتّب در رفت وآمد بودند و اعلامیّه های امام رحمه الله که تکثیر میشد و پلی کپی شده اش به بیت امام می آمد، آنجا بین افراد توزیع میشد. لذا در داخل خانه ی امام رحمه الله و بیرونی آن خیلی فعّالیّت انجام میگرفت و هر وقت ما آنجا میرفتیم -که غالباً هم از هر فرصتی استفاده میکردیم و هر روز تقریباً منزل امام رضوان الله تعالی علیه میرفتیم- آنجا محلّ بحث بود و بحثهای سیاسی میشد، یعنی یک کانون مبارزه بود که البتّه خود امام رحمه الله در میان جمع نبودند امّا در اتاق خودشان ملاقاتهایی با ایشان انجام می گرفت و این ملاقات ها گاهی خصوصی و گاهی هم عمومی بود. امّا منهای ملاقات با امام رحمه الله، این جمع در بیرونی بیت امام مرتّب حضور داشتند و حاج آقا مصطفی هم در این جمع بود. من از خاطر نمیبرم آن منظره ی نشستن حاج آقا مصطفی را. برخلاف غالب ابنای آقایان علما و بزرگان که معمولاً یک حالت صاحب خانگی و همه کارگی و محور شدن پیدا می کنند و افراد را به خودشان جذب می کنند و با تحکّم در بین آن بیوتی که ما آن وقت ها میدیدیم، یک چنین چیزهایی معمول بود، ولی مطلقاً از حاج آقا مصطفی در بیت امام با آن همه شلوغی و رفت وآمد و رونقی که این بیت داشت، چنین چیزهایی مشهود نبود. درحالی که حضور ایشان در آنجا محسوس بود، چنان که خط میداد و رأی و نظر میداد و قاعدتاً با امام رحمه الله هم لابد صحبت میکرد و ماها هم که مرتّب به آنجا رفت وآمد داشتیم، همیشه نظراتش را می شنیدیم، به این معنا که بحث میکردیم و هر کس یک چیزی می گفت. ایشان هم صاحب نظر بود.»[۶]

اوّلین فریاد قیام خرداد

جنایات رژیم شاه ادامه داشت؛ حمله به دانشگاه، حمله به حوزه های علمیّه در قم و فاجعه ی مدرسه ی فیضیّه و حادثه ی مدرسه ی خان (حضرت آیت الله بروجردی). دست آخر هم که دستگیری امام پس از سخنرانی افشاگرانه در عاشورای ، اوج ماجرا را رقم زد.

حاج آقا مصطفی که از نزدیک شاهد هجوم مأموران و دستگیری پدرش در نیمه شب بود، نقش بسیار مهمّی را در افشای این واقعه ایفا نمود. ساعت صبح روز خرداد و ساعاتی پس از دستگیری امام خمینی، صحن مطهّر حرم حضرت معصومه سلام الله علیها مملو از جمعیت بود و مردم شعار میدادند: «یا مرگ یا خمینی» و «خمینی بت شکن آزاد باید گردد». آقا مصطفی هم روی منبر کوتاهی روبه روی ایوان آیینه نشسته بود و برای مردم صحبت میکرد.

حضرت آیت الله خامنه ای که آن روزها برای افشای جنایات رژیم در واقعه ی فیضیّه به بیرجند مسافرت کرده و پس از دستگیری و بازجویی به مشهد منتقل شده بود، نقش حاج آقا مصطفی در آگاه سازی مردم و راه اندازی حرکت اعتراضی نسبت به دستگیری امام را این گونه شرح میدهند: «نقش دیگر ایشان بعد از حادثه ی خرداد بود. ایشان راوی و شاهد نزدیک حادثه بود. هنگامی که امام رحمه الله را دستگیر کردند، اولین کسی بود که فریادش را بلند کرد و مردم قم را در جریان گذاشت و این فریاد رسای حاج آقا مصطفی بود که مردم را برانگیخت و آنها به هوش آمدند و بیدار شدند و فهمیدند که چه حادثه ای واقع شده و امامشان را برده اند. البتّه من آن وقت قم نبودم، یعنی در مأموریّت بودم تا مسائل قم را در منبر بیان کنم، امّا شنیدم مردم در صحن قم جمع میشدند و چند نفر از طلبه های فعّال و جوان و مبارز و همچنین چند نفری از کسبه ی قم که به نام و نشان معروف هستند، اینها آن اجتماع را از لحاظ شعار و غیره هدایت میکردند و کمک میکردند و در این بین حاج آقا مصطفی می آمدند روی منبر و حضور ایشان در صحن، آن هم درحالی که از در و دیوار خون و آتش می بارید و بوی مرگ می آمد، واقعاً حرکت عجیبی بود. به طوری که نقل میکنند مردم را به هیجان آورده بود و کانون مبارزه از همان جایی شروع میشد که حاج آقا مصطفی در صحن و در میان جمعیّت حاضر میشد. خلاصه اینکه حاج آقا مصطفی، این مرد شجاع، حقّاً و انصافاً این شایستگی را داشت که ما او را فرزند یک چنین مرد عظیم و چهره ی بزرگی بدانیم و شجاعتش را هم داشت که در موضع پسر امام رحمه الله ظاهر بشود.»[۷]

رابطِ امام و انقلابیون

تلاش برای آزادی پدر، فعّال نگه داشتن نهضت امام و مدیریّت بیت ایشان، سه مسئولیّتی بود که شهید مصطفی خمینی بر دوش کشیده و شاید هیچ کس در آن شرایط بحرانی، نمی توانست اینگونه ایفای نقش کند. حضرت امام رحمه الله پس از حدود دو ماه، از بازداشتگاه به منزلی در داودیه و سپس قیطریه ی تهران منتقل و در آنجا به مدّت حدود یک سال تحت کنترل و حفاظت بودند. در این مدت آقا مصطفی به عنوان رابط بین امام رحمه الله و یارانش ایفای نقش می کرد. ساواک در گزارشی در این باره چنین می نویسد: «طبق اطلاع واصله اخیرا پسر آیت الله خمینی با افراد متنفذ و مخالف دولت در تماس می باشد، چون مشارالیه می تواند با پدرش ملاقات نماید از این لحاظ رابط بین پدرش و افراد مخالف دولت است.»[۸]

حضرت آیت الله خامنه ای یکی از این معدود افرادی بود که موفق شده بود در این ایام به دیدار حضرت امام خمینی برود. ایشان خاطره ی این دیدار را این گونه بازگو می کنند: «پس از بازداشت ایشان را آوردند در منزلی که در آن منزل با همه ی خانواده شان تقریباً محصور بودند، حاج آقا مصطفی هم در خدمت امام بود. من خاطره ی خیلی لذت بخشی از سال دارم و آن این است که من از زندان آزاد شده بودم و خیلی مشتاق بودم که بروم امام رحمه الله را زیارت کنم. آمدم با زحمت منزل امام رحمه الله را که در قیطریه ی شمیران بود پیدا کردم. وقتی رسیدم آنجا دیدم پاسبان ها آنجا هستند و نمی گذارند کسی خدمت امام برود. خیلی ساده به پاسبان ها گفتم که من از زندان آزاد شدم و شاگرد امام رحمه الله هستم و اصرار کردم که می خواهم بروم ایشان را زیارت کنم. یکی از آنها مخالفت و دیگری موافقت کرد. بالاخره پس از اصرار زیاد با ده دقیقه ملاقات موافقت کردند. گفتم باشد و تا بیت امام با عجله دویدم و در زدم. حاج آقا مصطفی در را باز کرد. دیدن حاج آقا مصطفی در آنجا بعد از مدتی که ایشان را ندیده بودم خیلی برای من جالب بود. رفتیم خدمت امام. دقایقی خدمت امام بودم و آمدم بیرون و قدری هم با حاج آقا مصطفی صحبت کردم و بعد آمدم. به هر حال ایشان خدمت امام بودند که این جزو آن لحظات حساس زندگی امام رحمه الله محسوب می شود.»[۹] صدور نامه و اعلامیه های مختلف[۱۰]، ملاقات با مراجع تقلید[۱۱] و ارتباط مستمر با مبارزین[۱۲]، از جمله فعّالیّت های مرحوم سیّد مصطفی در این مدّت بود که من

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *